ماده ۲۸۱ – سوگند باید مطابق قرار دادگاه و با لفظ جلاله (والله – بالله – تالله) یا نام خداوند متعال به سایر زبانها ادا گردد و در صورت نیاز به تغلیظ، دادگاه کیفیت ادای آن را از حیث زمان، مکان و الفاظ تعیین مینماید. در هر حال فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان در ادای سوگند به نام خداوند متعال نخواهد بود. مراتب اتیان سوگند صورتجلسه میگردد.
دسته: قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی)
📜⚖️🏛️ متن کامل قانون آیین دادرسی مدنی | مرجع رسیدگی به دعاوی حقوقی در دادگاههای عمومی و انقلاب

ماده ۲۸۰ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۸۰ – در حدود شرعی، حق سوگند نیست مگر در سرقت که فقط نسبت به جنبه حقالناسی آن سوگند ثابت است، ولی حد سرقت با آن سوگند ثابت نخواهد شد.

ماده ۲۷۹ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۹ – هرگاه خواهان در دعوای بر میت، وارث صاحب حق باشد و بر اثبات ادعای خود اقامه بینه کند، علاوه بر آن باید اداء سوگند نماید. در صورت عدم اتیان سوگند، حق مورد ادعا ساقط خواهد شد.
تبصره ۱ – در صورت تعدد وراث، هر یک نسبت به سهم خود باید ادای سوگند نمایند. چنانچه بعضی ادای سوگند نموده و بعضی نکول کنند، ادعا نسبت به کسانی که ادای سوگند کردهاند ثابت و نسبت به نکولکنندگان ساقط خواهد شد.
تبصره ۲ – چنانچه وراث خوانده متعدد باشند و خواهان شخص دیگری باشد، پس از اقامه بینه توسط خواهان، ادای یک سوگند کفایت میکند.
ماده ۲۷۸ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۸ – در دعوای بر میت پس از اقامه بینه، سوگند خواهان نیز لازم است و در صورت امتناع از سوگند، حق وی ساقط میشود.

ماده ۲۷۷ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۷ – در کلیه دعاوی مالی که به هر علت و سببی به ذمه تعلق میگیرد، از قبیل قرض، ثمن معامله، مالالاجاره، دیه جنایات، مهریه، نفقه، ضمان به تلف یا اتلاف – همچنین دعاوی که مقصود از آن مال است از قبیل بیع، صلح، اجاره، هبه، وصیت به نفع مدعی، جنایت خطائی و شبه عمد موجب دیه – چنانچه برای خواهان امکان اقامه بینه شرعی نباشد، میتواند با معرفی یک گواه مرد یا دو گواه زن به ضمیمه یک سوگند ادعای خود را اثبات کند.
تبصره – در موارد مذکور در این ماده ابتدا گواه واجد شرایط شهادت میدهد، سپس سوگند توسط خواهان ادا میشود.
ماده ۲۷۶ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۶ – هرگاه خوانده در جلسه دادرسی در قبال ادعای خواهان به علت عارضهای از قبیل لکنت زبان یا لال بودن سکوت نماید، قاضی دادگاه رأساً یا به وسیله مترجم یا متخصص امر، مراد وی را کشف یا عارضه را برطرف مینماید و چنانچه سکوت خوانده و استنکاف وی از باب تعمد و ایذاء باشد، دادگاه ضمن تذکر عواقب شرعی و قانونی کتمان حقیقت، سه بار به خوانده اخطار مینماید که در نتیجه استنکاف، ناکل شناخته میشود، در اینصورت با سوگند خواهان دعوا ثابت و حکم بر محکومیت خوانده صادر خواهد شد

ماده ۲۷۵ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۵ – هرگاه خوانده در پاسخ خواهان ادعایی مبنی بر برائت ذمه از سوی خواهان یا دریافت مال مورد ادعا یا صلح و هبه نسبت به آن و یا تملیک مال به موجب یکی از عقود ناقله نماید، دعوا منقلب شده، خواهان، خوانده و خوانده، خواهان تلقی میشود و حسب مورد با آنان رفتار خواهد شد.

ماده ۲۷۴ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۴ – چنانچه منکر از ادای سوگند و رد آن به خواهان نکول نماید، دادگاه سه بار جهت اتیان سوگند یا رد آن به خواهان، به منکر اخطار میکند، در غیر اینصورت ناکل شناخته خواهد شد.
با اصرار خوانده بر موضع خود، دادگاه ادای سوگند را به خواهان واگذار نموده و با سوگند وی، ادعا ثابت و به موجب آن حکم صادر میشود و در صورت نکول خواهان از ادای سوگند، ادعای او ساقط خواهد شد.
ماده ۲۷۳ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۳ – چنانچه خوانده از ادای سوگند امتناع ورزد و سوگند را به خواهان واگذار نماید، با سوگند وی ادعایش ثابت میشود و در صورت نکول، ادعای او ساقط و به موجب آن حکم صادر میگردد.

ماده ۲۷۲ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب ( در امور مدنی)
ماده ۲۷۲ – هرگاه خواهان (مدعی) فاقد بینه و گواه واجد شرایط باشد و خوانده (مدعی علیه) منکر ادعای خواهان بوده، به تقاضای خواهان، منکر ادای سوگند مینماید و به موجب آن ادعا ساقط خواهد شد.










