هدر سایت مالیاتی

دسته: قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (‌در امور کیفری)

🚨⚖️🔒 راهنمای کامل آیین دادرسی کیفری | متن قانون دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور جزایی

  • ماده ۲۳۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۸ جهات زیر عذر موجه محسوب می‌شود:
    الف – ابتلاء به مرضی که مانع از حرکت است.
    ب – در توقیف یا در سفر بودن.
    ج – عدم امکان تردد و ارتباط به علت حوادث و بلایای غیرمترقبه.

    تبصره – هرگاه محکوم‌علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد رأی شود که نتوانسته در مهلت مقرر درخواست تجدیدنظر خود را تقدیم دارد، ظرف یک‌هفته از تاریخ اطلاع، درخواست خود را به دادگاه صادر کننده رأی تقدیم می‌کند، در صورت اثبات ادعا عذر موجه محسوب می‌گردد.

  • ماده ۲۳۷ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۷ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۷ – در صورتی که در مهلت مقرر دادخواست یا درخواست تجدیدنظر به دادگاه صادر کننده حکم تقدیم نشده باشد، درخواست‌کننده با ذکر دلیل و بیان عذر خود تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادر کننده رأی تقدیم می‌نماید. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که موجب عدم درخواست تجدیدنظر در مهلت مقرر بوده، رسیدگی و در صورت موجه شناختن عذر نسبت به پذیرش درخواست یا دادخواست تجدیدنظر اقدام نماید.

  • ماده ۲۳۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۶ مهلت درخواست تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است، مگر در موارد مذکور در بندهای (الف)، (ب) و (ج) ماده (۲۳۵) و بند (د) ماده (۲۴۰) این قانون.

  • ماده ۲۳۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۵آرای دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد زیر نقض می‌گردد:
    ‌الف قاضی صادر کننده متوجه اشتباه خود شود،
    بقاضی دیگری پی به اشتباه رأی صادره ببرد به نحوی که اگر به قاضی صادر کننده رأی تذکر دهد متنبه شود.
    جقاضی صادر کننده رأی صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد.

    تبصره ۱ – منظور از قاضی دیگر مذکور در بند (ب) عبارت است از رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور، رئیس حوزه قضایی و یا هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی پرونده تحت نظر او قرار می‌گیرد.

    تبصره ۲ – در صورتیکه دادگاه انتظامی قضات تخلف قاضی را مؤثر در حکم صادره تشخیص دهد، مراتب را به دادستان کل کشور اعلام می‌کند تا به اعمال مقررات این ماده اقدام نماید.

    تبصره ۳ – چنانچه قاضی صادر کننده رأی متوجه اشتباه خود شود، مستدلاً پرونده را به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌دارد. دادگاه یاد شده با توجه به دلیل ابرازی، رأی صادره را نقض و رسیدگی ماهوی خواهد کرد.

    تبصره ۴ – در صورتی که هر یک از مقامات مندرج در تبصره (۱) پی به اشتباه رأی صادره ببرند، ابتداء به قاضی صادر کننده رأی تذکر می‌دهند، چنانچه وی تذکر را پذیرفت، برابر تبصره (۳) اقدام می‌نماید و در غیر این صورت پرونده را به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌دارد. دادگاه یاد شده در صورت پذیرش استدلال تذکردهنده رأی را نقض و رسیدگی ماهوی می‌نماید، وگرنه رأی را تأیید و برای اجراء به دادگاه بدوی اعاده می‌نماید.

    تبصره ۵ – در صورتی که عدم صلاحیت قاضی صادر کننده رأی ادعا شود، مرجع تجدیدنظر ابتداء به اصل ادعا رسیدگی و در صورت احراز، رأی را نقض و دوباره رسیدگی خواهد کرد.

  • ماده ۲۳۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۴ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۴ – در مواردی که رأی دادگاه راجع به جنبه کیفری و دعوای ضرر و زیان تواماً صادر شده، چنانچه یکی از جنبه‌های مذکور قابل درخواست تجدیدنظر باشد، جنبه دیگر رأی نیز به تبع آن قابل درخواست تجدیدنظر بوده و صلاحیت مرجع تجدیدنظر نیز بر همین مبنا خواهد بود.

  • ماده ۲۳۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۳ مرجع تجدیدنظر آرای دادگاه‌های عمومی و انقلاب هر حوزه قضایی، دادگاه تجدیدنظر همان استان است، مگر در موارد ذیل که مرجع تجدیدنظر آنها دیوان عالی کشور خواهد بود:
    ‌الف – جرائمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم باشد.
    ‌ب – جرائمی که مجازات قانونی آنها قطع عضو، قصاص نفس یا اطراف باشد.
    ‌ج – جرائمی که مجازات قانونی آنها حبس بیش از ده سال باشد.
    ‌د – مصادره اموال.

  • ماده ۲۳۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ‌باب سوم ‌تجدیدنظر احکام

    ‌فصل اول – کلیات

    ماده ۲۳۲ آرای دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری قطعی است مگر در موارد ذیل که قابل درخواست تجدیدنظر می‌باشد:
    ‌الف جرائمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم است.
    ‌بجرائمی که به موجب قانون مشمول حد یا قصاص نفس و اطراف می‌باشد.
    ‌جضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و مصادره اموال.
    ‌دجرائمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه کامل است.
    ‌هجرائمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصدهزار ریال باشد.
    ‌و محکومیت‌های انفصال از خدمت.
    ‌تبصره – منظور از آرای قابل درخواست تجدیدنظر در موارد فوق اعم از محکومیت، برائت، منع تعقیب یا موقوفی تعقیب است.

  • ماده ۲۳۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۱اختصاصی بودن بعضی از شعب دادگاه‌های عمومی مانع از ارجاع سایر پرونده‌ها به آن شعب نمی‌باشد.

  • ماده ۲۳۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۳۰آراء دادگاه رسیدگی‌کننده به جرائم اطفال برابر مقررات مربوط قابل تجدیدنظر می‌باشد.

  • ماده ۲۲۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۲۹ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب‌ (در امور کیفری)

    ماده ۲۲۹ – دادگاه رسیدگی‌کننده به جرائم اطفال حسب گزارش‌هایی که از وضعیت اطفال و تعلیم و تربیت آنان از کانون اصلاح و تربیت دریافت می‌کند، می‌تواند در تصمیمات قبلی خود یک بار تجدیدنظر نماید، به این طریق که مدت نگهداری را تا یک چهارم تخفیف دهد.