ماده ۳۹ – درصورتی که وکیل استعفای خود را به دادگاه اطلاع دهد، دادگاه به موکل اخطار میکند که شخصاً یا توسط وکیل جدید، دادرسی را تعقیب نماید و دادرسی تا مراجعه موکل یا معرفی وکیل جدید حداکثر به مدت یک ماه متوقف میگردد.
وکیلی که دادخواست تقدیم کرده در صورت استعفاء، مکلف است آن را به اطلاع موکل خود برساند و پس از آن موضوع استعفای وکیل و اخطار رفع نقص توسط دادگاه به موکل ابلاغ میشود، رفع نقص به عهده موکل است.
خیر. برای انجام امور عادی و شکلی دادرسی (مانند تقدیم دادخواست، حضور در جلسات، دفاع از موکل)، وکیل دارای اختیار است. اما برای اقدامات حقوقی سرنوشتساز و ماهوی (مثل سازش یا ارجاع به داوری) حتماً نیاز به تصریح دارد.
حق سازش (صلح) یکی از مهمترین اختیاراتی است که به ماهیت دعوا پایان میدهد. به همین دلیل، وکیل بدون قید صریح این اختیار، نمیتواند به نام موکل اقدام به سازش کند.
خیر. رویه قضایی و حقوقی بر این است که برای اعمال اختیارات ماده ۳۹ (مثل سازش، ادعای جعل، یا ارجاع به داوری)، وکالتنامه باید صریحاً و به وضوح به نام آن اختیار اشاره کند و عبارات کلی کافی نیستند.
وکیل برای طرح این ادعاها و همچنین استرداد سند (و سایر اعمالی که به اصل سند ارتباط پیدا میکند) نیاز به تصریح اختیار در وکالتنامه دارد، زیرا این اقدامات پیامدهای حقوقی مهمی برای موکل به دنبال دارند.
چگونه یک وکیل میتواند با رعایت ماده ۳۹، اختیارات لازم برای سازش و داوری را از موکل کسب کند؟
- مشورت و توافق با موکل:
وکیل باید پیش از تنظیم وکالتنامه، در مورد اختیارات خاصی چون سازش، داوری و تعیین کارشناس با موکل صحبت و توافق کند.
- قید صریح اختیارات در وکالتنامه:
هنگام تنظیم وکالتنامه (رسمی یا اداری)، باید تمامی اختیارات خاصی که قرار است وکیل انجام دهد (مثلاً: “وکیل دارای اختیار کامل در صلح و سازش، ارجاع امر به داوری و تعیین داور میباشد”)، به صورت مجزا و صریح در متن وکالتنامه ذکر شوند
- تأیید موکل:
وکیل باید امضا یا تأیید موکل را در کنار هر یک از اختیارات خاص اخذ کند تا شبههای در اراده موکل باقی نماند.




