ماده 1075 قانون مدنی

نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
ماده 1074 قانون مدنی

حکم ماده فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد.
ماده 1073 قانون مدنی

اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.
ماده 1072 قانون مدنی

در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمیتواند موکله را برای خود تزویج کند، مگر این که این اذن صریحاً به او داده شده باشد
ماده 1071 قانون مدنی

هر یک از مرد و زن میتواند برای عقد نکاح وکالت به غیر دهد.
ماده 1070 قانون مدنی

رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هر گاه مکره بعد از زوال کُره عقد را اجازه کند نافذ است، مگر این که اکراه به درجهای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.
ماده 1069 قانون مدنی

شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر این که مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلا مهر ذکر نشده باشد.
ماده 1068 قانون مدنی

تعلیق در عقد موجب بطلان است
ماده 1067 قانون مدنی

تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.
ماده 1066 قانون مدنی

هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع میشود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشای عقد باشد.