مازندران آمل خیابان طالقانی – مشاور رسمی مالیاتی وحید اکبری | 09113252050

ابطال عبارت «با سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹» از بند ۸ ماده ۳ تصویب‌نامه شماره ۱۱۳۶۳/ت۵۷۶۲۲هـ مورخ ۱۳۹۹/۲/۱۰ هیات وزیران

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در رسیدگی به شکایت آقای بهمن زبردست، بند ۸ ماده ۳ تصویب‌نامه شماره ۱۲۵۳۶؍ت۵۸۷۱۵هـ مورخ ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ هیأت وزیران را بررسی کرد. بر اساس این مقرره، سازمان امور مالیاتی کشور، گمرک و سازمان خصوصی‌سازی مکلف بودند اسناد خزانه اسلامی را فقط در صورتی برای تسویه بدهی‌های مالیاتی بپذیرند که سررسید آن‌ها حداکثر تا پایان سال ۱۴۰۰ باشد.دیوان با استناد به بند «ل» تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۴۰۰ اعلام کرد که قانونگذار به طور مطلق اجازه داده است در مواردی که مطالبات پیمانکاران از دولت از طریق اسناد خزانه اسلامی پرداخت می‌شود، این اوراق به سازمان امور مالیاتی تحویل و معادل مبلغ اسمی آن از بدهی مالیاتی پیمانکار کسر شود و در قانون هیچ محدودیتی درباره سررسید اوراق پیش‌بینی نشده است.از آنجا که در عمل دولت مطالبات پیمانکاران را گاه با اسناد خزانه با سررسیدهای بلندمدت پرداخت می‌کند، محدود کردن پذیرش این اوراق به سررسید تا پایان سال ۱۴۰۰ موجب محروم شدن پیمانکاران از امکان تسویه بدهی مالیات بر ارزش افزوده با این اوراق می‌شود. بنابراین این محدودسازی خلاف اطلاق قانون بودجه و خارج از حدود اختیار هیأت وزیران تشخیص داده شد و اطلاق بند ۸ ماده ۳ آیین‌نامه اجرایی قانون بودجه ۱۴۰۰ مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ابطال گردید.
تصویر وحید اکبری

وحید اکبری

فهرست مطالب


گردش کار

شاکی: آقای بهمن زبردست

موضوع شکایت و خواسته: ابطال عبارت

«با سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹»

از بند (۸) ماده (۳) تصویب‌نامه

۱۱۳۶۳/ت۵۷۶۲۲هـ-۱۳۹۹/۲/۱۰

هیأت وزیران


گردش کار

شاکی به موجب دادخواستی ابطال عبارت

«با سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹»

از بند (۸) ماده (۳) تصویب‌نامه

۱۱۳۶۳/ت۵۷۶۲۲هـ-۱۳۹۹/۲/۱۰

هیأت وزیران را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

«ریاست محترم دیوان عدالت اداری

با سلام و احترام، به استحضار می‌رساند، در بند (م) تبصره ۶ ماده واحده قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور، مقرر شده، «در معاملات پیمانکاری که کارفرما یکی از دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه است، کارفرما موظف است همزمان با هر پرداخت، مالیات ارزش افزوده متناسب با آن را به پیمانکار پرداخت کند. تا زمانی که کارفرما مالیات بر ارزش افزوده را به پیمانکار پرداخت نکرده باشد، سازمان امور مالیاتی کشور حق مطالبه آن از پیمانکار یا اخذ جریمه دیرکرد از وی را ندارد. در مواردی که بدهی کارفرما به پیمانکار به صورت اسناد خزانه اسلامی پرداخت می‌شود در صورت درخواست پیمانکار، کارفرما موظف است این اوراق را عیناً به سازمان امور مالیاتی کشور تحویل دهد. سازمان امور مالیاتی کشور معادل مبلغ اسمی اوراق تحویلی را از بدهی مالیاتی پیمانکار کسر و اسناد مذکور را به خزانه‌داری کل کشور ارائه می‌کند. خزانه‌داری کل کشور موظف است معادل مبلغ اسمی اسناد خزانه تحویلی را به عنوان وصولی مالیات منظور کند.»

چنانکه می‌بینیم، مقنن با این استدلال که اگر دولت بدهی خود به پیمانکاران را با صدور اسناد خزانه بلندمدت تسویه کرده، پیمانکاران نیز می‌توانند بدهی مالیات بر ارزش افزوده خود را با همین اسناد تسویه کنند. مجوز قانونی چنین تسویه‌ای را بدون تعیین شرطی در خصوص سررسید اوراق خزانه مذکور صادر نموده. در واقع هر چه سررسید اوراق بلندمدت‌تر باشد، پیمانکار دریافت‌کننده اوراق، جهت تسویه بدهی مالیات بر ارزش افزوده با آن ذی‌حق‌تر است، چرا که فلسفه این تبصره در قانون بودجه این است که در ازای تسویه طلب پیمانکار از دولت با اوراق خزانه به سررسید بلندمدت، متقابلاً بدهی مالیات بر ارزش افزوده‌ای که وجهی هم بابت آن دریافت نشده، با همین اوراق تسویه گردد.

با این همه در بند ۸ ماده ۳ تصویب‌نامه هیأت وزیران، این تسویه منحصر به «اسناد خزانه اسلامی دولت با سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹» شده، که مصداق نقض غرض و مغایر با بند (م) تبصره ۶ ماده واحده قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور است.

اگرهم مبنای چنین شرطی، سالانه بودن قوانین بودجه بوده، باید توجه داشت که صدور اوراق خزانه با سررسید بیش از یک سال نیز بر مبنای همین قانون بودجه صورت گرفته، پس از این حیث نیز تعیین چنین شرطی درست نیست.

لذا با توجه به این مغایرت قانونی و از آنجا که توسیع و تضییق حدود و ثغور قانون، از شیوه و منحصر به مقنن است و لذا چنین تضییقی خارج از حدود اختیارات هیأت وزیران نیز می‌باشد، درخواست ابطال عبارت

«با سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹»

از بند ۸ ماده ۳ تصویب‌نامه

۱۱۳۶۳/ت۵۷۶۲۲هـ-۱۳۹۹/۲/۱۰

هیأت وزیران را دارم.»


متن مقرره مورد شکایت

«۸- سازمان امور مالیاتی کشور، سازمان خصوصی‌سازی و گمرک جمهوری اسلامی ایران، با لحاظ نمودن مشوق‌های مناسب، حداکثر دو ماه پس از تصویب این آیین‌نامه، تمهیدات لازم برای پذیرش اسناد خزانه اسلامی دولت با

سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹

را در قبال مطالبات معوق خود از دارندگان اسناد مذکور اتخاذ و مراتب را به نحو مقتضی اطلاع‌رسانی نمایند. مبلغ اسمی اسناد فوق‌الذکر در سررسیدهای مقرر، به حساب‌های درآمدی دستگاه‌های مذکور نزد خزانه‌داری کل کشور واریز می‌شود.»


پاسخ به شکایت

معاون امور حقوقی دولت (حوزه معاونت حقوقی رئیس جمهور) به موجب لایحه شماره

۱۲۵۲۲۷/۴۳۷۸۱-۱۳۹۹/۱۱/۱

توضیح داده است که:

«حسب اصل پنجاه و دوم (۵۲) قانون اساسی و مواد ۱ و ۶ قانون محاسبات عمومی کشور، قوانین بودجه مصوب مجلس به صورت سالیانه به تصویب می‌رسد و اعتبار احکام آن نیز اصولاً ناظر به همان سال مالی مورد تصویب است.

بنا بر بند (هـ) تبصره ۲۱ قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور نیز مقرر شده است:

«هـ: اجرای احکام مندرج در این قانون مربوط به سال ۱۳۹۹ است.»

بنابراین و از آنجایی که لازم است پیش‌بینی‌های درآمدی و هزینه‌ای مندرج در قانون بودجه سالیانه در همان سال محقق گردد، مفاد بند (۸) ماده (۳) تصویب‌نامه مورد شکایت نیز که در مقام تبیین احکام قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور تصویب گردیده، صرفاً اسناد خزانه اسلامی دولت با سررسید تا پایان سال ۱۳۹۹ را از سوی دستگاه‌های ذیربط در قبال مطالبات معوق‌شان قابل پذیرش دانسته است. به بیان دیگر، اوراقی که تا پایان سال بودجه‌ای (سال ۱۳۹۹) قابل وصول باشند، قابل پذیرش در قبال مطالبات دستگاه‌های دولتی ذیربط بوده و تنها چنین اوراقی قابلیت محاسبه به عنوان درآمدهای وصولی آن سال در بودجه کل کشور را خواهند داشت.

نظر به مراتب فوق و با توجه به اینکه تصویب‌نامه مورد شکایت هیچگونه مغایرتی با قوانین جاری کشور نداشته و در حدود صلاحیت‌های عام هیأت وزیران در وضع مقررات نیز وضع گردیده است، لذا اتخاذ تصمیم شایسته دایر بر رد شکایت مطروحه مورد تقاضاست.»


رأی هیأت عمومی

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ

۱۴۰۰/۳/۲۵

با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.


رأی هیأت عمومی

بر اساس بند (م) تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۳۹۹ کل کشور:

«در معاملات پیمانکاری که کارفرما یکی از دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه است، کارفرما موظف است همزمان با هر پرداخت، مالیات ارزش افزوده متناسب با آن را به پیمانکار پرداخت کند.

تا زمانی که کارفرما مالیات بر ارزش افزوده را به پیمانکار پرداخت نکرده باشد، سازمان امور مالیاتی کشور حق مطالبه آن از پیمانکار یا اخذ جریمه دیرکرد از وی را ندارد.

در مواردی که بدهی کارفرما به پیمانکار به صورت اسناد خزانه اسلامی پرداخت می‌شود در صورت درخواست پیمانکار، کارفرما موظف است این اوراق را عیناً به سازمان امور مالیاتی کشور تحویل دهد.

سازمان امور مالیاتی کشور معادل مبلغ اسمی اوراق تحویلی را از بدهی مالیاتی پیمانکار کسر و اسناد مذکور را به خزانه‌داری کل کشور ارائه می‌کند.

خزانه‌داری کل کشور موظف است معادل مبلغ اسمی اسناد خزانه تحویلی را به عنوان وصولی مالیات منظور کند.»

نظر به اینکه بر مبنای اطلاق ماده فوق‌الذکر اسناد خزانه اسلامی که به عنوان بدهی کارفرما به پیمانکار پرداخت می‌شود، باید به عنوان بدهی مالیاتی پیمانکار کسر و در خزانه‌داری کل کشور به عنوان وصولی مالیات منظور گردد، بنابراین حکم مقرر در مقرره مورد اعتراض از آن جهت که پذیرش این اسناد را صرفاً محدود به اسناد با

سررسید حداکثر تا پایان سال ۱۳۹۹

نموده، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار بوده و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود

خدمات تخصصی مالیاتی

مشاوره مالیاتی و سامانه مؤدیان

راهکار تخصصی برای مالیات، سامانه مؤدیان، دفاع مالیاتی، تنظیم لوایح و مشاوره حرفه‌ای کسب‌وکارها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *