باب دوم – وکالت در دعاوی
ماده ۳۱ – هریک از متداعیین میتوانند برای خود حداکثر تا دو نفر وکیل انتخاب و معرفی نمایند.
این تعارض زمانی رخ میدهد که هر دو مرجع (دیوان و تجدیدنظر) قرار عدم صلاحیت صادر کرده یا هر دو خود را صالح بدانند. این حالت معمولاً در مواردی اتفاق میافتد که پرونده پس از نقض (شکستن رأی) در دیوان، مجدداً به مرجع پایینتر ارجاع شده و مرجع پایینتر خود را صالح نداند.
بر خلاف سایر تعارضات، در این حالت، مرجع حل اختلاف رئیس دیوان عالی کشور است. این امر به دلیل جایگاه بالاتر دیوان در سلسله مراتب قضایی کشور است.
خیر. تصمیم رئیس دیوان عالی کشور در خصوص تعیین مرجع صالح، قطعی و لازمالاتباع است و جنبه قضایی ندارد، بلکه جنبه اداری و تعیینکننده مسیر رسیدگی دارد.
تعارض بین دو شعبه از دیوان عالی کشور، تعارض صلاحیت محسوب نمیشود و به طور کلی برای وحدت رویه، هیئت عمومی دیوان عالی کشور مرجع نهایی است، اما حل اختلاف ساده بین دو شعبه در مورد رسیدگی به پروندهها تابع قواعد داخلی خود دیوان است.
چگونه یک وکیل میتواند پروندهای که دچار تعارض صلاحیت بین دیوان و تجدیدنظر شده را به رئیس دیوان عالی کشور جهت تعیین تکلیف (ماده ۳۱) ارجاع دهد؟
- ایجاد تعارض رسمی:
وکیل باید اطمینان حاصل کند که دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر استان هر دو در خصوص صلاحیت رسیدگی به پرونده، به صورت رسمی با هم اختلاف نظر دارند.
- ارسال پرونده به رئیس دیوان:
پرونده توسط آخرین مرجع صادرکننده قرار عدم صلاحیت، به دفتر رئیس دیوان عالی کشور ارسال میشود. این امر به صورت اداری و سلسله مراتبی صورت میگیرد.
- پیگیری تعیین مرجع صالح:
وکیل باید از طریق دادگاه، صدور دستور و تعیین مرجع صالح توسط رئیس دیوان عالی کشور را پیگیری کند تا پرونده به جریان افتاده و به دادگاه صالح نهایی ارجاع شود.




