ماده ۱۱۵ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۵ قانون دیوان عدالت اداری، سوپاپ اطمینانی برای اجرای احکام است. این ماده اجازه میدهد در صورت وجود بنبستهای قانونی یا عملی در اجرای حکم، با نظارت دادرس اجرا و تصمیم شعبه اصلی، راهکارهای جایگزین مانند «جبران خسارت مالی» یا «محکومبه جایگزین» پیشبینی شود تا حق محکومله ضایع نگردد. آرای صادره در این مسیر قطعی هستند.
ماده ۱۱۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری امکان توافق طرفین درباره نحوه اجرای رأی را در مرحله اجرای حکم پیشبینی کرده است. با این حال اگر محکومعلیه به تعهدات توافقشده عمل نکند، محکومله میتواند از واحد اجرای احکام دیوان درخواست ادامه عملیات اجرایی را مطرح کند تا رأی دیوان یا مفاد توافق اجرا شود.
ماده ۱۱۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۳ قانون دیوان عدالت اداری اصل «لازمالاجراء بودن احکام قطعی» را حتی در صورت طرح مجدد پرونده به دلیل اشتباه قاضی یا مغایرت آشکار با شرع یا قانون حفظ میکند. توقف اجرای حکم تنها با تصمیم صریح شعبه رسیدگیکننده امکانپذیر است و صرف درخواست رسیدگی مجدد، مانع اجرای رأی نخواهد بود.
ماده ۱۱۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۲ قانون دیوان عدالت اداری یکی از مهمترین ضمانتهای اجرای احکام دیوان است. بر اساس این ماده، هر مقام یا دستگاهی که از اجرای رأی قطعی دیوان خودداری کند، ممکن است تا پنج سال از خدمات دولتی منفصل شود و موظف به جبران خسارت وارده گردد. این تصمیم ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظر در دیوان عدالت اداری است.
ماده ۱۱۱ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۱ قانون دیوان عدالت اداری ابزارهای قانونی اجرای احکام دیوان را مشخص میکند. بر اساس این ماده، دادرس اجرای احکام میتواند با احضار مسئول مربوط، توقیف حساب بانکی یا اموال محکومعلیه و همچنین ابطال تصمیمات مغایر با رأی دیوان، اجرای حکم قطعی را تضمین کند. این ماده نقش مهمی در عملی شدن آرای دیوان عدالت اداری دارد.
ماده ۱۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۱۰ چارچوب رسیدگی به استنکاف از اجرای رأی قطعی دیوان عدالت اداری را تعیین میکند. در صورت امتناع محکومعلیه، واحد اجرای احکام موضوع را به رئیس دیوان گزارش کرده و پرونده فوراً به شعبه صادرکننده رأی ارجاع میشود. شعبه مستنکف را احضار و در صورت لزوم یک هفته مهلت میدهد. اگر حکم اجرا نشود، فرد یا مرجع مستنکف تحت مجازات ماده ۱۱۲ (انفصال موقت + جبران خسارت) قرار میگیرد. در مورد هیأتها و کمیسیونها، همه اعضای مخالف مستنکف شناخته میشوند.
ماده ۱۰۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۰۹ قانون دیوان عدالت اداری ضمانت اجرای آرای هیأت عمومی را تعیین میکند. اگر مسئولان پس از انتشار رسمی رأی از اجرای آن خودداری کنند، یکی از شعب دیوان میتواند مستنکف را به انفصال سه ماه تا یک سال و جبران خسارت محکوم کند. طرح موضوع توسط ذینفع از طریق دادخواست یا توسط افراد مطلع از طریق گزارش به رئیس دیوان انجام میشود.
ماده ۱۰۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۰۸ قانون دیوان عدالت اداری آغاز فرآیند اجرای رأی را مشخص میکند. پس از ابلاغ حکم، شعبه دیوان پرونده را به واحد اجرای احکام ارسال میکند و محکومعلیه موظف است ظرف یک ماه حکم را اجرا کرده یا رضایت محکومله را جلب کند و نتیجه را بهصورت کتبی اعلام نماید.
ماده ۱۰۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۰۷ قانون دیوان عدالت اداری اصل الزامآور بودن آرای دیوان را بیان میکند. بر اساس این ماده، تمام اشخاص و مراجع موضوع ماده ۱۰ قانون باید پس از ابلاغ رأی، آن را بدون تأخیر اجرا کنند. این ماده مبنای قانونی اجرای فوری احکام دیوان و مسئولیت دستگاهها در تبعیت از آن است.
ماده ۱۰۶ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

ماده ۱۰۶ قانون دیوان عدالت اداری محدوده اشخاص مجاز در اعاده دادرسی را مشخص میکند. بر اساس این ماده، تنها طرفین دعوا، وکیل آنها، قائممقام یا نماینده قانونی میتوانند در اعاده دادرسی حضور داشته باشند و ورود شخص ثالث در این مرحله بهطور کامل ممنوع است.