جدول محتوا
کلیات در استاندارد شماره 320
دامنه کاربرد
1 . این استاندارد، به موضوع مسئولیت حسابرس در زمینه بکارگیری مفهوم اهمیت در برنامهریزی و اجرای عملیات حسابرسی صورتهای مالی می پردازد. در استاندارد 450[1]، نحوه بکارگیری مفهوم اهمیت در ارزیابی اثر تحریفهای شناسایی شده بر حسابرسی و اثر تحریفهای اصلاح نشده (در صورت وجود) بر صورتهای مالی تشریح شده است.
اهمیت در حسابرسی
2 . در استانداردهای حسابداری، مفهوم اهمیت در زمینه تهیه و ارائه صورتهای مالی مورد بحث قرار گرفته است. در این استانداردها، مفهوم اهمیت در قالب موارد زیر تشریح شده است:
- تحریفها، شامل اطلاعات گزارش نشده، زمانی بااهمیت تلقی میشود که بطور منطقی انتظار رود به تنهایی یا در مجموع، بتواند بر تصمیمات اقتصادی استفادهکنندگان که بر مبنای صورتهای مالی اتخاذ میشود، اثر بگذارد،
- قضاوت در مورد اهمیت با توجه به شرایط موجود انجام میشود و تحت تأثیر اندازه یا ماهیت یک تحریف یا هر دو قرار میگیرد، و
- قضاوت درباره موضوعات بااهمیت از دیدگاه استفادهکنندگان صورتهای مالی، با توجه به نیازهای اطلاعاتی مشترک استفادهکنندگان به عنوان یک گروه، شکل میگیرد. اثر احتمالی تحریفها بر تصمیمات استفادهکنندگان خاص، که ممکن است نیازهای اطلاعاتی بسیار متفاوتی داشته باشند، مورد توجه قرار نمیگیرد.
ویژگیهای یاد شده مبنای مناسبی را برای تعیین سطح اهمیت توسط حسابرس فراهم میکند.
3 . تعیین سطح اهمیت توسط حسابرس مستلزم قضاوت حرفهای است و خود تحت تأثیر برداشت حسابرس از نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان صورتهایمالی قرار دارد. لذا منطقی است که حسابرس فرض کند این استفادهکنندگان:
الف ـ در زمینه فعالیتهای اقتصادی و تجاری و همچنین حسابداری شناخت مناسبی دارند و مایلند اطلاعات مندرج در صورتهای مالی را با دقت لازم مطالعه کنند.
ب ـ درک میکنند که صورتهای مالی با توجه به سطوح اهمیت، تهیه، ارائه و حسابرسی شده است.
پ ـ از ابهامات ذاتی اندازهگیری مبالغی که بر مبنای براورد، قضاوت و در نظر گرفتن رویدادهای آتی تعیین میشود، آگاهی دارند.
ت ـ بر مبنای اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، تصمیمات اقتصادی منطقی اتخاذ میکنند.
4 . مفهوم اهمیت توسط حسابرس علاوه بر آنکه در هر دو مرحله برنامهریزی و اجرای عملیات حسابرسی بکارگرفته میشود، در ارزیابی اثر تحریفهای شناسایی شده بر حسابرسی و اثر تحریفهای اصلاح نشده (در صورت وجود) بر صورتهای مالی و همچنین در تعیین نوع اظهارنظر در گزارش حسابرس مورد استفاده قرار میگیرد. (رک: بند تـ1)
5 . حسابرس در برنامهریزی حسابرسی، درباره اندازه تحریفهایی که بااهمیت تلقی میشود قضاوت میکند. چنین قضاوتی، مبنایی را برای موارد زیر فراهم میآورد:
الف ـ تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای ارزیابی خطر،
ب ـ تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت، و
پ ـ تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم.
سطح اهمیت تعیین شده در برنامهریزی حسابرسی ضرورتاً به این معنا نیست که اگر تحریفهای اصلاح نشده (به تنهایی یا در مجموع) از آن سطح کمتر باشد همواره بیاهمیت تلقی خواهد شد. شرایط برخی از این تحریفها ممکن است باعث شود حسابرس آنها را بااهمیت تلقی کند، هرچند که مبلغ آنها کمتر از سطح اهمیت تعیین شده باشد. اگرچه، طراحی روشهای حسابرسی برای کشف تحریفهایی که صرفاً به دلیل ماهیتشان بااهمیت هستند، غیرعملی است، با این حال، حسابرس نه تنها اندازه بلکه ماهیت تحریفهای اصلاح نشده وشرایط خاص پدید آمدن آنها را هنگام ارزیابی آثارشان بر صورتهای مالی مورد توجه قرار میدهد[2].
تاریخ اجرا
6 . این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی که دوره مالی آنها از اول فروردین 1392 و پس از آن شروع میشود، لازمالاجراست.
هدف در استاندارد شماره 320
7 . هدف حسابرس، بکارگیری صحیح مفهوم اهمیت در برنامهریزی و اجرای عملیات حسابرسی است.
تعریف در استاندارد شماره 320
8 . از لحاظ مقاصد استانداردهای حسابرسی، اهمیت در اجرا به معنی مبلغ یا مبالغی است که توسط حسابرس کمتر از سطح اهمیت تعیین شده برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، تعیین میشود تا بدین ترتیب احتمال فزونی مجموع تحریفهای کشف نشده و اصلاح نشده از سطح اهمیت تعیین شده برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد به سطح پایین و مناسبی کاهش یابد. در موارد مقتضی، اهمیت در اجرا، به مبلغ یا مبالغی کمتر از سطح یا سطوح اهمیت تعیین شده توسط حسابرس برای گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص نیز اطلاق میشود.
الزامات تعریف در استاندارد شماره 320
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامهریزی حسابرسی
9 . حسابرس هنگام تدوین طرح کلی حسابرسی باید سطح اهمیت را برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد تعیین کند. اگر در شرایط خاص واحد تجاری، یک یا چند گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاصی وجود داشته باشد که در صورت تحریف آنها به مبالغی کمتر از سطح اهمیت تعیین شده برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، به طور منطقی انتظار رود که تصمیمات اقتصادی استفادهکنندگان صورتهای مالی را تحت تأثیر قرار دهد، حسابرس باید سطح یا سطوح اهمیت مورد استفاده برای آن گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص را تعیین کند(رک: بندهای تـ2 تا تـ11).
10 . حسابرس باید اهمیت در اجرا را با هدف ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت و تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم، تعیین کند (رک: بند تـ12).
تجدید نظر در سطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی
11 . چنانچه حسابرس با پیشرفت کار حسابرسی به اطلاعاتی دست یابد که در صورت آگاهی از آن در زمان شروع حسابرسی، سطح اهمیت متفاوتی را تعیین میکرد، لازم است در سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد بازنگری کند (در موارد مقتضی لازم است سطح یا سطوح اهمیت مربوط به گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص نیز بازنگری شود). (رک: بند تـ 13)
12 . چنانچه حسابرس هنگام اجرای عملیات حسابرسی به این نتیجه برسد که لازم است سطح اهمیت پایین تری را برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد نسبت به سطح اهمیت تعیین شده اولیه در نظر گیرد (و یا در مورد سطح یا سطوح اهمیت مربوط به گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص نیز به چنین نتیجهای دست یابد)، وی باید علاوه بر تعیین ضرورت بازنگری در سطح اهمیت در اجرا، مناسب بودن ماهیت، زمانبندی و میزان روشهای حسابرسی را بررسی کند.
مستندسازی
13 . حسابرس باید مستندات حسابرسی مربوط به مبالغ زیر و عوامل در نظر گرفته شده در تعیین آنها را گردآوری نماید[3]:
الف ـ سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (رک: بند 9)،
ب ـ در صورت ضرورت، سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها و موارد افشای خاص (رک: بند 9)،
پ ـ سطح اهمیت در اجرا (رک: بند 10)، و
ت ـ هرگونه تجدید نظر در سطوح اهمیت مطرح شده در بندهای”الف“ تا ”پ“ با پیشرفت کار حسابرسی (رک: بندهای 11 و 12).
***
توضیحات کاربردی در استاندارد شماره 320
اهمیت و خطر حسابرسی
تـ1. در حسابرسی صورتهای مالی، هدف کلی حسابرس عبارت است از کسب اطمینان معقول درباره این موضوع که آیا صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد عاری از تحریف بااهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه است یا خیر. دستیابی به این هدف حسابرس را قادر میسازد تا براساس استانداردهای حسابرسی درباره اینکه آیا صورتهای مالی از تمام جنبههای بااهمیت، طبق استانداردهای حسابداری تهیه شده است یا خیر، اظهارنظر کند و با توجه به یافتههای خود، نسبت به تهیه و ارائه گزارش در مورد صورتهای مالی اقدام نماید.[4] حسابرس با جمعآوری شواهد کافی و مناسب برای کاهش خطر حسابرسی به سطحی پایین و قابل پذیرش، اطمینان معقول کسب میکند[5]. خطر حسابرسی بدان معنی است که حسابرس در شرایطی که صورتهای مالی حاوی تحریف بااهمیت است اظهار نظر نامناسب ارائه کند. خطر حسابرسی، تابعی از خطرهای تحریف بااهمیت و خطر عدم کشف است[6]. اهمیت و خطر حسابرسی در تمام مراحل حسابرسی به خصوص در مراحل زیر، مورد توجه قرار میگیرد:
الف ـ تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت[7]،
ب ـ تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم[8]، و
پ ـ ارزیابی اثر تحریفهای اصلاح نشده (در صورت وجود) بر صورتهای مالی[9] و بر اظهارنظر در گزارش حسابرس[10].
تعیین سطح اهمیت و اهمیت در اجرا هنگام برنامه ریزی حسابرسی
ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی(رک: بند 9)
تـ2. مراجع قانونگذاری و دستگاههای نظارتی اغلب از جمله استفادهکنندگان اصلی صورتهای مالی واحدهای بخش عمومی بشمار میروند. علاوه بر این، صورتهای مالی ممکن است برای اتخاذ تصمیماتی غیر از تصمیمات اقتصادی نیز مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (و در صورت لزوم، سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها و موارد افشای خاص) در حسابرسی صورتهای مالی یک واحد بخش عمومی، تحت تأثیر الزامات قانونی، مقرراتی و یا سایر الزامات و نیازهای اطلاعات مالی مراجع قانونگذاری و عموم مردم در رابطه با برنامههای بخش عمومی، قرار میگیرد.
بکارگیری معیارهای مشخص به منظور تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (رک: بند 9)
تـ3. تعیین سطح اهمیت مستلزم اعمال قضاوت حرفهای است. اغلب درصد معینی از یک معیار به عنوان نقطه شروع در تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، در نظر گرفته میشود. عواملی که ممکن است انتخاب یک معیار مناسب برای این منظور را تحت تأثیر قرار دهد عبارت است از:
- اجزای صورتهای مالی (مانند داراییها، بدهیها، حقوق صاحبان سرمایه، درآمدها و هزینهها)،
- اقلامی که مورد توجه ویژه استفادهکنندگان از صورتهای مالی یک واحد تجاری قرار دارد (به عنوان مثال، استفادهکنندگان ممکن است برای ارزیابی عملکرد مالی، بر میزان سود، درآمد یا خالص داراییها تمرکز نمایند)،
- ماهیت واحد تجاری، موقعیت آن در چرخه عمر، نوع صنعت و محیط اقتصادی که واحد تجاری در آن فعالیت میکند،
[1]. استاندارد حسابرسی 450، ”ارزیابی تحریفهای شناسایی شده در حسابرسی“
2. استاندارد حسابرسی 450، بند تـ16
1. استاندارد حسابرسی 230، ”مستندات حسابرسی (تجدیدنظر شده 1395)“، بندهای 8 تا 11 و ت ـ6
1. استاندارد حسابرسی 200، ”اهداف کلی حسابرس مستقل و انجام حسابرسی طبق استانداردهای حسابرسی (تجدیدنظر شده1391)“، بند 11
2. استاندارد حسابرسی 200، بند 17
3. استاندارد حسابرسی 200، بند 13 ـ خ
4. استاندارد حسابرسی 315، ”تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت از طریق شناخت واحد تجاری و محیط آن (تجدیدنظر شده 1393)“
5. استاندارد حسابرسی 330، ”برخوردهای حسابرس با خطرهای ارزیابی شده (تجدیدنظر شده 1393)“
7. استاندارد حسابرسی 700، ”گزارشگری نسبت به صورتهای مالی (تجدیدنظر شده 1389)“




