مازندران آمل خیابان طالقانی – مشاور رسمی مالیاتی وحید اکبری | 09113252050

استاندارد شماره 320 حسابرسی: اهمیت در برنامه‌ریزی و اجرای عملیات حسابرسی

استاندارد ۳۲۰ حسابرسی، حسابرس را موظف می‌کند تا مفهوم «اهمیت» را در دو مرحله برنامه‌ریزی و اجرا به کار گیرد. هدف اصلی، کاهش احتمال عدم کشف تحریف‌های بااهمیت است. در این مقاله، نحوه تعیین حد آستانه کمی و کیفی، رابطه ریسک با اهمیت و الزامات مستندسازی طبق آخرین استانداردهای ایران بررسی شده است. این دانش برای تنظیم لوایح دفاعی مالیاتی و کاهش جرایم سامانه مودیان حیاتی است.
تصویر وحید اکبری

وحید اکبری

فهرست مطالب

  • ساختار مالکیت واحد تجاری و روشهای مورد استفاده برای تأمین مالی (به عنوان مثال، چنانچه واحد تجاری صرفا از طریق استقراض تامین مالی نماید و نه از طریق افزایش سرمایه، در این صورت استفاده‌کنندگان صورتهای مالی ممکن است به داراییها و ادعاهای نسبت به آنها بیشتر از میزان سود توجه داشته باشند)، و
  • نوسان نسبی معیار مورد نظر.

ت‌ـ4.              نمونه معیارهایی که با توجه به شرایط واحد تجاری می‌تواند مناسب باشد، شامل اقلام صورت سود و زیان از قبیل سود قبل از مالیات، جمع درآمدها، سود ناخالص، جمع هزینه‌ها و یا جمع حقوق صاحبان سرمایه یا خالص داراییها است. در واحدهای تجاری انتفاعی اغلب سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم به عنوان معیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. زمانی‌که سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم نوسان زیادی داشته باشد استفاده از معیارهای دیگری همچون سود ناخالص یا جمع درآمدها ممکن است مناسب‌تر باشد.

ت‌ـ5.        در رابطه با معیار انتخاب شده، داده‌های مالی مورد استفاده معمولاً شامل عملکرد مالی و وضعیت مالی مربوط به دوره‌های گذشته، آخرین عملکرد مالی و وضعیت مالی مربوط به دوره مورد رسیدگی، بودجه‌ها یا پیش‌بینی‌های انجام شده برای دوره مورد رسیدگی و همچنین تعدیلات انجام شده بابت تغییرات بااهمیت در محیط واحد تجاری (به عنوان مثال، تحصیل یک واحد تجاری عمده) و شرایط صنعت یا محیط اقتصادی محل فعالیت واحد تجاری می‌باشند. برای مثال، به عنوان یک نقطه شروع، در صورتی ‌که سطح اهمیت برای صورتهای مالی یک واحد تجاری خاص بر حسب درصدی از سود قبل از مالیات ناشی از عملیات درحال تداوم تعیین می‌شود، ایجاد شرایطی که منجر به افزایش یا کاهش غیرمنتظره این سود می‌شود ممکن است حسابرس را متقاعد سازد که به منظور تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، استفاده از مبلغ تعدیل شده سود قبل از مالیات ناشی از عملیات درحال تداوم بر مبنای نتایج گذشته مناسب‌تر است.

ت‌ـ6.      سطح اهمیت، به صورتهای مالی که حسابرس نسبت به آن گزارش ارائه می‌دهد، مربوط می‌شود. چنانچه صورتهای مالی برای دوره گزارشگری مالی بیشتر یا کمتر از 12 ماه تهیه ‌شود (برای مثال در مواردی که یک واحد تجاری جدید تأسیس می‌شود یا واحد تجاری سال مالی خود را تغییر می‌دهد)، سطح اهمیت، برای صورتهای مالی تهیه شده برای آن دوره مالی تعیین می‌شود.

ت‌ـ7.        تعیین درصدی از یک معیار انتخابی مستلزم اعمال قضاوت حرفه‌ای است. بین درصد تعیین شده و معیار انتخابی، رابطه‌ای وجود دارد بدین ترتیب که درصد بکار رفته برای سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم معمولاً از درصد بکار رفته برای جمع درآمدها بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، حسابرس ممکن است پنج درصد سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم را برای یک شرکت تولیدی مناسب بداند در حالی‌که ممکن است یک درصد جمع درآمدها یا جمع هزینه‌ها را برای یک واحد غیرانتفاعی مناسب تشخیص دهد. با این وجود، با توجه به شرایط موجود، ممکن است بکارگیری درصدهای بالاتر یا پایین‌تر مناسب باشد.

ملاحظات خاص واحدهای تجاری کوچک

ت‌ـ8.      در شرایطی که سود قبل از مالیات ناشی از عملیات در حال تداوم یک واحد تجاری همواره با سود حقیقی آن تفاوت داشته باشد (به عنوان مثال، در مواردی که یک مدیر‌ـ‌ مالک، بخش عمده‌ای از سود قبل از مالیات را به صورت حقوق و مزایا برداشت نماید) معیار دیگری (مانند سود قبل از حقوق و مزایا و مالیات) می‌تواند مناسب‌تر باشد.

ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی

ت‌ـ9.        در حسابرسی واحدهای بخش عمومی، جمع هزینه‌ها یا خالص هزینه‌ها (هزینه‌ها منهای درآمدها یا مخارج منهای دریافتیها) ممکن است معیار مناسبی برای ارزیابی فعالیتهای یک برنامه باشد. در مواردی که واحد بخش عمومی مسئولیت حفاظت از داراییهای عمومی را بر عهده دارد، ممکن است داراییها معیار مناسبی برای تعیین سطح اهمیت باشد.

سطح یا سطوح اهمیت برای گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص (رک: بند 9)

ت‌ـ10.  در برخی موارد ممکن است گروههای معاملات، مانده‌ حسابها یا موارد افشای خاصی وجود داشته باشد که انتظار ‌رود تحریفهای کمتر از سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد در آنها، بر تصمیمات استفاده‌کنندگان صورتهای مالی مؤثر باشد. عواملی که می‌تواند به تشخیص این موارد کمک کند به شرح زیر است:

  • قوانین، مقررات یا چارچوب گزارشگری مالی موثر بر انتظارات استفاده‌کنندگان در زمینه اندازه‌گیری یا افشای اقلام خاص (به عنوان مثال، معاملات با اشخاص وابسته، و حقوق و مزایای مدیران اجرایی و ارکان راهبری واحد تجاری).
  • موارد افشای اصلی با توجه به صنعتی که واحد تجاری در آن فعالیت می‌کند (مانند هزینه‌های تحقیق و توسعه در یک شرکت دارویی).
  • اینکه آیا به جنبه‌های خاصی از فعالیت واحد تجاری که به طور جداگانه در صورتهای مالی افشا شده است توجه خاصی می‌شود یا خیر (مانند یک واحد تجاری تازه تحصیل شده).

ت‌ـ11.     حسابرس به منظور ارزیابی وجود گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای واجد خصوصیات بند ت‌ـ10، با توجه به شرایط خاص واحد تجاری ممکن است کسب اطلاع از دیدگاهها و انتظارات ارکان راهبری و مدیریت واحد تجاری را مفید تشخیص دهد.

اهمیت در اجرا (رک: بند 10)

ت‌ـ12.      برنامه‌ریزی حسابرسی صرفاً با هدف کشف تحریفهایی که به تنهایی بااهمیت‌ هستند، به منزله نادیده گرفتن این واقعیت است که مجموع تحریفهای به تنهایی بی‌اهمیت، ممکن است منجربه تحریف بااهمیت صورتهای مالی شود و علاوه بر آن حاشیه اطمینانی برای تحریفهای احتمالی کشف نشده در نظر گرفته نمی‌شود. اهمیت در اجرا (که طبق تعریف می تواند یک یا چند مبلغ باشد) بدین منظور تعیین می‌شود که احتمال فزونی مجموع تحریفهای کشف نشده و اصلاح نشده در صورتهای مالی نسبت ‌به سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد را به سطح پایین و مناسبی کاهش دهد. به همین ترتیب، اهمیت در اجرا در رابطه با سطح اهمیت تعیین شده برای گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص بدین منظور تعیین می‌شود که احتمال فزونی مجموع تحریفهای کشف نشده و اصلاح نشده در آنها نسبت به سطح اهمیت تعیین شده برای آن گروه معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص به سطح پایین و مناسبی کاهش یابد. تعیین اهمیت در اجرا یک محاسبه مکانیکی ساده نیست و مستلزم اعمال قضاوت حرفه‌ای است. اهمیت در اجرا تحت تأثیر شناخت حسابرس از واحد تجاری (که طی اجرای روشهای ارزیابی خطر به‌روز می‌شود) و ماهیت و میزان تحریفهای شناسایی شده در حسابرسی‌های قبلی و در نتیجه انتظارات حسابرس در رابطه با تحریفهای موجود در دوره جاری، قرار می‌گیرد.

تجدید نظر در سطح اهمیت با پیشرفت کار حسابرسی

ت‌ـ13.     سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد (و در صورت لزوم، سطح یا سطوح اهمیت برای گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص) ممکن است به دلیل تغییر در شرایط،که در جریان حسابرسی اتفاق می‌افتد (برای مثال، تصمیم به توقف بخش عمده‌ای از فعالیت واحد تجاری)، کسب اطلاعات جدید و یا تغییر در شناخت حسابرس از واحد تجاری و عملیات آن که خود در نتیجه اجرای روشهای حسابرسی حاصل شده است، نیاز به تجدید نظر داشته باشد. به عنوان مثال، اگر با پیشرفت کار حسابرسی انتظار رود نتایج مالی واقعی با نتایج مالی پیش‌بینی شده برای پایان دوره (که در ابتدا برای تعیین سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، مورد استفاده قرار گرفته است) تفاوت قابل ملاحظه‌ای داشته باشد، لازم است حسابرس در سطح اهمیت تجدید نظر نماید.


هدف اصلی استاندارد ۳۲۰ حسابرسی چیست؟

هدف، ارائه چارچوبی برای تعیین سطح اهمیت در برنامه‌ریزی و اجرای حسابرسی است تا اطمینان معقول از نبود تحریف بااهمیت حاصل شود.

آیا سطح اهمیت در طول فرآیند حسابرسی تغییر می‌کند؟

بله، در صورت کسب اطلاعات جدید در جریان عملیات، حسابرس باید سطح اهمیت را بازنگری و در صورت نیاز تعدیل کند.

تفاوت اهمیت کیفی و کمی در چیست؟

اهمیت کمی بر مبالغ عددی تمرکز دارد، در حالی که اهمیت کیفی به ماهیت اقلام (مثل معاملات با اشخاص وابسته) می‌پردازد.


مراحل اجرای استاندارد ۳۲۰

  1. تعیین بنزمارک :

    انتخاب مبنای مناسب (مانند سود قبل از مالیات یا فروش).

  2. درصدگیری :

    اعمال درصد مشخص بر مبنای انتخابی برای تعیین اهمیت کلی.

  3. تعیین اهمیت عملیاتی :

    کاهش سطح اهمیت برای پوشش ریسک‌های تجمیعی.

  4. ارزیابی یافته‌ها :

    مقایسه تحریف‌های کشف شده با سطح اهمیت تعیین شده.

خدمات تخصصی مالیاتی

مشاوره مالیاتی و سامانه مؤدیان

راهکار تخصصی برای مالیات، سامانه مؤدیان، دفاع مالیاتی، تنظیم لوایح و مشاوره حرفه‌ای کسب‌وکارها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *