19 . هرگاه بتوان ماحصل یک پیمان بلندمدت را به گونهای قابل اتکا براورد کرد، باید سهم مناسبی از درآمد و مخارج کل پیمان (با توجه به میزان تکمیل پیمان در تاریخ ترازنامه و متناسب با نوع عملیات و صنعت مورد فعالیت) به ترتیب به عنوان درآمد و هزینه شناسایی شود.
20 . شناخت درآمد و هزینه دوره براساس میزان تکمیل پیمان، اغلب ” روش درصد تکمیل پیمان“ نامیده میشود. طبق این روش، درآمد پیمان با مخارج تحمل شده جهت نیل به آن میزان از تکمیل تطابق داده میشود و در نتیجه درآمد، هزینه و سود یا زیان کار انجام شده درصورت سود و زیان انعکاس مییابد.
21 . هرگاه ماحصل یک پیمان بلندمدت را نتوان بهگونهای قابل اتکا براورد کرد:
الف . درآمد باید تا میزان مخارج تحمل شدهای که احتمال بازیافت آن وجود دارد شناسایی شود، و
ب . مخارج پیمان باید در دوره وقوع به عنوان هزینه شناسایی شود.
22 . در مراحل اولیه پیمان، غالباً وضعیت به صورتی است که ماحصل پیمان را نمیتوان بهگونهای قابل اتکا براورد کرد. با این حال، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که واحد تجاری، مخارج تحملشده پیمان را بازیافت کند. بنابراین، درآمد پیمان تنها تا میزان مخارج تحملشدهای که انتظار بازیافت آن میرود، شناسایی میگردد. از آنجا که ماحصل پیمان را نمیتوان بهگونهای قابل اتکا براورد کرد، سودی شناسایی نمیشود. از سوی دیگر اگرچه ماحصل پیمان را نمیتوان بهگونهای قابلاتکا براورد کرد، احتمال دارد که کل مخارج پیمان از کل درآمد پیمان تجاوز کند. در چنین مواردی، هرگونه مازاد کل مخارج بر درآمد پیمان طبق بند 24 فوراً به عنوان هزینه دوره شناسایی میشود.
23 . در صورت رفع ابهاماتی که موجب گردیده است تا ماحصل پیمان بهگونهای اتکا پذیر قابل براورد نباشد، درآمد و هزینه پیمان بلندمدت، باید به جای بند 21 طبق بند 19 شناسایی شود.




