عوامل مهم، فعالیتهای مقدماتی و آگاهی کسب شده در سایر کارهای حسابرسی
- تعیین سطح اهمیت طبق استاندارد 320[1] و در صورت لزوم:
- تعیین سطح اهمیت برای بخشها و اطلاعرسانی آن به حسابرسان بخش طبق استاندارد 600[2].
- تشخیص مقدماتی بخشهای عمده و گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشای بااهمیت.
- تشخیص مقدماتی حوزههایی که در آنها خطر ناشی از تحریف بااهمیت، بیشتر است.
- اثر خطرهای ارزیابی شده تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی بر هدایت، سرپرستی و بررسی کار حسابرسی.
- شیوه تأکید به اعضای تیم حسابرسی در مورد ضرورت اعمال تردید حرفهای درجمعآوری و ارزیابی شواهد حسابرسی.
- نتایج حسابرسیهای قبلی در رابطه با ارزیابی اثربخشی کارکرد کنترلهای داخلی، شامل ماهیت نقاط ضعف مشخص شده و اقدامات صورت گرفته برای شناسایی آنها.
- شواهدی راجع به تعهد مدیریت واحد تجاری برای طراحی، اعمال و حفظ کنترلهای داخلی مطلوب، شامل مستندسازی مناسب این قبیل کنترلهای داخلی.
- تعدد معاملات که ممکن است تصمیمگیری حسابرس برای اتکا به کنترلهای داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.
- اهمیت کنترلهای داخلی از نظر واحد تجاری برای موفقیتآمیز بودن عملیات آن.
- تحولات تجاری مهم مؤثر بر واحد تجاری، شامل تغییرات در فناوری اطلاعات و فرآیندهای تجاری، تغییرات در مدیران اصلی، و تحصیل، ادغام و واگذاری.
- تغییرات مهم در صنعت از قبیل تغییر در مقررات صنعت و الزامات گزارشگری جدید.
- تغییرات مهم در چارچوب گزارشگری مالی، از قبیل تغییر در استانداردهای حسابداری.
- دیگر پیشرفتهای مهم و مربوط، مانند تغییرات در محیط قانونی مؤثر بر واحد تجاری.
ماهیت، زمانبندی و میزان منابع
- انتخاب اعضای تیم حسابرسی (و حسب ضرورت، بررسیکننده کنترل کیفیت کار حسابرسی) و تقسیم کار بین آنان، شامل واگذاری حوزههای با خطر تحریف بااهمیت بالا به اعضای با تجربه تیم.
- بودجهبندی کار حسابرسی، شامل تخصیص زمان مناسب به حسابرسی حوزههایی که ممکن است خطر تحریف بااهمیت آنها بالاتر باشد.
[1]. استاندارد حسابرسی 320، ”اهمیت در برنامهریزی و اجرای عملیات حسابرسی (تجدیدنظر شده 1392)“
2. استاندارد حسابرسی 600، ”ملاحظات خاص در حسابرسی صورتهای مالی گروه (شامل کار حسابرسان بخش) (تجدیدنظر شده 1389)“، بندهای 21 تا 23 و40 ـ پ
خیر؛ طبق استاندارد ۳۰۰، برنامهریزی یک فرآیند پویا و مستمر است که در طول اجرای عملیات و با کسب اطلاعات جدید، بازنگری و اصلاح میشود.
استراتژی کلی به “دامنه، زمانبندی و رویکرد” میپردازد، اما طرح حسابرسی “نوع، زمانبندی و میزان” روشهای کسب شواهد را مشخص میکند.
شناسایی زودهنگام مشکلات احتمالی، سازماندهی بهینه تیم و انجام بهموقع کار با کمترین هزینه و بالاترین کیفیت.
مراحل عملیاتی برنامهریزی طبق استاندارد ۳۰۰
- پذیرش کار :
انجام فعالیتهای مقدماتی و اطمینان از استقلال.
- استراتژی کلی :
تعیین دامنه کار و منابع مورد نیاز.
- تدوین طرح :
نوشتن برنامه تفصیلی برای آزمونهای محتوا و کنترلها.
- بازنگری :
تطبیق برنامه با یافتههای حین اجرای عملیات.




