پ ـ ماهیت و مربوط بودن اطلاعات. برای مثال، توجه به این موضوع که بودجهها براساس انتظارات معقول تعیین شده باشد و نه براساس اهدافی که باید به آنها دست یافت، و
ت ـ کنترلهای حاکم بر تهیه اطلاعات که برای کسب اطمینان از کامل بودن، صحت و اعتبار آن طراحی شدهاند. برای مثال، کنترلهای حاکم بر تهیه و کنترل بودجهها.
ت-13. حسابرس ممکن است در اجرای روشهای تحلیلی در برخورد با خطرهای ارزیابیشده، آزمون اثربخشی کارکرد کنترلهای حاکم بر تهیه اطلاعات واحد تجاری، در صورت وجود، را مورد توجه قرار دهد. در صورت اثربخش بودن این کنترلها، حسابرس عموماً نسبت به قابلیت اتکای اطلاعات و در نتیجه، نتایج روشهای تحلیلی اطمینان بیشتری پیدا میکند. اثربخشی کارکرد کنترلهای حاکم بر اطلاعات غیرمالی اغلب ممکن است همراه با سایر آزمونهای کنترلها انجام شود. برای مثال، هنگام استقرار کنترلهای حاکم بر پردازش صورتحسابهای فروش، واحد تجاری ممکن است کنترلهای حاکم بر ثبت آحاد فروش را نیز در نظر بگیرد. در این شرایط، حسابرس ممکن است اثربخشی کارکرد کنترلهای حاکم بر سوابق فروش را همراه با اثربخشی کارکرد کنترلهای حاکم بر پردازش صورتحسابهای فروش آزمون کند. به عنوان یک روش جایگزین، حسابرس ممکن است این موضوع را مورد توجه قرار دهد که آیا آزمونهای حسابرسی در مورد اطلاعات مزبور، انجام شده است یا خیر. در استاندارد 500، الزامات و رهنمودهایی برای تعیین روشهای حسابرسی قابل اجرا درخصوص اطلاعات مورد استفاده در روشهای تحلیلی ارائه شده است.[1]
ت-14. موضوعات مطرح شده در بندهای ت-12-الف تا ت-12-ت، صرفنظر از اجرای روشهای تحلیلی توسط حسابرس در مورد صورتهای مالی پایان دوره واحد تجاری یا اجرای روشهای تحلیلی طی دوره و اجرای این روشها برای دوره باقیمانده، موضوعاتی مربوط است. در استاندارد 330 الزامات و رهنمودهایی درخصوص روشهای تحلیلی اجراشده در طی دوره ارائه شده است.[2]
ارزیابی کافی بودن میزان دقت انتظارات (رک: بند 5 ـ پ)
ت-15. موضوعات مرتبط با ارزیابی حسابرس از اینکه آیا انتظارات را میتوان با دقت کافی تعیین کرد به نحوی که تحریفی را که ممکن است، در مجموع با سایر تحریفها، موجب تحریف بااهمیت صورتهای مالی شود، مشخص کند، شامل موارد زیر است:
- صحت پیشبینی نتایج مورد انتظار از اجرای روشهای تحلیلی. برای مثال، حسابرس معمولا انتظار دارد در مقایسه نسبت سود ناخالص یک دوره با دورههای دیگر یکنواختی بیشتری را بیابد تا در مقایسه هزینههای اختیاری نظیر هزینههای تحقیقات یا تبلیغات.
- میزان تفکیکپذیری اطلاعات. برای مثال، ممکن است استفاده از روشهای تحلیلی در مورد اطلاعات مالی مربوط به بخشهای مجزای یک فعالیت یا در مورد صورتهای مالی هر یک از قسمتهای مختلف یک واحد تجاری دارای فعالیتهای متنوع، در مقایسه با استفاده از روشهای تحلیلی در مورد کلیت صورتهای مالی واحد تجاری اثربخشی بیشتری داشته باشند.
- قابلیت دسترسی به اطلاعات، اعم از مالی و غیرمالی. برای مثال، حسابرس ممکن است قابلیت دسترسی به اطلاعات مالی نظیر بودجهها یا پیشبینیها، و اطلاعات غیرمالی نظیر تعداد محصول تولید یا فروخته شده را برای طراحی روشهای تحلیلی مورد ارزیابی قرار دهد. اگر اطلاعات در دسترس باشد، حسابرس ممکن است قابلیت اتکای این اطلاعات را نیز طبق بندهای ت-12 و ت-13 بررسی کند.
میزان تفاوت قابل پذیرش بین مبالغ ثبتشده با ارزشهای مورد انتظار (رک: بند 5 ـ ت)
ت-16. با در نظر گرفتن این موضوع که یک تحریف، به تنهایی یا در مجموع با سایر تحریفها، ممکن است موجب تحریف بااهمیت صورتهای مالی شود، تعیین میزان تفاوت بین انتظار حسابرس و مبالغ ثبت شده که میتواند بدون پیجویی بیشتر مورد پذیرش واقع شود، تحت تاثیر اهمیت[3]و سازگاری آن با سطح اطمینان مورد نظر قرار میگیرد. طبق استاندارد 330 هر قدر حسابرس میزان خطر را بالاتر ارزیابی کند، باید شواهد حسابرسی متقاعدکنندهتری کسب نماید.[4] از این رو، همزمان با افزایش خطر ارزیابیشده، برای دستیابی به سطح مطلوبی از شواهد متقاعدکننده، میزان تفاوتی که بدون بررسی بیشتر قابل پذیرش است، کاهش مییابد.[5]
استفاده از روشهای تحلیلی برای کمک به نتیجهگیری کلی
ت-17. نتایج حاصل از طراحی و اجرای روشهای تحلیلی توصیف شده در بند 6 برای تأیید نتایج کسب شده حاصل از رسیدگی به هر یک از اجزا یا عناصر صورتهای مالی مورد استفاده قرار میگیرد. این کار به حسابرس کمک میکند که بتواند به نتیجهگیریهای معقولی که مبنای اظهارنظر وی قرار میگیرد، دست یابد.
ت-18. نتایج این قبیل روشهای تحلیلی ممکن است بیانگر خطر تحریف بااهمیتی باشد که پیش از این شناسایی نشده است. در چنین شرایطی، حسابرس طبق استاندارد 315 باید در ارزیابی قبلی خود از خطرهای تحریف بااهمیت تجدیدنظر و بر همین اساس روشهای حسابرسی طراحی شده را تعدیل کند.[6]
ت-19. روشهای تحلیلی اجرا شده طبق بند 6 ممکن است مشابه روشهای تحلیلی باشد که به عنوان روشهای ارزیابی خطر مورد استفاده قرار گرفته است.
پیجویی نتایج روشهای تحلیلی
ت-20. شواهد حسابرسی مرتبط با پاسخهای مدیران اجرایی به پرس و جوهای حسابرس ممکن است از طریق ارزیابی پاسخها کسب شود، و در این ارزیابی به شناخت حسابرس از واحد تجاری و محیط آن و سایر شواهد حسابرسی کسبشده در جریان حسابرسی توجه میشود.
ت-21. لزوم اجرای سایر روشهای حسابرسی ممکن است هنگامی افزایش یابد که، برای مثال، مدیران اجرایی قادر به ارائه توضیحی نباشند یا توضیح ارائه شده توسط آنها همراه با شواهد حسابرسی کسبشده در این خصوص، کافی تلقی نشود.
[1]. استاندارد حسابرسی 500، بند 10
[2]. استاندارد حسابرسی 330، بندهای 22 و 23
[3]. استاندارد حسابرسی 320، ”اهمیت در برنامهریزی و اجرای عملیات حسابرسی (تجدیدنظر شده 1392)“، بند ت-13
[4]. استاندارد حسابرسی 330، بند 7-ب
[5]. استاندارد حسابرسی 330، بند ت-19
[6]. استاندارد حسابرسی 315، بند 31
ارزیابی اطلاعات مالی از طریق تجزیه و تحلیل روابط بین دادههای مالی و غیرمالی برای شناسایی موارد غیرعادی.
طبق استاندارد ۵۲۰، استفاده از این روشها در مرحله برنامهریزی و همچنین در مرحله بررسی نهایی (جمعبندی) حسابرسی الزامی است.
حسابرس باید از مدیریت پرسوجو کرده و شواهد کافی برای تایید پاسخهای مدیریت به دست آورد یا سایر روشهای رسیدگی را اجرا کند.
گامهای اجرای روشهای تحلیلی طبق استاندارد ۵۲۰ :
- گام اول :
تعیین مناسب بودن روشهای تحلیلی برای ادعاهای مورد آزمون.
- گام دوم :
ارزیابی قابلیت اتکای دادههایی که انتظار حسابرس بر آن استوار است.
- گام سوم :
محاسبه تفاوتهای قابل قبول بین مبالغ ثبت شده و مقادیر مورد انتظار.
- گام چهارم :
تحلیل تفاوتهای عمده و انجام رسیدگیهای تکمیلی.




