پیوست 3: مثالهایی از عوامل مؤثر بر اندازه نمونه در آزمون جزئیات
مثالهای زیر عواملی هستند که حسابرس هنگام تعیین اندازه نمونه در آزمون جزئیات، مورد توجه قرار میدهد. در خصوص این عوامل، که باید با هم مورد توجه قرار گیرند، فرض شده است حسابرس رویکرد خود را در مورد آزمون کنترلها تعدیل نمیکند یا در برخورد با خطرهای ارزیابی شده، ماهیت یا زمانبندی اجرای آزمونهای محتوا را تعدیل نمیکند.
| عامل | اثر بر اندازه نمونه | توضیحات |
| افزایش در ارزیابی حسابرس از خطر تحریف بااهمیت | افزایش | هرچه ارزیابی حسابرس از خطر تحریف بااهمیت بالاتر باشد، اندازه نمونه باید بزرگتر شود. ارزیابی حسابرس از خطر تحریف بااهمیت تحت تأثیر خطر ذاتی و خطر کنترل است. برای مثال، چنانچه حسابرس آزمون کنترلها را انجام ندهد، نمیتواند ارزیابی خود از خطر حسابرسی را به دلیل اثربخشی کارکرد کنترلهای مرتبط با یک ادعای خاص کاهش دهد. بنابراین، به منظور کاهش خطر حسابرسی به یک سطح پایین قابل قبول، حسابرس باید خطر عدم کشف را کاهش دهد و بیشتر بر آزمونهای محتوا اتکا کند. هر قدر شواهد به دست آمده از اجرای آزمون جزئیات بیشتر باشد (بدین معنی که خطر عدم کشف کاهش یابد)، اندازه نمونه باید بزرگتر شود. |
| افزایش استفاده از سایر آزمونهای محتوا درباره همان ادعا | کاهش | هر چه حسابرس به منظور کاهش خطر عدم کشف به یک سطح قابل قبول برای یک جامعه خاص، اتکای بیشتری بر سایر آزمونهای محتوا (آزمون جزئیات یا روشهای تحلیلی) داشته باشد، اطمینان کمتری از نمونهگیری مورد نیاز است و بنابراین، اندازه نمونه میتواند کاهش یابد. |
| افزایش در سطح اطمینان مورد نظر حسابرس در این زمینه که تحریف واقعی در جامعه از تحریف قابل تحمل بیشتر نباشد. | افزایش | هرچه سطح اطمینان حسابرس درباره اینکه نتایج نمونه، در واقع بیانگر میزان واقعی تحریف در جامعه است، بیشتر شود، اندازه نمونه باید بزرگتر شود. |
| افزایش در تحریف قابل تحمل | کاهش | هرچه تحریف قابل تحمل کمتر باشد، اندازه نمونه باید بزرگتر شود. |
| افزایش در میزان تحریفهای مورد انتظار حسابرس در جامعه | افزایش | هرچه میزان تحریف مورد انتظار حسابرس در جامعه بیشتر باشد، اندازه نمونه باید بزرگتر شود تا براوردی معقول از مبلغ واقعی تحریف در جامعه بدست آید. عوامل مربوط در ارزیابی حسابرس از مبلغ تحریف مورد انتظار شامل میزان استفاده از براورد ذهنی در تعیین مبلغ اقلام، نتایج روشهای ارزیابی خطر، نتایج آزمون کنترلها، نتایج روشهای حسابرسی اجرا شده در دورههای قبل، و نتایج سایر آزمونهای محتوا است. |
| طبقهبندی جامعه در موارد مقتضی | کاهش | در مواردی که اندازه پولی اقلام جامعه بسیار متفاوت است، طبقهبندی جامعه میتواند سودمند باشد. در مواردی که یک جامعه را بتوان بهگونهای مناسب طبقهبندی کرد، مجموع اندازه نمونههای این طبقات عموماً کوچکتر از اندازه نمونهای خواهد بود که در صورت انتخاب نمونهها از کل جامعه بهمنظور دسترسی به همان میزان از خطر نمونهگیری، انجام میشد. |
| تعداد واحدهای نمونهگیری در جامعه | تأثیر قابل اغماض | در جامعههای بزرگ، اندازه واقعی جامعه بر اندازه نمونه اثری ندارد یا اثر آن ناچیز است. از سوی دیگر، در جامعههای کوچک، نمونهگیری در حسابرسی اغلب به اندازه سایر روشهای کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب، کارایی ندارد. (با این حال، هنگام استفاده از نمونهگیری براساس واحد پول، افزایش در ارزش پولی جامعه، اندازه نمونه را افزایش میدهد، مگر آن که این افزایش با افزایش متناسب در سطح اهمیت برای صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد [و، درصورت لزوم، سطح یا سطوح اهمیت برای گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشای خاص] جبران شود). |
پیوست 4: روشهای انتخاب نمونه
روشهای بسیاری برای انتخاب نمونه وجود دارد. روشهای اصلی انتخاب نمونه به شرح زیر است:
الف ـ انتخاب تصادفی (از طریق برنامههای ایجاد کننده اعداد تصادفی یا جداول اعداد تصادفی).
ب ـ انتخاب منظم، که در آن تعداد واحدهای نمونهگیری در جامعه به اندازه نمونه تقسیم میشود تا فاصله نمونهگیری، مثلاً 50، مشخص گردد و با تعیین یک نقطه شروع در بین 50 واحد اول، هر پنجاهمین واحد بعد از آن انتخاب میشود. اگر چه نقطه شروع میتواند به طور دلخواه انتخاب شود، اما، در صورت تعیین آن با استفاده از برنامه رایانهای اعداد تصادفی یا جداول اعداد تصادفی، نمونه مزبور به احتمال زیاد واقعیتر خواهد بود. حسابرس هنگام استفاده از روش انتخاب منظم باید اطمینان یابد که ساختار واحدهای نمونهگیری موجود در جامعه بهگونهای نیست که فاصله نمونهگیری با الگوی خاصی از جامعه تطابق داشته باشد.
پ ـ نمونهگیری براساس واحد پولی، نوعی از انتخاب برحسب ارزش نسبی (به شرح پیوست 1) است که در آن اندازه، انتخاب و ارزیابی نمونه منجر به نتیجهگیری بر حسب مبالغ پولی میشود.
ت ـ انتخاب بیقاعده، که در آن حسابرس نمونه را بدون پیروی از یکروش قاعدهمند انتخاب میکند. اگر چه در انتخاب بیقاعده هیچ روش قاعدهمندی بکار گرفته نمیشود، اما حسابرس باید از هرنوع جانبداری آگاهانه یا پیشداوری (برای مثال، پرهیز از انتخاب اقلامیکه تعیین محل آن دشوار است، انتخاب یا عدم انتخاب اولین یا آخرین قلم هر صفحه) بپرهیزد و بدینسان اطمینان یابد که همه اقلام جامعه از شانس انتخاب شدن برخوردارند. استفاده از روش انتخاب بیقاعده در نمونهگیری آماری، جایز نیست.
ث ـ انتخاب قطعهای متضمن انتخاب قطعه یا قطعههایی از اقلام مجاور هم از یک جامعه است. از آنجا که ساختار بیشتر جامعهها به گونهای است که انتظار میرود ویژگیهای این اقلام معمولاً مشابه یکدیگر باشد اما، با ویژگیهای اقلام موجود در سایر نقاط جامعه تفاوت داشته باشد، لذا انتخاب قطعهای معمولاً در نمونهگیری حسابرسی قابل استفاده نیست. اگر چه در برخی شرایط ممکن است آزمون قطعهای از اقلام به عنوان یکروش حسابرسی مناسب تلقی شود، اما در مواردی که حسابرس میخواهد براساس نتایج نمونه، استنتاج معتبری درباره کل جامعه به دست آورد، این روش به ندرت میتواند یک روش نمونهگیری حسابرسی مناسب برای انتخاب اقلام باشد.
احتمال اینکه نتیجه حسابرس بر اساس نمونه، با نتیجهای که از آزمون کل جامعه به دست میآمد، متفاوت باشد.
زمانی که حسابرس بر اساس قضاوت حرفهای و تجربه خود، اقلام خاصی را که دارای ریسک بالاتر هستند برای آزمون انتخاب میکند.
بله، طبق استاندارد ۵۳۰ با افزایش ریسک تحریف بااهمیت، حسابرس معمولاً برای کاهش ریسک نمونهگیری، اندازه نمونه را افزایش میدهد.
فرآیند اجرای نمونهگیری طبق استاندارد ۵۳۰ :
- گام اول :
تعریف اهداف آزمون و ویژگیهای جامعه مورد نظر.
- گام دوم :
تعیین روش نمونهگیری (آماری یا غیرآماری) و اندازه نمونه.
- گام سوم :
انتخاب اقلام نمونه با استفاده از روشهای استاندارد.




