هدر سایت مالیاتی

دسته: آرا دیوان عدالت اداری

آخرین سنگر دفاع از حقوق مودیان! ⚖️ در این بخش، نحوه طرح شکایت در دیوان، آرای وحدت رویه و روند ابطال بخشنامه‌های غیرقانونی سازمان امور مالیاتی را با تحلیل وحید اکبری بررسی کرده‌ایم تا عدالت مالیاتی را به جریان بیندازید. ✨

  • صدور رای ورود مبنی بر بطال قسمت اخیر دستورالعمل شماره ۹۹-۲۱۳ مورخ ۱۳۸۳/۳/۳ اداره کل فنی مالیاتی و دفتر خدمات مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی


    گردش کار

    پرونده: ۵۵۲، ۵۸۳/۸۳

    شاکی: کانون سردفتران و دفتریاران

    موضوع: ابطال قسمت اخیر دستورالعمل شماره ۹۹-۲۱۳ مورخ ۱۳۸۳/۳/۳ اداره کل فنی مالیاتی و دفتر خدمات مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی

    تاریخ رای: یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶

    شماره دادنامه: ۵۱


    مقدمه

    شاکی به شرح دادخواستهای تقدیمی اعلام داشته است، به موجب ماده ۳ قانون اصلاح پاره‎ای از مواد قانون دفاتر اسناد رسمی و قانون سردفتران و دفتریاران مصوب ۱۳۷۱/۳/۳ مجلس شورای اسلامی «۱۵% از حق التحریر دفاتر اسناد رسمی هر ماهه به عنوان پاداش به کارکنان دفاتر اسناد رسمی پرداخت می‎گردد.»

    همچنین به موجب بند ۲ ماده واحده قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی موضوع ماده ۵۴ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۷۳/۲/۲۸ مجلس شورای اسلامی ۱۵% از حق التحریر مصوب توسط سردفتر به دفتر یار اول در مقابل اخذ رسید پرداخت خواهد شد.

    از طرف دیگر، به موجب بند یک ماده واحده مذکور، ۱۰% از حق التحریر به گونه منعکس در ماده واحده مرقوم، علیرغم واریز به حساب بیمه و بازنشستگی سردفتر و دفتریار، منحصراً جهت تامین بیمه و بازنشستگی مشارالیهما و افراد تحت تکفل آنان نبوده بلکه به منظور تامین وجوه لازم جهت اجرای مواد ۱۰ و ۱۱ و ۵۷ و ۶۸ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۵۴ است و مورد مذکور (بیمه و بازنشستگی سر دفتر) جزیی کلاسه از اجرای مواد صدر الاشعار می‎باشد.

    لذا ۴۰% از حق التحریر دفترخانه بدواً متعلق به موارد موصوف بوده و ارتباطی به درآمد سردفتر نداشته و ندارد.

    وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب دستورالعمل مذکور علیرغم صراحت بندهای یک و ۲ و ۳ ماده واحده قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۷۳/۲/۲۸ فقط پرداختی سردفتر بابت بندهای ۲ و ۳ را به عنوان کسورات مورد قبول قرار داده و از پذیرش ۱۰% پرداختی سردفتر به کانون سردفتران (موضوع بند یک ماده واحده مذکور) خودداری نموده است که اقدام وزارت امور اقتصادی و دارایی در پذیرش قسمتی از قانون و عدم قبول قسمتی دیگر از آن خارج از اختیارات وزارت دارایی می‎باشد.

    بنابه دلایل زیر استدعای رسیدگی و لغو آن را دارد.

    ۱- تفسیر قانون از وظایف مجلس شورای اسلامی می‎باشد لذا تفسیر وزارت امور اقتصادی و دارایـی در قبول یا عدم قبول قسمتی از قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی خارج از حدود اختیارات وزارت مذکور می‎باشد.

    ۲- به طوری که فوقاً معروض گردید ۱۰% پرداختی سردفتران از ناخالص حق التحریر به کانون سردفتران فقط بابت بیمه و بازنشستگی سردفتران نمی‎باشد بلکه همانگونه که در بند یک ماده واحده مذکور تصریح شده پرداختی مذکور بابت سردفتر، دفتریار، مستمری بگیران و عایله تحت تکفل آنان می‎باشد.

    ۳- با توجه به بند ۳ ماده ۶۶ قانون دفاتر اسناد رسمی، کانون سردفتران و دفتریاران بابت ارائه خدمات بیمه و بازنشستگی و درمان و امور رفاهی، وظیفه اداره امور مالی کانون از قبیل تنظیم بودجه، وصول درآمدها پرداخت مخارج، تهیه ترازنامه را داشته و نیز وفق بند ۵ ماده ۶۶ مذکور، انجام دادن امور مربوط به بیمه بازنشستگی و صندوق تعاون سردفتران و دفتریاران موضوع مواد ۵۶، ۵۷ و ۶۸ قانون دفاتر اسناد رسمی بر عهده کانون می‎باشد که تمامی مخارج کانون از قبیل هزینه‎های پرسنلی، ساختمان، ملزومات و تعمیر و نگهداری و غیره از محل ۱۰% پرداختی سردفتران به کانون تامین می‎گردد.

    لذا عدم محاسبه ۱۰% پرداختی سردفتر به کانون به عنوان هزینه خارج از اختیارات وزارت امور اقتصادی و دارایی بوده و موجب محاسبه مالیات از ارقامی می‎گردد که سردفتر به عنوان درآمد در آن هیچگونه نقشی ندارد بنابراین استدعای لغو دستورالعمل مذکور را دارد.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۶۶۲۰-۲۱۲ مورخ ۱۳۸۳/۱۱/۷ ضمن ارسال تصویر نامه شماره ۴۱۰۶-۲۱۲ مورخ ۱۳۸۳/۱۰/۲۸ دفتر فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور اعلام داشته‎اند:

    موضوع شکایت، دستورالعمل نبوده بلکه نظریه یاد شده در پاسخ به نامه شماره ۱۵ مورخ ۱۳۸۳/۲/۱۵ کانون موصوف تهیه گردیده است و از مصادیق مقرر در ماده ۲۵ قانون دیوان عدالت اداری نبوده تا قابلیت طرح و رسیدگی در دیوان عدالت اداری داشته باشد.

    در نامه مدیرکل فنی مالیاتی آمده است:

    احکام مواد ۱۰، ۱۱ و ۶۸ قانون دفاتر اسناد رسمی منحصراً به بازنشستگی و بیمه سردفتران و دفتریاران اختصاص دارد. مفاد ماده ۵۷ قانون مذکور نیز صرفاً مشعر بر تشکیل صندوق تعاون سردفتران و دفتریاران جهت کمکهای ضروری یا وام به سردفتران و دفتریاران و کارکنان دفاتر اسناد رسمی می‎باشد.

    فارغ از اینکه این صندوق چه وظایفی و در قبال چه کسانی به عهده دارد، نکته‎ای که نباید از نظر دور داشت این است که وفق ماده ۵۶ قانون صدرالذکر این صندوق از محل سود حاصل از سرمایه‎گذاری موجودی حساب بیمه سردفتران تشکیل یافته نه از محل خود این وجوه.

    بنابراین اصولاً ۱۰% حق التحریر موضوع بند یک قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی موضوع ماده ۵۴ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۵۴ (مصوب ۱۳۷۳/۲/۲۸) به منظور تامین وجوه لازم جهت پرداخت حقوق بازنشستگی و مستمری به سردفتران و دفتریاران و عایله تحت تکفل ایشان به حساب حق بیمه سردفتران و دفتریاران واریز می‎گردد از این رو اساساً ماهیت هزینه نداشته و با وجوه مذکور در بندهای ۲ و ۳ قانون مارالذکر تفاوت دارد.

    لذا به شرحی که در قسمت اخیر نامه شماره ۹۹-۲۱۳ مورخ ۱۳۸۳/۳/۳ آمده است از نقطه نظر مالیاتی از حق التحریر دریافتی قابل کسر نخواهد بود.


    تشکیل جلسه هیات عمومی

    هیات عمومـی دیوان عـدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بـررسی و انجام مشـاوره با اکثریت به شرح آتی مبادرت به صدور رای می‎نماید.


    رای هیات عمومی

    طبق بند یک ماده واحده قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی موضوع ماده ۵۴ قانون دفاتر اسناد رسمی، ۱۰% حق التحریر دریافتی دفاتر اسناد رسمی به منظور تامین وجوه لازم جهت اجرای مواد ۱۰، ۱۱، ۵۷ و ۶۸ قانون دفاتر اسناد رسمی به حساب مربوط به بیمه و بازنشستگی و از کارافتادگی و امور رفاهی و درمانی سردفترداران و دفتریاران دفاتر اسناد رسمی اختصاص یافته است.

    نظر به اینکه کانون سردفتران تهران به حکم ماده ۵۶ قانون مزبور مکلف است موجودی حساب حق بیمه سردفتران و دفتریاران را طبق آیین‎نامه مربوط به مصرف خرید اوراق قرضه یا اسناد خزانه برساند و یا در بانک ملی به حساب سپرده ثابت بگذارد و از سود آن اقدام به تشکیل صندوق تعاون کند و با این کیفیت از محل اعتبار مزبور به منظور تامین بودجه مواد مصرح در مواد فوق الاشعار سرمایه‎گذاری نماید.

    بنابراین مصوبه مورد اعتراض مبنی بر عدم کسر ۱۰% مزبور از حق التحریر از حیث احتساب مالیات مغایرتی با قانون ندارد و خارج از حدود اختیارات مربوط نمی‎باشد.

  • صدور رای ورود نسبت به بطال بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۲۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ و ۱۶۷۶۷/۳۴/۱ مورخ ۱۳۸۱/۵/۳۱ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور


    گردش کار

    کلاسه پرونده: ۲۴۸-۲۶۱/۸۳

    شاکی: آقایان ۱- محمدعلی الهیار ۲- تورج گل محمدی

    موضوع: ابطال بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۲۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ و ۱۶۷۶۷/۳۴/۱ مورخ ۱۳۸۱/۵/۳۱ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

    تاریخ رای: یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۶

    شماره دادنامه: ۷۸-۷۹


    مقدمه

    شکات به شرح دادخواستهای تقدیمی اعلام داشته‎اند:

    به موجب ماده ۵۴ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۵۴ میزان حق التحریر دفاتر اسناد رسمی طبق تعرفه تعیین شده وزارت دادگستری خواهد بود که باید هر ۴ سال یک بار مورد بررسی مجدد قرار گیرد و در صورت اقتضاء در آن تجدیدنظر شود.

    قوه قضاییه با اختیارات حاصله از ماده قانونی مذکور در سال ۱۳۸۰ اقدام به بررسی تعرفه حق التحریر قبلی و تعیین تعدیل آن نمود و دستورالعمل شماره ۲۱۷۳۱/۳/۱ مورخ ۱۳۸۰/۶/۱۷ صادر و ابلاغ گردید.

    سازمان ثبت اسناد و املاک کشور یک سال پس از صدور دستورالعمل فوق و قبل از انقضاء ۴ سال مذکور در ماده ۵۴ قانون با صدور بخشنامه شماره ۱۶۷۶۷/۳۴ مورخ ۱۳۸۱/۵/۳۱ مبادرت به کاهش تعرفه حق التحریر و تعیین سقف برای آن نمود و همچنین به موجب بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ دفاتر اسناد رسمی مکلف به محاسبه و دریافت حق التحریر طبق ارزش معاملاتی قبلی گردیدند.

    بنا به دلایل زیر صدور بخشنامه‎های مورد شکایت خارج از اختیارات سازمان ثبت و فاقد وجاهت قانونی است:

    ۱- به موجب بند ۳ رای شماره ۵۱۹۳/۱۳-و-ر مورخ ۱۳۸۰/۲/۱۱ کمیسیون وحدت رویه کانون سردفتران که در اجرای بند ۲ ماده ۶۶ قانون دفاتر اسناد رسمی اصدار یافته و نیز دستورالعمل شماره ۲۶۵۰۹/۳۴/۱ مورخ ۱۳۷۹/۱۱/۵ ماخذ محاسبه حق التحریر اسناد، قیمت مندرج در سند است نه ارزش معاملاتی.

    ۲- وفق بند (الف) دستورالعمل فوق‎الذکر قوه قضاییه که در جهت تعیین و تعدیل تعرفه حق التحریر در سال ۱۳۸۰ اصدار یافته نیز قید شده، حق التحریر براساس مبلغ سند تعیین شده و اسنادی که مبلغ آن تا یک میلیون ریال ۶۰۰۰۰ ریال و غیره و حق مکتسب دفاتر اسناد رسمی را که در اجرای ماده ۵۴ قانون حاصل شده با بخشنامه بعدی نمی‎توان زایل نمود.

    ۳- براساس قاعـده «من له الغنم فعلیه الغرم» آیا امکان دارد با توجه به ماده ۲۲ قانون دفاتر اسناد رسمی، سردفتر را مکلف به پرداخت غرامت بر اساس مبلغ مندرج در سند یا قیمت روز نمود، لکن حق الزحمه و حق التحریر تنظیم اسناد را بر اساس یک قیمت مجازی و غیر واقعی که صرفاً از جهت محاسبه حقوق دولتی وضع شده است (رای شماره ۱۴۵ – ۱۳۸۲/۵/۲۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری) و یا ارزش معاملاتی سالهای گذشته وصول نمود.

    با عنایت به موارد معنونه استدعای رسیدگی و لغو بخشنامه‎های شماره ۲۱۰۸۱/۲۱/۱ مورخ ۱۳۸۰/۷/۱۶ و ۱۶۷۶۷/۳۴/۱ مورخ ۱۳۸۱/۵/۳۱ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را دارم.


    پاسخ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

    سرپرست دفتر حقوقی و امور بین‎الملل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۷۲۶۵/۱۱ مورخ ۱۳۸۳/۸/۲۵ ضمن ارسال تصویر نامه شماره ۷۹۰۱/۳۴ مورخ ۱۳۸۳/۶/۲۸ اداره کل امور اسناد و سردفتران سازمان ثبت اعلام داشته‎اند:

    نظر به اینکه بخشنامه شماره ۱۶۷۶۷/۳۴/۱ مورخ ۱۳۸۱/۵/۳۱ مبنی بر تعیین سقف جهت تعدیل حق التحریر به سود مراجعین و جلوگیری از درآمدهای بی رویه دفاتر بوده و در نرخ تعرفه‎ها کاهش صورت نگرفته است و همچنین بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ که در ارتباط با نامه شماره ۱۳۷۵/۴۱۵۴/۲۱۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۶ سازمان امور مالیاتی کشور است صرفاً به عنوان اداره کل ثبت استان تهران و به لحاظ افزایش بی سابقه ارزش منطقه‎ای املاک شهر تهران می‎باشد.

    لذا با توجه به مراتب معروضه تقاضای رد شکایت شاکی به طرفیت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را دارد.

    در نامه شماره ۷۹۰۱/۳۴ مورخ ۱۳۸۳/۶/۲۸ اداره کل امور اسناد و سردفتران سازمان ثبت اسناد و املاک کشور آمده است:

    بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ که در ارتباط با نامه شماره ۱۳۷۵/۴۱۵۴ مورخ ۱۳۸۱/۷/۶ سازمان امور مالیاتی کشور صادر گردیده، صرفاً عنوان اداره کل ثبت استان تهران و به لحاظ افزایش بی سابقه ارزش منطقه‎ای املاک شهر تهران بوده و هر چند تاکنون نسبت به لغو آن اقدامی به عمل نیامده، مع الوصف با اعلام ارزش منطقه‎ای جدید از طرف ادارات دارایی موجبی جهت رعایت آن به نظر نمی‎رسد.


    تشکیل جلسه هیات عمومی

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رای می‎نماید.


    رای هیات عمومی

    با عنایت به مندرجات لایحه جوابیه شماره ۷۹۰۱/۳۴ مورخ ۱۳۸۳/۶/۲۸ اداره کل امور اسناد و سردفتران سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در باب عدم رعایت بخشنامه شماره ۲۱۰۸۱/۱ مورخ ۱۳۸۱/۷/۱۶ مبنی بر عدم رعایت و اجرای بخشنامه معترض‎عنه به لحاظ اعلام ارزش منطقه‎ای جدید از طرف وزارت امور اقتصادی و دارایی و ضرورت محاسبه و وصول حق التحریر براساس قیمت منطقه بندی جدید و انقضاء مهلت اعتبار بخشنامه مورد اعتراض، اعتراض به بخشنامه‎های فوق‎الذکر سالبه به انتفاء موضوع محسوب می‎شود و موردی برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم در این زمینه وجود ندارد.


    امضاء

    دیوان عدالت اداری

  • ابطال بخشنامه شماره 3/15032 مورخ 1384/09/24 اداره کل امور مالیاتی اصفهان


    گردش کار

    شاکی: آقای سیروس کمال‌پور

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 3/15032 مورخ 1384/09/24 اداره کل امور مالیاتی اصفهان


    مقدمه

    شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته‎ است:

    اینجانب طبق ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه کشور و آیین‌نامه‌ های ذیربط به عنوان وکیل و مشاور حقوقی قوه قضائیه مشغول به کار گردیدم و طبق ضوابط و آیین‎نامه‎های اجرائی ماده مذکور به عنوان مؤسسه غیرتجاری تقاضای ثبت مؤسسه غیرتجاری را از اداره محترم ثبت شرکت‌ها نمودم و مؤسسه مذکور طی شماره 1324 در تاریخ 1382/02/06 به ثبت رسید.

    اداره کل امور مالیاتی استان اصفهان طی بخشنامه مورخ 1384/09/24 مؤسسات موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه کشور را مشمول ردیف 4 بند (الف) ماده 96 قانون مالیاتی قرار داده است که طبق بند مذکور مؤسسات فوق در زمره تجار، بنکداران، عمده‌فروش‌ها و موارد مشابه قرار گرفته است و این در حالی است که وکلا و مشاوران حقوقی در ردیف 5 بند (ب) ماده 96 قانون مالیاتی قرار دارند.

    با توجه به اینکه مشاغل موضوع بند (الف) ماده 96 قانون مالیاتی وفق بند (الف) ماده 95 همان قانون مکلف به ثبت فعالیت‌های شغلی خود در دفاتر روزنامه و کل (موضوع قانون تجارت) هستند و باید دفاتر و اسناد و مدارک مربوط را با رعایت اصول و موازین و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری نگاهداری کنند و ماهیت مؤسسات موضوع ماده 187 قانون سوم توسعه کشور جنبه غیرتجاری و تسهیل در دستیابی عامه مردم به خدمات مشاوره حقوقی و وکالت با نرخ کمتر می‌باشد، لذا تقاضای ابطال بخشنامه شماره 3/15032 مورخ 1384/09/24 اداره کل امور مالیاتی اصفهان را دارد.


    پاسخ اداره کل امور مالیاتی (نماینده قضایی)

    نماینده قضایی سازمان امور مالیاتی کشور در استان اصفهان در پاسخ به شکایت فوق طی نامه شماره 10/344 مورخ 1385/11/14 اعلام داشته‌اند:

    با توجه به ماده 8 آیین‌نامه اجرائی موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که مقرر می‌دارد:

    «پذیرفته‌شدگان مشاوره حقوقی منفرداً یا مشترکاً اقدام به تشکیل مؤسسه می‌نمایند. دارندگان پروانه مکلفند حداکثر ظرف مهلت 6 ماه طبق مقررات مربوط به ثبت تشکیلات و مؤسسات غیرتجاری نسبت به ثبت مؤسسه اقدام نمایند، در غیر این صورت مجوز صادره باطل و بی‌اعتبار خواهد بود…»

    و همچنین تبصره 3 ماده مذکور که تصریح می‌کند:

    «مؤسسه مشاوره حقوقی تابع ضوابط و مقررات مربوط به مؤسسات غیرتجارتی خواهد بود.»

    مستفاد می‌گردد اعتبار این‌گونه مؤسسات به ثبت آن‌ها می‌باشد و در غیر این صورت مجوز آن‌ها از درجه اعتبار ساقط می‌گردد.

    بنابراین حسب مقررات ماده 1 و بند (ب) ماده 2 و مواد 3 و 4 آیین‌نامه اصلاحی ثبت تشکیلات و مؤسسات غیرتجارتی مصوب 1337 مؤسسات مذکور مکلف به ثبت می‌باشند.

    همان‌گونه که بخشنامه شماره 11/43/12/20620 مورخ 1384/11/24 معاونت محترم فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور نیز اعلام نموده، احکام مالیاتی اشخاص حقوقی در خصوص مؤسسات مذکور جاری خواهد بود. بنابراین مصادیق موضوع ردیف 5 بند (ب) ماده 96 قانون مالیات‌های مستقیم ناظر به اشخاص حقیقی می‌باشد نه مؤسسات مشاوره حقوقی.

    بنا به مطالب مذکور تقاضای رد دادخواست فوق‌الذکر را دارد.


    تشکیل جلسه هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آرا به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‌نماید.


    رأی هیأت عمومی

    نظر به اینکه:

    1. اولاً در متن ردیف 5 بند (ب) ماده 96 قانون مالیات‌های مستقیم عبارت مشاوران حقوقی درج شده و در همین ردیف از وکلاء نام برده شده است که دلالت بر واحد بودن وضعیت وکلاء و مشاوران حقوقی می‌نماید.
    2. ثانیاً صرف اعطاء عنوان مؤسسه به مشاوران حقوقی موجب تغییر ماهیت قانونی آنان از جهت تشابه وضعیت با وکلاء نمی‌گردد.
    3. ثالثاً در ردیف 4 بند (الف) ماده 96 قانون مالیات‌های مستقیم از ارائه‌دهندگان خدمات مشاوره‌ای نام برده شده که عنوان کلی و عام بوده، در حالی که در ردیف 5 بند (ب) ماده 96 همان قانون از عبارت مشاوران حقوقی نام برده شده و مشاوران حقوقی موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از مصادیق اعلای آن می‌باشند.

    علی‌هذا بخشنامه شماره 3/15032 مورخ 1384/09/24 اداره کل امور مالیاتی استان اصفهان از جهت اینکه مشاوران حقوقی موضوع ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه را مشمول احکام مالیاتی اشخاص حقوقی در خصوص مؤسسات غیرتجاری تشخیص داده، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص داده می‌شود.

    لذا مستنداً به ماده 1 و بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385، ابطال می‌گردد.

  • ابطال بخشنامه شماره 211/876/31209 مورخ 1381/05/30 وزارت امور اقتصادی و دارایی


    گردش کار

    شاکی: سازمان بازرسی کل کشور

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 211/876/31209 مورخ 1381/05/30 وزارت امور اقتصادی و دارایی.


    مقدمه

    قائم مقام سازمان بازرسی کل کشور در شکایت نامه تقدیمی به شماره 2/85/27421 مورخ 1385/08/17 اعلام داشته اند:

    در بخشنامه مورد شکایت تصریح شده است:

    «چون در مورد نرخ محاسبه مالیات بر درآمد حقوق کارکنان برخی از سازمان های دولتی که مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 1370/06/13 نمی باشد، سؤالاتی مطرح شده است، لذا به منظور رفع ابهام و اتخاذ رویه واحد متذکر می شود اظهار نظر قائم مقام معاونت حقوقی و امور مجلس رئیس جمهوری مفاداً مشعر بر این است که حکم صدر ماده 85 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم به طور کلی ناظر به تعیین نرخ مالیات بر درآمد حقوق کارکنان بخش دولتی بوده و به عبارت دیگر در صدر ماده مزبور کارکنان مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت به طور مطلق مورد حکم قرار نگرفته اند و جهت شمول تعیین نشده است. لذا کارکنان وزارتخانه ها، مؤسسات دولتی یا وابسته به دولت، بانک ها و سایر شرکت های دولتی و نیز سازمان هایی که مشمول قوانین و مقررات عمومی بر آن ها مستلزم ذکر نام یا تصریح نام است و یا از محل اعتبارات دولتی حقوق دریافت می نمایند و هم چنین اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی از نظر مالیات بر درآمد حقوق مشمول صدر حکم ماده 85 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم می باشند و درآمد حقوق کارکنان مذکور به رعایت معافیت های مقرره قانونی مشمول مالیات به نرخ ده درصد خواهد بود.»

    از آنجایی که مقنن در ماده 85 قانون اصلاحی قانون مالیات های مستقیم مصوب 1380 دو نرخ مالیاتی تعیین نموده است. یکی نرخ مالیات بر درآمد حقوق کارکنان مشمول قانون نظام هماهنگ و دیگری نرخ مالیات بر درآمد سایر حقوق بگیران دولت که تابع قانون نظام هماهنگ پرداخت نیستند. بنابراین ملاحظه می شود خصوص و منظور ماده مذکور دلالتی بر انحصاری بودن کسانی که به انحاء مختلف برای دولت کار می کنند نداشته و از این رو این بخشنامه مورد شکایت مغایر با قانون است. بنا به مراتب ابطال آن مورد تقاضا است.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر حقوقی و امور بین الملل سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 212/10/303 مورخ 1386/02/11 اعلام دانسته اند:

    ریاست کل وقت سازمان امور مالیاتی در اجرای مقررات اصل 127 قانون اساسی و مصوبات هیأت وزیران به منظور رفع اختلافات و ابهامات و اتخاذ رویه واحد طی نامه شماره 3966 مورخ 1381/12/01 مراتب را از حوزه معاون حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری استعلام و پاسخ طی نامه شماره 4179 مورخ 1381/02/04 واصل گردید و در این ارتباط سازمان با صدور بخشنامه معترض عنه مراتب را ابلاغ نموده است.


    تشکیل جلسه هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید.


    رأی هیأت عمومی

    به صراحت ماده 85 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم مصوب 1380:

    «نرخ مالیات بر درآمد حقوق در مورد کارکنان مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب 1370/06/13 پس از کسر معافیت های مقرر در این قانون به نرخ مقطوع 10% و در مورد سایر حقوق بگیران نیز پس از کسر معافیت های مقرر در این قانون تا مبلغ چهل و دو میلیون ریال به نرخ 10% و نسبت به مازاد آن به نرخ های مقرر در ماده 131 این قانون خواهد بود.»

    بنابراین بخشنامه شماره 211/876/31209 مورخ 1381/05/30 رئیس کل امور مالیاتی که حکم شمول صدر ماده 85 اصلاحی قانون فوق الذکر به مطلق کارکنان حقوق بگیر و نفی قسمت اخیر ماده مذکور در باب لزوم اخذ مالیات به نرخ مقرر در ماده 131 قانون مزبور نسبت به مازاد بر چهل و دو میلیون ریال است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات قانونی مربوط تشخیص داده می شود.

    لذا بخشنامه مزبور به استناد ماده یک و بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می گردد.

  • صدور رای ورود نسبت به ابطال جداول محاسبه مالیات حقوق کارکنان بخشهای غیر دولتی سال ۱۳۸۱ لغایت ۱۳۸۵


    گردش کار

    تاریخ: ۱۳۸۷/۲/۱

    شماره دادنامه: ۴۹

    کلاسه پرونده: ۸۵/۷۱۴

    مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی: آقای مسعود سالاری توسه‌سرا

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال جداول محاسبه مالیات حقوق کارکنان بخش‌های غیردولتی سال‌های ۱۳۸۱ لغایت ۱۳۸۵


    مقدمه

    شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است:

    در سال ۱۳۸۰ قانونگذار در صدد رفع قسمتی از فشار مالیاتی بر حقوق‌بگیران بخش خصوصی برآمد و با افزایش معافیت و تعدیل نرخ‌های مالیاتی تا اندازه‌ای از فشار مالیاتی حقوق‌بگیران کاست. ولی متأسفانه در زمینه اعمال نرخ‌های مالیاتی با عدول از نص قانون، حقوق‌بگیران بخش خصوصی را در قسمتی از درآمد خود از نرخ ۱۵ درصد و ۲۰ درصد مذکور در ماده ۱۳۱ قانون مالیات‌های مستقیم محروم نموده‌اند.

    توضیح این است که:

    • ماده ۸۵ اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۸۰ می‌گوید:

    «نرخ مالیات بر درآمد حقوق در مورد کارکنان مشمول نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب ۱۳۷۰ پس از کسر معافیت‌های مقرر در این قانون به نرخ مقطوع ۱۰ درصد و در مورد سایر حقوق‌بگیران نیز پس از کسر معافیت‌های مقرر در این قانون تا مبلغ چهل‌ودو میلیون ریال به نرخ ۱۰ درصد و نسبت به مازاد آن به نرخ‌های مقرر در ماده ۱۳۱ این قانون خواهد بود.»

    • و ماده ۱۳۱ مقرر می‌دارد:

    «نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی …

    تا میزان سی‌میلیون ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ ۱۵ درصد،

    تا میزان یک‌صد میلیون ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد سی‌میلیون ریال به نرخ ۲۰ درصد …»

    با توجه به تصریح ماده ۸۵ و اعمال نرخ ۱۰ درصد تا مبلغ ۴۲ میلیون ریال، مسلم و بدیهی است که:

    • مازاد درآمد تا سی‌میلیون ریال باید به نرخ ۱۵ درصد مشمول مالیات گردد
    • و مازاد آن با نرخ ۲۰ درصد و بالاتر

    ولی سازمان امور مالیاتی با انتشار جداول محاسبه مالیات حقوق، مبلغ چهل‌ودو میلیون ریال نرخ ۱۰ درصد را از مبالغ نرخ‌های ماده ۱۳۱ کسر نموده‌اند و از وسط طبقه ۲۰ درصد مازاد را مشمول مالیات قرار داده است و به این ترتیب کل نرخ طبقه ۱۵ درصد و قسمتی از نرخ طبقه ۲۰ درصد را در حق حقوق‌بگیران بخش خصوصی اعمال نکرده است.

    با توجه به مراتب معروض، شاکی استدعای بررسی و صدور رأی بر ابطال جداول محاسبه مالیات حقوق برای سنوات ۱۳۸۱ الی ۱۳۸۵ و تجویز نرخ‌های ماده ۱۳۱ از طبقه اول (۱۵ درصد) نسبت به مازاد بر ۴۲ میلیون ریال دریافتی حقوق را دارد.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی طی نامه ۱۰۴۸۷۳/۲۱۲ مورخ ۱۳۸۶/۱۱/۲ مبادرت به ارسال تصویر نامه ۱۰۰۰۹۹/۲۱۱ مورخ ۱۳۸۶/۱۱/۱۳ دفتر فنی مالیاتی و ضمایم آن نموده است.

    در نامه اخیرالذکر آمده است:

    طبق مقررات قسمت اخیر ماده ۸۵ اصلاحی مصوب ۱۳۸۰ قانون مالیات‌های مستقیم:

    • نرخ مالیات بر درآمد حقوق کارکنان بخش غیردولتی و مشمولین قانون کار پس از کسر معافیت‌های مقرر تا مبلغ ۴۲ میلیون ریال به نرخ ۱۰ درصد
    • و نسبت به مازاد آن به نرخ‌های مقرر در ماده ۱۳۱ تعیین شده است.

    و از آنجا که براساس نرخ‌های مالیاتی ماده اخیرالذکر، مبلغ ۴۲ میلیون ریال در ردیف نرخ ۲۰ درصد قرار گرفته است:

    لذا فارغ از دیدگاه‌های متفاوت حقوقی و مالیاتی در خصوص مورد، نهایتاً نرخ‌های ۲۰ درصد و بالاتر ملاک محاسبه مالیات مازاد مبلغ ۴۲ میلیون ریال درآمد مشمول مالیات حقوق قرار گرفته و مراتب طی بخشنامه ۷۱۸۸۶ مورخ ۱۳۸۰/۱۱/۲۹ اعلام گردیده است.


    تشکیل جلسه هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‌نماید.


    رأی هیأت عمومی

    حکم ماده ۸۵ اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۸۰ که مالیات بر درآمد حقوق‌بگیران غیرمشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت را:

    • تا ۴۲ میلیون ریال به نرخ ۱۰ درصد
    • و نسبت به مازاد آن به نرخ‌های مقرر در ماده ۱۳۱

    تعیین کرده است،

    مفید اعمال نرخ مالیات بر درآمد حقوق تا میزان ۳۰ میلیون ریال علاوه بر ۴۲ میلیون ریال مذکور در ماده ۸۵ قانون نیست و مبین تعلق مالیات به ماخذ سایر نرخ‌های مندرج در ماده ۱۳۱ نسبت به درآمد حقوق مازاد بر ۴۲ میلیون ریال است.

    بنابراین:

    جداول مالیات حقوق اشخاصی که مشمول قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت نیستند، در قسمت مورد اعتراض مغایرتی با قانون ندارد و خارج از حدود اختیارات قانونی سازمان امور مالیاتی نمی‌باشد.


    امضاء

    معاون قضایی دیوان عدالت اداری

    مقدسی‌فرد

  • ابطال بخشنامه شماره 7110 مورخ 1386/02/03 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: شرکت ایران خودرو

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 7110 مورخ 1386/02/03 سازمان امور مالیاتی کشور


    مقدمه

    شاکی طی شکایت نامه تقدیمی اعلام داشته است، رئیس سازمان امور مالیاتی کشور در ارتباط با اجرای قانون نحوه تأمین هزینه های ضروری اتاق های بازرگانی مصوب 1372 و ماده 64 از موارد الحاقی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 1380 (مصوب 1384) پس از چـند سـال اجـرا، مــبـادرت بــه صــدور بــخشــنامــه شماره 7110 مـورخ 1386/02/03 مـبنی بـر اخـذ سـه در هزار درآمد قطعی شده از دارندگان کارت بازرگانی اعم از مشمول مالیات و معاف و در واقع عطف به ماسبق نمودن مفاد آن نموده است.

    با توجه به مشکلات ایجاد شده در اجرای مفاد بخشنامه صادره در سطوح کل کشور از جمله اخذ گواهی مقرر در ماده 186 قانون مالیاتهای مستقیم، مغایرت مفاد بخشنامه با مقررات مصوب و احـراز تـغیـیر و تفـسیر الـگو مـعـقول و الـحاق قبـل از کـسر معـافیت، بـه قوانین یـاد شده، ابـطال بـخـشنامـه 7110 مـورخ 1386/02/03 سـازمان امور مــالیاتـی کــشور مــورد تــقاضا اســت.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی

    مــدیر کــل دفــتـر حـقـوقـی ســازمان امـور مـالیاتـی کـشور در پـاسـخ بـه شـکایت مـذکور طـی نامه شـمـاره 610579/212 مـورخ 1386/12/11 ضـمن ارسـال تـصویر نامــه شمـاره 12128/201 مـورخ 1386/09/11 رئیـس شورای عالی مالیاتی اعلام داشته اند:

    با ملاحظه تعریف درآمد مشمول مالیات مصرحه در مواد 94 و 106 چنین بیان شده که درآمد مشمول مالیات عبارت از کل فروش کالا و خدمات به اضافه سایر درآمدهای مودی که مشمول مالیات فصول دیگر شناخته نشده پس از کسر هزینه ها و استهلاکات مربوطه و از طریق رسیدگی به دفاتر قانونی بر طبق مقررات ماده 94 و بند (الف) ماده 95 قانون یاد شده و در موارد مذکور در ماده 97 قانون مذکور به طور علی الرأس تشخیص می گردد.

    در تعاریف ذکر شده در قانون هیچ گونه تصریحی راجع به معافیت مالیاتی ندارد.

    مبنا و ماخذ مورد نظر مقنن درآمد مشمول مالیات محاسبه شده در پرونده های مودیان قبل از وضع هر گونه معافیت مالیاتی ملاک عمل برای محاسبه سه در هزار سهم اتاق های بازرگانی و معادن خواهد بود.


    نظر هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید.


    رأی هیأت عمومی

    طبق ماده واحده قانون نحوه تأمین هزینه های ضروری اتاق های بازرگانی مصوب 1372/02/11 و اصلاحیه آن، وزارت امور اقتصادی و دارایی مکلف شده است که علاوه بر وصول مالیات های مقرر، معادل سه در هزار درآمد مشمول مالیات دارندگان کارت بازرگانی را به عنوان سهم اتاق های بازرگانی و صنایع و معادن ایران وصول و به حساب درآمد عمومی کشور واریز نماید.

    نظر به اینکه مقصود مقنن از درآمد مشمول مالیات با توجه به سیاق عبارت قانون در باب وصول سه در هزار آن بابت سهم اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران علاوه بر وصول مالیات‌های مقرر در واقع نفس الامر مالیات قطعی شده قابل وصول پس از کسر معافیت‌های قانونی می‌باشد، therefore:

    بخشنامه شماره 7110 مورخ 1386/02/03 سازمان امور مالیاتی کشور

    که منظور از درآمد مشمول مالیات را درآمد مشمول مالیات قطعی شده مودیان ذیربط قبل از کسر معافیت های مقرر قانونی اعلام داشته است،

    خلاف هدف و حکم مقنن تشخیص داده می‌شود و مستنداً به:

    • قسمت دوم اصل یکصد و هفتاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
    • ماده یک
    • بند یک ماده 19
    • ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری

    ابطال می‌شود.

  • رد شکایت نسبت به تقاضای ابطال بخشنامه‎های شماره 211/2596/28974 مورخ ۱۳۸۵/۷/۲۴ سازمان امور مالیاتی کشور و ۱۷۹۸۸ مورخ ۱۳۸۶/۷/۱۵ سازمان امور مالیاتی استان اصفهان


    گردش کار

    شماره دادنامه: ۴۱۰

    تاریخ دادنامه: ۱۳۸۷/۰۶/۰۳

    کلاسه پرونده: ۸۶/۵۰۳

    شاکی: آقای عبدالرزاق جامی فروشانی

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    موضوع شکایت و خواسته:

    ابطال بخشنامه ‎های شماره 211/۲۵۹۶/28974 مورخ ۱۳۸۵/۷/۲۴ سازمان امور مالیاتی کشور و ۱۷۹۸۸ مورخ ۱۳۸۶/۷/۱۵ سازمان امور مالیاتی استان اصفهان


    مقدمه

    شاکی در دادخواست تقدیمی خود اعلام داشته است، طبق ماده ۱۶۷ قانون مالیات های مستقیم اصلاحی 1380/11/27 «وزارت امور اقتصادی و دارایی یا سازمان امور مالیاتی کشور می ‎تواند نسبت به مودیانی که قادر به پرداخت بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه به طور یکجا نیستند از تاریخ ابلاغ مالیات قطعی بدهی مربوط را حداکثر به مدت سه سال تقسیط نماید.» بدیهی است منظور از جریمه مذکور در عبارت «بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه» در ماده فوق جریمه قبل از تقسیط است نه بعد از تقسیط.

    بخشنامه شماره ۲۸۹۷۴/۲۵۹۶-۲۱۱ مورخ 85/7/24 رییس کل سازمان امور مالیاتی کشور که مقرر می‎دارد، تضمین کافی برای جرایم تاخیر دوران تقسیط اخذ گردد تا در صورت پرداخت به موقع اقساط در سررسیدهای مقرر و بنابه درخواست مودی نسبت به بخشودگی جرایم مزبور و استرداد تضمین اخذ شده اقدام لازم بعمل آید و بخشنامه شماره ۱۷۹۸۸ مورخ 86/7/15 مدیرکل امور مالیاتی استان اصفهان که دستورالعمل برای جرایم دوران تقسیط صادر کرده است، مخالف مواد ۱۶۷ و ۱۹۰ و مانع اجرای ماده ۱۹۱ قانون مذکور می ‎باشد و موجب تضییع حقوق مودیان می ‎شود و خارج از اختیارات مقامات صادرکننده آنها است.


    دلایل شاکی

    ۱- چنانچه قانونگذار می‎ خواست برای دوران تقسیط وجهی از بدهکاران اخذ نماید، نحوه محاسبه و وصول آن را تعیین می ‎کرد.

    ۲- جریمه وجه نقد یا مال دیگر است که به عنوان مجازات از جرم گیرند، چون مودیان مالیاتی با جلب موافقت مسیولین ذیربط و مجوز حاصل از ماده ۱۶۷ بدهی خود را تقسیط می‎ نمایند، تخلفی از قانون نمی ‎کنند تا جرم شناخته شوند، تا مشمول جریمه مقرر در ماده ۱۹۰ گردند. موارد احصاد شده در تبصره یک ماده ۱۸۷ و ماده ۲۵۹ قانون نامبرده ارتباطی به ماده ۱۶۷ ندارد، و تضمین دوران تقسیط نمی‎باشد، تا در بند ۲ بخشنامه اخیر ملاک عمل قرار گیرد.

    ۳- اخذ تضمین جرایم دوران تقسیط بـه منزله قصاص قبل از جنایت است و محاسبه و وصول آن ماهیت ربوی دارد نه جریمه که در این صورت حرام است.

    ۴- قبض جریمه و تضمین اخذ آن را بعد از وقوع جرم صادر می‎ کنند نه قبل از وقوع جرم.

    ۵- بخشنامه اخیر موجب مشکلات و تضییع حقوق مودیان می ‎گردد.

    همانطور که در بخشنامه اخیر درج شده است جریمه پس از وصول مشمول بخشودگی و استرداد نمی‎ باشد چنانچه بعضی از ماموران مالیاتی به نحوی از انحاء با مودیان عناد و ناسازگاری پیدا کنند، یا فراموش کنند، هنگام تقسیط مراتب را به نحوء مقتضی به اطلاع آنها برسانند، تا در زمان مقتضی نسبت به درخواست بخشودگی اقدام نمایند، یا به منظور افزایش وصولی مالیات در انجام این امر کوتاهی نمایند، یا مامورین واحد مالیاتی و واحد وصول چک مودیان را به یکدیگر ارجاع دهند و باعث سرگردانی و انصراف آنها برای درخواست بخشودگی شوند در این موارد نیز بخشنامه‎ های موصوف موجب عدم برخورداری مودیان از بخشودگی مقرر در ماده ۱۹۱ قانون مورد اشاره می ‎گردد.

    با توجه به اختیاری که اداره امور مالیاتی به موجب مواد ۲۱۰ و ۲۱۱ قانون یاد شده برای وصول مالیات دارد، اصولاً چه نیازی به صدور این قبیل بخشنامه ‎های دست و پا گیر است، لذا متقاضی ابطال بخشنامه ‎های فوق ‎الذکر می‎ باشم.


    دفاعیه سازمان امور مالیاتی

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور طی دفاعیه‎ ای به شماره 212/42244 مورخ ۱۳۸۷/۵/۲ چنین عنوان نموده است:

    ۱- با توجه به اینکه در اجرای مقررات ماده ۱۶۷ قانون مالیات های مستقیم، رویه‎ های متفاوتی در سطح ادارات امور مالیاتی مطرح گردیده، لذا به منظور اتخاذ رویه واحد، سازمان متبوع مبادرت به صدور بخشنامه شماره 211/۲۵۹۶/28974 مورخ 85/7/24 نموده و همچنین بخشنامه شماره ۱۷۹۸۸ مورخ 86/7/15 اداره کل امور مالیاتی استان اصفهان نیز تعیین کننده شیوه اجرای بخشنامه ریاست کل سازمان متبوع می ‎باشد.

    ۲- در ماده ۱۹۰ قانون مالیات های مستقیم، جریمه 2/5% نسبت به تاخیر در پرداخت قابل محاسبه بوده و علیرغم تسهیلات مقرر در ماده ۱۶۷ قانون یاد شده مبنی بر ترتیب پرداخت بدهی از تقسیط بدهی مفهوم پرداخت قابل استنباط نمی ‎باشد و دلیل روشن آن برگشت چک اقساط مودیان بوده که در بخشنامه مذکور نحوه محاسبه جرایم دوران تقسیط و براساس رویه‎ های معمول مشخص شده است.

    ۳- در بخشنامه اداره کل امور مالیاتی اصفهان علیرغم ارجاع نوع تضمین به ماده ۱۸۷ و ۲۵۹ قانون مذکور، اخذ چک یا سفته بابت جریمه دوران تقسیط به عنوان حداقل تضمین اشاره شده است هرچند اخذ تضمین های یاد شده در موارد فوق موجب اتخاذ رویه واحد در ادارات امور مالیاتی شده و مودیان نیز بـا اعمال رویه ‎های مختلف روبه رو نخواهند شد.

    ۴- با عنایت به اینکه چک مودیان به هیچ وجه تحویل واحدهای مالیاتی نمی‎ شود و مسیولیت اخذ چک با واحد دیگری است که ارتباط با واحد مالیاتی ندارد. بنابراین نقش مامورین مالیاتی در وصول قابل تصور نبوده و اداره آنها در نحوه و زمان وصول قابل اعمال نمی‎ باشد.

    ۵- در خصوص ذکر عباراتی در متن چک که امکان وصول آنها وجود نداشته باشد، به نظر می‎ رسد امری عادی باشد زیرا تضمین زمانی معتبر است که بتوان از آن به عنوان انجام صحیح امری استفاده نمود در غیر اینصورت ضرورت اخذ تضمین امری بیهوده و مفهوم تضمین را نخواهد داشت.

    هیات عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور روسا مستشاران و دادرسان علی البدل تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء مبادرت به صدور رای می‎ نماید.


    رأی هیأت عمومی

    نظر به این که مفاد بخشنامه شماره 211/۲۵۹۶/28974 مورخ ۱۳۸۵/۷/۲۴ سازمان امور مالیاتی کشور و بخشنامه شماره ۱۷۹۸۸ مورخ ۱۳۸۶/۷/۱۵ سازمان امور مالیاتی استان اصفهان در باب لزوم اخذ تضمین کافی برای امکان وصول جرایم تاخیر دوران تقسیط بدهی مالیاتی موضوع ماده ۱۶۷ قانون مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ در مقام حفظ و تامین مطالبات مالیاتی دولت و سهولت استیفاء آن تنظیم شده است و فی ‎نفسه متضمن تضییع حقی از مشمولین ماده فوق ‎الذکر نیست، بنابراین بخشنامه‎ های مزبور مغایرتی با قانون ندارد و خارج از حدود اختیارات قانونی مربوط نیز نمی ‎باشد.


    امضا

    مقدسی فرد

    معاون قضایی دیوان عدالت اداری

  • ابطال بخشنامه ی شماره 211/4909/5909 مورخ 1382/08/26 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: خانم مهردخت مهرجو

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 211/4909/5909 مورخ 1382/08/26 سازمان امور مالیاتی کشور


    شرح گردش کار

    شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است:

    پس از فوت پدرم در هنگام تسلیم اظهارنامه مالیاتی وجود دیون متوفی به میزان 200 میلیون ریال به اطلاع اداره کل امور مالیاتی شمال تهران رسید که دیون بدون توجه به اظهارات وراث مورد قبول اداره مذکور قرار نگرفته و از پول نقد مرحوم پدرم در بانک، بدون احتساب دیون متوفی، مالیات بر ارث محاسبه و برداشت گردیده.

    و رأی قطعی دایر بر پرداخت دیون توسط وراث صادر گردید که وراث پس از ابلاغ با ارائه رأی مذکور به اداره امور مالیاتی شمال تهران تقاضای استرداد مالیات دریافتی اضافی و خسارت متعلقه به میزان 1/5 درصد ماهیانه به مبلغ اضافه دریافت بر اساس مفاد ماده 242 قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره الحاقی آن را نمودند.

    با توجه به اینکه از نظر اینجانب صدور بخشنامه شماره 211/4909/5909 مورخ 1382/08/26 از طرف ریاست وقت سازمان امور مالیاتی کشور مغایر با قوانین موضوعه و خارج از حدود اختیارات قوه مجریه می‌باشد، لذا به دلایل ذیل تقاضای ابطال بخشنامه فوق‌الذکر را دارم:


    1- مغایرت با اصل 73 قانون اساسی

    • شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.
    • بخشنامه مذکور که توسط سازمان امور مالیاتی کشور (جزئی از قوه مجریه) صادر شده، مغایر مقررات ماده 273 اصلاحیه قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380/11/27 بوده و تفسیری از ماده 242 و تبصره الحاقی آن ارائه کرده که خارج از حدود اختیارات قوه مجریه است.
    • هیچ بخشنامه‌ای نمی‌تواند قوانین موضوعه را تفسیر نماید.
    • طبق ماده 273، زمان اجرای اصلاحیه—including ماده 242 و تبصره آن—از اول سال 1381 بوده و کلیه قوانین و مقررات مخالف از همان تاریخ لغو می‌گردد.
    • بر اساس ماده 242،
      • اضافه دریافتی باید ظرف یک ماه از تاریخ درخواست به مؤدی پرداخت گردد.
      • طبق تبصره الحاقی، اضافه دریافتی مشمول خسارت 1/5 درصد در ماه از تاریخ دریافت تا زمان استرداد می‌باشد.
    • اما بخشنامه مورد اعتراض، قانون را تغییر داده و شمول خسارت را تنها به مبالغ اضافه‌دریافتی بعد از سال 1381 محدود نموده است.

    2- نبود تفاوت در حکم بازپرداخت یک‌ماهه در قانون قبلی و جدید

    • مفاد ماده 242 در قانون قبلی و فعلی درباره لزوم استرداد ظرف یک ماه هیچ تغییری نداشته است.
    • تنها تبصره الحاقی اضافه شده که به دلیل توجه قانونگذار به خسارات مؤدیان در اثر تورم و عدم دسترسی به حق خود پیش‌بینی شده است.
    • بنابراین، اجرای تبصره الحاقی از زمان اجرای قانون (1381/01/01) الزامی بوده است.

    3- عدم اشاره قانون به زمان وقوع اضافه‌دریافت

    • در ماده 242 و تبصره آن هیچ اشاره‌ای به زمان وقوع اضافه‌دریافت نشده است.
    • تنها درخواست مؤدی ملاک عمل است.
    • لذا محدود کردن خسارت به اضافه‌دریافتی که بعد از اجرای قانون رخ دهد، غیرقانونی و برخلاف مفاد قانون است.

    4- مغایرت با اصل 138 قانون اساسی

    • بخشنامه‌های دولتی نمی‌توانند با متن و روح قانون در تعارض باشند.
    • تبصره الحاقی ماده 242 برای جبران خسارت مؤدیان وضع شده و بخشنامه فوق برخلاف این هدف است.

    5- وجود تناقض در بند یک بخشنامه مورد اعتراض

    • از یک طرف احتساب خسارت را از ابتدای سال 1381 می‌پذیرد،
    • و از طرف دیگر آن را به اضافه‌دریافت‌های بعد از 1381 محدود می‌کند.

    با توجه به مراتب فوق، شاکی تقاضای ابطال بخشنامه را دارد.


    دفاعیه مشتکی‌عنه

    مدیرکل دفتر حقوقی و امور بین‌الملل سازمان امور مالیاتی کشور طی شماره 212/45814 مورخ 1386/05/17، تصویر نامه شماره 211/4329 مورخ 1386/01/26 مدیرکل دفتر فنی مالیاتی را ارسال کرده است.

    در این نامه آمده است:

    • به موجب ماده 4 قانون مدنی، اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد، مگر اینکه در قانون خلاف آن مقرر شده باشد.
    • در مانحن‌فیه، طبق تبصره ماده 242 قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی 1380، مبالغ اضافه‌دریافتی مشمول خسارت 1/5 درصد در ماه است که بر اساس ماده 273 از آغاز 1381 قابل اجراست.

    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علی‌البدل تشکیل و پس از بحث، بررسی و مشاوره، با اکثریت آراء به شرح زیر رأی صادر نمود:

    قانونگذار در ماده 242 اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380 ضمن تأکید بر لزوم استرداد مالیات اضافه‌دریافتی، به منظور جبران خسارت مؤدیان در تبصره ذیل همان ماده مقرر داشته است که:

    • مبالغ اضافه‌دریافتی بابت مالیات به هر عنوان،
    • مشمول خسارت 1/5 درصد در ماه می‌باشد؛
    • و مبدأ احتساب خسارت، تاریخ دریافت مبالغ اضافی است.

    مقرره ماده 273 که اجرای قانون را از 1381/01/01 تعیین نموده، نافی حکم صریح قانونگذار درباره شمول خسارت از تاریخ دریافت اضافه‌دریافت نیست.

    بنابراین:

    بخشنامه شماره 211/4909/5909 مورخ 1382/08/26

    که مبدأ احتساب خسارت را از اول فروردین 1381 تعیین و اعلام کرده است،

    مغایر قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی کشور در وضع مقررات دولتی تشخیص داده می‌شود.

    و مستنداً به:

    • قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
    • ماده 1
    • بند یک ماده 19
    • و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری

    ابطال می‌گردد.

  • ابطال بخشنامه شماره 18871 مورخ 26/10/1384 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: آقای شاهین فاضلی پناه

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره ۱۸۸۷۱ مورخ ۲۶/۱۰/۸۴ سازمان امور مالیاتی کشور


    مقدمه

    وکلاء شاکی بشرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته اند، علیرغم صراحت ماده ۲۰۲ اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم، بخشنامه شماره ۱۸۸۷۱ مورخ ۲۶/۱۰/۸۴ از سوی سازمان امور مالیاتی کشور صادر شده و به بهانه اینکه اجرای قانون و استثناء کردن برخی مدیران، یعنی «مدیران غیرمسیول» مشکلاتی را ایجاد کرده به قلمرو قانون توسعه داده و مسیولیت تضامنی مدیران و حق وزارتخانه مذکور به ممنوع الخروج کردن مدیران اشخاص حقوقی را به تمام مدیران شامل نموده و عملاً قید «مسیول» را از ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم نادیده گرفته است.

    لذا ممنوع الخروج نمودن موکل براساس مطالباتی که صرفنظر از صحت و سقم آن دو الی سه سال بعد از خروج موکل از شرکت به شرکت یادشده تعلق پیدا نموده و قطعی شده است، برخلاف نص صریح ماده ۲۰۲ اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم است. بنابراین تقاضای ابطال بخشنامه مذکور را می‎نمایم.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیرکل دفترحقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت فوق الذکر طی لایحه شماره ۶۹۹۰۴/۲۱۲ مورخ ۱۳۸۷/۷/۲۰ ضمن ارسال تصویر نامه های شماره ۵۱۹۵-۲۰۳ مورخ ۱۲/۴/۸۵ دادستانی انتظامی مالیاتی و ۶۶۷۴۷-۲۱۱ مورخ ۹/۷/۸۷ دفتر فنی مالیاتی اعلام داشته است:

    1. عبارت «مدیر یا مدیران مسیول اشخاص حقوقی خصوصی» مذکور در ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم، کلیه مدیران اشخاص حقوقی موضوع قانون تجارت را شامل می شود و سازمان امور مالیاتی کشور می تواند جهت وصول حقوق حقه دولت، حسب مورد نسبت به ممنوع الخروج نمودن مدیر یا مدیران مسیولی که طبق مقررات قانون تجارت در مقابل اشخاص ثالث مسیولیت دارند و طبق ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم بدهی قطعی مالیاتی مربوط به دوران مدیریت آنها می باشد اقدام نماید.
    2. با توجه به اینکه حکم مقرر در ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم عام و کلی بوده و به مدیران اشخاص حقوقی شامل می شود ولی در پاراگراف های دوم و سوم بخشنامه شماره ۱۴۲۵/۱۱۵۰/۱/۲۱۰ مورخ ۲۱/۶/۸۴ عده ای از مدیران اشخاص حقوقی مورد استثناء قرار گرفته بودند، لذا مجدداً با صدور بخشنامه شماره ۱۸۸۷۱ مورخ ۲۶/۱۰/۸۴ پاراگراف های دوم وسوم بخشنامه شماره ۱۴۲۵/۱۱۵۰/۱/۲۱۰ مورخ ۲۱/۶/۸۴ حذف گردید.

    بنابراین حذف پاراگراف های دوم وسوم از بخشنامه مورخ ۲۱/۶/۸۴ سازمان متبوع هیچگونه مغایرت و منافاتی با حکم مقرر در ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم ندارد.

    مدیرکل فنی مالیاتی نیز در پاسخ به شکایت مذکور اعلام داشته اند:

    عبارت «مدیر یا مدیران مسیول اشخاص حقوقی خصوصی» مذکور در ماده قانونی یاد شده عبارتی است عام و فراگیر که همه مدیران اشخاص حقوقی موضوع قانون تجارت را شامل می شود. ضمن اینکه قید کلمه «یا» در بین دو کلمه «مدیر» و «مدیران مسیول» بیانگر این موضوع است که وزارت امور اقتصادی و دارایی یا سازمان امور مالیاتی کشور می تواند با رعایت مقررات موضوع فصل نهم از باب چهارم قانون مالیاتهای مستقیم و آیین نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مذکور، اقدامات اجرایی را در جهت وصول مطالبات دولت به عمل آورده و عنداللزوم به منظور جلوگیری از تضییع حقوق دولت، حسب مورد نسبت به ممنوع الخروج نمودن مدیر یا مدیران مسیولی که به موجب مواد ۱۳۵ و ۱۴۲ قانون تجارت در مقابل اشخاص ثالث مسیولیت دارند و مطابق حکم ماده ۲۰۲ قانون صدرالذکر بابت بدهی قطعی مالیاتی شخص حقوقی مربوط به دوران مدیریت آنان، اقدام نماید.


    رسیدگی هیأت عمومی

    هیات عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور روسا و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء مبادرت به صدور رأی می‌نماید.


    رأی هیأت عمومی

    طبق ماده ۱۹۸ اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم:

    «در شرکت های منحله، مدیران اشخاص حقوقی مجتمعاً یا منفرداً نسبت به پرداخت مالیات بردرآمد اشخاص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که اشخاص حقوقی به موجب مقررات این قانون مکلف به کسر و ایصال آن بوده و مربوط به دوران مدیریت آنها باشد، با شخص حقوقی مسیولیت تضامنی خواهند داشت

    و در ماده ۲۰۲ اصلاحی قانون مزبور نیز تصریح شده است که:

    وزارت امور اقتصادی و دارایی و یا سازمان امور مالیاتی کشور می تواند از خروج مدیر یا مدیران مسیول اشخاص حقوقی خصوصی بابت بدهی مالیاتی شخص حقوقی در دوران مدیریت آنان جلوگیری به عمل آورد.

    نظر به تعریف مدیر یا مدیران شخص حقوقی خصوصی بر اساس احکام قانون تجارت و توجه مسیولیت پرداخت مالیات به مدیران صاحب امضاء و ذیصلاح و مسیول در زمینه پرداخت مالیات بردرآمد اشخاص حقوقی در دوران تصدی آنان، اطلاق بخشنامه شماره ۱۸۸۷۱ مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۲۶ سازمان امور مالیاتی از حیث تعمیم و تسری حکم مقرر در ماده ۲۰۲ اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم به مدیران اشخاص حقوقی که مسیولیتی در خصوص مورد ندارند، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی تشخیص داده می‌شود.

    به استناد قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری، ابطال می‌گردد.

  • ابطال قسمت اخیر از ماده 17 و قسمت اخیر بند 12 ماده 20 آیین نامه تبصره 2 ماده 95 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم


    گردش کار

    شکات: شرکتهای سرمایه و دانش، جهان سیم، دنیای نوین، بورس ابزار

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال قسمت اخیر از ماده 17 و قسمت اخیر بند 12 ماده 20 آیین نامه تبصره 2 ماده 95 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم


    مقدمه

    شکات در دادخواست های تقدیمی اعلام داشته اند:

    وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی خارج از اختیارات قانونی در قسمت اخیر ماده 17 آیین نامه موضوع تبصره 2 ماده 95 قانون مالیات های مستقیم حداقل دو تکلیف اضافی را برای مودیان که از سیستم های الکترونیکی استفاده می نمایند، تعیین کرده است که در نتیجه تعیین این تکلیف های غیر قانونی دفاتر گروهی از مودیان به موجب اقدام غیر قانونی دیگر، مشمول قسمت اخیر بند 12 از ماده 20 همان آیین نامه شده و موجب رد دفاتر قانونی این گروه از مودیان مالیاتی گردیده است و نهایت موجب تشخیص درآمد مشمول مالیات غیرواقعی (علی الرأس) و تعیین جریمه رد دفاتر از همه مهم تر موجب سلب اعتماد مودی در تسلیم اظهارنامه واقعی گردیده است.

    برای روشن شدن موضوع، تبصره 2 قانون مالیات های مستقیم قابل توجه است:

    1- آیین نامه مربوط به روش های نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک و نحوه ثبت وقایع مالی

    2- آیین نامه مربوط به چگونگی تنظیم صورت های مالی نهایی

    به موجب ماده 106 قانون مالیات های مستقیم درآمد مشمول مالیات در مورد اشخاص حقوقی از طریق رسیدگی به دفاتر قانونی بر طبق مقررات ماده 94 و بند (الف) ماده 95 این قانون و در موارد مذکور در ماده 97 این قانون به طور علی الرأس تشخیص می گردد.

    وزیر با اضافه کردن تکالیفی خارج از اختیارات قانونی یعنی اینکه هر سه ماه یک بار خلاصه عملیات داده شده به ماشین های الکترونیکی را حداکثر تا … روز پس از پایان سه ماه به اداره امور مالیاتی مربوط تسلیم نماید موجب رد دفاتر و تعیین درآمد مشمول مالیات غیر واقعی و جریمه برای این شرکت ها گردیده است.

    در صورتی که در آیین نامه یاد شده برابر تصریح تبصره 2 ماده 95 قانون مالیات های مستقیم مربوط به روش های نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک و نحوه ثبت وقایع مالی و چگونگی تنظیم صورت های مالی نهایی بوده است.

    در قانون مالیات های مستقیم تنها در ماده 100 مودیان مکلف به تسلیم اظهارنامه مالیاتی یک ساله آن هم تا چهار ماه بعد از اتمام سال مالی شده اند.

    در مورد رسیدگی به اسناد و مدارک و دفاتر مستندات اظهارنامه نیز اداره امور مالیاتی مکلف است با تسلیم درخواست کتبی در محل کار مودی حاضر و رسیدگی نماید.

    مودی در قانون مالیات های مستقیم مکلف به تسلیم خلاصه عملیات غیر سالانه به ادارات امور مالیاتی نیستند و مسئولین دستگاه های اجرایی حق تعیین تکلیف اضافی و مطالبه مالیات غیر واقعی و تعیین جریمه از مودیان را ندارند.

    لذا تقاضای رسیدگی و ابطال آیین نامه فوق الذکر در قسمت های مورد شکایت را دارد.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت شکات طی نامه شماره 212/96139 مورخ 1387/09/23 اعلام داشته است:

    آیین نامه مربوط به روش نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک و نحوه ثبت وقایع مالی و چگونگی تنظیم صورت های مالی و نهایی موضوع تبصره 2 ماده 95 اصلاحی مصوب 1380/11/27 قانون مالیات های مستقیم در اجرای وظایف و اختیارات قانونی سازمان امور مالیاتی کشور که قانونگذار بر عهده این سازمان گذارده و به تصویب وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی رسیده است.

    ماده 17 آیین نامه مورد بحث برای رعایت حال مودیان و به دلیل اینکه برای تسلیم خلاصه عملیات سه ماهه آخر سال مدت زمان 10 روزه مصادف با ایام تعطیلات نوروزی و اصلاح حساب ها طبق نظر مجمع عمومی صاحبان سهام می باشد و برای آنکه موجب بروز مشکلاتی در ارسال خلاصه عملیات برای مودیان شده بود، طی پیشنهاد شماره 59651 مورخ 1386/07/01 که به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیده به شرح ذیل اصلاح گردیده است:

    « ضمناً مودیان مذکور مکلفند خلاصه عملیات داده شده به ماشین های الکترونیکی را برای هر یک از سه ماهه اول تا سوم هر سال حداکثر ظرف مدت یک ماه پس از پایان سه ماهه و برای سه ماهه چهارم تا تاریخ انقضاء مهلت تسلیم اظهارنامه به ادارات امور مالیاتی مربوطه تسلیم نمایند »

    بر اساس ماده 7 و 8 قانون تجارت که ناظر بر سایر قوانین مالی و تجاری است، قانونگذار بیان داشته تاجر همه روزه مطالبات دیون و داد و ستد تجاری و معاملات راجع به اوراق تجاری را در آن دفتر ثبت نماید و متعاقباً تاجر باید کلیه معاملات را حداقل هفته ای یک بار از دفتر روزنامه استخراج و در دفتر کل ثبت کند.

    چون آیین نامه موضوع تبصره 2 ماده 95 قانون مالیات های مستقیم علاوه بر روش نگهداری دفاتر بر اسناد و مدارک و چگونگی تنظیم صورت های مالی نهایی تصریح دارد.

    ماده 17 آیین نامه به دلیل اینکه اطلاعات رایانه ای یک اطلاعات مجازی می باشد و در آن واحد قابل از بین بردن و تغییر هستند، سازمان امور مالیاتی به منظور ایجاد یک ابزار کنترل و دسترسی آسان جهت تطبیق اطلاعات رایانه ای با دفاتر ارائه شده و داشتن اطلاعات کافی و وافی از عملکرد شرکت ها در طول مدت کارکرد و رعایت عدالت مالیاتی و حقوق حقه دولت در حدود اختیارات قانونی اقدام به پیشنهاد و تصویب این آیین نامه نموده است.

    قسمت اخیر ماده 17 آیین نامه موصوف هیچ گونه تکلیف اضافی برای مودیان ایجاد ننموده و شامل کلیه مودیانی که از سیستم های الکترونیکی استفاده می نمایند می شود و مختص شرکت های شاکی نمی باشد.

    هم چنین با عنایت به صدر ماده 17 مذکور هدف تصویب کننده صرفاً انتقال اطلاعات و عملیات ماشین های الکترونیکی به دفاتر تجاری بوده است.


    رأی هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی البدل در تاریخ فوق تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رای می نماید.


    رای هیات عمومی

    الف

    قانونگذار به شرح ماده 100 قانون مالیات های مستقیم مودیان مالیاتی مشمول ماده مذکور را مکلف کرده است که اظهار نامه مالیاتی مربوط به فعالیت های شغلی خود را در سال مالیاتی برای هر واحد شغلی با رعایت مقررات تنظیم و تا آخر تیر ماه سال بعد به اداره امور مالیاتی محل شغل خود تسلیم و نسبت به پرداخت مالیات متعلقه طبق قانون اقدام نمایند.

    نظر به اینکه تبصره 2 ماده 95 قانون مزبور متضمن جواز تنظیم و تصویب آیین نامه مربوط به روش های نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک و نحوه ثبت وقایع مالی در دفاتر تجاری است و ملازمه ای با وضع قاعده آمره مبنی بر ایجاد تکلیف برای مودیانی که به منظور ثبت و نگهداری عملیات معاملاتی از سیستم های الکترونیکی استفاده می کنند به تسلیم خلاصه عملیات مذکور هر سه ماه یک بار به اداره امور مالیاتی ندارد.

    بنابراین قسمت اخیر ماده 17 آیین نامه اصلاحی موضوع تبصره 2 ماده 95 قانون مالیات های مستقیم در این خصوص خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات وزیر امور اقتصادی و دارایی در وضع مقررات دولتی است.


    ب

    در مورد ماده 95 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم صاحبان مشاغل مشمول پرداخت مالیات موظف به تهیه و تنظیم و نگهداری اسناد و مدارک و دفاتر تجاری مربوط به منظور ثبت فعالیت های تجاری و تشخیص درآمد مشمول مالیات بر اساس شرایط و ضوابط مقرر در آیین نامه موضوع تبصره 2 ماده مذکور شده اند.

    به شرح ماده 97 قانون و تبصره 2 آن موارد تشخیص درآمد مشمول پرداخت مالیات به طور علی الرأس به واسطه رد دفاتر قانونی معتبر تعیین گردیده است.

    بنابراین بند 12 ماده 20 آیین نامه مورد اعتراض که عدم تسلیم خلاصه عملیات موضوع ماده 17 در مهلت مقرر در آن ماده را از موجبات رد دفاتر مودی مالیاتی اعلام داشته است و نتیجتاً سبب تشخیص درآمد مشمول مالیات به طور علی الرأس می گردد، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات وزیر امور اقتصادی و دارایی می باشد.

    لذا قسمت اخیر ماده 17 و بند 12 ماده 20 آیین نامه مورد اعتراض مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می شود.