گردش کار
بسم الله الرحمن الرحیم
کلاسه پرونده: ۱۲۶/۹۰
شاکی: فاطمه یزدانی و آقای مهدی رضوانی به وکالت از آقای محمد آریا
موضوع: ابطال بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰- ۱۳۸۴/۶/۲۱ سازمان امور مالیاتی کشور
تاریخ رأی: دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱
شماره دادنامه: ۷۶۸
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
متن کامل گردش کار
گردش کار:
خانم فاطمه یزدانی و آقای مهدی رضوانی به وکالت از آقای محمد آریا به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰- ۱۳۸۴/۶/۲۱ را خواستار شدهاند و در جهت تبیین خواسته توضیح دادهاند که:
«احتراماً، به استحضار میرساند: سازمان امور مالیاتی کشور در صدور بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰- ۱۳۸۴/۶/۲۱ علیرغم استناد به ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم از حدود ماده مذکور خارج شده و اشخاص جدیدی را مشمول مجازات مقرر در ماده مذکور نموده است که با تقدیم این دادخواست مستند به دلایل زیر، ابطال بخشنامه مذکور درخواست میگردد.
در عین حال با توجه به این که سازمان امور مالیاتی کشور به استناد بخشنامه مذکور، اینجانب را ممنوعالخروج نموده است، در اجرای ماده ۲۵، رسیدگی مقدماتی در یکی از شعب و صدور دستور موقت به عدم اجرای بخشنامه و توقف اجرای دستور شماره ۶۷۹۴/۲۰۰/سم-۱۳۸۹/۹/۲۲ سازمان و رفع ممنوعالخروجی از کشور، اینجانب درخواست میگردد.
۱- ماده ۲۰۲ در تجویز ممنوعالخروج نمودن مدیران اشخاص حقوقی خصوصی مقرر میدارد:
«… حکم این ماده در مورد مدیر یا مدیران مسؤول اشخاص حقوقی خصوصی بابت بدهی مالیاتی شخص حقوقی … که به موجب این قانون شخص حقوقی مکلف به کسر و ابطال آن میباشد و مربوط به دوران مدیریت آنان بوده نیز جاری است.»
مدیران اشخاص حقوقی مکلفاند در پایان هر سال، مالیات عملکرد خود را همراه صورتهای مالی به اداره دارایی پرداخت و تحویل نمایند. حداکثر مهلت، ۴ ماه از سال بعد خواهد بود.
اداره دارایی با این استدلال که مدیران مؤخر نیز در سنوات بعد مکلف به اجرای این تکلیف هستند، نسبت به اعمال محرومیت (مجازات) در خصوص آنان نیز اقدام مینماید.
این استدلال درست است که مدیر بعدی باید تخلف مدیر قبلی را جبران کرده و مالیات دوره وی را پرداخت نماید، اما این پرداخت فقط شامل اموال شرکت است و اگر شرکت متوقف شده یا فاقد دارایی باشد، اعمال مجازات مذکور فقط باید شامل مدیر متخلف باشد.
هیات عمومی شورای عالی مالیاتی در رأی شماره ۱۳۵۴۳- ۴/۳۰-۱۳۷۸/۱۱/۲۵ صراحتاً اعلام نموده است:
«بنا به نص صریح قسمت اخیر ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم، مدیران اشخاص حقوقی خصوصی را صرفاً به لحاظ بدهیهای مالیاتی مربوط به دوران مدیریت آنها میتوان ممنوعالخروج نمود و اعمال ضمانت اجرایی مربوط به آنها نسبت به مدیران فعلی مغایر با حکم یاد شده میباشد.»
البته شورای عالی مالیاتها در تفسیر دوران مدیریت، فرجه قانونی برای تسلیم اظهارنامه و پرداخت مالیات را داخل در دوران مدیریت محسوب کرده است.
اینجانب در تاریخ ۱۳۷۶/۹/۲۶ به عضویت شرکت تعاونی درآب درآمده و به عنوان عضو هیأت مدیره انتخاب شدهام. ظاهراً مدیران قبلی (که به حکم دادگاه اخراج و متواری شدهاند) طی سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۷۴ معاملاتی انجام داده و از پرداخت مالیات مربوطه خودداری نموده و درآمد را کتمان نمودهاند.
شرکت نیز تعطیل شده و فاقد هرگونه دارایی بود. (تنها کارخانه شرکت توسط بانک مرتهن تملک گردید.)
طبق نص صریح ماده ۲۰۲ و صراحت رأی وحدت رویه، اینجانب مشمول مجازات مذکور نمیباشم اما سازمان امور مالیاتی طی بخشنامه مذکور و با اضافه نمودن عبارت «و اوراق حاکی از بدهی قطعی مالیات در دوران آنان ابلاغ شده باشد» به قانون، دایره قانون را وسیع نموده و مدیران بعدی را نیز مشمول محرومیت قرار داده و این حکم را در خصوص بنده اجرا کرده است.
در واقع سوال این است که کدام مدیر باید مشمول مجازات قرار گیرد؟
اول- مدیری که درآمد تحصیل کرده و با تخلف درآمد را کتمان کرده و مالیات آن را در موعد مقرر قانونی پرداخت نکرده است؟
دوم- مدیری که اداره دارایی تخلف را در زمان مدیریت وی کشف و مطالبه کرده است؟
سوم- مدیری که مطالبه دارایی در زمان مدیریت وی قطعی شده است؟
کشف تخلف و مطالبه و طی مراحل رسیدگی به اعتراض، ممکن است سالها به طول انجامیده و چندین مدیر تعویض شوند. آیا قانونی است که آخرین مدیر (که ممکن است هیچ اطلاعی از عملکرد مذکور نداشته باشد) مورد محرومیت و مجازات قرار گیرد؟
اگر مالیات عملکرد سال ۱۳۷۰ در سال ۱۳۸۰ قطعی شود، کاشف از آن است که دین در سال ۱۳۷۰ وجود داشته است (و به همین دلیل مشمول دیرکرد قرار میگیرد).
مالیات عملکرد سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۷۴ شرکت درآب در سال ۱۳۷۷ مورد مطالبه قرار گرفته است اما قطعیت آن حاکی از وجود بدهی در سال ۱۳۷۵ بوده و مجازات مدیر سالهای بعد خلاف صریح قانون میباشد.
اداره دارایی دلیجان و استان مرکزی با قبول این استدلال، مالیات سال ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ را از اینجانب دریافت و تقاضای رفع ممنوعالخروجی را به تهران ارسال نمودند، اما سازمان امور مالیاتی با لجاجت از اجرای قانون خودداری مینماید.
با عنایت به مراتب فوق، تسری محرومیت موضوع ماده ۲۰۲ طی بخشنامه مذکور به مدیران بعدی، خارج از صلاحیت سازمان امور مالیاتی بوده و جنبه قانونگذاری دارد (برابر اصل ۳۶ قانون اساسی، حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها به موجب قانون باشد). لذا ابطال بخشنامه مورد استدعا میگردد.
(اضافه مینماید قانونگذار در ماده ۱۲۲ قانون برنامه پنجم مصوب سال ۱۳۸۹ با رد استدلالهای سازمان امور مالیاتی، کماکان ممنوعالخروجی را فقط منحصر به مدیرانی نموده است که بدهی مربوط به دوره مدیریت آنان باشد.)
در عین حال با توجه به این که قانون عطف به ماسبق نمیشود، اگر فرض شود که سازمان امور مالیاتی اجازه تدوین بخشنامه مذکور را داشته است، تخلف مورد نظر مربوط به سال ۱۳۷۵ و بخشنامه مربوط به سال ۱۳۸۴ است.
علاوه بر آن اینجانب ذینفع شخصی نبوده و صرفاً به عنوان مدیر دولتی وارد شرکت درآب شدهام و ممنوعالخروجی، اجرای مأموریتهای اداری بنده را در خارج از کشور مختل نموده است. لذا با استناد به رأی وحدت رویه شماره هـ/۳۷۶ – ۱۳۸۰/۱۲/۱۱ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که مجوز ممنوعالخروج نمودن بدهکاران را منصرف از خروج الزامی و اجتنابناپذیر اشخاص به واسطه انجام وظایف و مأموریتهای محوله از طرف سازمان دولتی متبوع میداند، صدور دستور موقت به عدم اجرای بخشنامه و توقف دستور فوقالذکر سازمان امور مالیاتی کشور استدعا میگردد.»
متن بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰-۱۳۸۴/۶/۲۱ سازمان امور مالیاتی کشور
«اگر چه ممنوعالخروج شدن اشخاص از کشور بر اساس اختیار حاصل از ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم در مورد بدهکاران مالیاتی که مبلغ بدهی قطعی آنها از ده میلیون ریال بیشتر است امکانپذیر میباشد، لکن چون ممنوعالخروج نمودن اشخاص از کشور نوعی محرومیت از حق میباشد، لازم است از این اختیار در مواردی استفاده شود که سایر اقدامات قانونی از جمله شناسایی و توقیف اموال مدیون مالیاتی (اعم از شخص حقیقی یا حقوقی) و مطالبات وی از اشخاص ثالث و … طبق مقررات انجام شده ولی بنا به دلایل و معاذیر قانونی امکان وصول بدهی قطعی مالیاتی از طریق مذکور فراهم نگردد، یا این که اصولاً شناسایی اموال مدیون و مطالبات وی از اشخاص ثالث مقدور نشده باشد.
در مواردی که بدهکاران مالیات قطعی اشخاص حقوقی هستند، با رعایت شرایط فوقالاشاره، مدیرانی باید ممنوعالخروج شوند که اختیار و مسؤولیت انجام وظایف قانونی اداره امور شخص حقوقی که یکی از آن وظایف پرداخت دیون مالیاتی میباشد به عهده آنان بوده است و اوراق حاکی از بدهی قطعی مالیات در دوران مدیریت آنان ابلاغ شده باشد و ممنوعالخروج نمودن مدیرانی که حق امضای اوراق مالی و پرداختهای اشخاص حقوقی را نداشته یا از اعضای غیرموظف هیأت مدیره بودهاند، موجه به نظر نمیرسد.
لذا مقرر میشود با رعایت مفاد این بخشنامه و بخشنامه شماره ۳۳۸۱۱/۳۵۳۲/۲۳۰-۱۳۸۲/۶/۲۵ پرونده مالیاتی اشخاصی را که تا به حال ممنوعالخروج شدهاند (اعم از حقیقی و حقوقی) مورد بازبینی قرار داده و در صورتی که وضعیت آنان با مفاد بخشنامههای مزبور مطابقت نداشته باشد نسبت به پیشنهاد رفع ممنوعالخروجی آنان اقدام و من بعد نیز در مورد پیشنهاد ممنوعالخروج شدن اشخاص موارد مقرر در هر دو بخشنامه را رعایت نمایند.»
پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۳۳۶۴۲/۲۱۲/د-۱۳۹۰/۹/۲۱ توضیح داده است که:
«با عنایت به صراحت ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم، تأکید و ملاک اصلی این ماده قانونی بدهی قطعی مالیاتی اشخاص حقوقی خصوصی است و از آن جا که بدهی قطعی زمانی ایجاد میشود که:
اولاً: مطابق تبصره ۲ ماده ۲۱۰ قانون یاد شده، آن قسمت از مالیات مورد قبول مودی در اظهارنامه یا ترازنامه تسلیمی به عنوان مالیات قطعی تلقی میشود.
ثانیاً: پس از فرآیند رسیدگی و تشخیص، اوراق بدهی به مودی ابلاغ میگردد و پس از گذشت مهلت ۳۰ روزه قطعیت مییابد.
بنابراین مدیر یا مدیران مسؤول مصرح در ماده ۲۰۲ قانون، مدیرانی هستند که اوراق بدهی قطعی در دوران مدیریت آنان ابلاغ شده باشد و در پرداخت دیون مالیات مسؤولیت تضامنی دارند. لذا بخشنامه معترضعنه در راستای ماده قانونی مذکور به همین موضوع پرداخته و مدیرانی که اختیار و مسؤولیت انجام وظایف قانونی اداره امور شخص حقوقی را داشتهاند و اوراق حاکی از بدهی قطعی مالیات در دوران مدیریت آنان ابلاغ شده باشد را قابل ممنوعالخروجی شدن دانسته است.
لازم به یادآوری است که بخشنامه شماره ۱۸۸۷۱-۲۶/۱۰۱/۱۳۸۴ سازمان متبوع که مفاد پاراگراف دوم و سوم بخشنامه معترضعنه را حذف نموده بود، به موجب رأی شماره ۷۳۶ – ۱۳۸۷/۱۰/۲۹ آن مرجع ابطال گردیده است و در واقع به نظر میرسد بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰ – ۱۳۸۴/۶/۲۱ مورد تأیید و تنفیذ آن هیأت محترم قرار گرفته باشد.
علیایحال با توجه به مراتب فوق و عدم مغایرت مفاد بخشنامه مورد شکایت با حکم مقرر در ماده ۲۰۲ قانون مالیاتهای مستقیم، تقاضای رد شکایت شاکی را دارد.»
تشکیل جلسه هیأت عمومی
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
مطابق ماده ۲۰۲ اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال ۱۳۸۰، مدیرانی ممنوع الخروج می شوند که به تکلیف مقرر برای اشخاص حقوقی خصوصی در پرداخت بدهی مالیاتی شخص حقوقی اعم از مالیات بر درآمد یا مالیاتهای تکلیفی در دوران مدیریت خود اقدام نکرده باشند. نظر به این که بخشنامه شماره ۱۱۴۲۵/۱۱۱۱۵۰/۲۱۰- ۱۳۸۴/۶/۲۱ سازمان امور مالیاتی کشور متضمن همین معنی است و بدهی مدیران شخص حقوقی خصوصی در زمان اعمال مدیریت مدیر وقت را با امعان نظر به این نکته که بدهی نیز باید به مدیر مذکور ابلاغ شده باشد از موجبات ممنوع الخروجی ذکر کرده است، بنابراین مغایرتی با قانون ندارد و قابل ابطال نیست.
امضاء
رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری
محمدجعفر منتظری