هدر سایت مالیاتی

دسته: آرا دیوان عدالت اداری

آخرین سنگر دفاع از حقوق مودیان! ⚖️ در این بخش، نحوه طرح شکایت در دیوان، آرای وحدت رویه و روند ابطال بخشنامه‌های غیرقانونی سازمان امور مالیاتی را با تحلیل وحید اکبری بررسی کرده‌ایم تا عدالت مالیاتی را به جریان بیندازید. ✨

  • ابطال بخشنامه شماره 211/4275/19823 مورخ 1384/11/11 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: دیوان محاسبات کشور

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 211/4275/19823 مورخ 1384/11/11 سازمان امور مالیاتی کشور


    مقدمه

    وکیل شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است:

    1- نص صریح ماده 104 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال 1366 مفید جواز وصول مالیات در قبال اجاره هر نوع وسایل نقلیه موتوری، هوایی و دریایی و هم چنین هزینه حمل و نقل از سوی وزارتخانه ها، موسسات دولتی، شهرداری ها، موسسات وابسته به دولت و شهرداری ها و کلیه اشخاص حقوقی اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی و اشخاص موضوع بند (الف) ماده 95 قانون مرقوم است.

    مضاف بر این، وفق تبصره 5 ماده 100 همان ماخذ قانونی، سازمان امور مالیاتی کشور می‎تواند در مورد بعضی از منابع این فصل در هر سال و در نقاطی که مقتضی بداند درآمد مشمول مالیات تمام یا برخی از مودیان مشمول بند (ج) ماده 95 این قانون را نظر اتحادیه مربوط تعیین و مالیات متعلقه را که قطعی خواهد بود، وصول نماید.

    2- ریاست سازمان امور مالیاتی کشور، طی بخشنامه مورد شکایت با استناد به تبصره 5 ماده 100 قانون مرقوم، حکم مقنن را صرفاً به اشخاص حقیقی دارنده وسائط نقلیه عمومی محدود و مقید کرده و اشخاص حقوقی را مشمول اخذ مالیات محسوب ننموده و با اتخاذ ملاک از مفاد تبصره ۲ ماده ۱۰۴ اشخاص مندرج در صدر ماده مزبور را در هنگام پرداخت کرایه حمل و نقل اعم از بار یا مسافر به دارندگان وسائط نقلیه خود مالک (اشخاص حقیقی) معاف از مالیات علی الحساب موضوع ماده اخیر تلقی نموده است.

    بنا به مراتب و با عنایت به اطلاق لفظ قانون، انحصار حکم مقنن (مندرج در ماده 104 قانون مالیات‌های مستقیم) صرفاً به اشخاص متصف به وصف حقوقی محمول بر صحت بوده و کیفیت انشاء قانون، ظهور در تسری تکلیف موصوف به کلیه اشخاص اعم از حقوقی می‌باشد (منصرف از اینکه رأساً یا از طریق اشخاص حقیقی به امور حمل و نقل بپردازند).

    مضافاً با توجه به اینکه استناد به وحدت ملاک جهت تعمیم حکم قانونگذار مستلزم اتخاذ و مناسبت فیما بین احکام اصل و فرع است و از آنجایی که تبصره ۲ ماده ۱۰۴ صرفاً انتفای کسر علی الحساب مالیات را منوط به معافیت منابع درآمدی نموده و هزینه حمل و نقل نیز در هیچ ماخذ قانونی معاف از مالیات نشده، لذا استناد به ماخذ اخیر و تمسک به وحدت ملاک به عنوان دلیل معافیت فاقد وجاهت و محمل قانونی است.

    لذا متقاضی ابطال بخشنامه فوق‌الذکر می‌باشد.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 212/58761 مورخ 1387/06/19 اعلام داشته‎اند:

    وجوهی که بابت هزینه اجاره هر نوع وسیله نقلیه اعم از موتوری، زمینی و دریایی و هوایی پرداخت می‎گردد و قطعاً به موجب قرارداد بوده، از شمول حکم بخشنامه معترض عنه خارج می‌باشد.

    در ارتباط با دارندگان وسایط نقلیه (خود مالک)، موضوع در سه مقوله قابل بررسی است:

    1- حمل و نقل درون‌شهری

    چنانچه وجوهی توسط اشخاص صدر ماده 104 قانون مذکور به صاحبان مؤسسات حمل و نقل پرداخت می‌گردد، در مرحله اول از شمول حکم بخشنامه خارج بوده و مالاً مشمول کسر مالیات تکلیفی خواهد بود.

    ولی در مواقعی که صاحبان مؤسسات حمل و نقل وجوهی را بابت حق‌الزحمه حمل و نقل به رانندگان (خودمالک) پرداخت می‎نمایند، در این حالت حکم بخشنامه معترض عنه جاری و تکلیف به کسر مالیات نخواهد بود.

    2- حمل و نقل بین‌المللی

    در این موارد حمل و نقل از طریق متصدی حمل و سپس حمل‌کننده صورت می‌گیرد و به دلیل وجود بارنامه و تشریفات گمرکی، اصولاً از شمول حکم بخشنامه خارج بوده و پرداخت کنندگان وجوه مکلف به کسر مالیات تکلیفی می‌باشند.

    3- حمل و نقل بین‌شهری

    با وجود مقررات قانون تجارت و قانون الزام شرکت‌های ترابری جاده‌ای در خصوص مسئولیت متصدی حمل و نقل:

    در عمل متصدیان حمل و نقل غالباً تحت یک شخصیت حقوقی و در قالب مؤسسات حمل و نقل امور خود را از طریق دارندگان وسائط نقلیه و با صدور بارنامه انجام می‌دهند.

    پرداخت‌کنندگان وجوه در مقصد با رانندگان وسائط نقلیه مواجه می‌شوند و عملاً قادر نیستند آنان را مکلف به پذیرش احکام قانونی کنند.

    ضمن اینکه از لحاظ حقوقی طرف حساب آن‌ها اصولاً متصدیان حمل و نقل هستند، نه رانندگان.


    رأی هیأت عمومی

    مطابق ماده 104 اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380 وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی، شهرداری‌ها، موسسات وابسته به دولت و شهرداری‌ها و کلیه اشخاص حقوقی اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی و اشخاص موضوع بند (الف) ماده 95 قانون مزبور مکلفند:

    در هر مورد که بابت حمل و نقل به هر عنوان حق‌الزحمه پرداخت می‎کنند، 5 درصد آن را به عنوان علی‌الحساب مالیات مودی تسلیم نمایند.

    نظر به اینکه مفاد بخشنامه شماره 211/4275/19823 مورخ 1384/11/11 سازمان امور مالیاتی کشور در قسمت مربوط به عدم تکلیف اشخاص مذکور در صدر ماده به کسر مالیات علی‌الحساب موضوع این ماده از دارندگان وسائط نقلیه خودمالک (اشخاص حقیقی) متضمن تضییق دایره شمول قانون و عموم و اطلاق مدلول حکم مقنن است،

    این قسمت از بخشنامه مغایر قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی در وضع مقررات دولتی تشخیص داده می‌شود.

    بنابراین:

    مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‎گردد.

  • رد شکایت نسبت به ابطال مواد ۲۴، ۲۵ و ۳۲ آیین‎ نامه اجرایی قانون موسوم به تجمیع عوارض به شماره 67452/ت28328هـ مورخ 1381/12/28


    گردش کار

    تاریخ دادنامه: ۲۴ خرداد ۱۳۸۸

    شماره دادنامه: 244

    کلاسه پرونده: ۸۶/۶۰۰

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی: شورای اسلامی شهر دولت آباد اصفهان

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال مواد ۲۴، ۲۵ و ۳۲ آیین‎نامه اجرایی قانون موسوم به تجمیع عوارض


    مقدمه

    شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، با تصویب قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولیدکنندگان کالا، ارایه کنندگان خدمات و کالاهای وارداتی موسوم به قانون تجمیع عوارض شهرداریها دچار معضلات و مشکلات عدیده شده و اکثر منابع درآمدی خود را از دست داده و به دلیل مرجعیت وصول عوارض از شهرداری به دارایی و عدم وجود انگیزه در مرجع اخیرالذکر جهت وصول عوارض موصوف و عدم اتکاء ادارات دارایی به منابع درآمدی غیر خزانه‎داری شهرداریها با چالشهای مختلفی روبرو شده‎اند.

    از طرفی مانند شهرداری منطقه صنعتی دولت آباد که چسبیده به شهر دولت آباد می‎باشد همه آلودگیها و معضلات مختلف منطقه صنعتی به خصوص کوره‎های آجرپزی را مردم تحمل می‎کنند اما با آمدن این قانون این گونه کارخانه‎ها درآمد ناچیزی برای شهرداری دارند.


    ۱– استناد شاکی به قانون

    ۱- بنابر نص صریح قانون رفع هرگونه اختلاف بین مودی و شهرداری در مورد عوارض در صلاحیت کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری می‎باشد و کمیسیون مزبور مرکب از نمایندگان وزارت کشور و دادگستری و شورای اسلامی شهر می‎باشند و تصمیم کمیسیون قطعی است.

    در حالی که مطابق آیین‎نامه اجرایی قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولیدکنندگان کالا، ارایه دهندگان خدمات و کالاهای وارداتی، مرجع رسیدگی به شکایات مودیان ناشی از اقدامات اجرایی در وصول مالیات و عوارض مواد ۳ و ۴ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶/۱۲/۳ و اصلاحات بعدی و تبصره ۲ آن به شکایات مزبور رسیدگی و رای مقتضی صادر خواهد نمود، رای صادره قطعی است.

    با تعمق در ماده ۲۱۶ قانون مالیاتهای مستقیم که تصریح دارد، هیات حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۱۶ صرفاً صلاحیت صدور رای درخصوص مطالبات دولتی و اجرایی مالیاتی را داراست و تعمیم صلاحیت مذکور به عوارض شهرداریها که دارای شخصیت حقوقی و بودجه مستقل از خزانه دولت هستند، دارای اشکال و ابهام قانونی است.


    ۲– ایراد شاکی نسبت به مواد ۲۴ و ۲۵

    ۲- بنابر ماده ۷۵ قانون شهرداریها عوارض و درآمد شهرداری به وسیله مامورین مخصوصی که از طرف شهرداری به نام مامور وصول تعیین می‎شوند، دریافت خواهد شد.

    حال اینکه مطابق مادتین ۲۴ و ۲۵ آیین‎نامه سابق‌الذکر حق مراجعه و بررسی اسناد و دفاتر واحدهای تولیدی به ماموران اداره مالیاتی ذیربط سپرده شده است که با مفاد مندرج در ماده ۷۵ قانون شهرداریها در تعارض است.

    لذا متقاضی ابطال مادتین ۲۴، ۲۵ و ۳۲ آیین‎نامه اجرایی قانون موسوم به تجمیع عوارض که در مغایرت و منافات با مواد ۷۵ و ۷۷ قانون شهرداریها است، می‎باشد.


    پاسخ دولت

    مشاور و مدیرکل دفتر امور حقوقی دولت در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۱۴۱۲۱/۳۸۷۵ مورخ ۱۳۸۷/۵/۳۰ مبادرت به ارسال تصویر نامه شماره ۳۷۲۰۸/۲۱۲ مورخ ۱۳۸۷/۴/۲۲ سازمان امور مالیاتی کشور نموده است.

    در این نامه آمده است:

    صرفنظر از تصویب قانون مالیات بر ارزش افزوده و اینکه با اجرای این قانون به ترتیب تاریخهای مندرج در ماده ۵۳ آن قانون، قانون مشهور به تجمیع عوارض و به تبع آن آیین‎نامه اجرایی قانون قابلیت استناد و اجراء ندارد، نظر به اینکه در تبصره ۳ ماده ۶ قانون مشهور به تجمیع عوارض صراحتاً مقرر شده است:

    «تبصره ۳: وجوه دریافتی موضوع مواد ۳ و ۴ این قانون که توسط سازمان امور مالیاتی کشور وصول می‎گردد، مشمول احکام ماده ۲۱۱ به بعد فصل نهم باب چهارم قانون مالیاتهای مستقیم…»

    بنابراین مواد ۲۴ و ۲۵ آیین‎نامه اجرایی یاد شده در خصوص ساز و کار وصول مالیات و عوارض و نیز ماده ۳۲ در خصوص رسیدگی به شکایات مودیان، منطبق با قانون و فاقد ایراد می‎باشد.


    پاسخ معاونت فنی و حقوقی سازمان امور مالیاتی

    در نامه معاونت فنی و حقوقی آمده است:

    اولاً آیین‎نامه فوق به استناد ماده ۹ قانون یاد شده در کارگروه متشکل از نمایندگان وزارتخانه‎های بازرگانی، صنایع و معادن کشور و امور اقتصادی و دارایی بررسی و پس از تأیید دستگاههای ذیربط به هیات وزیران تقدیم و تصویب شده است.

    ثانیاً مواد ۲۴ و ۲۵ که رسیدگی به دفاتر و اسناد و تشخیص مالیات و عوارض را به مامورین مالیاتی واگذار نموده و ماده ۳۲ که رسیدگی به شکایات مودیان را به هیات حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۱۶ محول کرده است، دقیقاً مطابق منطوق صریح تبصره ۳ ماده ۶ قانون می‌باشد.

    ثالثاً صدر ماده ۷۸ قانون شهرداری تاکید دارد که عوارضی که توام با مالیاتهای دولتی اخذ می‎شود به وسیله دارایی وصول گردد.

    بنابراین مواد ۲۴، ۲۵، ۳۲ در چارچوب مقررات قانونی بوده و موجبی برای ابطال آنها نیست.


    رأی هیات عمومی

    مطابق تبصره ۳ ماده ۶ قانون موسوم به تجمیع عوارض وجوه دریافتی تحت عناوین مالیات و عوارض از بابت کالاها و خدمات موضوع مادتین ۳ و ۴ قانون فوق‎الذکر که توسط سازمان امور مالیاتی کشور وصول می‌گردد، مشمول احکام ماده ۲۱۱ به بعد قانون مالیاتهای مستقیم از جمله ماده ۲۱۶ در مورد صلاحیت هیات حل اختلاف مالیاتی در زمینه رسیدگی به شکایات اشخاص از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت است.

    بنابه حکم خاص مقنن درباره کیفیت و مرجع وصول توام مالیات و عوارض و مرجع رسیدگی به شکایت از اقدامات واحد دولتی ذیصلاح و انصراف مورد از حکم مقرر در ماده ۷۷ قانون شهرداری:

    مواد ۲۴ و ۲۵ و ۳۲ آیین‎نامه اجرایی قانون موسوم به تجمیع عوارض مصوب ۱۳۸۱ مغایرتی با قانون ندارد و خارج از حدود اختیارات قوه مجریه نمی‎باشد.


    امضا

    معاون قضایی دیوان عدالت اداری – رهبرپور

  • ابطال بخشنامه شماره 33207/2989-211 مورخ 23/6/1382 رئیس سازمان امور مالیاتی کشور و رأی شماره 9992/4/30 مورخ 26/9/1376 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی


    گردش کار

    شاکی:

    آقای محمدمهدی ناظمیان

    موضوع شکایت و خواسته:

    ابطال بخشنامه شماره ۳۳۲۰۷/۲۹۸۹-۲۱۱ مورخ ۱۳۸۲/۶/۲۳ رییس سازمان امور مالیاتی کشور و رأی شماره ۹۹۹۲/۴/۳۰ مورخ ۱۳۷۶/۹/۲۶ هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی


    مقدمه

    شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، مطابق ماده 70 قانون مالیاتهای مستقیم، املاک و اموال و اراضی که به دولت منتقل می‎گردد از معافیت نقل و انتقال به کلی معاف است. شورای عالی مالیاتی در مقابل اعتراض مودیان در خصوص ماده 187 که به پاسخ استعلام محاضر مالیات اضافی دریافتی را که از ناآگاهی مودی استفاده نموده‎اند، با توجیحات غیر مستدل در مقابل درخواست استرداد مالیات اخذ شده به جای اینکه از میزان مالیاتی بازخواست شود که چرا برخلاف مالیات اخذ نموده‎اند با اظهار اینکه هنگام پرداخت هر چند ناآگاه اما با رضایت بوده وجوه اضافه پرداختی را مجاز به استرداد نمی‎داند.

    توضیح اینکه شورای عالی مالیاتی معتقد است که مودی با قبول مالیات و پرداخت آن امر مالیاتی مربوطه مختومه تلقی و مجوزی برای طرح مجدد آن در مراجع تشخیص و حل اختلاف مالیاتی وجود ندارد. جای سؤال است که مودی ناآگاه است و ممیز مالیاتی خلاف نموده و به هنگام آگاهی از پرداخت اضافی، تقاضای استرداد مبالغ اضافه پرداختی را می‎نماید و در هیچ یک از مواد 242 و 243 و همچنین 187 منعی برای پرداخت اضافه دریافتی وجود ندارد، کما اینکه تأکید شده که مسترد گردد.

    در بخشنامه شماره 33207/2989-211 مورخ 23/6/1382 ذکری از مواد 70 و 187 نشده لذا میزان مالیاتی ربطی به موضوع نمی‎دهند، در حالی که به طور مثال از جمله مواد 132 و 133 و 141 و 143 است و کلمه غیر مشمول سایر معافیتها در قانون مالیاتهای مستقیم مصوب اسفند ماده 1366 و اصلاحیه بعدی آن خواهد شد، لذا با تقدیم نظریه شورای عالی مالیاتی و ماده 70 و 187 و بخشنامه فوق‎الذکر تقاضای لغو بخشنامه و رأی هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی مورد شکایت را که باعث تضییع حقوق احاد مردم گشته است دارد.


    پاسخ مدیرکل دفتر امور حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیرکل دفتر امور حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ بـه شکایت مذکور طی نامه شماره 63245/212 مورخ 2/7/1387 اعلام داشته‎اند:

    الف)

    برابر تبصره یک ماده 187 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب اسفند 1366 با اصلاحیه‎های بعدی مقرر گردیده که:

    «چنانچه میزان مالیات مشخصه مورد اختلاف باشد پرونده امر، خارج از نوبت در مراجع حل اختلاف مالیاتی موضوع این قانون رسیدگی خواهد شد و اگر مودی تمایل به اخذ گواهی قبل از رسیدگی و صدور رأی از طرف مراجع حل اختلاف داشته باشد با وصول مالیات مورد قبول مودی و اخذ سپرده یا تضمین معتبر … معادل مبلغ مابه‌ اختلاف گواهی انجام معامله صادر خواهد شد.»

    بنابراین پرداخت مالیات موضوع معاملات املاک در اجرای تبصره یک ماده 187 با میل و قبولی مودی صورت می‎گیرد وگرنه چنانچه به آن اعتراض می‎داشت با عدم پرداخت مالیات، می‎توانست در اجرای صدر تبصره یاد شده، رسیدگی به اعتراض و اختلاف خود با اداره امور مالیاتی را از هیأت حل اختلاف مالیاتی درخواست نماید.

    از این رو مودی به اختیار و انتخاب خویش، بدون اینکه اعتراض خود را تسلیم کند و پیش از رسیدگی و صدور رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی، با پرداخت مالیاتهای متعلق، مربوط به مورد معامله بر اساس پاراگراف دوم ماده 187 قانون یاد شده گواهی انجام معامله را از اداره امور مالیاتی دریافت می‎کند.

    بر همین پایه و با توجه به اینکه در ماده 239 قانون مالیاتهای مستقیم مقرر گردیده است:

    «در صورتی که مودی ظرف 30 روز از تاریخ ابلاغ برگ تشخیص مالیات قبولی خود را نسبت به آن کتباً اعلام کند یا مالیات مورد مطالبه را به ماخذ برگ تشخیص پرداخت یا ترتیب پرداخت آن را بدهد یا اختلاف موجود بین خود و اداره امور مالیاتی را به شرح ماده 238 این قانون رفع نماید، پرونده امر از لحاظ میزان درآمد مشمول مالیات مختومه تلقی می‎گردد…»

    بنابراین هنگامی که مودی در اجرای تبصره یک ماده 187 قانون یاد شده به قبولی مالیات و پرداخت آن اقدام می‎کند، قانوناً موضوع مشمول اصل حقوقی-مالیاتی «امر مختومه» قرار می‎گیرد.

    پس از پرداخت مالیات مورد قبول خود، استناد مودی به ماده 70 قانون مالیاتهای مستقیم با توجه به صراحت ماده 239 مسموع نبوده و دارای اعتبار امر مختومه مالیاتی می‎باشد.


    ب)

    از آنجا که مودی بدون اعتراض و با میل و قبولی خود به پرداخت مالیات برابر ماده 187 اقدام می‎کند و ظرف مهلت قانونی اعتراضی نیز به هیأت حل اختلاف مالیاتی تسلیم نمی‎کند، برای جلوگیری از اتخاذ رویه‎های مختلف در ادارات امور مالیاتی، هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی با توجه به صراحت مواد 187 و 239 و در حدود اختیارات قانونی حاصل از مواد 255 و 258 به صدور رأی وحدت رویه شماره 9992/4/30 مورخ 26/9/1376 اقدام نموده است.

    برابر آن، اکثریت اعضای هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی اعلام داشته‎اند:

    «…در مواردی که مودی بدون اقامه ایراد و اعتراضی نسبت به مالیات مورد گزارش ممیز و سرممیز مالیاتی، آن را پرداخت و با دریافت گواهی انجام معامله نسبت به انتقال ملک اقدام می‎نمایند، با قبول مالیات و پرداخت آن … امر مالیاتی مربوط مختومه تلقی و مجوزی برای طرح مجدد آن در مراجع تشخیص و حل اختلاف مالیاتی وجود ندارد.»

    پس از قبولی و پرداخت مالیات تشخیص داده شده و عدم اعتراض مودی در مهلت قانونی، موضوع دارای اعتبار امر مختومه مالیاتی شده و استناد مودی به مواد 70 و 243 به خواسته استرداد مالیات پرداختی فاقد پایه قانونی است.


    ج)

    نظر به اینکه مستند به مواد 239، 187، 255 و 258 قانون مالیاتهای مستقیم مدلول رأی وحدت رویه شماره 9992/4/30 مورخ 26/9/1376 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی مخالف قانون نبوده و در حیطه صلاحیت آن صادر گردیده، با استناد به مواد قانونی یاد شده و ماده 19 (بند یک) قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385،

    رد شکایت شاکی درخواست می‎گردد.


    رسیدگی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور روساء و مستشاران و دادرسان علی‎البدل تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‎نماید.


    رأی هیأت عمومی

    به صراحت ماده ۲۴۲ قانون مالیاتهای مستقیم:

    در صورت وقوع اشتباه در محاسبه و دریافت مالیات اضافه و همچنین در مواردی که طبق قانون مزبور مالیاتی قابل استرداد باشد، مسئولین ذیربط مندرج در ماده مذکور مکلفند گزارشی متضمن جهات قانونی و تعیین رقم قطعی مالیات و مالیات پرداختی و مبلغ اضافه دریافتی تهیه و تنظیم نمایند و پس از تأیید مقامات ذیصلاح، برگ استرداد مالیات اضافی صادر و نسخه‌ای به مودی تسلیم و نسخه‌ای به اداره امور اقتصادی و دارایی ارسال شود تا وجه آن ظرف یک ماه به مودی پرداخت گردد.

    نظر به اینکه:

    رأی شماره ۹۹۹۲/۳۰۴ مورخ ۱۳۷۶/۹/۲۶ هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی

    و همچنین

    بخشنامه شماره ۳۳۲۰۷/۲۹۸۹-۲۱۱ مورخ ۱۳۸۲/۶/۲۳ سازمان امور مالیاتی کشور

    مفید اتخاذ رویه‌ای خلاف هدف و حکم صریح مقنن در باب ضرورت استرداد مالیات اضافه دریافتی است،

    بنابراین:

    رأی و بخشنامه مذکور مستنداً به:

    • قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
    • ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری

    ابطال می‎شوند.

  • اعلام تعارض آراء صادره از شعب 14 و 16 دیوان عدالت اداری


    گردش کار

    شاکی

    شرکت کمپرسورسازی ایران


    موضوع شکایت و خواسته

    اعلام تعارض آراء صادره از شعب 14 و 16 دیوان عدالت اداری.


    مقدمه

    الف)

    شعبه چهاردهم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 86/1159 موضوع شکایت شرکت کمپرسور سازی ایران (سهامی عام) به طرفیت اداره کل امور مالیاتی استان قزوین به خواسته اعتراض به آراء شماره 3/4 مورخ 1385/01/20 و 3/43 مورخ 1385/02/26 هیأت حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر موضوع عملکرد سالهای 1377 و 1379 به شرح دادنامه شماره 1721 مورخ 1387/07/28 چنین رأی صادر نموده است:

    طرف شکایت در لایحه دفاعیه خود اعلام نموده هر چند در متن گزارش قرار اجرا شده ذکر گردیده که شرکت با احداث سالنهای متعدد و نصب و تعبیه دستگاههای جدید اقدام به تولید کمپرسور نموده لیکن با توجه به اینکه در ماهیت نوع محصول و افزایش تولید تغییر حاصل نشده و کماکان حداکثر توان تولید از مرز یک میلیون دستگاه در سال از ابتدای تأسیس تاکنون تغییر حاصل نشده نمی تواند از معافیت مقرر در ماده 132 قانون مالیاتهای مستقیم استفاده نماید.

    بنابراین با عنایت به مطالب مذکور در لایحه دفاعیه طرف شکایت و اینکه کد محصول تولیدی بدون تغییر همچنان 370-3829 از ابتداء تاکنون باقی مانده آراء معترض‌عنهما متضمن نقض قانون و تخلف از مقررات نمی باشد و ایرادی از حیث رعایت مقررات شکلی و قانونی در جریان رسیدگی و صدور آنها مشهود و ملحوظ نیست و دلیل موجه و متقنی که موجب نقض آراء معترض‌عنهما را ایجاب نماید از جانب شرکت شاکی ارائه و اقامه نگردیده است.

    بنابراین دادخواست اعتراض مطروح غیر موجه تشخیص و حکم به رد آن صادر و اعلام می‌گردد.


    ب)

    شعبه شانزدهم دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه 65/85 موضوع شکایت شرکت کمپرسورسازی ایران به طرفیت اداره کل مالیاتی استان قزوین به خواسته اعتراض به رأی شماره 3/443 مورخ 1382/07/06 هیأت حل اختلاف مالیاتی همعرض به شرح دادنامه شماره 491 مورخ 1386/12/27 چنین رأی صادر نموده است:

    نظر به اینکه تولیدات جدید شرکت شاکی با راه اندازی سیستم جدید تولید و نصب ماشین آلات بوده و با تولیدات قبلی شرکت مطابق گواهی‌های اداره کل صنایع و معادن استان متفاوت بوده، با توجه به پروانه بهره‌برداری شماره 31/13692/7009 مورخ 1378/01/15 از معافیت مالیاتی می بایست برخوردار گردد.

    علیهذا ضمن صدور حکم به ورود شکایت، رأی معترض‌عنه نقض و رسیدگی به موضوع به شعبه همعرض احاله می‌گردد.


    نظر هیأت عمومی دیوان

    هیأت عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی منجر به صدور رأی می‌نماید.


    رأی هیأت عمومی

    رأی هیأت عمومی

    الف)

    تعارض در مدلول دادنامه های فوق الذکر محرز بنظر می رسد.

    ب)

    نظر به اینکه حسب محتویات پرونده های فوق الذکر دادنامه های متعارض بابت عملکرد مالیاتی مؤدی در سنوات 1377 الی 1379 صادر شده است در نتیجه ماده 132 قانون مالیاتهای مستقیم اصلاحی مصوب 1376/11/26 موضوع ماده واحده قانون اصلاح موادی از قانون مالیاتهای مستقیم در مانحن فیه حاکمیت دارد.

    مطابق ماده 132 قانون مزبور، درآمد واحدهای تولیدی و معدنی که از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون از طرف وزارتخانه های صنایع، معادن و فلزات یا جهاد سازندگی – حسب مورد – برای آنها کارت شناسایی یا پروانه بهره‌برداری صادر یا قراردادهای استخراج و فروش منعقد می‌شود، از تاریخ استخراج و بهره‌برداری حسب اولویت‌های یک، 2 و 3 به ترتیب به مدت 8، 6 و 4 سال از مالیات معاف هستند.

    با عنایت به هدف و منظور قانونگذار، صرف ابطال پروانه بهره‌برداری سابق و صدور پروانه بهره‌برداری جدید برای مؤدی بدون تأسیس و بهره‌برداری واحد تولیدی و معدنی جدید نمی‌تواند منشاء برخورداری از معافیت مقرر در ماده 132 اصلاحی 1376/11/26 قانون صدرالذکر باشد.

    بنابراین دادنامه قطعی شماره 1721 مورخ 1387/07/28 شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری در حدی که مقید این معناست موافق اصول و موازین قانونی می‌باشد.

    این رأی به استناد بند 2 ماده 19 و ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 برای شعب دیوان و سایر مراجع ذیربط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

  • ابطال اطلاق بخشنامه شماره 59657 مورخ 20/06/1387 و نامه شماره 3507-211 مورخ 1384/09/21 مدیر کل دفتر فنی سازمان امور مالیاتی


    گردش کار

    شکات

    1- شرکت سازه دریای عماد به مدیریت آقای نعیم سبحانی

    2- شرکت تولیدی سیمان طاق به وکالت آقای محمدرضا مددی

    3- شرکت مهندسی آذر پژوهان اندیش با وکالت آقای عباس اوجایی


    موضوع شکایت و خواسته

    ابطال نامه شماره 3507-211 مورخ 1384/09/21 مدیر کل دفتر فنی سازمان امور مالیاتی.


    گردشکار

    شکات به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته اند، بسیاری از قراردادهای منعقده فی مابین وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی با اشخاص حقیقی یا حقوقی در امورات فنی به صورت EP، PC و یا EPC بوده به این نحو که خرید تجهیزات و کالا به همراه سایر خدمات اجرایی از جمله ساخت و نصب بر عهده پیمانکاری می باشد. در این قراردادها مبالغ مربوط به خرید تجهیزات و کالا و مبالغ مربوط به ساخت و نصب به طور جداگانه تعیین می گردد. بنابراین باید در این گونه قراردادها مبالغ مربوط به خرید تجهیزات و کالا از شمول مالیات علی الحساب موضوع ماده 104 قانون مالیات های مستقیم معاف باشد و مفاد ماده 104 قانون مالیات های مستقیم و اصلاحیه های بعدی آن و آگهی های موضوع تبصره 5 الحاقی به ماده مزبور که حق الزحمه و کارمزد مصرح در ماده 104 و آگهی های مزبور را مشمول مالیات علی الحساب دانسته مستند درخواست اعلام کرده اند. از طرفی دیگر وفق تبصره 2 ماده 107 همان قانون، در عملیات پیمانکاری آن مبلغ قرارداد که از طریق خرید داخلی یا خارجی به مصرف خرید لوازم و تجهیزات می رسد مشروط بر آنکه در قرارداد یا اصلاحات و الحاقات بعدی آن مبالغ لوازم و تجهیزات به طور جدا از سایر اقلام قرارداد درج شده باشد از پرداخت مالیات معاف خواهد بود. مضاف بر اینکه بر اساس قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387/04/03، مجلس شورای اسلامی، عرضه کالا و تجهیزات از سوی تولیدکنندگان، یک بار در مرحله فروش، مشمول مالیات موضوع این قانون (3% قیمت فروش) می گردد. در حالی که متاسفانه سازمان امور مالیاتی کشور بر خلاف موارد قانونی معنونه و روش مندرج در تبصره 5 ماده 104، طی بخشنامه شماره 59657 مورخ 1387/06/20، مبالغ مربوط به خرید تجهیزات و کالا را نیز در قراردادهای (EP، PC، EPC)، مشمول مالیات ماده 104 دانسته است. لذا بخشنامه فوق الذکر از دو جهت مغایرت آن با مفاد ماده 104 قانون مالیات های مستقیم و اصلاحیه های بعدی آن و مغایرت با روش مندرج در تبصره الحاقی به ماده 104 قانون، خلاف قانون می باشد و متقاضی ابطال آن می باشد.


    پاسخ مدیر کل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت شاکی طی لایحه شماره 212/43358/د مورخ 1388/06/17، ضمن ارسال تصویر نظریه شماره 211/40909/د مورخ 1388/05/24، دفتر فنی مالیاتی اعلام داشته است، نظر به اینکه، مدلول نامه شماره 3507- 211 مورخ 1384/09/21، موضوع خواسته شاکی، مخالف با اصول کلی حقوقی مربوط به مالیات های تکلیفی و ماده 104 «قانون مالیات های مستقیم» مصوب 1366 با اصلاحیه های بعدی نبوده و مرجع صادر کننده آن (دفتر فنی مالیاتی) نیز، در حدود صلاحیت قانونی و وظایف اداری خود بابت رفع ابهام از مقررات و مسایل فنی مالیاتی و جهت پاسخ به استعلام به عمل آمده در خصوص کسر 5% مالیات علی الحساب مقرر در ماده 104 قانون مالیات های مستقیم، نامه مورد شکایت شاکی را به عنوان اداره کل امور مالیاتی استان خوزستان صادر کرده و هیچ گونه تجاوز یا سوء استفاده از اختیارات یا تخلف در اجرای قوانین مالیاتی یا دیگر مقررات و قوانین کشور ننموده است. با توجه به اصل حقوقی مالیاتی «برتری ماهیت قراردادها بر شکل و ظاهر قراردادها» و اصل حقوق «برتری اراده حقیقی متعاملین» قرارداد مورد استناد شاکی، مشمول مقررات قانونی و قواعد حقوقی «شرایط عمومی و اختصاصی پیمان» می باشد و احکام خاصه ی بیع بر آن جاری نیست. از این رو، مشمول مقررات ماده 104 «قانون مالیات های مستقیم» قرار گرفته و نامه شماره 3507-211 مورخ 1384/09/21 دفتر فنی مالیاتی، نیز به موارد حقوقی و مالیاتی یاد شده، توجه داشته است. لذا از این حیث، شکایت شاکی محکوم به رد می باشد.


    پاسخ مدیر کل دفتر فنی مالیاتی و قراردادهای بین المللی سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر فنی مالیاتی و قراردادهای بین المللی سازمان امور مالیاتی کشور نیز در پاسخ به شکایت مذکور، اعلام داشته است:

    1-

    طبق حکم ماده 104 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1366 و اصلاحیه های بعدی آن، به طور کلی وجوهی که بابت امور مصرح در ماده موصوف و عناوین اضافه شده در اجرای تبصره 5 آن توسط اشخاص صدر ماده یاد شده پرداخت می گردد، کارفرمایان (پرداخت کننده وجوه) مکلفند در هر پرداخت پنج درصد (5%) آن را به عنوان علی الحساب مالیات مؤدی (دریافت کننده وجوه) کسر و ظرف مهلت مقرر به حساب اداره امور مالیاتی ذیربط واریز نمایند.

    2-

    خرید کالا (محصولات ساخته شده مشخص) به طور معمول و از طریق فرآیند خرید و فروش که با صدور فاکتور صورت می گیرد مشمول حکم کسر پنج درصد علی الحساب مالیات ماده مذکور نمی باشد. لیکن در مواقعی که پرداخت وجوه بابت سفارش ساخت به همراه تهیه مواد اولیه و ارائه برخی خدمات مصرح در ماده فوق الاشعار صورت می پذیرد وجوه فوق با توجه به ماهیت مالیات های تکلیفی قابل تفکیک به هر عنوان نبوده و مشمول کسر 5% علی الحساب مالیات نسبت به کل وجوهی که بابت قرارداد در هر پرداخت صورت می گیرد خواهد بود و قانون گذار به جهت ویژگی های مالیات های تکلیفی از جمله علی الحساب و غیر قطعی بودن مالیات پرداختی، استرداد وجوه مذکور و یا احتساب آن به عنوان مالیات پرداخت شده را به موجب تبصره 3 ماده 105 و ماده 159، در موقع محاسبه مالیات بر درآمد عملکرد پیمانکار پیش بینی نموده است.

    3-

    در قیاس موضوع با سایر احکام مالیات های تکلیفی مقرر در فصل های قانون مالیات های مستقیم می توان به حکم صریح تبصره 2 ماده 107 قانون مذکور مربوط به پیمانکاران اشخاص حقوقی خارجی اشاره نمود مبنی بر اینکه «در مورد عملیات پیمان کاری موضوع بند (الف) این ماده در صورتی که کارفرما، وزارتخانه ها و شرکت های دولتی یا شهرداری ها باشند، آن قسمت از مبلغ قرارداد که از طریق خرید داخلی یا خارجی به مصرف خرید لوازم و تجهیزات می رسد مشروط بر آن که در قرارداد یا اصلاحات و الحاقات بعدی آن مبالغ لوازم و تجهیزات به طور جدا از سایر اقلام قرارداد درج شده باشد از پرداخت مالیات معاف خواهد بود.» بنابراین، به استناد اصل 51 قانون اساسی «هیچ نوع مالیاتی وضع نمی شود مگر به موجب قانون، موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود» و به موجب مقررات ماده 104 قانون مزبور مجوزی در خصوص قابل تفکیک بودن وجوه پرداختی در قراردادهای مورد بحث مشابه آن چه در تبصره مذکور اشاره شد، مقرر نگردیده است.


    هیأت عمومی دیوان

    هیأت عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید.


    رأی هیأت عمومی

    رأی هیأت عمومی

    نظر به اینکه حکم مقرر در ماده 104 قانون اصلاح قانون مالیات های مستقیم و تبصره 5 همان ماده مصوب 1380 تکلیف دستگاه های اجرایی، اشخاص حقوقی انتفاعی و غیر انتفاعی و اشخاص موضوع بند «الف» ماده 95 همان قانون را نسبت به کسر 5% حق الزحمه با کارمزد قراردادهای ارائه خدمات، به عنوان علی الحساب مالیات مؤدی و واریز آن به حساب معین، تبیین و تعیین نموده است و این حکم مقید به قیودی می باشد. لکن بخشنامه شماره 59657 مورخ 1387/06/20 رئیس کل امور مالیاتی کشور، هم چنین نامه شماره 3507-211 مورخ 1384/06/21 مدیر کل فنی سازمان امور مالیاتی دارای اطلاقی است که موجب شمول و تسری حکم مقرر و مقید ماده 104 مرقوم به قراردادهای توأمان خرید و ارائه خدمات می گردد و به عبارت دیگر اطلاق بخشنامه و نامه موصوف مغایر قید مندرج در قانون بوده و خارج از حدود صلاحیت مرجع صادر کننده تشخیص داده شد و لذا به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می گردد.

  • ابطال بخشنامه های شماره 28974/2596-211 مورخ 85/07/24 و شماره 17988 مورخ 86/7/15


    گردش کار

    شاکی

    آقای عبدالرزاق جامی فروشانی


    موضوع شکایت و خواسته

    ابطال بخشنامه‌های شماره 28974/2596-211 مورخ 85/7/24 و شماره 17988 مورخ 86/7/15 سازمان امور مالیاتی کشور و اداره کل امور مالیاتی استان اصفهان و رأی شماره 410 مورخ 87/6/3 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.


    گردشکار

    شاکی در دادخواست تقدیمی خود اعلام داشته است:

    طـبق ماده 167 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 66 و اصلاحیه مصوب 1380/11/27، وزارت امور اقتصادی و دارایی یا سازمان امور مالیاتی کشور می‌تواند نسبت به مودیانی که قادر به پرداخت بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه به طور یکجا نیستند از تاریخ ابلاغ مالیات قطعی، بدهی مربوط را حداکثر به مدت سه سال تقسیط نماید.

    بدیهی است منظور از جریمه مذکور در عبارت «بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه» در ماده فوق، جریمه قبل از تقسیط است نه بعد از تقسیط.

    لذا بخشنامه شماره 28974/2596-211 مورخ 24/5/85 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور که مقرر می‌دارد:

    «تضمین کافی برای جرایم تأخیر دوران تقسیط اخذ گردد تا در صورت پرداخت به موقع اقساط در سررسیدهای مقرر بنا به درخواست مودی نسبت به بخشودگی جرایم مزبور و استرداد تضمین اخذ شده اقدام لازم به عمل آید»

    و بخشنامه شماره 17988 مورخ 15/7/86 مدیر کل امور مالیاتی استان اصفهان که دستورالعمل برای جرایم دوران تقسیط صادر گردیده است، و دادنامه شماره 410 مورخ 3/6/87 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که این بخشنامه‌ها را تایید کرده است، رجعت به ماده 158 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 28/12/45 می‌باشد.

    ماده مذکور مقرر می‌داشت:

    «وزارت دارایی می‌تواند نسبت به مودیانی که قادر به پرداخت بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه به طور یکجا نیستند با اضافه نمودن زیان دیرکرد متعلق قرار تقسیط… بگذرد.»

    اما طبق تبصره یک ماده 4 لایحه قانونی اصلاح پاره‌ای از مواد قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 2/3/59 عبارت «به اضافه نمودن زیان دیرکرد متعلق» حذف شد.

    با این تفاوت که در بخشنامه‌های مورد شکایت:

    • «زیان دیرکرد متعلق» را طبق ماده 146 قانون (سه چهارم درصد در ماه برای مشمولین صنفی و یک درصد در ماه برای سایرین)
    • به «جرایم تأخیر دوران تقسیط» با سود 2.5 درصد در ماه

    تبدیل نموده‌اند.

    این امر بر خلاف ماده 190 و 167 قانون مصوب سال 66 می‌باشد.

    بدین نحو که اگر مودی به هر دلیل نتواند یکی از اقساط بدهی‌اش را در سررسید مقرر پرداخت نماید:

    • برخلاف ماده 190 قانون
    • جریمه‌ای معادل 2.5% مالیات قسط پرداخت‌نشده به ازای هر ماه تأخیر تعلق می‌گیرد
    • و بهره متعلق به تمام اقساط (مثلاً 12 قسط) نیز دریافت می‌شود
    • حتی اگر فقط یک قسط با تأخیر مواجه شود.

    در صورتی که طبق ماده 167 به دوران تقسیط هیچ جریمه‌ای تعلق نمی‌گیرد تا طبق بخشنامه مذکور، صحبت از «بخشودگی» جرایم مزبور شود.

    لذا تغییر «سود دوران تقسیط» به «جرایم تأخیر دوران تقسیط» موجب از بین رفتن حرمت ربا (آیه 275 بقره «احلّ الله البیع و حرّم الربا») نمی‌گردد.

    بنابراین وصول جریمه دوران تقسیط که نوعی مالیات است بدون مجوز قانونی، بر خلاف اصل 51 قانون اساسی است که می‌گوید:

    «هیچ نوع مالیات وضع نمی‌شود مگر به موجب قانون»

    علیهذا به لحاظ مغایرت بخشنامه‌ها و دادنامه مورد شکایت با موازین شرعی به استناد ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری، متقاضی ابطال آنها می‌باشم.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیر کل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور طی لایحه دفاعیه شماره 134682/212 مورخ 24/12/87 اعلام داشته است:

    شاکی قبلاً نیز شکایت مشابهی دائر بر ابطال همین بخشنامه‌ها تقدیم نموده که تحت کلاسه هـ/86/530 مطرح و چند مرحله تبادل لایحه انجام شده و نهایتاً دادنامه شماره 410 مورخ 3/6/87 صادر شده است.

    اکنون مجدداً شاکی نسبت به همان موضوع، این بار با خواسته جدید (مغایرت با شرع) تقاضای رسیدگی نموده است.

    نظر به اینکه طبق ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری پرونده باید به شورای نگهبان ارسال شود و نظر فقهای شورا برای هیأت عمومی لازم‌الاتباع است، این سازمان تکلیفی بر دفاع ماهوی ندارد.


    نظر فقهای شورای نگهبان

    دبیر محترم شورای نگهبان در خصوص خلاف شرع بودن بخشنامه‌های 28974/2596-211 مورخ 24/7/1385 و 17988 مورخ 3/6/87 اعلام داشته‌اند:

    • اخذ تضمین در مقابل پرداخت مالیات و جریمه دیرکرد آن،
    • از آنجا که هیچ‌یک دین نیستند،
    • مصداق الزام به پرداخت ربا نیست.

    اما:

    چون قانونی بر تعلق پرداخت مبلغ تضمین شده وجود ندارد:

    • اخذ تضمین،
    • الزام به پرداخت مبلغ زائد بر حق سازمان امور مالیاتی است،
    • و اکل مال به باطل و خلاف موازین شرعی است.

    همچنین:

    بازگرداندن چک‌های تضمینی به شرط چک‌های اصلی،

    مشکل را حل نمی‌کند؛

    زیرا اگر در وقت خود پرداخت نشود،

    گرفتن تضمین مستلزم وصول وجه چک‌های تضمینی خواهد بود

    و این امر حرام است.


    رأی هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روساء، مستشاران و دادرسان علی‌البدل تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح زیر رأی می‌دهد:

    رأی هیأت عمومی

    با عنایت به نامه شماره 38169/30/89 مورخ 13/2/1389 قائم مقام دبیر شورای نگهبان که بیان داشته:

    «چون اخذ تضمین در مقابل پرداخت مالیات و جریمه دیرکرد آن است و هیچ‌یک دین محسوب نمی‌شوند،

    این تضمین مصداق الزام به پرداخت ربا نیست.

    اما چون قانونی برای تعلق مبلغ تضمین‌شده وجود ندارد،

    اخذ تضمین، اخذ وجه مازاد بر حق سازمان مالیاتی و اکل مال به باطل و خلاف شرع است.»

    علیهذا:

    بخشنامه‌های شماره 28974/2596-211 مورخ 24/7/1385 سازمان امور مالیاتی کشور

    و شماره 17988 مورخ 15/7/1386 اداره کل امور مالیاتی استان اصفهان

    در اخذ تضمین منجر به دریافت وجه مازاد بر اصل مالیات و جریمه متعلقه،

    طبق ماده 41 قانون دیوان، مغایر شرع تشخیص و مستنداً به بند یک ماده 19 و ماده 20 قانون دیوان عدالت اداری،

    حکم بر ابطال آنها از تاریخ صدور صادر و اعلام می‌گردد.

  • ابطال عبارتی از بند 8 و ابطال بندهای 10- 11 بخشنامه شماره 232/393/30545 مورخ 1388/03/18


    گردش کار

    شکات

    1- شرکت پتروشیمی رجال با وکالت آقای داریوش توکلی

    2- شرکت ایرانی تولید اتومبیل سایپا با وکالت آقای حسین فداکار

    3- شرکت مالیبل سایپا با وکالت آقای سعید بهمنی

    4- شرکت بین‎المللی پتروتک سان

    5- شرکت تولید مواد اولیه دارو پخش


    موضوع شکایت و خواسته

    ابطال بندهای 6- 8- 10- 11 و 12 بخشنامه شماره 30545/393/232 مورخ 18/3/1388 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور.


    گردشکار

    شـکایـت بـه مـوجـب دادخــواسـت هـای تــقـدیـمــی، ابــطال بـنــدهـای 6- 8- 10- 11 و 12 بـخشنـامـه شـمـاره 30545/393/232 مورخ 18/3/1388 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار گردیده و در تبیین شکایت اشعار داشته اند:

    1- بند (6) بخشنامه

    بند(6) بخشنامه مورد شکایت مقرر می دارد:

    «چنانچه تسهیلات مالی دریافتی در فعالیتهای معاف از مالیات و یا مشمول مالیات معاف «با استثنای املاک وحق واگذاری محل که به عـنـوان داراییـهای ثابـت یا دارایـی نا مشهود موسسه می باشد» مصرف می شود در این صورت هزینه تسهیلات مذکور مربوط به بخش منابع معاف یا مشمول مالیات مقطوع حسب مورد بوده و قابل کسر از درآمد مشمول مالیات نخواهد بود.»

    طبق بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم، سود وکارمزدی که موسسات برای انجام دادن عملیات خود بابت دریافت تسهیلات از بانکها، صندوق تعاون و همچنین موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز به آنها پرداخت می نمایند جزء هزینه قابل قبول می باشد.

    بر اساس بند 6 بخشنامه چنانچه موسسه تسهیلاتی را از بانک دریافت کند و آن را در فعالیت هائی که از مالیات معاف است «مانند سپرده های بانکی و یا صادرات» مصرف نماید، سود و کارمزد پرداختی به بانک بابت تسهیلات دریافتی از جمله هزینه های قابل قبول نمی باشد.

    مقید نمودن قبول سود و هزینه تسهیلات دریافتی توسط موسسات که برای انجام عملیات خود از بانک ها دریافت می نمایند به عدم مصرف آن تسهیلات در فعالیتهای معاف از مالیات و یا شمول معافیت معاف به موجب بخشنامه صادره از سوی سازمان امور مالیاتی بر خلاف قانون است.


    2- بند (8) بخشنامه

    بند(8) بخشنامه مقرر می دارد:

    «در صورتی که مودیان مالیاتی از محل تسهیلات دریافتی به سایر اشخاص از جمله شرکا، سهامداران، مدیران و اشخاص وابسته موضوع ماده 129 قانون تجارت وجوهی به عنوان وام، قرض و یا به هر عنوان دیگر پرداخت نماید، هزینه تأمین مالی مربوط به تناسب مبالغ پرداختی مذکور به عنوان هزینه قابل قبول محسوب نخواهد شد.»

    بر اساس این بند در صورتی که اگر تسهیلات دریافتی از بانکها، صندوق و یا موسسات اعتباری مجاز، صرف اعطای قرض، وام و یا هر عنوان دیگر به اشخاص دیگر و یا شرکاء شود، هزینه مترتب بر تسهیلات دریافتی به تناسب مبالغ پرداختی، جزء هزینه های قابل قبول تلقی نمی گردد که خلاف ماده 147 و بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم می باشد.

    در برخی مواقع موسسات برای انجام عملیات خود که ممکن است لازمه آن پرداخت به سهامداران، سایر اشخاص و یا اشخاص وابسته موضوع ماده 129 قانون تجارت باشد از مراجع بانکی نامبرده شده در بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم تسهیلات دریافت نمایند.

    در این صورت طبق همین ماده قانون سود و کارمزد مترتب بر تسهیلات دریافتی جزء هزینه های قابل قبول است چرا که دریافت تسهیلات برای انجام عملیات بوده است حتی اگر موسسه ناگزیر باشد آن را صرف پرداخت به اشخاص موضوع ماده 219 نماید.

    موسساتی هستند که برای انجام عملیات خود، مواد اولیه مورد نیاز را از سهامداران شرکت خریداری می نمایند و چون نقدینگی کافی ندارند در برخی مواقع از مراجع بانکی تسهیلات دریافت کرده و آن را صرف خرید می کنند این عمل چون منطبق با عملیات موسسه است هزینه های سود و کارمزد تسهیلات دریافتی، طبق بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم جزء هزینه های قابل قبول تلقی شده است، در حالی که به موجب بند 8 بخشنامه مورد شکایت در آن قسمت که پرداخت «به هر عنوان دیگر» به اشخاص تصریح شده است، چون تسهیلات دریافتی صرف اشخاص موضوع ماده 129 قانون تجارت شده، هزینه مترتب بر خلاف قانون جزء هزینه های قابل قبول تلقی نشده است.


    3- بند 10 بخشنامه

    به موجب قسمت اخیر بند 10 بخشنامه مورد شکایت، کل هزینه های تامین مالی «کارمزد و سود پرداختی به بانکها یا موسسات اعتباری غیر بانکی موضوع بند 18 ماده 148» باید به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارائی (دارائی که با استفاده از تسهیلات بانکی ایجاد شده است) منظور شده باشد.

    در حالی که طبق اصول و استانداردهای حسابداری آن قسمت از هزینه های تامین مالی که قبل از بهره برداری از دارائی پرداخت یا تخصیص داده می شود باید به حساب بهای تمام شده دارائی منظور گردد و آن قسمت از هزینه های تامین مالی که بعد از شروع بهره برداری از دارائی به بانکها یا موسسات اعتباری غیر بانکی پرداخت یا تخصیص داده می شود به عنوان هزینه جاری (هزینه های پرداخت یا تخصیص هزینه تامین مالی) محسوب خواهد شد و احتساب آن به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارائی امکان پذیر نمی باشد.

    نظر به اینکه اشخاص حقیقی موضوع بند (الف) ماده 95 قانون مالیاتهای مستقیم مکلف به رعایت اصول و استانداردهای حسابداری در نگهداری حساب و دفاتر و اسناد و مدارک شده اند و اشخاص حقوقی نیز به موجب ماده 106 که ضمن آن به بند (الف) ماده 95 تصریح شده است مکلف به رعایت اصول و استانداردهای حسابداری در نگهداری حساب و دفاتر و اسناد و مدارک می باشند، قسمت اخیر بند 10 بخشنامه که در واقع موجب عدم پذیرش هزینه های تامین مالی (کارمزد و سود) پرداختی یا تخصیصی بعد از شروع بهره برداری از دارائی به عنوان هزینه قابل قبول موضوع بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم که نوعا هزینه جاری است می گردد مغایر قانون بوده و ابطال آن ضرورت دارد.


    4- بند 11 بخشنامه

    بند 11 بخشنامه مورد شکایت مقرر داشته است:

    «در صورتی که اشخاص دارای سود حاصل از حساب های پس انداز و سپرده های مختلف نزد بانکهای ایرانی یا موسسات اعتباری غیربانکی مجاز باشند، در این صورت هزینه تسهیلات مالی دریافتی از بانکها، صندوق تعاون وهمچنین موسسه اعتباری غیربانکی مجاز به نسبت مبلغ پس انداز یا سپرده های مذکور از نظر مالیاتی قابل قبول نخواهد بود.»

    این بند از بخشنامه به صراحت مغایر بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم که بدون هیچ قید و شرطی مشعر بر قبول هزینه های کارمزد و سود پرداختی به مراجع مذکور در بند یاد شده می باشد.

    زیرا بند 11 بخشنامه به این مفهوم است که به طور مثال اگر یک شخص حقوقی دارای حساب پس انداز یا سپرده نزد بانک باشد به نسبت مبلغی که در حساب پس انداز یا سپرده دارد سود و کارمزدی را که به آن بانک یا بانک دیگر بابت استفاده از تسهیلات مالی پرداخت می کند به عنوان هزینه از نظر مالیاتی مورد قبول واقع نشود.

    در صورتی که قانونگذار در قبول کارمزد و سود پرداختی بانکها، ضمن بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم، هیچ گونه قید و شرطی مقرر نکرده است.

    مسلما اگر قانونگذار شرطی را ضروری می دانست همانطور که به موجب بندهای 8- 9-11 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم پذیرش هزینه های مندرج در بندهای یاد شده را موکول به شرایط نموده و رعایت آیین نامه را برای قبول هزینه های مزبور تجویز کرده است، در مورد بند 18 ماده 148 نیز شرایط می گذاشت.

    لکن ملاحظه می فرمائید بند 18 مورد نظر هیچ گونه قید و شرطی ندارد.

    لذا بند 11 بخشنامه که عدم قبول کارمزد و سود پرداختی به بانک به نسبت مبلغ پس انداز یا سپرده بانکی پرداخت کننده را اعلام کرده است کاملا مغایر قانون بوده و قابل ابطال است.

    مضافا اینکه اجرای بند مزبور عملا موجب نادیده گرفتن معافیت مالیاتی سود سپرده بانکی مقرر در بند 2 ماده 145 قانون مالیاتهای مستقیم نیز می گردد و از این جهت نیز مغایر اصل 51 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه:

    «مالیات به موجب قانون برقرار می شود و موارد معافیت و بخشودگی را نیز قانون معین می کند»

    می باشد.

    بنا به جهات مذکوره بند 11 بخشنامه قابل ابطال می باشد احدی از شکات به استناد ماده 20 قانون دیوان عدالت اداری تقاضای ابطال از تاریخ صدور بخشنامه را نموده است.


    5- بند 12 بخشنامه

    بند 12 بخشنامه مورد شکایت:

    به موجب این بند بخشنامه، سود وکارمزد پرداختی به غیر از بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز، مشمول مقررات ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم اعلام نشده است در صورتی که فقط کارمزد پرداختی به غیر از بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز، مشمول مقررات ماده 104 نبوده و نخواهد بود.

    به عبارت دیگر موضوع مقررات ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم در قسمت اخیر آن ناظر بر ماده مذکور به پرداخت انواع کارمزد به استثنای کارمزد پرداختی به بانکها، صندوق تعاون و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز می باشد و اصولا در ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم، مطلقا سود پرداختی موضوع حکم ماده 104 واقع نشده است.

    بنابراین کلمه «سود» مندرج در بند 12 بخشنامه نیز خلاف قانون بوده و ابطال آن از این حیث ضروری می باشد.


    دفاعیات سازمان امور مالیاتی کشور

    سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه دفاعیه شماره 30212/212/ص مورخ 21/10/89 در مقام دفاع اشعار داشته:

    1- در خصوص بند 6 بخشنامه مورد شکایت

    به استناد ماده 105 قانون مالیاتهای مستقیم، جمع درآمد شرکتها و درآمد ناشی از فعالیتهای انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می شود، پس از کسر زیان های حاصل از منابع غیر معاف و کسر معافیتهای مقرر به استثنای مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه ای می باشد، مشمول مالیات به نرخ 25% خواهد بود.

    با اتخاذ ملاک از تبصره ماده 141 قانون مالیاتهای مستقیم، زیان حاصل از منابع معاف از مالیات در محاسبه مالیات سایر فعالیتهای آنان منظور نخواهد شد.

    به استناد ماده 147 قانون مالیاتهای مستقیم هزینه های قابل قبول برای تشخیص درآمد مشمول مالیات به شرحی که ضمن مقررات این قانون مقرر می گردد عبارت است از هزینه هائی که در حدود متعارف متکی به مدارک بوده و منحصرا مربوط به تحصیل درآمد موسسه در دوره مالی با رعایت حد نصابهای مقرر باشد.

    به استناد بخشنامه شماره 10124/1376/233 مورخ 29/5/1384 رئیس سازمان امور مالیاتی کشور، در اجرای مقررات ماده 54 آیین نامه ماده 219 قانون مالیاتهای مستقیم، در صورتی که درآمدهای معاف از مالیات دارای هزینه مستقیم باشند بدیهی است نظر به معاف بودن درآمد، هزینه مستقیم مرتبط با درآمد معاف صرفا به حساب آن درآمد منظور شده و حسب مقررات مواد 147 و 148 قانون مالیاتهای مستقیم از درآمدهای غیر معاف قابل کسر نخواهد بود.

    بنابراین نه تنها هزینه های سود و کارمزد تسهیلات مالی بلکه کلیه هزینه های مربوط به درآمدهای معاف و یا مشمول مالیات به نرخ مقطوع قابل کسر از درآمدهای غیر معاف نخواهد بود و از نظر مالیاتی جزو هزینه های غیر قابل قبول تلقی می گردد.


    رأی هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور روساء، مستشاران و دادرسان علی البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می نماید.

    رأی هیأت عمومی

    الف

    مستنبط از ماده 105 قانون «مالیاتهای مستقیم» مصوب 1366 با اصلاحات بعدی آن و تبصره ماده 141 قانون مزبور، رسیدگی به درآمدهای معاف از مالیات مستلزم تفکیک، جداسازی و تسهیم هزینه های اختصاصی و مرتبط به آن است تا هزینه درآمدهای معاف از درآمد مشمول مالیات مودی کسر نشود.

    همان گونه که واحدهای مالیاتی نمی توانند در سود درآمدهای معاف دخل و تصرفی کنند و باید عینا از درآمد مشمول مالیات خارج نمایند، بدیهی است که باید برای تشخیص سود معاف هزینه های مرتبط و اختصاصی از درآمد معاف کسر شود تا سود معاف مشخص گردد.

    در نتیجه در صورتی که درآمدهای معاف از مالیات دارای هزینه مستقیم باشد، به حساب آن درآمد منظور می شود و طبق مواد 147 و 148 قانون مالیاتهای مستقیم، از درآمدهای غیر معاف قابل کسر نخواهد بود.

    علیهذا بند 6 بخشنامه معترض عنه که جهت تاکید و اتخاذ رویه واحد در امر رسیدگی مالیاتی صادر شده مغایرتی با قانون نداشته و خارج از حدود اختیارات مرجع وضع آن تشخیص نگردید.

    ب

    به موجب بند 8 بخشنامه مورد شکایت مقرر گردید:

    «در صورتی که مودیان مالیاتی از محل تسهیلات دریافتی به سایر اشخاص از جمله شرکاء، سهامداران، مدیران و اشخاص وابسته موضوع ماده 129 قانون تجارت به عنوان وام، قرض و یا به هر عنوان دیگر پرداخت نمایند، هزینه تأمین مالی مربوط به تناسب مبالغ پرداختی مزبور به عنوان هزینه قابل قبول محسوب نخواهد شد.»

    نظر به اینکه طبق بند 18 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم، هزینه های سود و کارمزدی که برای انجام دادن عملیات موسسه به بانک ها، صندوق تعاون و همچنین موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز پرداخت شده یا تخصیص یافته باشد، جزء هزینه های قابل قبول موسسه می باشد و به استناد ماده 147 قانون مالیاتهای مستقیم، هزینه هایی که منحصرا مربوط به تحصیل درآمد موسسه در دوره مالی مربوط باشد به عنوان هزینه های قابل قبول تلقی می گردد و پرداخت وام یا قرض به اشخاص مذکور مغایر با عملیات موسسه و حکم مقنن می باشد، از این حیث فراز اول این بند از بخشنامه مورد اعتراض، مغایرتی با قانون نداشته و قابل ابطال نمی باشد.

    لیکن قسمت اخیر بند مذکور به شرح بین الهلالین «یا به هر نوع عنوان دیگر» به لحاظ اینکه موجب عدم قبول هزینه های حائز شرایط مصرح در سایر بندهای ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم می گردد، اطلاق آن خلاف قانون تشخیص و مستندا به بند 1 ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون دیوان عدالت اداری از تاریخ صدور ابطال می گردد.

    ج

    چنانچه تسهیلات دریافتی مربوط به خرید ماشین آلات یا ایجاد دارایی باشد هزینه های مالی (اعم از سود یا کارمزد) به قیمت تمام شده قبل از بهره برداری اضافه شده و از مأخذ قیمت تمام شده در سنوات بعد برابر جدول استهلاکات موضوع ماده 151 قانون مالیاتهای مستقیم و با رعایت ماده 150 قانون مزبور و تبصره های ذیل آن قابل استهلاک خواهد بود.

    لیکن از تاریخ شروع بهره برداری به بعد، سود و یا کارمزد پرداختی (هزینه های مالی) جزء هزینه های مربوط به تسهیلات دریافتی و استقراض تلقی و انعکاس آن در بهای تمام شده دارایی ها صحیح نبوده و باید مطابق عرف حسابداری و حسابرسی و استانداردهای حسابداری جزء هزینه مالی دوره و با رعایت بند 18 ماده 145 قانون مالیاتهای مستقیم به عنوان هزینه قابل قبول سال مالی اشخاص تلقی گردد.

    لذا بند 10 بخشنامه مورد شکایت به لحاظ محدود کردن و عدم قبول چنین هزینه ای (از تاریخ شروع بهره برداری) جزء هزینه های مالی دوره، مغایر قانون و خارج از اختیارات مرجع صدور آن تشخیص و به استناد بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می شود.

    د

    نظر به اینکه مطابق بند 2 ماده 145 قانون «مالیاتهای مستقیم» سود یا جوایز متعلق به حساب های پس انداز و سپرده های مختلف نزد بانکهای ایرانی یا موسسات غیر بانکی مجاز از پرداخت مالیات معاف بوده و همچنین به موجب بند 18 از ماده 148 قانون مذکور سود و کارمزدی که برای انجام دادن عملیات موسسه به بانکها، صندوق تعاون و همچنین موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز پرداخت شده یا تخصیص می یابد، جزء هزینه های قابل قبول محسوب می شود، لذا بند 11 بخشنامه معترض عنه که هزینه تسهیلات مالی دریافتی از بانکها، صندوق تعاون و همچنین موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز را به نسبت مبلغ پس انداز یا سپرده های مذکور در اجرای بند 2 ماده 145 قابل قبول ندانسته، به لحاظ مقید نمودن حکم قانونگذار به شرح فوق الذکر خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی و خلاف قانون تشخیص و مستندا به بند 1 ماده 19 و مواد 20 و 42 قانون دیوان عدالت اداری از تاریخ صدور ابطال می شود.

    هـ

    نظر به اینکه در تبصره ماده 145 «قانون مالیاتهای مستقیم» صراحتا بیان شده:

    «در مواردی که در قانون مالیات‌های مستقیم به بانکها اشاره می‌شود، امتیازات، تسهیلات، ترجیحات و تکالیف ذکر شده شامل موسسات اعتباری غیر بانکی که به موجب قانون یا با مجوز بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تأسیس شده‌اند یا می‌شوند نیز خواهد شد.»

    و قانونگذار در ماده 104 قانون مذکور، مالیات تکلیفی 5 درصد را از محل کارمزد پرداختی به بانکها و صندوق تعاون و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز مستثنی نموده است، به وضوح چنین امتیازاتی را برای موسسات اعتباری غیر بانکی فاقد مجوز از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در نظر نگرفته، در نتیجه موسسات مذکور مکلف به اجرای ماده 104 قانون فوق الذکر می باشند.

    با توجه به اینکه دریافتی موسسات مالی و اعتباری غیر مجاز و سایر شرکتها و صندوق های فاقد مجوز از بانک مرکزی صرفا تحت عنوان کارمزد می باشد و اساسا چنین موسساتی مجاز به دریافت سود نمی باشند، هر چند که در قراردادها بر خلاف قانون و برای فرار از پرداخت مالیات 5 درصد علی الحساب موضوع ماده 104 قانون یاد شده اقدام به تفکیک سود و کارمزد می نمایند، بنابراین بند 12 بخشنامه معترض عنه مغایر قانون و خارج از حدود و اختیارات تشخیص نگردید.

  • ابطال قسمت دوم بند یک بخشنامه شماره 41019/ 211/2700 مورخ 1385/09/11 سـازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، اینجانب یک باب واحد تجاری را در سال 1380 خریداری و با توجه به اینکه پرداخت بهای مغازه به صورت یکجا برایم مقدور نبوده، بنابراین از بانک ملت جهت اخذ وام به صورت اجاره به شرط تملیک و انتقال قطعی سند به نام اینجانب موکول به بازپرداخت تسهیلات بانکی گردید.

    در آن زمان به واسطه تسهیلات بانکی اجباراً ملکم را به نام بانک نمودم و طبق قوانین و مقررات آن زمان و طبق تحقیقات انجام‌شده از ادارات مالیاتی هیچ‌گونه مالیاتی به اینجانب تعلق نمی‎گرفت و حتی پس از بازپرداخت وام و فک رهن از بانک ملت به اداره مالیاتی مراجعه نموده و بدون پرداخت کوچک‌ترین رقمی و با استفاده از ضوابط قانونی مفاصاحساب به شماره 24233/2 مورخ 1385/06/11 صادر گردید.

    با توجه به اینکه تهیه سایر مدارک از قبیل بیمه و پایان کار شهرداری طولانی گردید و اعتبار مفاصاحساب اخذشده از اداره امور مالیاتی به پایان رسیده بود، مجددًا جهت تمدید به اداره امور مالیاتی مراجعه ولی متاسفانه بر خلاف قوانین موضوعه و طبق بخشنامه شماره 211/2700/41019 مورخ 85/9/11، از اینجانب مطالبه مالیات سرسام‌آوری نموده‎اند که طبق ماده 63 قانون مالیات‎های مستقیم این عمل مغایرت دارد.

    اینجانب فقط به صرف استفاده از تسهیلات بانکی ملک را به نام بانک انتقال داده‎ام و هیچ گونه عقد بیعی صورت نگرفته است و از روز اول هم خودم در آنجا مشغول به کار بوده و مالیات مشاغل آن را هم پرداخت نموده‎ام، مالاً به لحاظ اینکه بخشنامه فوق‎الذکر بر خلاف ماده 63 قانون مالیات‎های مستقیم بوده تقاضای ابطال آن را دارم.

    مدیرکل فنی مالیاتی و قراردادهای بین المللی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 35942/212 مورخ 88/03/31، اعلام داشته‎اند:

    فارغ از تشریفات قانونی موضوع ماده 47 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 با اصلاحات و الحاقات بعدی جهت تنظیم قرارداد اجاره به شرط تملیک با توجه به اینکه اثر این تشریفات زوال مالکیت و نیز انتقال قطعی ملک بوده و طبق ماده 22 قانون ثبت اسناد و املاک موصوف همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبـت‌ شده مالک خواهد شناخت، بنابراین انتقال املاک موضوع قراردادهای مورد بحث از شمول ماده 59 قانون مالیات‎های مستقیم خارج نبوده و از آنجا که به موجب اصل 51 قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ‌گونه مالیات و معافیتی وضع نمی‎گردد، مگر به موجب قانون و قانونگذار برای انتقال املاک پس از تحقق شرط تملک در این‌گونه قراردادها معافیتی وضع نکرده است، لذا بخشنامه شماره 211/2700/41019 مورخ 85/9/11 این سازمان مطابق موازین قانونی تهیه گردیده است.


    رأی هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‎نماید.

    رأی هیأت عمومی

    با توجه به مواد 59 و 63 قانون مالیات‎های مستقیم اخذ مالیات بر نقل و انتقال قطعی اعم از بیع و غیر آن تجویز گردیده است و عقد اجاره به شرط تملیک در مدت اجاره، معلـق و مشروط به تحقـق شرایط آن می‎باشد و در این مدت انتـقال قطعی صورت نمی‎پذیرد.

    لذا در مواردی که ضمن معامله بین طرفین، بانک نیز به قصد اعطاء تسهیلات وارد معامله‌شده و به جای انتقال‌گیرنده واقعی سند به نام بانک صادر می‎گردد، فقط یک فقره مالیات از انتقال‌دهنده اخذ و موقع تنظیم سند به نام انتقال‌گیرنده واقعی مالیات دیگری نباید مطالبه شود و چون در این مدت انتقال قـطعی صـورت نمی‎پذیرد، نمی‎تواند واجد آثار انتقـال قـطعی و تبعات ناشی از آن از جمله تکلیف انتقال‌دهنده به پرداخت مالیات باشد.

    بنابراین قسمت دوم بند یک بخشنامه شماره 211/2700/41019 مورخ 1385/09/11 سازمان امور مالیاتی کشور که مفهـم و متضـمن وقوع انتـقال قطعی براساس اجاره به شرط تمـلیک می‎باشد و بر اساس آن متـعاملین عقد اجاره به شرط تملیک را مکلف به پرداخت مالیات نقل و انتقال قطعی می‎نماید، مغایر قانون تشخیص می‎گردد و به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‎گردد.

  • ابطال بخشنامه شماره 33553 مورخ 1387/04/12 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: سازمان بازرسی کل کشور

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 33553 مورخ 1387/04/12 سازمان امور مالیاتی کشور


    شرح گردش کار

    قائم مقام سازمان بازرسی کل کشور به موجب نامه شماره 202/88/87958 مورخ 1388/11/10 اعلام داشته است:

    رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور طی بخشنامه شماره 33553 مورخ 1387/04/12، در خصوص شمول یا عدم شمول مالیات حقوق (مالیات بر درآمد حقوق) نسبت به وجوه پرداختی بابت کمک هزینه‌های مهد کودک، غذا، ایاب و ذهاب و … چنین مقرر داشته است:

    «وجوه نقدی که به عنوان مزایای مربوط به شغل تحت عناوین مهد کودک، یارانه غذا، ایاب و ذهاب، هزینه تلفن همراه و بن کالا به حقوق بگیران پرداخت می‌شود، با در نظر گرفتن عمومیت تعریف مقرر در ماده 83 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب اسفند ماه 1366 و اصلاحیه‌های بعدی آن، مشمول مالیات بر درآمد حقوق می‌باشد.

    لازم به ذکر است طبق بند 13 ماده 91 قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحیه 1380/11/27، مزایای غیر نقدی پرداختی به کارکنان حداکثر معادل دو دوازدهم معافیت موضوع ماده 84 قانون اخیرالذکر از شمول پرداخت مالیات بر درآمد حقوق معاف است.»

    در این بخشنامه با برداشت ناصحیح از عنوان «مزایای مربوط به شغل»، کمک هزینه یارانه بر خلاف قوانین، که ذیلاً تشریح می‌گردد، به عنوان مزایای مربوط به شغل تعیین شده است:

    1. طبق ماده 83 قانون مالیات بر درآمد حقوق، درآمد مشمول مالیات حقوق عبارت است از حقوق تحت عنوان مقرری، مزد با حقوق اصلی و نیز مزایای مربوط به شغل اعم از مستمر و غیرمستمر می‌باشد.
    2. در تبصره ذیل این ماده، درآمد غیر نقدی مشمول مالیات حقوق عبارت از: مسکن با اثاثیه و یا بدون اثاثیه، اتومبیل اختصاصی با راننده یا بدون راننده با درصدهای مشخصی از حقوق و مزایای مستمری مستخدم و سایر مزایای غیر نقدی معادل قیمت تمام شده برای پرداخت کننده حقوق است.
    3. طبق ماده 91 همان قانون، درآمدهای حقوق در 14 بند از معافیت متناسب برخوردار گردیده‌اند، از جمله در بند 13 آمده است: مزایای غیر نقدی پرداختی به کارکنان حداکثر معادل دو دوازدهم معافیت موضوع ماده 84 این قانون.

    چنانکه ملاحظه می‌شود پس از ذکر الفاظ معین «مزایای مربوط به شغل» در ماده 83، «درآمد غیر نقدی» مشخص شده است. در تبصره این ماده در بند (ج) در مقام تبیین این درآمد تحت عنوان «مزایای غیر نقدی» در واقع همان مزایای مربوط به شغل مورد نظر قانونگذار بوده و در هیچ جا از کمک هزینه یا یارانه صحبت نشده است.

    مضافاً، مزایای مورد نظر قانونگذار برای شمول یا عدم شمول معافیت مالیاتی که مزایای مربوط به شغل بوده، به اقتضای مشاغل خاص و معین به شاغل تعلق می‌گیرد؛ کما اینکه کمک هزینه مهد کودک و یارانه غذا یا کمک هزینه مسکن و امثالهم هیچ ارتباطی به شغل ندارد، بلکه یا به همه کارکنان یا به افراد خاص مثل زنان شاغل دارای فرزند مستلزم نگهداری در مهد کودک تعلق می‌گیرد.

    در حالی که خودرو اختصاصی یا منزل یا اثاثیه به همه شاغلین تعلق نمی‌گیرد، بلکه فقط دارندگان مشاغل خاص حق استفاده از چنین امتیازی را دارند و طبعاً باید مطابق تعرفه‌های قانونی نسبت به کسر مالیات از درآمدهای آنان اقدام گردد.

    مضافاً در ماده 78 قانون مدیریت خدمات کشوری و بندهای (الف)، (ب)، (ج) جزء 11 ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 1388، از پرداخت این گونه وجوه به کارکنان دولت تحت عنوان کمک هزینه نام برده شده که قبل از آن، دولت مستقیماً هزینه‌های مربوط را با ایجاد نقلیه و واحد موتوری، آشپزخانه و رستوران برای ارائه ناهار، مهدکودک و امثالهم خود بر عهده داشت.

    لیکـن با تصویب قانون برنامه چهارم توسعه و تصریح بند (ح) ماده 145 آن قانون مقرر شده است این گونه هزینه‌ها به صورت یارانه به کارکنان پرداخت گردد.

    بنا به مراتب، قرار دادن کمک هزینه‌های متعلقه به کارمندان تحت عنوان مزایای مربوط به شغل مغایر منظور و مدلول ماده 83 قانون مالیات‌های مستقیم بوده و در اجرای تبصره 3 ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور ابطال بخشنامه مورد استدعا می‌باشد.


    دفاعیه مشتکی‌عنه

    مشتکی‌عنه در مقام دفاع به موجب لایحه شماره ص/212/8615 مورخ 1389/03/25 اعلام داشته است:

    • با توجه به حکم مقرر در ماده 83 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1366 و اصلاحیه‌های به عمل آمده، حسب شرحی که در بخشنامه معترض‌عنه از حکم ماده یاد شده استنباط می‌گردد، وجوه پرداختی تحت عناوین کمک هزینه مهد کودک، یارانه غذا، ایاب و ذهاب، هزینه تلفن همراه و بن کالا به حقوق بگیران به عنوان مزایای مربوط به شغل محسوب و مشمول مالیات بر درآمد حقوق شناخته شده است؛
    • پرداخت این قبیل وجوهات از طریق کارفرما صرفاً به دلیل رابطه شغلی و به کارکنان مربوطه می‌باشد که در صورت قطع ارتباط شغلی، مبالغ مذکور به هیچ وجه پرداخت نمی‌گردد.
    • لذا تلقی عناوین مذکور به عنوان مزایای مربوط به شغل استنباط صحیح به نظر می‌رسد و ماله اینکه ماهیت این قبیل پرداختی‌ها نقدی بوده و معافیتی در قانون پیش‌بینی نشده است، مشمول مالیات بر درآمد حقوق می‌باشد.
    • از سوی دیگر، در مقررات ماده 91 قانون مذکور موارد معافیت مربوط به مالیات بر درآمد حقوق در 14 بند به صراحت مشخص و بر اساس بند 13 آن، مزایای غیر نقدی پرداختی به کارکنان حداکثر معادل دو دوازدهم معافیت موضوع ماده 84 قانون، از پرداخت مالیات بر درآمد حقوق معاف بوده است.
    • در خصوص وجوه پرداختی نقدی در مقررات این ماده هیچ گونه تصریحی نشده است، بنابراین پرداخت‌های نقدی که بابت مزایای غیر نقدی به حقوق بگیران پرداخت می‌گردد، مشمول مالیات بر درآمد حقوق بوده و معافیتی بر آن شامل نمی‌شود.

    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق، با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره، با اکثریت آراء به شرح زیر رأی صادر نمود:

    • نظر به اینکه مصادیق حقوق و مزایای مشمول کسر مالیات، موضوع ماده 82 قانون مالیات‌های مستقیم در ماده 83 همان قانون به عنوان «مزایای مربوط به شغل» احصاء شده است؛
    • خدمات و تسهیلات رفاهی که در ماده 40 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (1380/11/27) مصوب 1384/08/15 مجوز پرداخت دارد، مزایای مربوط به شاغل بوده و داخل در عناوین حقوق و مزایای مذکور در ماده 83 قانون مالیات‌های مستقیم نمی‌باشد؛
    • بنابراین، وجوه پرداختی به کارکنان دولت تحت عناوین مهد کودک، یارانه، غذا، ایاب و ذهاب، بن کالا و … به عنوان مصادیق ماده 40 قانون مذکور، موضوعاً از شمول احکام مواد 82 و 83 قانون مالیات‌های مستقیم خارج بوده و نظریه شماره 256/20100 مورخ 1389/10/06 دیوان محاسبات کشور نیز در تأیید این مراتب می‌باشد؛
    • نهایتاً، بخشنامه مورد اعتراض خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی کشور تشخیص داده شده و مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری، ابطال می‌گردد.
  • ابطال بند (ز) بخشنامه شماره 13530 مورخ 27/7/1384 سازمان امور مالیاتی کشور.


    گردش کار

    شاکی: آقای محمدمهدی ناظمیان

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند (ز) بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 سازمان امور مالیاتی کشور.


    شرح گردش کار

    شاکی به طور خلاصه اعلام داشته است که سازمان امور مالیاتی در بند (ز) بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27، برخلاف حکم مقرر در بند (ز) تبصره 11 ماده 53 قانون مالیات‌های مستقیم که درآمد هر شخص ناشی از اجاره بها در تهران 150 مترمربع و در شهرستان‌ها 200 مترمربع را از پرداخت مالیات معاف می‌داند، این معافیت را به کل کشور با فرمول متجانس تعمیم داده است، در حالی که:

    1. اولاً: در بخشنامه شماره 3256-211 مورخ 1382/05/26 این سازمان قید گردیده است که مالک مجاز است به انتخاب خود یک واحد را انتخاب و در متراژ مجاز از معافیت استفاده نماید.
    2. ثانیاً: قانونگذار به منظور تشویق مالکین جهت واگذاری املاک خود به اجازه، یک معافیت در تهران و یک معافیت هم در یکی از شهرستان‌ها به متراژ مشخص پیش بینی کرده که بخشنامه مذکور برای استفاده از معافیت محدودیت ایجاد کرده است. همچنین، دادنامه شماره 209 مورخ 1385/04/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تأیید کننده این موضوع می‌باشد.

    لذا، شاکی از هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درخواست ابطال بخشنامه را به لحاظ مخالفت آن با تبصره 11 ماده 53 قانون مالیات‌های مستقیم دارد.


    دفاعیه مشتکی‌عنه

    مشتکی‌عنه در لایحه دفاعیه شماره 212/5195/ص مورخ 1389/05/19 اعلام داشته است:

    • با دقت نظر به مفاد تبصره 11 ماده 53 قانون مالیات‌های مستقیم در می‌یابیم که معافیت حاصله از تبصره، صرفاً قائم به شخص است و شخص از جمع املاک خود که به اجازه واگذار می‌کند از یک معافیت برخوردار می‌شود.
    • بنابراین، در شرایطی که شخص دارای املاکی در تهران و شهرستان باشد، راهی غیر از متجانس نمودن آنها برای اعمال معافیت تبصره مذکور وجود ندارد.
    • همچنین، دادنامه شماره 209 مورخ 1385/04/11 که شاکی به آن استناد کرده نیز نشان می‌دهد که مؤدی نمی‌تواند از یک منبع مالیاتی چند بار معافیت استفاده نماید.
    • معافیت مذکور در جهت حل مسائل و مشکلات اجتماعی و در خصوص مسکن و اجاره مسکن و جذب سرمایه‌گذاری‌ها در امر مسکن و نیز سایر اهداف دولت محترم تدوین شده است.
    • عادلانه نیست که فردی مالک یک واحد مسکونی در تهران و یک واحد دیگر در شهرستان باشد و بتواند از مجموع 350 متر مربع معافیت بهره‌مند شود، در حالی که مالک 10 واحد مسکونی در تهران که همگی برای سکونت اجاره داده شده‌اند، فقط بتواند از 150 متر مربع معافیت استفاده کند.
    • بند (ز) بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 صرفاً در مقام تبیین معافیت تبصره 11 ماده 53 قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی مصوب 1380/11/27 برآمده است.
    • مدلول حکم قسمت اخیر تبصره 11 ماده 53 قانون مذکور، حاکی از آن است که 200 متر بنای اجاری در شهرستان‌ها معادل 150 متر بنای اجاری در تهران می‌باشد که این امر در قالب تمثیل در بند (ز) بخشنامه مزبور متبلور شده است.
    • بدین ترتیب، چنانچه شخصی 300 متر بنای اجاری در شهرستان داشته باشد، معادل این است که 225 متر بنای اجاری در تهران دارد.

    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ مذکور، با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علی‌البدل شعب دیوان، پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره، با اکثریت آراء رأی خود را به شرح زیر صادر نمود:

    • نظر به اینکه مطابق **تبصره 11 ماده 53 «قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1380/11/27»، درآمد هر شخص ناشی از اجاره واحد یا واحدهای مسکونی در تهران تا مجموع 150 متر مربع زیر بنای مفید و در سایر نقاط تا مجموع 200 متر مربع زیر بنای مفید از مالیات بر درآمد ناشی از اجاره املاک معاف است،
    • ولی سازمان امور مالیاتی کشور برخلاف حکم مقنن و با استفاده از فرمول متجانس در بند (ز) بخشنامه شماره 13530 مورخ 1384/07/27 موجب محدودیت در استفاده از مزایای مندرج در قانون مذکور برای اشخاصی که شرایط بهره‌مندی از آن را در تهران و سایر نقاط کشور دارا بوده‌اند، شده است.
    • بنابراین، بند (ز) بخشنامه معترض عنه خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات بوده و مستنداً به بند 1 ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‌شود.