ب32. در صورتی که دامنهای از سررسیدهای محتمل وجود داشته باشد، جریانهای نقدی بر مبنای نزدیکترین تاریخی در نظر گرفته میشود که واحد تجاری ملزم یا مجاز به پرداخت است.
اطلاعات کیفی (بند 37(ج))
ب33. اطلاعات کیفی الزامی طبق بند 37(ج)، شرحی از داراییهای مالی قطع شناختشده و ماهیت و هدف مشارکت مستمر حفظشده پس از انتقال داراییها را شامل میشود. این اطلاعات، تشریح ریسکهایی از جمله موارد زیر است که واحد تجاری در معرض آن قرار میگیرد:
الف . تشریح نحوه مدیریت ریسک مرتبط با مشارکت مستمر در داراییهای مالی قطع شناختشده.
ب . اینکه واحد تجاری ملزم به تحمل زیانها قبل از طرفهای مقابل است یا خیر، و رتبهبندی و مبلغ زیانهای تحملشده توسط طرفهایی که منافع آنها در رتبه پایینتری نسبت به منافع واحد تجاری در دارایی قرار میگیرد (یعنی مشارکت مستمر آن در دارایی).
پ . تشریح هرگونه عامل مرتبط با تعهد به ارائه پشتیبانی مالی یا تعهد به بازخرید دارایی مالی انتقالیافته.
سود یا زیان قطع شناخت (بند 39(الف))
ب34. طبق بند 39(الف)، واحد تجاری باید سود یا زیان قطع شناخت داراییهای مالی که واحد تجاری در آنها مشارکت مستمر دارد را افشا کند. در صورتی که سود یا زیان قطع شناخت، به دلیل تفاوت بین ارزش منصفانه اجزای دارایی شناساییشده در گذشته (یعنی منافع در دارایی قطع شناختشده و منافع حفظشده توسط واحد تجاری) و ارزش منصفانه کل دارایی شناساییشده در گذشته ایجاد شود، واحد تجاری باید این موضوع را افشا کند. در چنین شرایطی، واحد تجاری همچنین باید افشا کند که آیا اندازهگیری ارزش منصفانه، شامل دادههای ورودی بااهمیت مبتنی بر دادههای غیرقابل مشاهده در بازار میباشد یا خیر.
اطلاعات تکمیلی (بند 40)
ب35. افشاهای الزامی طبق بندهای 36 تا 39، ممکن است برای دستیابی به اهداف افشای مندرج در بند 34 کافی نباشد. در اینگونه موارد، واحد تجاری باید هرگونه اطلاعات اضافی که برای دستیابی به اهداف افشا ضروری میباشد را افشا کند. واحد تجاری باید با توجه به شرایط خود تصمیم بگیرد که چه میزان اطلاعات اضافی برای تأمین نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان لازم است و تا چه میزان باید بر ابعاد مختلف اطلاعات اضافی تأکید کند. ایجاد توازن بین صورتهای مالی حاوی جزئیات بسیار زیاد که ممکن است به استفادهکنندگان صورتهای مالی کمک نکند و پنهان کردن اطلاعات در نتیجه تجمیع بیش از اندازه آن، ضروری است.
تهاتر داراییهای مالی و بدهیهای مالی (بندهای 7 تا 12)
دامنه کاربرد (بند 7)
ب36. موارد افشای مندرج در بندهای 8 تا 11، برای تمام ابزارهای مالی شناساییشده که طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 تهاتر میشوند، الزامی است. افزون بر این، در صورتی که ابزارهای مالی، مشمول توافق خالصسازی جامع قابل اعمال یا توافق مشابهی باشند که ابزارها و معاملات مالی مشابه را دربرمیگیرد، صرفنظر از اینکه ابزارهای مالی طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 تهاتر شوند یا خیر، آن ابزارهای مالی در دامنه الزامات افشای مندرج در بندهای 8 تا 11 قرار میگیرند.
ب37. توافقهای مشابه که در بندهای 7 و ب36 به آنها اشاره شده است، شامل موافقتنامههای پایاپای مشتقه، موافقتنامههای بازخرید جامع جهانی، موافقتنامههای جامع قرض دادن اوراق بهادار در سطح جهانی و هر گونه حقوق نسبت به وثیقه مالی است. ابزارها و معاملات مالی مشابه که در بند ب36 به آنها اشاره شد شامل ابزارهای مشتقه، موافقتنامههای فروش و بازخرید، موافقتنامههای فروش و بازخرید معکوس، قرض گرفتن اوراق بهادار، و موافقتنامههای قرض دادن اوراق بهادار است. نمونههایی از ابزارهای مالی که در دامنه کاربرد بند 7 قرار نمیگیرد، شامل وامها و سپردههای مشتریان در یک مؤسسه (مگر اینکه در صورت وضعیت مالی تهاتر شوند)، و ابزارهای مالی که تنها، موضوع موافقتنامه وثیقه هستند، میباشد.
افشای اطلاعات کیفی برای داراییهای مالی شناساییشده و بدهیهای مالی شناساییشده در دامنه کاربرد بند7 (بند 9)
ب38. ابزارهای مالی که طبق بند 9 افشا میشوند، ممکن است مشمول الزامات اندازهگیری متفاوتی باشند (برای مثال، مبلغ پرداختنی مربوط به یک موافقتنامه بازخرید ممکن است به بهای مستهلک شده اندازهگیری شود، در حالی که ابزار مشتقه به ارزش منصفانه اندازهگیری میشود). واحد تجاری باید ابزارها را به مبلغ شناساییشده افشا کند و هرگونه تفاوت حاصل از اندازهگیری را در افشاهای مربوط توضیح دهد.
افشای مبالغ ناخالص داراییهای مالی شناساییشده و بدهیهای مالی شناساییشده در دامنه کاربرد بند 7 (بند 9(الف))
ب39. مبالغ مورد درخواست بند 9(الف)، در ارتباط با ابزارهای مالی شناساییشدهای است که طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 تهاتر میشوند. همچنین، این مبالغ، مربوط به ابزارهای مالی شناساییشدهای است که، صرفنظر از احراز معیارهای تهاتر، مشمول توافق خالصسازی جامع قابل اعمال یا توافقهای مشابه میباشند. با وجود این، افشاهای الزامی طبق بند 9(الف) با مبالغ شناساییشده در نتیجه موافقتنامههای وثیقه که معیارهای تهاتر مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز نمیکنند، ارتباطی ندارد. در مقابل، این مبالغ باید طبق بند 9(ت) افشا شود.
افشای مبالغی که طبق معیارهای مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36، تهاتر میشوند (بند 9(ب))
ب40. طبق بند 9(ب)، واحدهای تجاری هنگام تعیین مبالغ خالص قابل ارائه در صورت وضعیت مالی، باید مبالغ تهاترشده طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 را افشا کنند. مبالغ داراییهای مالی شناساییشده و بدهیهای مالی شناساییشده که طبق توافق یکسانی مشمول تهاتر هستند، هم جزء موارد افشای دارایی مالی و هم جزء موارد افشای بدهی مالی، افشا خواهند شد. با وجود این، مبالغ افشاشده (برای مثال، در یک جدول) محدود به مبالغی است که مشمول تهاتر میشوند. برای مثال، واحد تجاری ممکن است دارایی مشتقه شناساییشده و بدهی مشتقه شناساییشدهای داشته باشد که معیارهای تهاتر مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز میکنند. در صورتی که مبلغ ناخالص دارایی مشتقه بزرگتر از مبلغ ناخالص بدهی مشتقه باشد، جدول افشای دارایی مالی، شامل مبلغ کل دارایی مشتقه (طبق بند 9(الف)) و مبلغ کل بدهی مشتقه (طبق بند 9(ب)) خواهد بود. با وجود این، در حالی که جدول افشای بدهی مالی دربرگیرنده مبلغ کل بدهی مشتقه خواهد بود (طبق بند 9(الف)، تنها مبلغی از دارایی مشتقه در این جدول نشان داده خواهد شد (طبق بند 9(ب)) که با مبلغ بدهی مشتقه برابر باشد.
افشای مبالغ خالص قابل ارائه در صورت وضعیت مالی (بند 9(پ))
ب41. در صورتی که واحد تجاری ابزارهایی داشته باشد که در دامنه کاربرد این موارد افشا (الزامی طبق بند 7) قرار گیرند، اما معیارهای تهاتر مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز نکنند، مبالغی که طبق بند 9(پ) باید توسط واحد تجاری افشا شود با مبالغی که واحد تجاری طبق بند 9(الف) ملزم به افشای آن است، برابر میباشد.
ب42. مبالغی که طبق بند 9(پ) افشای آنها الزامی است، باید با مبالغ اقلام اصلی ارائهشده در صورت وضعیت مالی تطبیق داده شود. برای مثال، در صورتی که واحد تجاری تشخیص دهد تجمیع یا عدم تجمیع مبالغ اقلام اصلی یک صورت مالی، اطلاعات مربوطتری فراهم میکند، باید مبالغ تجمیعی یا تجمیعنشده قابل افشا در بند 9(پ) را با مبالغ اقلام اصلی ارائهشده در صورت وضعیت مالی، تطبیق دهد.
افشای مبالغ مشمول توافق خالصسازی جامع قابل اعمال یا توافق مشابه، که به طریقی دیگر در بند 9(ب) منظور نمیشوند (بند 9(ت))
ب43. طبق بند 9(ت)، واحدهای تجاری باید مبالغی را که مشمول توافق خالصسازی جامع قابل اعمال یا توافقی مشابه میباشند، اما به طریقی دیگر مشمول بند 9(ب) نمیشوند، را افشا کنند. بند 9(ت)(1)، به مبالغ مربوط به ابزارهای مالی شناساییشدهای اشاره میکند که تمام یا برخی از معیارهای تهاتر مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز نمیکنند (برای مثال، حقوق فعلی تهاتر که معیار تهاتر اشارهشده در بند 44(ب) استاندارد حسابداری 36 را احراز نمیکند، یا حقوق مشروط تهاتر که تنها در صورت نکول، یا تنها در صورت عدم توانایی در بازپرداخت بدهیها یا ورشکستگی هر یک از طرفین، قابل اجرا و قابل اعمال است).
ب44. بند 9(ت)(2)، به مبالغی اشاره میکند که مربوط به وثیقه مالی، شامل وثیقه نقدی دریافتشده و به رهن گذاشتهشده، است. واحد تجاری باید ارزش منصفانه ابزارهای مالی که به عنوان وثیقه به رهن گذاشته شدهاند یا دریافت شدهاند را افشا کند. مبالغ قابل افشا طبق بند 9(ت)(2)، باید با وثیقه واقعی دریافتشده یا به رهن گذاشتهشده، و نه با پرداختنیها یا دریافتنیهای شناساییشده برای برگشت یا دریافت این وثیقه، در ارتباط باشد.
محدودیتهای مربوط به مبالغ افشاشده در بند 9(ت) (بند 10)
ب45. هنگام افشای مبالغ طبق بند 9(ت)، واحد تجاری باید آثار وثیقه گذاشتن بیش از حد نیاز توسط ابزار مالی را در نظر بگیرد. برای این منظور، واحد تجاری باید در ابتدا مبلغ قابل افشا طبق بند 9(ت)(1) را از مبلغ قابل افشا طبق بند 9(پ) کسر نماید. سپس، واحد تجاری باید مبلغ قابل افشا طبق بند 9(ت)(2) را به مبلغ باقیمانده در بند 9(پ) برای ابزارهای مالی مربوط محدود سازد. با وجود این، در صورتی که حقوق نسبت به وثیقه، از طریق ابزارهای مالی قابل اعمال باشد، چنین حقوقی میتواند در افشاهای ارائهشده طبق بند 10 منظور شود.
تشریح حقوق تهاتر مشمول توافقهای خالصسازی جامع قابل اعمال و توافقهای مشابه (بند 11)
ب46. واحد تجاری باید انواع حقوق تهاتر و توافقهای مشابه افشاشده طبق بند 9(ت)، شامل ماهیت این حقوق، را توصیف کند. برای مثال، واحد تجاری باید حقوق مشروط خود را تشریح نماید. برای ابزارهای مشمول حقوق تهاتر که مشروط به رویدادهای آتی نیستند اما سایر معیارهای باقیمانده مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز نمیکنند، واحد تجاری باید دلیل (دلایل) عدم احراز آن معیارها را بیان کند. برای هر وثیقه مالی دریافتشده یا به رهن گذاشتهشده، واحد تجاری باید شرایط موافقتنامه وثیقه را توصیف کند (برای مثال، زمانی که وثیقه محدود میشود).
افشا برحسب نوع ابزار مالی یا برحسب طرف مقابل
ب47. افشاهای کمّی الزامی طبق بند 9(الف) تا (ث)، ممکن است برحسب نوع ابزار مالی یا معامله گروهبندی شود (برای مثال، ابزارهای مشتقه، موافقتنامههای بازخرید و بازخرید معکوس یا موافقتنامههای قرض گرفتن اوراق بهادار یا قرض دادن اوراق بهادار).
ب48. به عنوان راهکار جایگزین، واحد تجاری میتواند افشاهای کمّی الزامی طبق بند 9(الف) تا (پ) را برحسب نوع ابزار مالی، و افشاهای کمّی الزامی طبق بند 9(پ) تا (ث) را برحسب طرف مقابل گروهبندی کند. در صورتی که واحد تجاری اطلاعات الزامی را برحسب طرف مقابل ارائه کند، ملزم به مشخص نمودن طرف مقابل برحسب نام نیست. اما، طبقهبندی طرفهای مقابل (طرف الف، طرف ب، طرف پ، غیره) برای حفظ قابلیت مقایسه در سالهای ارائهشده، باید در سالهای مختلف یکنواخت باشد. موارد افشای کیفی باید به گونهای در نظر گرفته شود که بتوان اطلاعات بیشتری درباره انواع طرفهای مقابل ارائه داد. زمانی که افشای مبالغ مندرج در بند 9(پ) تا (ث) بر حسب طرف مقابل ارائه میشود، مبالغی که به تنهایی نسبت به کل مبلغ طرف مقابل حائز اهمیت است، باید جداگانه افشا شود و مبالغ باقیمانده طرف مقابل که به تنهایی بااهمیت نمیباشد، باید با یکدیگر به عنوان یک قلم اصلی افشا شوند.
سایر
ب49. موارد افشای خاصی که طبق بندهای 9 تا 11 الزامی است، حداقل الزامات هستند. برای دستیابی به هدف بند 8، واحد تجاری با توجه به شرایط توافقهای خالصسازی جامع قابل اعمال و توافقهای مربوط، شامل ماهیت حقوق تهاتر و آثار بالفعل یا بالقوه آنها بر وضعیت مالی واحد تجاری، ممکن است نیاز به تکمیل آنها با افشاهای بیشتر (کیفی) داشته باشد.
هدف استاندارد حسابداری ۳۷ ابزارهای مالی (افشاء) چیست؟
هدف، الزام واحدهای تجاری به افشای اطلاعاتی است که استفادهکنندگان بتوانند اهمیت ابزارهای مالی برای وضعیت مالی و نیز ماهیت و میزان ریسکهای ناشی از آن (اعتباری، نقدینگی و بازار) را ارزیابی کنند.ریسکهای مالی اصلی که استاندارد ۳۷ بر افشای آنها تأکید دارد، کدامند؟
سه ریسک اصلی شامل ریسک اعتباری (خطر زیان به دلیل عدم ایفای تعهد توسط طرف مقابل)، ریسک نقدینگی (خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات مالی در زمان سررسید)، و ریسک بازار (خطر تغییر ارزش به دلیل نوسانات قیمتها) است.
آیا استاندارد ۳۷ فقط برای ابزارهای مالی شناساییشده کاربرد دارد؟
خیر، این استاندارد برای هر دو نوع ابزارهای مالی شناساییشده (مانند دریافتنیها و پرداختنیها در ترازنامه) و ابزارهای مالی شناسایینشده (مانند برخی تعهدات وام و تضمینها) کاربرد دارد
.افشای ارزش منصفانه (Fair Value) ابزارهای مالی چه اهمیتی دارد؟
افشای ارزش منصفانه ابزارها به استفادهکنندگان کمک میکند تا درک بهتری از ارزش واقعی فعلی ابزارها و مقایسه آن با مبالغ دفتری داشته باشند، که برای تصمیمگیری حیاتی است.
- چگونه یک واحد تجاری باید اطلاعات کمی و کیفی مربوط به ماهیت و میزان ریسکهای اعتباری، نقدینگی و بازار ناشی از ابزارهای مالی را طبق استاندارد حسابداری 37 به طور شفاف افشا نماید؟
برای افشای شفاف ریسکهای ابزارهای مالی بر اساس استاندارد شماره 37، واحد تجاری باید مراحل زیر را دنبال کند:
افشاهای کیفی (Qualitative Disclosures):
تشریح مدیریت ریسک:
اهداف، سیاستها و فرآیندهای مدیریت ریسکهای اعتباری، نقدینگی و بازار باید به صورت مشروح بیان شود. این شامل ساختار حاکمیتی واحد تجاری در قبال ریسکهای مالی است.
افشاهای کمی (Quantitative Disclosures):
ریسک اعتباری:
افشای حداکثر میزان در معرض ریسک اعتباری قرار داشتن، شامل تحلیل سنی (Aging analysis) داراییهای مالی سررسید شده و سررسید نشده، و همچنین تجزیه و تحلیل وثایق و سایر مکانیزمهای بهبود اعتبار.
ریسک نقدینگی:
افشای یک تحلیل سررسید (Maturity analysis) برای بدهیهای مالی غیرمشتقه و مشتقه، نشان دهنده زمانبندی جریانهای نقدی قراردادی مورد انتظار برای تسویه تعهدات.
ریسک بازار:
افشای تجزیه و تحلیل حساسیت (Sensitivity analysis) که نشان دهنده تأثیر تغییرات منطقی و محتمل در متغیرهای بازار (نرخ ارز، نرخ بهره، قیمت کالاها) بر سود یا زیان و حقوق مالکانه واحد تجاری است.
افشای ارزش منصفانه (Fair Value):
سطوح سلسله مراتبی:
ارزش منصفانه باید بر اساس سطوح سهگانه سلسله مراتب ارزش منصفانه (Level 1, 2, 3) افشا شود، به همراه روشها و مفروضات مورد استفاده برای تعیین ارزش منصفانه.
افشای اطلاعات تخصیص داراییهای مالی:
وثیقهگذاری:
مبلغ دفتری داراییهای مالی که به عنوان وثیقه نگهداری میشوند و مفاد و شرایط مربوط به آن باید افشا گردد.
انتقال دارایی:
در مورد داراییهای مالی که انتقال یافتهاند اما به طور کامل قطع شناخت نشدهاند، واحد تجاری باید ماهیت ریسکها و منافع حفظ شده را به وضوح افشا کند.




