درآمد عملیاتی قسمت عبارت است از درآمد حاصل از فعالیتهای اصلی و مستمر که مستقیماً قابل انتساب یا برمبنایی منطقی، قابل تخصیص به قسمت است اعم از اینکه از فروش به مشتریان برون سازمانی یا معاملات با سایر قسمتهای همان واحد تجاری ناشی شده باشد.
هزینه عملیاتی قسمت عبارت است از هزینههای مرتبط با فعالیتهای اصلی و مستمر که مستقیماً قابل انتساب یا بر مبنایی منطقی قابل تخصیص به قسمت است اعم از اینکه مرتبط با فروش به مشتریان برون سازمانی یا معاملات با سایر قسمتهای همان واحد تجاری باشد.
نتیجه عملیات قسمت عبارت از درآمد عملیاتی قسمت پس از کسر هزینه عملیاتی آن است.
داراییهای قسمت عبارت است از داراییهایی که به طور مستقیم قابل انتساب یا بر مبنایی منطقی قابل تخصیص به فعالیتهای عملیاتی قسمت باشد.
بدهیهای قسمت عبارت است از بدهیهایی که مستقیماً قابل انتساب و یا بر مبنایی منطقی قابل تخصیص به فعالیتهای عملیاتی قسمت باشد.
7 . منشاء اصلی مخاطرات بر چگونگی سازماندهی و اداره واحدهای تجاری اثر میگذارد. بنابراین، ساختار سازمانی و سیستم گزارشگری مالی داخلی واحد تجاری مبنایی برای تشخیص قسمتهای آن است. مخاطرات و بازدههای یک واحد تجاری، هر دو تحت تأثیر محل جغرافیایی عملیات و نیز بازارهای آن قرار میگیرد. در نتیجه، قسمتهای جغرافیایی میتواند یکی از دو مورد زیر باشد :
الف. محل استقرار تجهیزات تولید یا ارائه خدمت و سایر داراییهای واحد تجاری، یا
ب . محل بازارها و مشتریان آن.
8 . تعیین قسمتهای تجاری یا جغرافیایی جداگانه نیازمند قضاوت است. مدیریت واحد تجاری برای اعمال این قضاوت، هدف گزارشگری اطلاعات مالی قسمت را با توجه به این استاندارد و خصوصیات کیفی اطلاعات مالی (طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی) در نظر میگیرد. خصوصیات کیفی شامل مربوط بودن، قابل اتکا بودن و قابل مقایسه بودن اطلاعاتی است که در مورد گروههای مختلف محصولات و خدمات واحد تجاری و عملیات آن در مناطق جغرافیایی خاص گزارش میشود. همچنین خصوصیات کیفی شامل مفید بودن اطلاعات مالی برای ارزیابی مخاطرات و بازده کل واحد تجاری است.
9 . نمونههایی از داراییهای قسمت شامل داراییهای جاری مرتبط با فعالیتهای عملیاتی قسمت، داراییهای ثابت مشهود، داراییهای موضوع اجارههای سرمایهای و داراییهای نامشهود است. اگر استهلاک یک دارایی در هزینه عملیاتی قسمت منظور شود، دارایی مربوط نیز جزء داراییهای قسمت قرار میگیرد. داراییهای قسمت، داراییهای مورد استفاده برای مقاصد عمومی واحد تجاری یا دفتر مرکزی را دربر نمیگیرد. داراییهای قسمت در صورتی شامل داراییهای مورد استفاده مشترک دو یا چند قسمت است که مبنایی منطقی برای تخصیص وجود داشته باشد. داراییهای قسمت دربرگیرنده سرقفلی است که مستقیماً قابل انتساب یا بطور منطقی قابل تخصیص به قسمت است و هزینه عملیاتی قسمت شامل استهلاک سرقفلی مربوط است.
10 . نمونههایی از بدهیهای قسمت شامل حسابها و اسناد پرداختنی تجاری و سایر حسابها و اسناد پرداختنی، پیشدریافت از مشتریان و ذخیرههای تضمین محصول است. بدهیهای قسمت شامل تسهیلات دریافتی، بدهیهای مربوط به داراییهای موضوع اجارههای سرمایهای و سایر بدهیهایی نیست که برای مقاصد تأمین مالی و نه عملیاتی تحمل میشود. اگر هزینه سود تضمینشده در نتیجه عملیات قسمت منعکس شود، بدهی مربوط جزء بدهیهای قسمت قرار میگیرد. بدهیهای قسمتهایی که عملیات آنها عمدتاً ماهیت مالی ندارد، شامل تسهیلات دریافتی و بدهیهای مشابه نیست، زیرا نتیجه عملیات قسمت بیانگر سود یا زیان عملیاتی و نه سود یا زیان پس از هزینههای مالی است.
11 . اندازهگیری داراییها و بدهیهای قسمت شامل تعدیلات مبالغ دفتری قبلی داراییها و بدهیهای قابل تشخیص قسمت یک واحد تجاری است که در ترکیب واحدهای تجاری تحصیلشده و حسابداری آن به روش خرید است. همچنین اگر داراییهای ثابت مشهود بعد از تحصیل، با توجه به نحوه عمل مجاز جایگزین، تجدید ارزیابی شود داراییهای قسمت براساس مبالغ تجدید ارزیابی شده اندازهگیری میشود.
12 . درآمد عملیاتی قسمت، هزینه عملیاتی قسمت، داراییهای قسمت و بدهیهای قسمت، پیش از حذف ماندهها و معاملات درون گروهی، به عنوان جزئی از فرایند تلفیق، تعیین میگردد، مگر اینکه چنین ماندهها و معاملات درون گروهی، بین واحدهای تجاری گروه در درون یک قسمت باشد.
13 . رویههای حسابداری اصلی قسمت همان رویههایی است که در تهیه و ارائه صورتهای مالی واحد تجاری استفاده میشود. علاوه براین، رویههای حسابداری قسمت شامل رویههایی است که مختص گزارشگری قسمت است. تشخیص قسمتها، روش قیمتگذاری انتقالات بین قسمتها و مبانی تخصیص درآمدها و هزینههای عملیاتی به قسمتها نمونههایی از این رویههای خاص میباشد.
تشخیص قسمتهای قابل گزارش در استاندارد شماره 25
14 . قسمت تجاری یا قسمت جغرافیایی در صورتی باید به عنوان قسمت قابل گزارش مشخص شود که اکثر درآمد عملیاتی آن از فروش به مشتریان برون سازمانی عاید گردد، و
الف . درآمد عملیاتی حاصل از فروش به مشتریان برون سازمانی و معاملات با سایر قسمتها، حداقل 10 درصد جمع درآمد تمام قسمتها اعم از برون سازمانی یا داخلی باشد، یا
ب . نتیجه عملیات قسمت اعم از سود یا زیان حداقل 10 درصد مجموع سود عملیاتی قسمتهای سود ده یا مجموع زیان عملیاتی قسمتهای زیان ده، هر کدام که قدر مطلق آن بزرگتر است، باشد، یا
ج . داراییهای آن حداقل 10 درصد جمع داراییهای تمام قسمتها باشد.
15 . اگر جمع درآمد عملیاتی از فروش به مشتریان برونسازمانی که قابل انتساب به قسمتهای قابل گزارش است کمتر از 75 درصد جمع درآمد عملیاتی تلفیقی یا درآمد عملیاتی واحد تجاری باشد، باید قسمتهای دیگری به عنوان قسمتهای قابل گزارش مشخص شود، حتی اگر آن قسمتها زیر آستانههای 10 درصد بند 14 باشد. این عمل تا آنجا ادامه مییابد که مجموع درآمد عملیاتی قسمتهای قابل گزارش حداقل 75 درصد جمع درآمد عملیاتی تلفیقی یا درآمد عملیاتی واحد تجاری باشد.




