مایل نبودن مدیران اجرایی به انجام ارزیابی یا گسترش دوره تحت پوشش ارزیابی
24. اگر مدیران اجرایی با وجود درخواست حسابرس، تمایلی به انجام ارزیابی یا گسترش دوره تحت پوشش آن نداشته باشند، حسابرس باید آثار این مسئله را بر گزارش خود مورد توجه قرار دهد. (رک: بند ت-33)
اطلاعرسانی به ارکان راهبری
25 . حسابرس باید رویدادها و شرایط مشخص شدهای را که میتوانند تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد تجاری به ادامه فعالیت ایجاد کنند به اطلاع ارکان راهبری واحد تجاری برساند، مگر اینکه تمام اعضای ارکان راهبری جزو مدیران اجرایی باشند[1]. این اطلاعرسانی باید شامل موارد زیر باشد:
الف. اینکه رویدادها یا شرایط مذکور، پدیدآورنده ابهامی بااهمیت میباشند یا خیر،
ب. اینکه بکارگیری مبنای حسابداری تداوم فعالیت توسط مدیران اجرایی برای تهیه صورتهای مالی مناسب است یا خیر،
پ. کفایت موارد افشای مرتبط با تداوم فعالیت در صورتهای مالی، و
ت. در صورت لزوم، آثار مسائل یادشده در بالا بر گزارش حسابرس.
تاخیر عمده در تایید صورتهای مالی
26 . اگر تایید صورتهای مالی توسط مدیران اجرایی یا ارکان راهبری پس از تاریخ صورتهای مالی با تأخیری عمده مواجه شود، حسابرس در مورد دلایل این تأخیر پرس و جو خواهد کرد. اگر حسابرس براین باور باشد که این تأخیر میتواند مرتبط با رویدادها یا شرایط مربوط به ارزیابی تداوم فعالیت باشد، حسابرس باید روشهای حسابرسی لازم به شرح مندرج در بند 16 را اجرا کند و همچنین آثار نتیجهگیری خود درباره وجود ابهامی بااهمیت را به شرح مندرج در بند 18 مورد توجه قرار دهد.
***
توضیحات کاربردی در استاندارد شماره 570
دامنه کاربرد
ت-1. در استاندارد 701[2]، مسئولیت حسابرس در خصوص اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی مطرح شده است. در این استاندارد، تصریح شده است که در مواردی که استاندارد 701 کاربرد دارد مسائل مربوط به تداوم فعالیت را میتوان به عنوان مسائل عمده تلقی کرد و تاکید شده است که ابهامی بااهمیت درباره رویدادها یا شرایطی که میتوانند تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد تجاری به ادامه فعالیت ایجاد کنند ماهیتا جزو مسائل عمده حسابرسی محسوب میشود.
مبنای حسابداری تداوم فعالیت
ملاحظات خاص در واحدهای بخش عمومی
ت-2. بکارگیری مبنای حسابداری تداوم فعالیت در واحدهای بخش عمومی نیز مسئلهای مربوط است. برای مثال، در استانداردهای حسابداری بخش عمومی، موضوع توانایی واحدهای بخش عمومی به ادامه فعالیت مطرح شده است[3]. خطرهای مرتبط با تداوم فعالیت، برای مثال، میتواند به این دلیل بوجود آید که برخی واحدهای بخش عمومی با هدف کسب سود فعالیت میکنند که در این صورت حمایت دولت کاهش یافته یا متوقف میشود. به همین ترتیب، اینگونه خطرها میتواند از سیاستهای خصوصیسازی ناشی شود، گرچه به این موارد محدود نمیشود. رویدادها یا شرایطی که میتوانند تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد بخش عمومی به ادامه فعالیت ایجاد کنند میتوانند مواردی چون نبود دسترسی به منابع مالی برای ادامه فعالیت یا تأثیر تصمیمات سیاسی بر ارائه خدمات توسط واحد بخش عمومی باشند.
روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهای مرتبط
رویدادها یا شرایطی که میتوانند تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد تجاری به ادامه فعالیت ایجاد کنند (رک: بند 10)
ت -3. در ادامه، نمونههایی از رویدادها یا شرایطی که میتوانند به تنهایی یا در مجموع، تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد تجاری به ادامه فعالیت ایجاد کنند، فهرست شده است. این فهرست، جامعیت ندارد و وجود یک یا چند مورد آن لزوما به معنای وجود ابهامی بااهمیت نیست.
مالی
- فزونی جمع بدهیها بر جمع داراییها یا فزونی بدهیهای جاری بر داراییهای جاری.
- نزدیک شدن به سررسید تسهیلات مالی با شرایط غیر قابل تغییر که دورنمای واقع بینانهای برای پرداخت یا تمدید آنها وجود ندارد یا اتکای بیش از حد بر تسهیلات مالی کوتاه مدت برای تأمین مالی داراییهای غیرجاری.
- نشانههای قطع حمایت مالی اعتباردهندگان.
- منفی شدن جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی، طبق صورتهای مالی تاریخی یا پیشبینی شده.
- نامطلوب بودن نسبتهای مالی مهم.
- زیانهای عمده عملیاتی یا کاهش عمده در ارزش داراییهای مورد استفاده در ایجاد جریانهای نقدی.
- به تعویق افتادن پرداخت سود سهام یا توقف در پرداخت آن.
- ناتوانی در پرداخت بدهیها در سررسید.
- ناتوانی در رعایت شرایط مقرر در قراردادهای تسهیلات مالی.
- تغییر در شرایط خرید کالا و خدمات از اعتباری به نقدی.
- ناتوانی در تأمین منابع مالی لازم برای تولید و عرضه محصول جدید یا سایر سرمایهگذاریهای ضروری.
عملیاتی
- قصد مدیریت برای انحلال یا توقف عملیات واحد تجاری.
- از دست دادن مدیران کلیدی بدون جایگزینی آنان.
- از دست دادن بازار عمده فروش محصولات، مشتری (مشتریان) اصلی، حق استفاده از مجوز یا امتیاز ساخت یا پروانه فعالیت، یا تأمینکننده اصلی کالا و خدمات.
- مشکلات کارگری.
- کمبود تجهیزات حساس.
- ظهور رقبای جدید و بسیار موفق.
سایر
- عدم رعایت الزامات مربوط به کفایت سرمایه یا سایر الزامات قانونی ناظر بر بانکها و سایر مؤسسات اعتباری.
- وجود دعاوی حقوقی در جریان علیه واحد تجاری که درصورت صدور رأی علیه واحد تجاری، تحمل نتایج آن احتمالاً خارج از توان واحد تجاری است.
- ایجاد تغییراتی در قوانین، مقررات یا سیاستهای دولت که انتظار میرود آثار منفی بر واحد تجاری داشته باشد.
- بروز حوادثی که بیمه نشدهاند یا از پوشش بیمهای کافی برخوردار نیستند.
شدت آثار اینگونه رویدادها یا شرایط را اغلب میتوان توسط عوامل دیگری کاهش داد. برای مثال، آثار ناشی از ناتوانی واحد تجاری در پرداخت به موقع بدهیهای خود میتواند با برنامههای مدیران اجرایی برای تأمین جریانهای نقدی کافی
[1]. استاندارد حسابرسی 260، ”اطلاعرسانی به ارکان راهبری“، بند 13
[2] . استاندارد حسابرسی 701، ”اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس مستقل“
[3]. استاندارد حسابداری بخش عمومی شماره 1، ”نحوه ارائه صورتهای مالی“، بندهای 41-38




