هدر سایت مالیاتی

دسته: آرا دیوان عدالت اداری

آخرین سنگر دفاع از حقوق مودیان! ⚖️ در این بخش، نحوه طرح شکایت در دیوان، آرای وحدت رویه و روند ابطال بخشنامه‌های غیرقانونی سازمان امور مالیاتی را با تحلیل وحید اکبری بررسی کرده‌ایم تا عدالت مالیاتی را به جریان بیندازید. ✨

  • ابطال صورتجلسه هفتاد و نهمین جلسه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای اسلامی شهر سبزوار


    گردش کار

    شماره دادنامه: ۳۰

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۱/۲۴

    کلاسه پرونده: ۹۱/۵۷۲

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی: شرکت مهندسی نیک سازان با وکالت آقای احمد مومنی فراهانی

    موضوع شکایت و خواسته:

    ابطال صورتجلسه هفتاد و نهمین جلسه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای اسلامی شهر سبزوار

    گردش کار

    شرکت مهندسی نیک سازان با وکالت آقای احمد مومنی فراهانی به موجب دادخواستی ابطال صورتجلسه هفتاد و نهمین جلسه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای اسلامی شهر سبزوار در خصوص افزایش عوارض بر قراردادها از نیم درصد به یک درصد را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    « ریاست محترم دیوان عدالت اداری

    احتراماً، اینجانب احمد مومنی فراهانی به وکالت از شرکت مهندسی نیک سازان ( سهامی خاص) به استحضار می رساند:

    بدواً شهرداری محترم سبزوار به استناد مصوبه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای محترم اسلامی شهر سبزوار طی نامه شماره ۱۸۹۰۳-۱۳۸۸/۱۱/۱ به شرکت موکل اخطار نموده بابت ۱% عوارض بر قراردادها مبلغ ۰۲۸/۸۲۷/۸۱۱ ریال به حساب شهرداری سبزوار واریز نماید. سپس شهرداری سبزوار موضوع را در کمیسیون ماده ۷۷ مطرح نموده و به موجب رای شماره ۵۲۳- ۱۳۸۸/۱۱/۲ صاده از کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری سبزوار شرکت موکل تحت عنوان واهی بدهی شغلی به پرداخت مبلغ ۰۲۸/۸۲۷/۸۱۱ ریال محکوم گردیده است. که مصوبه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای محترم اسلامی شهر سبزوار و رای کمیسیون مذکور برخلاف نص صریح قانون مالیات بر ارزش افزوده به ویژه مواد ۵۲ و ۵۰ این قانون و برخلاف آیین نامه اجرایی قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولیدکنندگان کالا و ارایه دهندگان خدمات و کالاهای وارداتی ( تجمیع عوارض) مصوب هیات وزیران به شماره ۶۷۴۵۲/ت۲۸۳۲۸/هـ-۱۳۸۱/۱۲/۲۸ که از ابتدای سال ۱۳۸۲ لازم الاجراست می باشد.

    به علاوه حسب مقررات قانون مالیات بر ارزش افزوده ( مواد ۵۲ و ۵۰ ) فعالیتهای پیمانکاری جزء خدمات موضوع این قانون می باشد و مشمول پرداخت مالیات و عوارض به میزان ۳% (۵/۱% مالیات و ۵/۱% عوارض) شده است. که می بایست از طرف کارفرما پرداخت شود و مطابق همین قانون وضع هر گونه عوارض به فعالیتهای مذکور توسط سایر مراجع ممنوع و فاقد وجاهت قانونی است. همچنین طبق آیین نامه اجرایی قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولید کنندگان کالا و ارایه دهندگان خدمات وکالاهای وارداتی (تجمیع عوارض) مصوب هیات وزیران مقرر گردیده است که:

    « اخذ هرگونه عوارض و سایر وجوه از قبیل عوارض شهرداری، صندوق کارآموزی، نظام مهندسی، آموزش و پرورش و … ملغی و ممنوع می باشد. »

    در نامه شماره ۱۰۶/۵۳- ۱۳۸۲/۱/۱۶ معاونت هزینه و خزانه داری کل کشور نیز آمده است. با توجه به مفاد آیین نامه اجرایی قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری وصول عوارض و سایر وجوه از تولید کنندگان کالا، ارایه دهندگان خدمات وکالاهای وارداتی (تجمیع عوارض) مصوب هیات محترم وزیران به شماره ۶۷۴۵۲/ت۲۸۳۲۸- ۱۳۸۱/۱۲/۲۸ که ضمیمه می باشد و از ابتدای سال ۱۳۸۲ لازم الاجرا می باشد. مقتضی است از کسر هرگونه عوارض و سایر وجوهی که به موجب قانون مذکور ملغی گردیده است از قبیل شهرداری، صندوق کار آموزی، نظام مهندسی، آموزش و پرورش خودداری نمایند.

    متاسفانه شهرداری سبزوار با صدور اجراییه مبادرت به توقیف وجوه مطالبات شرکت موکل از دانشگاه علوم پزشکی سبزوار ( کارفرما) در رابطه با پروژه عمرانی احداث بیمارستان ( پروژه مربوط به رای فوق الاشعار) نموده است.

    بنایاً علی هذا: مستنداً به ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری و اصل ۱۷۳ قانون اساسی و رای وحدت رویه ۶۹۹- ۱۳۸۶/۳/۲۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور از شورای محترم اسلامی شهر سبزوار شکایت و به استناد مواد ۵۲ و ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده و آیین نامه اجرایی قانون موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تقاضای رسیدگی و ابطال مصوبه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورای محترم اسلامی شهر سبزوار و ابطال آن را دارد.»


    متن صورتجلسه مورد اعتراض

    « عوارض بر قراردادها

    افزایش عوارض بر قراردادها از نیم درصد طبق بخشنامه شماره ۳۴/۹۸۷۳/۱/۳- ۱۳۷۲/۵/۲۷ به یک درصد

    صورتجلسه

    با توجه به اختیارات ناشی از بند ۱۶ ماده ۷۱ و ماده ۷۷ قانون تشکیلات، وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی کشور لایحه شماره ۲۷۰۸۵-۱۳۸۳/۶/۷ شهرداری محترم سبزوار راجع به عوارض بر قراردادها در جلسه مورخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ شورا مطرح و به شرح زیر تصویب گردید.

    متن مصوبه:

    شورا در هفتاد و نهمین جلسه خود با افزایش عوارض بر قراردادها از نیم درصد به یک درصد موافقت نمود.

    امضاء اعضاء شورا »


    علی رغم ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمایم آن برای طرف شکایت، تا زمان رسیدگی به پرونده در هیات عمومی دیوان عدالت اداری هیچ پاسخی واصل نشده است.

    با طرح پرونده در هیات تخصصی، عمران، شهرسازی و اسناد، هیات مذکور مطابق دادنامه شماره ۳۹-۱۳۹۲/۱۰/۸ چنین رای صادر کرده است:


    رای هیات تخصصی عمران، شهرسازی و اسناد

    « نظر به این که قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال ۱۳۸۷ بوده و اثر قانون نسبت به آتیه است و به ما قبل تسری داده نشده است و با توجه به تبصره ۱ ماده ۵ قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولید کنندگان کالا، ارایه دهندگان خدمات و کالاهای وارداتی مصوب ۱۳۸۱ و بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی و انتخاب شهرداران مصوب ۱۳۷۵ و اصلاحیه های بعدی و آراء هیات عمومی دیوان عدالت اداری از جمله رای شماره ۲۸-۱۳۹۲/۱/۱۹ وضع عوارض محلی و افزایش عوارض قبلی توسط شورای اسلامی شهر با رعایت مقررات مجاز است بنابراین مصوبه شورای اسلامی شهر سبزوار به تاریخ ۱۳۸۳/۷/۲۷ مبنی بر برقراری عوارض به میزان یک درصد از قراردادهای پیمانکاری مغایر قوانین و مقررات نبوده و خارج از حدود اختیارات نیست و به استناد قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی و ماده ۱، بند ۱ ماده ۱۲، ماده ۸۴ بند ب و تبصره ۲ ماده ۸۴ از قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری رای به رد شکایت صادر می شود این رای ظرف مدت ۲۰ روز از تاریخ صدور، از سوی رییس دیوان یا ده نفر از قضات دیوان قابل اعتراض است.

    جباری

    رییس هیات تخصصی عمران، شهرسازی و اسناد دیوان عدالت اداری »


    رای مذکور در راستای بند «ب» ماده ۸۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری از طرف ده نفر از قضات دیوان عدالت اداری مورد اعتراض قرار گرفته که متن اعتراض به قرار زیر است:


    متن اعتراض قضات

    « بسمه تعالی

    ریاست محترم دیوان عدالت اداری

    با سلام:

    احتراماً، در اجرای بند «ب» ماده ۸۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری بدین وسیله اعتراض ده نفر از قضات دیوان در خصوص رای شماره ۳۹ – ۱۳۹۲/۱۰/۸ کمیسیون تخصصی عمران و شهرسازی و اسناد به محضرتان تقدیم می گردد.

    با توجه به اهمیت موضوع و جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص تقاضای رسیدگی خارج از نوبت در هیات عمومی دیوان عدالت اداری داریم.

    دلایل مغایرت رای مذکور با قانون و آراء قبلی هیات عمومی به شرح ذیل می باشد:

    ۱- به صراحت ماده ۵ قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (موسوم به قانون تجمیع عوارض) برقراری هر گونه عوارض … به درآمدهای ماخذ محاسبه مالیات … توسط شوراهای اسلامی و سایر مراجع ممنوع می باشد.

    به صراحت قانون مذکور تمامی درآمدهای مشاغل و قراردادهایی که از آنها مالیات اخذ می گردد- موجبی برای پرداخت عوارض مضاعف ندارند و به موجب ماده ۶ همین قانون نحوه توزیع درآمدهای اخذ شده کاملاً مشخص شده است. به طور مثال: سازمان امور مالیاتی مکلف است تمامی وجوه دریافت شده موضوع مواد ۳ و ۴ ( از اشخاصی که در حریم شهرها فعالیت دارند ) عیناً به حسابی که توسط شهرداریها اعلام می شود واریز نمایند.

    بدیهی است: فلسفه اصلی وضع قانون مذکور جلوگیری از پرداخت مالیات و عوارض مضاعف می باشد.

    ۲- دقیقاً همین ممنوعیت وضع اخذ عوارض را قانونگذار در تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده تکرار نموده است.

    ۳- استدلالهای انجام شده در آرای شماره ۴۶۵- ۷/۷/۱۳۸۷ و ۵۵۰- ۱۳۹۱/۸/۸ و ۶۶۴- ۱۳۹۱/۹/۲۷ و ۹۳۸- ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ و ۲۸- ۱۳۹۲/۱/۱۹ هیات عمومی دیوان عدالت اداری بر همین مبنا می باشد. بنابراین اولاً: در خصوص موضوع قانونگذار به طور صریح تعیین تکلیف نموده است. ثانیاً: بر حسب رویه قبلی هیات عمومی در موارد تردید مراجعه به مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی و اخذ نظر کارشناسان امور مالیاتی می تواند در روشن شدن هر چه بیشتر موضوع بسیارکارگشا بوده است. بر این اساس در جلسه رسیدگی در هیات عمومی از کارشناسان سازمان امور مالیاتی دعوت بشود و ضمن اعتراض بر رای مذکور تقاضای ابطال مصوبه از هیات محترم عمومی دارد.»


    رای هیات عمومی

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۱/۲۴ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.

    رای هیات عمومی

    نظر به این که در ماده ۵ قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و چگونگی برقراری و وصول عوارض و سایر وجوه از تولیدکنندگان کالا، ارایه دهندگان خدمات و کالاهای وارداتی مصوب سال ۱۳۸۱، برقراری عوارض به درآمدهای ماخذ محاسبه مالیات توسط شوراهای اسلامی ممنوع اعلام شده است و درآمدهای ناشی از قراردادهای پیمانکاری ماخذ محاسبه مالیات است، بنابراین مصوبه شماره ۳۶۴۷۳-۱۳۸۳/۸/۳ شورای اسلامی شهر سبزوار در تجویز عوارض بر قراردادهای پیمانکاری و افزایش نرخ آن از نیم درصد به یک درصد مغایر قانون مذکور است و مستند به بند ب ماده ۸۴ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، ضمن نقض رای شماره ۳۹ -۱۳۹۲/۱۰/۸ هیات تخصصی عمران، شهرداری و اسناد دیوان عدالت اداری، مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون پیش گفته مصوب سال ۱۳۹۲، مصوبه شماره ۳۶۴۷۳-۱۳۸۳/۸/۳ شورای اسلامی شهر سبزوار ابطال می شود.


    امضا

    مرتضی علی اشراقی

    معاون قضایی دیوان عدالت اداری

  • اعلام تعارض بین آرای شعب دیوان عدالت اداری درخصوص مرجع صالح برای درخواست اضافه پرداختی مالیات حقوق


    گردش کار

    شاکی:

    رییس دیوان عدالت اداری

    موضوع رأی:

    در صورت اعتراض مودیان و کارمندان نسبت به کسر اضافه بر مبلغ و مأخذ واقعی مالیات بر حقوق، ابتدا باید به هیات‌های حل اختلاف مالیاتی مراجعه کنند.


    گردش کار:

    رییس هیات مدیره و مدیرعامل وقت شرکت خدمات هوایی آسمان به موجب نامه شماره م/۲۱۶۵/۰۱-۱۳۸۸/۹/۱۷ اعلام کرده است که در موضوع دادخواست کارکنان این شرکت به طرفیت سازمان امور مالیاتی و به خواسته الزام به استرداد اضافه مالیات کسر شده، شعب دیوان عدالت اداری حکم بر وارد دانستن شکایت صادر کرده‌اند.

    نامبرده با ارایه آراء مذکور، اعمال ماده ۴۴ قانون دیوان عدالت اداری (ماده ۹۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲) و صدور رأی ایجاد وحدت رویه را خواستار می‌شود.

    با توجه به این که در خصوص موضوع، شعبه ۱۴ دیوان عدالت اداری رأی شماره ۶۸۵-۱۳۸۹/۶/۲۱ را صادر کرده بود و در این رأی، شعبه مذکور پیش از طرح موضوع در هیات‌های حل اختلاف مالیاتی، شعبه دیوان عدالت اداری را در رسیدگی به خواسته صالح تشخیص نداده بود، رییس وقت دیوان عدالت اداری پرونده را در اجرای ماده ۴۳ قانون دیوان عدالت اداری (ماده ۸۹ قانون فعلی تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲) برای رفع تعارض و صدور رأی وحدت رویه به هیات عمومی ارجاع می‌کند.


    خلاصه آراء به قرار زیر است:

    الف) آرای صادره از شعب ۱۳، ۱۱، ۱۰ و ۹ دیوان عدالت اداری:

    در رسیدگی به پرونده‌های کلاسه

    ۸۸/۹/۱۱، ۸۸/۱۰/۴۶۶، ۸۷/۱۱/۵۶۶، ۸۷/۱۱/۵۶۵، ۸۷/۱۱/۵۶۴، ۸۷/۱۱/۵۶۲، ۸۷/۱۱/۵۶۳، ۸۷/۱۱/۵۵۸، ۸۷/۱۱/۵۶۰ و ۸۸/۱۳/۱۴۴

    با موضوع دادخواست آقایان احمدمیرزا حسنی، قاسم شعبانیان، داود جردکانی، کاظم رحمتی، حسین شریفی مقدم، سیدمحمود شیشی، محمود صالح کندران، اسدالله حاجی باقری، محمد علیخانی، ابراهیم فیروزبخت

    به طرفیت

    ۱- شرکت خدمات هواپیمایی کشور آسمان

    ۲- وزارت امور اقتصاد و دارایی

    و به خواسته الزام به کسر مالیات حقوق به مأخذ جدول مالیاتی کارکنان بخش دولتی و استرداد مالیات اضافه پرداختی،

    به موجب آراء شماره‌های

    ۵۷۲-۱۳۸۷/۶/۱۰، ۴۱۸۹-۱۳۸۸/۱۰/۲۶، ۱۸۵۲-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۵۱-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۵۰-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۴۸-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۴۹-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۴۴-۱۳۸۷/۱۲/۱۷، ۱۸۴۶-۱۳۸۷/۱۲/۱۷ و ۱۱۷۸-۱۳۸۸/۸/۲۷،

    ضمن پذیرش صلاحیت شعب دیوان در رسیدگی به موضوع، حکم مقتضی راجع به خواسته صادر کرده‌اند.


    ب) رأی شعبه ۱۴ دیوان عدالت اداری:

    در رسیدگی به پرونده کلاسه ۱۶۲۲/۱۴/۸۸ با موضوع دادخواست آقای داریوش فرزانه به طرفیت

    ۱- شرکت خدمات هواپیمایی کشوری آسمان

    ۲- سازمان امور مالیاتی کل کشور

    و به خواسته الزام خواندگان به کسر مالیات حقوق به مأخذ جدول مالیاتی کارکنان بخش دولتی و استرداد مبالغ کسر شده اضافه دریافتی،

    به موجب رأی شماره ۶۸۵-۱۳۸۹/۶/۲۱ به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:


    با ملاحظه اوراق پرونده نظر به این که شاکی نسبت به محاسبه و دریافت مالیات حقوق بر مبنای نرخ جدول کارکنان بخش خصوصی معترض بوده و خواستار محاسبه و دریافت مالیات حقوق به نرخ جدول کارکنان بخش دولتی می‌باشد که در نتیجه اختلاف فی‌مابین طرفین در میزان مالیات حقوق قابل محاسبه و وصول است و به حکم ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، مرجع رسیدگی به کلیه اختلاف‌های مالیاتی، جز در مواردی که ضمن مقررات این قانون مرجع رسیدگی پیش‌بینی شده، هیات حل اختلاف مالیاتی است.

    بنابراین و با وجود این که اختلاف مالیاتی حادث شده لزوماً باید در مرجع حل اختلاف مالیاتی مورد رسیدگی واقع و رأی مقتضی قانونی در باب اختلاف حادثه صادر گردد و پس از قطعی شدن رأی هیات حل اختلاف مالیاتی، در صورت معترض بودن ذی‌نفع خصوصی به آن رأی، می‌تواند با تقدیم دادخواست به طرفیت مرجع صادرکننده رأی قطعی در دیوان عدالت اداری و ذکر دلایل و مبانی اعتراض خود، نقض رأی صادرشده را بخواهد.

    به دلالت محتویات پرونده کلاسه ۱۴/۸۸/۵۵۶ این شعبه که موضوع اختلاف محاسبه و دریافت مالیات به نرخ بخش خصوصی یا دولتی بوده، هیات حل اختلاف مالیاتی نسبت به موضوع اختلاف رسیدگی و انشای رأی نمود که در مقام اعتراض به رأی صادرشده، به دیوان تقدیم دادخواست گردید که موید صحت استنباط شعبه دیوان می‌باشد.

    راجع به استرداد مبالغ مکسوره اضافی هرچند صحت و سقم آن موکول به رسیدگی در هیات حل اختلاف مالیاتی است بابت محاسبه مالیات به نرخ دولتی یا خصوصی، اما بر فرض صحت و تحقق دریافت مالیات اضافی طبق ماده ۲۴۳ قانون مالیات‌های مستقیم در صورت درخواست استرداد از طرف مودی و وارد ندانستن آن از سوی اداره امور مالیاتی، مودی می‌تواند ظرف سی روز از تاریخ اعلام نظر اداره یادشده از هیات حل اختلاف مالیاتی درخواست رسیدگی کند و رأی هیات حل اختلاف مالیاتی در این مورد قطعی و غیر قابل تجدیدنظر است.

    بنابراین ادعای اضافه دریافتی و استرداد هم باید در هیات حل اختلاف مالیاتی رسیدگی و انشای رأی قطعی گردد.

    بنا به مراتب مذکور و از آنجا که قبل از رسیدگی موضوع اختلاف در هیات حل اختلاف مالیاتی و انشای رأی قطعی، تقدیم دادخواست به دیوان فاقد مجوز قانونی بوده و قابل استماع و رسیدگی نمی‌باشد، قرار رد آن اعلام می‌گردد.

    رأی دیوان قطعی است.

  • ابطال بخشنامه شماره د/230/14971-1392/06/03


    گردش کار

    شاکی:

    ۱- شرکت پتروشیمی لاله با وکالت خانم صدیقه نعیمیان

    ۲- آقای بهمن زبردست


    موضوع شکایت و خواسته:

    ابطال بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰د-۱۳۹۲/۶/۳ معاونت مالیاتهای مستقیم سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار:

    شاکیان به موجب دادخواستهای جداگانه، ابطال بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰د-۱۳۹۲/۶/۳ معاونت مالیاتهای مستقیم سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده اند. متن شکایت آنها به قرار زیر است:


    الف: شکایت شرکت پتروشیمی لاله:

    ۱- در ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم، درآمد مشمول مالیات ناشی از فعالیتهای تولیدی و معدنی در واحدهای تولیدی و معدنی، با قیود و شرایطی، به مدتها و با درصدهای مشخص، معاف از مالیات اعلام شده است. به موجب این ماده برخورداری از معافیت منوط به تحقق و وجود شرایط و وضعیتهای آتی است:

    الف: پروانه بهره برداری واحدها از اول سال ۱۳۸۱ به بعد صادر شده یا با آنها قرارداد استخراج و فروش منعقد شده باشد.

    ب: در مناطق کمتر توسعه یافته واقع شده باشند که در این صورت به میزان صد درصد و به مدت ده سال از تاریخ شروع بهره برداری از مالیات معاف هستند.

    پ: اگر در مناطق دیگر واقع شده باشند به میزان هشتاد درصد و به مدت چهار سال از تاریخ شروع بهره برداری از مالیات معاف هستند.

    ت: فهرست مناطق کمتر توسعه یافته را سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و وزارتخانه های امور اقتصادی و دارایی و صنایع و معادن تعیین و تهیه می کنند و به تصویب هیات وزیران می رسانند.

    ث: واحدهایی که در شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران و پنجاه کیلومتری اصفهان و سی کیلومتری مراکز استانها یا شهرهای دارای بیش از سیصد هزار نفر جمعیت واقع هستند از این معافیت استفاده نمی کنند. واحدهای تولیدی فناوری اطلاعات و شهرکهای صنعتی واقع در شعاع ۳۰ کیلومتری مراکز استانها و شهرهای بیش از سیصد هزار نفر جمعیت، داخل در این استثناء نیستند یعنی واحدهای اخیر مشمول معافیت می شدند.

    البته در ماده ۶۶ قانون تنظیم مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ استثنای مذکور حذف و صدور پروانه تاسیس فقط برای مواردی که معاف از مالیات هستند مجاز اعلام شد. ملاحظه می فرمایند شرایط کلی برخورداری از معافیت روشن است و مصادیق آن را، به پیشنهاد وزارت دارایی و وزارت صنایع و معادن، هیات وزیران تصویب می کند.


    ۲- هیات وزیران به موجب تصویب نامه شماره ۲۱۳۷۲/ت۲۸۸۹هـ-۱۳۸۲/۴/۳۱ فهرست مناطق کمتر توسعه یافته را برای مدت باقی مانده از برنامه پنج ساله سوم توسعه (سالهای ۱۳۸۳- ۱۳۸۲-۱۳۸۱) اعلام کرده و فهرست مذکور به موجب مصوبه شماره ۱۲۲۹۰/ت/۳۳۰۵۱هـ-۱۳۸۴/۳/۲۴ برای دوره برنامه چهارم توسعه یعنی سنوات ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ نیز تمدید شده است.


    ۳- متعاقباً هیات وزیران مصوبه شماره ۷۶۲۵۴/ت/۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ را تصویب کرده و در بند الف ردیف ۳ آن مقرر داشته بود « واحدهای تولیدی مستقر در مناطق کمتر توسعه یافته موضوع فهرست مصوبه مورخ ۱۳۸۲ که نام آنها در مصوبه ۱۳۸۸/۴/۱۰ نیامده در صورت بهره برداری تا پایان تیر ماه ۱۳۸۸از معافیت مناطق کمتر توسعه یافته برخوردار خواهند بود». واضح است که مصوبه اخیر (شماره ۷۶۲۵۴/ت/۳۶۰۹۵-۱۳۸۸/۴/۱۰) محدوده اجرای فهرست را به نوعی مضیق و محدود کرده است.


    ۴- پیرو وصول شکایت به هیات محترم عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال بند ۳ مصوبه مزبور، دادنامه شماره ۹۲۸- ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ در پرونده کلاسه ۸۸/۹۲۹ صادر و طبق آن رای به ابطال بند الف ردیف ۳ تصویب نامه مورخ ۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم ویران صادر شد.


    ۵- با ملاحظه متن شکواییه و استدلال هیات محترم، مشخص می شود که علت ابطال ایجاد مضیقه و محدود کردن دایره شمول قانون ( یعنی ماده ۱۳۲ مزبور) به وسیله تصویب نامه ابطال شده بوده، لاجرم پس از ابطال آن واحدهای تولیدی که نامشان در فهرست مناطق کمتر توسعه یافته مورخ ۱۳۸۸/۴/۱۰ ذکر نشده با عنایت به ماده ۱۴۶ قانون مالیاتهای مستقیم تاپایان دوره ده ساله کماکان می توانند بدون قید تاریخ شروع بهره برداری از ۱۳۸۸/۴/۱۰ از معافیت مالیاتی کامل برخوردار شوند.

    ماده ۱۴۶ می گوید: « کلیه معافیتهای مدت مدار که به موجب قوانین و مقررات قبلی مقرر شده است، با رعایت مقررات مربوط تا انقضاء مدت به قوت خود باقی است». یعنی اگر نام محلی در فهرست مناطق کمتر توسعه یافته درج و معافیت برای آنها برقرار شد، حذف بعدی نام آنها از فهرست، باعث حذف معافیت یا تقلیل مدت آن نمی شود.


    ۶- علیرغم وضوح شان صدور دادنامه مزبور، معاونت مالیاتهای مستقیم سازمان امور مالیاتی کشور طی بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰د-۱۳۹۲/۶/۳ رای هیات محترم عمومی را تفسیر به رای و مصادره به مطلوب و استدلال کرده که با توجه به ابطال قید بهره برداری تا پایان تیر ماه ۱۳۸۸، از تاریخ ابطال یعنی ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ واحدهای تولیدی و معدنی مورد بحث، امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم را نخواهند داشت. استخراج چنین معنایی از رای پیش گفته بسیار شگفت انگیز و غیر قابل باور است.


    ۷- در یک مورد، اداره کل مالیاتی خوزستان قبلاً طبق نامه شماره ۴۴۸۸/۱۱۰ص-۱۳۹۱/۶/۱۲ به علت وجود بند ۳ مصوبه هیات وزیران، شرکت موکل را فاقد استحقاق در خصوص استفاده از معافیت ماده ۱۳۲ قانون مالیاتها دانسته بود.

    پس از صدور دادنامه هیات محترم مبنی بر ابطال بند ۳ مزبور، شرکت موکل با خوشحالی از رفع مانع و مضیقه از دایره شمول قانون، مراتب را به اداره کل مالیاتی ماهشهر اعلام کرد و طبعاً انتظار داشت که از مزایای دادنامه مزبور، بهره مند شود. اداره مزبور نیز طی نامه شماره ۱۳۸۲/۱۰/د- ۱۳۹۲/۲/۱۱ مراتب را از اداره کل مالیات اهواز استعلام کرده ولی اداره کل مالیاتی خوزستان طی نامه مشاره ۵۶۷۱/۱۱۰/ص-۱۳۹۲/۷/۲۷ با استناد به بخشنامه مورد تقاضای ابطال، کماکان با افزایش مدت و میزان معافیت موضوع ماده ۱۳۲ قانون مخالفت کرده و متعاقباً هم هیات تجدیدنظر حل اختلاف مالیاتی مستند به بخشنامه و نامه فوق الذکر، معافیت مالیاتی شرکت مذکور را صرفاً به میزان ۸۰% و به مدت چهار سال پذیرفته و در نهایت شرکت موکل به پرداخت مبلغ ۷۱۰/۰۶۱/۵۷۹/۱۲ ریال طبق برگ مالیاتی قطعی عملکرد محکوم شده است.


    ۸- به عبارت دیگر سازمان امور مالیاتی کشور، بند الف ردیف ۳ مصوبه هیات وزیران را نوعی امتیاز و استثنای ارفاقی پنداشته که اینک با ابطال آن دیگر هیچ گونه موجبی برای برقراری معافیت مندرج در قانون وجود ندارد و با بخشنامه ای که ابطال آن، استدعا شده است، عملاً نه تنها تضییقات دایره اجرای شمول قانون که رفع و نفی آن مورد نظر هیات محترم عمومی دیوان عدالت اداری بوده- رفع نشده بلکه تضییقات بیشتری برای مشمولین معافیت برقرار و مانعی برای اجرای رای هیات محترم عمومی دیوان عدالت اداری ایجاد و حتی مصادیقی از ماده ۱۳۲ قانون، عملاً نسخ و الغاء شده است.

    در خاتمه با توجه به مدلول ماده ۹۲ قانون دیوان عدالت اداری و این که مفاد بخشنامه صادره از هر جهت مغایر با رای هیات محترم عمومی دیوان عدالت اداری و سالب و نافی حقوق افراد ذی نفع و بلکه به گونه ای دخالت در محدوده اختیارات و صلاحیت قوه قضاییه و حتی قوه مقننه- است بدین وسیله به منظور احترام به حاکمیت قانون، درخواست طرح موضوع در هیات محترم دیوان را به صورت خارج از نوبت و نیز ابطال و لغو بخشنامه مزبور را بدون رعایت مفاد ماده ۸۳ قانون دارد.»


    ب: شکایت آقای بهمن زبردست:

    « همان گونه که مستحضرید، رای آن هیات محترم به شماره دادنامه ۹۲۸ و کلاسه پرونده ۸۸/۹۲۹، اصولاً با هدف حذف قید « بهره برداری تا پیش از پایان تیر ماه ۱۳۸۸» جهت برخورداری از معافیت مالیاتی ده ساله موضوع تبصره ۱ ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم و شمول این معافیت به شرکتهای تولیدی و معدنی که پس از این تاریخ اقدام به فعالیت می نمایند صادر گردیده، نه عدم شمول شرکتهایی که پیش از این تاریخ آغاز به فعالیت نموده اند. علاوه بر این ضرورت « حفظ حقوق مکتسبه آن دسته از افراد که بر مبنای فهرست قبلی مناطق کمتر توسعه یافته مبادرت به سرمایه گذاری در مناطق مذکور کرده بودند» نیز مورد تایید سرپرست امور تنظیم لوایح و تصویب نامه ها و دفاع از مصوبات دولت (حوزه معاونت حقوقی رییس جمهور) در لایحه دفاعیه شماره ۲۵۵۵۶۵/۱۰۴۱۵-۱۳۹۰/۱۲/۲۷ در همین ارتباط قرار گرفته. اما با تمام این اوصاف، در بخشنامه فوق الذکر معاون مالیاتهای مستقیم عنوان شده « به موجب رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری، از تاریخ ابطال (۱۳۹۱/۱۲/۱۴) واحدهای تولیدی و معدنی مورد نظر امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم برای مناطق کمتر توسعه یافته را دارا نخواهند بود.» بدین طریق شرکتهای تولیدی و معدنی که سالها پیش و به علت معافیت مالیاتی مناطق محروم، اقدام به فعالیت در این مناطق نموده اند، بدون توجه به اصل عدم امکان عطف به ماسبق قانون و نیز آن که در صورتی که قوانین جدید موجب تضییع حقوق مکتسبه اشخاص و ضرر و زیان آن گردد، دستگاههای اجرایی موظف به جبران این خسارات هستند، عملاً موجب زیان این شرکتهای تولیدی و معدنی مستقر در مناطق محروم شده لذا با عنایت به این دفاعیات، از آن مقام عالی درخواست ابطال بخشنامه مذکور را دارم. »


    متن بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰د-۱۳۹۲/۶/۳ مورد اعتراض:

    امور مالیاتی شهر و استان تهران

    ادارات کل امور مالیاتی

    ابلاغ رای شماره ۲۹۸-۱۳۹۲/۱۲/۱۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال بند الف ردیف ۳ تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران

    به پیوست دادنامه شماره ۹۲۸- ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال بند الف ردیف ۳ تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران در ارتباط با فهرست مناطق کمتر توسعه یافته جهت اطلاع و اقدام لازم ابلاغ می گردد.

    از آن جا که به موجب بند ۵ تصویب نامه مذکور فهرست ضمیمه آن از ابتدای سال ۱۳۸۸ ملاک عمل می باشد و بر اساس بند الف ردیف ۳ مصوبه مذکور واحدهای تولیدی و معدنی مستقر در مناطق کمتر توسعه یافته موضوع فهرست ضمیمه تصویب نامه شماره ۲۱۳۷۲/ت۲۸۸۹۳هـ-۱۳۸۲/۴/۳۱ که نام آن مناطق در فهرست ضمیمه تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران نیامده بود در صورت بهره برداری تا پایان تیر ماه ۱۳۸۸ از معافیت مناطق کمتر توسعه یافته برخوردار می گردیدند لذا با توجه به ابطال بند مذکور به موجب رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری، از تاریخ ابطال (۱۳۹۱/۱۲/۱۴) واحدهای تولیدی و معدنی مورد نظر امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم برای مناطق کمتر توسعه یافته را دارا نخواهند بود. بدیهی است واحدهای تولیدی و معدنی مزبور در صورت رعایت مقررات، امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم را به میزان هشتاد درصد درآمد مشمول مالیات ابرازی و به مدت ۴ سال با رعایت مقررات دارا خواهند بود. در صورتی که بر اساس دستورالعملهای صادره قبلی نسبت به صدور گواهی امکان برخورداری از معافیت بر اساس مناطق کمتر توسعه یافته برای این مودیان اقدام شده است ترتیبی اتخاذ گردد تا نسبت به اصلاح گواهی مورد نظر اقدام شود.


    پاسخ به شکایات

    در پاسخ به شکایات مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی به موجب نامه های شماره ۲۲۰۰۲/۲۱۲/د-۱۳۹۳/۶/۲۶ و ۳۸۲۷۰/۲۱۲/د-۱۳۹۳/۱۱/۵، تصویر نامه شماره ۱۸۹۰۰/۲۳۲/د- ۱۳۹۳/۶/۴ را فرستاده است که به قرار زیر می باشد:

    « ۱- بر اساس ماده ۱۳۲ اصلاحی مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ قانون مالیاتهای مستقیم « درآمد مشمول مالیات ابرازی ناشی از فعالیتهای تولیدی و معدنی در واحدهای تولیدی یا معدنی در بخشهای تعاونی و خصوصی که از اول سال ۱۳۸۱ به بعد از طرف وزارتخانه های ذی ربط برای آنها پروانه بهره برداری صادر و یا قرارداد استخراج و فروش منعقد می شود، از تاریخ شروع بهره برداری یا استخراج به میزان هشتاد درصد (۸۰%) و به مدت ۴ سال و در مناطق کمتر توسعه یافته به میزان صد درصد (۱۰۰%) و به مدت ۱۰ سال از مالیات موضوع ماده ۱۰۵ این قانون معاف هستند».

    ۲- بر اساس تبصره ۱ ماده ۱۳۲ قانون مذکور:

    « فهرست مناطق کمتر توسعه یافته برای بقیه مدت برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و همچنین در آغاز هر دوره برنامه توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و وزارتخانه های امور اقتصادی و دارایی و صنایع و معادن تهیه و به تصویب هیات وزیران می رسد».

    ۳- بر اساس بند ۱ ضوابط اجرایی موضوع تبصره ۴ ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم:

    «تاریخ صدور پروانه بهره برداری یا قرارداد استخراج واحدهای تولیدی و معدنی حسب مورد مبدا شروع معافیت موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم خواهد بود.»

    بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰/د-۱۳۹۲/۶/۳ تنها به ابلاغ رای شماره ۹۲۸-۱۳۹۱/۱۲/۱۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال بند الف ردیف ۳ تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران اقدام نموده و در این خصوص لازم به ذکر است که:

    به موجب بند ۵ تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ- ۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران، فهرست ضمیمه آن از ابتدای سال ۱۳۸۸ ملاک عمل می باشد لذا با توجه به ابطال بند الف ردیف ۳ مصوبه مذکور به موجب رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری موضوع همین بخشنامه، واحدهای تولیدی و معدنی که در فاصله زمانی مورد نظر در بند الف ردیف ۳ مذکور به بهره برداری رسیده اند بر اساس فهرست مناطق کمتر توسعه یافته پیوست مصوبه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات محترم وزیران و با رعایت مقررات امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم را دارا خواهند بود.

    همچنین بخشنامه مورد نظر منافاتی با مقررات موضوع ماده ۱۴۶ قانون مالیاتهای مستقیم نیز نداشته و همان گونه که این سازمان در بند ۱۹ دستورالعمل شماره ۲۳۷۲۰/۲۰۰-۱۳۹۱/۱۱/۳۰ خود نیز تاکید نموده است:

    «چنانچه واحد تولیدی یا معدنی در تاریخ اخذ پروانه بهره برداری یا انعقاد قرارداد استخراج و فروش، در مناطق کمتر توسعه یافته واقع شده باشد، رفع عدم توسعه یافتگی از منطقه موثر در کاهش مدت معافیت نخواهد بود.»

    که این موضوع بیانگر رعایت کامل ماده ۱۴۶ قانون مالیاتهای مستقیم می باشد.


    تشکیل جلسه هیأت عمومی

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۵/۲۶ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.


    رأی هیأت عمومی

    رأی هیات عمومی

    در بند الف ردیف ۳ تصویب نامه شماره ۷۶۲۵۴/ت۳۶۰۹۵هـ-۱۳۸۸/۴/۱۰ هیات وزیران، برخورداری واحدهای صنعتی و معدنی از معافیت مذکور در ماده ۱۳۲ قانون اصلاح موادی از قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ به بهره برداری تا پایان تیر سال ۱۳۸۸ مقید شده بود و این مقرره به لحاظ تضییق دایره شمول حکم مقرر در ماده قانونی مذکور به موجب رای شماره ۹۱۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۹۲۸-۱۳۹۱/۱۲/۱۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری ابطال شده است.

    نظر به مراتب مذکور، بخشنامه شماره ۱۴۹۷۱/۲۳۰/د-۱۳۹۲/۶/۳ معاون مالیاتهای مستقیم سازمان امور مالیاتی کشور که با برداشت ناصواب از رای یاد شده هیات عمومی دیوان عدالت اداری، محدودیت دیگری برای معافیت مالیاتی واحدهای تولیدی و صنعتی ایجاد کرده و در آن علیرغم این که محدودیت مصرح در بند الف ردیف ۳ مصوبه صدرالذکر هیات وزیران ابطال شده است، مقرر گردیده که « از تاریخ ابطال (۱۳۹۱/۱۲/۱۴) واحدهای تولیدی و معدنی مورد نظر امکان برخورداری از معافیت مالیاتی موضوع ماده ۱۳۲ قانون مالیاتهای مستقیم برای مناطق کمتر توسعه یافته را دارا نخواهند بود.»، مغایر رای شماره ۹۱۱۰۰۹۰۹۰۵۸۰۰۹۲۸- ۱۳۹۱/۱۲/۱۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری و مغایر حکم مقرر در ماده ۱۳۲ قانون اصلاح موادی از قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال ۱۳۸۰ است و مستند بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می شود.

  • ابطال تعرفه


    گردش کار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شماره دادنامه: ۳۵۸ الی ۳۶۵

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۵/۲۶

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری


    اطلاعات پرونده‌ها

    ردیف – کلاسه پرونده – شاکی – طرف شکایت – موضوع شکایت و خواسته

    الف

    • کلاسه پرونده: ۹۲/۶۸۷
    • شاکی: شرکت توزیع نیروی برق استان خراسان رضوی
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر خواف
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۹۰ شهر خواف در بخش تعیین بهای خدمات حق الارض در محدوده خدماتی شهر و حریم شهر

    ب

    • کلاسه پرونده: ۹۲/۴۵۷
    • شاکی: شرکت آب و فاضلاب استان آذربایجان شرقی
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر کشکسرا
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده ۴۰ از تعرفه عوارض و بهای خدمات محلی شهر کشکسرا برای اجرا در سال ۱۳۹۲ در قسمت تعیین عوارض حق الارض سالانه معابر

    ج

    • کلاسه پرونده: ۹۲/۶۰۵
    • شاکی: شرکت توزیع نیروی برق استان گلستان
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر اینچه‌برون
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال تعرفه عوارض محلی شهر اینچه برون در سالهای ۱۳۸۷ الی ۱۳۹۰ در قسمت تعیین عوارض حق الارض

    ح

    • کلاسه پرونده: ۹۴/۱۸۳
    • شاکی: شرکت گاز استان کرمانشاه با وکالت آقای پرویز علی‌پناه
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر کرمانشاه
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال تعرفه عوارض محلی شهرداری کرمانشاه برای اجرا در سالهای ۸۷ الی ۹۳ در بخش تعیین عوارض حق الارض

    د

    • کلاسه پرونده: ۹۳/۵۲۷، ۵۷۰
    • شاکی: شرکت توزیع نیروی برق استان خراسان رضوی
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر فیروزه
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال مصوبه شماره ۸۰۵/۵/۳-۱۳۹۰/۱۱/۵ در بخش تعیین عوارض حق الارض

    ز

    • کلاسه پرونده: ۹۳/۴۵۹
    • شاکی: شرکت توزیع نیروی برق استان خراسان رضوی
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر کلات
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال تعرفه عوارض محلی شهرداری کلات به شماره ۱۴۹-۱۳۹۰/۱۱/۱۱ در بخش تعیین عوارض حق الارض

    و

    • کلاسه پرونده: ۹۳/۲۷۸
    • شاکی: شرکت مخابرات استان خوزستان با وکالت آقای سید حجت‌اله موسوی
    • طرف شکایت: شورای اسلامی شهر بهبهان
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند ۴ صورتجلسه شماره ۶۰-۱۳۸۴/۱۰/۲۰ در خصوص چگونگی وصول بهای حق الارض

    گردش کار

    شاکیان به موجب دادخواستهای تقدیمی جداگانه، با مضمون و محتوایی واحد ابطال مصوبات شوراهای اسلامی شهرهای خواف، کشکسرا، اینچه‌برون، کرمانشاه، فیروزه، کلات و بهبهان را در بخش تعیین عوارض حق الارض خواستار شده‌اند و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده‌اند که:


    متن دقیق اظهارات شاکیان

    « احتراماً، به استحضار می رساند، شورای محترم اسلامی شهرهای خواف، کشکسرا، اینجه برون، کرمانشاه، فیروزه، کلات و بهبهان در صورتجلسه مصوب شورای اسلامی شهر، اقدام به وضع و مطالبه عوارضی موسوم به حق الارض (بهای خدمات) بابت عبور شبکه و تاسیسات برقی در معابر عمومی شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها نموده است، با این استدلال که معابر سطح شهر ملک عمومی بوده و در تولیت شهرداری می باشد و شهرداری در قبال تملک و مسیرگشایی و آزادسازی و نگهداری معابر هزینه پرداخت می نماید، لیکن:

    ۱-

    شرکت توزیع نیروی برق استانهای خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، گلستان، کرمانشاه و خوزستان با مجوز حاصله از ماده ۱۸ قانون سازمان برق ایران نسبت به نصب و احداث شبکه و تاسیسات، جهت مصارف عمومی و تامین برق تاسیسات شهری و ساکنین محترم شهر اقدام نموده است و برابر ماده موصوف وزارت آب و برق و شرکتهای تابعه آن مجاز خواهند بود در صورت لزوم در معابر عمومی شهرها و حریم املاک و اماکن و مستغلات به صورت مجانی نسبت به نصب تاسیسات انتقال و توزیع نیروی برق از جمله پایه تیر، پایه مقره، جعبه انشعاب و امثالهم اقدام نمایند و بر اساس این حکم آمره قانونگذار، شرکتها و سایر موسسات مجاز به پرداخت وجهی از بابت استفاده از معابر به عنوان حق بهره برداری یا عوارض حق الارض نمی باشند.

    ۲-

    قانون سازمان برق ایران در سال ۱۳۴۶ به تصویب رسیده در حالی که قانون شهرداریها مصوب سال ۱۳۳۴ می باشد که بر اساس اصول تفسیر حقوقی، ماده ۱۸ قانون سازمان برق ایران آن قسمت از تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها را که مخالف مفهوم و منطوق این ماده باشد، نسخ نموده است.

    ۳-

    برابر تبصره ۱ و ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها، چنانچه تامین نیازمندیهای عمومی و شهری هم چون احداث شبکه برق و … به عهده سازمانها و موسسات ثالثی قرار گیرد، سازمان و موسسه مزبور برای انجام وظیفه محوله می باید به وسیله شهرداریها از مقررات ماده فوق استفاده نماید و در گذشته نیز مسوولیت تامین مسیر نصب تاسیسات به موجب مقررات ماده ۹۶ قانون مارالذکر، به عهده شهرداریها بوده است که با تصویب قانون سازمان برق ایران، کلیه موسسات برق شهرداریها و اموال و املاک آن از جمله شبکه و تاسیسات، برابر قانون مذکور به تملک شرکتها و موسسات برق درآمده است.

    ۴-

    کلیه شبکه و تاسیسات توزیع نیروی برق در سطح شهرها به صورت یکپارچه و غیر قابل تفکیک بوده که جهت مصارف عمومی از جمله روشنایی معابر و چراغهای راهنمایی و رانندگی و امکان عمومی و خصوصی نصب و احداث شده است. لذا تفکیک شبکه روشنایی معابر از سایر تاسیسات منصوبه متصور نمی باشد، در حالی که تامین روشنایی معابر به عهده شهرداریها می باشد.

    ۵-

    مالکیت شهرداریها نسبت به معابر با توجه به عمومی بودن آن و با لحاظ ماده ۴۵ آیین نامه مالی شهرداریها، اعتباری می باشد که طبق ماده ۶۴ آیین نامه مذکور فقط حفاظت و صیانت از اموال عمومی به شهرداریها محول شده و نمی تواند محملی جهت مطالبه حقوق مالکانه جهت شهرداریها باشد…

    ۶-

    قانون سازمان برق توسط هیچ کدام از مراجع قانونگذاری نسخ نشده و تخصیص نیز نیافته است و مورد عمل وزارت نیرو و شرکتهای تابعه می باشد و از زمان تصویب قانون فوق الذکر، هیچ گونه وجهی بابت اجاره یا حق بهره برداری و یا عوارض حق الارض از طرف شهرداریها مطالبه و توسط موسسات برق پرداخت نشده است.

    ۷-

    مصوبه مورد نزاع در تناقض با مصوبات قانونی و سیاستهای کلی دولت در چهار چوب برنامه چهارم توسعه اقتصادی مبنی بر تثبیت قیمت خدمات (آب، برق، گاز و …) می باشد و به تبع اجرای آن، موجب سرشکن نمودن عوارض مذکور بر قبوض برق مصرفی مشترکین شرکت و النهایه افزایش لجام گسیخته قیمت خدمات زیربنایی و نارضایتی عمومی می گردد.

    ۸-

    مطابق اصل ۴۴ قانون اساسی و ماده ۴ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، شرکت توزیع برق به عنوان شرکت زیر مجموعه شرکت مادر تخصصی توانیر وابسته به وزارت نیرو، محسوب شده، که هرگونه پرداخت وجه به عنوان مالیات، عوارض و غیره، نیاز به نص صریح مقررات قانونی و پیش بینی بودجه دارد و از طرفی مدیریت برق شهرستان فیروزه جزء شعب و زیر مجموعه این شرکت در سطح استان و به تبع در سطح کشور بوده و عوارض مذکور محلی نیز، تلقی نمی گردد و برابر بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی و همچنین رای شماره ۳۴۴-۱۳۸۹/۴/۲۱ موضوع پرونده کلاسه ۸۷/۲۹۱ هیات محترم دیوان عدالت اداری، مصوبات شوراهای اسلامی که ملی تلقی می گردند، فاقد وجاهت قانونی می باشد.

    ۹-

    برابر تبصره ۱ از ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده، مصوبات شورا پس از تصویب و اعلام عمومی در سال بعد قابل اجرا خواهد بود و بر همین اساس شبکه و تاسیسات جدید الاحداث مشمول مصوبه مذکور قرار خواهند گرفت، لیکن مطالبات شهرداری بر اساس مصوبه مذکور عطف به ماسبق شده و کلیه شبکه ها و تاسیسات برقی منصوبه در قبل از مصوبه شورا را نیز مشمول نموده است، که این مهم بر خلاف هدف و مراد قانونگذار می باشد.

    ۱۰-

    بر اساس آرای صادره به شماره های ۶۶ الی ۸۶ از هیات محترم عمومی دیوان عدالت اداری مورخ ۱۳۹۲/۲/۲ مصوبات شوراهای شهر از سراسر کشور مبنی بر مطالبه عوارض حق الارض فاقد وجاهت قانونی اعلام گردیده است.

    ۱۱-

    به موجب اصل ۱۰۵ قانون اساسی مصوبات شورای اسلامی شهرها نمی تواند برخلاف قوانین موضوعه باشد و در اصل ۵۵ قانون موصوف نیز صراحتاً قید شده است که هیچ نوع مالیاتی وضع نمی شود مگر به موجب قانون. بنابراین وضع هرگونه مالیات و عوارض مستلزم وجود نص قانونی است.

    ۱۲-

    وفق ماده یک قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال ۱۳۸۷، عرضه کالا و خدمات مشمول مقررات این قانون می باشد و با عنایت به مواد ۱۲ و ۱۳ قانون مزبور که به ذکر کالاها وخدمات معاف از پرداخت مالیات پرداخته، محرز است که خدمات ارایه شده از سوی شرکتهای برق، مشمول قانون مالیات بر ارزش افزوده می باشد که مالیات و عوارض مصرحه قانونی (۵/۱ درصد) وفق مواد ۱ و ۱۶ و ۳۸ و ۳۹ پرداخت می گردد و وضع عوارض مضاعف برخلاف نیت قانونگذار می باشد.

    ۱۳-

    برابر مواد ۵۰ و ۵۲ قانون مالیات بر ارزش افزوده، برقراری هر گونه عوارض بر خدمات که در آن قانون، تکلیف مالیات و عوارض آن معین شده است و همچنین برقراری عوارض به درآمدهای ماخذ مطالبه مالیات، توسط شوراهای اسلامی ممنوع می باشد.

    ۱۴-

    قانونگذار در قانون برنامه و بودجه سال ۱۳۹۲ نسبت به تعیین میزان و نوع عوارض در قبوض برق اقدام نموده است. که این مهم نشان از غیر محلی بودن قبوض و ملی بودن آن می باشد لذا شهرداری و شورای شهر مشتکی عنه، برابر بند ۱۶ از ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی، مجاز به وضع عوارض بر خدمات سراسری و ملی نمی باشد.

    ۱۵-

    شهرداری و شورای شهر خدمتی جهت نصب تاسیسات مربوط به برق یا عبور شبکه ارایه نمی نمایند که حالیه با وضع عوارض مستحق دریافت آن باشند و برعکس ارایه خدمات عمومی و احداث شبکه های آب و برق و گاز، موجبات ساخت مستحدثات و اعیانی و منبع وصول عوارض ساخت و پایان کار برای شهرداریها می گردد و مطالبه ارزش افزوده این اقدام در قوانین قبل از انقلاب و به خصوص قانون برنامه و بودجه پیش بینی نیز شده است.

    ۱۶-

    شهرداری بابت خسارت به جسم معابر در اثر نصب تیر برق یا حفاری کانال، عوارض جداگانه ای می بایست بابت حفاری مطالبه می نماید که این عوارض با عوارض متنازع فیه متفاوت می باشد و عوارض مذکور در وجه شهرداری پرداخت می گردد.

    ۱۷-

    برابر نص صریح ماده ۱۱ قانون اصلاح لایحه نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت، در صورت احتیاج به اراضی دایر و بایر متعلق به شهرداری ( در صورتی که معابر و شوارع را جزء اموال اختصاصی و نه عمومی شهرداری تصور نمایم) و سایر وزارتخانه ها و موسسات و شرکتهای دولتی، نسبت به واگذاری بلاعوض آن به دستگاه مجری طرح عمومی اقدام خواهد شد.

    ۱۸-

    ماده ۱۱ قانون اصلاح لایحه نحوه خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی و عمرانی و نظامی دولت و ماده ۱۸ قانون سازمان برق، جزء اعطای تخفیف یا معافیت از پرداخت عوارض یا وجوه به شهرداریها نبوده که مشمول تبصره ۱ و ۳ از ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده مبنی بر لغو مواد قانونی موصوف باشد.

    ۱۹-

    برابر اظهار نظر کارشناسی در طرح مجوز دریافت حق الارض از شرکتهای خدماتی – تاسیساتی توسط شهرداریها به شماره ۲۴۰۱۲۰۳۴ -۱۳۹۰/۸/۱۷ به جهت عدم وجود نص قانونی در خصوص مطالبه این گونه عوارض و اشکالات عدیده حقوقی و اقتصادی، طرح موصوف منتج به نتیجه و وضع قانون خاص نیز نشده است.


    جمع‌بندی و تقاضای نهایی شاکی

    در خاتمه ضمن عرض پوزش از اطاله کلام و با عنایت به این که برابر اصل ۱۰۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوبات شوراها نمی تواند بر خلاف قوانین موضوعه باشد، لذا با توجه به مخالفت صریح مصوبه شورای اسلامی شهر فیروزه با منطوق و مفهوم ماده ۱۸ قانون سازمان برق ایران، مستنداً به قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد ۱۰، ۱۲، ۳۴ و ۳۶ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، بدواً به جهت جلوگیری از مطالبه عوارض مذکور توسط شهرداری محترم فیروزه از طریق کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری و توقیف حسابها و اموال این شرکت که منتج به ایجاد محدودیت در خدمت رسانی به ساکنین محترم به شهر نیز می گردد، درخواست دستور موقت مبنی بر توقف عملیات اجرایی و سپس تقاضای ابطال مصوبه های مارالذکر مورد استدعا می باشد. »


    متن مصوبات مورد اعتراض

    الف- لایحه بهاء خدمات حق الارض در محدوده خدمات شهر و حریم شهر شورای اسلامی شهر خواف

    به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها و همچنین ماده ۴۵ آیین نامه مالی شهرداریها با عنایت به این که معابر عمومی واقع در محدوده هر شهر ملک عمومی محسوب و در زمان تملک خیابانها و کوچه ها و معابر شهرداری متحمل هزینه های سنگین می گردد.

    ۱-

    عوارض حق الارض بابت عبور تاسیسات انشعابات ( شامل لوله- کابل- سیم و فیبر نوری و …) آب و فاضلاب- برق (شبکه های هوایی و زمینی) گاز- مخابرات- به ازای هر متر طول برابر p۱ (قیمت منطقه ای خیابان p می باشد).

    ۲-

    عوارض حق الارض بابت تاسیسات شامل ایستگاههای تقلیل فشار- کاندیک- کافوف ترانس برق- تیرهای بتنی- فلزی- چوبی- دریچه های آب و فاضلاب- کیوسکها و … به ازای هر متر مربع زمینی که تاسیسات مورد اشاره در آن واقع شده است برابر p ۱۵ (قیمت منطقه ای خیابان p می باشد).


    ب) ماده ۴۰ عوارض حق الارض سالانه معابر شورای اسلامی شهر کشکسرا

    « با توجه به هزینه بالای تملک و اجرای معابر، شهرداری از اول سال ۱۳۸۸ از بابت استفاده شرکتهای خدماتی از معابر شهر که مالکیت و هزینه های اجرای آن مربوط به شهرداری بوده به شرح زیر عوارض حق الارض سالانه کلیه معابر تعلق می گیرد که هم زمان با هزینه های حفاری یا جداگانه وصول خواهد شد:

    ۱-

    در قبال استفاده شرکتهای آب و فاضلاب و گاز یا بخش خصوصی از هر متر طول معابر تا عرض ۸۰ سانتیمتر برای لوله گذاری معادل ۳۰% ارزش منطقه ای زمان اقدام محل وصول خواهد شد. در صورت استفاده بیش از ۸۰ سانتیمتر از عرض معابر، ۵۰% ارزش منطقه ای زمان اقدام وصول خواهد شد.

    ۲-

    در قبال استفاده شرکت مخابرات یا بخش خصوصی از هر متر طول معابر تا عرض ۸۰ سانتیمتر برای کابل گذاری خطوط تلفن و … معادل ۳۰% ارزش منطقه ای زمان اقدام محل وصول خواهد شد. در صورت استفاده بیش از ۸۰ سانتیمتر ۵۰% ارزش منطقه ای زمان اقدام وصول خواهد شد.

    ۳-

    در قبال استفاده شرکت برق یا بخش خصوصی از هر متر طول معابر برای انتقال برق به صورت زیرزمینی و هوایی ۳۰% ارزش منطقه ای زمان مراجعه محل برای هر متر طول محاسبه و اخذ خواهد شد و انتقال فشار برق قوی با ضریب دو برابر مبنای فوق الذکر وصول خواهد شد.

    تبصره:

    این عوارض غیر از هزینه های حفاری بوده و هزینه های ترمیم حفاریها را باید دستگاهها و شرکتهای حفار مطابق تعرفه مربوطه پرداخت نمایند. ضمناً هزینه های توسعه و تعویض شبکه های آب و فاضلاب، گاز، برق و مخابرات در کلیه امور به عهده شرکت مربوطه بوده و شهرداری هیچ گونه تعهدی در تامین مذکور ندارد.

    در این رابطه رای شماره ۱۴۷۷-۱۴۸۱ مصوب ۱۳۸۶/۱۲/۱۲ هیات عمومی دیوان عدالت اداری در رابطه با حق الارض کلیه معابر و عواض بنای زاید بر پروانه، عوارض معاینه خودروهای درون شهری، عوارض پیمان کاری مبنی بر قانونی بودن عوارض مذکور صادر و در روزنامه رسمی شکور ۱۸۵۲۲(۶۹) منتشر شده است.

    ج) عوارض حق الارض شورای اسلامی شهر اینجه برون

    ماده ۳۳: عوارض حق الارض

    مرجع: ماده ۱۰۱ و تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها

    در خصوص عوارض حق الارض قابل وصول از شرکتهای حفار (آب و فاضلاب، برق، مخابرات، گاز، نفت) که انشعابات خود را در معابر عمومی، خیابانها و کوچه ها احداث نموده اند عوارض به شرح جدول ذیل به صورت ماهیانه محاسبه و اخذ می گردد:

    ردیف

    شرح

    مبلغ ماهیانه عوارض (ریال)

    ۱

    بابت لوله های شرکت آب و فاضلاب و گاز در خیابانهای تا ۱۴ متر برای هر متر طول

    ۱۵۰

    ۲

    بابت لوله های شرکت آب و فاضلاب و گاز در خیابانهای تا ۳۰ متر برای هر متر طول

    ۲۰۰

    ۳

    بابت لوله های شرکت آب و فاضلاب و گاز در خیابانهای تا ۱۴ متر برای هر متر طول

    ۲۵۰

    ۴

    بابت کابلهای زیرزمینی شرکت مخابرات و برق برای هر متر طول

    ۱۵۰

    ۵

    بابت کافوهای مخابراتی در سطح شهر هر عدد

    ۲۵۰۰

    ۶

    بابت نیروهای برق فاقد روشنایی در سطح شهر هر عدد

    ۶۰۰۰

    ۷

    بابت تیرهای ترانسدار برق در سطح شهر هر عدد

    ۱۵۰۰۰

    ۸

    بابت ترانسهای برق اتاقکی برای هر مترمربع

    ۲۵۰۰۰

    ۹

    بابت لوله های انتقال نفت در محدوده شهر برای هر متر طول

    ۳۰۰

    ۱۰

    بابت تاسیسات و مخازن نفت در محدوده شهر برای هر مترمکعب

    ۲۰۰۰


    ح) تعرفه عوارض محلی شهرداری کرمانشاه برای اجرا در سالهای ۸۷ الی ۹۳

    بخش تعیین عوارض حق الارض


    ۱) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۸۷ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۳۴: عوارض حق الارض

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریست حق الارض برای سازمانهای حفار (آب و فاضلاب، برق، مخابرات و گاز) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر متر طول ۰۰۰/۲ ریال دریافت گردد.


    ۲) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۸۸ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۳۰: عوارض حق الارض (حق بهره برداری)

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق الارض برای سازمانهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و غیره) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر مترمربع طول ۵۰۰/۲ ریال دریافت گردید.

    تبصره: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.


    ۳) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۸۹ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۳۴: عوارض حق الارض (حق بهره برداری)

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق الارض برای سازمانهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و …) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر متر طول ۵۰۰/۳ ریال دریافت گردید.

    تبصره: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.

    تبصره: جهت پستهای ثابت در معابر عمومی جهت هر مترمربع ۰۰۰/۱۰۰ ریال.


    ۴) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۹۰ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۳۸: عوارض حق الارض (حق بهره برداری)

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق الارض برای سازمانهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و …) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر مترمربع طول ۰۰۰/۵ ریال دریافت گردد.

    تبصره ۱: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.

    تبصره ۲: جهت پستهای ثابت در معابر عمومی جهت هر مترمربع ۰۰۰/۱۰۰ ریال.


    ۵) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۹۱ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۴۳: عوارض حق الارض (حق بهره برداری)

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق الارض برای سازمانهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و …) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر متر طول ۰۰۰/۵ ریال دریافت گردید.

    تبصره: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.

    تبصره: جهت پستهای ثابت در معابر عمومی جهت هر مترمربع ۰۰۰/۱۰۰ ریال (پست برق، ایستگاههای B.T.S مخابرات، ایستگاههای گاز و غیره).

    تبصره ۳: جهت خطوط انتقال بالاتر از ۲۰ کیلو ولت به ازاء هر متر طول ۰۰۰/۷ ریال در نظر گرفته شود.


    ۶) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۹۲ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۴۷: عوارض حق الارض (حق بهره برداری)

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق الارض برای سازمانهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و …) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر متر طول ۰۰۰/۵ ریال دریافت گردد.

    تبصره ۱: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.

    تبصره ۲: جهت پستهای ثابت در معابر عمومی جهت هر مترمربع ۰۰۰/۳۰۰ ریال (پست برق، ایستگاههای B.T.S مخابرات، ایستگاههای گاز).

    تبصره ۳: جهت خطوط انتقال بالاتر از ۲۰ کیلو ولت به ازاء هر متر طول ۰۰۰/۲۱ ریال در نظر گرفته شود.


    ۷) تعرفه عوارض محلی سال ۱۳۹۳ شهرداری کرمانشاه

    ماده ۴۴: عوارض حق بهره برداری از معابر عمومی

    با توجه به این که اراضی و خیابانهای شهر به استناد تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری ملک عمومی محسوب و در تولیت شهرداریهاست حق بهره برداری از معابر عمومی برای سازمانها و شرکتهای حفار (شرکتهای آب و فاضلاب، برق، گاز، مخابرات و …) در معابر عمومی شهر سالانه برای هر متر طول ۵۰۰/۵ ریال دریافت گردد.

    تبصره ۱: این عوارض سالانه بوده و عوارض حفاری مجزا از این موضوع می باشد.

    تبصره ۲: جهت پستهای ثابت در معابر عمومی به ازاء هر مترمربع ۰۰۰/۳۵۰ ریال (پست برق، ایستگاههای مخابرات، ایستگاههای گاز).

    تبصره ۳: جهت خطوط انتقال بالاتر از ۲۰ کیلو ولت به ازاء هر متر طول ۰۰۰/۲۵ ریال در نظر گرفته شود.


    د) مصوبه شماره ۸۰۵/۵/۳-۱۳۹۰/۱۱/۵ شورای اسلامی شهر فیروزه

    ردیف

    نوع عوارض

    ماخذ و نحوه محاسبه عوارض

    منشاء قانونی

    توضیحات

    عوارض حق الارض

    p ¼ به ازای هر متر طول

    بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون موسوم به شوراها و تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده

    تبصره (۱): مسیر تحت انتقال و احداث، هیچ گونه حق مالکیتی برای شرکتهای حفار ایجاد نمی کند.

    تبصره (۲): وصول این عوارض به موجب دادنامه شماره ۱۴۸۱-۱۴۷۷-۱۳۸۶/۱۲/۱۲ هیات عمومی دیوان عدالت اداری قانونی است.

    تبصره (۳): کانالها و جویهای آب کشاورزی مشمول لایحه حق الارض نمی گردد.

    p = قیمت منطقه ای


    ز) مصوبه شماره ۱۴۹-۱۳۹۰/۱۱/۱۱ شورای اسلامی شهر کلات

    عوارض حق الارض

    نظر به این که به موجب تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری و ماده ۴۵ آیین نامه مالی شهرداریها، معابر عمومی واقع در محدوده هر شهر ملک عمومی محسوب و در مالکیت شهرداری قرار دارد و شهرداریها برای احداث آنها الزاماً بایستی با تملک املاک و خرید ارضی هزینه های زیادی را متحمل شود. همچنین حفاظت و نگهداری از معابر مستمراً هزینه هایی را در بردارد. بنابراین از تاریخ لازم الاجرا بودن این لایحه کلیه شرکتهای خدماتی (آب، برق، مخابرات، گاز) و یا کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که به نحوی از معابر مذکور استفاده می نمایند برای هر گونه خدمات خاص و خدمات عام بایستی به شرح ذیل عوارض فوق را پرداخت نمایند.

    ۱-

    عوارض حق الارض به ازای هر متر طول بابت عبور تاسیسات، انشعابات، ( شامل لوله، کابل، سیم فیبر نوری و …) آب و فاضلاب، برق، (شبکه های هوایی و زمینی) گاز، مخابرات، برابر ۶۰۰ ریال.

    ۲-

    عوارض حق الارض برای هر مترمربع تاسیسات شامل ایستگاه تقلیل فشار، ایستگاه کاندیک، کافو، ترانس برق، تیرهای بتنی، فلزی، چوبی، دریچه آب و فاضلاب، کیوسکها و … به ازای هر مترمربع زمین که تاسیسات مورد اشاره در آن واقع شده است برابر ۰۰۰/۵۵ ریال.

    مثال:

    اگر در یک معبر به طول ۱۰۰ متر شرکت آب دارای یک شاه لوله و دو لوله فرعی و انشعابات به واحدهای تجاری، اداری، مسکونی و … باشد و با فرض این که تعداد واحدهای مستقر در خیابان ۵۰ واحد داشته باشد متراژ تاسیسات به شرح ذیل محاسبه و عوارض دریافت می گردد.

    A= طول شبکه توزیع اصلی (شاه لوله)

    B= طول شبکه های فرعی در سمت پیاده روها در طرفین خیابان

    C= (K*L) طول شبکه انشعابات واحدهای مصرف کننده پیاده روها

    K= طول انشعابات از لوله های فرعی به واحدهای مسکونی، تجاری، اداری، و غیره که به طور ثابت حداقل ۲ متر در محاسبات لحاظ می شود.

    محاسبه عوارض:

    A= ۱۰۰ متر

    B= (۱۰۰+۱۰۰) متر

    C= ۵۰*۲

    A+B+C = ۴۰۰ متر طول شبکه آب در خیابان مذکور

    D= ۵۰۰*۴۰۰ = ۰۰۰/۲۰۰ ریال مبلغ عوارض حق الارض در خیابان به طول ۱۰۰ متر

    این عوارض سالیانه می باشد.

    ضمناً به شهرداری اجازه داده می شود مبلغ مذکور را در صورت توافق طرفین به صورت تهاتر وصول نماید و در صورت استنکاف از طریق کمیسیون ماده ۷۷ و مراجع مربوطه اقدام نماید.

    ضمناً در خصوص دکلهای انتقال شرکت برق هر دکل مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۳ ریال بابت هر سال پیشنهاد می گردد.


    و) بند ۴ صورتجلسه شماره ۶۰-۱۳۸۴/۱۰/۲۰ شورای اسلامی شهر بهبهان

    «

    ۱- …

    ۲-…

    ۳-…

    ۴- لوایح مندرج در نامه شماره ۳۰۵۵۱/۱-۱۳۸۴/۹/۳۰ شهرداری بهبهان پیرامون چگونگی وصول بهای حق الارض موضوع بند ۶ ماده ۷۱ قانون شوراها و ماده ۱۰۱ قانون شهرداریها به شرح ذیل تصویب گردید.

    متن لایحه:

    به شهرداری بهبهان اجازه داده می شود بابت در اختیار گذاردن معابر شهری برای ارایه هرگونه خدمات خاص یا عام، بهای خدمات حق الارض ردیف یک با معادل ریالی ۲۴% وصول نماید.

    »


    پاسخ به شکایت

    در پاسخ به شکایت مذکور، رییس شورای اسلامی شهرهای اینچه برون [استان گلستان] و کرمانشاه به موجب لایحه های شماره ۱۱۹-۱۳۹۳/۱/۶ و ۲۲۵/ش-۱۳۹۴/۸/۷ توضیح داده اند که:

    «

    به استناد بند ۱۶ ماده ۷۱ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب ۱۳۷۵/۳/۱ و اصلاحات بعدی و ماده ۱۰۱ و تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری مصوب ۱۳۳۴/۴/۱۱ و اصلاحات بعدی و ماده ۴۵ آیین نامه مالی مصوب ۱۳۴۶/۴/۱۲ و اصلاحات بعدی با توجه به این که کلیه معابر و خیابانها و میادین و … جزو اموال عمومی شهر بوده و شورای اسلامی شهر از این بابت که شرکتهای ارایه دهنده خدمات از این اموال متعلق به شهر استفاده می کنند اقدام به وضع عوارض بابت استفاده از اراضی خود با عنوان حق الارض نموده است و این عوارض هیچ گونه ارتباطی با ارایه خدمت ندارد و صرفاً عوارض بابت استفاده از اموال شهر است و این اقدام نیز در راستای اجرای تبصره ۱ ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده انجام شده است.

    شوراهای اسلامی شهرها خاصه شهر کرمانشاه بر پایه بخشی از قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب سال ۱۳۷۵ (بند ۱۶ ماده ۷۱) و دیگر قوانین موضوعه همچون قانون تجمیع سابق و مالیات بر ارزش افزوده لاحق و همچنین آراء صادره از هیات عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۱۴۷۷ الی ۱۴۸۱-۱۳۸۶/۱۲/۱ که اخذ عوارض حق الارض را مغایر قانون تشخیص نداده و به صراحت بر اخذ عوارض حق الارض تاکید داشته و از سنوات گذشته بر همین اساس مبادرت به وضع و تصویب چنین عوارضی نموده اند و به همین خاطر آنچه را که شهرداریها بر اساس قوانین و آراء صادره از هیات عمومی در سنوات گذشته و مورد عمل در زمان قانونی بودن آنها اخذ نموده قابل انکار و استرداد نبوده و نمی توان به بهانه آراء صادره جدید اقدامات گذشته را غیر قانونی تلقی نمود و همین مهم نیز در ماده (۱۳) قانون جدید و (۲۰) قانون سابق دیوان عدالت اداری و آیین دادرسی آن به صراحت مورد تاکید قرار گرفته چنانچه اعلام می نماید که اثر ابطال مصوبات از تاریخ صدور رای هیات عمومی بوده و به نوعی عطف بماسبق نمی گردند.

    به نظر می رسد که آراء صادر شده از هیاتهای عمومی دیوان عدالت اداری که اخیراً مبادرت به ابطال برخی عوارض متعلق حق شهرداری است و بر پایه قانون مالیات بر ارزش افزوده صادر می گردد در خصوص عوارض حق الارض مصداق پیدا نکرده زیرا این گونه عوارض نیازمند محاسبه متراژ زمینهای مورد استفاده توسط دستگاهها بوده و عملاً سازمان امور مالیاتی قادر به تعیین میزان و متراژ آن نبوده تا بر اساس محاسبات به عمل آمده بتواند عوارض مذکور را مطالبه و سپس سهم شهرداریها را تعیین و پرداخت نماید بنابراین لازم است که این مهم توسط اعضاء محترم هیات عمومی دیوان عدالت اداری مورد لحاظ واقع تا با تجدیدنظر در آراء سابق الصدور نسبت به جلوگیری از تضییع حقوق شهرداریها اقدام نمایند.

    »


    تشکیل جلسه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۵/۲۶ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.


    رای هیات عمومی

    مطابق ماده ۱۸ قانون سازمان برق ایران مصوب ۱۳۴۶، عبور کانال خطوط برق در معابر عمومی شهرها و حریم اماکن و دیوارهای مستغلات و اماکن خصوصی مشرف به معابر عمومی به صورت مجانی است و به موجب ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال ۱۳۸۷، برقراری هرگونه عوارض و سایر وجوه برای انواع کالاهای وارداتی و تولیدی و همچنین ارایه خدمات که در قانون مزبور تکلیف مالیات و عوارض آنها معین شده است، توسط شوراهای اسلامی شهرها ممنوع است.

    نظر به این که در بند الف ماده ۳۸ قانون اخیرالذکر، نرخ عوارض شهرداریها و دهیاریها در رابطه با کالا و خدمات مشمول این قانون علاوه بر نرخ مالیات موضوع ماده ۱۶ قانون، تعیین شده است و تامین آب، برق، گاز، تلفن و خطوط فاضلاب از مصادیق ارایه خدمات است، بنابراین وضع عوارض مجدد تحت عنوان حق الارض وجاهت قانونی ندارد و مصوبات مورد شکایت شاکیان در خصوص تعیین و برقراری عوارض حق الارض به شرح مندرج در گردش کار، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات تشخیص می شود و به استناد بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، ابطال می شوند.

    بند ۴ مصوبه شماره ۶۰- ۱۳۸۴/۱۰/۲۰ شورای اسلامی شهر بهبهان با استناد به ماده ۱۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری از تاریخ تصویب ابطال می شود.


    امضاء

    محمدکاظم بهرامی

    رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری

  • ابطال بند 4 بخشنامه 11823-30/6/1384 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی

    خانمها: آیدا آتش بهار و سولماز ارونقی

    موضوع شکایت و خواسته

    ابطال بند ۴ بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکیان به موجب دادخواستهای جداگانه با متن مشابه ابطال بند ۴ بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ سازمان مالیاتی کشور را خواستار شده اند و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده اند که:

    ” احتراماً، با توجه به اینکه پرونده مالیات بر ارث اینجانبان وراث مرحوم زین العابدین ارونقی در اداره امور مالیاتی استان تهران مورد رسیدگی واقع و به موجب اوراق تشخیص ابلاغی مشخص گردیده معافیت قانونی مقرر در ماده ۲۴ فصل چهارم مالیات بر ارث قانون مالیاتهای مستقیم در اجرای بند ۴ بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ ریاست محترم سازمان امور مالیاتی کشور در مورد اینجانبان اعمال نگردیده معترض بوده و درخواست حذف بند ۴ بخشنامه مذکور را به دلایل زیر خواستاریم.

    طبق تصریح مقنن در ماده ۱۹ قانون مالیاتهای مستقیم اموال مشمول مالیات بر ارث عبارت از کلیه ماترک متوفی واقع در ایران یا خارج از ایران اعم از منقول و غیر منقول مطالبات قابل وصول و حقوق مالی پس از کسر هزینه کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالی و عبادی در حدود شرعی و دیون محقق متوفی و اموال خارج از شمول فصل مالیات بر ارث توسط مقنن در ماده ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم و در چهار بند عنوان گردیده که در صورت توجه به دو ماده مذکور مشخص می باشد مرجع قانونگذاری موارد مشمول مالیات بر ارث را صراحتاً از موارد غیر مشمول و معاف مجزا و اعمال معافیت مقرر در متن ماده ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم منجز از ماده ۱۹ بدون قید یا شرطی تبیین و مقرر نموده، لذا درآمد مشمول مالیات و مالیات متعلقه در منبع مالیات بر ارث با توجه به مواد ۱۹و ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم عبارت از (بدهی- ماترک پس از اعمال معافیت ماده ۲۴= درآمد مشمول مالیات) خواهد بود و با توجه به اصل ۵۱ قانون اساسی (هیچ نوع مالیاتی وضع نمی شود مگر به موجب قانون، موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود) که نحوه وضع و معافیت و بخشودگی مالیاتی را مشخص نموده صدور بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ حاکی از نقض صریح قوانین جاری بوده و در جهت روشن نمودن موضوع اگر مثال عددی بند ۴ بخشنامه مذکور را به شرح زیر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم میزان تضییع حقوق اشخاص از جمله در پرونده اینجانبان به وضوح مشخص می باشد.


    مثال متن بخشنامه بدون لحاظ نمودن بخشنامه سازمان مالیاتی

    شرح ماترک متوفی در تاریخ حین الفوت (۱۳۸۳) به شرح زیر است:

    شرحعرصهاعیان
    ۱- ارزش معاملاتی یک باب خانه۰۰۰/۰۰۰/۸۰۰۰۰/۰۰۰/۱۲۰
    ۲- موجودی حساب بانکی۰۰۰/۰۰۰/۶۰
    ۳- طلب حین الفوت بابت بازخرید خدمت و مرخصی۰۰۰/۰۰۰/۳۰
    ۴- ارزش ملک کشاورزی با محصولات و ابزارآلات۰۰۰/۰۰۰/۷۰۰۰۰/۰۰۰/۲۳۰
    ۵- ارزش سایر داراییهای منقول۰۰۰/۰۰۰/۴۰

    جمع عرصه و اعیان

    ۰۰۰/۰۰۰/۱۵۰ ۰۰۰/۰۰۰/۴۸۰

    جمع کل ماترک

    ۰۰۰/۰۰۰/۶۳۰

    دیون متوفی و هزینه کفن ودفن

    (۰۰۰/۴۰۰/۵۰)

    ماترک خالص

    ۰۰۰/۶۰۰/۵۷۹


    حال با توجه به ماده ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم و اعمال معافیت قانونی و حذف طلب مرحوم بابت بازخرید خدمت و مرخصی بند ۳ گزارش به مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۳۰ ریال که مشمول بند ۱ ماده ۲۴ می باشد و اعمال ۸۰% معافیت موجودی حساب بانک بند ۲ گزارش و اعمال ۴۰% معافیت واحدهای کشاورزی بند ۴ گزارش که مشمول بند ۴ ماده ۲۴ می باشد شرح ماترک و ارزش کل ماترک و ماترک خالص و سهم الارث هر یک از وراث ضمن رعایت ماد ۱۹و ۲۴ قانون بابت مثال فوق به شرح زیر خواهد شد.

    شرحعرصهاعیان
    ۱- ارزش معاملاتی یک باب خانه۰۰۰/۰۰۰/۸۰۰۰۰/۰۰۰/۱۲۰
    ۲- موجودی حساب بانکی۰۰۰/۰۰۰/۱۲
    ۳- ارزش ملک کشاورزی با ابزارآلات۰۰۰/۰۰۰/۴۲۰۰۰/۰۰۰/۱۳۸
    ۴- ارزش سایر داراییهای منقول۰۰۰/۰۰۰/۴۰

    جمع عرصه و اعیان

    ۰۰۰/۰۰۰/۱۲۲ ۰۰۰/۰۰۰/۳۱۰

    جمع کل ماترک

    ۰۰۰/۰۰۰/۴۳۲

    دیون متوفی و هزینه کفن ودفن

    (۰۰۰/۴۰۰/۵۰)

    ماترک خالص با اعمال معافیت ماده ۲۴

    ۰۰۰/۶۰۰/۳۸۱


    محاسبه سهم الارث هر یک از وراث

    ۰۰۰/۴۰۰/۵۰ ۰۰۰/۰۰۰/۴۳۲

    هزینه نسبت به اعیان

    ۶۶۶/۱۶۶/۳۶=X ۰۰۰/۰۰۰/۳۱۰

    اعیان خالص

    ۳۳۴/۸۳۳/۲۷۳=۶۶۶/۱۶۶/۳۶-۰۰۰/۰۰۰/۳۱۰

    سهم الارث همسر

    ۱۶۶/۲۲۹/۳۴=۸÷۳۳۴/۸۳۳/۲۷۳

    سهم الارث سایر وراث

    ۸۳۴/۳۷۰/۳۴۷=۱۶۶/۲۲۹/۳۴-۰۰۰/۶۰۰/۳۸۱

    سهم الارث دختر

    ۷۰۸/۸۴۲/۸۶=۴÷۸۳۴/۳۷۰/۳۴۷

    سهم الارث پسر

    ۴۱۶/۶۸۵/۱۷۳=۲×۴۱۶/۸۴۲/۸۶


    با مقایسه محاسبه فوق که مطابق با متن ماده ۱۹ و ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم انجام پذیرفته با محاسبات در مثال متن بخشنامه سازمان مالیاتی مشخص می گردد از مبلغ ۰۰۰/۴۰۰/۵۰ ریال دیون متوفی در مثال مذکور مبلغ ۰۰۰/۵۶۰/۳۴ ریال در پرونده قابل محاسبه و مابقی دیون به مبلغ ۰۰۰/۸۴۰/۱۵ ریال با معافیت قانونی مقرر در بند ۴ ماده ۲۴ تهاتر گردیده به طوری که ماترک خالص از مبلغ ۰۰۰/۶۰۰/۳۸۱ ریال به مبلغ ۰۰۰/۴۴۰/۳۹۷ ریال افزایش و بالعکس معافیت ۸۰% موجودی بانکی به ۶/۷۵% و معافیت بخش کشاورزی از ۴۰% به ۶/۳۵% تقلیل یافته و با مطالعه محاسبات پرونده ارث مرحوم زین العابدین ارونقی که ضمیمه می باشد ملاحظه می گردد ماترک خالص قابل تقسیم در پرونده قبل از اجرای بخشنامه مبلغ ۴۵۳/۹۴۹/۶۷۷ ریال و با اجرای بخشنامه مذکور به مبلغ ۰۱۱/۸۶۹/۷۲۶ ریال افزایش و به تبع آن مالیات قابل پرداخت نیز به مبلغ ۸۹۰/۲۲۹/۱۲ ریال افزایش یافته و با مقایسه محاسبات مثال متن بخشنامه با محاسبات انجام شده در پرونده ارث مرحوم ارونقی ملاحظه می شود افزایش سطح دیون متوفی منجر به کاهش استفاده از معافیت قانونی می گردد و در زمانی که دیون متوفی بر ماترک مشمول و غیر مشمول غالب باشد عملاً معافیت مقرر در ماده ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم به موجب اجرای بخشنامه مذکور حذف خواهد شد و با توجه به شرح صدر بخشنامه مذکور که ضرورت صدور آن را در جهت اجرای صحیح قانون و جلوگیری از اعمال سلیقه رویه های خلاف قانون در تعیین درآمد مشمول مالیات دانسته. مفاد بند ۴ بخشنامه مذکور عملاً مغایر با متن مواد ۱۹و ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم بوده و طبق اصل ۷۳ قانون اساسی شرح و تفسیر قوانین عادی منحصراً در صلاحیت مجلس شورای اسلامی می باشد و ماهیت حقوقی تفسیر قانون عادی تبیین و توضیح منظور و مقصود مقنن و رفع شبهه و ابهام از آن است و متضمن وضع قاعده آمره مستقلی نیست و سازمان مالیاتی در حذف معافیت قانونی ماده ۲۴ (تسهیم هزینه و دیون بین اقلام معاف و غیر معاف) به موجب بند ۴ بخشنامه مذکور خارج از حدود اختیارات خود عمل نموده. فلذا با توجه به مشروحه فوق و اینکه مرجع قانونگذاری در مواد ۱۹ و ۲۴ قانون مالیاتهای مستقیم موارد مشمول و غیر مشمول مالیات بر ارث را مشخص و در ماده ۲۴ جهت اعطای معافیت مالیاتی هیچ گونه قید یا شرطی را مقرر ننموده اجرای بند ۴ بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ سازمان مالیاتی کشور در پرونده مالیات بر ارث اینجانبان موجب عدم برخورداری از معافیت قانونی را به همراه داشته و با توجه به بند ۱ ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری درخواست حذف بند ۴ بخشنامه ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ سازمان مالیاتی کشور را خواستاریم. “

    متن بخشنامه مورد اعتراض

    **۱- …

    ۲- …

    ۳- …

    ۴- راجع به نحوه محاسبه هزینه ها و بدهیهای متوفی نسبت به ماترک مشمول مالیات** هزینه کف و دفن و واجبات مالی و عبادی و دیون محقق موضوع ماده ۱۹ قانون مالیاتهای مستقیم بایستی حسب مورد به نسبت اقلام معاف (موضوع بندهای ۱ و ۴ ماده ۲۴ به استثنای حقوق بازنشستگی و وظیفه که مستمراً به وراث پرداخت خواهد شد) و غیر معاف تسهیم و فقط آن بخش از هزینه ها و دیون که به ماترک مشمول مالیات مربوط می شود از ماترک مزبور کسر گردد. در این خصوص به مثال عددی زیر توجه شود:

    « فهرست اقلام ماترک شخصی که ماترک به سال ۱۳۸۳ می باشد، به قرار زیر است:

    ۱- ارزش معاملاتی اعیان یک باب خانه مسکونی ۰۰۰/۰۰۰/۱۲۰ ریال

    ۲- ارزش معاملاتی عرصه یک باب خانه مسکونی ۰۰۰/۰۰۰/۸۰ ریال

    ۳- موجودی حساب بانکی ۰۰۰/۰۰۰/۶۰ ریال

    ۴- طلب حین الفوت بابت بازخرید خدمت و مرخصی ۰۰۰/۰۰۰/۳۰ ریال”


    لایحه پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    شماره ۵۷۲۸/۲۱۲-۱۳۹۳/۲/۲۸

    ریاست محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم:

    احتراماً، درباره پرونده های شماره ۹۱/۶۰ و ۹۸/۶۰ موضوع شکایت خانمها «سولماز ارونقی» و «آیدا آتش بهار» به خواسته ابطال بخشنامه شماره ۱۱۸۲۳-۱۳۸۴/۶/۳۰ سازمان امور مالیاتی کشور ضمن درخواست رسیدگی توامان به هر دو دادخواست، معروض می دارد:

    از آنجا که سازمان امور مالیاتی کشور برابر بند (ث) ماده (۹) تشکیلات سازمان امور مالیاتی کشور و آیین نامه اجرایی بند (الف) ماده (۵۹) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موضوع تصویب نامه شماره ۲۷۱۳/ت۲۳۹۱۳هـ-۱۳۸۰/۶/۱۰ به حسن اجرای قوانین و مقررات مالیاتی مکلف می باشد و برای جلوگیری از اتخاذ و اعمال رویه ها و روشهای مختلف، متعارض از سوی مأموران مالیاتی در رابطه با چگونگی اجرای ماده (۱۹) «قانون مالیاتهای مستقیم» درباره مالیات بر ارث، به شرح بند (۴) بخشنامه یاد شده، به ایجاد رویه واحد درباره نحوه محاسبه اموال مشمول مالیات بر ارث از ماترک متوفی اقدام نموده است.

    بند (۴) بخشنامه یاد شده، با توجه به مفهوم و روح ماده (۱۹) قانون مالیاتهای مستقیم که اموال مشمول مالیات بر ارث را عبارت از: «کلیه ماترک متوفی پس از کسر هزینه کفن و دفن و واجبات مالی و عبادی و دیون محقق متوفی» دانسته است، برابر با موازین و اصول مربوط به محاسبات حسابداری و مقررات قانونی، کلیه هزینه ها و دیون متوفی، از جمله سپرده های بانکی و دارایی متوفی در واحدهای تولیدی و کشاورزی را که در بند ۴ ماده (۲۴) «قانون مالیاتهای مستقیم» مقرر گردیده، مشمول کسر از اموال مشمول مالیات از ماترک متوفی در نظر گرفته است.

    بنابراین ادعای شکات دال بر عدم رعایت مفاد قانون، خلاف واقع بوده، با منطوق و مفاد بند (۴) بخشنامه یاد شده و مواد (۱۹) و (۲۴) (بندهای ۱ و ۴) قانون مالیاتهای مستقیم همخوانی ندارد، از این حیث محکوم به رد می باشد.

    یادآوری می نماید، مدلول حکم مقرر در مواد قانونی یاد شده و بند (۴) بخشنامه معترض عنه، بر این موضوع دلالت دارد که کسوری که قانوناً در مالیات بر ارث از ماترک متوفی باید لحاظ شود و قابل اعمال است، از کل اقلام ماترک قابلیت کسر را دارد.

    از سوی دیگر، در واقع وراث نیز بدهیها و هزینه های کفن و دفن را تنها از محل اموال مشمول مالیات پرداخت نمی نمایند، بلکه معمولاً از محل همه اموال به طور مختلط و حتی از آنچه مانند موجودی حسابهای بانکی، به طور نقد و اسهل قابل دسترس تراست، تصفیه و کارسازی می نمایند. از این رو، نص صریح دال بر وضع کسور منحصراً از اقلام ماترک مشمول مالیات وجود ندارد. بلکه، همه اقلام ماترک را در بر می گیرد.

    با توجه به مطالب فوق الاشعار و نظر به اینکه صدور بخشنامه و تهیه آیین نامه مورد نیاز قوانین مالیاتی مستند به بند (ق) ماده (۹) تصویبنامه صدرالاشاره از صلاحیتهای سازمان امور مالیاتی کشور می باشد و مفاد بند (۴) بخشنامه مورد اعتراض تجاوز یا سوء استفاده از اختیارات سازمان متبوع یا تخلف از اجرای قوانین و مقررات را در بر ندارد و مشمول تضییع حقوق اشخاص نیز نمی باشد، مستند به مواد ۱۹، ۲۴ (بند ۴) قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶/۱۲/۳ با اصلاحیه های بعدی (مصوب ۱۳۷۰/۱۱/۲۷) و با لحاظ مفهوم مخالف بند (۱) ماده (۱۲) قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲، رد شکایت شکات یاد شده را درخواست می نماید.”


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    جلسه مورخ ۱۳۹۵/۸/۲۵

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۸/۲۵ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.


    رأی هیأت عمومی

    رأی هیأت عمومی

    مطابق ماده 19 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366 مقرر شده است که:

    «اموال مشمول مالیات بر ارث عبارت است از کلیه ماترک متوفی واقع در ایران یا خارج از ایران اعم از منقول و غیر منقول و مطالبات قابل وصول و حقوقی مالی پس از کسر هزینه کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالی و عبادی در حدود قواعد شرعی و دیون محقق متوفی.»

    نظر به اینکه مقنن در ماده 24 اصلاحی همان قانون اموالی را نیز از شمول مالیات بر ارث فصل چهارم قانون مالیاتهای مستقیم خارج دانسته است، بنابراین با لحاظ احکام مواد 24 و 19 قانون مذکور:

    • هزینه کفن و دفن متوفی در حدود عرف و عادت
    • واجبات مالی و عبادی در حدود قواعد شرعی
    • دیون محقق متوفی

    باید از اموالی کسر شود که مشمول مالیات بر ارث است و چون کل ماترک مشمول مالیات بر ارث نیست، موارد خروج از مالیات بر ارث باید از کل ماترک خارج شود.

    با توجه به مراتب فوق، چون در بند 4 بخشنامه شماره 11823-30/6/1384 سازمان امور مالیاتی کشور به ویژه مثال مصرح در این بند برخلاف ترتیب فوق مقرر شده که:

    • هزینه کفن و دفن
    • واجبات مالی و عبادی
    • دیون محقق متوفی

    حسب مورد به اقلام معاف و غیر معاف تسهیم شود و فقط بخش مربوط به ماترک مشمول مالیات از آن ماترک کسر گردد،

    این امر مغایر قانون است.

    بنابراین مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ابطال می‌شود.

  • رد شکایت نسبت به اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ۱۳، ۱۴ بدوی و اول تجدیدنظر


    شماره دادنامه: ۷۴۴، ۷۴۳، ۷۴۲و ۸۲۵

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۹/۳۰

    کلاسه پرونده: ۹۵/۱۰۵۲، ۹۵/۱۰۵۳، ۹۵/۱۰۵۴،۹۴/۱۱۴۵

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    اعلام کنندگان تعارض: آقای مهدی دربین مدیرکل هیات عمومی و سرپرست هیاتهای تخصصی دیوان عدالت اداری و آقایان مصطفی کاظمی و امیر قشونی و سعید کنعانی

    موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ۱۳، ۱۴ بدوی و اول تجدیدنظر


    گردش کار

    آقای مهدی دربین، مدیرکل هیات عمومی و سرپرست هیاتهای تخصصی دیوان عدالت اداری به موجب لایحه شماره ۴۳۱۰۶/۲۸۵-۱۳۹۴/۱۲/۲۶، اعلام کرده است که:

    « رییس محترم دیوان عدالت اداری

    با سلام و احترام

    در ارتباط با دادخواست هایی که وکلای دادگستری به وکالت از موکل یا موکلین خویش به دیوان عدالت اداری تقدیم می کنند و در وکالتنامه های تنظیمی مبلغ حق الوکاله و ترتیب پرداخت آن « طبق تعرفه » تعیین شده است، شعب دیوان عدالت اداری آراء معارض صادر کرده اند که در ادامه به ۳ رای اشاره می شود:


    الف:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۳۰۹۹۸۰۹۰۱۴۰۰۲۰۵ با موضوع دادخواست آقایان محمدعلی مجد و مصطفی کاظمی ماسوله به وکالت از آقای مصطفی خاکی به طرفیت اداره ثبت شرکت ها و سازمان امور مالیاتی کشور و به خواسته صدور دستور موقت مبنی بر عدم اجرای ممنوعیت ثبت معاملات و آگهی های قانونی موکل در اداره ثبت شرکتها و نقض تصمیم سازمان امور مالیاتی به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۱۴۰۱۸۰۵ مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ به شرح آتی به صدور رای مبادرت کرده است:

    « با ملاحظه اوراق پرونده طبق ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات بعدی آن وکلای دادگستری و کسانی که در محاکم اختصاصی وکالت می کنند مکلف اند در وکالتنامه های خود رقم حق الوکاله ها را قید نمایند نظر به اینکه حسب مفاد وکالتنامه پیوست دادخواست تقدیمی وکلای شاکی به تکلیف قانونی مذکور عمل ننموده اند بنابراین به استناد تبصره ۱ ماده ۱۰۳ قانون یاد شده وکالت آنان قابل قبول نخواهد بود در نتیجه با شرایط موصوف وکلای شاکی سمتی در طرح شکایت ندارند با رعایت ماده ۱۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قرار رد آن صادر و اعلام می گردد. قرار صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.»

    رای مذکور به علت عدم تجدیدنظر خواهی قطعیت یافته است.


    ب:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۸۵۷۰ با موضوع دادخواست آقایان محمد علی مجد و مصطفی کاظمی ماسوله به وکالت از شرکت توسعه و احداث نیروگاه تهران و به خواسته نقض رای هیات تجدیدنظر حل اختلاف مالیاتی، به موجب رای شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۴۳۵- ۱۳۹۲/۲/۳۰ به موضوع رسیدگی کرده است و به این نکته که در قرارداد وکالت حق الوکاله و ترتیب پرداخت آن «طبق تعرفه» نوشته شده متعرض نشده است.


    ج-

    در پرونـده شمـاره ۹۲۰۹۹۸۰۹۰۰۰۳۵۰۰۷ شعبـه چهاردهم دیوان عدالت اداری، ایـن شعبه در مقام رسیدگی به دادخواست وکلای شاکی با استدلالی مشابه استدلال مرقوم در بند «الف» این لایحه، شکایت وکلای شاکی را رد کرده بود و شعبه اول تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رای شعبه ۱۴، به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۵۶۰۱۸۷۰- ۱۳۹۳/۱۰/۷ به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است:

    « نظر به اینکه مفاد ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره های آن که تعیین رقم حق الوکاله را ضروری اعلام کرده جهت تعیین میزان مالیاتی است که وکیل بر اساس میزان حق الوکاله باید پرداخت نماید و چون طبق ماده ۱۸ و ۲۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری نسبت به ضمانت اجرایی عدم رعایت تکلیف ماده ۱۰۳ به صراحت حکمی بیان نشده است ولی از مفاد مادتین مذکور که در خصوص عدم ارایه مدارک مثبت سمت تکلیف اخطار رفع نقص توسط مدیردفتر پیش بینی شده است و هم چنین به صراحت بند ۱ ماده ۵۳ قانون آیین دادرسی مدنی که با رعایت ماده ۱۲۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری در موارد سکوت و اجمال این قانون، قانون آیین دادرسی مدنی حاکم است عدم الصاق تمبر قانونی موجب اخطار رفع نقص است و چون عدم تعیین رقم حق الوکاله منتهی به عدم الصاق تمبر قانونی است بنابراین مورد از موارد اخطار رفع نقص بوده و با عنایت به اینکه موارد صدور قرار رد در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری طبق ماده ۵۳ و در قانون آیین دادرسی مدنی طبق مواد ۸۴ و ۸۹ بیان شده است و مورد مانحن فیه از موارد صدور قرار رد نمی باشد لذا ضمن پذیرش تجدیدنظر خواهی و نقض قرار معترض عنه طبق ماده ۷۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی مدنی دیوان عدالت اداری پرونده جهت ادامه اقدامات قانونی و اتخاذ تصمیم قانونی به شعبه مرجوع الیه اعاده می گردد. رای صادره قطعی است.»


    همانطور که ملاحظه می فرمایید در موضوع واحد، ۳ رای متفاوت از شعب دیوان عدالت اداری صادر شده است و اقتضاء دارد در اجرای بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و به منظور صدور رای وحدت رویه ، هیات عمومی دیوان عدالت اداری تعیین تکلیف کند.

    آقای مصطفی کاظمی نیز آراء شعب ۱۴ و ۱۳ دیوان عدالت اداری به شرح فوق الذکر را مغایر یکدیگر اعلام کرده است.

    آقایان امیر قشونی و سعید کنعانی نیز در موضوع مشابه اعلام تعارض کرده اند. بدین نحو که شعبه ۳۸ دیوان عدالت اداری به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۳۸۰۰۰۴۳-۱۳۹۳/۱/۶ و شعبه هشتم دیوان عدالت اداری به موجب آراء شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۰۸۰۱۲۰۵-۱۳۹۱/۷/۵ و ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۰۸۰۰۱۰۸-۱۳۹۲/۲/۱ به لحاظ عدم درج رقم حق الوکاله در قراردادهای وکالت و مغایرت آن با حکم ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم قرار رد شکایت صادر کرده اند. ولکن شعبه ۲۹ بدوی به موجب رای شماره ۹۰۰۹۹۷۰۹۰۲۹۰۱۹۲۱- ۱۳۹۰/۷/۱۹ و شعبه ۳ تجدیدنظر به موجب رای شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۵۵۳۰۰۰۴۳-۱۳۹۲/۹/۹ عدم درج رقم حق الوکاله در قراردادهای وکالت را از موجبات صدور قرار رد تلقی نکرده اند.


    رای هیات عمومی

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۹/۳۰ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.


    اولاً:

    تعارض در آراء محرز است.


    ثانیاً:

    به موجب ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم مقرر شده است که « وکلای دادگستری و کسانی که در محاکم اختصاصی، وکالت می کنند، مکلفند در وکالتنامه های خود رقم حق الوکاله ها را قید نمایند و معادل پنج درصد آن بابت علی الحساب مالیاتی روی وکالتنامه تمبر الصاق و ابطال کنند». در تبصره یک این ماده قانونی تصریح شده: «در هر مورد که طبق مفاد این ماده عمل نشده باشد وکالت وکیل با رعایت مقررات قانون آیین دادرسی مدنی در هیچ یک از دادگاه ها و مراجع مزبور قابل قبول نخواهد بود مگر در مورد وکالتهای مرجوعه از طرف وزارتخانه ها و موسسات وابسته به دولت و شهرداریها که محتاج به ابطال تمبر روی وکالتنامه نمی باشند.» نظر به اینکه در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال۱۳۹۲ در خصوص ضمانت اجرایی عدم رعایت تکلیف حکم ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم حکمی پیش بینی نشده و در ماده ۱۲۲ قانون تشکیلات وآیین دادرسی دیوان عدالت اداری، موارد سکوت در این قانون به قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ارجاع شده است و در بند ۱ ماده ۵۳ قانون اخیرالذکر مقرر شده است که در صورتی که به دادخواست و پیوستهای آن برابر قانون تمبر الصاق نشده باشد یا هزینه یاد شده تادیه نشده باشد، دادخواست توسط دفتر دادگاه پذیرفته می شود لیکن برای به جریان افتادن آن باید به شرح مواد آتی قانون تکمیل شود و در ماده ۵۴ همان قانون مدیر دفتر مکلف به صدور اخطار رفع نقص شده است. بنابراین در مواردی که وکلاء، رقم حق الوکاله را در وکالتنامه قید نمی کنند، تمبر قانونی مطابق مقررات آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به وکالتنامه که از پیوستهای دادخواست است الصاق نشده و مدیر دفتر دادگاه مکلف به صدور اخطار رفع نقص مطابق مقررات فوق الذکر است. بنا به مراتب رای شعبه اول تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۵۶۰۱۸۷۰- ۱۳۹۳/۱۰/۷ در حدی که متضمن این معنی است صحیح و موافق مقررات تشخیص شد. این رای به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.


    امضاء

    محمدکاظم بهرامی

    رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری

  • اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ۱۳، ۱۴ بدوی و اول تجدیدنظر


    شماره دادنامه: ۷۴۴، ۷۴۳، ۷۴۲ و ۸۲۵

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۹/۳۰

    کلاسه پرونده: ۹۵/۱۰۵۲، ۹۵/۱۰۵۳، ۹۵/۱۰۵۴، ۹۴/۱۱۴۵

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    اعلام کنندگان تعارض: آقای مهدی دربین مدیرکل هیات عمومی و سرپرست هیاتهای تخصصی دیوان عدالت اداری و آقایان مصطفی کاظمی و امیر قشونی و سعید کنعانی

    موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب ۱۳، ۱۴ بدوی و اول تجدیدنظر


    گردش کار

    آقای مهدی دربین، مدیرکل هیات عمومی و سرپرست هیاتهای تخصصی دیوان عدالت اداری به موجب لایحه شماره ۴۳۱۰۶/۲۸۵-۱۳۹۴/۱۲/۲۶، اعلام کرده است که:

    « رییس محترم دیوان عدالت اداری

    با سلام و احترام

    در ارتباط با دادخواست هایی که وکلای دادگستری به وکالت از موکل یا موکلین خویش به دیوان عدالت اداری تقدیم می کنند و در وکالتنامه های تنظیمی مبلغ حق الوکاله و ترتیب پرداخت آن « طبق تعرفه » تعیین شده است، شعب دیوان عدالت اداری آراء معارض صادر کرده اند که در ادامه به ۳ رای اشاره می شود:


    الف:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۳۰۹۹۸۰۹۰۱۴۰۰۲۰۵ با موضوع دادخواست آقایان محمدعلی مجد و مصطفی کاظمی ماسوله به وکالت از آقای مصطفی خاکی به طرفیت اداره ثبت شرکت ها و سازمان امور مالیاتی کشور و به خواسته صدور دستور موقت مبنی بر عدم اجرای ممنوعیت ثبت معاملات و آگهی های قانونی موکل در اداره ثبت شرکتها و نقض تصمیم سازمان امور مالیاتی به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۱۴۰۱۸۰۵ مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ به شرح آتی به صدور رای مبادرت کرده است:

    « با ملاحظه اوراق پرونده طبق ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات بعدی آن وکلای دادگستری و کسانی که در محاکم اختصاصی وکالت می کنند مکلف اند در وکالتنامه های خود رقم حق الوکاله ها را قید نمایند نظر به اینکه حسب مفاد وکالتنامه پیوست دادخواست تقدیمی وکلای شاکی به تکلیف قانونی مذکور عمل ننموده اند بنابراین به استناد تبصره ۱ ماده ۱۰۳ قانون یاد شده وکالت آنان قابل قبول نخواهد بود در نتیجه با شرایط موصوف وکلای شاکی سمتی در طرح شکایت ندارند با رعایت ماده ۱۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قرار رد آن صادر و اعلام می گردد. قرار صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری است.»

    رای مذکور به علت عدم تجدیدنظر خواهی قطعیت یافته است.


    ب:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۸۵۷۰ با موضوع دادخواست آقایان محمد علی مجد و مصطفی کاظمی ماسوله به وکالت از شرکت توسعه و احداث نیروگاه تهران و به خواسته نقض رای هیات تجدیدنظر حل اختلاف مالیاتی، به موجب رای شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۴۳۵- ۱۳۹۲/۲/۳۰ به موضوع رسیدگی کرده است و به این نکته که در قرارداد وکالت حق الوکاله و ترتیب پرداخت آن «طبق تعرفه» نوشته شده متعرض نشده است.


    ج:

    در پرونده شماره ۹۲۰۹۹۸۰۹۰۰۰۳۵۰۰۷ شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری، این شعبه در مقام رسیدگی به دادخواست وکلای شاکی با استدلالی مشابه استدلال مرقوم در بند «الف» این لایحه، شکایت وکلای شاکی را رد کرده بود و شعبه اول تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی از رای شعبه ۱۴، به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۵۶۰۱۸۷۰- ۱۳۹۳/۱۰/۷ به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است:

    « نظر به اینکه مفاد ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره های آن که تعیین رقم حق الوکاله را ضروری اعلام کرده جهت تعیین میزان مالیاتی است که وکیل بر اساس میزان حق الوکاله باید پرداخت نماید و چون طبق ماده ۱۸ و ۲۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری نسبت به ضمانت اجرایی عدم رعایت تکلیف ماده ۱۰۳ به صراحت حکمی بیان نشده است ولی از مفاد مادتین مذکور که در خصوص عدم ارایه مدارک مثبت سمت تکلیف اخطار رفع نقص توسط مدیردفتر پیش بینی شده است و هم چنین به صراحت بند ۱ ماده ۵۳ قانون آیین دادرسی مدنی که با رعایت ماده ۱۲۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری در موارد سکوت و اجمال این قانون، قانون آیین دادرسی مدنی حاکم است عدم الصاق تمبر قانونی موجب اخطار رفع نقص است و چون عدم تعیین رقم حق الوکاله منتهی به عدم الصاق تمبر قانونی است بنابراین مورد از موارد اخطار رفع نقص بوده و با عنایت به اینکه موارد صدور قرار رد در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری طبق ماده ۵۳ و در قانون آیین دادرسی مدنی طبق مواد ۸۴ و ۸۹ بیان شده است و مورد مانحن فیه از موارد صدور قرار رد نمی باشد لذا ضمن پذیرش تجدیدنظر خواهی و نقض قرار معترض عنه طبق ماده ۷۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی مدنی دیوان عدالت اداری پرونده جهت ادامه اقدامات قانونی و اتخاذ تصمیم قانونی به شعبه مرجوع الیه اعاده می گردد. رای صادره قطعی است.»


    همانطور که ملاحظه می فرمایید در موضوع واحد، ۳ رای متفاوت از شعب دیوان عدالت اداری صادر شده است و اقتضاء دارد در اجرای بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و به منظور صدور رای وحدت رویه، هیات عمومی دیوان عدالت اداری تعیین تکلیف کند.

    آقای مصطفی کاظمی نیز آراء شعب ۱۴ و ۱۳ دیوان عدالت اداری به شرح فوق الذکر را مغایر یکدیگر اعلام کرده است.

    آقایان امیر قشونی و سعید کنعانی نیز در موضوع مشابه اعلام تعارض کرده اند. بدین نحو که شعبه ۳۸ دیوان عدالت اداری به موجب رای شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۳۸۰۰۰۴۳-۱۳۹۳/۱/۶ و شعبه هشتم دیوان عدالت اداری به موجب آراء شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۰۸۰۱۲۰۵-۱۳۹۱/۷/۵ و ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۰۸۰۰۱۰۸-۱۳۹۲/۲/۱ به لحاظ عدم درج رقم حق الوکاله در قراردادهای وکالت و مغایرت آن با حکم ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم قرار رد شکایت صادر کرده اند. ولکن شعبه ۲۹ بدوی به موجب رای شماره ۹۰۰۹۹۷۰۹۰۲۹۰۱۹۲۱- ۱۳۹۰/۷/۱۹ و شعبه ۳ تجدیدنظر به موجب رای شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۵۵۳۰۰۰۴۳-۱۳۹۲/۹/۹ عدم درج رقم حق الوکاله در قراردادهای وکالت را از موجبات صدور قرار رد تلقی نکرده اند.


    رای هیات عمومی

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۹/۳۰ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرد:


    اولاً: تعارض در آراء محرز است.


    ثانیاً:

    به موجب ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم مقرر شده است که:

    « وکلای دادگستری و کسانی که در محاکم اختصاصی، وکالت می کنند، مکلفند در وکالتنامه های خود رقم حق الوکاله ها را قید نمایند و معادل پنج درصد آن بابت علی الحساب مالیاتی روی وکالتنامه تمبر الصاق و ابطال کنند».

    در تبصره یک این ماده قانونی تصریح شده:

    «در هر مورد که طبق مفاد این ماده عمل نشده باشد وکالت وکیل با رعایت مقررات قانون آیین دادرسی مدنی در هیچ یک از دادگاه ها و مراجع مزبور قابل قبول نخواهد بود مگر در مورد وکالتهای مرجوعه از طرف وزارتخانه ها و موسسات وابسته به دولت و شهرداریها که محتاج به ابطال تمبر روی وکالتنامه نمی باشند.»

    نظر به اینکه در قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ در خصوص ضمانت اجرایی عدم رعایت تکلیف حکم ماده ۱۰۳ قانون مالیاتهای مستقیم حکمی پیش بینی نشده و در ماده ۱۲۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، موارد سکوت در این قانون به قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ارجاع شده است و در بند ۱ ماده ۵۳ قانون اخیرالذکر مقرر شده است که در صورتی که به دادخواست و پیوستهای آن برابر قانون تمبر الصاق نشده باشد یا هزینه یاد شده تادیه نشده باشد، دادخواست توسط دفتر دادگاه پذیرفته می شود لیکن برای به جریان افتادن آن باید به شرح مواد آتی قانون تکمیل شود و در ماده ۵۴ همان قانون مدیر دفتر مکلف به صدور اخطار رفع نقص شده است.

    بنابراین در مواردی که وکلاء، رقم حق الوکاله را در وکالتنامه قید نمی کنند، تمبر قانونی مطابق مقررات آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به وکالتنامه که از پیوستهای دادخواست است الصاق نشده و مدیر دفتر دادگاه مکلف به صدور اخطار رفع نقص مطابق مقررات فوق الذکر است.

    بنا به مراتب رای شعبه اول تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۵۶۰۱۸۷۰- ۱۳۹۳/۱۰/۷ در حدی که متضمن این معنی است صحیح و موافق مقررات تشخیص شد.

    این رای به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم الاتباع است.


    امضاء

    محمدکاظم بهرامی

    رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری

  • ورود دادنامه نسبت به ابطال ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیاتهای مستقیم


    گردش کار


    بسم الله الرحمن الرحیم

    • شماره دادنامه: ۸۵۸-۸۵۷
    • تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۱۰/۲۸
    • کلاسه پرونده: ۹۴/۳- ۹۳/۵۴۷
    • مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
    • شاکی:۱- سازمان بازرسی کل کشور۲- آقای محمدحسن درویشی
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم

    گردش کار

    الف) دادخواست آقای محمدحسن درویشی

    آقای محمدحسن درویشی به موجب دادخواستی، ابطال ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «احتراماً، به استحضار می‌رساند اداره امور مالیاتی به استناد ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم صرفاً با استناد به مقررات ماده ۳۰ و آیین‌نامه اجرایی تنها به علت اینکه شخص ثالث ظرف مدت سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه پاسخ نداده، اقدام به توقیف و برداشت وجوه متعلقه به شخص ثالث نزد بانک‌ها می‌نماید.

    به عبارت دیگر اداره مذکور به استناد ماده مذکور بدون توجه به اینکه شخص ثالث وجوهی از بدهکار را در اختیار داشته باشد، مطالبات خود را از محل وجوه شخص ثالث که برای مقاصد دیگری در حساب‌های بانکی خود سپرده نموده، برداشت می‌نماید که در نتیجه آن خسارت غیرقابل جبرانی به شخص ثالث وارد می‌گردد.

    ضمناً مفهوم ماده ۳۰ آیین‌نامه مذکور، اجازه امور مالیاتی برای استیفاء مطالبات خود از دارایی شخص ثالث بدون وجود دین نبوده و نمی‌باشد.

    بنابراین مستنداً به بند ب ماده ۸۰ قانون دیوان عدالت اداری، به جهت مغایرت مصوبه با شرع و قانون و همچنین خروج مصوبه از اختیارات مقام تصویب‌کننده مراتب ذیل را به استحضار می‌رساند:

    الف) مغایرت مصوبه با موازین شرعی

    1. به موجب نص صریح آیه ۳۹ سوره نجم (و ان لیس للانسان الا ما سعی) (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست) حقی و مالکیتی برای کسی ایجاد نمی‌شود مگر آنکه حاصل سعی و تلاش آن باشد.
    2. سازمان امور مالیاتی به استناد ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم و به صرف اینکه ظرف مدت سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه اداره امور مالیاتی از ناحیه شخص ثالث پاسخ داده نشود، به اعتبار این مرور زمان مال شخص ثالث را به نفع خود مصادره و برداشت می‌نماید.

    این در حالی است که شورای محترم نگهبان در سال ۱۳۶۳ مرور زمان‌های قانونی مواد ۷۳۱ به بعد قانون آیین دادرسی مدنی را خلاف موازین شرع تشخیص نموده، لذا در جایی که قانون مرور زمان که موجب مالکیت می‌شود خلاف شرع تشخیص داده شده، به طریق اولی آیین‌نامه‌ای که چنین اختیاری به اشخاص می‌دهد که با انقضای مدت زمانی محدود، اموال و دارایی اشخاص را به صرف سپری شدن زمان، تملک نماید، نیز خلاف شرع به نظر می‌رسد.

    ب) مغایرت مصوبه با مقررات قانون مدنی

    1. به موجب ماده ۱۴۰ قانون مدنی که بر اساس موازین شرعی تدوین شده و از سوی شورای محترم نگهبان نیز مغایر شرع تشخیص داده نشده، اسباب تملک حصر شده، به جز موارد مذکور به طریق دیگری تملک حاصل نمی‌شود، لذا اقدام سازمان امور مالیاتی به صرف انقضای سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه توجیه شرعی ندارد.
    2. نظر به اینکه اعطای حق یا سلب حق اشخاص مستلزم وضع قانون می‌باشد، اقدام مقام تصویب‌کننده آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم اعطای اختیار به اداره امور مالیاتی برای برداشت مال شخص ثالث به جای مال مدیون واقعی به صرف عدم پاسخ ظرف مدت سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه اداره امور مالیاتی نوعی قانونگذاری تلقی می‌شود که خارج از حیطه اختیار مقام تصویب‌کننده است. نظر به اینکه در مورد مشابه سازمان تامین اجتماعی وفق ماده ۴۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی اقدام به توقیف و برداشت اموال ثالث به صرف عدم انکار وجود مال مدیون در مهلت ۱۰ روزه می‌نمود، که این موضوع مورد اعتراض در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری واقع و در نهایت دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۹۱/۳۰/۴۸۲۳۱- ۱۳۹۱/۷/۱۶ اعلام کرده است که: ماده ۴۰ آیین‌نامه خلاف موازین شرع شناخته شد و انکار شخص ثالث ولو در خارج از مهلت ده روزه مذکور موثر است و در صورت ترافع مدعی باید به دادگاه صالحه مراجعه تا رسیدگی شود. بنابراین در اجرای مواد ۴۱ و ۲۰ قانون دیوان عدالت اداری، ماده ۴۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی به موجب دادنامه شماره ۸۳۵ – ۱۳۹۱/۱۱/۹ به لحاظ مغایرت با موازین شرع مقدس اسلام از تاریخ تصویب ابطال گردیده است.

    با عنایت به مراتب فوق و اینکه ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم مغایر موازین شرعی و قانونی و خارج از حدود اختیار مقام تصویب‌کننده آیین‌نامه به نظر می‌رسد.

    لذا با توجه به ماده ۱۲ قانون دیوان عدالت اداری، تقاضای ابطال ماده ۳۰ آیین‌نامه مذکور که موجب تضییع حقوق اشخاص می‌شود را دارد.»


    ب) شکایت سازمان بازرسی کل کشور

    سازمان بازرسی کل کشور نیز به موجب شکایت نامه شماره ۲۲۶۵۲۳-۱۳۹۳/۱۱/۲۸، ابطال ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «رییس محترم دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم

    احتراماً، به پیوست تصویری از گزارش اداره کل بازرسی استان البرز و مستندات مرتبط با آن راجع به مغایرت ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم (مصوب ۱۳۶۶/۱۲/۳ و آخرین اصلاحات مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷) که در کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاه‌های اداری با قانون این سازمان مورد بررسی و تایید قرار گرفته است، ارسال می‌گردد:

    ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مذکور مقرر داشته است:

    «هرگاه شخص ثالث، منکر وجود تمام یا قسمتی از طلب، وجه نقد یا اموال منقول مودی نزد خود باشد باید ظرف مدت سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه، مراتب را کتباً به اداره امور مالیاتی ذی‌ربط اطلاع داده و رسید دریافت نماید.

    در این صورت عملیات اجرایی نسبت به مورد ادعای شخص ثالث متوقف می‌شود و قسمت اجرا می‌تواند برای اثبات وجود وجوه و اموال یا مطالبات در نزد شخص ثالث به مرجع صلاحیت‌دار مراجعه نماید. مرجع صلاحیت‌دار موضوع را به قید فوریت و خارج از نوبت رسیدگی می‌نماید.

    در صورتی که اطلاع مزبور داده نشود شخص ثالث مکلف است وجه نقد یا سایر اموال را به اداره امور مالیاتی ذی‌ربط تسلیم نماید، اگر اعتراضی داشته باشد به مرجع صالح شکایت کند.»

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری طی دادنامه شماره ۸۳۵- ۱۳۹۱/۱۱/۹، موضوع مشابهی (ماده ۴۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۵۰ قانون تامین اجتماعی) را حسب نظر فقهای شورای نگهبان خلاف موازین شرع اعلام داشته و انکار شخص ثالث را ولو در خارج از مهلت ده روز موثر دانسته و دادگاه صالح را مرجع ترافع اعلام کرده است.

    ماده ۸۷ قانون اجرای مدنی (مصوب ۱۳۶۵/۸/۱) اشعار می‌دارد:

    «هرگاه مال متعلق به محکوم‌علیه نزد شخص ثالث اعم از حقیقی یا حقوقی باشد یا مورد درخواست توقیف طلبی باشد که محکوم‌علیه از شخص ثالث دارد اخطاری در باب توقیف مال یا طلب و میزان آن به پیوست رونوشت اجراییه به شخص ثالث ابلاغ و رسید دریافت می‌شود و مراتب فوراً به محکوم‌علیه نیز ابلاغ می‌گردد.»

    لذا ماده ۳۰ آیین‌نامه فوق‌الذکر که در آن مهلت زمانی سه روزه برای اطلاع دادن کتبی به اداره امور مالیاتی توسط شخص ثالث برای توقیف عملیات اجرایی نسبت به وی شرط شده است و شخص ثالث مکلف به تسلیم وجه نقد و سایر اموال به اداره امور مالیاتی به صرف عدم اطلاع با تشخیص اداره امور مالیاتی گشته است، مغایر با قوانین و مقررات موضوعه می‌باشد.

    بنا به مراتب و با عنایت به تبصره (۲) ماده (۲) قانون تشکیل این سازمان، خواهشمند است دستور فرمایید موضوع در هیأت عمومی آن دیوان مطرح و به طور فوق‌العاده و خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد. موجب امتنان است که از تصمیم متخذه این سازمان را مطلع فرمایند.»


    متن آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم (قسمت مورد اعتراض)

    ماده ۳۰:

    هرگاه شخص ثالث، منکر وجود تمام یا قسمتی از طلب، وجه نقد یا اموال منقول مودی نزد خود باشد باید ظرف مدت سه روز کاری از تاریخ ابلاغ توقیف‌نامه، مراتب را کتباً به اداره امور مالیاتی ذی‌ربط اطلاع داده و رسید دریافت نماید.

    در این صورت عملیات اجرایی نسبت به مورد ادعای شخص ثالث متوقف می‌شود و قسمت اجرا می‌تواند برای اثبات وجود وجوه و اموال یا مطالبات در نزد شخص ثالث به مرجع صلاحیت‌دار مراجعه نماید. مرجع صلاحیت‌دار موضوع را به قید فوریت و خارج از نوبت رسیدگی می‌نماید.

    در صورتی که اطلاع مزبور داده نشود شخص ثالث مکلف است وجه نقد یا سایر اموال را به اداره امور مالیاتی ذی‌ربط تسلیم نماید، اگر اعتراضی داشته باشد به مرجع صالح شکایت کند.

    تبصره ۱:

    در مواردی که وجود اموال یا وجوه یا حقوق موضوع ماده ۲۷ این آیین‌نامه نزد شخص ثالث طبق اسناد رسمی محرز باشد، صرف انکار شخص ثالث، مانع از ادامه عملیات اجرایی نمی‌باشد و اگر شخص ثالث از تسلیم اموال یا وجه یا حقوق مذکور توقیف‌شده نزد وی امتناع نماید و اداره امور مالیاتی به آن مال دسترسی پیدا نکند، معادل قیمت و هزینه‌های آن از اموال وی توقیف و به فروش خواهد رسید.

    تبصره ۲:

    چنانچه وجود وجوه و یا اموال یا حقوق موضوع ماده ۲۷ این آیین‌نامه مورد ادعای قسمت اجرا در نزد شخص ثالث در مراجع صلاحیت‌دار به اثبات برسد و بدهی مالیاتی معادل آنچه نزد شخص ثالث است پرداخت نشده و یا نشود، شخص منکر به تادیه وجوه و مطالبات و تحویل اموال یا قیمت آن و هر نوع هزینه مترتبه ملزم خواهد شد. جمع این مبالغ از طریق فروش اموال وی وصول خواهد شد.


    پاسخ وزارت امور اقتصادی و دارایی

    در پاسخ به شکایت سازمان بازرسی کل کشور، مدیرکل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب لایحه شماره ۵۴۲۶۳/۹۱- ۱۳۹۴/۳/۳۱ تصویر نامه‌های شماره ۴۱۳۰/۲۱۲/- ۱۳۹۴/۳/۲ سرپرست دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور و ۱۸۶۴۹۵/۹۱- ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ مدیرکل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی را ارسال کرده است که متن آنها به قرار زیر است:


    متن نامه شماره ۴۱۳۰/۲۱۲/ص-۱۳۹۴/۳/۲ سرپرست دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به شرح زیر است:

    متن نامه شماره ۴۱۳۰/۲۱۲/ص-۱۳۹۴/۳/۲ سرپرست دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور

    **« جناب آقای موحدی ساوجی

    مدیرکل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی

    سلام علیکم

    احتراماً، بازگشت به نامه شماره ۳۱۴۴/۹۱- ۱۳۹۴/۱۲/۱۶، در خصوص بررسی و اظهار نظر درباره موضوع دادخواست « سازمان بازرسی کل کشور» در رابطه با مغایرت ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیاتهای مستقیم با قانون آن سازمان، به پیوست تصویر نامه های شماره ۳۴۹۸۸/۲۱۲/د- ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ این دفتر و نامه شماره ۲۷۵۰۵/۲۳۳/د- ۱۳۹۳/۸/۱۰ دفتر حسابداری و وصول مالیات سازمان متبوع «در خصوص اظهار نظر درباره موضوع شکایت مشابه، فرستاده می شود.

    با عنایت به مفاد نامه های مورد اشاره و با توجه به اینکه آیین نامه مورد بحث در راستای وظایف و اختیارات محوله و در اجرای مواد ۲۱۰ الی ۲۱۸ قانون مالیاتهای مستقیم مطابق قوانین و مقررات، وضع و تصویب شده است و در این راستا مواد ۲۷ الی ۳۰ این آیین نامه نحوه بازداشت اموال منقول اشخاص ثالث را بیان می دارد، بنابراین ماده (۳۰) آیین نامه اجرایی موضوع شکایت هیچ مغایرتی با قوانین و مقررات موضوعه ندارد.

    همچنین در خصوص ادعای شاکی نسبت به خلاف شرع بودن موضوع شکایت اعلام می دارد: با توجه به طرح شکایت مشابه پیشین در دیوان عدالت اداری نسبت به تقاضای ابطال ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی یاد شده (شکایت آقای محمدحسن درویشی) و حسب پاسخ استعلام به عمل آمده از شورای محترم نگهبان، موضوع این ماده در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ فقهای محترم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و خلاف شرع شناخته نشد. بنابراین شکایت شاکی از این جهت نیز محکوم به رد می باشد.»**


    متن نامه شماره ۱۸۶۴۹۵/۹۱-۱۳۹۳/۱۱/۱۲ مدیرکل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی

    **« رییس محترم دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم

    احتراماً، در خصوص پرونده کلاسه ۹۳/۵۴۷ موضوع دادخواست آقای محمدحسن درویشی به خواسته ابطال ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیاتهای مستقیم ضمن معطوف نمودن نظر آن مرجع به نامه شماره ۳۴۹۸۸/۲۱۲/د- ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور مزیداً به استحضار می‌رساند:

    از نظر این دفتر بحث مرور زمان، موضوع ماده ۷۳۱ آیین دادرسی مدنی سابق با مهلت سه روزه شخص ثالث جهت انکار وجود اموال منقول، وجه نقد یا طلب مودی نزد وی مندرج در ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیاتهای مستقیم موضوعاً ارتباط با یکدیگر ندارد.

    در ارتباط با حکم ماده ۳۰ آیین نامه اجرایی اشعار می‌دارد که در ماده مذکور عدم انکار شخص ثالث در مهلت سه روزه موجب عدم توقف عملیات اجرایی می گردد و این امر مانع از این نخواهد بود که شخص ثالث پس از سپری شدن مهلت سه روزه مندرج در ماده ۳۰ مارالذکر هم منکر وجود مال منقول، طلب و یا وجه نقد مربوط به مودی نزد خود گردد و مورد را تا رسیدن به حقیقت و نتیجه مطلوب و متقاعد نمودن اداره وصول و اجرا و نهایتاً رفع تعرض پیگیری نماید.

    لذا با عنایت به مراتب مذکور ماده (۳۰) آیین نامه اجرایی مورد اعتراض و شکایت شاکی، منطبق با موازین شرعی و قانونی و در حدود اختیارات و صلاحیت وزرای امور اقتصادی و دارایی و دادگستری تصویب گردیده است. لذا رسیدگی و رد شکایت شاکی مورد استدعاست.»**


    پاسخ مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور (لایحه شماره ۳۴۹۸۸/۲۱۲/د-۱۳۹۳/۱۰/۱۰)

    **« رییس محترم دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم

    احتراماً، درباره پرونده شماره ۹۳/۵۴۷ موضوع شکایت آقای «محمدحسن درویشی» به خواسته ابطال ماده (۳۰) «آیین نامه اجرایی ماده (۲۱۸) قانون مالیاتهای مستقیم» به پیوست تصویر نامه شماره ۲۷۵۰۵/۲۳۳/د-۱۳۹۳/۸/۱۰ دفتر حسابداری و وصول مالیات فرستاده می شود و در رد شکایت نامبرده، به شرح زیر معروض می‌دارد:**

    الف) صلاحیت آیین‌نامه‌نویسی و مقررات‌گذاری مالیاتی

    صلاحیت تنظیم آیین‌نامه و مقررات‌گذاری مالیاتی در خصوص عملیات اجرایی وصول مالیات و امکان توقیف، مزایده و فروش اموال مودی نزد اشخاص ثالث، از منطوق صریح ماده (۲۱۸) قانون مالیاتهای مستقیم برای وزرای امور اقتصادی و دارایی و دادگستری حاصل شده و با اصل (۱۳۸) قانون اساسی نیز هماهنگ است.

    بنابراین ماده (۳۰) آیین‌نامه در چارچوب اختیارات قانونی و در حیطه وظایف قانونی تصویب شده و ادعای شاکی مبنی بر خروج از اختیار، خلاف واقع و مستنداً به بند ۱ ماده (۱۲) قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری محکوم به رد است.

    ب) مبانی حقوقی ماده (۳۰)

    ماده ۳۰ بر مبنای اقتدار و حاکمیت مالیاتی و برای:

    • وصول به موقع مالیات
    • پیشگیری از فرار مالیاتی
    • تضمین اجرای قوانین
    • حفظ نظم مالی و اقتصادی

    وضع شده است. چنین سازوکاری در بسیاری از نظام‌های مالیاتی جهان رایج است.

    ج) پاسخ به ادعای «مرور زمان»

    بر خلاف ادعای شاکی:

    • مرور زمان مالیاتی در قوانین ایران پذیرفته شده است.
    • در مواد متعدد قانون مالیات‌های مستقیم از جمله مواد ۲۳۹ و ۲۷۰ پیش‌بینی شده است.
    • شورای نگهبان هیچ‌گاه مرور زمان مالیاتی را خلاف شرع نشناخته است.

    بنابراین ادعای خلاف شرع بودن مهلت سه‌روزه ماده ۳۰ فاقد مبنای فقهی و حقوقی است.

    د) مرجع تشخیص شرعیت

    بر اساس اصول ۴، ۹۱، ۹۴ تا ۹۶ قانون اساسی:

    • مرجع تشخیص انطباق قوانین با شرع، فقهای شورای نگهبان هستند.
    • استناد شاکی به نظریه سال ۱۳۶۳ شورای نگهبان، مرتبط با آیین دادرسی مدنی است نه قواعد مالیاتی.

    مرور زمان مالیاتی با نظم عمومی مالی دولت ارتباط دارد و در قوانین مالیاتی به رسمیت شناخته شده است.

    حتی در قوانین متعدد از جمله در ماده (۱۷۳) «قانون آیین دادرسی کیفری» مصوب ۱۳۷۸/۶/۲۸ و مواد ۱۳ (بند «ث») و ۸۳۹ (بند «پ») «قانون آیین دادرسی کیفری» مصوب ۱۳۹۲/۱۲/۴ و ماده ۱۰۵ «قانون مجازات اسلامی» مصوب ۱۳۹۲/۲/۱ به صراحت، مرور زمان کیفری مورد پذیرش قرار گرفته است.

    در تبصره (۲) ماده ۱۶ «قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری» نیز با تعیین مهلت شکایت، مرور زمان پذیرفته شده است.

    ضمن اینکه شورای نگهبان در مورخ ۱۳۶۱/۱۲/۱۶ شمول مرور زمان پیش‌بینی شده در «آیین‌نامه انتظامی نظام پزشکی» را از حیث اینکه آیین‌نامه یاد شده برای حفظ نظم عمومی در جامعه است، شمول مرور زمان در آن را مخالف موازین شرعی ندانسته است.


    ماده (۳۰) آیین‌نامه اجرایی ماده (۲۱۸) قانون مالیات‌های مستقیم نیز در واقع در بردارنده موازین نظم عمومی اقتصادی و مالیاتی می‌باشد؛

    تا بر پایه اصول:

    • سرعت در فرآیند رسیدگی در مراجع صلاحیت‌دار
    • فوریت وصول مالیات

    هرچه زودتر طلب مالیاتی دولت به منظور انجام بهینه خدمات عمومی به مرحله وصول برسد.

    ضمن اینکه، حق اعتراض ظرف مهلت سه روز کاری برای شخص ثالث در نظر گرفته شده است تا حقوق مورد ادعای اشخاص ثالث مورد نقض و تضییع واقع نشود.


    هـ)

    حتی شورای نگهبان در نظریات اولیه خود، برابر نظریه شماره ۷۲۵۷- ۱۳۶۱/۱۱/۲۷ غیرشرعی بودن مرور زمان دعاوی را شامل اشخاص حقیقی و حقوقی که در کشورشان مرور زمان پذیرفته شده، ندانسته است.

    آنچه که شورای نگهبان در سال ۱۳۶۱ خلاف موازین شرعی دانسته، «مرور زمان مدنی» است که مربوط به حوزه حقوق خصوصی می‌باشد، نه مرور زمان مالیاتی که به حوزه حقوق عمومی مربوط می‌شود.


    بنابراین با توجه به مطالب فوق‌الاشعار، ماده (۳۰) آیین‌نامه اجرایی مورد اعتراض و شکایت شاکی:

    • نه مغایرت با شرع و قانون دارد
    • و نه خارج از صلاحیت وزرای امور اقتصادی و دارایی و دادگستری صادر گردیده است

    از این رو مستند به مفهوم مخالف بند (۱) ماده (۱۲) «قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری» مصوب ۱۳۹۲/۳/۲۵، رد شکایت شاکی را درخواست می‌نماید.


    در خصوص ادعای مغایرت ماده ۳۰ از آیین‌نامه مورد اعتراض با شرع مقدس اسلام، دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۳۳۳۴/۱۰۰/۹۳-۱۳۹۳/۱۰/۲۸ اعلام کرده است که:

    «موضوع ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم، در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و خلاف موازین شرع شناخته نشد


    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۸ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    رأی هیأت عمومی

    الف

    با توجه به اینکه حسب نامه شماره ۳۳۳۴/۱۰۰/۹۳-۱۳۹۳/۱۰/۲۸ دبیر شورای نگهبان، فقهای شورای نگهبان ماده ۳۰ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم را مغایر موازین شرع تشخیص نداده‌اند، بنابراین در اجرای حکم مقرر در تبصره ۲ ماده ۸۴ و ماده ۸۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ و در تبعیت از نظر فقهای شورای نگهبان، رأی بر عدم ابطال ماده ۳۰ آیین‌نامه مورد اعتراض از بُعد عدم مغایرت با موازین شرعی صادر می‌شود.

    ب

    با توجه به حکم مقرر در ماده ۲۱۸ قانون مالیات‌های مستقیم مبنی بر اینکه قسمت وصول مالیات به آیین‌نامه موکول شده و چگونگی وصول مالیات در ماده ۳۰ آیین‌نامه پیش‌بینی شده است، بنابراین تصویب آن از حدود اختیارات مرجع مصوِّب خارج نیست و با مواد قانونی مورد استناد شاکیان نیز مغایرت ندارد و قابل ابطال تشخیص نشد.


    امضاء

    محمدکاظم بهرامی

    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

  • ابطال بند (3-7) دستورالعمل اجرائی شماره 200/24468/ص مورخ 1390/10/27 موضوع ماده (169) مکرر قانون مالیات­های مستقیم اصلاحی مصوب 1380/11/27


    گردش کار

    شاکی:

    شرکت سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی با مدیریت آقایان: محمدرضا جباری و علی قراگوزلو

    موضوع شکایت و خواسته:

    ابطال بند ۷ از ماده ۶ و بند ۳ از ماده ۷ دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیاتهای مستقیم


    متن شکایت

    شرکت سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی با مدیریت آقایان محمدرضا جباری و علی قراگوزلو به موجب دادخواستی ابطال بند ۷ از ماده ۶ و بند ۳ از ماده ۷ دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیاتهای مستقیم را خواستار شده‌اند و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده‌اند که:

    «با سلام و احترام، همانگونه که مستحضر هستید قانونگذار محترم با هدف ایجاد نظام عادلانه مالیاتی در کشور و برقراری روشها و راهکارهای حفظ حقوق عامه مبادرت به تدوین و تصویب قانون مالیاتهای مستقیم نموده و از جمله به موجب مفاد ماده ۱۶۹ مکرر از قانون یاد شده ضمن تشریح و تبیین ضرورت و چگونگی صدور کارت اقتصادی توسط سازمان امور مالیاتی و به نحوی مبسوط تکالیف و وظایف مودیان اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی را در روند انجام معاملات با استفاده از کارت و شماره اقتصادی مارالذکر یادآور گشته و برشمرده است.

    علی‌رغم صراحت منطوق و مفهوم ماده ۱۶۹ مکرر یاد شده که صرفاً بر ضرورت صدور و دریافت صورتحساب معاملات در روند خرید و فروش به همراه درج شماره اقتصادی مودیان در فرم‌های مربوطه و تسلیم آن به سازمان امور مالیاتی دلالت داشته و نیز به میزان جریمه قانونی ناشی از عدول از تکالیف مربوطه در مانحن فیه تصریح می‌نماید، متاسفانه در ابداعی شگرف و غیر قانونی سازمان امور مالیاتی با اعمال تفسیر موسع از مفهوم و مدلول ماده قانونی یاد شده و به موجب بند ۶ از ماده ۶ و بند ۳ از ماده ۷ «دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹» ضمن خروج از حدود اختیارات و مسئولیت‌های خود و به ظاهر در اجرای مفاد این دستورالعمل با ذکر امکان بروز اقدامات مجرمانه و غیر قانونی چون «جعل»، «تقلب»، «معاملات غیر واقعی» و … هم‌زمان مامورین خود را در مقام قضاوت و تشخیص تخلفات یاد شده صالح دانسته و نیز صدور و اجرای احکام لازم در این رابطه را در حدود مسئولیت‌ها و شرح وظایف خود قلمداد می‌نماید.

    نکته و مسأله تأسف‌بار که مبین خروج و تخطی فاحش سازمان یاد شده از حدود وظایف و مسئولیت‌های قانونی خود به موجب بندهای مورد اشاره در دستورالعمل مربوطه بوده و در عمل منتهی به نقض گسترده و فراگیر حقوق مودیان مالیاتی در سراسر کشور گردیده نیز در این خصوص چنان به وقوع پیوسته که سازمان امور مالیاتی با تمسک و توسل به ظاهر و منطوق مفاد دستورالعملی که خود تدوین و تصویب نموده و به موجب آن اشاره گردید به وضوح و به موجب بندهای یاد شده از حدود اختیارات خود خارج گشته، در مقام تشخیص «معاملات غیر واقعی» صحت و اعتبار انجام معاملات با شماره و کارت اقتصادی خریداران و فروشندگان متعددی را در بسیاری از پرونده‌های مالیاتی غیر واقعی و لاجرم غیر قانونی دانسته و با رد پرونده عملکرد مالی مودیان مبادرت به اعمال جریمه‌های سنگین علیه آنان کرده است.

    آنچه که در این میان شائبه بدعت‌گذاری غیر قانونی در روندهای یاد شده را همچنان تقویت می‌نماید اقدام یک‌طرفه و سلیقه‌ای سازمان امور مالیاتی در غیر قانونی دانستن معامله با مودیانی است که در سایت سازمان امور مالیاتی ثبت‌نام نموده و به موجب فرایندهای قانونی، اطلاعات و مشخصات مربوطه را ارائه و بر این اساس کارت و شماره اقتصادی را از سازمان یاد شده دریافت نموده اما پس از مدتی توسط همین سازمان از انجام معامله منع و معاملاتشان غیر قانونی دانسته شده است. آثار و تبعات وخیم این نوع از تصمیم‌گیری به گونه‌ای بوده که اینک بسیاری از واحدهای تولیدی، صنعتی، خدماتی و … که در مقام مودی با اشخاص حقیقی و حقوقی مطروحه معامله‌ای را با رعایت کلیه تشریفات قانونی انجام داده‌اند مواجه با ایراد سازمان مالیاتی شده و با تسری غیر متعارف و غیر قانونی دیدگاه‌های این سازمان و عطف بماسبق نمودن تشخیص سلیقه‌ای مأموران آن، مواجه با رد دفاتر به دلیل انجام معامله با افرادی گشته‌اند که مدت‌ها پس از وجود مشخصات قانونی آنان در سایت رسمی سازمان، اینک و توسط مأموران مالیاتی افرادی متخلف و قانون‌شکن اعلام گشته‌اند.

    متأسفانه و علی‌رغم وضوح بی‌تقصیری این دسته از مودیان از واحدهای تولید، خدماتی و … سازمان امور مالیاتی در ابداعی دیگر مدعی است که مودیان باید قبل از هرگونه معامله خود رأساً مبادرت به تشخیص اهلیت و اعتبار طرف دیگر معامله نموده و از رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی توسط طرف مقابل در کلیه شیوه‌های اقتصادی و معاملاتی مطلع گردیده و در آن صورت مبادرت به انجام خرید و یا فروش نمایند.

    البته سازمان یاد شده در این خصوص هیچ گونه توضیحی در قبال مغایرت این بدعت غیر قانونی با موازین جاری و نیز اصول مسلم فقهی و حقوقی کشور از قبیل اصل «برایات» به موجب اصل ۳۷ قانون اساسی و اصل «صحت» و تسری رعایت این اصول در بازار مسلمین نداده و در عین حال نسبت به چگونگی امکان تفتیش و وارسی مودیان در امور داخلی و خصوصی یکدیگر برای تشخیص اهلیت و اصالت متقابل نیز کوچکترین توضیحی ارائه ننموده و صرفاً با استناد به بندهای مطروحه دستورالعمل یاد شده خود را در مقام تشخیص و اجرای حکم «معاملات غیر واقعی» بر علیه مودیان، صالح و دارای اختیار و اقتدار می‌شناسد.

    اتخاذ و انجام چنین رویه‌ای که در تعارض و تضاد با مسلمات فقهی و قانونی موجبات تضییع حقوق مودیان و عموم فعالین اقتصادی را در شرایط دشوار کنونی منبعث از تحریم‌های ظالمانه بین‌المللی و تعمیق شرایط «رکود تورمی» به صورت مضاعف فراهم آورده به گونه‌ای است که در بسیاری از مصادیق تولیدکنندگان و فعالین اقتصادی را وادار به تعطیلی و توقف و لاجرم از دست رفتن فرصت‌های شغلی نیز کرده است. از این رو و با توجه به دلایل و مستندات یاد شده و توجه بدین امر که «وضع قاعده آمره در باب سلب و تحدید حقوق قانونی و مکتسبه اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی» اختصاص به مقنن داشته و در مانحن فیه و به صراحت مفاد ماده ۱۶۹ اراده به چنین امری از سوی قانونگذار وجود نداشته، بنابراین به نظر می‌رسد که مفاد بند ۶-۶ و ۳-۷ «دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹» در آنجا که ناظر بر تسری و تعمیم وظایف سازمان امور مالیاتی در تعیین، تشخیص و اجرای احکام مصادیق تخلفاتی چون «معاملات غیر واقعی» بوده و به موجب توضیحات مر‌الذکر حتی به بی‌اعتبار انگاشتن معاملات قانونی مودیان می‌انجامد، خلاف صریح هدف و حکم مقنن و خارج از حدود اختیارات این سازمان در وضع مقررات دولتی تلقی گردیده و مستوجب ابطال از سوی آن دیوان معظم به موجب بند ۱ از ماده ۱۲ و نیز ماده ۸۸ قانون دیوان عدالت اداری باشد.

    از سوی دیگر و به دلیل سوء آثار و نتایج وخیم ناشی از اجرای بخش‌های مطروحه از دستورالعمل یاد شده که به رد دفاتر تعداد کثیری از مودیان در سراسر کشور انجامیده و به سرعت در حال تعمیم و گسترش به سایر مودیان نیز بوده و لاجرم به ضرر و زیان هنگفت مالی و حتی اجتماعی و امنیتی غیر قابل جبران نیز منجر می‌شود درخواست صدور دستور توقف عملیات اداری و اجرایی سازمان مالیاتی مستند به این دستورالعمل تا هنگام رسیدگی نهایی بر اساس مواد ۳۴ و ۳۶ قانون دیوان عدالت موجب استدعا و درخواست است.»


    متن دستورالعمل (قسمت‌های مورد اعتراض)

    ماده ۶ – تخلفات و جرایم موضوع ماده ۱۶۹ مکرر و تبصره‌های ذیل آن:

    ۶-۶

    هرگونه جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی، سوء استفاده و تبانی اشخاص موضوع این دستورالعمل در ارتباط با صدور صورتحساب و شماره اقتصادی خلاف مقررات بوده و ضمن مسئولیت تضامنی، مطابق با قانون مبارزه با پولشویی، قانون ارتقاء سلامت نظام اداری مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر قوانین و مقررات مربوط اقدام خواهد گردید.

    ماده ۷ – نحوه رسیدگی و مطالبه جرایم توسط ادارات امور مالیاتی:

    ۳-۷

    چنانچه ادارات امور مالیاتی ذی‌ربط موضوع رسیدگی، به موارد تخلفی مانند جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی و تبانی و سوء استفاده راجع به صورتحساب و شماره اقتصادی برخورد نمایند، موظفند از طریق اداره کل ذی‌ربط به دادستانی انتظامی مالیاتی گزارش نمایند تا عندالاقتضاء متخلفین تحت پیگرد قضایی قرار گیرند. اقدام به تعقیب قضایی، مانع مطالبه و وصول جرایم مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر نخواهد بود.


    پاسخ به اخطار رفع نقص و لایحه شاکی

    در پی اخطار رفع نقصی که در اجرای ماده ۸۱ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ برای شاکی ارسال شده بود، وی به موجب لایحه شماره ۱۳۸۴۲-۱۳۹۴/۴/۲۴ اعلام نموده است:

    «ریاست محترم دیوان عدالت اداری

    با سلام و احترام و آرزوی دوام توفیقات، در پاسخ به اخطار رفع نقص مورخ ۱۳۹۴/۴/۲ مربوط به کلاسه پرونده ۹۴/۳۵۱ از شماره پرونده ۹۴۰۹۹۸۰۹۰۰۰۰۰۱۳۱ به استحضار می‌رساند که به موجب منطوق اصل ۴ قانون اساسی تدوین و تصویب کلیه قوانین و مقررات باید بر اساس موازین اسلامی باشد و این اصل بر اطلاق یا عموم همه قوانین و مقررات در ابعاد گوناگون نیز حاکم است. بنابراین به نظر می‌رسد که در مانحن فیه مندرجات دادخواست پرونده مذکور به روشنی موارد نقض و عدول از آثار و تکالیف منبعث از اصل فقهی و شرعی «صحت» و اصل شرعی و فقهی «برایت» به شرح اجمالی آتی‌الذکر قابل تبیین باشد:

    ۱- بر اساس نصوح صریح اصول عملیه و فقهی اصل «صحت» به معنای حمل اعمال مسلمین بر مشروعیت، صحت و حلال انگاشته شدن در زمره اصول بنیادین و جامع‌الاطراف به شمار رفته و در زمره مبانی قانونگذاری در کشور محسوب می‌گردد، بر این اساس بدیهی است که باید رفتار مسلمان و بازار اسلامی را به نوعی تفسیر و تحلیل نماییم که از آن آثار صحیح شرعی و قانونی به بار آید زیرا در غیر این صورت امور مردم و فعالین اقتصادی دچار اختلال جدی گشته و هرج و مرج در جامعه به وجود می‌آید. بر این اساس است که گفته می‌شود در جامعه اسلامی و بر مبنای اصول فقهی و نیز بنای عقلا عموم معاملات و روابط مالی بدون لزوم تفحص و تحقیق قبلی حمل بر صحت است چرا که در روابط پیچیده کنونی اقتصادی و اجتماعی اگر بنا باشد در هر مورد نسبت به عمل دیگران با تفحص و تحقیق قبلی اقدام شود حیات جامعه به رکود می‌گراید و تحرک و فعالیت از بین می‌رود و تردیدی نیست که حسن جریان امور مطلوب شرع و دین و اختلال در نظام اقتصادی محکوم و مردود شارع مقدس قلمداد گردد.

    در این خصوص و در مانحن فیه نهادن بار شاق و سنگین تعیین اهلیت و صلاحیت طرف معامله بر عهده مودیان علی‌رغم ذکر اولیه عنوان آنان در سایت و پایگاه رسمی و قانونی مشتکی عنه (سازمان امور مالیاتی) که به منزله جواز انجام معامله با آنان بوده، عملی غیرشرعی و مغایر با اصل صحت به طریق پیش گفته به نظر می‌رسد.

    به عبارت دیگر چگونه می‌توان ضرورت پایبندی طرفین معامله بر انجام دقیق وظایف مالیاتی مبتنی بر بررسی حسن سوابق و عملکرد آنان در قبال این سازمان را از مودیان عادی طلب نمود و در غیر این صورت بر جواز «غیر واقعی» دانستن برخی معاملات صورت گرفته «به اختیار» و «صلاحدید» مأموران سازمان امور مالیاتی صحه گذاشت؟»

    بند ۲ – آموزه‌ها و نتایج منبعث از اصل فقهی «برایت»

    به موجب آموزه‌ها و نتایج منبعث از اصل فقهی «برایت» بدیهی است که مکلفین در جامعه اسلامی با استناد و تمسک به این اصل و در مقام عمل به وظایف شرعی و هنگامی که پس از جستجو و دست نیافتن به دلیل در تکلیف واقعی شک می‌کنند، موظف به انجام آن نبوده و حکم به برایات ذمه آنان از تکلیف مشکوک صادر می‌شود. لذا به نظر می‌رسد که این اصل در هر دو جنبه «برایت عقلانی» و «برایت شرعی» در مانحن فیه و دادخواست مورد اشاره توسط مشتکی‌عنه نقض گردیده و بر این اساس:

    الف- اصل برایت عقلانی

    به موجب مفهوم و مدلول اصل برایات عقلی، مکلف در مقام عمل هیچ وظیفه‌ای در قبال انجام تکلیف مشکوک بر اساس قاعده عقلانی «قبح عقاب بلابیان» نداشته و از این رو مورد مواخذه و عقاب قرار نمی‌گیرد اما نتیجه عملی بندها و قسمت‌های مورد اعتراض و مندرج در دادخواست به وضوح مغایر با این قسم از تکلیف اصل برایت می‌باشد چنانچه مأمورین سازمان امور مالیاتی را مخبر می‌داند که معاملاتی را که اجزای آن در زمان وقوع به استناد اطلاعات موجود در پایگاه رسمی و سایت خبری این سازمان واجد وجاهت قانونی بوده، متعاقباً «غیر قانونی» و «غیر واقعی» و بلااثر ارزیابی نمایند.

    ب- اصل برایت شرعی

    همچنین و به استناد اصل برایات شرعی در هر مورد مشکوکی که مکلف اصل حکم واقعی را نداند، شارع مقدس با قرار دادن حکم ظاهری، تکلیف را از دوش مکلف برداشته است، از این رو به نظر می‌رسد از این حیث نیز مشتکی‌عنه برخلاف اصل و قاعده شرعی عمل نموده و با صدور جواز «غیر واقعی» دانستن معاملات پیشین مودیان توسط مأمورین سازمان امور مالیاتی، سیطره این اصل فقهی بر بازار مسلمین را مخدوش کرده است.


    پاسخ مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به شکایت

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۲۲۶۶۹/۲۱۲/د-۱۳۹۴/۶/۲۸ توضیح داده است که:

    «جناب آقای دربین

    مدیرکل محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم:

    احتراماً، درباره پرونده کلاسه ۹۴/۳۵۱ موضوع شکایت سندیکای تولید کنندگان لوله و پروفیل فولادی به خواسته ابطال بند (۶) از ماده (۶) و بند (۳) از ماده (۷) دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیاتهای مستقیم، ضمن استناد به نامه شماره ۱۷۹۷۱/۲۳۱/۵-۱۳۹۴/۵/۲۶ معاون مالیاتهای مستقیم سازمان متبوع موارد زیر را در رد شکایت شاکی به استحضار می‌رساند:


    ۱- رد ادعای ابطال بند ۶-۶ دستورالعمل

    در پاسخ به ادعای شاکی در خصوص ابطال بند ۶-۶ دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی (شماره صحیح آن بند ۷-۶ دستورالعمل اجرایی شماره ۲۴۴۶۸/۲۰۰/ص-۱۳۹۰/۱۰/۲۷ با اصلاحات بعدی) که مقرر می‌دارد:

    «هرگونه جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی، سوء استفاده و تبانی اشخاص موضوع این دستورالعمل در ارتباط با صدور صورتحساب و شماره اقتصادی خلاف مقررات بوده و ضمن مسئولیت تضامنی، مطابق با قانون مبارزه با پولشویی، قانون ارتقاء سلامت نظام اداری مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر قوانین و مقررات مربوط اقدام خواهد شد»،

    با توجه به صلاحیت ذاتی سازمان امور مالیاتی کشور در امر تشخیص و وصول مالیات (بند الف ماده ۵۹ قانون برنامه سوم توسعه و ماده (۱) تشکیلات سازمان امور مالیاتی کشور مصوب ۱۳۸۰ هیأت وزیران) و در اجرای ماده ۱۶۹ مکرر و تبصره‌های آن، ادارات و واحدهای مالیاتی مکلفند اسناد و مدارک و مستندات مودیان مالیاتی را بررسی نمایند تا صحت و سقم آن احراز گردد و این تکلیف علاوه بر اینکه در قوانین و مقررات مالیاتی آمده است در سایر قوانین و مقررات مرتبط نیز مقرر گردیده است.


    ۲- تعریف معاملات و عملیات مشکوک وفق قانون مبارزه با پولشویی

    در بند (و) ماده (۱) آیین‌نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی مصوب ۱۳۸۸، معاملات و عملیات مشکوک تعریف شده است و در اجزای (۲) و (۳) همان بند آمده است:

    «کشف جعل، اظهار کذب و یا گزارش خلاف واقع از سوی ارباب رجوع قبل و یا بعد از آنکه معامله‌ای صورت گیرد و نیز در زمان اخذ خدمات پایه و معاملاتی که به هر ترتیب مشخص شود ذینفع واقعی حداقل یکی از متعاملین ظاهری آن، شخص یا اشخاص دیگری بوده‌اند»،

    که در شمار معاملات و عملیات مشکوک به پولشویی محسوب می‌شود.


    ۳- بررسی صلاحیت قانونی بند ۷-۶ دستورالعمل

    بنابراین برخلاف ادعای شاکی، مفاد بند (۷-۶) دستورالعمل موصوف نه تنها در چارچوب وظایف و مسئولیت‌های قانونی سازمان متبوع بوده که بلکه صرفاً ضمن بیان موارد تخلف و خلاف مقررات و اقدامات غیر قانونی و مجرمانه اشخاص موضوع این دستورالعمل، ضمانت‌های اجرایی لازم را در ارتباط با صدور صورتحساب و شماره اقتصادی (موضوع دستورالعمل موصوف) مطابق قوانین و مقررات مالیاتی (از جمله مسئولیت تضامنی، مطابق ماده ۱۶۹ مکرر و تبصره‌های آن) و سایر قوانین و مقررات مربوط (قانون مبارزه با پولشویی و …) یادآور شده است.


    ۴- قوانین و مقررات مالیاتی مرتبط و ضمانت اجراها

    در این راستا قانون مالیاتهای مستقیم در موارد متعدد ضرورت بررسی دفاتر و اسناد و مدارک جهت جلوگیری از وقوع تخلف از سوی مودیان مالیاتی را بیان داشته و متناسب با نوع تخلف، ضمانت اجراهایی از جمله رد دفاتر قانونی، جریمه، مسئولیت تضامنی و نهایتاً تشخیص علی‌الرأس در نظر گرفته است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

    • ماده (۱۶۹) قانون مالیاتهای مستقیم
    • ماده (۱۶۹) مکرر قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره‌های آن
    • ماده (۹۵) قانون مالیاتهای مستقیم و آیین‌نامه مربوطه
    • ماده (۹۷) قانون مالیاتهای مستقیم
    • ماده (۱۸۱) قانون مالیاتهای مستقیم و حکم هیأت‌های نظارت بر دفاتر قانونی

    (شرح کامل موارد در متن لایحه موجود است.)


    ۵- رد ادعای ابطال بند ۳-۷ دستورالعمل

    در خصوص ادعای شاکی مبنی بر ابطال بند (۳-۷) دستورالعمل مورد اشاره که به موجب آن:

    «چنانچه ادارات امور مالیاتی ذی‌ربط موضوع رسیدگی، به موارد تخلفی مانند جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی و تبانی و سوء استفاده راجع به صورتحساب و شماره اقتصادی برخورد نمایند، موظفند از طریق اداره کل ذی‌ربط به دادستانی انتظامی مالیاتی گزارش نمایند تا عندالاقتضاء متخلفین تحت پیگرد قضایی قرار گیرند. اقدام به تعقیب قضایی، مانع مطالبه و وصول جرایم مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر نخواهد بود.»

    اعلام می‌دارد:

    برخلاف ادعای شاکی، مأموران و واحدهای مالیاتی در این خصوص نیز از حدود و اختیارات قانونی خویش خارج نشده‌اند و این بند نیز در راستای قوانین و مقررات پیش گفته بوده و مفاد آن به طور صریح، منطبق با منطوق و مفاد موادی از قانون مالیاتهای مستقیم و سایر مقرره‌های مرتبط می‌باشد.

    (شرح مفصل قوانین مرتبط در متن لایحه موجود است.)


    ۶- نتیجه‌گیری و درخواست

    با عنایت به مراتب فوق و با توجه به اینکه مفاد بندهای موضوع شکایت (بندهای ۶-۶ و ۳-۷ دستورالعمل موصوف) به طور صحیح و صریحاً بر اساس منطوق قوانین و مقررات مالیاتی و دیگر قوانین مرتبط بوده است و پیشتر در آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های معتبر مالیاتی نیز بیان شده و مورد تاکید قرار گرفته است، لذا درج این بندها در دستورالعمل موصوف، صرفاً به تکلیف مأموران مالیاتی «در ارتباط با صورتحساب و شماره اقتصادی» اشاره کرده است.

    با توجه به اینکه رسیدگی مأموران مالیاتی به پرونده‌های مودیان جهت احراز درستی و یا نادرستی مندرجات دفاتر، اسناد و مدارک و نیز ارائه گزارش موارد تخلف (مانند اظهار خلاف واقع، جعل، تقلب و …) به دادستانی انتظامی مالیاتی در چارچوب قوانین و مقررات موضوعه کشور (قانون مالیاتهای مستقیم، قانون مبارزه با پولشویی و آیین‌نامه اجرایی آن و …) جزء وظایف و صلاحیت‌های قانونی آنها بوده و در نتیجه اجتناب‌ناپذیر و ضروری می‌باشد، لذا ادعای شاکی مبنی بر خروج سازمان متبوع از صلاحیت و مسئولیت‌های قانونی محکوم به رد می‌باشد.

    با توجه به اینکه بندهای (۶-۶ و ۳-۷) از دستورالعمل موصوف، در راستای قوانین و مقررات یاد شده و لحاظ صلاحیت مأموران و ادارات مالیاتی بوده به طور صحیح تدوین و صادر شده است، تقاضای رسیدگی و رد شکایت شاکی را دارد.

    در پایان خواهشمند است دستور فرمایید از سازمان امور مالیاتی کشور جهت حضور در جلسه دادرسی هیأت تخصصی و هیأت عمومی دیوان عدالت اداری دعوت به عمل آید.»

    نامه شماره ۱۷۹۷۱/۲۳۱/۵-۱۳۹۴/۵/۲۶ معاون مالیات‌های مستقیم سازمان امور مالیاتی کشور


    الف) مفاد بند (۶-۶) دستورالعمل اصلاحی

    وفق مفاد بند (۶-۶) دستورالعمل اصلاحی به شماره ۳۹۵۴/۲۰۰-۱۳۹۲/۳/۷ موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم،

    «در صورت تعدد جرایم مذکور در بندهای (۱-۶)، (۳-۶)، (۴-۶) و (۵-۶) برای یک معامله، حداکثر جریمه قابل مطالبه ۱۰% مبلغ مورد معامله خواهد بود و جرایم موضوع هر یک از تخلفات مذکور در بند فوق قابل جمع نخواهد بود.»


    ب) مفاد بند (۷-۶) دستورالعمل

    طبق بند (۷-۶) دستورالعمل موصوف،

    «هرگونه جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی، سوء استفاده و تبانی اشخاص موضوع این دستورالعمل در ارتباط با صدور صورتحساب و شماره اقتصادی خلاف مقررات بوده و ضمن ایجاد مسئولیت تضامنی، مطابق با قانون مبارزه با پولشویی، قانون ارتقاء سلامت نظام اداری مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر قوانین و مقررات مربوط اقدام خواهد گردید.»


    پ) بررسی اعتراض و نظر سازمان امور مالیاتی

    با عنایت به مفاد بندهای یاد شده و بررسی شرح دادخواست مطروحه:

    • اگرچه به نظر می‌رسد مفاد بند (۷-۶) دستورالعمل مورد اعتراض بوده است لیکن
    • با توجه به متن نوشته شده، اعتراض به استحضار می‌رسد حکم مقرر در بند (۶-۶) صرفاً یک نوع تسهیلات قانونی برای مودیان محترم مالیاتی بوده است که در صورت ابطال امکان برخورداری از آن، از کلیه مودیان موضوع دستورالعمل اجرایی صدرالاشاره سلب خواهد شد.
    • به نظر نمی‌رسد قانونگذار با توجه به متن ماده مذکور قصد اخذ جریمه ۱۰% برای هر یک از تخلفات انجام شده در یک صورتحساب را داشته باشد.
    • ولی در صورتی که منظور از اعتراض مذکور مفاد بند (۷-۶) باشد، پاسخ به شرح ذیل بند «ب» خواهد بود.

    ب) پاسخ به اعتراض در خصوص بند (۳-۷) دستورالعمل

    مطابق با بند (۳-۷) دستورالعمل مزبور:

    «چنانچه ادارات امور مالیاتی ذیربط موضوع رسیدگی، به موارد تخلفی مانند جعل، تقلب، معاملات غیر واقعی و تبانی و سوء استفاده راجع به صورتحساب و شماره اقتصادی برخورد نمایند، موظفند از طریق اداره کل ذیربط به دادستانی انتظامی مالیاتی گزارش نمایند تا عندالاقتضاء متخلفین تحت پیگرد قضایی قرار گیرند. اقدام به تعقیب قضایی، مانع مطالبه وصول جرایم مالیاتی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر نخواهد بود.»


    ۱) تحقق شفافیت معاملات و جلوگیری از مفاسد

    جهت تحقق شفافیت معاملات، جلوگیری از مفاسد اقتصادی، سوء استفاده و تقلب در گواهی‌ها و مدارک صادره، قانونگذار با تصویب قوانین اقتصادی، نظارتی و حقوقی، استراتژی و برنامه کاری دستگاه‌های اجرایی را مشخص نموده است.

    • تحقق اهداف یاد شده مستلزم همکاری و هماهنگی در اجرای به هنگام قوانین مذکور توسط مجریان می‌باشد.
    • لذا تدوین بندهای (۷-۶) و (۳-۷) و احصاء مصادیق مربوطه با بهره‌گیری و استناد بر قوانین و مقررات حاکم بر موضوع بوده است که شامل دیگر مواد مندرج در قانون مالیات‌های مستقیم و سایر قوانین مرتبط می‌باشد که برخی از آنها در ذیل آمده است.
    • سازمان امور مالیاتی همانگونه که در متن بند (۷-۶) تاکید کرده است، قصد داشته اعلام نماید که صدور دستورالعمل مذکور، نه تنها نافی دیگر قوانین مطروحه نبوده است بلکه در راستای ادای تکالیف قانونی، کلیه مامورین مالیاتی مکلفند علاوه بر مدنظر قرار دادن جرایم موضوع ماده مذکور، نسبت به انجام سایر تکالیف قانونی نیز اقدام نمایند.

    ۲) قوانین مالیات‌های مستقیم مرتبط

    ۲-۱) ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم (اصلاحات مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷)

    • استفاده از شماره اقتصادی خود برای معاملات دیگران یا استفاده از شماره اقتصادی دیگران برای معاملات خود نه تنها مشمول جریمه می‌باشد بلکه وفق تبصره یک استفاده‌کنندگان از شماره اقتصادی دیگران نسبت به مالیات بر درآمد مسئولیت تضامنی دارند.
    • بدیهی است این موضوع نشانگر این است که ماموران مالیاتی می‌باید با بررسی دقیق و ورود در ماهیت معاملات انجام یافته صحت و سقم طرفین معامله را مشخص و وفق مقررات اقدام نمایند.

    ۲-۲) ماده ۲۰۱ قانون مالیات‌های مستقیم

    • مطابق مفاد این ماده: «هرگاه مودی به قصد فرار از مالیات از روی علم و عمد به ترازنامه و حساب سود و زیان یا به دفاتر و اسناد و مدارکی که برای تشخیص مالیات ملاک عمل می‌باشد و بر خلاف حقیقت تهیه و تنظیم شده است استناد نماید یا برای سه سال متوالی از تسلیم اظهارنامه مالیاتی و ترازنامه و سود و زیان خودداری کند، علاوه بر جریمه‌ها و مجازات‌های مقرر در این قانون از کلیه معافیت‌ها و بخشودگی‌های قانونی در مدت مذکور محروم خواهد شد. تبصره- تعقیب و اقامه دعوی علیه مرتکبین نزد مراجع قضایی از طرف رییس سازمان مالیاتی کشور به عمل خواهد آمد.»
    • لذا در دستورالعمل صادره، تذکرات لازم بر اساس بندهای مورد بحث داده شده است تا ماموران مالیاتی با بررسی مستندات و مدارک ارائه شده از سوی مودی (که شامل صورتحساب، فهرست معاملات و درج شماره اقتصادی می‌باشد) در صورتی که به موارد موضوع ماده ۲۰۱ قانون فوق مراجعه گردید، موضوع را برای اجرای این ماده به دادستانی انتظامی مالیاتی اعلام نماید.

    ۲-۳) ماده ۲۳۳ قانون مالیات‌های مستقیم

    • اداره امور مالیاتی مربوطه مکلف است ضمن رسیدگی های خود به تخلفات مالیاتی مودی (موضوع ماده ۲۰۱) مراتب را برای تحقیق به دادستان انتظامی مالیاتی گزارش دهد که این امر در بند (۳-۷) دستورالعمل ذکر شده است.

    ۲-۴) بند (ت) ماده ۲۶۴ قانون مالیات‌های مستقیم

    • بر اساس این بند، اقامه دعوی علیه مودیان و ماموران مالیاتی از وظایف دادستان انتظامی مالیاتی است که در این قانون پیش بینی گردیده است.

    ۳) دیگر قوانین مرتبط درباره معاملات غیر واقعی و نحوه گزارش‌دهی

    الف) ماده (۵) قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد (مصوب ۱۳۹۰/۸/۷)

    • در دو بند (الف) و (ب) به شرح محرومیت‌های موضوع این قانون و اشخاص مشمول محرومیت، اعم از حقیقی و حقوقی می‌پردازد که فارغ از نوع محرومیت‌های مقرر، اشخاص مشمول محرومیت و میزان محرومیت به شرح زیر تعریف شده‌اند: ۱- اشخاصی که به قصد فرار از پرداخت حقوق عمومی و یا دولتی مرتکب اعمال زیر می‌گردند متناسب با نوع تخلف عمدی به دو تا پنج سال محرومیت محکوم می‌شوند:
      • ۱-۱- ارائه متقلبانه اسناد، صورت‌های مالی، اظهارنامه‌های مالی و مالیاتی به مراجع رسمی ذیربط، به یکی از محرومیت‌های مندرج در جزءهای (۱)، (۲) و (۳) بند (الف) این ماده و یا هر سه آنها.
      • ۲-۱- ثبت نکردن معاملاتی که ثبت آنها در دفاتر قانونی بنگاه اقتصادی، بر اساس مقررات، الزامی است یا ثبت معاملات غیر واقعی، به یکی از محرومیت‌های مندرج در جزءهای (۱)، (۲) و (۶) بند (الف) این ماده یا جمع دو یا هر سه آنها.
      • ۳-۱- ثبت هزینه‌ها و دیون واهی، یا ثبت هزینه‌ها و دیون با شناسه‌های اشخاص غیر مرتبط یا غیر واقعی در دفاتر قانونی بنگاه، به یکی از محرومیت‌های مذکور در جزءهای (۱)، (۲) و (۵) بند (الف) این ماده و یا جمع دو یا هر سه آنها.

    ب) ماده ۲۴ قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد (مصوب ۱۳۹۰/۸/۷)

    • «هرگونه اظهار خلاف واقع و نیز ارائه اسناد و مدارک غیر واقعی به دستگاه‌های مشمول این قانون که موجب تضییع حقوق قانونی دولت یا شخص ثالث و یا فرار از پرداخت عوارض یا کسب امتیاز ناروا شود، جرم محسوب می‌شود.
    • چنانچه برای عمل ارتکابی در سایر قوانین مجازاتی تعیین شده باشد به همان مجازات محکوم می‌شود. در غیر این صورت علاوه بر لغو امتیاز، مرتکب به جزای نقدی معادل حقوق تضییع شده و نیز جبران زیان وارده با مطالبه ذینفع محکوم می گردد.
    • هر یک از کارکنان دستگاه‌ها که حسب وظیفه با موارد مذکور مواجه شوند، مکلفند موضوع را به مقام بالاتر گزارش نمایند. مقام مسئول در صورتی که گزارش را مقرون به صحت تشخیص دهد مراتب را به مرجع قضایی اعلام می‌نماید.»
    • بر این اساس مامورین مالیاتی مکلفند موارد تخلف اعلام شده در ماده فوق را حسب وظیفه به مراجع ذیربط سازمان امور مالیاتی اعلام نمایند.

    ج) ماده ۱۴ قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد

    • «بازرسان، کارشناسان رسمی، حسابرسان و حسابداران، ممیزین، ذیحساب‌ها، ناظرین و سایر اشخاصی که مسئول ثبت یا رسیدگی به اسناد، دفاتر و فعالیت‌های اشخاص حقیقی و حقوقی در حیطه وظایف خود می‌باشند، موظفند در صورت مشاهده هرگونه فساد موضوع این قانون، چنانچه ترتیباتی در قوانین دیگر نباشد، مراتب را به مرجع نظارتی یا قضایی ذیصلاح اعلام نمایند.»
    • متن ماده فوق نشان‌دهنده آن است که ماموران مالیاتی می‌باید اسناد و مدارک ارائه شده در اجرای ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم را بررسی و به مراجع ذیربط و نظارتی اعلام نمایند که در قانون مالیات‌های مستقیم مرجع مذکور دادستانی انتظامی مالیاتی تعریف شده است.

    د) بند (و) ماده (۱) آیین‌نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی (مصوب ۱۳۸۸/۹/۱۴)

    • معاملات و عملیات مشکوک: معاملات و عملیاتی که اشخاص با در دست داشتن اطلاعات و یا قراین و شواهد منطقی ظن پیدا کنند که این عملیات و معاملات به منظور پولشویی انجام می‌شود.
    • تبصره: قراین و شواهد منطقی عبارت است از شرایط و مقتضیاتی که یک انسان متعارف را وادار به تحقیق در خصوص منشا مال و سپرده‌گذاری یا سایر عملیات مربوط می‌نماید.
    • برخی از این عملیات و معاملات مشکوک عبارتند از: ۱- معاملات و عملیات مالی مربوط به ارباب رجوع که بیش از سطح فعالیت مورد انتظار وی باشد. ۲- کشف جعل، اظهار کذب و یا گزارش خلاف واقع از سوی ارباب رجوع قبل یا بعد از آنکه معامله‌ای صورت گیرد و نیز در زمان اخذ خدمات پایه. ۳- معاملاتی که به هر ترتیب مشخص شود ذینفع واقعی حداقل یکی از متعاملین ظاهری آن شخص یا اشخاص دیگری بوده‌اند.
    • بدیهی است طبق تعریف قانون مبارزه با پولشویی و دستورالعمل‌های مرتبط، خدمات پایه برای سازمان امور مالیاتی شماره اقتصادی مودیان مالیاتی می‌باشد و کلیه موارد عنوان شده در بند فوق مطابق با اقدامات مودیان طبق مفاد ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم است.

    هـ) ماده (۱۹) آیین‌نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی

    • وظایف افراد یا واحدهای مسئول موضوع ماده (۱۸) به شرح زیر می‌باشد:
      • ب) ارسال فوری گزارش‌های مذکور در قالب فرم‌های مشخص شده به واحد اطلاعات مالی بدون اطلاع ارباب رجوع.
      • ج) نظارت بر فعالیت مشتریانی که از خدمات پایه استفاده می‌کنند به منظور شناسایی معاملات مشکوک.
    • لذا سازمان امور مالیاتی نیز وفق قوانین مذکور، مکلف به بررسی اظهارات کذب و خلاف واقع و ارائه گزارش‌های لازم به مراجع ذیصلاح می‌باشد.

    و) بند (۱۶) ماده (۲۰) آیین‌نامه تحریر دفاتر قانونی (موضوع تبصره ۲ ماده ۹۵ اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم)

    • ماده ۲۰- تخلف از تکالیف مقرر در این آیین‌نامه در موارد زیر موجب رد دفاتر می‌باشد:
      • بند ۱۶- ثبت هزینه‌ها و درآمدها و هر نوع اعمال و اقلام مالی غیر واقع در دفاتر به شرط احراز.
    • این موضوع بیانگر این است که اطلاعات معاملات دریافتی از مودیان محترم مالیاتی که در اجرای ماده ۱۶۹ مکرر مذکور دریافت شده است به لحاظ غیر واقعی بودن می‌باید در دفاتر مودی ذیربط بررسی شده و وفق قوانین اقدام شود.

    جمع‌بندی نهایی

    با عنایت به مواد قانونی فوق مشخص است که واحدهای مالیاتی می‌باید کلیه اطلاعات، مستندات و مدارک واصله از طریق اجرای دستورالعمل موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم را بررسی و وفق هر یک از مقررات مذکور اقدام مقتضی معمول نمایند.

    بر این اساس در دستورالعمل مذکور صرفاً اجرای مواد فوق تاکید شده و هیچ موردی خارج از اختیارات و وظایف قانونی در آن درج نشده است.


    نظر قایم مقام دبیر شورای نگهبان (لایحه شماره ۱۷۷۱/۱۰۲/۹۵-۱۳۹۵/۵/۱۲)

    رییس محترم هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    با سلام و تحیت

    عطف به نامه شماره ۲۰۰/۱۱۷۴۱۰/۲۱۰/۹۰۰۰ مورخ ۱۳۹۴/۷/۲۸:

    موضوع بند ۶ از ماده ۶ و بند ۳ از ماده ۷ دستورالعمل به کارگیری شماره اقتصادی مودیان مالیاتی، در جلسه مورخ ۱۳۹۵/۵/۴ فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نظر فقهاء به شرح ذیل اعلام می‌گردد:

    آنچه که در جزء ۶-۶ و جزء ۳-۷ بند ۷ آمده به نفسه چنانچه مشمول قانون مبارزه با پولشویی و قانون ارتقاء سلامت اداری باشد اشکالی ندارد و در صورتی که این مصوبه بخواهد این موارد را مشمول قوانین مذکور نماید خلاف موازین شرع می‌باشد، البته تشخیص شمول یا عدم شمول، با آن دیوان محترم است.


    رأی هیات عمومی دیوان عدالت اداری (۱۳۹۵/۱۲/۳)

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۳ با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به صدور رأی مبادرت کرده است.


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    الف) نظر فقهای شورای نگهبان درباره بندهای (۶-۶) و (۳-۷)

    فقهای شورای نگهبان اعلام کرده‌اند:

    «آنچه که در جزء ۶-۶ بند ۶ و جزء ۳-۷ بند ۷ آمده، به نفسه چنانچه مشمول قانون مبارزه با پولشویی و قانون ارتقاء سلامت اداری باشد، اشکالی ندارد و در صورتی که این مصوبه بخواهد این موارد را مشمول قوانین مذکور نماید، خلاف موازین شرع می‌باشد. البته تشخیص شمول یا عدم شمول با آن دیوان محترم است.»

    از آنجا که بندهای ۷-۶ و ۳-۷ دستورالعمل اجرایی موضوع ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم مشمول قانون مبارزه با پولشویی مصوب سال ۱۳۸۶ و قانون ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد مصوب سال ۱۳۹۰ است،

    بنابراین:

    در اجرای حکم مقرر در تبصره ۲ ماده ۸۴ و ماده ۸۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و تبعیت از نظر فقهای شورای نگهبان، موجبی برای ابطال بندهای مذکور از بعد مغایرت با موازین شرع وجود ندارد.


    ب) نظر هیأت عمومی درباره مسئولیت تضامنی در بند (۳-۷)

    • مسئولیت تضامنی مندرج در تبصره ۱ ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم ناظر بر مواردی است که دارندگان شماره اقتصادی، شماره خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
    • این مسئولیت به اشخاصی که شماره اقتصادی آنان بدون اطلاع مورد استفاده قرار گرفته، تسری نمی‌یابد.
    • بنابراین، اطلاق بند ۳-۷ دستورالعمل مورد اعتراض که برای استفاده‌کنندگان از شماره اقتصادی دیگران و کسانی که شماره اقتصادی آنان مورد استفاده قرار گرفته (خواه طوعاً در اختیار دیگران قرار داده باشند یا بدون اطلاع آنها مورد استفاده قرار گرفته باشد) مسئولیت تضامنی پیش‌بینی کرده، از حیث توسعه مسئولیت تضامنی مصرح در حکم مقنن به کسانی که شماره اقتصادی آنان بدون اطلاع استفاده شده، مغایر تبصره ۱ ماده ۱۶۹ قانون مالیات‌های مستقیم است و مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود.

    ج) نظر هیأت عمومی درباره مطالبه مالیات و رسیدگی قضایی

    • تا تعیین تکلیف بزه‌دیده که همان دارنده شماره اقتصادی است، مطالبه مالیات از وی در واقع مطالبه مالیات از غیر مودی است.
    • بنابراین، متوقف نشدن وصول مالیات تا زمان رسیدگی به تخلفات اعلامی و اینکه رسیدگی به تخلفات اعلامی در مراجع قضایی اختیاری اعلام شده است، بند ۳-۷ دستورالعمل مورد اعتراض را مغایر تبصره ماده ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم می‌نماید.
    • مستند به بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، این بند نیز ابطال می‌شود.
  • ورود شکایت نسبت به ابطال اطلاعیه سازمان امور مالیاتی مبنی بر افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده و کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۳ به میزان ۹ درصد


    گردش کار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شماره دادنامه: ۱۳۲۸

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۵/۱۲/۱۰

    کلاسه پرونده: ۹۴/۱۰۸۱

    مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی: آقای احمدرضا جهان اندیش

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال اطلاعیه سازمان امور مالیاتی مبنی بر افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده و کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۳ به میزان ۹ درصد


    گردش کار

    شاکی به موجب دادخواستی ابطال اطلاعیه سازمان امور مالیاتی مبنی بر افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده و کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۳ به میزان ۹ درصد را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    « ریاست محترم دیوان عدالت اداری

    با اهداء سلام و تحیات

    با احترام خاطر عالی مستحضر است، به موجب اصل پنجاه و یکم (۵۱) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هیچ نوع مالیات وضع نمی شود مگر به موجب قانون، مستند به تبصره (۲) ماده (۱۱۷) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۴- ۱۳۹۰) مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ مجلس محترم شورای اسلامی، مبنی بر اینکه:

    «دولت مکلف است با اجرای کامل قانون مالیات بر ارزش افزوده، نرخ این مالیات را از سال اول برنامه سالانه یک واحد درصد اضافه نماید، به گونه‌ای که در پایان برنامه نرخ آن به هشت درصد (۸%) برسد. سهم شهرداری‌ها و دهیاری‌ها از نرخ مزبور سه درصد (۳%) (به عنوان عوارض) و سهم دولت پنج درصد (۵%) تعیین می‌شود.»

    و مستند به ماده (۲۳۵) قانون مذکور مبنی بر اینکه:

    «این قانون تا پایان سال ۱۳۹۴ هجری شمسی معتبر است.»

    حداکثر نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی تا پایان سال ۱۳۹۴ هجری شمسی هشت واحد درصد (۸%) است.

    ولی سازمان محترم امور مالیاتی کشور با صدور اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی نه درصد (۹%) اعلام کرده است، معاون محترم مالیات بر ارزش افزوده سازمان مذکور در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۲۷ در مصاحبه با خبرگزاری فارس اعلام نموده است نرخ مالیات بر ارزش افزوده سال آینده (سال ۱۳۹۴ هجری شمسی) نه درصد (۹%) خواهد بود که طبق قانون مالیات بر ارزش افزوده و تبصره (۲) ماده (۱۱۷) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) مصوب ۱۳۹۳/۱۲/۴ خواهد بود، از این نه درصد (۹%) هشت درصد (۸%) مالیات ارزش افزوده (شامل پنج درصد (۵%) مالیات و سه درصد (۳%) عوارض شهرداری‌ها) و یک درصد (۱%) مالیات سلامت موضوع ماده (۳۷) قانون یاد شده است.

    سازمان محترم امور مالیاتی کشور برای اخذ یک واحد درصد (۱%) به عنوان مالیات سلامت و در نتیجه افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۴ به میزان نه واحد درصد (۹%) به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۴ مجلس محترم شورای اسلامی استناد نموده است مبنی بر اینکه:

    «علاوه بر افزایش قانونی نرخ مالیات بر ارزش افزوده، صرفاً یک واحد درصد در هر سال به عنوان مالیات سلامت به نرخ مالیات بر ارزش افزوده سهم دولت اضافه و همزمان با دریافت، مستقیماً به ردیف درآمدی که برای این منظور در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی می‌شود، واریز می‌گردد. صد درصد (۱۰۰%) منابع دریافتی از طریق ردیف یا ردیف‌هایی که برای این منظور در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی می‌شود، به پیشگیری و پوشش کامل درمان افراد ساکن در روستاها و شهرهای دارای بیست هزار نفر جمعیت و پایین‌تر و جامعه عشایری (در چهارچوب نظام ارجاع) اختصاص می‌یابد و پس از تحقق هدف مذکور نسبت به تکمیل و تامین تجهیزات بیمارستانی و مراکز بهداشتی و درمانی با اولویت بیمارستان‌های مناطق توسعه نیافته، مصارف هیأت امنای ارزی و ارتقای سطح بیمه بیماران صعب‌العلاج و افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی خارج از روستاها و شهرهای بالای بیست هزار نفر جمعیت اقدام شود.

    هرگونه پرداخت هزینه‌های پرسنلی نظیر حقوق و مزایا، اضافه کار، کمک‌های رفاهی، پاداش، فوق‌العاده‌های ماموریت، کارانه، بهره‌وری، مدیریت، نوبت کاری، دیوان و مانند آن و هزینه‌های اداری نظیر اقلام مصرفی اداری و تامین اثاثیه و منصوبات اداری از این محل ممنوع می‌باشد.»

    با توجه به اینکه ماهیت لایحه بودجه سالانه کل کشور پیش‌بینی درآمدها (از جمله مالیات) و هزینه‌های آینده است که به وسیله قوه محترم مجریه تهیه و تنظیم می‌شود و برای بررسی و تصویب به قوه محترم مقننه تقدیم می‌شود، لازم است که برای مدت محدود و معین نوشته شود، در تجارب حاصله از بودجه نویسی واحد سال مناسب تشخیص داده شده است و به اصل سالیانه بودن بودجه معروف شده است.

    با توجه به اینکه مالیات یکی از مهم‌ترین موضوعات لایحه بودجه سالانه کل کشور است قوه محترم مجریه برای تعیین نرخ آن که درصدی از ماخذ تعلق مالیاتی است، عوامل متعددی را از جمله وضعیت اقتصادی کشور، سیاست‌های مالی، پولی و ارزی را مد نظر قرار می‌دهد، این نرخ با توجه به وضعیت اقتصادی کشور ممکن است یک سال یک واحد درصد (۱%)، یک سال دو واحد درصد (۲%)، یک سال سه واحد درصد (۳%) و یک سال پنج واحد درصد (۵%) باشد از این رو لازم است که نرخ مالیات برای مدت محدود و معین تعیین شود، امروزه واحد سال برای تعیین نرخ مالیات مناسب تشخیص داده شده است و به اصل سالیانه بودن مالیات معروف شده است.

    اگر لایحه بودجه سالانه کل کشور و نرخ مالیات برای مدت نامحدود و دایم تعیین شد، دقت ارقام و اعداد آن کاهش می‌یابد و می‌تواند موجب افزایش سطح عمومی قیمت‌ها و تورم و کاهش حجم پول موجود در جامعه و رکود شود از این رو است که قوه محترم مجریه لایحه بودجه سالانه کل کشور را در قالب ماده واحده و با تبصره‌های مختلف برای مدت محدود به یک سال تهیه و تنظیم می‌نماید که به امضاء مقام ریاست محترم جمهور می‌رسد و برای رسیدگی و تصویب به قوه محترم مقننه تقدیم می‌شود.

    حال با توجه به اینکه ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) طرح قانونی بوده است که به وسیله نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی طرح و پیشنهاد شده و قوه محترم مجریه در تهیه و تنظیم و پیشنهاد آن دخالتی نداشته است و لایحه قانونی نبوده است و با توجه به اینکه قانون دایمی است و منظور از تصویب آن دایمی کردن احکام تبصره‌هایی است که هر ساله در قوانین بودجه سالانه کل کشور تکرار می‌شده است تا در زمان رسیدگی و تصویب لایحه بودجه سالانه کل کشور نمایندگان محترم با فرصت بیشتری به مباحث اصلی بودجه و بررسی درآمدها و هزینه‌های کشور بپردازند، قوه محترم مقننه اساساً نمی‌توانسته است به موجب آن درصدی از ماخذ تعلق مالیاتی را مثلاً یک واحد درصد (۱%) به عنوان مالیات سلامت تعیین کند و قوه محترم مجریه را برای همیشه و هر ساله ملزم به اجرای آن کند، زیرا اصل ۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر داشته است:

    «بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می‌شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم می‌گردد. هر گونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.»

    از این رو مرحله تهیه و تنظیم بودجه سالانه کل کشور در صلاحیت انحصاری قوه محترم مجریه است و مرحله رسیدگی و تصویب آن نیز در صلاحیت قوه محترم مقننه می‌باشد.

    همچنین اصل ۵۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر داشته است:

    «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوام مستقل از یکدیگرند.»

    از این رو به موجب آن در جمهوری اسلامی ایران اصل تفکیک قوا پذیرفته شده و صلاحیت‌ها و اختیارات اختصاصی و انحصاری هر یک از قوای سه گانه محترم مشخص شده است، بدین ترتیب که هر یک از قوای مذکور متصدی امری از امور کشور است و نسبت به قوای دیگر دارای استقلال است و هیچ یک از آنها نمی‌تواند در وظایف و اختیارات قوای دیگر مداخله نماید، البته استقلال قوای مذکور نافی حق نظارت آنها بر یکدیگر نیست.

    بنابراین چون تهیه و تنظیم لایحه بودجه سالانه کل کشور ماهیت کاملاً اجرایی دارد در صلاحیت انحصاری قوه محترم مجریه است و صلاحیت قوه مقننه برای رسیدگی و تصویب آن صرفاً از بابت نظارت است نه تقنین و قانونگذاری و صلاحیتی که بر اساس اصل ۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای قوه محترم مقننه قابل استنباط است، صرفاً رد یا تصویب لایحه بودجه سالانه کل کشور است به گونه‌ای که قوه محترم مقننه حتی بدون رضایت قوه محترم مجریه نمی‌تواند در آن دخل و تصرف کند زیرا بر خلاف پیشنهاد سایر قوانین پیشنهاد بودجه سالانه کشور صرفاً به صورت لایحه می‌تواند به قوه محترم مقننه تقدیم شود و این امر یکی از محدودیت‌های وارده بر صلاحیت عام قوه مقننه در مورد پیشنهاد و تصویب قوانین است. قوه مقننه نمی‌توانسته است به موجب ماده (۳۷) قانون مذکور که طرح قانونی دایمی است درصدی از ماخذ تعلق مالیاتی را مثلاً یک واحد درصد به عنوان مالیات سلامت تعیین کند و قوه محترم مجریه را برای همیشه و هر ساله ملزم به اجرای آن کند، در نتیجه الفاظ و عبارات ماده (۳۷) قانون مذکور نیز نمی‌توانند دلالت بر چنین معنایی نمایند.

    اگر قوه مقننه در ماده (۳۷) قانون مذکور که قانون دایمی است و برای مدت نامحدود تصویب شده است درصدی از ماخذ تعلق مالیاتی مثلاً یک واحد درصد را به عنوان مالیات سلامت تعیین کرده بود و قوه مجریه را ملزم می‌کرد که برای همیشه و هر ساله آن را دریافت کند و همزمان با دریافت مستقیماً به ردیف درآمدی که برای این منظور در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی می‌شود واریز نماید و صد درصد منابع دریافتی را از طریق ردیف یا ردیف‌هایی که برای این منظور در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی می‌شود به مصرف معین برساند. چون تهیه و تنظیم لایحه بودجه سالانه کل کشور در صلاحیت انحصاری قوه مجریه است، موجب محدودیت در صلاحیت انحصاری و اختیارات قوه مجریه برای تهیه و تنظیم لایحه بودجه سالانه کل کشور می‌گردید و در این صورت برخلاف اصل ۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود و در نتیجه مورد تایید شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار نمی‌گرفت. همچنین چون ماده (۳۷) قانون مذکور طرح بوده است و به وسیله نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شده و قوه مجریه در تهیه و تنظیم آن دخالتی نداشته است چون صلاحیت قوه مقننه برای رسیدگی و تصویب لایحه بودجه سالانه کل کشور صرفاً از باب نظارت است و نه تقنین و قانونگذاری و این موضوع یکی از محدودیت‌های وارده بر صلاحیت عام قوه مقننه در خصوص پیشنهاد و تصویب قوانین است موجب خروج قوه مقننه از حدود صلاحیت مقرر در قانون اساسی می‌گردید و از مصادیق مداخله در صلاحیت انحصاری قوه مجریه برای تهیه و تنظیم لایحه بودجه سالانه کل کشور بود که در این صورت بر خلاف اصل ۵۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بود و در نتیجه مورد تایید شورای نگهبان قانون اساسی قرار نمی‌گرفت.

    بنا به همین دلایل است که سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی، در جلسه علنی مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۴ در مورد طرح الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت اعاده شده از شورای نگهبان، جهت تامین نظر شورای نگهبان در مقام تقدیم گزارش کمیسیون مذکور اظهار می‌دارد:

    «… همان طور که برادر بسیار عزیز جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی اشاره کردند برای سومین بار ایرادی را که شورای نگهبان گرفت سه مورد ایراد بود … ایراد دوم هم اصل (۵۲) که بودجه سالانه است، شما نمی‌توانید درصد برای آن ایجاد کنید و در بودجه‌های سالانه می‌توانید درصد مشخص کنید، ممکن است یک سال (۲) درصد شود، یک سال (۵) درصد شود، یک سال (۳) درصد شود، اما در بودجه‌های قانون دایمی نمی‌شود درصد را مشخص کرد … خواهش من این است که امروز همکاران همکاری کنند ما آخرین جلسه هم با نظر شورای نگهبان مورد بررسی قرار دادیم و نظری که تامین شده عین نظر شورای نگهبان است…» و پس از اظهارات ایشان، قانون مذکور جهت تامین نظر شورای نگهبان با این توضیح که در قوانین دایمی نمی‌توان درصد مشخص کرد ولی در قوانین بودجه سالانه می‌توان درصد تعیین کرد، در همان جلسه به تصویب نمایندگان محترم شورای اسلامی رسیده است و پس از آن در مورخ ۱۳۹۳/۱۲/۶ مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته است.

    لازم به ذکر است که لایحه‌ای با عنوان لایحه الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در جلسه علنی مورخ ۱۳۹۳/۵/۲۲ مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شده است. که با آن مخالفت گردیده و در جلسه علنی مورخ ۱۳۹۳/۷/۲۷ لایحه مزبور رد شده و از دستور کار خارج شده است و پس از خروج لایحه مزبور از دستور کار، نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و اصلاحات و الحاقات بعدی آن را تقدیم مجلس شورای اسلامی نموده‌اند.

    سند ملی چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی بر اساس ماموریتی که مقام معظم رهبری مدظله العالی به مجمع تشخیص مصلحت نظام داده‌اند تهیه شده و پس از اصلاحاتی که معظم له در آن انجام داده‌اند به تصویب نهایی رسیده است و در تاریخ ۱۳۸۲/۸/۲۳ توسط معظم له ابلاغ شده و از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است. یکی از اهداف سند ملی مذکور، «رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی» است که در فراز ششم آن مرقوم شده است، همچنین در قسمت ملاحظه سند ملی مذکور مرقوم شده است:

    «در تهیه و تدوین و تصویب برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه، این نکته مورد توجه قرار گیرد که شاخص‌های کمی کلان آنها از قبیل: نرخ سرمایه‌گذاری، درآمد سرانه، تولید ناخالص داخلی، نرخ اشتغال و تورم، کاهش فاصله درآمد میان دهک‌های بالا و پایین جامعه، رشد فرهنگ و آموزش و پژوهش و توانایی‌های دفاعی و امنیتی، باید متناسب با سیاست‌های توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظیم و تعیین گردد و این سیاست‌ها و هدف‌ها به صورت کامل مراعات شود.»

    سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به شماره ۰۱۰۱/۵۶۲۹۶-۱۳۸۷/۶/۹ سیاست‌هایی است که به موجب بند (۱) از اصل (۱۱۰) قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری مدظله العالی تعیین شده است و از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است و کلیه قوانین و مقررات باید در چهارچوب آن تنظیم شوند و در هیچ موردی نباید با سیاست‌های مذکور مغایرت داشته باشند. سیاست‌های کلی مذکور در امور اقتصادی به موجب شماره ۲۱ عبارت است از:

    «تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادی به میزان حداقل ۸% نرخ رشد سالیانه تولید ناخالص داخلی …» و به موجب شماره (۳-۲۱) عبارت است از:

    «بهبود فضای کسب و کار کشور…» و به موجب شماره (۳۳) عبارت است از:

    «برقراری ارتباط کمی و کیفی میان برنامه پنجساله و بودجه‌های سالیانه با سند چشم‌انداز با رعایت شفافیت و قابلیت نظارت.»

    قسمتی از مرقوم مقام معظم رهبری مدظله العالی، منضم به نسخه‌ای از سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، خطاب به ریاست محترم وقت جمهوری اسلامی ایران طی شماره ۱۴۹۳۹/۱- ۱۳۸۷/۱۰/۲۱ عبارت است از:

    «… هرچه زودتر قانون برنامه پنجساله پنجم کشور با جهت‌گیری دستیابی به اهداف مرحله‌ای متناسب با سند چشم‌انداز بیست ساله تهیه گردد…»

    بنابراین قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۴- ۱۳۹۰) در راستای امتثال امر معظم له برای دستیابی به اهداف مرحله‌ای متناسب با سند ملی چشم‌انداز که برنامه بیست ساله کشور است، تهیه شده و الزاماً متناسب با سیاست‌های توسعه و اهداف و الزامات سند ملی مذکور تنظیم شده است و این سیاست‌ها و هدف‌ها به صورت کامل در آن رعایت شده است و از نظر کمی و کیفی با سند ملی مذکور ارتباط دارد و با در نظر گرفتن تمامی این اهداف و الزامات و سیاست‌ها به موجب تبصره (۲) ماده (۱۱۷) و ماده (۲۳۵) قانون مذکور حداکثر نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی تا پایان سال ۱۳۹۴ هشت واحد درصد (۸%) تعیین شده است.

    مستند به آیه شریفه (۲۹) از سوره مبارکه النساء:

    «یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا أموالکم بینکم بالباطل إلا أن تکون تجاره عن تراضٍ منکم ولا تقتلوا أنفسکم إن الله کان بکم رحیما»

    ترجمه:

    «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به ناحق مخورید، مگر آنکه تجارتی باشد که هر دو طرف بدان رضایت داده باشید و خودتان را مکشید، هر آینه خدا با شما مهربان است.»

    و مستند به روایت ذیل الذکر از امام صادق(ع):

    «عن أبی عبدالله(ع)، قال: «ما عبدالله بشی أفضل من أداء حق المومن.»»

    ترجمه:

    «خداوند به هیچ عبادتی برتر از اداء حق مومن (حق الناس) عبودیت نشده است.»

    در شرع مقدس اسلام حق الناس محترم است.

    بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی نه واحد درصد (۹%) اعلام کرده است، نسبت به یک واحد درصد (۱%) از آن که مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) است و مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور است برخلاف حق الناس است و برخلاف موازین شرع مقدس اسلام است.

    با توجه به اینکه مقام معظم رهبری مدظله العالی در مرقومه مذکور با صیغه امر دستور صادر کرده‌اند که:

    «… هرچه زودتر قانون برنامه پنجساله پنجم کشور با جهت‌گیری دستیابی به اهداف مرحله‌ای متناسب با سند چشم‌انداز بیست ساله تهیه گردد…»

    به روشنی مشخص است که تهیه و تنظیم قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور و دستیابی به اهداف مرحله‌ای متناسب با سند ملی چشم‌انداز بیست ساله کشور مورد نظر و خواسته معظم له بوده است.

    از این رو اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور و اهداف مرحله‌ای آن را که متناسب با اهداف سند ملی چشم‌انداز تنظیم شده است نادیده گرفته و نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ نه واحد درصد (۹%) اعلام کرده است، نسبت به یک واحد درصد (۱%) از آن که مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) است و مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور است برخلاف مرقومه مقام معظم رهبری مدظله العالی است و چون مرقومه مذکور از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است، بر خلاف موازین شرع مقدس اسلام است.

    با توجه به اینکه سند ملی چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی برنامه بلند مدت بیست ساله توسعه کشور است که بر اساس ضرورتی که مقام معظم رهبری مدظله العالی تشخیص داده‌اند تهیه و تدوین شده است و دستیابی به اهداف آن مستلزم دستیابی به اهداف برنامه‌های میان مدت پنجساله توسعه کشور است، برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور الزاماً متناسب با اهداف سند ملی چشم‌انداز تهیه و تنظیم شده و این اهداف به صورت کامل در آن رعایت شده است و از نظر کمی و کیفی با سند ملی چشم‌انداز ارتباط دارد و در واقع نقشه راه برای دستیابی به اهداف سند ملی چشم‌انداز در طول پنجساله پنجم توسعه کشور است، بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که برنامه میان مدت پنجساله پنجم توسعه کشور را نادیده گرفته است و نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی نه واحد درصد (۹%) اعلام کرده است نسبت به یک واحد درصد (۱%) از آن که مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت(۲) است و مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور است، چون مانع دستیابی به اهداف مرحله‌ای متناسب با سند ملی چشم‌انداز در مورد مالیات بر ارزش افزوده شده است و ارقام آن را تغییر داده است، مانع دستیابی به اهداف برنامه بلند مدت بیست ساله توسعه کشور نیز شده است، بنابراین برخلاف سند ملی چشم‌انداز است و چون سند ملی چشم‌انداز از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است، برخلاف موازین شرع مقدس اسلام است.

    با توجه به اینکه قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۴- ۱۳۹۰) تا پایان سال ۱۳۹۴ هجری شمسی معتبر است و طبق تبصره (۲) ماده (۱۱۷) و ماده (۲۳۵) آن حداکثر نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی تا پایان سال ۱۳۹۴ هجری شمسی هشت واحد درصد (۸%) است، بدیهی است که دریافت یک واحد درصد (۱%) مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور موجب افزایش سطح قیمت کالا و خدمات عمومی و تورم می‌شود، بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی نه واحد درصد (۹%) اعلام کرده است نسبت به یک واحد درصد از آن مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت(۲) است و مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه است موجب افزایش سطح قیمت کالا و خدمات عمومی و تورم می‌شود و به این جهت برخلاف اقتصاد مقاومتی است که توسط مقام معظم رهبری مدظله العالی مطرح گردیده است و منظور از آن به طور خلاصه مقاوم نمودن اقتصاد کشور است زیرا یکی از ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی کاهش تورم است که اقتصاد کشور را مقام می‌سازد و معظم له در جلسه تبیین سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در مورخ ۱۳۹۲/۱۲/۲۰ متذکر آن شده‌اند و فرموده‌اند:

    «… من ده ویژگی را یادداشت کرده‌ام که به شما عرض می‌کنم که این‌ها ویژگی‌های این سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که مطرح شده و در واقع مولفه‌های این مجموعه است. یکی مسئله ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد کشور و بهبود شاخص‌های کلان است: از قبیل رشد اقتصادی، تولید ملی، اشتغال، کاهش تورم، افزایش بهره‌وری، رفاه عمومی و …»

    بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که به جای کاهش تورم موجب افزایش تورم می‌شود بر خلاف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است و چون اقتصاد مقاومتی از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است، برخلاف موازین شرع مقدس اسلام است.

    همچنین بدیهی است که دریافت یک واحد درصد (۱%) مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۴ هجری شمسی مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور موجب کاهش حجم پول موجود در جامعه نسبت به آنچه برنامه‌ریزی شده است می‌شود و کاهش تقاضا را در پی خواهد داشت و رکود ایجاد می‌کند و فضای کسب و کار در کشور را تضعیف می‌کند بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ نه واحد درصد (۹%) اعلام کرده است نسبت به یک واحد درصد (۱%) از آن که مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت(۲) است و مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور است چون موجب کاهش حجم پول موجود در جامعه نسبت به آنچه برنامه‌ریزی شده است می‌شود و کاهش تقاضا را در پی خواهد داشت، موجب رکود می‌شود و فضای کسب و کار در کشور را تضعیف می‌نماید بر خلاف سیاست‌های کلی برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور در امور اقتصاد به شماره (۳-۲۱) می‌باشد که عبارت است از:

    «بهبود فضای کسب و کار کشور…»

    همچنین برخلاف بیانات مقام معظم رهبری مدظله العالی در مورخ ۱۳۹۴/۶/۴ است که معظم له در مورد رکود خاطر نشان کرده‌اند:

    «این رشد نشان دهنده یک جابجایی مختصر در رکود است اما اگر به طور جدی با رکود مبارزه نشود رشد فعلی اقتصادی نیز به خطر خواهد افتاد و تورم بار دیگر روند صعودی پیدا خواهد کرد.»

    همچنین حضرت آیت‌الله یزدی دامت برکاته نایب رییس دوم مجلس محترم خبرگان رهبری در دیدار اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری با مقام معظم رهبری مدظله العالی در مورخ ۱۳۹۳/۶/۱۳ در گزارشی که از نشست دو روزه مجلس خبرگان رهبری به حضور معظم له ارائه نموده‌اند:

    «توجه دولت به رشد اقتصادی و ضرورت خروج کشور از رکود و تاکید بر تحقق اقتصاد مقاومتی» را از مهم‌ترین محورهای مباحث و نطق‌های اعضای مجلس خبرگان رهبری در اجلاس اخیر بیان نموده‌اند.

    بنابراین چون سیاست‌های کلی برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور و بیانات مقام معظم رهبری مدظله العالی از کرسی ولایت فقیه سرچشمه گرفته است، اطلاعیه عام‌الشمول مورد شکایت برخلاف موازین شرع مقدس اسلام است.

    مستند بر تبصره (۲) ماده (۱۱۷) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۴- ۱۳۹۰) مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ مجلس شورای اسلامی که مقرر داشته است:

    «دولت مکلف است با اجرای کامل قانون مالیات بر ارزش افزوده، نرخ این مالیات را از سال اول برنامه سالانه یک واحد درصد اضافه نماید، به گونه‌ای که در پایان برنامه نرخ آن به هشت درصد برسد. سهم شهرداری‌ها و دهیاری‌ها از نرخ مزبور سه درصد (به عنوان عوارض) و سهم دولت پنج درصد تعیین می‌شود.»

    و مستند به ماده (۲۳۵) قانون مذکور که مقرر داشته است:

    «این قانون تا پایان سال ۱۳۹۴ معتبر است.»

    حداکثر نرخ مالیات بر ارزش افزوده تا پایان سال ۱۳۹۴ هشت واحد درصد است.

    بنابراین اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت به دلیل اینکه نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ نه واحد درصد اعلام کرده است که یک واحد درصد از آن مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت(۲) است، برخلاف تبصره (۲) ماده (۱۱۷) و ماده (۲۳۵) قانون مذکور است.

    قانون‌گذار به موجب تبصره (۲) ماده (۱۱۷) و ماده (۲۳۵) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۴-۱۳۹۰) مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ مجلس شورای اسلامی که مقرر داشته است:

    «دولت مکلف است با اجرای کامل قانون مالیات بر ارزش افزوده، نرخ این مالیات را از سال اول برنامه سالانه یک واحد درصد اضافه نماید، به گونه‌ای که در پایان برنامه نرخ آن به هشت درصد برسد. سهم شهرداری‌ها و دهیاری‌ها از نرخ مزبور سه درصد (به عنوان عوارض) و سهم دولت پنج درصد تعیین می‌شود.»

    و «این قانون تا پایان سال ۱۳۹۴ معتبر است.»

    صلاحیت و اختیار افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را تا پایان برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور، حداکثر تا میزان هشت درصد به دولت محترم تفویض کرده است به گونه‌ای که در پایان برنامه که پایان سال ۱۳۹۴ است نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی به هشت واحد درصد برسد، زیرا از نظر قانون‌گذار که اعطاء کننده صلاحیت است هیأت دولت بهترین شخص برای اعمال صلاحیت اختیار مذکور بوده است و چون از نظر حقوق عمومی صلاحیت و اختیار تفویض شده به هیأت دولت، صلاحیت انحصاری است، فقط هیأت دولت مجاز به اعمال آن می‌باشند و دیگران از مداخله در آن ممنوع می‌باشند.

    از طرف دیگر قانون‌گذار حدود صلاحیت و اختیارات سازمان امور مالیاتی کشور در مورد مالیات بر ارزش افزوده را در قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۸۶/۱۱/۹ مجلس شورای اسلامی در مواد ۲۴ الی ۳۴ مشخص نموده است و به موجب آن اختیار اضافه نمودن به نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی به سازمان مذکور تفویض نشده است. در نتیجه با توجه به اینکه در حقوق عمومی اصل بر عدم صلاحیت است و داشتن صلاحیت استثناء است، سازمان امور مالیاتی کشور صلاحیت و اختیار اضافه نمودن به نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ نداشته است و اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت که نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی را در سال ۱۳۹۴ نه واحد درصد اعلام کرده است که یک واحد درصد از آن مازاد بر برنامه پنجساله پنجم توسعه کشور است و مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) است، خارج از حدود صلاحیت و اختیار سازمان امور مالیاتی کشور است و چون در حقوق عمومی رعایت اصل دارا بودن صلاحیت از قواعد آمره است، تخطی از آن موجب بطلان تصمیم می‌شود.

    با توجه به اینکه اینجانب طبق فاکتورها مالیات بر ارزش افزوده را در سال ۱۳۹۴ به میزان نه واحد درصد (۹%) پرداخت نموده‌ام به عنوان ذینفع و همچنین با استناد به اصل (۱۷۰) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نسبت به اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور سازمان امور مالیاتی کشور مبنی بر افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده کالا و خدمات عمومی در سال ۱۳۹۴ به میزان نه واحد درصد (۹%) که یک واحد درصد از آن مستند به ماده (۳۷) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) است و به وسیله خبرگزاری فارس به شماره ۱۳۹۳۱۲۲۷۰۰۰۵۲۴ – ۱۳۹۳/۱۲/۲۷ منتشر شده است معترض و به دلیل مغایرت با موازین شرع مقدس اسلام و مغایرت با قانون و عدم صلاحیت تقاضای رسیدگی و ابطال آن را می‌نمایم.

    به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اینجانب و سایر اشخاص مستند به ماده (۱۳) قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب جلسه علنی مورخ ۱۳۹۰/۹/۲۲ مجلس شورای اسلامی که به تایید مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام رسیده است تقاضا می‌نماید که اثر ابطال اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور مورد شکایت به زمان تصویب مصوبه و اعلام آن مترتب گردد.»


    متن اطلاعیه نرخ مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور (مورد اعتراض):

    « نرخ مالیات بر ارزش افزوده سال آینده ۹ درصد / ارسال لایحه اصلاح قانون مالیات ارزش افزوده به زودی از دولت به مجلس

    معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی با بیان اینکه نرخ مالیات بر ارزش افزوده سال آینده ۹ درصد خواهد بود، گفت: لایحه اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده در دولت در حال بررسی است و به زودی از سوی دولت تقدیم مجلس خواهد شد.

    علیرضا طاری بخش در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در مورد نرخ مالیات بر ارزش افزوده گفت: این نرخ در سال آینده ۹ درصد خواهد بود که طبق قانون مالیات بر ارزش افزوده و تبصره ۲ ماده ۱۱۷ قانون برنامه۵ توسعه و ماده ۳۷ قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ۲ مصوب ۱۳۹۳/۱۲/۴ خواهد بود.

    وی گفت: از این ۹ درصد ۸ درصد مالیات بر ارزش افزوده (شامل ۵ درصد مالیات و ۳ درصد عوارض شهرداری‌ها) و ۱ درصد مالیات سلامت موضوع ماده ۳۷ قانون یاد شده است.

    معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی در مورد اظهارنامه عملکرد مالیات بر ارزش افزوده زمستان ۱۳۹۳ گفت: طبق ماده ۲۱ قانون مالیات بر ارزش افزوده باید تا ۱۵ روز پس از اتمام هر فصل این اظهارنامه ارائه شود، ولی سازمان امور مالیاتی به خاطر قرار گرفتن تعطیلات نوروز در مهلت قانونی یاد شده، تصمیم گرفته مودیانی که تا ۳۱ فروردین ۱۳۹۴ اظهارنامه ارزش افزوده را تسلیم و مالیات متعلقه را بپردازند، از بخشودگی کامل جرایم مالیاتی برخوردار نماید و این امر به ادارات مالیاتی کشور نیز تفویض اختیار شده است.

    طاری بخش در مورد مالیات پالایشگاه‌های فرآورده نفتی گفت: بر اساس قانون پالایشگاه‌ها در حکم حلقه آخر این قانون قرار دارند و تاکنون مرتب مالیات خود را پرداخت کرده‌اند و ممکن است، اختلافاتی داشته باشند، اما مالیات خود را پرداخت کرده‌اند و اگر اعتراضی داشته باشند، بعد از رسیدگی در صورت داشتن طلب، استرداد می‌شود.

    طاری بخش در مورد استرداد مالیات گفت: ۲ نوع استردادی وجود دارد، یکی شامل وجه نقد و دیگری نیز انتقال به سال‌های بعد است که اگر انتقال یافت، یعنی وجه مالیات آن‌ها مثبت می‌شود و از محل مالیات سال بعد آن مودیان کاسته خواهد شد.

    وی در مورد مالیات فرآورده‌های نفتی گفت: در قانون بودجه در مجلس تصویب شده است ۵ درصد نرخ فرآورده‌های نفتی افزایش پیدا کند و ۱ درصد نیز مالیات ارزش افزوده اضافه شده اما این مالیات نیز از مصرف‌کننده دریافت می‌شود و بنابراین روی تراز مالی شرکت‌های فرآورده نفتی اثری ندارد.

    معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی در مورد سهم سلامت از مالیات گفت: از محل ۱ درصد مالیات ارزش افزوده برای سلامت طبق قانون بودجه ۱۳۹۳ باید دو هزار و نهصد میلیارد تومان پرداخت شود که با توجه به تحقق بالای این رقم به تناسب سهم سلامت نیز اختصاص می‌یابد و برای سال آینده هم هنوز رقم جدید سهم سلامت به ما ابلاغ نشده، اما به طور کلی مالیات ارزش افزوده در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال جاری ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت.

    وی گفت: امسال حدود ۲۲۰۰۰ میلیارد تومان وصولی مالیات بر ارزش افزوده خواهد بود که سال آینده این رقم با ۴۰ درصد رشد به ۳۰۰۰۰ میلیارد تومان خواهد رسید.

    طاری بخش در مورد فراخوان مرحله ۶ گفت: برای چلوکبابی‌ها و سالن‌های غذا خوری، سفره‌خانه‌ها و اغذیه‌فروشی‌های زنجیره‌ای فراخوان تکمیلی ارسال شده که باید تا پایان سال ۱۳۹۳ ثبت نام کنند و از اول سال ۱۳۹۴ ضمن نصب گواهی در محل کار نسبت به اجرای قانون و از جمله صدور صورتحساب و دریافت و پرداخت مالیات بر ارزش افزوده اقدام کنند.

    طاری بخش گفت: در اجرای حکم ماده ۱۲۱ برنامه پنجم توسعه ۱۰ صنف جدید از ابتدای سال آینده فراخوان شدند که نسبت به نصب و بهره‌برداری از صندوق مکانیزه فروش اقدام کنند و چنانچه افراد فراخوان شده از این صندوق استفاده نکنند، از معافیت مالیاتی موضوع ۱۰۱ قانون مالیات مستقیم محروم خواهند شد.

    وی گفت: صاحبان مشاغلی که حکم مقرر در قانون را اجرا کنند، معادل هزینه‌های انجام شده سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نصب تجهیزات فوق از مالیات قطعی شده مودیان در سال ۱۳۹۴ و یا برای سال‌های بعد آن کسر خواهد شد.»


    پاسخ سازمان امور مالیاتی در لایحه شماره ۴۷۲۷۰/۲۱۲/د-۱۳۹۴/۱۲/۱۷:

    «مدیرکل محترم هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    سلام علیکم

    احتراماً، در خصوص پرونده کلاسه ۹۴/۱۰۸۱ موضوع دادخواست آقای احمدرضا جهان اندیش به خواسته ابطال اطلاعیه عام‌الشمول الزام‌آور سازمان امور مالیاتی کشور، به پیوست تصویر نامه مستند و مستدل معاون مالیات بر ارزش افزوده به شماره ۸۸۵۷/۲۶۰/د-۱۳۹۴/۱۲/۱ را ارسال داشته و به استحضار می‌رساند:

    ۱- از آنجا که در ماده (۳۷) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) مقرر گردیده است:

    «علاوه بر افزایش قانونی نرخ مالیات بر ارزش افزوده، صرفاً یک واحد در هر سال به عنوان مالیات سلامت به نرخ مالیات بر ارزش افزوده سهم دولت اضافه و هم زمان با دریافت، مستقیماً به ردیف درآمدی که برای این منظور در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی می‌شود، واریز می‌گردد…»

    و حسب مفاد بند (۱) از بخش نهم: «تغییرات متفرقه» ردیف درآمدی مربوط در قانون بودجه سال ۱۳۹۴ کل کشور پیش‌بینی شده است، مصاحبه معاون مالیات بر ارزش افزوده در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۲۷ با خبرگزاری فارس نیز در راستای نظر مقنن و اطلاع‌رسانی به عموم مشمولین برای اجرای قانون در سال ۱۳۹۴ بیان گردیده و با توجه به اینکه قوانین یاد شده، مطابق با اصول (۵۲، ۵۸، ۷۴، ۷۲، ۷۱، ۹۴، ۹۶) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مواد (۳، ۲، ۱) قانون مدنی به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسیده و در روزنامه رسمی کشور انتشار یافته است و مغایر با موازین اسلامی و قانون اساسی و خارج از حدود اختیارات و صلاحیت مجلس شورای اسلامی تلقی نگردیده، بنابراین درخواست ابطال مفاد مصاحبه (به تعبیر شاکی اطلاعیه عام‌الشمول) فاقد وجاهت قانونی است.

    ۲- مفاد دادخواست شاکی به تعرض ایشان به مفاد ماده (۳۷) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲) دلالت دارد از این رو به نظر می‌رسد نامبرده موارد صلاحیت هیأت عمومی دیوان عدالت اداری را از موارد صلاحیت مجلس شورای اسلامی در وضع قوانین تفکیک نکرده است.»


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۱۰ با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    مطابق بند ۱ ماده ۱۲ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از آیین‌نامه‌ها و سایر نظامات و مقررات دولتی و شهرداری‌ها و مؤسسات عمومی غیر دولتی در مواردی که مقررات مذکور به علت مغایرت با شرع یا قانون و یا عدم صلاحیت مرجع مربوط یا تجاوز و یا سوء استفاده از اختیارات یا تخلف در اجرای قوانین و مقررات یا خودداری از انجام وظایفی که موجب تضییع حقوق اشخاص می‌شود، از جمله صلاحیت‌ها و وظایف هیأت عمومی دیوان عدالت اداری است.

    نظر به اینکه شاکی تقاضای ابطال مصاحبه منتشر شده از سوی معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی را تقاضا کرده است و مصاحبه مورد شکایت از جمله آیین‌نامه‌ها و سایر نظامات و مقررات دولتی قابل رسیدگی در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری محسوب نمی‌شود، بنابراین درخواست ابطال مصاحبه مورد شکایت قابل رسیدگی و اتخاذ تصمیم در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نمی‌باشد.


    امضا:

    محمدکاظم بهرامی

    رییس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری