هدر سایت مالیاتی

دسته: آرا دیوان عدالت اداری

آخرین سنگر دفاع از حقوق مودیان! ⚖️ در این بخش، نحوه طرح شکایت در دیوان، آرای وحدت رویه و روند ابطال بخشنامه‌های غیرقانونی سازمان امور مالیاتی را با تحلیل وحید اکبری بررسی کرده‌ایم تا عدالت مالیاتی را به جریان بیندازید. ✨

  • رد خواسته ابطال ماده (۶) اصلاح آیین نامه اجرایی ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موضوع مصوبه شماره ۱۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ – ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیات وزیران


    گردش کار

    • شماره دادنامه: ۷۳۷
    • تاریخ دادنامه: ۱۳۹۲/۱۰/۳۰
    • کلاسه پرونده: ۸۹/۸۶۴
    • مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
    • شاکی: شرکت الکتریک ایران رشت (سهامی عام) با مدیریت آقای محمود علیزاده
    • موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده (۶) اصلاح آیین‌نامه اجرایی ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موضوع مصوبه شماره ۱۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ – ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت وزیران

    گردش کار

    مدیرعامل شرکت الکتریک ایران رشت به موجب لایحه شماره ۲۸۸۱/س- ۱۳۸۹/۱۲/۷ اعلام کرده است که:

    “ضمن تقدیم تصویر آیین‌نامه مورخ ۱۳۸۳/۱/۹ ماده ۴ قانون تسهیل نوسازی صنایع ایران، تصویب‌نامه شماره ۱۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ – ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت وزیران، نامه شماره ۱۱۵۲۷/۱۱۳/د – ۱۳۸۹/۱۲/۱ اداره کل امور مالیاتی استان گیلان به شرف عرض می رساند:

    نظر به اینکه طی تصویب‌نامه مورخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت وزیران قیدی تحت عبارت «… حداکثر تا سه ماه» به ماده ۶ آیین‌نامه مصوب ۱۳۸۳/۱/۹ اضافه و این تغییر باعث گردیده که اداره کل امور مالیاتی استان گیلان به موجب مفاد نامه شماره ۱۱۵۲۷/۱۱۳/د – ۱۳۸۹/۱۲/۱ قید مصوب مذکور را بر درخواست‌های اعمال مشوق‌های ماده ۴ قانون تسهیل نوسازی نظیر درخواست شماره ۳۳۳/س – ۱۳۸۳/۲/۲۴ که سال‌ها قبل از مصوبه اخیر هیأت دولت درخواست شده، حاکم بداند، لذا بدین وسیله ابطال قید «… حداکثر تا سه ماه…» اضافه شده به ماده ۶ تصویب‌نامه مورخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت دولت جمهوری اسلامی ایران مورد استدعاست.

    ضمناً خاطر نشان می‌سازد: ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور نیز دوره زمانی خاصی را مقرر نکرده و لذا مصوبه هیأت دولت از قانون تجاوز کرده است.”


    متن ماده ۶ اصلاح آیین‌نامه اجرایی ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موضوع مصوبه شماره ۱۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ- ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت وزیران:

    ماده ۶ – شرکت‌های متقاضی استفاده از مشوق موضوع این ماده باید در سال افزایش سرمایه‌ها و سال‌های بعد از آن تأییدیه سازمان حسابرسی یا یکی از اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران را که مستند به گزارش حسابرسی شرکت باشد در موارد زیر و حداکثر تا سه ماه پس از انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه مالیاتی دریافت و به اداره کل امور مالیاتی ذی‌ربط یا حسابرسی مالیاتی شرکت ارائه نمایند:

    الف: میزان افزایش سرمایه پرداخت شده

    ب: رعایت حداقل نصاب سرمایه به بدهی (سی درصد) در تاریخ ثبت افزایش سرمایه‌ها در اداره ثبت شرکت‌ها و نیز پایان هر سال مالی و اعلام میزان سرمایه پرداخت شده و بدهی‌های شرکت بر اساس صورت‌های مالی پایان هر سال

    ج: صرف منابع حاصل از افزایش سرمایه‌ها در سرمایه‌گذاری ثابت و یا سرمایه در گردش همان شرکت

    د: عدم کاهش سرمایه


    پاسخ معاون امور حقوقی دولت (حوزه معاونت حقوقی رئیس جمهور) به شکایت مذکور به موجب لایحه شماره ۵۸۷۶۰/۱۵۱۹۶- ۱۳۹۱/۳/۲۸:

    1. مطابق ماده (۲۲) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده (۱۱۳) قانون برنامه سوم توسعه، آیین‌نامه‌های اجرایی لازم برای تسریع در اجرای قانون با پیشنهاد مشترک وزارتخانه‌های صنایع و معادن و امور اقتصادی و دارایی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور ظرف مدت سه ماه به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید. لذا مطابق ماده مذکور هیأت وزیران حق تصویب آیین‌نامه‌های اجرایی قانون از جمله آیین‌نامه اجرایی ماده (۴) قانون مذکور را داشته، لذا بدیهی است انجام هر گونه تغییری در آیین‌نامه مصوب هیأت وزیران تا حدی که مغایرتی با متن قانون نداشته باشد نیز در اختیار هیأت وزیران بوده است. بر این اساس، افزودن قید «حداکثر تا سه ماه پس از انقضای تسلیم اظهارنامه مالیاتی» به ماده (۶) آیین‌نامه شماره ۱۹۰۷/ت۳۰۳۷هـ – ۱۳۸۳/۲/۲ طی اصلاحیه شماره ۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ – ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ مطابق اختیار هیأت وزیران جهت وضع ضوابط اجرایی قانون و اصلاح آیین‌نامه‌های مصوب خود بوده است.
    2. طبق ماده (۲۷۲) اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم، سازمان حسابرسی جمهوری اسلامی ایران و حسابداران رسمی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی که عهده‌دار انجام دادن وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی یا حسابرسی اشخاص هستند در صورت درخواست اشخاص مذکور مکلفند گزارش حسابرسی مالیاتی طبق نمونه‌ای که از طرف سازمان امور مالیاتی تهیه می‌شود، تنظیم کرده و جهت تسلیم به اداره امور مالیاتی مربوط در اختیار مودی قرار دهند.

    از طرف دیگر، طبق تبصره (۱) ذیل همین ماده، اداره امور مالیاتی گزارش حسابرسی مالیاتی را بدون رسیدگی قبول و مطابق مقررات برگ تشخیص مالیات صادر می‌کند، مشروط بر اینکه مودی، گزارش حسابرسی مالی نسبت به صورت‌های مالی که طبق استانداردهای حسابرسی توسط همان حسابدار رسمی یا مؤسسه حسابرسی تنظیم شده باشد را ضمیمه گزارش حسابرسی مالیاتی همراه با اظهارنامه مالیاتی یا حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه، تسلیم اداره امور مالیاتی مربوطه نماید.

    علی‌هذا با توجه به اینکه در ماده (۶) آیین‌نامه اجرایی ماده (۴) قانون نیز شرکت متقاضی استفاده از مشوق‌های موضوع قانون مکلف به اخذ تأییدیه سازمان حسابرسی یا یکی از اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران است که مستند به گزارش حسابرسی شرکت باشد و ارائه آن به اداره کل امور مالیاتی ذی‌ربط است، هماهنگی زمان انجام این تکلیف با تبصره (۱) ذیل ماده (۲۷۲) قانون مالیات‌های مستقیم امری الزامی و موجه است و هیچ گونه مغایرتی نیز با حکم ماده (۴) قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور ندارد.

    بدیهی است طبق تبصره (۱) ماده (۲۷۲) قانون مالیات‌های مستقیم شرط پذیرش و منشأ اثر بودن گزارش حسابرسی مالیاتی تهیه شده توسط سازمان حسابرسی از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه مالیاتی است.


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می‌کند:


    رأی هیأت عمومی

    در ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل نوسازی صنایع کشور و اصلاح ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۲، مقرر شده است که:

    «به منظور تشویق شرکت‌های صنعتی به اصلاح ساختار مالی، معادل افزایش سرمایه پرداخت شده که طی چهار سال بعد از تاریخ تصویب این قانون صورت پذیرد، طی پنج سال از درآمد مشمول مالیات آن‌ها کسر خواهد شد…»

    و در ماده ۲۲ همین قانون، تصویب آیین‌نامه‌های اجرایی لازم برای تسریع در اجرای این قانون به تصویب هیأت وزیران موکول شده است.

    همچنین به موجب تبصره ۱ ماده ۲۷۲ قانون اصلاح موادی از قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال ۱۳۸۰ مقرر شده است که:

    «اداره امور مالیاتی گزارش حسابرسی مالیاتی را بدون رسیدگی قبول و مطابق مقررات برگ تشخیص مالیات صادر می‌کند. قبول گزارش حسابرسی مالیاتی موکول به آن است که مودی گزارش حسابرسی مالی نسبت به صورت‌های مالی که طبق استانداردهای حسابرسی توسط همان حسابدار رسمی یا مؤسسه حسابرسی تنظیم شده باشد را ضمیمه گزارش حسابرسی مالیاتی همراه با اظهارنامه مالیاتی یا حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه، تسلیم اداره امور مالیاتی مربوط نموده باشد.»

    نظر به اینکه مصوبه شماره ۱۷۵۱۲۴/ت۳۴۶۵۷هـ – ۱۳۸۵/۱۲/۲۸ هیأت وزیران، با اجازه حاصل از حکم مقرر در ماده ۲۲ قانون فوق‌الذکر تصویب شده است، بنابراین ماده ۶ آیین‌نامه مذکور که در آن شرکت‌های متقاضی استفاده از مشوق‌های موضوع ماده ۴ قانون صدرالذکر باید در سال افزایش سرمایه‌ها و سال‌های بعد از آن تأییدیه سازمان حسابرسی یا یکی از اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران را که مستند به گزارش حسابرسی شرکت باشد حداکثر تا سه ماه پس از انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه مالیاتی دریافت و به اداره کل امور مالیاتی ذی‌ربط یا حسابرسی مالیاتی شرکت ارائه کنند، در حدود اختیارات و موافق قوانین مذکور است و قابل ابطال تشخیص نمی‌شود.


    امضاء

    معاون قضایی دیوان عدالت اداری

    علی مبشری

  • ۱- ابطال بند (ز) و شقوق «۱، ۲، ۳» ماده (۲) و ماده (۳) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون « استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» مصوب ۱۳۷۹/۶/۳ هیات وزیران


    گردش کار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شماره دادنامه: ۷۷۰ الی ۷۷۳

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۲/۱۱/۷

    کلاسه پرونده: ۸۹/۵۶۹، ۸۸/۹۵۲، ۸۷/۱۰۶۰، ۴۱۵

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی:

    1. خانم مهناز پراکند
    2. سازمان بازرسی کل کشور
    3. شرکت پرشیا ارس خاورمیانه

    موضوع شکایت و خواسته

    1. ابطال بند (ز) و شقوق «۱، ۲، ۳» ماده (۲) و ماده (۳) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» مصوب ۱۳۷۹/۶/۳ هیات وزیران
    2. ابطال بند ۵ بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی
    3. ابطال بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار

    خانم مهناز پراکند به موجب دادخواستی:

    1. ابطال بند (ز) و شقوق «۱، ۲، ۳» ماده (۲) و ماده (۳) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» مصوب ۱۳۷۹/۶/۳ هیات وزیران
    2. ابطال بند ۵ بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی
    3. ابطال بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    “با سلام و احترام به استحضار می‌رساند:

    ۱- مواد ۲۰-۷۴-۱۰۶-۱۴۴ الی ۱۵۳ قانون تجارت شرکتهای سهامی خاص را مکلف به انتخاب بازرس یا بازرسان قانونی حسب مورد توسط مجامع عمومی موسس و عادی سالانه کرده است که بازرسان منتخب مجامع عمومی، وظایف بازرسی از اعمال مدیران شرکت را عهده‌دار می‌شوند.

    ۲- ماده واحده قانون تشکیل سازمان حسابرسی مصوب ۱۳۶۲ شرکتهای دولتی و وابسته به دولت و سایر موسسات عمومی را مکلف به استفاده از خدمات سازمان حسابرسی برای انجام وظایف بازرس قانونی کرده است.

    ۳- بند «ب» ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس مصوب ۱۳۷۲/۱۰/۲۹ به دولت اجازه داده است که «حسب مورد و نیاز و همچنین جهت حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورتهای مالی واحدهای تولیدی و بازرگانی و سایر شرکتهای سهامی» به منظور اعمال نظارت مالی بر آنها، از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس «برای حسابرسی و بازرسی قانونی» این واحدها استفاده نماید.

    قضات دیوان، همان گونه که مستحضرید طبق قانون تجارت بازرس یا بازرسان قانونی شرکتهای سهامی از بین افراد مورد اعتماد سهامداران و توسط مجامع عمومی با رای اکثریت حاضر در هر یک از مجامع انتخاب می‌شوند و به عنوان چشم و چراغ سهامداران برای کنترل اعمال هیات مدیره انجام وظیفه می‌نمایند.

    به عبارت دیگر بازرس یا بازرسان هر شرکت یا موسسه نماینده اکثریت سهامداران شرکت یا موسسات برای اعمال نظارت بر عملکرد مدیران در امور مالی و غیر مالی است و با توجه به بند ب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح مصوب ۱۳۷۲/۱۰/۲۹ تحت شرایطی به دولت اجازه داده شده است که به منظور اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی بازرگانی و سایر شرکتهای سهامی «عمل بازرسی و حسابرسی قانونی» را با استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس به عمل آورند.

    شرایط مذکور در بند ب قانون فوق الذکر عبارتند از:

    الف- دولت حسب مورد و در صورت نیاز تشخیص دهد که جهت اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی و شرکتهای سهامی باید از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس برای بازرسی و حسابرسی قانونی این واحدها استفاده نماید.

    ب- دولت جهت حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورتهای مالی واحدهای مذکور استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس را ضروری تشخیص دهد.

    لذا چنانچه ملاحظه می‌فرمایید: بنا بر مستنبط از مقررات قانون تجارت در خصوص انتخاب بازرس یا بازرسان قانونی و قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس مصوب ۱۳۷۲/۱۰/۲۹:

    • اولاً: فرق است بین نهاد بازرس قانونی به عنوان نماینده اکثریت سهامداران برای اعمال نظارت بر عملکرد مدیران به منظور حفظ حقوق سهامداران و فعل بازرسی یا حسابرسی قانونی به عنوان اعمال نظارت دولت بر امور مالی واحدهای مذکور در شرایط خاص مندرج در قانون موصوف به منظور حفظ حقوق دولت و دریافت مالیات.
    • ثانیاً: تجویز استفاده دولت از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس برای بازرسی و حسابرسی قانونی واحدهای مذکور مقید به شرایطی است و مطلق نیست و استفاده از آن دایمی – همیشگی و ثابت نیست.

    لیکن ماده ۳ و بند (ز) ماده ۲ آیین نامه تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس مصوب ۱۳۷۹ وزارت امور اقتصادی و دارایی که طی شق ۱ آن شرکتهای سهامی را مکلف به انتخاب بازرسی و حسابرس قانونی از میان موسسات حسابرسی کرده است با روح قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس و نص صریح قانون تجارت در خصوص انتخاب بازرس و بازرسان قانونی در شرکتهای سهامی در تضاد و تعارض آشکار است و در واقع دامنه شمول قانون را توسعه و گسترش داده که چنین اختیاری را نداشته است.

    توضیح این که:

    علی رغم وجود تفاوت آشکار بین «مقوله بازرس قانونی شرکتها و موسسات» که این نهاد برای اعمال نظارت سهامداران بر عملکرد مدیران از حیث رعایت حقوق سهامداران تاسیس شده و «مقوله حسابرسی و بازرسی قانونی» که برای اعمال نظارت دولت بر عملکرد شرکتها از حیث رعایت حقوق دولت و تعیین میزان مالیات مودیان ایجاد شده است، متاسفانه بند (ز) ماده ۲ و ماده ۳ آیین نامه مصوب ۱۳۷۹ تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس (مصوب ۱۳۷۹) دو مقوله «بازرس قانونی» و «بازرس و حسابرسی قانونی» را با هم خلط کرده و یکی قلمداد کرده است که نه تنها با روح قانون تجارت در خصوص انتخاب بازرس یا بازرسان شرکتهای سهامی در تعارض و تخلف است بلکه با غرض قانونگذار از وضع و تصویب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس مخالفت آشکار دارد.

    از طرفی بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ سازمان امور مالیاتی تحت عنوان «اطلاعیه مهم وزارت امور اقتصادی و دارایی» که کلیه شرکتهای سهامی خاص را که جمع دارایی آنها بیش از ۱۶ میلیارد ریال است مشمول آیین نامه مذکور کرده و مقرر داشته است که «حسابرسی و بازرسی قانونی» خود را باید منحصراً از بین حسابداران ذی صلاحی که اعلام شده‌اند انتخاب کنند و بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی که شرکتهای سهامی را در چارچوب مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون تجارت و قانون تاسیس سازمان حسابرسی و مواد ۳ و ۴ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ ماده واحده قانون استفاده از خدمات حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس مکلف به عقد قرارداد بازرسی و حسابرسی با موسسات حسابرسی کرده است.

    علاوه بر مغایرت آشکار با قانون تجارت و قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابرس با قانون تشکیل سازمان حسابرسی مصوب ۱۳۶۲ نیز که صرفاً شامل شرکتهای دولتی است و شرکتهای خصوصی از جمله شرکتهای سهامی خاص از شمول این قانون خارج هستند در تضاد است و در حقیقت و نفس الامر به نحوی قانونگذاری شده و دامنه شمول قانون را با وضع آیین نامه‌ها توسعه و گسترش داده است.

    اینک با تقدیم این دادخواست رسیدگی و صدور حکم بر ابطال بند (ز) ماده ۲ و ماده ۳ آیین نامه تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای بازرسان ذی صلاح و بخشنامه‌های ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ و ۲۴۰۶۷-۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی به لحاظ مغایرت با قانون مورد استدعاست.”


    شکایت قایم مقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور

    قایم مقام رئیس سازمان بازرسی کل کشور به موجب شکایت نامه شماره ۸۷۹۶۴/۸۸/۳۰۲- ۱۳۸۸/۱۱/۱۰ ابطال ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۹/۶/۳ هیات وزیران و ابطال بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷-۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است:

    “سلام علیکم:

    احتراماً، به استحضار می‌رساند، ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و همچنین بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷-۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور از حیث انطباق با قانون در کمیسیون تطبیق مصوبات دستگاه‌های اداری، این سازمان مورد بررسی قرار گرفت که نتیجه آن به شرح ذیل ایفاد می‌شود:

    الف- مصوبات مورد نظر

    1. ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۹/۶/۱۳ هیات وزیران بیان می‌دارد:

    «اشخاص حقوقی ذیل مکلفند حسب مورد حسابرس و بازرسی قانونی یا حسابرس خود را از میان موسسات حسابرسی که عضو جامعه حسابداران رسمی ایران هستند، انتخاب نمایند.

    • الف- شرکتهای پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و شرکتهای تابعه و وابسته به آنها.
    • ب- شرکتهای سهامی عام و شرکتهای تابعه و وابسته به آنها.
    • ج- شرکتهای موضوع بندهای (الف و ب) ماده (۷) قانون اساسنامه سازمان حسابرسی با رعایت ترتیبات مقرر در تبصره ۱ ماده (۱۳۲) قانون محاسبات عمومی.
    • هـ- شعب و دفاتر نمایندگی شرکتهای خارجی که در اجرای قانون اجازه ثبت شعبه و نمایندگی شرکتهای خارجی – مصوب ۱۳۷۶- در ایران ثبت شده‌اند.
    • و- موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و شرکتها، سازمان‌ها و موسسات تابعه و وابسته به آنها.
    • ز- سایر اشخاص حقوقی و حقیقی زیر که با در نظر گرفتن عواملی از قبیل درجه اهمیت، حساسیت و حجم فعالیت آنها ( میزان فروش محصولات یا خدمات، جمع دارایی‌ها، تعداد پرسنل و میزان سرمایه) و همچنین میزان ظرفیت کاری موسسات حسابرسی و حسابداران رسمی، مشخصات یا فهرست آنها توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تا پایان دی ماه هر سال اعلام می‌شود:
      1. شرکتهای سهامی خاص و سایر شرکت‌ها و همچنین موسسات انتفاعی غیر تجاری
      2. شرکت‌ها و موسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها
      3. اشخاص حقیقی که طبق مقررات قانونی مربوط، مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند.

    تبصره ۱: اشخاص موضوع این ماده می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی که تنها موسسه حسابرسی دولتی است، به عنوان حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس خود حسب مورد استفاده نمایند…»

    1. بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور تصریح می‌نماید:

    «نظر به این که در شرکتهای سهامی خاص وظایف بازرسی و حسابرسی، در چارچوب مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون تجارت و قانون تاسیس سازمان حسابرسی و موارد ۳ و ۴ آیین نامه اجرایی تبصره (۴) ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی انجام می‌گیرد، انتخاب بازرس و حسابرس در مجمع عمومی سالانه بوده که به طور معمول در چهار ماهه اول سال برای تصویب گزارش مالی سال قبل تشکیل می‌گردد، لذا لزوماً تاریخ قرارداد بازرسی و حسابرسی بر اساس مصوبه مجمع مزبور از تاریخ جلسه مجمع به بعد خواهد بود.

    بنا به مراتب فوق در هنگام دریافت گزارش حسابداران رسمی برای شرکتهای سهامی در اجرای مقررات ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم لازم است آگهی روزنامه رسمی تصمیمات مجمع که حاوی اسامی حسابرس و بازرس انتخاب شده است را اخذ تا ملاک پذیرش قرارداد حسابرس و به تبع آن پذیرش گزارش حسابرس مالیاتی با رعایت مقررات قرار گیرد».

    ب- قوانین و مقررات مربوط

    1. ماده واحده قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» مصوب ۱۳۷۲/۱۱/۲۷ اشعار می‌دارد:

    «به منظور اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی، همچنین حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورتهای مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی‌حق و ذی‌نفع، به دولت اجازه داده می‌شود حسب مورد و نیاز، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی در موارد زیر به عمل آورد:

    • الف- حسابرسی و بازرسی قانونی شرکتهای پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
    • ب- حسابرسی و بازرسی قانونی سایر شرکتهای سهامی
    • ج- حسابرسی شرکتهای غیر سهامی و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی
    • د- حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌ها و موسسات موضوع بندهای (الف) و (ب) ماده ۷ اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی مصوب ۱۳۶۶
    • هـ- حسابرسی مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی

    تبصره ۵: دستگاه‌های دولتی می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی که تنها سازمان حسابرسی دولتی محسوب می‌شود یا حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی فوق‌الذکر استفاده کنند».

    1. ماده ۱۰۶ قانون تجارت مقرر می‌دارد:

    «در مواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن یکی از امور ذیل باشد یک نسخه از صورت جلسه مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شرکت‌ها ارسال گردد:

    1- انتخاب مدیران و بازرس یا بازرسان

    2- تصویب ترازنامه

    3- کاهش یا افزایش سرمایه و هر نوع تغییر در اساسنامه

    4- انحلال شرکت و نحوه تصفیه آن

    1. ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره‌های ۱ و ۲ آن الحاقی ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ اعلام می‌دارد:

    «سازمان حسابرسی جمهوری اسلامی ایران و حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی که عهده‌دار انجام دادن وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی یا حسابرسی اشخاص هستند، در صورت درخواست اشخاص مذکور مکلف‌اند گزارش حسابرسی مالیاتی طبق نمونه‌ای که از طرف سازمان امور مالیاتی تهیه می‌شود، تنظیم کنند و جهت تسلیم به اداره امور مالیاتی مربوط در اختیار مودی قرار دهند…»

    تبصره ۱

    اداره امور مالیاتی گزارش حسابرسی مالیاتی را بدون رسیدگی قبول و مطابق مقررات برگ تشخیص مالیات صادر می‌کند. قبول گزارش حسابرسی مالیاتی موکول به آن است که مودی گزارش حسابرسی مالی نسبت به صورت‌های مالی که طبق استانداردهای حسابرسی توسط همان حسابدار رسمی یا موسسه حسابرسی تنظیم شده باشد را ضمیمه گزارش حسابرسی مالیاتی همراه با اظهارنامه مالیاتی یا حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه، تسلیم اداره امور مالیاتی مربوط کرده باشد.

    تبصره ۲

    سازمان امور مالیاتی کشور می‌تواند حسابرسی صورت‌های مالی و تنظیم گزارش مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی را به حسابداران رسمی یا موسسات حسابرسی واگذار نماید. در این صورت، پرداخت حق‌الزحمه، طبق مقررات مربوط به عهده سازمان امور مالیاتی کشور است.


    ج- نظریه

    بنا به مراتب و با توجه به مفاد قوانین و مقررات مذکور:

    1. در مبحث اول هدف قانونگذار از صدر ماده واحده قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران…» تعیین ضوابط در اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی، همچنین حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی‌حق و ذی‌نفع است که گستره و محدوده آن لاجرم می‌باید با روح آزادی‌های حاکم بر حوزه اقتصاد و قواعد مربوط به آن از جمله مفاد ماده ۱۰ قانون مدنی (دایر بر نافذ بودن قراردادهای خصوصی مادامی که مخالف صریح قانون نباشند)، سازگار باشد.

    از این رو تکلیف ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) قانون مارالذکر مبنی بر لزوم انتخاب «حسابرس و بازرس قانون» یا «حسابرس» توسط اشخاص حقوقی و حقیقی مندرج در آن ماده از میان موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران، خارج از حدود اختیارات قانونی قوه مجریه است و از مفاد قانون یاد شده چنین انحصاری افاده نمی‌شود.

    مضافاً از تبصره ۵ ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران تخییر دستگاه‌های دولتی در بهره‌مندی از موسسات فوق‌الذکر استنباط می‌شود و به همین جهت نیز قانونگذار در این تبصره آورده است: «دستگاه‌های دولتی می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی …، یا حسابداران رسمی و موسسات فوق‌الذکر استفاده کنند».

    1. در خصوص مبحث دوم، بخشنامه سازمان امور مالیاتی که استفاده از امتیاز مصرح در تبصره ۱ ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم را منوط به درج نام حسابرس شرکت در روزنامه رسمی کرده است، تکلیفی مازاد بر قانون و تشریفات مربوط به ثبت و فعالیت شرکت‌ها است.

    زیرا آگهی روزنامه رسمی صرفاً برای درج موارد و الزامات قانونی شرکت‌ها است و این الزامات در قانون تجارت ذکر گردیده‌اند. بدین رو، سازمان ثبت اسناد و املاک و اداره کل ثبت شرکت‌ها در حد الزامات قانون تجارت مکلف به درج اساسنامه و مصوبات شرکت‌ها در روزنامه رسمی هستند، مگر آنکه قانون دیگری چنین تکلیفی بر عهده شرکت‌ها نهاده باشد که به تبع درج آن در روزنامه رسمی الزامی است باشند.

    به این لحاظ تکلیف مندرج در بخشنامه مذکور برخلاف قانون و باعث جلوگیری از امکان استفاده از مزایای قانونی و مغایر با حقوق اشخاص است.

    لذا مراتب در اجرای تبصره ۲ ماده ۲ قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور اعلام، شایسته است دستور فرمایند رسیدگی به مغایرت ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و نیز بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور با قوانین مارالذکر خارج از نوبت در دستور کار هیأت عمومی دیوان قرار گرفته و از تصمیمات متخذه این سازمان را مطلع نمایند.”


    دادخواست شرکت پرشیا ارس خاورمیانه

    آقای خلیل یارمحمدی به وکالت از شرکت پرشیا ارس به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷-۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیات کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    “احتراماً و با عرض ادب به شرح دادخواست تقدیمی حاضر و مستنداً به مقررات ماده ۱ و بند ۱ ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری و بنا به جهات مشروحه ذیل الاشعار استدعای استماع دعوا مبنی بر ابطال بخشنامه‌های شماره‌های مارالذکر صادر شده از سوی سازمان امور مالیاتی کشور را به لحاظ مخالفت مدلول قسمتی از آن با قوانین جاریه موجد حق و خروج از حدود اختیارات مصرح قانونی را دارد.

    همان گونه که ملاحظه می‌فرمایند به حکایت بخشنامه‌های موضوع دادخواست، سازمان امور مالیاتی، شرکت‌ها و اشخاص حقوقی مشمول ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم را که مکلف به استفاده از حسابرسان رسمی می‌باشند را ملزم می‌نماید که بازرس و حسابرس مورد نظرشان را در یکی از مجامع عمومی یا عادی یا فوق‌العاده انتخاب کرده و پس از تنظیم صورتجلسه مجمع مبادرت به ارسال آن به روزنامه رسمی جهت درج و انتشار آگهی نمایند.

    در غیر این صورت یا عدم ارایه قرارداد حسابرسی نسبت به رسیدگی و تشخیص درآمد مشمول مالیات وفق مقررات (علی الراس) اقدام خواهد شد.

    بدیهی است که سازمان امور مالیاتی کشور یا هر نهاد دولتی دیگر بر حسب وظیفه ذاتی خود می‌بایست به دنبال اتخاذ راهکارهایی در جهت جلوگیری از سوء استفاده‌های احتمالی قانونی گریزان باشد ولیکن شرط لازم و اساسی در این تصمیمات عدم تباین و تعارض آنها با مقررات موضوعه و حقوق اشخاص است.

    کما این‌که در بخشنامه‌های موضوع بحث، ارایه قرارداد حسابرسی به ضمیمه اظهارنامه یا موضوع انتخاب بازرس و انتشار آگهی آن امری است که کاملاً منطبق با مقررات قانون تجارت، قانون مالیات‌های مستقیم و ماده واحده قانونی استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی است.

    اما آنچه که جای تأمل و مداقه دارد، الزام مودیان مشمول ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم به انتخاب حسابرس در مجامع عمومی (عادی یا فوق‌العاده) و درج و انتشار آگهی صورتجلسه مشتمل بر این موضوع در روزنامه رسمی است که این امر فاقد هرگونه وجاهت قانون است، چرا که:

    • اولاً: در قانون تجارت به عنوان قانون مادر در تنظیم و تنسیق امور شرکت‌های تجاری و سایر مسائل مربوط، هیچ الزامی در این خصوص ملاحظه نمی‌شود و هیچ یک از مواد قانونی ناظر بر اختیارات و تکالیف مجامع عمومی اشعار بر انتخاب حسابرس توسط آنها ندارد و اساساً به شرح مقررات منصوصه قانون تجارت این امر از اختیارات و وظایف اعضای هیأت مدیره شرکت‌ها بوده و نه تنها هیچ توجیهی وجود ندارد که هیأت مدیره شرکت‌ها مبادرت به تشکیل مجمع عمومی – مخصوصاً به طور فوق‌العاده – برای این موضوع نمایند، بلکه این بخشنامه به نوعی علاوه بر ایجاد سوء تفاهم و اختلال در امور اداره شرکت‌ها به نوعی تداخل در اختیارات قانونی مصرحه در قانون تجارت برای هیأت مدیره شرکت‌هاست.

    علاوه بر این که به شرح مقررات مواد ۲۰ و ۱۴۵ قانون تجارت چه در مورد شرکت‌های سهامی عام و چه شرکت‌های سهامی خاص، تنظیم صورتجلسه و انتخاب صرفاً مقید به انتخاب اولین مدیران یا بازرسان شرکت می‌باشد و غیر از موارد مذکور تکلیف دیگری احصاء نشده است.

    • ثانیاً: در توجیه مخالفت این قسمت از بخشنامه معترضٌ عنه با مقررات قانونی همین بس که اداره ثبت شرکت‌ها نیز در برابر اجرای آن و انتشار آگهی مشتمل بر اعلام مشخصات حسابرسی مقاومت و ممانعت دارد.

    حال با فرض این که اداره مذکور نیز در مقابل با سازمان امور مالیاتی کشور به انتشار آگهی تمکین نماید، به شرح مقررات ماده ۱۰۶ قانون تجارت صرفاً در مواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن یکی از امور مذکوره در ذیل ماده قانونی مارالذکر باشد یک نسخه از صورتجلسه مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شرکت‌ها ارسال شود.

    مفهوم مخالف ماده قانونی مرقوم این است که در غیر موارد مصرحه هیچ تکلیفی برای شرکت جهت ارسال صورتجلسه مجمع به مرجع مذکور و به تبع آن انتشار آگهی وجود نداشته و مد نظر قانونگذار نبوده است.

    • ثالثاً: تکلیف مقرره در بخشنامه علاوه بر این که تکلیفی مازاد بر تکالیف مقرره قانونی و در تعارض با مفاد قانون مادر (قانون تجارت) بر اشخاص و مکلفین تحمیل می‌نماید، به هر حال تالی فاسدهایی خواهد داشت که برای هیچ یک از آنها مقررات و راهکاری در قانون پیش‌بینی نشده است. مثل فوت حسابرس (یا انحلال)، تخلفات وی و از این قبیل که در صورت بروز و حدوث می‌بایست راه‌حلی برای آن پیش‌بینی شده باشد.

    در فرض قبول راهکار بخشنامه برای هر یک از موارد باید مجمع عمومی (به احتمال قوی به طور فوق‌العاده) تشکیل و تصمیم بگیرد. حال آن‌که وفق مقررات قانون تجارت هیأت مدیره شرکت‌ها به سهولت می‌تواند رفع مشکل نماید.

    • رابعاً: ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح … نیز هیچ اشعار و اشاره‌ای بر چنین الزامی ندارد. مگر در صورتی که سمت بازرس و حسابرسی در یک شخص جمع گردد که در آن صورت نیز این الزام در واقع ناظر بر انتخاب بازرس می‌باشد و اعلام حسابرس در صورتجلسه مجمع و انتشار آگهی مشتمل بر مشخصات حسابرس یک امر تبعی است که به جهت اجتماع دو سمت در یک شخص صورت تحقق خواهد گرفت نه اصالتاً.
    • خامساً: چنانچه قرار باشد هر یک از نهادهای نظارتی یا اجرایی دولتی برای انجام وظایف ذاتی خود، شرکت‌های تجاری را مکلف به انجام موارد مشابه سازمان امور مالیاتی نمایند، قطعاً باید هر یک از شرکت‌ها حداقل هفته‌ای یک بار مجامع عمومی شرکت را برای انتخاب یک ناظر، محاسب، کارشناس و از این قبیل تشکیل داده و آگهی نمایند.

    به طور مثال یک شرکت تولیدی که مکلف به استفاده از مسوول فنی یا ناظر در روند تولید است، مکلف باشد مسوول فنی را در مجمع عمومی انتخاب و آگهی نماید.

    کما این‌که بازرس یا بازرسان شرکتی در انجام وظایف بازرسی و نظارتی خود ممکن است از افراد و متخصصان مختلف بهره گیرند که یکی از این تخصص‌ها متخصص امور مالی (حسابرس) است.

    بدیهی است که هیچ توجیه منطقی و الزام قانونی وجود ندارد که این متخصصین مورد انتخاب و گزینش مجامع عمومی بوده و از طریق نشر آگهی تعرفه و اعلام شود.

    چه بسا بعضی از امور فنی و تخصص‌های مورد نیاز با لحاظ زمینه فعالیت بعضی از شرکت‌ها و نوع حرفه‌ای که دارند (مثل شرکت‌های داروسازی و از این قبیل) بسیار حساس‌تر و با اهمیت‌تر از تخصص مالی و حسابرسی باشد، حال آن که حتماً در چنین مواردی قانونگذار تکلیف مشابه تکلیف بخشنامه‌های معترضٌ عنه پیش‌بینی نکرده است.

    به واقع چنین تصمیماتی روند اداره امور شرکت‌ها را در نگاه کلان مختل خواهد نمود که کاملاً در تعارض با روح کلی حاکم بر قانون تجارت و ارکان متشکله شرکت‌ها و وظایف ذاتی هر یک از آنهاست.

    در حالی که با وجود طرق و راهکارهای سهل‌الوصول دیگر که هیچ مباینت و تضادی با قوانین موضوع نداشته و اختلالی نیز در فعالیت بنگاه‌های اقتصادی ایجاد نخواهد کرد، به راحتی می‌توان به غرض و هدف منظور نظر سازمان واضع بخشنامه نایل و واصل گردید.

    علی‌ای حال در خاتمه با عرض پوزش از عرایضی که شاید توضیح واضحات بوده و صرفاً در جهت طرح مسئله معروض نظر قرار گرفت و با استظهار و اشراف و علم آن عالی‌جنابان که قطعاً در خصوص مورد من به الکفایه خواهد بود استدعای استماع و رسیدگی به دعوا و ابطال بخشنامه معترضٌ عنه در بخش مربوطه را دارد.”


    متن بند ۵ بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸-۸۹۶۷-۲۰۱ – ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی

    در قسمت‌های مورد اعتراض به قرار زیر است:

    “۵- با توجه به اطلاعیه مورخ ۲۶ و ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۱ مبنی بر تعیین و اعلام مشمولین بند «ز» ماده ۳ آیین نامه اجرایی موصوف، سایر اشخاص حقوقی (شامل شرکت‌های سهامی خاص و دیگر انواع شرکت‌ها و همچنین موسسات انتفاعی غیر تجاری، شرکت‌ها و موسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها) و اشخاص حقیقی که حسب مقررات قانون مالیات‌های مستقیم مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند و بر اساس آخرین اظهارنامه تسلیمی خود، جمع درآمد (فروش یا خدمات) آنها بیش از هشت میلیارد ریال (در مورد شرکت‌های پیمانکاری جمع دریافتی آنها بابت پیمان منعقده بیش از هشت میلیارد ریال) یا جمع ارزش دارایی آنها بیش از شانزده میلیارد ریال بوده، با عنایت به مقررات تبصره ۳ ماده ۳ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ مذکور، مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌گردد، حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند.

    بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    تاریخ: ۱۳۸۷/۳/۳۰

    ارگان صادر کننده: سازمان امور مالیاتی

    شماره بخشنامه: ۲۴۰۶۷

    موضوع: انتخاب بازرس و حسابرس در شرکت‌های سهامی

    رئیس سازمان امور مالیاتی بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۳۰ را به شرح زیر اعلام کرده است:

    نظر به این که در شرکت‌های سهامی وظایف بازرسی و حسابرسی، در چارچوب مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون تجارت و قانون تاسیس سازمان حسابرسی و مواد ۳ و ۴ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی انجام می‌گیرد، انتخاب بازرس و حسابرس در مجمع عمومی سالانه بوده که به طور معمول در چهار ماهه اول سال برای تصویب گزارش مالی سال قبل تشکیل می‌گردد. لذا لزوماً تاریخ قرارداد بازرسی و حسابرسی بر اساس مصوبه مجمع مزبور از تاریخ جلسه مجمع به بعد خواهد بود.

    بنا به مراتب فوق در هنگام دریافت گزارش حسابداران رسمی برای شرکت‌های سهامی در اجرای مقررات ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم لازم است آگهی روزنامه رسمی تصمیمات مجمع که حاوی اسامی حسابرس و بازرس انتخاب شده می‌باشد را اخذ تا ملاک پذیرش قرارداد حسابرسی و به تبع آن پذیرش گزارش حسابرسی مالیاتی با رعایت مقررات قرار گیرد.


    آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی

    ماده ۲

    اشخاص حقوقی ذیل مکلفند حسب مورد حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس خود را از میان موسسات حسابرسی که عضو جامعه حسابداران رسمی ایران هستند انتخاب کنند.

    ز- سایر اشخاص حقوقی و حقیقی زیر که با در نظر گرفتن عواملی از قبیل درجه اهمیت، حساسیت و حجم فعالیت آنها (میزان فروش محصولات یا خدمات، جمع دارایی‌ها، تعداد پرسنل و میزان سرمایه) و همچنین میزان ظرفیت کاری موسسات حسابرسی و حسابداران رسمی مشخصات یا فهرست آنها وزارت امور اقتصادی و دارایی تا پایان دی ماه هر سال اعلام می‌گردد.

    ۱- شرکت‌های سهامی خاص و سایر شرکت‌ها و همچنین موسسات انتفاعی غیر تجاری

    ۲- شرکت‌ها و موسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها

    ۳- اشخاص حقیقی که طبق مقررات قانونی مربوط مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند

    ماده ۳

    صورت‌های مالی اشخاص موضوع ماده (۲) که حسب مورد فاقد گزارش حسابرسی و بازرسی قانونی یا گزارش حسابرسی موضوع این آیین نامه باشد، در هیچ یک از وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و بیمه‌ها، موسسات اعتباری غیر بانکی، سازمان بورس و اوراق بهادار و موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی معتبر نمی‌باشد و به نفع اشخاص مذکور قابل استناد نخواهد بود.


    پاسخ به شکایت خانم مهناز پراکند

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۳۶۸۰۸/۲۱۲- ۱۳۸۸/۴/۲ توضیح داده است که:

    احتراماً، در خصوص پرونده کلاسه هـ۴/۸۷/۴۱۵ و هـ۴/۸۷/۱۰۶۰ موضوع شکایت خانم مهناز پراکند به خواسته ابطال بند (ز) و شقوق ۱، ۲ و ۳ ماده ۲ و ماده ۳ آیین نامه تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۹ و ابطال بخشنامه‌های شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی و شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور، ضمن ارسال تصاویر نامه‌های شماره ۱۸۵۲۳/۷۳۲۶- ۱۳۸۸/۱/۳۱ مدیرکل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی و ۱۲۰۰۰۹/۲۱۱- ۱۳۸۷/۱۱/۱۹ دفتر فنی مالیاتی و ۸۵۸۹۳- ۱۳۸۷/۸/۲۷ معاون عملیاتی و ۱۶۰۶۳-۲۰۱-۱۳۸۷/۱۰/۲۸ شورای عالی مالیاتی سازمان متبوع مراتب ذیل را به استحضار می‌رساند:

    1- با توجه به صدر ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۲ و نیز بندهای الف تا هـ ماده واحده مذکور به دولت اجازه داده شده به منظور نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی و حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی‌حق و ذی‌نفع حسب مورد و نیاز ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی برای انجام وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی « شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی و شرکت‌ها و موسسات موضوع بندهای الف و ب ماده ۷ اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی و همچنین اجرای وظایف حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی فراهم نماید.

    2- با دقت در متن ماده واحده فوق‌الذکر و بندهای الف تا هـ آن مشخص می‌شود، استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی برای بازرسی قانونی شرکت‌های سهامی تکلیفی است که راساً از سوی مقنن برای کلیه واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی که به صورت شرکت سهامی تاسیس و اداره شده یا می‌شوند معین شده و تشخیص ضرورت موضوع را نیز بر عهده دولت گذارده است.

    3- با توجه به تبصره ۴ ماده واحده مورد اشاره آیین‌نامه اجرایی تبصره مذکور جهت تعیین حدود ضوابط و شرایط مربوط به چگونگی استفاده از خدمات و گزارش‌های حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی (با تشخیص ضرورت انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی جهت حفظ منافع عمومی و صاحبان سرمایه و سایر اشخاص ذی نفع) طی شماره ۲۸۴۲۳/ت۱۷۷۹۰هـ- ۱۳۷۹/۷/۳ از سوی هیئت وزیران تصویب شده است ضمن آن که مسئولیت حسابداران ذی صلاح در واحدهای مشمول انجام همان تکالیف بازرس قانونی با توجه به موارد مربوط قانون تجارت خصوصاً مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ آن می‌باشد و چون این امر در قانون مذکور در بند ۱ به جهت حفظ حقوق سهامداران از سوی مقنن تکلیف شده است لذا آیین‌نامه اجرایی آن نیز با توجه به قانون به تصویب رسیده است، متذکر می‌شود که آیین‌نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی برخلاف ادعای شاکی در دادخواست مصوب هیئت وزیران است نه وزارت امور اقتصادی و دارایی.

    4- با توجه به تکلیف مقرر در بندهای الف و ب و د قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی، جهت استفاده از خدمات حسابداران رسمی برای حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی (عام و خاص) و … تکلیف مقرر در بندهای ج و هـ قانون مزبور جهت استفاده از خدمات این حسابرسان برای حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و موسسات موضوع بند ز ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی را مکلف کرده است حسب مورد (حسابرس و بازرس قانونی) و یا (حسابرس) فرد را از بین موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران انتخاب شده، لذا مفاد بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی و شقوق سه گانه آن هیچ گونه مغایرتی با قانون نداشته و طرح این موضوع در دادخواست ناشی از برداشت اشتباه شاکی است.

    5- در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی و ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان متبوع با قانون تجارت و مواد ۲ و ۳ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مستحضر می‌دارد با توجه به بند ۵ بخشنامه ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی مشمولین بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون فوق‌الذکر مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌شود حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی مشاغل و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند.

    بنابراین این بند با توجه به مفاد بندهای الف و ب و ج و هـ قانون مورد نظر و با توجه به حکم صدر ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون، مشمولین بند ز را موظف به انتخاب حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس از بین حسابداران رسمی کرده است، بنابراین بند ۵ بخشنامه مزبور هماهنگ با حکم قانون و آیین نامه اجرایی مورد شکایت بوده است و هیچ مخالفتی با آن ندارد چرا که این بند نیز مشمولین بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی را حسب مورد به انتخاب حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا موسسات حسابرس عضو جامعه حسابداران رسمی مکلف کرده است، مضافاً بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۳۰ سازمان متبوع نیز با مفاد بندهای الف و ب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بندهای الف و ب و قسمت اول شقوق ۱ و ۲ بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون مزبور مغایرتی نداشته و دقیقاً منطبق با مفاد آنها صادر شده است.

    با عنایت به مراتب فوق‌الذکر آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران مصوب هیئت وزیران، بخشنامه‌های مورد شکایت به هیچ وجه خارج از محدوده قانون مذکور و قانون تجارت نمی‌باشد و تکالیف مقرر در بخشنامه‌های مورد شکایت و مصوبه هیئت وزیران در واقع تکلیفی است که در خود قانون از سوی مقنن مقرر شده است، لذا تقاضای رد شکایت و استواری و تایید مصوبه هیئت وزیران و بخشنامه‌های مورد شکایت را دارد.

    ضمناً مستحضر می‌دارد شکات و مفاد دادخواست‌های کلاسه‌های هـ۴/۸۷/۴۱۵ و هـ۴/۸۷/۱۰۶۰ مشابه و واحد است.


    نظر مدیرکل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی

    حوزه معاونت حقوقی و امور مجلس، به موجب لایحه شماره ۱۸۵۲۳/۷۳۲۶- ۱۳۸۸/۱/۳۱ توضیح داده است:

    سلام علیکم:

    عطف به نامه شماره ۱۲۳۸۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۲۹ در خصوص شکایای مطرح شده در دیوان عدالت اداری راجع به ابطال بند «ز» و شقوق «۱، ۲ و ۳» ماده (۲) و ماده (۳) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» و بخشنامه‌های صادر شده از وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی کشور، ضمن تاکید بر این که اعتراض شاکی به احکام مندرج در آیین نامه اجرایی و بخشنامه‌های مورد نظر با توجه به مفاد دادخواست، صرفاً معطوف به انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی است، مراتب زیر را در اثبات مطابقت احکام آیین نامه اجرایی و بخشنامه‌ها با مفاد قانون و عدم وجاهت شکایت تنظیمی اعلام می‌دارد:

    1- مطابق صدر ماده واحده «قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۲» و همچنین بندهای «الف تا هـ»، به منظور اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی و حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورتهای مالی واحدهای مذکور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی‌حق و ذی‌نفع به دولت اجازه داده شده حسب مورد و در صورت تشخیص ضرورت، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی را برای انجام وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی « شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی و اجرای وظایف حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی، موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی و … فراهم آورد.

    بنابراین استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی به عنوان بازرس قانونی شرکت‌های سهامی تکلیفی است که خود قانونگذار بر کلیه واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی که به صورت شرکت سهامی تاسیس و اداره شده یا می‌شوند، بار کرده و تشخیص ضرورت آن را هم بر عهده دولت گذارده است و در واقع، اختیارات سهامداران این گونه شرکت‌ها در تعیین بازرس یا بازرسان قانونی (مذکور در قانون تجارت) به موجب قانون دیگری محدود شده است.

    هیئت وزیران نیز در اجرای تکلیف نظارتی و حاکمیتی محوله با تشخیص ضرورت «انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی بنا به مصالح عمومی و حفظ حقوق و منافع سهامداران شرکت و اشخاص ذی نفع»، شرایط و ضوابط مربوط به چگونگی استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی را تصویب و طی مصوبه شماره ۲۸۴۲۳/ت۱۷۷۹۰هـ- ۱۳۷۹/۷/۳ ابلاغ کرده است.

    توضیح آن که مسئولیت حسابداران ذی صلاح در واحدهای مشمول دقیقاً انجام تکالیف بازرس قانونی در چارچوب قانون تجارت بویژه مواد (۱۴۸ و (۱۴۹) این قانون است و این امر برای حفظ منافع سهامداران شرکت از سوی مقنن تکلیف شده و آیین نامه اجرایی نیز در انطباق با قانون به تصویب رسیده و وظایف بازرسی قانونی شرکت‌های سهامی به حسابداران رسمی احاله شده است.

    2- قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» به صراحت در بندهای «الف و ب» استفاده از خدمات حسابداران رسمی را برای «حسابرسی و بازرسی قانونی» شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی (عام و خاص) و در بندهای «ج و هـ» استفاده از خدمات این حسابداران را برای حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی و حسابرسی مالیاتی سایر اشخاص حقوقی و اشخاص حقیقی مورد حکم قرار داده و بر این اساس، دولت نیز در ماده (۲) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون موصوف، اشخاص حقوقی مذکور در ذیل این ماده از جمله شرکت‌ها و موسسات موضوع بند «ز» را مکلف کرده حسب مورد «حسابرس و بازرس قانونی» یا «حسابرس» خود را از میان موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب کنند.

    با توجه به مفاد بندهای «الف، ب، ج و هـ» قانون و با عنایت به عبارت «حسب مورد» در صدر ماده (۲) آیین نامه اجرایی مورد اشاره، شقوق سه گانه بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی با احکام قانون به این نحو قابل جمع و انطباق هستند که شرکت‌های سهامی خاص و شرکت‌های تعاونی (که مطابق با مقررات حاکم بر بخش تعاونی جزء شرکت‌های سهامی هستند) یعنی همان شرکت‌های موضوع قسمت اول شقوق (۱ و ۲) بند «ز» می‌بایست به حکم بند «ب» قانون، «حسابرس و بازرس قانونی» خود را از میان حسابداران رسمی تعیین و شرکت‌های غیر سهامی، موسسات انتفاعی و غیر تجاری، اتحادیه‌های تعاونی و اشخاص حقیقی که به ترتیب در قسمت‌های دوم و یا سوم شقوق (۱ و ۲) و در قسمت اول شق (۳) بند «ز» ذکر نام شده‌اند، می‌باید به حکم بندهای «ج و هـ» قانون صرفاً برای «انجام امور حسابرسی» از خدمات حسابداران رسمی استفاده کنند.

    بدین ترتیب مفاد بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی و شقوق سه گانه آن هیچ گونه مغایرتی با قانون نداشته و برداشت اشتباهی شاکی از بند «ز» و شقوق سه گانه آن دایر بر این که «همه اشخاص حقوقی و حقیقی مذکور در این بند باید بازرس قانونی خود را از بین حسابداران رسمی انتخاب کنند» غیر منطبق با ماده (۲) آیین نامه اجرایی و خود قانون است. در واقع، این برداشت و استنباط نادرست خود شاکی است که با مدلول احکام قانونی در تعارض است و میان احکام آیین نامه اجرایی قانون و قانون هیچ گونه تعارضی وجود ندارد و بی‌تردید، با برداشت حقوقی صحیح از بند «ز» آیین نامه، شبهه پیش آمده در خصوص عدم مطابقت آیین نامه اجرایی با قانون مرتفع خواهد شد.

    3- در خصوص ادعای عدم انطباق بخشنامه‌های وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی با حکم قانون، اشعار می‌دارد، صرف نظر از این که شاکی در دادخواست تنظیمی مشخص نکرده ابطال کدامیک از بندهای بخشنامه (اطلاعیه) شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی را خواستار است (این از موارد نقص مهم دادخواست محسوب است) به نظر می‌رسد با توجه به ارتباط بند «۵» بخشنامه صادر شده با بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی موصوف، خواسته شاکی ابطال بند «۵» بخشنامه مورد اشاره باشد.

    همان طور که از مفاد بند مذکور بر می‌آید مشمولین بند «ز» ماده ۲ آیین نامه اجرایی (اشخاص حقوقی و حقیقی مذکور در شقوق سه گانه این بند) مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌شود، حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند.

    بنابراین اشکال حقوقی وقتی بر این بند وارد بود که تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی مشمول مکلف می‌شدند «حسابرس و بازرس قانونی» خود را از میان حسابداران رسمی انتخاب کنند، در حالی که این بند با توجه به مفاد بندهای «الف، ب، ج و هـ» قانون و به تبعیت از حکم صدر ماده ۲ آیین نامه اجرایی آن، مشمولین بند «ز» را موظف به انتخاب «حسابرس و بازرس قانونی» و یا «حسابرس» از بین حسابداران رسمی کرده است که در مورد شرکت‌های سهامی خاص و تعاونی‌ها تکلیف ناظر به تعیین «حسابرس و بازرس قانونی» از میان حسابداران رسمی است و در مورد شرکت‌های غیر سهامی، موسسات انتفاعی غیر تجاری، اتحادیه‌های تعاونی و اشخاص حقیقی این تکلیف محدود است به تعیین حسابرس.

    به عبارت دیگر، بند «۵» بخشنامه مورد بحث نیز مشمولین بند «ز» را حسب مورد به انتخاب «حسابرس و بازرس قانونی» و یا «حسابرس» مکلف کرده است و از این منظر، مفاد بند «۵» بخشنامه نه تنها مخالفتی با حکم قانون و آیین نامه اجرایی ندارد بلکه دقیقاً هماهنگ و همسو با آن است. همچنین بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۳۰ سازمان امور مالیاتی در خصوص انتخاب بازرس قانونی و حسابرس شرکت‌های سهامی از بین حسابداران رسمی کاملاً منطبق با بندهای «الف و ب» قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بندهای «الف و ب» و قسمت اول شقوق (۱ و ۲) بند «ز» ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون است.

    با توجه به مندرجات دادخواست و چنان که در صدر این نامه گفته شد، خواسته شاکی به طور کلی این است که مصوبه هیئت وزیران و بخشنامه‌های صادر شده مبنی بر «تکلیف شرکت‌های سهامی (بویژه شرکت‌های سهامی خاص) به انتخاب بازرس قانونی خود از میان حسابداران رسمی» خارج از محدوده قانون مزبور و قانون تجارت است در حالی که با توجه به توضیحات مبسوط فوق، این تکلیف دقیقاً ناشی از حکم قانون است که در بندهای «الف و ب» تصریح و تجویز و تشخیص ضرورت آن نیز بر عهده دولت گذاشته شده و بخشنامه‌های مورد اشاره نیز در همین جهت صادر و در انطباق کامل با احکام مندرج در قانون و آیین نامه اجرایی آن است.

    از این رو، دادخواست شاکی دایر بر «ابطال بند «ز» و شقوق سه گانه ماده (۲) آیین نامه اجرایی قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بخشنامه‌های وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی» فاقد پشتوانه محکم حقوقی بوده است و از آن مرجع رسیدگی و صدور رای بر رد خواسته تقاضا می‌شود.


    نظر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رای مبادرت می‌کند.

    رای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    الف. وفق قانون

    مطابق قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب سال ۱۳۷۲، به دولت اجازه داده شده است حسب مورد و نیاز، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی در موارد زیر فراهم نماید:

    • الف: حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده و یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و شرکت‌های تابعه و وابسته به آنها.
    • ب: شرکت‌های سهامی عام و شرکت‌های تابعه و وابسته به آنها.
    • ج: شرکت‌های موضوع بندهای (الف و ب) ماده (۷) قانون اساسنامه سازمان حسابرسی با رعایت ترتیبات مقرر در تبصره ۱ ماده (۱۳۲) قانون محاسبات عمومی.
    • هـ: شعب و دفاتر نمایندگی شرکت‌های خارجی که در اجرای قانون اجازه ثبت شعبه و نمایندگی شرکت‌های خارجی – مصوب ۱۳۷۶ – در ایران ثبت شده‌اند.
    • و: موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و شرکت‌ها، سازمان‌ها و موسسات تابعه و وابسته به آنها.
    • ز: سایر اشخاص حقوقی و حقیقی زیر که با در نظر گرفتن عواملی از قبیل درجه اهمیت، حساسیت و حجم فعالیت آنها (میزان فروش محصولات یا خدمات، جمع دارایی‌ها، تعداد پرسنل و میزان سرمایه) و همچنین میزان ظرفیت کاری موسسات حسابرسی و حسابداران رسمی، مشخصات یا فهرست آنها توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تا پایان دی ماه هر سال اعلام می‌شود: ۱. شرکت‌های سهامی خاص و سایر شرکت‌ها و همچنین موسسات انتفاعی غیر تجاری. ۲. شرکت‌ها و موسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها. ۳. اشخاص حقیقی که طبق مقررات قانونی مربوط، مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند.

    تبصره ۱: اشخاص موضوع این ماده می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی که تنها موسسه حسابرسی دولتی است، به عنوان حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس خود حسب مورد استفاده نمایند.


    ب. بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    این بخشنامه چنین تصریح می‌نماید:

    “نظر به این که در شرکت‌های سهامی خاص وظایف بازرسی و حسابرسی، در چارچوب مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون تجارت و قانون تاسیس سازمان حسابرسی و موارد ۳ و ۴ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی انجام می‌گیرد، انتخاب بازرس و حسابرس در مجمع عمومی سالانه بوده که به طور معمول در چهار ماهه اول سال برای تصویب گزارش مالی سال قبل تشکیل می‌گردد.

    لذا لزوماً تاریخ قرارداد بازرسی و حسابرسی بر اساس مصوبه مجمع مزبور از تاریخ جلسه مجمع به بعد خواهد بود. بنا به مراتب فوق در هنگام دریافت گزارش حسابداران رسمی برای شرکت‌های سهامی در اجرای مقررات ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم لازم است آگهی روزنامه رسمی تصمیمات مجمع که حاوی اسامی حسابرس و بازرس انتخاب شده است را اخذ تا ملاک پذیرش قرارداد حسابرس و به تبع آن پذیرش گزارش حسابرس مالیاتی با رعایت مقررات قرار گیرد.”


    ج. قوانین و مقررات مربوط

    ۱. ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۲/۱۱/۲۷

    متن قانون بدین شرح است:

    “به منظور اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی، همچنین حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی حق و ذی نفع، به دولت اجازه داده می‌شود حسب مورد و نیاز، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی در موارد زیر به عمل آورد:

    • الف: حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار.
    • ب: حسابرسی و بازرسی قانونی سایر شرکت‌های سهامی.
    • ج: حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی.
    • د: حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌ها و موسسات موضوع بندهای (الف) و (ب) ماده ۷ اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی مصوب ۱۳۶۶.
    • هـ: حسابرسی مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی.

    تبصره ۵: دستگاه‌های دولتی می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی که تنها سازمان حسابرسی دولتی محسوب می‌شود یا حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی فوق‌الذکر استفاده کنند.”


    ۲. ماده ۱۰۶ قانون تجارت

    “در مواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن یکی از امور ذیل باشد، یک نسخه از صورت جلسه مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شرکت‌ها ارسال گردد:

    ۱. انتخاب مدیران و بازرس یا بازرسان.

    ۲. تصویب ترازنامه.

    ۳. کاهش یا افزایش سرمایه و هر نوع تغییر در اساسنامه.

    ۴. انحلال شرکت و نحوه تصفیه آن.”


    ۳. ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره‌های ۱ و ۲ آن (الحاقی ۱۳۸۰/۱۱/۲۷)

    متن ماده بدین شرح است:

    “سازمان حسابرسی جمهوری اسلامی ایران و حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی که عهده‌دار انجام دادن وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی یا حسابرسی اشخاص هستند، در صورت درخواست اشخاص مذکور مکلف‌اند گزارش حسابرسی مالیاتی طبق نمونه‌ای که از طرف سازمان امور مالیاتی تهیه می‌شود، تنظیم کنند و جهت تسلیم به اداره امور مالیاتی مربوط در اختیار مودی قرار دهند…

    تبصره ۱: اداره امور مالیاتی گزارش حسابرسی مالیاتی را بدون رسیدگی قبول و مطابق مقررات برگ تشخیص مالیات صادر می‌کند. قبول گزارش حسابرسی مالیاتی موکول به آن است که مودی گزارش حسابرسی مالی نسبت به صورت‌های مالی که طبق استانداردهای حسابرسی توسط همان حسابدار رسمی یا موسسه حسابرسی تنظیم شده باشد را ضمیمه گزارش حسابرسی مالیاتی همراه با اظهارنامه مالیاتی یا حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهارنامه، تسلیم اداره امور مالیاتی مربوط کرده باشد.

    تبصره ۲: سازمان امور مالیاتی کشور می‌تواند حسابرسی صورت‌های مالی و تنظیم گزارش مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی را به حسابداران رسمی یا موسسات حسابرسی واگذار نماید. در این صورت، پرداخت حق‌الزحمه طبق مقررات مربوط به عهده سازمان امور مالیاتی کشور است.”


    د. نظریه

    بنا به مراتب و با توجه به مفاد قوانین و مقررات مذکور:

    1. در مبحث اول هدف قانونگذار از صدر ماده واحده قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران…» تعیین ضوابط در اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی و همچنین حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی حق و ذی نفع است که گستره و محدوده آن لاجرم می‌باید با روح آزادی‌های حاکم بر حوزه اقتصاد و قواعد مربوط به آن از جمله مفاد ماده ۱۰ قانون مدنی (دایر بر نافذ بودن قراردادهای خصوصی مادامی که مخالف صریح قانون نباشند) سازگار باشد.

    از این رو تکلیف ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) قانون مذکور مبنی بر لزوم انتخاب «حسابرس و بازرس قانونی» یا «حسابرس» توسط اشخاص حقوقی و حقیقی مندرج در آن ماده از میان موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران، خارج از حدود اختیارات قانونی قوه مجریه است و از مفاد قانون یاد شده چنین انحصاری استنباط نمی‌شود.

    مضافاً از تبصره ۵ ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران تخییر دستگاه‌های دولتی در بهره‌مندی از موسسات فوق‌الذکر استنباط می‌شود و به همین جهت نیز قانونگذار در این تبصره آورده است: «دستگاه‌های دولتی می‌توانند از خدمات سازمان حسابرسی …، یا حسابداران رسمی و موسسات فوق‌الذکر استفاده کنند».

    1. در مبحث دوم، بخشنامه سازمان امور مالیاتی که استفاده از امتیاز مصرح در تبصره ۱ ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم را مشروط به درج نام حسابرس شرکت در روزنامه رسمی کرده است، تکلیفی مازاد بر قانون و تشریفات مربوط به ثبت و فعالیت شرکت‌ها است. زیرا آگهی روزنامه رسمی صرفاً برای درج موارد و الزامات قانونی شرکت‌ها است و این الزامات در قانون تجارت ذکر گردیده‌اند. از این رو، سازمان ثبت اسناد و املاک و اداره کل ثبت شرکت‌ها در حد الزامات قانون تجارت مکلف به درج اساسنامه و مصوبات شرکت‌ها در روزنامه رسمی هستند، مگر آنکه قانون دیگری چنین تکلیفی بر عهده شرکت‌ها نهاده باشد که به تبع درج آن در روزنامه رسمی الزامی است.

    بدین لحاظ، تکلیف مندرج در بخشنامه مذکور برخلاف قانون و باعث جلوگیری از امکان استفاده از مزایای قانونی و مغایر با حقوق اشخاص است.

    لذا مراتب در اجرای تبصره ۲ ماده ۲ قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور اعلام و شایسته است دستور فرمایند رسیدگی به مغایرت ماده ۲ آیین‌نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و نیز بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور با قوانین مربوط خارج از نوبت در دستور کار هیأت عمومی دیوان قرار گرفته و از تصمیمات متخذ این سازمان مطلع گردند.


    هـ. دادخواست آقای خلیل یارمحمدی به وکالت از شرکت پرشیا ارس

    آقای خلیل یارمحمدی به وکالت از شرکت پرشیا ارس به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است:

    “احتراماً و با عرض ادب، به شرح دادخواست تقدیمی حاضر و مستنداً به مقررات ماده ۱ و بند ۱ ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری و بنا به جهات مشروحه ذیل الاشعار، استدعای استماع دعوا مبنی بر ابطال بخشنامه‌های شماره‌های مذکور صادر شده از سوی سازمان امور مالیاتی کشور را به لحاظ مخالفت مدلول قسمتی از آن با قوانین جاریه موجد حق و خروج از حدود اختیارات مصرح قانونی دارد.

    همان گونه که ملاحظه می‌فرمایند به حکایت بخشنامه‌های موضوع دادخواست، سازمان امور مالیاتی، شرکت‌ها و اشخاص حقوقی مشمول ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم را که مکلف به استفاده از حسابرسان رسمی می‌باشند، ملزم می‌نماید که بازرس و حسابرس مورد نظرشان را در یکی از مجامع عمومی یا عادی یا فوق‌العاده انتخاب کرده و پس از تنظیم صورتجلسه مجمع مبادرت به ارسال آن به روزنامه رسمی جهت درج و انتشار آگهی نمایند.

    در غیر این صورت یا عدم ارائه قرارداد حسابرسی نسبت به رسیدگی و تشخیص درآمد مشمول مالیات وفق مقررات (علی الراس) اقدام خواهد شد.

    بدیهی است که سازمان امور مالیاتی کشور یا هر نهاد دولتی دیگر بر حسب وظیفه ذاتی خود می‌بایست به دنبال اتخاذ راهکارهایی در جهت جلوگیری از سوء استفاده‌های احتمالی قانونی گریزان باشد ولیکن شرط لازم و اساسی در این تصمیمات عدم تباین و تعارض آنها با مقررات موضوعه و حقوق اشخاص است.

    کما این‌که در بخشنامه‌های موضوع بحث، ارائه قرارداد حسابرسی به ضمیمه اظهارنامه یا موضوع انتخاب بازرس و انتشار آگهی آن امری است که کاملاً منطبق با مقررات قانون تجارت، قانون مالیات‌های مستقیم و ماده واحده قانونی استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی است.

    اما آنچه که جای تأمل و مداقه دارد، الزام مودیان مشمول ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم به انتخاب حسابرس در مجامع عمومی (عادی یا فوق‌العاده) و درج و انتشار آگهی صورتجلسه مشتمل بر این موضوع در روزنامه رسمی است که این امر فاقد هر گونه وجاهت قانونی است، چرا که:

    • اولاً: در قانون تجارت به عنوان قانون مادر در تنظیم و تنسیق امور شرکت‌های تجاری و سایر مسائل مربوط، هیچ الزامی در این خصوص ملاحظه نمی‌شود و هیچ یک از مواد قانونی ناظر بر اختیارات و تکالیف مجامع عمومی اشعار بر انتخاب حسابرس توسط آنها ندارد و اساساً به شرح مقررات منصوصه قانون تجارت این امر از اختیارات و وظایف اعضای هیأت مدیره شرکت‌ها بوده و نه تنها هیچ توجیهی وجود ندارد که هیأت مدیره شرکت‌ها مبادرت به تشکیل مجمع عمومی – مخصوصاً به طور فوق‌العاده – برای این موضوع نماید، بلکه این بخشنامه به نوعی علاوه بر ایجاد سوء تفاهم و اختلال در امور اداره شرکت‌ها به نوعی تداخل در اختیارات قانونی مصرحه در قانون تجارت برای هیأت مدیره شرکت‌هاست.

    علاوه بر این که به شرح مقررات مواد ۲۰ و ۱۴۵ قانون تجارت چه در مورد شرکت‌های سهامی عام و چه شرکت‌های سهامی خاص، تنظیم صورتجلسه و انتخاب صرفاً مقید به انتخاب اولین مدیران یا بازرسان شرکت می‌باشد و غیر از موارد مذکور تکلیف دیگری احصاء نشده است.

    • ثانیاً: در توجیه مخالفت این قسمت از بخشنامه معترضٌ عنه با مقررات قانونی همین بس که اداره ثبت شرکت‌ها نیز در برابر اجرای آن و انتشار آگهی مشتمل بر اعلام مشخصات حسابرسی مقاومت و ممانعت دارد.

    حال با فرض این که اداره مذکور نیز در مقابل با سازمان امور مالیاتی کشور به انتشار آگهی تمکین نماید، به شرح مقررات ماده ۱۰۶ قانون تجارت صرفاً در مواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن یکی از امور مذکوره در ذیل ماده قانونی مذکور باشد یک نسخه از صورتجلسه مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شرکت‌ها ارسال شود.

    مفهوم مخالف ماده قانونی مرقوم این است که در غیر موارد مصرحه هیچ تکلیفی برای شرکت جهت ارسال صورتجلسه مجمع به مرجع مذکور و به تبع آن انتشار آگهی وجود نداشته و مد نظر قانونگذار نبوده است.

    • ثالثاً: تکلیف مقرره در بخشنامه علاوه بر این که تکلیفی مازاد بر تکالیف مقرره قانونی و در تعارض با مفاد قانون مادر (قانون تجارت) بر اشخاص و مکلفین تحمیل می‌نماید، به هر حال تبعات فسادهایی خواهد داشت که برای هیچ یک از آنها مقررات و راهکاری در قانون پیش‌بینی نشده است. مثل فوت حسابرس (یا انحلال)، تخلفات وی و از این قبیل که در صورت بروز و حدوث می‌بایست راه‌حلی برای آن پیش‌بینی شده باشد.

    در فرض قبول راهکار بخشنامه برای هر یک از موارد باید مجمع عمومی (به احتمال قوی به طور فوق‌العاده) تشکیل و تصمیم بگیرد. حال آن‌که وفق مقررات قانون تجارت هیئت مدیره شرکت‌ها به سهولت می‌تواند رفع مشکل نماید.

    • رابعاً: ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح … نیز هیچ اشعار و اشاره‌ای بر چنین الزامی ندارد. مگر در صورتی که سمت بازرس و حسابرسی در یک شخص جمع گردد که در آن صورت نیز این الزام در واقع ناظر بر انتخاب بازرس می‌باشد و اعلام حسابرس در صورتجلسه مجمع و انتشار آگهی مشتمل بر مشخصات حسابرس یک امر تبعی است که به جهت اجتماع دو سمت در یک شخص صورت تحقق خواهد گرفت نه اصالتاً.
    • خامساً: چنانچه قرار باشد هر یک از نهادهای نظارتی یا اجرایی دولتی برای انجام وظایف ذاتی خود، شرکت‌های تجاری را مکلف به انجام موارد مشابه سازمان امور مالیاتی نمایند، قطعاً باید هر یک از شرکت‌ها حداقل هفته‌ای یک بار مجامع عمومی شرکت را برای انتخاب یک ناظر، محاسب، کارشناس و از این قبیل تشکیل داده و آگهی نمایند.

    به طور مثال یک شرکت تولیدی که مکلف به استفاده از مسئول فنی یا ناظر در روند تولید است، مکلف باشد مسئول فنی را در مجمع عمومی انتخاب و آگهی نماید.

    کما این‌که بازرس یا بازرسان شرکتی در انجام وظایف بازرسی و نظارتی خود ممکن است از افراد و متخصصان مختلف بهره گیرند که یکی از این تخصص‌ها متخصص امور مالی (حسابرس) است.

    بدیهی است که هیچ توجیه منطقی و الزام قانونی وجود ندارد که این متخصصین مورد انتخاب و گزینش مجامع عمومی بوده و از طریق نشر آگهی تعرفه و اعلام شود.

    چه بسا بعضی از امور فنی و تخصص‌های مورد نیاز با لحاظ زمینه فعالیت بعضی از شرکت‌ها و نوع حرفه‌ای که دارند (مثل شرکت‌های داروسازی و از این قبیل) بسیار حساس‌تر و با اهمیت‌تر از تخصص مالی و حسابرسی باشد، حال آن‌که حتماً در چنین مواردی قانونگذار تکلیف مشابه تکلیف بخشنامه‌های معترضٌ عنه پیش‌بینی نکرده است.”

    نظر وکیل شرکت پرشیا ارس

    به واقع چنین تصمیماتی روند اداره امور شرکت‌ها را در نگاه کلان مختل خواهد نمود که کاملاً در تعارض با روح کلی حاکم بر قانون تجارت و ارکان متشکله شرکت‌ها و وظایف ذاتی هر یک از آنهاست. در حالی که با وجود طرق و راهکارهای سهل الوصول دیگر که هیچ مباینت و تضادی با قوانین موضوع نداشته و اختلالی نیز در فعالیت بنگاه‌های اقتصادی ایجاد نخواهد کرد، به راحتی می‌توان به غرض و هدف منظور نظر سازمان واضع بخشنامه نایل و واصل گردید.

    علی ای حال در خاتمه با عرض پوزش از عرایضی که شاید توضیح واضحات بوده و صرفاً در جهت طرح مسیله معروض نظر قرار گرفت و با استظهار و اشراف و علم آن عالی جنابان که قطعاً در خصوص مورد من به الکفایه خواهد بود، استدعای استماع و رسیدگی به دعوا و ابطال بخشنامه معترضٌ عنه در بخش مربوطه را دارد.


    متن بند ۵ بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱ مورخ ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی

    «۵- با توجه به اطلاعیه مورخ ۲۶ و ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۱ مبنی بر تعیین و اعلام مشمولین بند «ز» ماده ۳ آیین نامه اجرایی موصوف، سایر اشخاص حقوقی (شامل شرکت‌های سهامی خاص و دیگر انواع شرکت‌ها و همچنین مؤسسات انتفاعی غیر تجاری، شرکت‌ها و مؤسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها) و اشخاص حقیقی که حسب مقررات قانون مالیات‌های مستقیم مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند و بر اساس آخرین اظهارنامه تسلیمی خود، جمع درآمد (فروش یا خدمات) آنها بیش از هشت میلیارد ریال (در مورد شرکت‌های پیمانکاری جمع دریافتی آنها بابت پیمان منعقده بیش از هشت میلیارد ریال) یا جمع ارزش دارایی آنها بیش از شانزده میلیارد ریال بوده، با عنایت به مقررات تبصره ۳ ماده ۳ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ مذکور، مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌گردد، حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند.


    متن بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷ مورخ ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    تاریخ: ۱۳۸۷/۳/۳۰

    ارگان صادر کننده: سازمان امور مالیاتی

    شماره بخشنامه: ۲۴۰۶۷

    بخشنامه سازمان امور مالیاتی در خصوص انتخاب بازرس و حسابرس در شرکت‌های سهامی

    رییس سازمان امور مالیاتی بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷ مورخ ۱۳۸۷/۳/۳۰ را به شرح زیر اعلام کرده است:

    نظر به اینکه در شرکت‌های سهامی وظایف بازرسی و حسابرسی، در چارچوب مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون تجارت و قانون تأسیس سازمان حسابرسی و مواد ۳ و ۴ آیین نامه اجرایی تبصره (۴) ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی انجام می‌گیرد، انتخاب بازرسی و حسابرس در مجمع عمومی سالانه بوده که به طور معمول در چهار ماهه اول سال برای تصویب گزارش مالی سال قبل تشکیل می‌گردد. لذا لزوماً تاریخ قرارداد بازرسی و حسابرسی بر اساس مصوبه مجمع مزبور از تاریخ جلسه مجمع به بعد خواهد بود. بنا به مراتب فوق در هنگام دریافت گزارش حسابداران رسمی برای شرکت‌های سهامی در اجرای مقررات ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم لازم است آگهی روزنامه رسمی تصمیمات مجمع که حاوی اسامی حسابرس و بازرس انتخاب شده می‌باشد را اخذ تا ملاک پذیرش قرارداد حسابرسی و به تبع آن پذیرش گزارش حسابرسی مالیاتی با رعایت مقررات قرار گیرد.


    متن آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی

    ماده ۲

    اشخاص حقوقی ذیل مکلفند حسب مورد حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس خود را از میان موسسات حسابرسی که عضو جامعه حسابداران رسمی ایران هستند انتخاب کنند:

    • ز) سایر اشخاص حقوقی و حقیقی زیر که با در نظر گرفتن عواملی از قبیل درجه اهمیت، حساسیت و حجم فعالیت آنها (میزان فروش محصولات یا خدمات، جمع دارایی‌ها، تعداد پرسنل و میزان سرمایه) و همچنین میزان ظرفیت کاری موسسات حسابرسی و حسابداران رسمی، مشخصات یا فهرست آنها توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تا پایان دی ماه هر سال اعلام می‌گردد: ۱- شرکت‌های سهامی خاص و سایر شرکت‌ها و همچنین مؤسسات انتفاعی غیر تجاری ۲- شرکت‌ها و مؤسسات تعاونی و اتحادیه‌های آنها ۳- اشخاص حقیقی که طبق مقررات قانونی مربوط مکلف به نگهداری دفاتر قانونی هستند

    ماده ۳

    صورت‌های مالی اشخاص موضوع ماده (۲) که حسب مورد فاقد گزارش حسابرسی و بازرسی قانونی یا گزارش حسابرسی موضوع این آیین نامه باشد در هیچ یک از وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و بیمه‌ها، مؤسسات اعتباری غیر بانکی، سازمان بورس و اوراق بهادار و مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی معتبر نمی‌باشد و به نفع اشخاص مزبور قابل استناد نخواهد بود.


    لایحه دفاعی مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور

    (شماره ۳۶۸۰۸/۲۱۲ ـ ۱۳۸۸/۴/۲)

    “احتراماً، در خصوص پرونده کلاسه هـ۴/۸۷/۴۱۵ و هـ۴/۸۷/۱۰۶۰ موضوع شکایت خانم مهناز پراکند به خواسته ابطال بند (ز) و شقوق ۱، ۲ و ۳ ماده ۲ و ماده ۳ آیین نامه تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۹ و ابطال بخشنامه‌های شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی و شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور ضمن ارسال تصاویر نامه‌های شماره ۱۸۵۲۳/۷۳۲۶- ۱۳۸۸/۱/۳۱ مدیرکل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی و ۱۲۰۰۰۹/۲۱۱- ۱۳۸۷/۱۱/۱۹ دفتر فنی مالیاتی و ۸۵۸۹۳- ۱۳۸۷/۸/۲۷ معاون عملیاتی و ۱۶۰۶۳-۲۰۱-۱۳۸۷/۱۰/۲۸ شورای عالی مالیاتی سازمان متبوع مراتب ذیل را به استحضار می‌رساند:

    ۱- با توجه به صدر ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۲ و نیز بندهای الف تا هـ ماده واحده مذکور، به دولت اجازه داده شده است به منظور نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی و حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مزبور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی‌حق و ذی‌نفع حسب مورد و نیاز، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی برای انجام وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی و شرکت‌ها و مؤسسات موضوع بندهای الف و ب ماده ۷ اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی و همچنین اجرای وظایف حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و مؤسسات انتفاعی و غیر انتفاعی فراهم نماید.

    ۲- با دقت در متن ماده واحده فوق‌الذکر و بندهای الف تا هـ آن مشخص می‌شود، استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی برای بازرسی قانونی شرکت‌های سهامی تکلیفی است که راساً از سوی مقنن برای کلیه واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی که به صورت شرکت سهامی تأسیس و اداره شده یا می‌شوند، معین شده و تشخیص ضرورت موضوع را نیز بر عهده دولت گذارده است.

    ۳- با توجه به تبصره ۴ ماده واحده مورد اشاره، آیین نامه اجرایی تبصره مذکور جهت تعیین حدود ضوابط و شرایط مربوط به چگونگی استفاده از خدمات و گزارش‌های حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی (با تشخیص ضرورت انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی جهت حفظ منافع عمومی و صاحبان سرمایه و سایر اشخاص ذی‌نفع) طی شماره ۲۸۴۲۳/ت۱۷۷۹۰هـ- ۱۳۷۹/۷/۳ از سوی هیأت وزیران تصویب شده است؛ ضمن آن که مسئولیت حسابداران ذی صلاح در واحدهای مشمول انجام همان تکالیف بازرس قانونی با توجه به موارد مربوط قانون تجارت، خصوصاً مواد ۱۴۸ و ۱۴۹ آن می‌باشد و چون این امر در قانون مذکور در بند ۱ به جهت حفظ حقوق سهامداران از سوی مقنن تکلیف شده است، لذا آیین نامه اجرایی آن نیز با توجه به قانون به تصویب رسیده است؛ متذکر می‌شود که آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی برخلاف ادعای شاکی در دادخواست، مصوب هیأت وزیران است نه وزارت امور اقتصادی و دارایی.

    ۴- با توجه به تکلیف مقرر در بندهای الف و ب و د قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی، جهت استفاده از خدمات حسابداران رسمی برای حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی (عام و خاص) و … تکلیف مقرر در بندهای ج و ه قانون مزبور جهت استفاده از خدمات این حسابرسان برای حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و مؤسسات موضوع بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی را مکلف کرده است حسب مورد (حسابرس و بازرس قانونی) و یا (حسابرس) فرد را از بین موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران انتخاب شده، لذا مفاد بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی و شقوق سه‌گانه آن هیچ گونه مغایرتی با قانون نداشته و طرح این موضوع در دادخواست ناشی از برداشت اشتباه شاکی است.

    ۵- در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت بخشنامه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی و ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان متبوع با قانون تجارت و مواد ۲ و ۳ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مستحضر می‌دارد با توجه به بند ۵ بخشنامه ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷/۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی مشمولین بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون فوق‌الذکر مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌شود، حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی مشاغل و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند؛ بنابراین این بند با توجه به مفاد بندهای الف و ب و ج و هـ قانون مورد نظر و با توجه به حکم صدر ماده ۲ آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون، مشمولین بند ز را موظف به انتخاب حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس از بین حسابداران رسمی کرده است، بنابراین بند ۵ بخشنامه مزبور هماهنگ با حکم قانون و آیین نامه اجرایی مورد شکایت بوده است و هیچ مخالفتی با آن ندارد؛ چرا که این بند نیز مشمولین بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی را حسب مورد به انتخاب حسابرس و بازرس قانونی یا حسابرس از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا موسسات حسابرس عضو جامعه حسابداران رسمی مکلف کرده است؛ مضافاً بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۳۰ سازمان متبوع نیز با مفاد بندهای الف و ب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بندهای الف و ب و قسمت اول شقوق ۱ و ۲ بند ز ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون مزبور مغایرتی نداشته و دقیقاً منطبق با مفاد آنها صادر شده است.

    با عنایت به مراتب فوق‌الذکر آیین نامه اجرایی تبصره ۴ قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران مصوب هیأت وزیران، بخشنامه‌های مورد شکایت به هیچ وجه خارج از محدوده قانون مذکور و قانون تجارت نمی‌باشد و تکالیف مقرر در بخشنامه‌های مورد شکایت و مصوبه هیأت وزیران در واقع تکلیفی است که در خود قانون از سوی مقنن مقرر شده است، لذا تقاضای رد شکایت و استواری و تأیید مصوبه هیأت وزیران و بخشنامه‌های مورد شکایت را دارد. ضمناً مستحضر می‌دارد شکات و مفاد دادخواست‌های کلاسه‌های هـ۴/۸۷/۴۱۵ و هـ۴/۸۷/۱۰۶۰ مشابه و واحد است.”


    لایحه دفاعی مدیرکل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی

    (شماره ۱۸۵۲۳/۷۳۲۶ ـ ۱۳۸۸/۱/۳۱)

    «سلام علیکم:

    عطف به نامه شماره ۱۲۳۸۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۲۹ در خصوص شکواییه مطروح در دیوان عدالت اداری راجع به ابطال بند «ز» و شقوق «۱، ۲ و ۳» ماده (۲) و ماده (۳) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون “استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی” و بخشنامه‌های صادر شده از وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی کشور، ضمن تاکید بر این که اعتراض شاکی به احکام مندرج در آیین نامه اجرایی و بخشنامه‌های مورد نظر با توجه به مفاد دادخواست، صرفاً معطوف به انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی است، مراتب زیر را در اثبات مطابقت احکام آیین نامه اجرایی و بخشنامه‌ها با مفاد قانون و عدم وجاهت شکایت تنظیمی اعلام می‌دارد:

    1- مطابق صدر ماده واحده «قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب ۱۳۷۲» و همچنین بندهای «الف تا هـ»، به منظور اعمال نظارت مالی بر واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی و حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی واحدهای مذکور در جهت حفظ منافع عمومی، صاحبان سرمایه و دیگر اشخاص ذی حق و ذی نفع، به دولت اجازه داده شده حسب مورد و در صورت تشخیص ضرورت، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی را برای انجام وظایف حسابرسی و بازرسی قانونی «شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی و اجرای وظایف حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی، موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی و … فراهم آورد.»

    بنابراین استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی به عنوان بازرس قانونی شرکت‌های سهامی تکلیفی است که خود قانونگذار بر کلیه واحدهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی که به صورت شرکت سهامی تأسیس و اداره شده یا می‌شوند، بار کرده و تشخیص ضرورت آن را هم بر عهده دولت گذارده است و در واقع، اختیارات سهامداران این گونه شرکت‌ها در تعیین بازرس یا بازرسان قانونی (مذکور در قانون تجارت) به موجب قانون دیگری محدود شده است.

    هیأت وزیران نیز در اجرای تکلیف نظارتی و حاکمیتی محوله با تشخیص ضرورت «انتخاب بازرس قانونی شرکت‌های سهامی از میان حسابداران رسمی بنا به مصالح عمومی و حفظ حقوق و منافع سهامداران شرکت و اشخاص ذی نفع»، شرایط و ضوابط مربوط به چگونگی استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی را تصویب و طی مصوبه شماره ۲۸۴۲۳/ت۱۷۷۹۰هـ- ۱۳۷۹/۷/۳ ابلاغ کرده است. توضیح آنکه مسئولیت حسابداران ذی صلاح در واحدهای مشمول دقیقاً انجام تکالیف بازرس قانونی در چارچوب قانون تجارت، بویژه مواد (۱۴۸ و ۱۴۹) این قانون است و این امر برای حفظ منافع سهامداران شرکت از سوی مقنن تکلیف شده و آیین نامه اجرایی نیز در انطباق با قانون به تصویب رسیده و وظایف بازرسی قانونی شرکت‌های سهامی به حسابداران رسمی احاله شده است.

    ۲- قانون «استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی» به صراحت در بندهای «الف و ب» استفاده از خدمات حسابداران رسمی را برای «حسابرسی و بازرسی قانونی» شرکت‌های پذیرفته شده یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار و سایر شرکت‌های سهامی (عام و خاص) و در بندهای «ج و هـ» استفاده از خدمات این حسابداران را برای حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و مؤسسات انتفاعی و غیر انتفاعی و حسابرسی مالیاتی سایر اشخاص حقوقی و اشخاص حقیقی مورد حکم قرار داده و بر این اساس، دولت نیز در ماده (۲) آیین نامه اجرایی تبصره (۴) قانون موصوف، اشخاص حقوقی مذکور در ذیل این ماده، از جمله شرکت‌ها و مؤسسات موضوع بند «ز» را مکلف کرده حسب مورد «حسابرس و بازرس قانونی» یا «حسابرس» خود را از میان موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب کنند.

    با توجه به مفاد بندهای «الف، ب، ج و هـ» قانون و با عنایت به عبارت «حسب مورد» در صدر ماده (۲) آیین نامه اجرایی مورد اشاره، شقوق سه‌گانه بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی با احکام قانون به این نحو قابل جمع و انطباق هستند که شرکت‌های سهامی خاص و شرکت‌های تعاونی (که مطابق با مقررات حاکم بر بخش تعاونی جزء شرکت‌های سهامی هستند) یعنی همان شرکت‌های موضوع قسمت اول شقوق (۱ و ۲) بند «ز» می‌بایست به حکم بند «ب» قانون، «حسابرس و بازرس قانونی» خود را از میان حسابداران رسمی تعیین و شرکت‌های غیر سهامی، مؤسسات انتفاعی و غیر تجاری، اتحادیه‌های تعاونی و اشخاص حقیقی که به ترتیب در قسمت‌های دوم و یا سوم شقوق (۱ و ۲) و در قسمت اول شق (۳) بند «ز» ذکر نام شده‌اند، می‌باید به حکم بندهای «ج و هـ» قانون صرفاً برای «انجام امور حسابرسی» از خدمات حسابداران رسمی استفاده کنند.

    بدین ترتیب مفاد بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی و شقوق سه‌گانه آن هیچ گونه مغایرتی با قانون نداشته و برداشت اشتباهی شاکی از بند «ز» و شقوق سه‌گانه آن دایر بر این که «همه اشخاص حقوقی و حقیقی مذکور در این بند باید بازرس قانونی خود را از بین حسابداران رسمی انتخاب کنند» غیر منطبق با ماده (۲) آیین نامه اجرایی و خود قانون است. در واقع، این برداشت و استنباط نادرست خود شاکی است که با مدلول احکام قانونی در تعارض است و میان احکام آیین نامه اجرایی قانون و قانون هیچ گونه تعارضی وجود ندارد و بی‌تردید، با برداشت حقوقی صحیح از بند «ز» آیین نامه، شبهه پیش آمده در خصوص عدم مطابقت آیین نامه اجرایی با قانون مرتفع خواهد شد.

    ۳- در خصوص ادعای عدم انطباق بخشنامه‌های وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی با حکم قانون اشعار می‌دارد، صرف نظر از این که شاکی در دادخواست تنظیمی مشخص نکرده ابطال کدامیک از بندهای بخشنامه (اطلاعیه) شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی را خواستار است (این از موارد نقص مهم دادخواست محسوب است)، به نظر می‌رسد با توجه به ارتباط بند «۵» بخشنامه صادر شده با بند «ز» ماده (۲) آیین نامه اجرایی موصوف، خواسته شاکی ابطال بند «۵» بخشنامه مورد اشاره باشد. همان طور که از مفاد بند مذکور برمی‌آید مشمولین بند «ز» ماده ۲ آیین نامه اجرایی (اشخاص حقوقی و حقیقی مذکور در شقوق سه‌گانه این بند) مکلفند برای سال‌های مالی که از ۱۳۸۱/۷/۱ به بعد آغاز می‌شود، حسابرس و بازرس قانونی و یا حسابرس خود را از بین اشخاص حقیقی حسابدار رسمی شاغل و یا موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی انتخاب نمایند.

    بنابراین اشکال حقوقی وقتی بر این بند وارد بود که تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی مشمول مکلف می‌شدند «حسابرس و بازرس قانونی» خود را از میان حسابداران رسمی انتخاب کنند، در حالی که این بند با توجه به مفاد بندهای «الف، ب، ج و هـ» قانون و به تبعیت از حکم صدر ماده ۲ آیین نامه اجرایی آن، مشمولین بند «ز» را موظف به انتخاب «حسابرس و بازرس قانونی» و یا «حسابرس» از بین حسابداران رسمی کرده است که در مورد شرکت‌های سهامی خاص و تعاونی‌ها تکلیف ناظر به تعیین «حسابرس و بازرس قانونی» از میان حسابداران رسمی است و در مورد شرکت‌های غیر سهامی، مؤسسات انتفاعی غیر تجاری، اتحادیه‌های تعاونی و اشخاص حقیقی این تکلیف محدود است به تعیین حسابرس.

    به عبارت دیگر، بند «۵» بخشنامه مورد بحث نیز مشمولین بند «ز» را حسب مورد به انتخاب «حسابرس و بازرس قانونی» و یا «حسابرس» مکلف کرده است و از این منظر مفاد بند «۵» بخشنامه نه تنها مخالفتی با حکم قانون و آیین نامه اجرایی ندارد بلکه دقیقاً هماهنگ و همسو با آن است. همچنین بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۳۰ سازمان امور مالیاتی در خصوص انتخاب بازرس قانونی و حسابرس شرکت‌های سهامی از بین حسابداران رسمی کاملاً منطبق با بندهای «الف و ب» قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بندهای «الف و ب» و قسمت اول شقوق (۱ و ۲) بند «ز» ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون است.

    با توجه به مندرجات دادخواست و چنان که در صدر این نامه گفته شد، خواسته شاکی به طور کلی این است که مصوبه هیأت وزیران و بخشنامه‌های صادر شده مبنی بر «تکلیف شرکت‌های سهامی (بویژه شرکت‌های سهامی خاص) به انتخاب بازرس قانونی خود از میان حسابداران رسمی» خارج از محدوده قانون مزبور و قانون تجارت است، در حالی که با توجه به توضیحات مبسوط فوق، این تکلیف دقیقاً ناشی از حکم قانون است که در بندهای «الف و ب» تصریح و تجویز و تشخیص ضرورت آن نیز بر عهده دولت گذاشته شده و بخشنامه‌های مورد اشاره نیز در همین جهت صادر و در انطباق کامل با احکام مندرج در قانون و آیین نامه اجرایی آن است. از این رو، دادخواست شاکی دایر بر «ابطال بند «ز» و شقوق سه‌گانه ماده (۲) آیین نامه اجرایی قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی و بخشنامه‌های وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی» فاقد پشتوانه محکم حقوقی بوده است و از آن مرجع رسیدگی و صدور رأی بر رد خواسته تقاضا می‌شود.»


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می‌نماید.

    رای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    الف- درباره قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب سال ۱۳۷۲

    مطابق قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب سال ۱۳۷۲، به دولت اجازه داده شده است حسب مورد و نیاز، ترتیبات لازم را برای استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی در موارد زیر به عمل آورد:

    • الف- حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌های پذیرفته شده و یا متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار.
    • ب- حسابرسی و بازرسی قانونی سایر شرکت‌های سهامی.
    • ج- حسابرسی شرکت‌های غیر سهامی و موسسات انتفاعی و غیر انتفاعی.
    • د- حسابرسی و بازرسی قانونی شرکت‌ها و موسسات موضوع بندهای الف و ب ماده ۷ اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی مصوب ۱۳۶۶.
    • ه- حسابرسی مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی.

    در تبصره ۴ ماده واحده این قانون، حدود و ضوابط مربوط به چگونگی استفاده از خدمات و گزارش‌های حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی مزبور، به آیین‌نامه‌ای موکول شده است که به تصویب هیأت وزیران می‌رسد.

    نظر به اینکه هیأت وزیران با اجازه حاصل از اختیارات مصرح در متن ماده واحده و تبصره ۴ آن، آیین‌نامه اجرایی قانون را تصویب کرده است و در ماده ۲ آیین‌نامه در راستای اذن مقنن در تشخیص مورد و نیاز، زمینه استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران رسمی در موارد مصرح در متن ماده واحده را فراهم آورده است و شرکت‌های مذکور در ماده ۲ آیین‌نامه را به استفاده از حسابداران رسمی به عنوان حسابرس و بازرس قانونی مکلف کرده است؛ همچنین در قانون تجارت نیز به تعیین بازرس تصریح شده است و در قانون مذکور وصف بازرس تعیین نشده است، و مقنن در قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب سال ۱۳۷۲، حسابداران رسمی را به عنوان بازرس قانونی نیز شناسایی کرده است.

    همچنین نظر به اینکه شرط حصول اطمینان از قابل اعتماد بودن صورت‌های مالی، تنظیم و انجام آن توسط حسابداران رسمی در مقام حسابرسی و بازرسی قانونی در ماده واحده قانون یاد شده بیان شده است، بنابراین برای نیل به این منظور، ماده ۳ آیین‌نامه مورد شکایت در اعتباربخشی به گزارش حسابرسی و بازرسی قانونی که از حسابداران رسمی انتخاب شده باشد، تصویب شده است و عدم انجام حسابرسی توسط حسابدار رسمی نیز غیرقابل اعتماد و مانع از حصول اطمینان در پذیرش شناخته شده است. در نتیجه، مواد ۳ و ۲ آیین‌نامه اجرایی قانون اخیرالذکر و همچنین بند ۵ اطلاعیه شماره ۶۸۴۳۸/۸۹۶۷-۲۰۱- ۱۳۸۱/۱۲/۳ وزارت امور اقتصادی و دارایی که در آنها به استفاده از حسابداران رسمی به عنوان حسابرس و بازرس قانونی تاکید شده است، و صورت‌های مالی که توسط حسابرسان رسمی تنظیم نشده باشند در وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها، بیمه‌ها، موسسات اعتباری غیر بانکی، سازمان بورس و اوراق بهادار و موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی غیرقابل اعتبار اعلام شده‌اند، با قانون مغایرت ندارند و قابل ابطال تشخیص نمی‌شوند.


    ب- درباره ماده ۱۰۶ قانون تجارت و بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور

    با توجه به اینکه مطابق ماده ۱۰۶ قانون تجارت مصوب سال ۱۳۱۱، در مواردی که تصمیمات مجمع عمومی متضمن انتخاب بازرس یا بازرسان باشد، باید یک نسخه از صورت جلسه مجمع جهت ثبت به مرجع ثبت شرکت‌ها ارسال شود و مطابق ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی صلاح به عنوان حسابدار رسمی مصوب سال ۱۳۷۲، حسابداران رسمی و موسسات حسابرسی که الزاماً توسط شرکت‌های مصرح در قانون اخیرالذکر و آیین‌نامه اجرایی آن انتخاب می‌شوند، حسب مورد هم عنوان حسابرس و هم عنوان بازرس قانونی را دارند، بنابراین بخشنامه شماره ۲۴۰۶۷- ۱۳۸۷/۳/۲۰ سازمان امور مالیاتی کشور مبنی بر الزام به ارسال صورتجلسه مجمع عمومی متضمن انتخاب حسابرس و بازرس به روزنامه رسمی، از این حیث که مطابق ماده ۱۰۶ قانون تجارت، الزام به ارسال نسخه‌ای از صورتجلسه مجمع عمومی به ثبت شرکت‌ها وجود دارد و کلیه اعلامیه‌های تقدیمی به ثبت شرکت‌ها به روزنامه رسمی جهت درج ارسال می‌شود، بخشنامه معترضٌ به سازمان امور مالیاتی با قانون مغایرت ندارد و قابل ابطال تشخیص نمی‌شود.


    امضاء

    رییس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    محمدجعفر منتظری

  • ابطال بخشنامه شماره 201/۶۲۴۷/11304- ۱۳۸۲/۱۱/۱۵ سازمان امور مالیاتی


    گردش کار

    شماره دادنامه: 1068

    تاریخ: 26/12/1392

    کلاسه پرونده: 90/165

    موضوع رأی: ابطال بخشنامه شماره 11304/6247/201- 15/11/1382 سازمان امور مالیاتی

    شاکی: معاون حقوقی مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور

    مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    گردش کار

    معاون حقوقی مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور به موجب لایحه شماره 40/20000- 26/2/1390 ابطال بخشنامه شماره 11304/6248/201- 15/11/1382 سازمان امور مالیاتی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «احتراما، همان گونه که مستحضرید، بخشنامه اصداری به بخشنامه شماره 11304/6247/201- 15/11/1382 سازمان امور مالیاتی کشور منبعث از حکم تبصره (2) ماده (2) اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366 مبنی بر «معافیت مالیاتی در خصوص فعالیتهای اقتصادی دستگاههای دولتی» به دلایل ذیل الذکر مغایر قانون است:

    اولا: به موجب تبصره (2) ماده (2) قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366:

    «درآمدهای حاصل از فعالیتهای اقتصادی از قبیل فعالیتهای صنعتی، معدنی، تجاری، خدماتی و سایر فعالیتهای تولیدی برای اشخاص موضوع این ماده (1- وزارتخانه ها و موسسات دولتی 2- دستگاههایی که بودجه آنها به وسیله دولت تأمین می شود 3- شهرداریها)، که به نحوی غیر از طریق شرکت نیز تحصیل می شود، در هر مورد به طور جداگانه به نرخ مذکور در ماده (105) این قانون مشمول مالیات خواهد بود.»

    لذا تصدیق می فرمایند که تبصره مذکور به صراحت و به نحو تمثیلی فعالیتهای اقتصادی دستگاههای فوق‌الذکر را فارغ از اساسنامه آنها یا مسؤولیتهای سازمانی مشمول پرداخت مالیات قرار داده است.

    ثانیا: مستفاد از ماده (8) قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل (44)، هر امتیازی که برای بنگاههای دولتی با فعالیت اقتصادی گروه یک و دو ماده (2) این قانون مقرر شود، عینا و با اولویت برای بنگاه یا فعالیت اقتصادی مشابه در بخش خصوصی، تعاونی و عمومی غیردولتی باید درنظر گرفته شود.

    النهایه بنا به مراتب پیش‌گفت، بخشنامه موصوف که قائل به معافیت مالیاتی مقرر برای فعالیتهای اقتصادی دستگاههای مربوط بنا بر اساسنامه یا وظایف اصلی آنها شده است، از مصادیق تبعیض ناروا تلقی و علاوه بر آن از حیث ورود قوه اجراییه در حیطه صلاحیت تقنینی، مغایر با قانون می‌باشد.

    لذا در اجرای مواد (19) و (20) قانون دیوان عدالت اداری، ابطال بخشنامه مبحوث فیه مورد استدعاست.»


    مدیرکل حقوقی و بررسی‌های فنی دیوان محاسبات کشور به موجب لایحه شماره 799/2100- 25/12/1392 اعلام کرده است که خواسته دیوان محاسبات ابطال بند 4 بخشنامه مورد اعتراض است.


    متن بخشنامه شماره 11304/6247/201- 15/11/1382

    (قسمت مورد اعتراض)

    «4- بدیهی است که دولت بدون اذن قانون مجاز به امر تجارت و تولید و نظایر آنها و به عبارت دیگر اشتغال به فعالیتهای اقتصادی به مفهوم ورود در بازار داد و ستد نیست و اگر سیاست دولت از باب اعمال مالیه عمومی مطلوب گاهی مبتنی بر این امر باشد، در این قبیل موارد هم معمولاً قصد انتفاع نبوده و دستگاه ذی‌ربط ملزم به واریز درآمد حاصله به حساب مربوط نزد خزانه کشور خواهد بود. النهایه توجه داشته باشند، فعالیتهای اقتصادی که اشخاص حقوقی موضوع ماده 2 قانون مالیاتهای مستقیم حسب وظایف محوله یا مسؤولیتهای سازمانی و یا مفاد اساسنامه مصوب مجلس شورای اسلامی انجام می دهند، مشمول مالیات تلقی نمی‌گردد و به خصوص در این راستا باید توجه داشت که حقوق و عوارض قانونی وصولی شهرداریها و درآمدهای ناشی از فعالیتهایی که عیناً مشمول مقررات مالی حقوق و عوارض قانونی باشد، نباید جزء اقلام درآمد ناشی از فعالیت اقتصادی منظور شود.»


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 30427/212/د- 30/8/1390 توضیح داده است که:

    «در خصوص پرونده کلاسه 9009980900017229 موضوع درخواست دیوان محاسبات کشور دایر بر ابطال بخشنامه شماره 11304/6247/201- 15/11/1382 سازمان متبوع، به پیوست تصویر نامه شماره 28207/201- 15/8/1390 شورای عالی مالیاتی و تصویر نامه شماره 27241/232- 10/8/1390 دفتر تشخیص و حسابرسی مالیاتی ایفاد و به استحضار می‌رساند:

    هر چند در متن درخواست دیوان محاسبات کشور اشاره صریح به مغایرت بند یا بندهای بخشنامه معترض‌عنه با قانون به عمل نیامده لیکن به نظر می‌رسد بند 4 بخشنامه، مورد نظر دیوان محاسبات کشور می‌باشد.

    مع‌الوصف بخشنامه مارالذکر به منظور اتخاذ شیوه واحد و اجرای صحیح مقررات ناظر بر تبصره 2 ماده 2 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 27/11/1380 صادر شده و در تنظیم آن طی هفت بند ارتباط موضوع تبصره 2 ماده 2 قانون مذکور با سایر مواد مرتبط قانونی از جمله مواد 59، 77، 97، 105، 106 تبیین شده است.

    در خصوص بند 4 بخشنامه معترض عنه، جلسات کارشناسی فیمابین نمایندگان سازمان متبوع و نمایندگان دیوان محاسبات کشور تشکیل شده و ماحصل جلسات به ضرورت ایجاد تغییراتی در سیستم نگهداری حسابهای اشخاص موضوع ماده 2 قانون اصلاحی مالیاتهای مستقیم در خصوص فعالیتهای موضوع تبصره 2 ماده 2 قانون مذکور منتج گردید. با اعمال این تغییرات، اشخاص موضوع ماده 2 قانون یاد شده در رابطه با فعالیتهای اعم از مورد تصدی و یا اقتصادی و تجاری دارای سرفصلهای جداگانه خواهند شد و این امر اشخاص مذکور را قادر به تهیه و تنظیم و ارائه صورتهای مالی و همچنین گزارشهای مالی هر پروژه به طور جداگانه به ادارات امور مالیاتی ذی‌ربط خواهد کرد.

    بدیهی است اجرای ماده 8 قانون اصلاح موادی از قانون برنامه چهارم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی و بند 5 مصوبه شماره 104460/ت43081ک – 24/5/1388 وزرای عضو کارگروه تصویب آیین‌نامه‌های مربوط به قانون موصوف در خصوص بند 4 بخشنامه صدرالذکر، مستلزم اصلاح ساختار و روشهای نگهداری حسابهای اشخاص یاد شده خواهد بود که این موضوع نیز از طریق معاونت هزینه و خزانه‌داری کل کشور قابل پیگیری می‌باشد.

    علیهذا با عنایت به این که بخشنامه معترض عنه به منظور اجرای صحیح حکم تبصره 2 ماده 2 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم و نیز اتخاذ رویه واحد در این خصوص صادر و ابلاغ شده، رسیدگی و رد درخواست مورد استدعاست.»


    معاون حقوقی مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور به موجب لایحه شماره 482/20000- 12/5/1393 ابطال بخشنامه مورد اعتراض از زمان تصویب را خواستار شده و توضیح داده است که:

    «احتراما، پیرو نامه شماره 40/20000- 26/12/1390 موضوع ابطال بخشنامه شماره 11304/6247/201- 15/11/1382 سازمان امور مالیاتی کشور و به منظور جلوگیری از تضییع حقوق اشخاص و لاجرم بیت‌المال و با امعان نظر در فراز پایانی نامه صدرالاشاره، خواهشمند است در راستای اعمال ماده (20) قانون دیوان عدالت اداری [ماده 13 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392] ابطال بخشنامه مبحوث فیه از زمان تصویب دستور مقتضی صادر فرمایید.»


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می‌کند.

    رأی هیأت عمومی

    نظر به این که در تبصره 2 ماده 2 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1380، درآمدهای حاصل از فعالیتهای اقتصادی اشخاص موضوع این ماده که به نحوی غیر از طریق شرکت نیز تحصیل می‌شود، در هر مورد به طور جداگانه به نرخ مذکور در ماده 105 قانون مالیاتهای مستقیم مشمول مالیات اعلام شده است، و لیکن در بند 4 بخشنامه مورد اعتراض، انجام فعالیتهای اقتصادی مشمولین ماده 2 که در راستای وظایف محوله یا مسؤولیت سازمانی و یا مفاد اساسنامه مصوب مجلس شورای اسلامی صورت پذیرد، مشمول مالیات تلقی نشده است،

    بنابراین چون حکم این قسمت از بخشنامه مخالف صریح منطوق تبصره 2 ماده 2 قانون یاد شده است، مستنداً به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ابطال می‌شود.

  • ورود شکایت نسبت به ابطال قسمت اخیر بند ۳ دستورالعمل شماره ۱۸۵۵- ۱۳۹۰/۲/۱۱ سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شماره دادنامه: ۱۰۵

    تاریخ دادنامه: ۱۳۹۳/۲/۱

    کلاسه پرونده: ۹۰/۲۵۶

    مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    شاکی: آقای اسماعیل سجادیان

    موضوع شکایت و خواسته: ابطال قسمت اخیر بند ۳ دستورالعمل شماره ۱۸۵۵- ۱۳۹۰/۲/۱۱ سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    آقای اسماعیل سجادیان به موجب دادخواستی ابطال قسمت اخیر بند ۳ دستورالعمل شماره ۱۸۵۵- ۱۳۹۰/۲/۱۱ سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    « احتراماً، به استحضار عالی می رساند اینجانب اسماعیل سجادیان احدی از شهروندان مرودشت فارس در خصوص قسمتی از دستورالعمل شماره ۱۸۵۵-۱۳۹۰/۲/۱۱ قسمت موخر بند ۳ معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور که داخل پرانتز اعلام کرده بدون در نظر گرفتن دوره مالیاتی سهم عوارض صورت پذیرد، به جهت این که خارج از اختیارات قانونی ایشان و خلاف نظر مقنن و ماده ۴ قانون مدنی است به دلایل و مستندات ذیل و ضمایم پیوست و ممانعت از تضییع حقوق مکتسبه و عمومی ابطال آن قسمت از دستورالعمل با طرح در هیات عمومی دیوان به استناد ماده ۴۰ قانون دیوان عدالت اداری مورد استدعاست.

    ۱- با عنایت به این که بر اساس ماده ۱۲۳ قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی عوارض وصولی ارزش افزوده و عوارض آلایندگی واحدهای تولیدی موضوع بند الف و تبصره ۱ ماده ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده می باید از زمان انتشار و اجرایی شدن قانون یعنی از ابتدای سال ۱۳۹۰ به نسبت شاخص ضریب جمعیتی در هر شهرستان بین شهرداریها و دهیاریهای همان شهرستان توزیع شود.

    ۲- بر اساس ماده ۲۵ قانون مالیات بر ارزش افزوده شناسایی، تشخیص، مطالبه و وصول هم به سازمان موصوف محول شده است.

    ۳- میلیاردها ریال مطالبات معوقه قبل از سال ۱۳۹۰ و عوارض وصول نشده که مشمول قانون قبلی است و می باید قبل از اجرایی شدن قانون موخر به همان شیوه قبلی با توجه به حقوق مکتسبه بین شهرداریها به ویژه مطالبات فعلی شهرداری مرودشت فارس توزیع شود و در خصوص ضریب شاخص جمعیتی صرفاً از زمان انتشار و اجرایی شدن قانون است.

    ۴- با توجه به صراحت ماده ۴ قانون مدنی که اثر قانون نسبت به آینده است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر دارد و در زمان وقوع خود برابر مقررات دارای آثار مخصوصی است و مشمول قانون متاخر نمی شود و نمی تواند آثار قبلی را تغییر دهد.

    علی هذا با توجه به مراتب فوق الذکر، معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور خارج از اختیارات قانونی و مغایر با نظر مقنن و ماده ۴ قانون مدنی و با اجرایی شدن قانون برنامه پنجم موضوع ماده ۱۲۳ یعنی از سال ۱۳۹۰ قابل اجراست ولی خلاف قانون در قسمت موخر بند ۳ دستورالعمل شماره ۱۸۵۵-۱۳۹۰/۲/۱۱ داخل پرانتز اعلام کرده که (بدون در نظر گرفتن دوره مالیاتی) سهم عوارض صورت پذیرد. با عنایت به حقوق مکتسبه شهرداریها و جلوگیری از تضییع حقوق عمومی که مطالبات سنگینی طبق قانون قبلی دارند خلاف نظر مقنن و قوانین و مقررات و خارج از اختیارات قانونی بوده تقاضای ابطال این قسمت از بند ۳ یعنی داخل پرانتز (بدون در نظر گرفتن دوره مالیاتی) مورد استدعاست.»


    متن دستورالعمل مورد اعتراض

    « ۳- از ابتدای سال ۱۳۹۰ عوارض وصولی موضوع بند «الف» و تبصره «۱» ماده «۳۸» قانون مالیات بر ارزش افزوده از فعالان اقتصادی محدوده جغرافیایی هر شهرستان اعم از داخل یا خارج از حریم (بدون در نظر گرفتن دوره مالیاتی)، بر اساس ضریب جمعیتی بین شهرداریها و دهیاریهای آن شهرستان توزیع گردد.»


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۳۲۷۱۶/۲۱۲/د- ۱۳۹۰/۹/۱۳ اعلام کرده است که:

    « در خصوص پرونده کلاسه ۹۰۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۵۳۶۵ به شماره بایگانی ۲۵۶/۹۰/هـ ع موضوع دادخواست آقای اسماعیل سجادیان به خواسته ابطال قسمت موخر بند ۳ دستورالعمل شماره ۱۸۵۵- ۱۳۹۰/۲/۱۱ معاونت مالیات بر ارزش افزوده به پیوست تصویر نامه شماره ۱۱۰۱۵- ۱۳۹۰/۸/۱۷ معاونت مذکور ایفاد و به استحضار می رساند:

    ۱- از توجه به بند ۳ دستورالعمل صادر شده که اشاره به عوارض وصولی از ابتدای سال ۱۳۹۰ داشته که مشخصاً این عوارض وصول شده خارج از دوره مالیاتی و بدون در نظر گرفتن آن و بر اساس ضریب جمعیتی بین شهرداریها و دهیاریهای آن شهرستان قابل توزیع است. چرا که مقصود قانونگذار مطابق قسمت موخر ماده ۱۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده دلالت بر این موضوع داشته که زمان فعالیت مودی طی دوره مربوط یک دوره مالیاتی تلقی می شود و بیانگر تعیین شروع یا خاتمه فعالیت مودی در خلال یک دوره مالیاتی است. لذا تاکید بر ابطال قسمت موخر بند ۳ در دستورالعمل مذکور با لحاظ حکم ماده ۲۲۶ قانون برنامه پنجم توسعه موضوعیت نداشته و فاقد وجاهت قانونی است.

    ۲- مطابق ماده ۲۵ قانون مالیات بر ارزش افزوده شناسایی، نحوه رسیدگی و تشخیص مطالبه و وصول مالیاتها به سازمان امور مالیاتی کشور محول شده که با توجه به وظایف و تکالیف مودیان مالیاتی این فرایند مطابق مواد ۱۰ و ۲۱ قانون مالیات بر ارزش افزوده اجرا می شود، لیکن در خصوص ماده ۱۲۳ قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه که مشخصاً عوارض وصولی ارزش افزوده و عوارض آلودگی واحدهای تولیدی موضوع بند (الف) ماده (۳۸) قانون ارزش افزوده مد نظر قانونگذار بوده و مالاً فرآیند وصول قبلاً طی دوره های مالیاتی انجام شده و صرفاً دغدغه چگونگی توزیع آن از ابتدای سال ۱۳۹۰ مورد توجه است که در این خصوص از قیاس بند ۳ دستورالعمل مورد اعتراض و ماده ۱۲۳ قانون برنامه ۵ ساله توسعه مشخصاً عوارضی که مربوط به وصول ارزش افزوده است از عوارض آلایندگی تفکیک شده و بیانگر این موضوع است که صرفاً عوارض وصولی مورد اول برخلاف آلودگی با در نظر گرفتن دوره مالیاتی قابل توزیع است و در خصوص مورد دوم دوره مالیاتی در نظر گرفته نمی شود.

    علی هذا با توجه به مطالب مارالذکر و لحاظ مفاد نامه پیوستی و نظر به این که جهت توزیع عوارض از ابتدای سال ۱۳۹۰ مفاد دستورالعمل معترضٌ عنه جهت ایجاد رویه واحد و به منظور اجرای صحیح حکم قانون صادر شده و مغایرتی با قانون نداشته و در حدود اختیارات است، رسیدگی و رد دادخواست مورد استدعاست.»


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رای مبادرت می‌کند.

    رأی هیأت عمومی

    نظر به این که در ماده ۱۲۳ قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۹ که از ابتدای سال ۱۳۹۰ لازم الاجرا می باشد، در خصوص توزیع عوارض وصولی ارزش افزوده و عوارض آلودگی واحدهای تولیدی موضوع بند الف و تبصره ۱ ماده ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده تعیین تکلیف شده است و در ماده ۲۲۶ قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۹ مقرر شده است، احکام قوانین و مقرراتی که لغو یا اصلاح آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است در صورت مغایرت با احکام این قانون در طول برنامه موقوف الاجرا می گردد، بنابراین از ابتدای سال ۱۳۹۰، عوارض موضوع بند الف و تبصره ۱ ماده ۳۸ قانون مالیات بر ارزش افزوده که وصول می شود، مطابق حکم مقرر در ماده ۱۲۳ قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۹ باید توزیع شود.

    در نتیجه بند ۳ بخشنامه مورد اعتراض از حیث ذکر عبارت (بدون در نظر گرفتن دوره مالیاتی) با قانون مغایرت ندارد و قابل ابطال تشخیص نشد.

    **امضاء

    رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری

    محمدجعفر منتظری**

  • اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری (رسیدگی به اعتراض مودی به برگ مالیات قطعی قبل از رسیدگی و صدور رای قطعی از سوی هیات حل اختلاف مالیاتی موضوع تبصره یک ماده 216 قانون مالیات های مستقیم بدواً قابل طرح و استماع در دیوان عدالت اداری نیست.)


    گردش کار

    شاکی:

    رییس گروه امور قوانین، لوایح و استعلامات سازمان امور مالیاتی کشور

    موضوع:

    رسیدگی به اعتراض مودی به برگ مالیات قطعی قبل از رسیدگی و صدور رای قطعی از سوی هیات حل اختلاف مالیاتی موضوع تبصره یک ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های مستقیم بدوا قابل طرح و استماع در دیوان عدالت اداری نیست.


    شرح گردش کار

    رییس گروه امور قوانین، لوایح و استعلامات سازمان امور مالیاتی کشور به موجب شکواییه شماره ۱۳۹۴/۲۱۲/ص-۱۳۹۲/۲/۴ اعلام کرده است که:

    همان‌گونه که آگاهی دارید، مودیان مالیاتی به استناد ماده ۱۳ «قانون دیوان عدالت اداری» مصوب ۱۳۸۵/۳/۹ با مراجعه به دیوان عدالت اداری نسبت به طرح شکایات از تصمیمات و اقدامات ادارات امور مالیاتی و آرای قطعی کمیسیون‌های مالیاتی (هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی) مبادرت می‌کنند. برخی از شعب دیوان عدالت اداری، با وجود مراجع خاص اداری در سازمان امور مالیاتی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی برابر مواد ۱۷۰، ۲۴۴ تا ۲۵۱ مکرر، ۲۵۵، ۲۵۷، ۲۱۶، ۲۴۳، ۲۴۲ «قانون مالیات‌های مستقیم» مصوب ۱۳۶۶/۱۲/۳ با اصلاحیه‌های بعدی، و با توجه به حدود اختیارات و صلاحیت مقرر در «قانون دیوان عدالت اداری» نسبت به شکایت مودیان مالیاتی به خواسته ابطال برگ قطعی مالیات را قابل استماع و رسیدگی نمی‌دانند. اما برخی دیگر از شعب، اعتراض به برگ قطعی مالیات را قابل رسیدگی در دیوان دانسته و وارد رسیدگی شده و نسبت به ابطال برگ قطعی مالیات به موجب حکم مقرر در دادنامه صادر شده اقدام می‌نمایند.

    لذا در شرایط کنونی از این حیث بین شعب آن دیوان اختلاف رویه وجود دارد.

    با توجه به مطالب فوق‌الاشعار و با علم به اینکه دادنامه‌های شماره ۸۹۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۴۱۰- ۱۳۸۹/۱۰/۱۹، ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۳۸۹- ۱۳۹۱/۲/۳۰ شعبه ۱۳ و ۱۶۲۲- ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ شعبه ۱۳ دیوان عدالت اداری با دادنامه‌های دیگر در تعارض هستند، در اجرای بند (۲) ماده ۱۹ و ماده ۴۳ قانون فوق، طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری جهت صدور رای وحدت رویه درخواست شده است.


    گردش کار پرونده‌ها و مشروح آراء

    الف:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری، پرونده شماره ۲۰۸۳/۱۳/۸۲، دادخواست آقای محمود آرین جاه به طرفیت سازمان امور مالیاتی، موضوع اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه شماره ۱۵۴۹- ۱۳۸۳/۷/۲۲:

    • اداره خوانده در لایحه خود اعلام کرده است برگ‌های تشخیص مالیات عملکرد سال‌های ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ که مستند به توافق مودی با ممیز کل مالیاتی است، موجب مختومه تلقی شدن پرونده شده است.
    • شکایت شاکی بر اساس ماده ۱۳۷۲ قانون مدنی پس از توافق و انکار پس از اقرار قابل استماع نیست.
    • رای دیوان قطعی صادر و شکایت غیرثابت تشخیص داده شده است.

    ب:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری، پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۰۲۹۴، دادخواست آقای منصور ایرانمنش به طرفیت سازمان امور مالیاتی، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۴۰۱۸۱۵- ۱۳۹۱/۷/۵:

    • مطابق تبصره ۱ و ۲ ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های مستقیم، هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی مرجع رسیدگی به اعتراض برگ قطعی مالیات هستند.
    • بنابراین قبل از طرح شکایت در دیوان عدالت اداری، شاکی باید در مرجع مذکور اقدام به شکایت می‌کرد.
    • شکایت قابل استماع شناخته نشد و قرار رد شکایت صادر شد. رای قطعی است.

    ج:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری، پرونده شماره ۱۴/۸۵/۱۴، دادخواست شرکت تولید مواد اولیه الیاف مصنوعی (سهامی عام) به طرفیت سازمان امور مالیاتی، به خواسته اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه شماره ۲۰۶- ۱۳۸۷/۲/۸:

    • طبق ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم رسیدگی به کلیه اختلاف‌های مالیاتی با هیأت حل اختلاف مالیاتی است.
    • طرح شکایت قبل از رسیدگی در هیأت مذکور فاقد مجوز و غیرقابل استماع است.
    • قرار رد دادخواست صادر و رای قطعی اعلام شد.

    د:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری، پرونده‌های شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۰۱۹۳۸ و ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۵۷۰۰۱، دادخواست شرکت لاستیک زرین بلوچ تهران و شرکت ساختمانی سازنده ایران به طرفیت سازمان امور مالیاتی، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه‌های شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۱۰۳۰- ۱۳۹۱/۵/۹ و ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۲۵۱۹- ۱۳۹۱/۱۲/۵:

    • با توجه به ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، مرجع رسیدگی به کلیه اختلافات مالیاتی هیأت حل اختلاف است.
    • شکایت باید ابتدا در هیأت مطرح شود.
    • شکایت شرکت قابل استماع نیست و قرار رد شکایت صادر شد. رای قطعی است.

    هـ:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری، پرونده‌های شماره ۱۰۲۵/۸۸/۱۳ و ۸۹۰۹۹۸۰۹۰۰۰۳۲۵۵۵، دادخواست آقایان سیداحمد کمالی و ابراهیم اسماعیلی به طرفیت سازمان امور مالیاتی، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه‌های شماره ۱۶۲۲- ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ و ۸۹۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۴۱۰- ۱۳۸۹/۱۰/۱۹:

    • با عنایت به مدارک ارائه شده و گزارش اصلاحی شورای حل اختلاف و استنادات دیگر، شعبه ۱۳ دیوان به دلیل نقص تحقیقات اعتراض را وارد تشخیص داده و برگ معترض به را ابطال و برای رسیدگی مجدد ارجاع داد. رای قطعی است.

    و:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری، پرونده‌های شماره ۱۴/۸۶/۲۵۹ و ۱۴/۸۶/۲۲، دادخواست آقای بهزاد رضایی و شرکت فرآورده‌های روغنی ایران، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه‌های شماره ۳۳۸- ۱۳۸۶/۳/۲۲ و ۵۳- ۱۳۸۶/۱/۲۸:

    • آراء قطعی هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی قابل اعتراض در دیوان است، اما برگ‌های تشخیص صادر شده راساً قابل طرح در دیوان نیست.
    • شکایت قابل استماع نیست و قرار رد صادر شد.

    ز:

    شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری، پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۱۵۲۹۶، دادخواست شرکت تولیدی و صنعتی پگاه موتور به طرفیت سازمان امور مالیاتی، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۴۰۱۶۵۲- ۱۳۹۱/۶/۱۸:

    • طبق تبصره ۱ و ۲ ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های مستقیم، هیأت‌های حل اختلاف مرجع رسیدگی به اعتراض برگ مالیات قطعی هستند.
    • شاکی باید قبل از طرح شکایت در دیوان در هیأت مزبور اقدام به شکایت می‌کرد.
    • شکایت غیرقابل استماع شناخته و قرار رد صادر شد.

    ح:

    شعبه سیزدهم دیوان عدالت اداری، پرونده شماره ۹۰۰۹۹۸۰۹۰۰۰۳۶۵۵۶، دادخواست شرکت تاسیسات ساختمانی وحدت لرستان به طرفیت سازمان امور مالیاتی، اعتراض به برگ مالیات قطعی، دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۱۳۰۰۳۸۹- ۱۳۹۱/۲/۳۰:

    • با توجه به قرارداد پیمان بین شرکت شاکی و شرکت آب و فاضلاب گیلان و مستندات ارایه شده، شعبه اعتراض را وارد دانسته و هیأت‌های حل اختلاف ملزم به تجدیدنظر شده‌اند.
    • رای قطعی صادر شد.

    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    • اولاً: پرونده‌های کلاسه 86/22، 86/259 و 9109980900015296 شعبه چهاردهم که در آن‌ها به برگ مالیات قطعی اعتراض نشده است، از تعارض خارج است.
    • در سایر پرونده‌ها، شعبه سیزدهم در پرونده‌های شماره 8909980900032555، 82/2083، 9009980900036556 و 88/1025 در رسیدگی به دادخواست‌ها به خواسته اعتراض به برگ مالیات قطعی ورود کرده است.
    • همچنین شعبه سیزدهم در پرونده‌های شماره 910998900001938 و 9109980900057001 و شعبه چهاردهم در پرونده‌های شماره 85/14 و 9109980900020294 تنها بعد از رسیدگی در هیأت حل اختلاف مالیاتی قرار رد شکایت صادر کرده‌اند.
    • بنابراین بین آرای مذکور تعارض محرز وجود دارد.
    • ثانیاً: طبق تبصره ۱ ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات بعدی آن، مرجع رسیدگی به شکایات از قطعیت مالیات (برگ مالیات قطعی)، هیأت حل اختلاف مالیاتی است.
    • بر اساس بند ۲ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲، آرای قطعی هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی قابل شکایت و اعتراض در دیوان عدالت اداری هستند.
    • همچنین، به استناد قسمت آخر ماده ۲۵۷ قانون مالیات‌های مستقیم، آرای صادر شده از هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی، زمانی که توسط دیوان عدالت اداری نقض شوند، قابل رسیدگی مجدد در هیأت‌های مذکور هستند.
    • بنابراین رسیدگی به اعتراض مؤدی به برگ مالیات قطعی قبل از رسیدگی و صدور رأی قطعی هیأت حل اختلاف موضوع تبصره ۱ ماده ۲۱۶ قانون مالیات‌های مستقیم، بدواً قابلیت طرح و استماع در دیوان عدالت اداری را ندارد.
    • در نتیجه آرائی که به صورت قرار رد بر اساس استدلال فوق صادر شده، صحیح و موافق مقررات است.
    • این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.
  • رد خواسته ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی:

    شرکت بازرسی مهندسی و صنعتی ایران

    موضوع:

    عدم ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان امور مالیاتی کشور


    شرح گردش کار

    شاکی به موجب دادخواستی ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    “**احتراماً، به استحضار می رساند شرکت بازرسی مهندسی و صنعتی ایران (سهامی عام) که قبلاً به نام شرکت بازرسی مهندسی و صنعتی ایران (سهامی خاص) موسوم بوده سالیان متمادی است که به عنوان مرجعی مجاز و صالح و داور ثالث، با استفاده از خدمات متخصصان و کارشناسانی که به طور تمام وقت و یا پاره وقت (اعم از ایرانی و خارجی) در اختیار دارد معمولاً پس از درج نام وی در اعتبارات اسنادی یا ثبت سفارش مربوط و یا انعقاد قرارداد کلی با مشتریان خود، نسبت به بازرسی کمی و کیفی کالاهای خریداری شده واردکنندگان ایرانی از طریق شعب به ثبت رسیده است خود در کشورهایی از قبیل: آلمان، ایتالیا، هلند، ترکیه، ژاپن، چین و … در سطح بین المللی اقدام و در صورت تایید کالاهای مربوط، نسبت به صدور گواهینامه بازرسی مبادرت می ورزد و بدین ترتیب پس از کسر هزینه ها و مخصوصاً حقوق و دستمزد بازرسان خود، سالیانه مقادیری ارز ناشی از صدور خدمات، از طریق سیستم بانکی به کشور ایران وارد می نماید.

    به طوری که سوابق امر حکایت دارد تا سال عملکرد ۱۳۸۶ و طبق رای صادر شده از سوی هیات حل اختلاف مالیاتی به شماره ۷۷۷۵۶- ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ مستند به قانون برنامه سوم و چهارم توسعه، از معافیت مالیاتی قانونی نسبت به بخشی از درآمدهای بازرسی که مربوط به ورود ارز با منشاء خارجی است استفاده می کرد ولی طبق آراء مالیاتی مورد اعتراض، که ظاهراً به استناد قسمت ۴-۱ بند «ب» بخشنامه شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ ریاست سازمان امور مالیاتی صادر شده معافیت قانونی یاد شده شامل حال این شرکت نشده و پس از طی مراحل مختلف به طور قطعی مجبور به پرداخت مبلغ ۷۰۲/۹۵۲/۱۶۳/۲ ریال از بابت مالیات بر درآمد سال ۱۳۸۷، مبلغ ۹۵۰/۳۳۸/۴۹۱/۶ ریال از بابت مالیات بر درآمد سال ۱۳۸۸ شده ایم و حتی شکایت این شرکت در هیات موضوع شماره ۲۵۱ مکرر قانون مالیاتهای مستقیم نیز مورد موافقت واقع نشده است.

    اینک با تقدیم این دادخواست و مستنداً به بند «ب» ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه و بند «د» ماده ۹۳ قانون برنامه چهارم، مستدعی است:

    اولاً: نسبت به ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» از دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ ریاست سازمان مالیاتی که صریحاً با بندهای فوق الذکر مندرج در قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه مغایرت دارد اتخاذ تصمیم فرمایید.

    ثانیاً: طرف شکایت را مکلف نمایند با اعمال معافیت قانونی مذکور، نسبت به برگشت مبالغی که از این بابت به طور غیر قانونی از این شرکت اخذ شده اقدام کند.**”


    لایحه‌های تکمیلی شاکی

    شاکی به موجب لایحه‌های تکمیلی ثبت‌شده به شماره‌های ۱۴۳۳-۱۳۹۱/۷/۱۰ و ۱۹۱۰-۱۳۹۱/۸/۲۸ اعلام کرده است:

    “**با اهداء سلام،

    نظر به این که پرونده مربوط به دادخواست این شرکت علیه وزارت امور اقتصادی و دارایی به خواسته ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» از دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۵۹- ۱۳۸۷/۱۱/۷ ریاست سازمان مالیاتی به علت مغایرت آن با قوانین برنامه سوم و چهارم کشور و نتیجتاً استرداد مبالغی که به طور غیر قانونی بابت مالیات تشخیصی از این شرکت اخذ شده، و با توجه به این که طبق اطلاع واصله پرونده به شماره ۹۱۰۱۰۷- ۴//۱۳۹۱ از سوی شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری با صدور قرار عدم صلاحیت (به استناد بند ۲ ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری) به آن هیات ارجاع شده است لذا فرصت را مغتنم دانسته و اجازه می‌خواهد که مراتب زیر را به عنوان لایحه تکمیلی حضور عالی معروض دارد:

    1. شرکت بازرسی مهندسی و صنعتی ایران جزء شرکت‌هایی است که طبق مجوز صادر شده از سوی سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مجاز به بازرسی کالا در سطح بین المللی است و شاید تنها شرکت بازرسی باشد که آن قسمت از حق الزحمه دریافتی خود را که به صورت ارز دریافت می‌دارد به سیستم بانکی کشور وارد می‌نماید زیرا بقیه شرکت‌ها که اکثراً نمایندگی شرکت‌های بزرگ بازرسی کننده خارجی را بر عهده دارند در کشور ایران به صورت مرکز هزینه فعالیت می نمایند و نوعاً حق الزحمه توسط شرکت خارجی در خارج از کشور دریافت می‌شود و نهایتاً در سیستم ارزی کشور جمهوری اسلامی ایران و همچنین سیستم مالیاتی کشور هیچ گونه انعکاسی ندارد و از این بابت مالیاتی از آن مطالبه نمی‌شود.
    2. شرکت بازرسی مهندسی و صنعتی ایران در پاره‌ای از موارد و چنانچه در اعتبارات اسنادی صادر شده از سوی مرجع ذی صلاح بانکی که مورد توافق خریدار و فروشنده قرار می‌گیرد پرداخت حق الزحمه به عهده سازنده/فروشنده محول شده باشد حق الزحمه را به صورت ارز دریافت و در دفاتر خود منعکس می‌نماید. بدین ترتیب ملاحظه می فرمایید که ارز دریافتی از فروشنده/سازنده از بابت حق الزحمه کارهای بازرسی که توسط کارشناسان این شرکت در خارج از کشور انجام می‌شود کاملاً منشاء خارجی دارد و لذا می‌باید ارز حاصله مستنداً به بند «ب» ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه و بند «د» ماده ۹۳ قانون برنامه چهارم توسعه از پرداخت مالیات معاف باشد ولی مراجع وزارت امور اقتصادی و دارایی همواره در جلسات متشکله در کمیسیون‌های مالیاتی ذی ربط تاکید داشته‌اند که طبق قسمت ۴-۱ از بند «ب» دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان مالیاتی کشور، می‌باید قرارداد خاصی با پرداخت کنندگان خارجی حق الزحمه داشته باشیم در حالی که علی القاعده موارد مندرج در اعتبارات اسنادی فی الواقع در حکم قرارداد محکم و مشخص و شناخته شده‌ای در سطح بین المللی است که بین خریدار و فروشنده از طریق بانک‌های ذی ربط منعقد شده و لازم الاجراست و این شرکت به عنوان یک شرکت بازرسی کننده مجاز ماهیتاً به عنوان داور و شخص ثالث بی‌طرف است حق ندارد علی رغم شرایط اعتبار اسنادی با یکی از طرفین اعتبار وارد عقد قرارداد شود.
    3. به پیوست تعداد ۲۱ نمونه از اعتبارات اسنادی فوق الذکر جهت مزید استحضار تقدیم می‌شود به طوری که ملاحظه می فرمایید در کلیه این نمونه‌ها پرداخت حق الزحمه به عهده سازنده/فروشنده محول است.
    4. با عرض مراتب آن مستدعی است مقرر فرمایید مستدعیات این شرکت مورد امعان نظر و اتخاذ تصمیم قرار گیرد.

    همچنین پیرو مطالبی که قبلاً طی لایحه تکمیلی شماره ۱۳۲۹۵/۳۲/ف- ۱۳۹۱/۷/۵ معروض شد به استحضار می‌رساند که در این فاصله نسخه‌ای از دادنامه مورخ ۱۳۹۱/۶/۱ صادر شده از شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری به این شرکت ابلاغ شد و چون در این خصوص نظراتی موجود بود مراتب را به شرح زیر معروض می‌دارد:

    1. همان طور که در قسمت اخیر دادخواست تقدیمی مندرج است، استدعای این شرکت دقیقاً:

    الف- ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» از دستورالعمل شماره ۱۱۴۴۹۵- ۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان مالیاتی کشور به علت مغایرت با قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه به شرح دادخواست

    ب- اعمال معافیت مالیاتی مذکور در قوانین یاد شده و برگشت مبالغی که از این بابت به طور غیر قانونی و من غیر حق از این شرکت اخذ شده، بوده است، بنابراین علی الاصول شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری می‌باید قبل از ورود به موضوع مندرج در بند «ب» فوق الذکر (که فی الواقع قسمت دوم خواسته این شرکت بوده) و بدون صدور رای، پرونده را در اجرای ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری به آن هیات ارجاع می‌داده است.

    1. با توجه به مغایرت صریح قسمت ۴-۱ بند «ب» دستورالعمل داخلی سازمان مالیاتی با قوانین معتبر و جاری کشور و با عنایت به سوابق امر و پرونده مالیاتی و مدافعات مشروح این شرکت، قاعدتاً مامورین مالیاتی در اجرای حکم مندرج در ماده ۹۶ قانون مدیریت خدمات کشوری که مقرر می‌دارد: «… اگر کارمندان حکم یا امر مقام مافوق را برخلاف قوانین و مقررات اداری تشخیص دهند، مکلفند مغایرت دستور را با قوانین و مقررات به مقام مافوق اطلاع دهند، در صورتی که بعد از این اطلاع، مقام مافوق کتباً اجرای دستور خود را تایید کرد، کارمندان مکلف به اجرای دستور خواهند بود و …» می‌باید مغایرت مورد بحث را به طور روشن به مقام مافوق گزارش و در صورت تاکید مقام مافوق، دستور صادر شده را اجرا می‌کردند که به نظر نمی‌رسد در مساله مطروح بدین ترتیب اقدام شده باشد، بنابراین برخلاف شرح رای صادر شده «… اقدام معترضٌ عنه مبنی بر اجرای دستورالعمل داخلی شماره ۱۱۴۴۹۵-۱۳۸۷/۱۱/۷ در محدوده قانونی و منطبق با مقررات» نبوده است.
    2. همان طور که در لایحه تکمیلی قبلی معروض شده علی القاعده با درج عبارت «پرداخت حق الزحمه به عهده فروشنده» در L/C (شرایط اعتبار اسنادی مربوط که در سطح تجارت جهانی ارزش بین المللی دارد) این شرکت برخلاف بند مذکور دستورالعمل سازمان مالیاتی قانوناً هیچ گونه الزام و نیازی به انعقاد قرارداد با فروشندگان یا سازندگان کالا که پرداخت کننده حق الزحمه بازرسی هستند ندارد و این امر طبق قواعد و مقررات حاکم بر بازرگانی بین المللی که بر مناسبات خریدار و فروشنده حکمفرمایی دارد انجام می‌پذیرد و قبلاً تعداد کثیری از LC های موجود که در آن تصریح به عبارت فوق الذکر شده تقدیم گردیده است و بنابراین الزام این شرکت به انعقاد قرارداد با طرف خارجی (فروشنده/سازنده) به شرح مندرج در دستورالعمل فوق الذکر، فاقد وجهه قانونی است.
    3. تقاضای این شرکت، مبنی بر استرداد وجوهی که من غیر حق از بابت مالیات غیر قانونی از این شرکت اخذ شده است، از مصادیق بارز حکم مندرج در ماده ۱۴ قانون دیوان عدالت اداری است و لذا استدعا دارد که علاوه بر ابطال قسمت ۴-۱ بند «ب» دستورالعمل فوق الاشعار و لغو اثر از این تصمیم خلاف قانون، نسبت به الزام خوانده به اعاده حقوق تضییع شده و استرداد وجوه ماخوذه از این شرکت نیز تصمیم لازم اتخاذ فرمایید.”**

    متن دستورالعمل مورد اعتراض (قسمت مورد اعتراض)

    ب: رعایت موارد زیر در هنگام رسیدگی‌های مالیاتی و تهیه گزارشات مربوطه:

    ۱- معافیت حاصل از صادرات فقط به آن بخش از درآمد شرکت‌ها تعلق می‌گیرد که حایز شرایط ذیل باشد:

    ۴-۱- به موجب قرارداد انجام شده باشد.

    در مورد قراردادهای بازرسی منعقد شده، مطمئن شوید که در صورت انعقاد قراردادها به صورت پروژه‌ای و مدت دار، درآمد خدمات توجه به درصد پیشرفت کار و بر اساس صورت وضعیت‌ها و صدور گواهی بازرسی و در صورت انعقاد قرارداد موردی بر اساس فاکتور خدمات و گواهی مربوطه تحقق پیدا کرده و شناسایی شده است.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت شاکی، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۲۰۱۰۵/۲۱۲/د- ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ توضیح داده است که:

    ۱- منشاء قسمت ۴-۱ بند ب دستورالعمل مذکور بر این قاعده استوار بوده است که معافیت حاصل از صادرات فقط به آن بخش از درآمدها تعلق گرفته که به موجب قرارداد انجام شده باشد و از طرفی با توجه به اظهارات شرکت خواهان در متن دادخواست که اشاره به این موضوع داشته است و با استفاده از خدمات متخصصان و کارشناسان خود به طور تمام وقت و یا پاره وقت (اعم از ایرانی و خارجی) پس از درج نام در اعتبارات اسنادی یا ثبت سفارش مربوط و یا انعقاد قرارداد کلی با مشتریان خود نسبت به بازرسی کمی و کیفی کالاهای خریداری شده توسط واردکنندگان ایرانی در سطح بین الملل فعالیت داشته که در صورت تایید کالای مربوط، نسبت به صدور گواهینامه بازرسی مبادرت می کرده است که در این خصوص من حیث المجموع بیانگر این موضوع بوده که اولاً: شرکت خواهان به طور مشخص در مواردی نسبت به انعقاد قرارداد کلی با طرف خود مبادرت کرده، لذا عدم درخواست ابطال بند مورد نظر هیچ گونه مانعی برای استمرار فعالیت محسوب نمی‌شود.

    ثانیاً: بدیهی است که در مواردی نیز نسبت به انعقاد قرارداد با طرف‌های خود اقدام نکرده و در نتیجه در این موارد به دلیل عدم شفاف‌سازی از معافیت قانونی محروم شده است.

    ۲- مطابق مقررات ماده ۹۵ قانون مالیات‌های مستقیم، صاحبان مشاغل مکلفند اسناد و مدارک مثبته کافی برای تشخیص درآمد مشمول مالیات خود نگهداری کنند و مطابق قسمت آخر بند ۲ ماده ۹۷ قانون مالیات‌های مستقیم قانونگذار تاکید داشته است هرگاه مودی از ارایه قسمتی از مدارک حساب خودداری نماید چنانچه مربوط به هزینه باشد از احتساب آن جزء هزینه‌های قابل قبول خودداری می‌شود و در صورتی که مربوط به درآمد باشد، درآمد مشمول مالیات این قسمت از طریق علی‌الرأس تعیین خواهد شد.

    بنابراین دستورالعمل مذکور در راستای اجرای این مواد تنظیم شده و به دلیل عدم رعایت تکالیف قانونی و نتیجتاً معافیت قانونی مذکور مشمول شرکت خواهان نشده است، لذا هیچ گونه مغایرتی فی مابین مواد مذکور و قسمت ۴-۱ بند ب دستورالعمل مشاهده نمی‌شود.

    ۳- با عنایت به بند (ب) ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه و بند (د) ماده ۳۳ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران درآمدهای حاصل از ارائه خدمات در خارج از کشور و دارای منشاء خارجی، صرفاً مستند به اسناد و مدارک مثبته و (ضرورت بررسی اسناد و مدارک توسط اداره امور مالیاتی ذی ربط) در مدت اجرای قوانین یاد شده (۱۳۸۸-۱۳۷۹) مشمول معافیت مالیاتی خواهند بود و از آنجا که بازرسی کالا و خدمات بر اساس مشخصات خاصی و با رعایت الزامات خریدار یا فروشنده انجام می‌گیرد و اصولاً این امر بدون تنظیم قرارداد میسر نیست.”


    رسیدگی در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می‌کند.


    رأی هیأت عمومی

    مطابق بند ب ماده ۱۱۳ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و بند د ماده ۳۳ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اخذ هر گونه مالیات و عوارض از صادرات کالاهای غیر نفتی و خدمات در طول برنامه ممنوع اعلام شده و در بند ب ماده ۱۰۴ قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین امر تاکید شده است.

    نظر به این که قسمت ۴-۱ بند ب دستورالعمل شماره ۱۱۴۴۹۵-۱۳۸۷/۱۱/۷ سازمان امور مالیاتی کشور در مقام احراز طریق صادرات خدمات به خارج از کشور جهت برخورداری از معافیت است و در آن منعی برای معافیت مالیات در صورت انجام صادرات ایجاد نشده است، بنابراین مغایر قانون و قابل ابطال تشخیص نشد.

  • ابطال بخشنامه شماره 11839- 1388/02/07 سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار

    شاکی: آقای غلامرضا شیرین زاده

    موضوع: ابطال بخشنامه شماره 11839- 1388/02/07 سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار:

    شاکی به موجب دادخواستی ابطال بخشنامه شماره 11839- 1388/02/07 سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «با سلام؛ احتراماً، جهت نقل و انتقال رسمی موضوع ماده 187 قانون مالیات های مستقیم خوانده به مالکان و مودیان الزام می کند که علاوه از اخذ استعلام از دفترخانه تنظیم کننده سند، نسبت به تهیه مبایعه نامه و کد رهگیری از مشاورین املاک قیام نمایند. این جانب یا هر مالک دیگری بنا به ضرورت ها و مصلحت، شاید الزاماً نخواهیم نسبت به تهیه مبایعه نامه و مراجعه به مشاورین املاک اقدام نماییم. صراحت قانونی نیز مبنی بر الزام متعاملین به تنظیم مبایعه نامه عادی و اخذ کد رهگیری وجود ندارد. اقدام خوانده موجبات تحمیل هزینه های ناخواسته، کمیسیون بنگاه به طرفین را می نماید. در مراجعه به خوانده پس از اخذ استعلام از دفترخانه، خوانده صدور مفاصا حساب را منوط به داشتن کد رهگیری مشاورین املاک می داند، این موضوع منافی قواعد آمره در معاملات و به واقع عملاً جلوگیری از اجرای قانون نحوه تسهیل تنظیم اسناد رسمی مصوب سال 1385 می نماید. لذا تقاضای ابطال بخشنامه شماره 11839-1388/02/07 اعلام غیرقانونی بودن اقدام خوانده مربوطه را می نماید.»

    متعاقباً در پاسخ به اخطار رفع نقصی که توسط اداره کل هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و در اجرای ماده 38 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1385 برای شاکی ارسال شده بود، وی به موجب لایحه ای که به شماره 5801769-1390/12/21 ثبت دفتر اندیکاتور هیأت عمومی شده اعلام کرده است که:

    «**با سلام؛ احتراماً، در خصوص پرونده کلاسه 1270/90 و شماره پرونده 9009980900000198 و عطف به اخطاریه رفع نقص، بدین وسیله در فرجه قانونی معروض می دارد:

    1- بخشنامه 11839- 1388/02/07 مغایر با قانون نحوه تسهیل تنظیم اسناد رسمی مصوب سال 1385 است.

    2- بخشنامه فوق الذکر مغایر با مواد 46 و 47 قانون ثبت است.»**


    متن بخشنامه مورد اعتراض

    «بخشنامه

    مخاطبین اصلی ذی نفعان امور مالیاتی شهر تهران امور مالیاتی استان تهران اداره کل امور مالیاتی

    موضوع: کد رهگیری املاک و مستغلات

    پیرو بخشنامه شماره 116438-1387/11/12 در خصوص اجرای بند 6 تصویب نامه شماره 190328/ت41632ک- 1387/10/21 کمیسیون موضوع اصل 138 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با توجه به برخی مشکلات اجرایی در ارائه کد رهگیری معاملات املاک و مستغلات توسط اشخاص و با عنایت به تکالیف دفاتر اسناد رسمی مندرج در بند 4 تصویب نامه یاد شده مقرر می دارد، مادامی که دفاتر اسناد رسمی ذی ربط کد رهگیری مربوط را در استعلام های موضوع ماده 187 قانون درج نمی نمایند، در مواردی که انتقال املاک و مستغلات بر اساس احکام قطعی دادگاه ها، واگذاری از طریق انتقال قهری (ارث)، ستاد اجرایی فرمان امام (ره)، و یا انتقال از طریق تعاونی های مسکن به اعضای مربوطه صورت می پذیرد، نقل و انتقالات مربوط به شهرداری ها، اجرائیات ثبت و نهادهای عمومی غیر دولتی و هم چنین سایر مواردی که با تشخیص رئیس امور مالیاتی ذی ربط معاملات آن ها بدون مراجعه به دفاتر مشاوران املاک صورت می پذیرد، در صورت عدم ارائه کد رهگیری، صدور گواهی موضوع ماده 187 قانون مالیات های مستقیم توسط ادارات امور مالیاتی بلامانع است.

    مدیران کل امور مالیاتی مسؤول حسن اجرای این بخشنامه می باشند.

    رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور»


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور، به موجب لایحه شماره 15322-212/د- 1391/04/21 توضیح داده است که:

    «موضوع شکایت نامبرده ابطال بخشنامه شماره 11839- 1388/02/07 و اعلام غیرقانونی بودن الزام مودیان موضوع ماده 187 قانون مالیات های مستقیم به تقدیم کد رهگیری مشاورین املاک جهت مفاصا حساب مالیاتی عنوان شده است.

    با توجه به این که تکالیف دفاتر اسناد رسمی مندرج در بند 4 تصویب نامه شماره 190328/ت41632ک- 1387/10/21 کمیسیون موضوع اصل 138 قانون اساسی مبنی بر ممنوعیت دفاتر اسناد رسمی از ثبت هر گونه معاملات املاک و مستغلات بدون کد رهگیری منجر به بروز مشکلاتی در اجرای بند 6 همان تصویب نامه و ارائه کد رهگیری معاملات مذکور شده است، بخشنامه مزبور جهت ارائه تسهیلات برای مودیان صادر شده و مادامی که دفاتر اسناد رسمی ذی ربط کد رهگیری مربوط را در استعلام های موضوع ماده 187 قانون مالیات های مستقیم درج نمی نمایند، در مواردی صدور گواهی موضوع ماده 187 قانون یاد شده را بدون ارائه کد رهگیری بلامانع دانسته است.

    تصویب نامه صدرالذکر با توجه به نظر رئیس مجلس شورای اسلامی توسط هیأت وزیران در جلسه 1388/09/29 به موجب تصویب نامه شماره 297284/ت43672هـ- 1388/10/09 اصلاح شد از جمله موارد اصلاح که به موجب بند (ب) مصوبه اخیر صورت گرفته این است که متن ذیل جایگزین بند 4 تصویب نامه پیشین شده است:

    «دفاتر اسناد رسمی مکلفند در زمان ثبت معاملات راجع به عین یا منفعت املاک و مستغلات اعم از بیع، اجاره، وکالت، هبه، صلح و غیره هویت اشخاص حقیقی و حقوقی را با شماره ملی که به وسیله سازمان ثبت احوال کشور و شناسه اشخاص حقوقی که توسط سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در اختیار قرار می گیرد، طبق قوانین و مقررات احراز نمایند و اطلاعات معاملات یاد شده را به ترتیبی که سازمان ثبت اسناد و املاک کشور بر اساس ماده 131 قانون برنامه چهارم توسعه تعیین کرده و می کند در سیستم رایانه ای سازمان وارد و ثبت نمایند تا از طریق این سیستم به سامانه هوشمند املاک و مستغلات منتقل شود.»

    بخشنامه مزبور مغایرتی با قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی و مواد 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک ندارد. زیرا که افراد اجبار به تنظیم سند رسمی نمی شوند بلکه زمانی که به هر دلیل (از جمله با توجه به حکم مقرر در ماده 48 قانون اخیرالذکر) شخص ذی نفع تصمیم به ثبت سند انتقال در دفاتر اسناد رسمی می گیرد، اداره امور مالیاتی صلاحیت دار در پاسخ به استعلام دفتر اسناد رسمی حسب حکم مقرر در بند 6 تصویب نامه یاد شده برای صدور گواهی موضوع ماده 187 کد رهگیری ارائه نماید.

    قانون مالیات های مستقیم مکلف به مطالبه کد رهگیری ثبت معامله در سامانه ثبت معاملات املاک و مستغلات کشور است. از آن جا که به مقررات معتبر در زمان صدور بخشنامه (تصویب نامه شماره 903280/ت41632ک- 1387/10/21) استناد شده و مفاد آن بخشنامه فی نفسه متضمن قواعد آمره برای مودیان نیست، بلکه صرفاً بازگو کننده مفاد تصویب نامه یاد شده است و با توجه به این که با اصلاح بند 4 تصویب نامه، شکایت شاکی فاقد محمل قانونی است، به لحاظ عدم مغایرت بخشنامه مذکور با قوانین و مقررات یاد شده، استدعای رسیدگی و رد شکایت شاکی را دارد.»


    رسیدگی در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می کند.


    رأی هیأت عمومی

    با توجه به این که بخشنامه مورد اعتراض بر مبنای بند 4 تصویب نامه شماره 190328/ت41632ک- 1387/10/21 کمیسیون موضوع اصل 138 قانون اساسی صادر شده است و مصوبه مذکور مطابق نظر شماره 25882/311هـ/ب- 1388/06/02 رئیس مجلس شورای اسلامی در اجرای اصول 85 و 138 قانون اساسی ملغی الاثر اعلام شده است ولی از بخشنامه مورد شکایت رفع اثر نشده است و بخشنامه مارالذکر با بند ج ماده 1 و ماده 2 قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی مصوب سال 1385 و ماده 187 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1380 مغایرت دارد، لذا بخشنامه شماره 11839-1388/02/07 سازمان امور مالیاتی کشور، خلاف قوانین فوق الذکر و از حدود اختیارات مرجع تصویب آن خارج است و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ابطال می شود.

  • ابطال بندهای 2، 3 بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان امور مالیاتی کشور


    مشخصات پرونده

    • موشاکی: آقای محمدکاظم ابوالاحراری
    • موضوع رأی: ابطال بندهای ۲، ۳ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار

    آقای محمدکاظم ابوالاحراری به موجب دادخواستی، ابطال بندهای ۲، ۳ و ۴ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است:

    «احتراماً، به استحضار می‌رساند ریاست سازمان امور مالیاتی کشور طی بند ۴ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 عنوان کرده‌اند که هزینه مرخصی استفاده نشده در صورتی که پرداخت شود جزء هزینه‌های قابل قبول بوده و به عبارتی ذخیره آن به عنوان هزینه قابل قبول تلقی نمی‌شود.

    با صدور این بخشنامه مستمسکی به دست مأموران تشخیص مالیات افتاده تا ذخیره این هزینه را برگشت داده و به سود اضافه نمایند.

    در حالی که برابر قانون کار هر کارگر (حقوق‌بگیر) می‌تواند تا ۹ روز از مرخصی سالانه را ذخیره کند و در پایان دوره خدمت نیز به نرخ آخرین دستمزد وجه آن را دریافت کند، از آنجا که هزینه‌های هر دوره از درآمد همان دوره پرداخت می‌شود، بنا بر این حسب استانداردهای حسابداری، ذخیره باز خرید خدمت مرخصی الزاماً باید در حساب‌ها لحاظ شود.

    از طرف دیگر این هزینه بر اساس بخشنامه و رأی شورای عالی مالیاتی به شماره‌های ۳۰/۵/۴۳۳۹/۶۹۵۵۲-۱۳۷۳/۱۲/۲۵ و ۳۰/۴/۳۹۰۱-۱۳۷۳/۰۴/۲۹ جزء هزینه حقوق و دستمزد شمرده شده، که حسب بند ۲ ماده ۱۴۸ جزء هزینه‌های قابل قبول بوده و ذخیره آن نیز مطابق بند ۲۶ همان ماده قاعدتاً جزء هزینه‌های قابل قبول است، لذا بند ۴ بخشنامه مورد اشاره مغایر با نص صریح قانون و از جمله ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم است.

    بندهای ۲ و ۳ بخشنامه مذکور نیز هزینه (زیان) کاهش ارزش موجودی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها را به عنوان هزینه قابل قبول رد کرده و استدلال ریاست سازمان امور مالیاتی در خصوص عدم قبول این دسته از هزینه‌ها این است که «در ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم هزینه مزبور پیش‌بینی نشده»، در حالی که در ماده ۱۴۷ قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره ۱ ماده ۱۴۸ قانون مزبور، قانونگذار چنین مصوب کرده است که «در مواردی که هزینه‌ای در این قانون پیش‌بینی نشده است یا بیش از نصاب‌های مقرر در این قانون بوده ولی پرداخت آن به موجب قانون یا مصوبه هیأت وزیران یا تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی صورت گرفته باشد قابل قبول خواهد بود».

    این در حالی است که آیین‌نامه مربوط به روش‌های نگاهداری دفاتر طبق تبصره ۲ ماده ۹۵ قانون مالیات‌های مستقیم با کسب نظر از جامعه حسابداران رسمی تهیه شده و به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیده و در مواد ۴ و ۱۸ و تبصره ۱ ماده ۱ آن آیین‌نامه تکلیف شده که رعایت استانداردهای حسابداری در تهیه صورت‌های مالی امری الزامی بوده و در استانداردهای ذکر شده، لحاظ کردن ذخیره کاهش ارزش موجودی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها پیش‌بینی شده و الزامی شده است. لذا عدم قبول این هزینه‌ها با این فرض که در ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم پیش‌بینی نشده است، مغایر با قانون است.

    لازم به توضیح است که در بعضی از صنایع، کاهش ارزش موجودی‌ها امری مسلم و رایج است، برای مثال در صنعت الکترونیک (تولید موبایل، لوازم صوتی و تصویری و کلیه تولیداتی که در آنها قطعات الکترونیکی به‌کار رفته‌اند همانند صنعت مخابرات) در هر لحظه با افت شدید قیمت‌ها مواجه بوده، چون با پیشرفت تکنولوژی و عرضه و تولید روزانه کالا با کیفیت بهتر و بالاتر، مسلماً تولیدات قبلی با افت شدید قیمت و حتی فقدان ارزش روبرو خواهند بود.

    در این شرایط، ریاست سازمان امور مالیاتی کشور با صدور بخشنامه مذکور مبنی بر عدم قبول کاهش ارزش موجودی‌ها، این واقعیت را نادیده گرفته و موجب شده سود یا زیان غیرواقعی گزارش شود و استانداردهای ذکر شده رعایت نشود.

    در همین راستا جهت واقعی بودن صورت‌های مالی و ارائه سود یا زیان واقعی بر اساس هزینه‌های واقعی و قانونی، تقاضای ابطال بندهای ذکر شده در بخشنامه مذکور را خواستار می‌باشم.»


    متن بخشنامه در قسمت‌های مورد اعتراض

    ۲- زیان (هزینه) کاهش ارزش موجودی‌ها:

    زیان (هزینه) کاهش ارزش موجودی‌ها در هر صورت به علت عدم پیش‌بینی آن به عنوان هزینه‌های قابل قبول مالیاتی به شرح مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی تلقی نخواهد شد.

    ۳- زیان (هزینه) کاهش ارزش سرمایه‌گذاری‌ها:

    زیان (هزینه) کاهش ارزش سرمایه‌گذاری‌ها در هر صورت به علت عدم پیش‌بینی آن به عنوان هزینه‌های قابل قبول مالیاتی به شرح مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم و با عنایت به مفاد ماده ۱۴۳ قانون یاد شده به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی تلقی نمی‌شود.

    ۴- هزینه بازخرید مرخصی کارکنان:

    وجوه پرداختی یا تخصیصی بابت بازخرید مرخصی کارکنان وفق مقررات موضوعه مشمول مالیات حقوق می‌باشد و در صورت پرداخت به استناد بند ۲ ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی تلقی می‌شود.

    در ضمن وجوه پرداختی بابت بازخرید مرخصی کارکنان به استناد بند ۵ ماده ۹۱ صرفاً در صورت پرداخت در زمان بازنشستگی یا از کارافتادگی مشمول مالیات حقوق نمی‌باشد.


    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور، به موجب لایحه شماره 212/17823/د مورخ ۱۳۹۰/۰۶/۰۱، توضیح داده است:

    «در مورد پرونده 9009980900024365 موضوع دادخواست آقای محمدکاظم ابوالاحراری به خواسته ابطال بندهای ۲، ۳ و ۴ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان متبوع، ضمن ارسال تصویر نامه شماره 230/15095/د- ۱۳۹۰/۰۵/۱۱ معاونت مالیات‌های مستقیم مستحضر می‌دارم:

    بخشنامه مذکور جهت رفع ابهامات موجود در گزارشات حسابرسی مالیاتی موضوع ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم و به منظور ایجاد وحدت رویه در گزارشات حسابرسی مالیاتی حسابداران رسمی، سازمان حسابرسی و مأموران مالیاتی صادر شده است.

    بندهای ۲ و ۳ آن در مورد زیان (هزینه) ناشی از کاهش ارزش موجودی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، به دلیل این که این هزینه‌ها در ماده ۱۴۸ قانون یاد شده و تبصره یک آن احصاء نشده‌اند، به عنوان هزینه‌های قابل قبول تلقی نمی‌شوند و لیکن در صورتی که پرداخت این گونه هزینه‌ها به موجب قانون و یا مصوبه هیأت وزیران انجام یابد مستنداً به قسمت اخیر ماده ۱۴۷ قانون فوق قابل قبول خواهند بود.

    اما در مورد بند ۴ بخشنامه (هزینه بازخرید مرخصی کارکنان) – همان‌طور که مستحضرید هزینه بازخرید مرخصی به جهت این که مربوط به هزینه‌های استخدامی است از مصادیق بند ۲ ماده ۱۴۸ قانون مزبور است که در صورت پرداخت در عملکرد همان سال مورد قبول قرار می‌گیرد ولیکن چنانچه پرداخت نگردد و ذخیره شود به دلیل عدم ذکر ذخیره بازخرید مرخصی در جزء «د» بند مذکور قابل پذیرش نخواهد بود، چون ذخیره مزبور قابلیت استفاده در سنوات بعد را داشته و بدین لحاظ امکان برآورد میزان واقعی آن امکان‌پذیر نیست.

    بنابراین، نظر به مراتب فوق و مستند به مواد قانونی فوق‌الاشاره بخشنامه مورد اعتراض شاکی فاقد هر گونه ایراد قانونی است، تقاضای رسیدگی و رد شکایت شاکی و استواری بخشنامه معترضٌ‌عنه را دارد.»


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آتی رأی صادر کرد:


    رأی هیأت عمومی

    الف) نظر به این که هیأت تخصصی اقتصادی، مالی و اصناف دیوان عدالت اداری به موجب تصمیم مورخ ۱۳۹۲/۰۷/۰۵، بند ۴ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان امور مالیاتی را خلاف قانون تشخیص نداده و به رد شکایت رأی صادر کرده است، بنابراین در شرایط فعلی موجبی برای طرح این قسمت از خواسته در هیأت عمومی وجود ندارد.

    ب) با توجه به این که مطابق بند ۱۲ ماده ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی سال ۱۳۸۰، زیان اشخاص حقیقی یا حقوقی که از طریق رسیدگی به دفاتر آنان و با توجه به مقررات احراز شود، از درآمد سال یا سال‌های بعد، استهلاک‌پذیر اعلام شده و به عنوان هزینه‌های قابل قبول برای تشخیص درآمد مشمول مالیات لحاظ می‌گردد، و لیکن در بندهای ۳ و ۲ بخشنامه شماره 232/2401/28341-1385/07/18 سازمان امور مالیاتی کشور برخلاف حکم فوق، زیان (هزینه) کاهش ارزش موجودی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها به عنوان هزینه قابل قبول تلقی نشده است،

    علی‌هذا بندهای ۳ و ۲ بخشنامه مذکور مغایر قانون تشخیص و به استناد بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، به موجب این رأی ابطال می‌شود.

    ضمناً با درخواست اعمال ماده ۱۳ قانون یاد شده و تسری ابطال بخشنامه به زمان تصویب آن موافقت به عمل نیامد.

  • اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری


    مشخصات پرونده و موضوع شکایت

    • شاکی: مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور
    • موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری

    گردش کار

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 2121877/د مورخ ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ اعلام کرده است:

    به پیوست تصاویر دادنامه‌های شماره 1543-1388/11/28 و 9109970901403008-1391/11/23 صادر شده از سوی شعبه ۱۴ دیوان عدالت اداری ایفاد و به استحضار می‌رساند:

    شعبه یاد شده در رسیدگی به دادخواست‌های آقایان خسرو تقی خانی و جمال خزان بیک (هر دو نفر اعضای هیأت حل اختلاف مالیاتی موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ و اصلاحات بعدی آن می‌باشند) با خواسته کاملاً مشابه و واحد به شرح ذیل مبادرت به صدور آراء متناقض کرده است:

    الف- پرونده کلاسه 968/88/14

    مطروح در شعبه ۱۴ دیوان عدالت اداری، آقای خسرو تقی خانی، احد از اعضای کمیسیون حل اختلاف مالیاتی موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، در دادخواست تقدیمی خود تقاضای پرداخت حق الزحمه موضوع تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مذکور را کرده است که شعبه رسیدگی کننده طی دادنامه شماره 1543-1388/11/28 اعلام می‌نماید:

    با عنایت به این که علت عدم پرداخت حق الزحمه جلسات هیأت حل اختلاف مالیاتی در حق شاکی به موجب مفاد لایحه دفاعیه مضبوط در پرونده، عدم تخصیص اعتبار اعلام شده است،

    با توجه به این که عدم تخصیص اعتبار موجب اسقاط حق قانونی شاکی نمی‌شود، لذا مستنداً به تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مذکور و آیین‌نامه آن، شکایت شاکی وارد تشخیص و حکم به ورود آن صادر می‌شود.


    ب- پرونده کلاسه 9109980900014321

    مطروح در شعبه ۱۴ دیوان عدالت اداری، آقای جمال خزان بیک، احد از اعضای کمیسیون حل اختلاف مالیاتی موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، در دادخواست تقدیمی خود تقاضای پرداخت حق الزحمه شرکت در هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی موضوع تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مذکور را کرده است، که شعبه رسیدگی کننده طی دادنامه شماره 9109970901403008-1391/11/23 اعلام کرده است:

    هرچند مستندات ارائه شده توسط شاکی و مفاد لایحه دفاعیه طرف شکایت، استحقاق شاکی را جهت دریافت حق الزحمه تأیید می‌نماید، لیکن

    موضوع اعلام شده در ستون خواسته مطالبه حق الزحمه می‌باشد که از امور ترافعی است و در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری است و از مصادیق موارد اعلام شده در ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری خارج است، لذا قرار رد شکایت صادر می‌نماید.


    جمع‌بندی و درخواست

    با توجه به این که مدلول دادنامه‌ها در موضوع مشابه تناقض دارد، مستند به ماده ۴۳ قانون دیوان عدالت اداری و به منظور ایجاد رویه واحد، استدعای رسیدگی و طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری را دارد.


    ابطال بندهایی از یک بخشنامه سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار پرونده‌ها و مشروح آراء


    الف) رأی شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری در پرونده شماره 9109980900014321

    موضوع: دادخواست آقای جمال خزان بیک به طرفیت سازمان امور مالیاتی کشور و خواسته مطالبه حق الزحمه شرکت در جلسه هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی

    مطابق دادنامه شماره 91099709014030082-1391/11/03:

    هرچند مستندات ارائه شده توسط شاکی و مفاد لایحه طرف شکایت، استحقاق شاکی را برای دریافت حق الزحمه تأیید می‌کند، لیکن

    موضوع اعلام شده در ستون خواسته، مطالبه حق الزحمه است که از امور ترافعی است و در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری است و از مصادیق موارد اعلام شده در ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری خارج است.

    لذا قرار رد شکایت صادر و اعلام می‌شود. رأی دیوان قطعی است.


    ب) رأی شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری در پرونده شماره 968/88/14

    موضوع: دادخواست آقای خسرو تقی خانی به طرفیت سازمان امور مالیاتی کشور و خواسته مطالبه حق الزحمه شرکت در جلسه هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی

    مطابق دادنامه شماره 1543-1388/11/28:

    با ملاحظه اوراق پرونده و لایحه سازمان طرف شکایت، نظر به این که:

    • حسب تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم، اداره امور هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی و مسئولیت تشکیل جلسات هیأت‌ها به عهده سازمان امور مالیاتی کشور است؛
    • حق الزحمه اعضای هیأت‌های حل اختلاف بر اساس آیین‌نامه‌ای که بنا به پیشنهاد سازمان امور مالیاتی کشور به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی خواهد رسید، از محل اعتباری که به همین منظور در بودجه سازمان مذکور پیش‌بینی می‌شود قابل پرداخت خواهد بود؛
    • علت عدم پرداخت حق الزحمه جلسات هیأت حل اختلاف در حق شاکی به موجب مفاد لایحه مضبوط در پرونده، عدم تخصیص اعتبار اعلام شده است؛
    • با توجه به این که عدم تخصیص اعتبار موجب اسقاط حق قانونی شاکی نمی‌شود،

    لذا مستنداً به تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مذکور و آیین‌نامه آن، شکایت وارد تشخیص و به حقانیت شاکی حکم صادر و اعلام می‌شود.

    رأی دیوان قطعی است.


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده رأی صادر کرد:


    رأی هیأت عمومی

    مطابق جزء الف بند ۱ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲:

    • رسیدگی به شکایات و تصمیمات و اعتراضات اشخاص حقیقی و حقوقی از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها و سازمان تأمین اجتماعی و تشکیلات و نهادهای انقلابی و مؤسسات وابسته به آن‌ها در صلاحیت و حدود اختیارات دیوان عدالت اداری اعلام شده است؛
    • در تبصره ۲ ماده ۲۴۴ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب سال ۱۳۸۰، نحوه پرداخت حق الزحمه اعضای هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی به آیین نامه مصوب وزیر امور اقتصادی و دارایی موکول شده است؛
    • نظر به این که پرداخت حق الزحمه خدمت در هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی از جمله وظایفی است که به عهده سازمان امور مالیاتی کشور محول شده است، بنابراین در دعاوی به طرفیت سازمان مذکور به خواسته پرداخت حق الزحمه شرکت در جلسات هیأت حل اختلاف مالیاتی، شعبه دیوان عدالت اداری صالح به رسیدگی است؛
    • رأی شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه 1543-1388/11/28 در حدی که صلاحیت دیوان عدالت اداری در رسیدگی به شکایت شاکی را پذیرفته و به موضوع رسیدگی کرده است به عنوان رأی صحیح و موافق مقررات شناخته می‌شود.

    این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

  • ورود شکایت نسبت به ابطال دستورالعمل مشترک شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د- ۱۳۹۰/۴/۱۴ سازمان امور مالیاتی کشور و سازمان نظام پزشکی کشور


    مشخصات پرونده

    • شماره دادنامه: ۱۳۲۱
    • تاریخ رأی: دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳
    • کلاسه پرونده: ۹۰/۱۱۰۶
    • مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
    • شاکی: آقای ولی اله عباس پور
    • موضوع شکایت: ابطال دستورالعمل مشترک شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د- ۱۳۹۰/۴/۱۴ سازمان امور مالیاتی کشور و سازمان نظام پزشکی کشور

    گردش کار

    شاکی به موجب دادخواستی ابطال دستورالعمل مشترک شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د- ۱۳۹۰/۴/۱۴ سازمان امور مالیاتی کشور و سازمان نظام پزشکی کشور با موضوع خود اظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ اعضای سازمان نظام پزشکی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است:

    ریاست سازمان امور مالیاتی طی توافقنامه‌های سالیانه با رییس سازمان نظام پزشکی کشور، نحوه و مقدار مالیات سالانه پزشکان را تدوین می‌کنند که آخرین آن مربوط به مالیات سال ۱۳۸۹ بوده که در تیر ماه ۱۳۹۰ به منصه اجرا گذاشته شده است.

    در قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی مصوب ۱۳۸۳/۱/۲۵ در فصل اهداف و وظایف و اختیارات، اجازه عقد توافقنامه و بویژه توافقنامه‌ای با شرایط منعقده مضّر به اعضا، به سازمان نظام پزشکی داده نشده است و بنابراین سازمان نظام پزشکی شایستگی و اهلیت این گونه توافق نامه‌ها را ندارد و خارج از چهارچوب قانونی است.

    با فرض محال این اجازه، حفظ و حمایت از حقوق صنفی شاغلان پزشکی مندرج در بند هـ اهداف سازمان امری قانونی و ذاتی است.

    از آن جا که افزایش میزان ویزیت و تعرفه‌های پزشکی هم اکنون امر حاکمیتی است و در سال ۱۳۸۹ به میزان ۱۰% و در سال ۱۳۹۰ به میزان ۷% نسبت به سال قبل توسط شورای عالی بیمه و هیأت وزیران تعیین شده است، سازمان نظام پزشکی بر خلاف دلیل وجودی و هدف آن بر ضد اعضا به اضرار عمل کرده است زیرا افزایش میزان مالیات بین ۱۲% (پزشکان عمومی و …) تا ۲۳% (جراحان عروق و ترمیمی و …) توافق شده است که خوشبختانه ۲% هم از سال ماقبل کمتر است.

    با غمض عین از عملکرد معدودی جامعه پزشکان که ممکن است تعرفه‌ها را رعایت نکنند چگونه سازمان مالیاتی کشور متوجه حاتم طایی عمل کردن نظام پزشکی و عمل به زیان اعضا نشده است، در حالی که مسئولان مالیاتی اظهار می‌دارند که ۴۰% واجدین شرایط جامعه مالیات پرداخت می‌کنند آیا عدم پرداخت ۶۰% باقی مانده را باید پزشکان جبران کنند؟ این توافق نامه ضرر آشکار به پزشکان مسلمان و از کیسه خلیفه بخشیدن است.

    با توجه به افزایش سالانه پزشکان و کاهش نسبی بیماران هر پزشک و تورم رسمی ۳/۱۹% (غیر رسمی بیش از آن) و عدم برخورداری مطب‌ها از یارانه و افزایش تعرفه‌ها در سال ۱۳۸۹ به میزان ۱۰% ، عدالت آن خواهد بود که افزایش سالانه مالیات حداکثر در حد افزایش تعرفه باشد (پس از کسر یارانه و هزینه‌ها) و بیش از آن مصداق قاعده ضرار به مسلمین و ترغیب پزشکان به امر حرام و تعدی از قانون و دریافت زیرمیزی خواهد بود تا هزینه‌ها و افزایش بی حد و حصر مالیات جبران شود و بهتر است مصداق فرمایش رسول اکرم ص (اگر راه حلال بسته شود به راه حرام روی آورده می‌شود) عمل کرده و با تصمیم معقول به راه حلال ترغیب کنیم.

    درخواست این جانب ابطال توافق نامه مالیاتی فی‌مابین سازمان مالیاتی و سازمان نظام پزشکی در تیر ماه ۱۳۹۰ و الزام سازمان مالیاتی به افزایش سالیانه مالیات پزشکان در حد معقول و قانونی و حداکثر معادل میزان افزایش درآمد پزشکان که همانا معادل افزایش تعرفه‌های پزشکی است باشد و از توافق‌هایی که میزان مندرج آنها وجهه قانونی و عقلی ندارد و مصداق بارز ضرار است خودداری نماید.

    ضمن این که امثال بنده که جانباز ۵۰% هستیم فعالیت چندانی نداریم و قبض‌های برق مطب و حضور ممیزین مالیاتی نشانگر قلت فعالیت است فدای توافقنامه‌های غیر شرعی و قانونی و بی تدبیرانه نگردیم.


    لایحه رفع نقص شاکی (شماره ۵۸۰۱۳۷۴ – ۱۳۹۰/۱۱/۵):

    ۱- هر دو طرف امضا کنندگان توافق نامه مالیاتی اجحاف کرده‌اند، رییس سازمان نظام پزشکی در حق اعضای سازمان و رییس سازمان مالیاتی در حق دولت.

    ۲- افزایش مالیات بیش از حد قانونی و خلاف ماده ۶۰۰ قانون مجازات اسلامی است، زیرا افزایش تعرفه پزشکی امری دولتی است و در سال ۱۳۸۹ و ۱۳۸۸ فقط ۱۰% افزایش ویزیت اجازه داده شده است.

    ۳- عمل رییس مالیاتی مغایر قاعده «کما حکم به العقل حکم به شرع» و «لاضرر و لاضرار» بوده و باعث اضرار به پزشکان شده است.

    ۴- استدعای بررسی قانونی و شرعی و ابطال توافق نامه‌های قبلی و عدم عقد توافق نامه جدید.


    لایحه تکمیلی شاکی (شماره ۵۷-۱۳۹۱/۱/۳۰):

    • تعیین دستمزد و ویزیت پزشکان برخلاف قانون سازمان نظام پزشکی توسط شورای بیمه انجام شده است.
    • عملکرد سازمان نظام پزشکی غیرقانونی و منجر به ضرر اعضا شده است.
    • افزایش مالیات ۲۰% در سال ۱۳۹۰ و ۲۴% در سال ۱۳۸۹ برخلاف افزایش تعرفه ۷% و ۱۰% است.
    • خواستار ابطال توافق نامه‌های مالیاتی و تأکید به رعایت نظام اسلامی و عدالت در تنظیم توافق نامه‌ها.
    • اشاره به قاعده لا ضرار که در اصل ۴۰ قانون اساسی نیز تأکید شده است.

    متن دستورالعمل مورد اعتراض

         " دستورالعمل خوداظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ اعضای سازمان نظام پزشکی کشور در اجرای ماده ۱۵۸ قانون مالیاتهای مستقیم بنا به اختیار حاصل از ماده ۱۵۸ قانون مالیاتهای مستقیم با عنایت به آگهی منتشره در نیمه اول سال ۱۳۸۹ و در جهت اجرای مطلوبتر عدالت مالیاتی، استفاده بهینه از منابع، توسعه و ترویج فرهنگ خوداظهاری، سازمان امور مالیاتی کشور طرح خوداظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ صاحبان مشاغل موضوع ماده ۹۵ قانون مالیاتهای مستقیم را به مرحله اجرا در آورده است. بنابراین اظهارنامه های تسلیمی هر یک از اعضای سازمان نظام پزشکی به شرح جدول ذیل که با رعایت مقررات و شرایط زیر تسلیم شده باشد مشمول طرح خوداظهاری قرار می گیرد. الف: شرایط خوداظهاری ۱- تسلیم اظهار نامه مالیاتی عملکرد سال ۱۳۸۹ در مهلت مقرر قانونی و تکمیل فرم حساب درآمد و هزینه مندرج در اظهارنامه. ۱-۱- اظهارنامه هایی که مالیات ابرازی عملکرد سال ۱۳۸۹ نسبت به مالیات قطعی عملکرد سال ۱۳۸۸ از حداقل افزایش به شرح جدول زیر کمتر نباشد با رعایت سایر شرایط این دستورالعمل مشمول خوداظهاری می باشد: ردیف نوع تخصص حداقل درصد افزایش نسبت به مالیات قطعی عملکرد سال ۱۳۸۸ تهران بزرگ مشهد، شیراز، تبریز، کرج، اصفهان و اهواز مراکز سایر استانها شهرهای با بیش از ۲۰ هزار نفر جمعیت شهرهای کمتر از ۲۰ هزار نفر جمعیت و سایر نقاط کشور ۱ پزشکان عمومی و متخصصین داخلی و اطفال که با بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی قرارداد دارند. پزشکان عمومی، دندانپزشک عمومی، متخصص عفونی، ماما، بینایی سنجی، شنوایی شناس، کار درمانگر، گفتار درمانگو ۱۲ ۱۰ ۸ ۶ معادل مالیات قطعی ۸۸ ۲ متخصص طب اورژانس، متخصص طب کار، متخصص پزشکی قانونی، مشاور تغذیه و رژیم درمانی، روانپزشک، دندانپزشک کودکان و متخصص بیماریهای دهان و دندان ۱۴ ۱۲ ۱۰ ۸ معادل مالیات قطعی ۸۸ ۳ نورولوژیست، متخصص طب فزیکی و توانبخشی، فوق تخصص نفرولوژی، فوق تخصصهای اطفال، متخصصین داخلی و اطفال که با بیمه قرارداد ندارند، متخصص رادیوتراپی، داروخانه، آزمایشگاه، پزشکی هسته ای، متخصص بیهوشی و مراقبتهای ویژه ۱۶ ۱۴ ۱۲ ۱۰ معادل مالیات قطعی ۸۸ ۴ جراح عمومی، ارولوگ، جراح زنان، جراح توراکس، متخصص پوست، فوق تخصص ریه، فوق تخصص گوارش، فوق تخصص غدد، فوق تخصصی روماتولوژی، فوق تخصص خون، رادیولوژی، فیزیوتراپی، کایروپراکتورها، جراح اطفال، متخصص پروتزهای دندان، متخص ترمیم و زیبایی دندان ۱۸ ۱۶ ۱۴ ۱۲ معادل مالیات قطعی ۸۸ ۵ جراح پلاستیک و زیبایی، متخصص قلب و عروق، جراح چشم پزشک، متخصص جراحی گوش و حلق و بینی، جراح قلب، جراح عروق، جراح ارتوپد، جراح اعصاب، جراح دهان و فک و صورت، جراح لثه، ارتودنتیست و متخصص درمان ریشه دندان (اندو) ۲۳ ۲۰ ۱۸ ۱۳ ۸ ۲- درج کد ملی و کد پستی در فرم اظهارنامه الزامی است. به صورت نقد به همراه اظهارنامه و مابقی در ۴ قسط مساوی ماهانه تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰ تقسیط می شود. برای سایر مودیان حداقل ۵۰% مالیات به صورت نقد به همراه اظهارنامه و مابقی در ۴ قسط مساوی ماهانه تا پایان آبان ماه ۱۳۹۰ تقسیط می شود. ۱۰- در اجرای ماده ۱۵۸ قانون مالیاتهای مستقیم دوازده درصد (۱۲%) از اظهارنامه های تسلیمی در چارچوب این دستورالعمل با نظر مدیرکل امور مالیاتی ذی ربط به عنوان نمونه انتخاب و رسیدگی خواهد شد. ۱۱- عدم پرداخت اقساط در سررسید مقرر مانع از صدور برگ قطعی برای مودیانی که در چارچوب خوداظهاری نسبت به تسلیم اظهارنامه در موعد مقرر اقدام کرده و به عنوان نمونه برای رسیدگی انتخاب نشده اند نخواهد بود و در صورت عدم پرداخت اقساط تا زمان مقرر در بند ۹ فوق، مشمول جریمه مقرر در ماده ۱۹۰ قانون مالیاتهای مستقیم از تاریخ انقضای مهلت تسلیم اظهار نامه خواهند بود. ۱۲- اظهارنامه هایی که حایز شرایط مقرر در این دستورالعمل بوده و به عنوان نمونه جهت رسیدگی انتخاب نشوند قطعی تلقی می گردند. ۱۳- مودیانی که اظهارنامه آنها در اجرای بند ۱۰ فوق به عنوان نمونه انتخاب و مورد رسیدگی قرار می گیرند در صورتی که درآمد مشمول مالیات قطعی (قبل از کسر معافیت) با رقم اظهار شده از طرف مودی بیش از ۱۵ درصد اختلاف داشته باشد مشمول حکم ماده ۱۹۴ قانون مالیاتهای مستقیم خواهد بود. ۱۴- هرگاه طبق اسناد و مدارک مثبته به دست آمده برای هر یک از مودیان مشخص گردد درآمد مشمول مالیات (پس از کسر معافیت) به دست آمده با درآمد مشمول مالیات ابرازی (پس از کسر معافیت) اختلاف دارد در این صورت مالیات مابه التفاوت با رعایت مقررات مطالبه خواهد شد. ۱۵- ادارات کل امور مالیاتی مکلفند تعداد اظهارنامه های دریافتی از مشاغل پزشکی را در استانها به تفکیک شهرستان و در تهران در سطح اداره کل، به سازمان نظام پزشکی اعلام نمایند. ۱۶- سازمان نظام پزشکی می تواند فهرست پزشکانی که بنا به شرایط خاص در سال ۱۳۸۹ از درآمد کمتری نسبت به سال ۱۳۸۸ برخوردار بوده اند را حداکثر تا تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۵ به سازمان امور مالیاتی کشور اعلام نماید. ۱۷- سازمان نظام پزشکی تمام تلاش و مساعی خود را جهت جلب مشارکت اعضای خود به منظور رعایت مفاد این دستورالعمل و همچنین تکمیل اطلاعات مالیاتی از جمله مشخصات کامل هویتی شامل: کد ملی، شماره سری و سریال شناسنامه، کد پستی، شماره نظام پزشکی و ... به عمل آورده و آنها را ترغیب به نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک برای عملکرد سال ۱۳۹۰ می نماید. " در پاسخ به شکایت شاکی، مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور، به موجب لایحه شماره ۴۱۶۷/۲۱۲/د- ۱۳۹۱/۲/۱۰ توضیح داده است که: " موضوع شکایت آقای « ولی اله عباس پور» به خواسته ابطال توافق نامه مالیاتی بین « سازمان امور مالیاتی کشور» و «سازمان نظام پزشکی»، به پیوست تصویر پاسخ شماره ۴۶۵۷۸/۲۳۲/د- ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ دفتر تشخیص و حسابرسی مالیاتی فرستاده می شود و به شرح زیر معروض می دارد: توافق صورت گرفته، در اجرای ماده ۱۵۸ « قانون مالیاتهای مستقیم» ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ بین « سازمان امور مالیاتی کشور» و « سازمان نظام پزشکی» به انجام رسیده است که در این راستا، « سازمان نظام پزشکی» به عنوان یک تشکل حرفه ای و صنفی، با موضوع موافقت کرده و در « دستورالعمل خود اظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ اعضای سازمان نظام پزشکی کشور»، به شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د- ۱۳۹۰/۴/۱۴ صادر شده است. توافق نامه و دستورالعمل یاد شده، در راستای تسهیل در انجام امور مالیاتی جامعه پزشکی کشور و جهت اجرای اصل عدالت مالیاتی بوده و برای هر یک از پزشکان کشور، از جمله شاکی پرونده یاد شده، پذیرش و یا عدم پذیرش مفاد آن جنبه اختیاری دارد. از این رو، چنانچه هر یک از پزشکان بدون رعایت شرایط دستورالعمل یاد شده، نسبت به تسلیم اظهار نامه مالیاتی خود در مهلت قانونی اقدام کرده باشند، اظهار نامه مالیاتی آنها برابر مقررات «قانون مالیاتهای مستقیم» توسط ماموران ادارات امور مالیاتی مورد رسیدگی قرار گرفته است، تشخیص درآمد مشمول مالیات بر اساس رسیدگی به اظهار نامه پزشک ذی ربط است. در بند (۱۶) دستورالعمل یاد شده صراحتاً مقرر شده است که : « سازمان نظام پزشکی، می تواند فهرست پزشکانی که بنا به شرایط خاص در سال ۱۳۸۹ از درآمد کمتری نسبت به سال ۱۳۸۸ برخوردار بوده اند را حداکثر تا تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۵ به سازمان امور مالیاتی کشور اعلام نمایند.» همچنین، در بند (۱۴) دستورالعمل یاد شده، پیش بینی شده است، با رعایت مقررات، مالیات مابه التفاوت از پزشکانی که درآمد مشمول مالیات ابراز شده آنان ... با درآمد واقعی شان طبق اسناد و مدارک مثبته اختلاف داشته است، مطالبه شود. بنابراین، با توجه به این که توافق نامه و دستورالعمل یاد شده، برابر ماده ۱۵۸ « قانون مالیاتهای مستقیم» و در حیطه اختیارات قانونی سازمان امور مالیاتی کشور صادر شده، به جهت عدم مخالفت آن با قانون و عدم خروج سازمان امور مالیاتی کشور از حدود صلاحیتها و اختیارات قانونی خود، رد شکایت شاکی را مستند به بند (۱) ماده ۱۹ « قانون دیوان عدالت اداری» مصوب ۱۳۸۵ درخواست می نماید. " متن نامه شماره ۴۶۵۷۸/۲۳۲/د- ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ مدیرکل دفتر تشخیص و حسابرسی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور نیز به قرار زیر است: " در خصوص شکواییه آقای ولی اله عباسپور در دیوان عدالت اداری، به خواسته ابطال دستورالعمل شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د- ۱۳۹۰/۴/۱۴ موضوع خوداظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ مشاغل پزشکی به اطلاع می رساند: ۱- طبق ماده ۱۵۸ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ سازمان امور مالیاتی کشور می تواند در مورد بعضی از منابع مالیاتی کلاً یا جزیاً و در نقاطی که مقتضی بداند طبق آگهی منتشره در نیمه اول هر سال اعلام نماید که در سال بعد اظهارنامه های مودیان مزبور را که به موقع تسلیم کرده باشند بدون رسیدگی قبول کرده و فقط تعدادی از آنها را به طور نمونه گیری و طبق مقررات این قانون مورد رسیدگی قرار خواهد داد. بر همین اساس سازمان متبوع با هماهنگی تشکلهای حرفه ای و صنفی از جمله سازمان نظام پزشکی طرح خوداظهاری درآمد مشمول مالیات و مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ را به اجرا درآورده است. ۲- تنظیم دستورالعمل خوداظهاری با همکاری سازمان نظام پزشکی صرفاً به منظور جلب مشارکت اعضا در رعایت مفاد دستورالعمل و ترغیب آنها به نگهداری دفاتر و اسناد و مدارک است. پذیرش یا عدم پذیرش مفاد دستورالعمل و جدول آن توسط هریک از پزشکان کاملاً اختیاری است. در صورت عدم رعایت شرایط مذکور در مفادر دستورالعمل از طرف هر یک از پزشکان در تسلیم اظهارنامه و پرداخت مالیات، پرونده آنها با رعایت مقررات قانون مالیاتهای مستقیم توسط ادارات امور مالیاتی رسیدگی خواهد شد و شرایط مذکور در دستورالعمل در این ارتباط هیچ تاثیری بر پرونده مالیاتی مودی نخوهد داشت. بنابراین مطابق دستورالعمل مذکور هیچ گونه مالیاتی برای پزشکان تعیین نشده است و صرفاً شرایط خوداظهاری اعلام شده است که در صورت رعایت آن مشمول خوداظهاری خواهد بود." در خصوص ادعای مغایرت دستورالعمل مورد اعتراض با شرع مقدس اسلام، قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب لایحه شماره ۴۷۴۱۹/۳۰/۹۱- ۱۳۹۱/۴/۲۸ اعلام کرده است که: " موضوع دستورالعمل خوداظهاری درآمد مشمول مالیات عملکرد سال ۱۳۸۹ اعضای سازمان نظام پزشکی در اجرای ماده ۱۵۸ قانون مالیاتهای مستقیم برای عملکرد سال ۱۳۸۹ مصوب ۱۳۹۰/۴/۱۴ سازمان امور مالیاتی کشور، در جلسه مورخ ۱۳۹۱/۴/۲۱ فقهای معظم شورای نگهبان، مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اظهار نظر گردید: با فرض این که اصل حق وضع مالیات در مورد مذکور برای سازمان امور مالیاتی مسلم باشد، مصوبه مذکور خلاف موازین شرع شناخته نشد. "                                

    پاسخ سازمان امور مالیاتی کشور

    مدیرکل دفتر حقوقی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره ۴۱۶۷/۲۱۲/د- ۱۳۹۱/۲/۱۰ توضیح داده است:

    • توافق صورت گرفته در اجرای ماده ۱۵۸ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ بین سازمان امور مالیاتی کشور و سازمان نظام پزشکی بوده است.
    • دستورالعمل خوداظهاری درآمد مشمول مالیات سال ۱۳۸۹ در راستای تسهیل امور مالیاتی جامعه پزشکی و اجرای عدالت مالیاتی تهیه شده است.
    • پذیرش یا عدم پذیرش مفاد دستورالعمل برای هر پزشک اختیاری است و در صورت عدم رعایت شرایط، پرونده مالیاتی طبق قانون مورد بررسی قرار می‌گیرد.
    • سازمان نظام پزشکی می‌تواند فهرست پزشکانی که درآمد کمتری نسبت به سال قبل داشته‌اند، حداکثر تا تاریخ ۱۳۹۰/۶/۱۵ به سازمان امور مالیاتی اعلام کند.
    • در صورت اختلاف بین درآمد اظهار شده و واقعی، مالیات مابه التفاوت مطالبه خواهد شد.
    • دستورالعمل و توافق نامه در چارچوب اختیارات قانونی صادر شده‌اند.
    • بنابراین درخواست رد شکایت مستند به بند (۱) ماده ۱۹ قانون دیوان عدالت اداری مطرح شده است.

    متن نامه شماره ۴۶۵۷۸/۲۳۲/د- ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ مدیرکل دفتر تشخیص و حسابرسی مالیاتی سازمان امور مالیاتی

    ۱. طبق ماده ۱۵۸ قانون مالیات‌های مستقیم، سازمان امور مالیاتی می‌تواند اظهارنامه‌های مالیاتی برخی منابع را بدون رسیدگی قبول کرده و نمونه‌ای از آن‌ها را رسیدگی نماید.

    ۲. دستورالعمل خوداظهاری با همکاری سازمان نظام پزشکی صرفاً جهت جلب مشارکت اعضا در رعایت مفاد و نگهداری دفاتر است.

    ۳. پذیرش یا عدم پذیرش مفاد دستورالعمل کاملاً اختیاری است.

    ۴. عدم رعایت شرایط به بررسی و رسیدگی مالیاتی منجر می‌شود.

    ۵. هیچ مالیاتی برای پزشکان طبق دستورالعمل تعیین نشده و صرفاً شرایط خوداظهاری اعلام شده است.


    نظر قائم مقام دبیر شورای نگهبان (لایحه شماره ۴۷۴۱۹/۳۰/۹۱- ۱۳۹۱/۴/۲۸)

    موضوع دستورالعمل خوداظهاری درآمد مشمول مالیات اعضای سازمان نظام پزشکی سال ۱۳۸۹ در اجرای ماده ۱۵۸ قانون مالیات‌های مستقیم مورخ ۱۳۹۰/۴/۱۴، در جلسه مورخ ۱۳۹۱/۴/۲۱ فقهای شورای نگهبان بررسی شد.

    با فرض اصل حق وضع مالیات برای سازمان امور مالیاتی، مصوبه مذکور خلاف موازین شرع شناخته نشد.


    رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با حضور روسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی ، با اکثریت آراء به شرح زیر رأی صادر می‌کند:

    رأی هیأت عمومی

    1. با توجه به نظر قائم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره ۴۷۴۱۹/۳۰/۹۱- ۱۳۹۱/۴/۲۸ که اعلام کرده است با فرض اصل حق وضع مالیات برای سازمان امور مالیاتی، مصوبه مذکور مخالف موازین شرع شناخته نشده، بنابراین مستند به تبصره ۲ ماده ۸۴ و ماده ۸۷ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲، موجبی برای ابطال دستورالعمل مشترک شماره ۱۱۱۲۷/۲۳۰/د-۱۳۹۰/۴/۱۴ سازمان امور مالیاتی و سازمان نظام پزشکی کشور از بعد ادعای مغایرت با موازین شرع وجود ندارد.
    2. مطابق ماده ۱۵۸ قانون مالیات‌های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ با اصلاحات بعدی، سازمان امور مالیاتی می‌تواند برای بعضی منابع مالیاتی اعلام نماید که اظهارنامه‌های مودیان به موقع تسلیم‌شده بدون رسیدگی قبول شوند و فقط تعدادی به صورت نمونه‌گیری رسیدگی شوند. ماده مذکور اختیاری برای تعیین شرط قبول اظهارنامه به صورت خوداظهاری نمی‌دهد. از طرفی تبصره ۵ ماده ۱۰۰ قانون مالیات‌های مستقیم، انعقاد توافق نامه مالیاتی را تنها برای مودیان بند ج ماده ۹۵ تجویز کرده است.

    بنابراین، دستورالعمل مورد توافق سازمان امور مالیاتی و سازمان نظام پزشکی در خصوص عملکرد مالیاتی صاحبان حرف پزشکی که حکم ماده ۱۵۸ و تبصره ۵ ماده ۱۰۰ را توسعه داده است، مغایر صریح قانون و خارج از حدود اختیارات سازمان امور مالیاتی تشخیص و به استناد بند ۱ ماده ۱۲ و ماده ۸۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال ۱۳۹۲ ابطال می‌شود.


    امضاء

    محمدجعفر منتظری

    رییس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری