از:
میزان شناخت کارکنان مؤسسه از صنعت و موضوعات مرتبط.
میزان تجربه کارکنان مؤسسه در باره الزامات قانونی و گزارشگری مربوط و توانایی کسب مهارتها و دانش لازم به گونهای اثربخش.
وجود کارکنان کافی با تواناییها و صلاحیتهای لازم.
امکان دسترسی به کارشناسان ذیصلاح، در صورت نیاز.
امکان دسترسی به افراد واجد شرایط و صلاحیت لازم برای انجام بررسی کنترل کیفیت کار، در صورت لزوم.
توانایی مؤسسه در تکمیل کار در مهلت گزارشگری.
31. این موضوع که پذیرش کار جدید ممکن است به تضاد منافع واقعی یا ظاهری بینجامد نیز مورد بررسی مؤسسه قرار میگیرد. در صورت شناسایی تضاد منافع بالقوه، مؤسسه مناسب بودن پذیرش کار را ارزیابی میکند.
32. تصمیمگیری در باره پذیرش یا ادامه کار یک صاحبکار موجـود شامـل بررسی آثار نکات عمده شناسایی شده در کارهای موجود یا قبلی است. برای مثال، صاحبکار ممکن است عملیات تجاری خود را در حوزهای گسترش داده باشد که مؤسسه، دانش یا تجربه لازم در آن زمینه را ندارد.
33. در مواردی که مؤسسه به اطلاعاتی دست یابد که در صورت دستیابی زودتر به آن از پذیرش کار خودداری میکرد، سیاستها و روشهای ادامه کار باید شامل بررسی موارد زیر باشد:
الف ـ مسئولیتهای حرفهای و قانونی در شرایط موجود، شامل ملزم بودن یا نبودن گزارش به فرد یا افراد انتخاب کننده مؤسسه یا، در برخی موارد، به مقامات ذیصلاح قانونی.
ب ـ امکان کنارهگیری از کار.
34. سیاستها و روشهای کنارهگیری از کار، موضوعاتی شامل موارد زیر را دربرمیگیرد:
مذاکره با سطوح مناسبی ازمدیران اجرایی و هیئتمدیره صاحبکار در باره اقدام مناسبی که مؤسسه ممکن است بر اساس واقعیتها و شرایط مربوط به عمل آورد.
چنانچـه مؤسسـه کنارهگیری را مناسـب تشخیـص دهد، مذاکـره با سطوح مناسبی از مدیران اجرایی و هیئت مدیره صاحبکار در باره کنارهگیری از کار و دلایل کنارهگیری.
بررسی اینکه آیا برای ادامه کار یا گزارش کنارهگیری همراه با دلایل آن به مقامات ذیصلاح قانونی، الزامات حرفهای، قانونی یا مقرراتی وجود دارد یا خیر.
مستندسازی مسایل عمده، مشاورههای انجام شده، نتایج به دست آمده و مبانی آن.
منابع انسانی
35. مؤسسه باید سیاستها و روشهایی را طراحی و برقرار کند که از دسترسی به کارکنان کافی دارای توانایی، صلاحیت و پایبندی به اصول اخلاقی لازم برای انجام کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی و امکان صدور گزارش مناسب شرایط موجود، اطمینانی معقول به دست آورد.
36. این سیاستها و روشها، موضوعات زیررا دربرمیگیرد:
الف ـ استخدام.
ب ـ ارزیابی عملکرد.
پ ـ تواناییها.
ت ـ صلاحیت.
ث ـ فرصتهای ارتقای شغلی.
ج ـ ترفیع.
چ ـ حقوق ومزایا.
ح ـ براورد کارکنان مورد نیاز.
مؤسسه با پرداختن به این موضوعات، میتواند تعداد و ویژگیهای افراد مورد نیاز برای انجام کارهای خود را تعیین کند. فرایندهای استخدامی مؤسسه دربرگیرنده روشهایی است که مؤسسه را در انتخاب افراد درستکار و مستعد برای ارتقای تواناییها و صلاحیت، تا حد لازم جهت انجام کارهای مؤسسه، یاری میکند.
37. تواناییها و صلاحیت کارکنان از طریق روشهای گوناگونی چون موارد زیر ارتقا مییابد:
آموزش حرفهای.
پیشرفتهای حرفهای مستمر، مثلاً از طریق کارآموزی.
تجربه کاری.
سرپرستی و نظارت توسط کارکنان باتجربهتر.
اعتلای فرهنگ کار گروهی.
38. تداوم صلاحیت کارکنان مؤسسه به میزان زیادی به پیشرفتهای حرفهای مستمر بستگی دارد تا آنان، دانش و تواناییهای خود را حفظ کنند. از این رو، مؤسسه در سیاستها و روشهای خود، بر لزوم آموزش مستمر همه کارکنان تأکید میکند و منابع و کمکهای آموزشی مورد نیاز را برای قادر ساختن کارکنان به حفظ تواناییها و صلاحیت لازم فراهم میکند. در موارد در دسترس نبودن منابع فنی و آموزشی داخلی، یا به هر دلیل دیگر، مؤسسه میتواند از افراد مناسب و واجد شرایط برون سازمانی برای این منظور استفاده کند.
39. روشهای ارزیابی عملکرد، حقوق و مزایا و ترفیعات مؤسسه، دربرگیرنده ساز و کارهای لازم برای شناسایی و تشویق مناسب در موارد ارتقا و حفظ صلاحیت و پایبندی به اصول اخلاقی میباشد. به ویژه، مؤسسه اقدامات زیر را انجام می دهد:
الف ـ آگاه کردن کارکنان از انتظارات مؤسسه درباره اصول کاری و اخلاقی.
ب ـ ارائه نتایج ارزیابی عملکرد، پیشرفت و فرصتهای ارتقای شغلی و ارائه مشاورههای لازم در این موارد به کارکنان.
پ ـ کمک به کارکنان برای درک این امر که ارتقا به ردهای با مسئولیت بالاتر، از جمله، به کیفیت عملکرد و پایبندی به اصول اخلاقی بستگی دارد و تخطی از سیاستها و روشهای مؤسسه میتواند به اقدامات انضباطی منجر شود.
40. فرایند ارزیابی عملکرد کارکنان، به اندازه و شرایط مؤسسه بستگی دارد. در مؤسسات کوچکتر، روشهای ارزیابی عملکرد کارکنان میتواند از رسمیت کمتری برخوردار باشد.
تعیین گروه کاری
41. موسسه باید مسئولیت هر کار را به یک مدیر مسئول کار واگذار کند. مؤسسه باید سیاستها و روشهایی را برقرار کند که مستلزم موارد زیر باشد:
الف ـ نام مدیر مسئول کار و مسئولیت وی به هیئت مدیره و مدیران اجرایی اصلی صاحبکار اطلاع داده شود.
ب ـ مدیر مسئول کار تواناییها، صلاحیت، اختیار و زمان مناسب برای ایفای مسئولیت خود را داشته باشد.
پ ـ مسئولیتهای مدیر مسئول کار به روشنی تعریف و به وی اعلام شود.
42. سیاستها و روشها شامل سیستمهای نظارت بر تناسب حجم کار با ظرفیت کاری مدیران مسئول کار است به گونهای که این افراد زمان کافی برای ایفای مسئولیتهای خود به نحو مناسب را داشته باشند.
43. مؤسسه همچنین باید برای هر کار، کارکنان مناسب و دارای تواناییها، صلاحیت و زمان لازم را تعیین کند تا کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی، انجام شود و مؤسسه بتواند گزارشهای متناسب با شرایط موجود را صادر کند.
44. مؤسسـه روشهـایی را برای ارزیابـی تواناییها و صلاحیـت کارکنان خود برقـرار میکند. تواناییها و صلاحیت مورد نظر در هنگام تعیین گروههای کاری و تعیین سطح نظارت لازم، شامل موارد زیر است:
شناخت و تجربه عملی در باره کارهای با ماهیت و پیچیدگی مشابه از طریق آموزش و مشارکت مناسب.
شناخت الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی.
دانش فنی مناسب، شامل شناخت از فناوری اطلاعات مربوط.
شناخت از صنایع مرتبط با فعالیت صاحبکار.
توانایی اعمال قضاوت حرفهای.
شناخت از سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مؤسسه.
اجرای کار
45. مؤسسه بایدبرای کسب اطمینان معقول از انجام کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی و صدور گزارشهای متناسب با شرایط موجود توسط مؤسسه، سیاستها و روشهای لازم را طراحی و برقرار کند.
46. مؤسسه از طریق سیاستها و روشهای خود، درصدد حفظ کیفیت انجام کار است. این امر اغلب از طریق دستورالعملهای




