حسابرس، کفایت نماید. برای مثال، حسابرس میتواند با به یادآوردن مذاکرات خود با مدیران اجرایی یا ارکان راهبری یا یافتههای حاصل از روشهای حسابرسی اجرا شده در جریان حسابرسی نظیر مطالعه صورتجلسات هیئت مدیره، بدون نیاز به انجام اقدامی دیگر به این مساله توجه کند که آیا مغایرتی بااهمیت بین سایر اطلاعات و شناختی که حسابرس در جریان کار حسابرسی کسب کرده است، وجود دارد یا خیر.
ت-24. حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که مراجعه به مستندات حسابرسی یا پرس و جو از اعضای ذیربط تیم حسابرسی یا حسابرسان بخش، مبنایی مناسب برای توجه وی به وجود یا نبود مغایرتی بااهمیت است. برای مثال:
- در مواردی که توقف برنامه ریزی شده یکی از خطوط اصلی تولید، در سایر اطلاعات توصیف شده است، با وجود اینکه حسابرس از توقف برنامهریزی شده مطلع است، وی میتواند از اعضای ذیربط تیم حسابرسی که روشهای حسابرسی را در این حوزه اجرا کردهاند، برای پشتیبانی از ارزیابی خود از وجود یا نبود مغایرتی بااهمیت بین سایر اطلاعات و شناختی که حسابرس در جریان کار حسابرسی کسب کرده است، پرسوجو کند.
- در مواردی که در سایر اطلاعات، جزئیات مهم یک دعوی حقوقی که در حسابرسی مورد توجه قرار گرفته است، توصیف شده، اما حسابرس نمیتواند به اندازه کافی آنها را به یاد آورد، ممکن است مراجعه به مستندات حسابرسی که چنین جزئیاتی را تلخیص نموده، برای یادآوری مسئله توسط حسابرس ضروری باشد.
ت-25. اینکه آیا حسابرس به مستندات حسابرسی مربوط مراجعه میکند یا از اعضای ذیربط تیم حسابرسی یا حسابرسان بخش پرس و جو میکند یا خیر، و اگر پرس و جو کند، این پرسوجو تا چه اندازه خواهد بود، مسئلهای تابع قضاوت حرفهای است. با وجود این، ممکن است مراجعه به مستندات حسابرسی مربوط یا پرس و جو از اعضای ذیربط تیم حسابرسی یا حسابرسان بخش در ارتباط با هرمسئلهای که در سایر اطلاعات درج شده است، ضرورت نداشته باشد.
حفظ هشیاری نسبت به دیگر نشانههای وجود تحریف بااهمیت در سایر اطلاعات (رک: بند 15)
ت-26. مدیران اجرایی میتوانند در سایر اطلاعات مسائلی را مطرح کنند که ارتباطی با صورتهای مالی ندارد و ممکن است اینگونه مسائل فراتر از شناختی باشد که حسابرس در جریان کار حسابرسی کسب کرده است. برای مثال، مدیران اجرایی میتوانند در سایر اطلاعات مطالبی را درخصوص انتشار گازهای گلخانهای توسط واحد تجاری درج نمایند.
ت-27. حفظ هشیاری نسبت به دیگر نشانههای وجود تحریف بااهمیت در سایر اطلاعات غیرمرتبط با صورتهای مالی یا شناختی که حسابرس در جریان کار حسابرسی کسب کرده است، به حسابرس در رعایت الزامات اخلاقی مربوط کمک میکند. طبق این الزامات حسابرس ملزم به اجتناب از ارتباط آگاهانه با سایر اطلاعاتی است که باور دارد شامل مطالب بااهمیت گمراهکننده یا غلط است یا با بیدقتی تهیه شده است، یا اطلاعات ضروری را حذف یا کتمان میکند چنان که سایر اطلاعات را گمراه کننده میسازد. حفظ هشیاری نسبت به دیگر نشانههای وجود تحریف بااهمیت در سایر اطلاعات میتواند به طور بالقوه منجر به تشخیص مسائلی نظیر موارد زیر توسط حسابرس شود:
- تفاوتهای موجود بین سایر اطلاعات و شناخت کلی اعضای تیم حسابرسی (که سایر اطلاعات را مطالعه میکنند)، که حسابرس را به این باور سوق میدهد که سایر اطلاعات حاوی تحریف بااهمیت است، جدا از شناختی که در کار حسابرسی کسب میشود، یا
- ناسازگاریهای درونی در سایر اطلاعات که حسابرس را به این باور سوق میدهد که سایر اطلاعات حاوی تحریف بااهمیت به نظر میرسد.
برخورد حسابرس در مواردی که به نظر میرسد مغایرتی بااهمیت در سایر اطلاعات وجود دارد یا به نظر میرسد سایر اطلاعات حاوی تحریفی بااهمیت است (رک: بند 16)
ت-28. مذاکره حسابرس با مدیران اجرایی در مورد مغایرتی بااهمیت (یا در اینخصوص که به نظر میرسد سایر اطلاعات حاوی تحریف بااهمیتی باشد) میتواند شامل درخواست حسابرس از مدیران اجرایی مبنی بر ارائه شواهد پشتوانه مطالب مطرح شده در سایر اطلاعات باشد. بر مبنای توضیحات یا اطلاعات بیشتری که مدیران اجرایی ارائه میکنند، حسابرس ممکن است متقاعد شود که سایر اطلاعات فاقد تحریفی بااهمیت است. برای مثال، توضیحات مدیران اجرایی ممکن است پشتوانهای منطقی و کافی برای تفاوتهای موجه در قضاوت باشد.
ت-29. در مقابل، مذاکره حسابرس با مدیران اجرایی ممکن است به دستیابی به اطلاعات بیشتری بینجامد که پشتوانه نتیجهگیری حسابرس مبنی بر وجود تحریف بااهمیت در سایر اطلاعات است.
ت-30. به چالش کشیدن مدیران اجرایی با مسائل قضاوتی توسط حسابرس، ممکن است در مقایسه با مسائلی که ماهیت واقعیتری دارند، دشوارتر باشد. با وجود این، ممکن است شرایط موجود، حسابرس را متقاعد کند که سایر اطلاعات حاوی مطلبی ناسازگار با صورتهای مالی یا شناختی است که حسابرس در جریان کار حسابرسی کسب کرده است. وجود چنین شرایطی میتواند تردید حسابرس را نسبت به سایر اطلاعات، صورتهای مالی یا شناختی که در جریان کار حسابرسی کسب کرده است، برانگیزد.
ت-31. از آنجا که امکان بروز طیف وسیعی از تحریفهای بااهمیت در سایر اطلاعات وجود دارد، ماهیت و میزان روشهای دیگری که حسابرس میتواند بکار گیرد تا متقاعد شود آیا تحریف بااهمیتی در سایر اطلاعات وجود دارد یا خیر، مسئلهای تابع قضاوت حرفهای با توجه به شرایط موجود است.
ت-32. در مواردی که مسئلهای بخصوص، به صورتهای مالی یا شناختی که حسابرس در جریان حسابرسی کسب کرده است ارتباطی نداشته باشد، حسابرس ممکن است نتواند ارزیابی کاملی از پاسخهای مدیران اجرایی به پرسوجوهای خود داشته باشد. با وجود این، بر مبنای توضیحات یا اطلاعات بیشتری که مدیران اجرایی ارائه میکنند یا تغییراتی که در سایر اطلاعات اعمال میکنند حسابرس ممکن است متقاعد شود که دیگر مغایرتی بااهمیت وجود ندارد یا تحریفی بااهمیت مشاهده نمیشود. در مواردی که حسابرس نمیتواند چنین نتیجهگیری کند که مغایرتی بااهمیت وجود ندارد یا تحریفی بااهمیت در سایر اطلاعات مشاهده نمیشود، حسابرس میتواند از مدیران اجرایی درخواست کند با شخص ثالثی ذیصلاح (برای مثال، مشاور حقوقی یا کارشناس واحد تجاری) مشورت کنند. در موارد خاص، پس از بررسی نتایج مشورت مذکور، حسابرس ممکن است نتواند در این خصوص نتیجهگیری کند که آیا تحریف بااهمیتی در سایر اطلاعات وجود دارد یا خیر. در این شرایط، حسابرس ممکن است یک یا چند اقدام زیر را انجام دهد:
- مشورت با مشاورحقوقی حسابرس،
- بررسی آثار این شرایط بر گزارش حسابرس، برای مثال، در مواردی که محدودیتی توسط مدیران اجرایی بر حسابرس تحمیل میشود، ضرورتی به توصیف آن در گزارش حسابرس وجود دارد یا خیر.
- کنارهگیری از کار حسابرسی، در مواردی که کنارهگیری از کار طبق قوانین یا مقررات امکانپذیر باشد.




