هدر سایت مالیاتی

دسته: آرا دیوان عدالت اداری

آخرین سنگر دفاع از حقوق مودیان! ⚖️ در این بخش، نحوه طرح شکایت در دیوان، آرای وحدت رویه و روند ابطال بخشنامه‌های غیرقانونی سازمان امور مالیاتی را با تحلیل وحید اکبری بررسی کرده‌ایم تا عدالت مالیاتی را به جریان بیندازید. ✨

  • [1402/03/02][140231390000531103][دیوان عدالت اداری] اعمال ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 نسبت به رأی شماره 140109970905810909-1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    تاریخ سند: 1402/03/02
    شماره سند: 140231390000531103
    کد سند: م/105/147/148//
    وضعیت سند: معتبر

    اعمال ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 نسبت به رأی شماره 140109970905810909-1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    موضوع شکایت و خواسته: اعمال ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 نسبت به رأی شماره 140109970905810909- 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

    گردش کار: ـ 1 وزیر امور اقتصادی و دارایی به موجب نامه‌های شماره 174136 ـ 1401/08/24 و 200/2332/ص ـ 1402/02/16 به رئیس دیوان عدالت اداری اجمالاً اعلام کرده است که:

    «در خصوص پرونده کلاسه 0004077 موضوع درخواست ابطال صورتجلسه شماره 201-27 مورخ 1399/12/08 شورای عالی مالیاتی (ابلاغ شده به موجب بخشنامه شماره 210/1400/10 ـ 1400/02/21 معاونت حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور) در ارتباط با نرخ تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بانک‌ها که توسط هیأت عمومی دیوان عدالت اداری رسیدگی و منجر به صدور دادنامه شماره 140109970905810909 ـ 1401/05/11 مبنی بر ابطال اطلاق صورتجلسه مذکور شورای عالی مالیاتی شده است، ضمن تقاضای رسیدگی مجدد برابر مفاد ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری به استحضار می‌رساند:

    طبق ماده واحده قانون نحوه محاسبه و اعمال تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، تفاوت ناشی از تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران که از تغییر نرخ برابری ارز، طلا و جواهرات ایجاد می‌شود، صرفاً ناشی از ارزیابی حسابداری است و سود تحقق‌یافته تلقی نمی‌شود و مشمول مالیات نیست و مابه‌التفاوت آن در حسابی تحت عنوان مازاد حاصل از ارزیابی خالص دارایی‌های خارجی منظور و در بخش سرمایه بانک مرکزی ذیل حساب اندوخته‌ها در ترازنامه منعکس و گزارش می‌شود. اما حکم خاص ماده واحده قانونی مذکور که صرفاً در مورد بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعتبار دارد، قابلیت تعمیم به سایر اشخاص را ندارد.

    مطابق ماده 36 قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی کشور، سود و زیان ناشی از تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی صندوق توسعه ملی از پرداخت مالیات معاف می‌باشد. مفاد این ماده صرفاً در خصوص صندوق توسعه ملی بوده و قابل تعمیم و تسری به سایر اشخاص نمی‌باشد. علاوه بر این، در ماده موصوف اشاره‌ای به درآمد نبودن «تسعیر ارز» نشده است، بلکه حکم به معافیت داده و معافیت نیز در مورد «درآمد» مصداق می‌یابد.

    بر اساس بند (الف) ماده 45 قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور، سود و زیان ناشی از تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بانک توسعه صادرات ایران، صندوق ضمانت صادرات ایران و شرکت سرمایه‌گذاری خارجی ایران مشمول مالیات با نرخ صفر است. حکم این ماده که صرفاً در خصوص اشخاص احصاء شده بود، قابلیت تعمیم و تسری به سایر اشخاص را ندارد.

    بر اساس بند (ب) ماده 45 قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور، سود تفاوت نرخ تسعیر ارز حاصل از صادرات، معاف از مالیات اعلام شده است. از مفاد بند مذکور عدم اطلاق درآمد بر «تسعیر ارز» برداشت نمی‌شود زیرا قانونگذار در بند یاد شده صرفاً سود تفاوت نرخ ارز حاصل از صادرات را از هرگونه مالیات معاف اعلام نموده است. حکم مزبور به تسعیر ارز درآمدی که منشأ صادراتی ندارد قابل تسری نیست و این خود مؤید شمول مالیات بر تسعیر ارز دارایی و بدهی ارزی است.

    در ماده 105 قانون مالیات‌های مستقیم مقرر شده است که درآمد شرکت‌ها و درآمد ناشی از فعالیت‌های انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می‌شود، پس از وضع زیان‌های حاصل از منابع غیرمعاف و کسر معافیت‌های مقرر به استثناء مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه‌ای می‌باشد، مشمول مالیات به نرخ 25 درصد باشد. از طرف دیگر، مطابق مبانی نظری گزارشگری مالی استانداردهای حسابداری، «درآمد» عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه به جز مواردی که به آورده صاحبان سهام مربوط می‌شود. از این رو از آنجایی که تسعیر دارایی‌های ارزی بانک‌ها به نرخ‌های مقرر قانونی، منجر به افزایش در حقوق صاحبان سرمایه بانک‌های مذکور و در نتیجه باعث افزایش درآمد بانک‌های موصوف می‌شود، بنابراین مطالبه مالیات از این گونه درآمدها که ناشی از تسعیر ارز می‌باشد با مقررات قانونی منطبق است.

    عمده اشکال اجرای دادنامه شماره 140109970905810909 ـ 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری این است که طبق تبصره 2 ماده 147 قانون مالیات‌های مستقیم، هزینه‌های مربوط به درآمدهایی که به موجب قانون مذکور از پرداخت مالیات معاف یا مشمول مالیات با نرخ صفر بوده یا با نرخ مقطوع محاسبه می‌شود، به عنوان هزینه‌های قابل قبول مالیاتی شناخته نمی‌شوند.

    از سوی دیگر بر اساس بند 24 ماده 148 قانون مذکور، زیان حاصل از تسعیر ارز بر اساس اصول متداول حسابداری مشروط به اتخاذ یک روش یکنواخت طی سال های مختلف از طرف مؤدی، در حساب مالیاتی قابل قبول است. قانونگذار طبق حکم بند یاد شده ضمن تأیید اصل وجود سود یا زیان برای عمل تسعیر ارز، زیان حاصل را به عنوان هزینه قابل قبول پذیرفته است. در غیر این صورت، چنانچه درآمد یا سود حاصل از تسعیر ارز معاف از مالیات می‌بود، زیان مربوط به آن با عنایت به حکم تبصره 2 ماده 147 موصوف به عنوان هزینه‌های قابل قبول مالیاتی محسوب نمی‌شد. بنابراین حکم بند 24 ماده 148 قانون مذکور که بر اساس آن زیان حاصل از تسعیر ارز در حساب مالیاتی قابل پذیرش است، قابلیت اجرا نداشته و اجرای دادنامه مذکور هیأت عمومی دیوان عدالت اداری سبب ایجاد تعارض میان احکام تبصره 2 مزبور و بند 24 ماده 148 قانون یاد شده خواهد شد.

    بر اساس بند (ز) ماده 7 قانون اساسنامه سازمان حسابرسی مصوب 1366/06/17 مجلس شورای اسلامی، مرجع تخصصی و رسمی تدوین اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی در سطح کشور، سازمان مذکور می‌باشد و گزارش‌های حسابرسی و صورت‌های مالی که در تنظیم آنها اصول و ضوابط تعیین‌شده از طرف سازمان مذکور رعایت نشده باشد، در هیچ‌یک از مراجع دولتی قابل استفاده نخواهد بود. وفق بند 23 استاندارد حسابداری شماره 16 در پایان هر دوره گزارشگری اقلام پولی ارزی باید در تاریخ ترازنامه تسعیر شود و از سوی دیگر به موجب بند 27 استاندارد مذکور به استثنای بندهای 29، 30 و 31 همان استاندارد، تفاوت ناشی از تسویه یا تسعیر اقلام پولی ارزی واحد تجاری به نرخ‌هایی متفاوت با نرخ‌های مورد استفاده در شناخت اولیه این اقلام یا در تسعیر این اقلام در صورت‌های مالی دوره قبل باید به عنوان درآمد یا هزینه دوره وقوع شناسایی شود.

    بنابراین طبق اصول استانداردهای حسابداری، تفاوت ناشی از تسعیر ارز به عنوان درآمد قابل شناسایی است و لاجرم مشمول مالیات قرار می‌گیرد. اما دادنامه شماره 909-1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با بیان این نکته که شمول مالیات بر درآمد از بابت تسعیر نرخ ارز بر دارایی‌ها و ارزهای فروش نرفته خلاف قانون است، مطالبه مالیات از این نوع تسعیر را به زمان فروش یا مصرف موکول کرده است.

    دادنامه مذکور در مقام اجرا، محاسبه مالیات در زمان مصرف یا فروش (به دلیل در اختیار نبودن اطلاعات مرتبط با آن ارز در هیچ یک از صورت های مالی و دفاتر مؤدی) را با مشکل اساسی مواجه ساخته و این نوع محاسبه را برای سازمان امور مالیاتی کشور غیر ممکن کرده است.

    بر اساس دادنامه‌های شماره 535 و 536 مورخ 1396/06/07 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، نظر به اینکه سازمان امور مالیاتی در بند 1 نکات قابل توجه در رسیدگی مالیاتی دستورالعمل مورد شکایت (دستورالعمل شماره 200/93/524-1393/06/22) سود حاصل از تسعیر ارز با منشأ صادرات را مشمول مالیات قرار داده است، این حکم خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات مرجع وضع آن تشخیص و ابطال شده است. لیکن مواردی که سود تسعیر ارز ناشی از صادرات نباشد، از شمول حکم دادنامه یاد شده خارج است.

    مطابق بند (ج) دادنامه شماره 838 و 839 مورخ 1396/09/07 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، نظر به اینکه بخشنامه‌های شماره 200/10743-1391/05/24 و 200/95/25-1395/04/22 سازمان امور مالیاتی کشور، سود حاصل از تسعیر ارز با منشأ صادرات را مشمول مالیات قرار داده است، لذا بخشنامه‌های مذکور مغایر قوانین یاد شده تشخیص و ابطال شده‌اند. اما مفاد دادنامه مذکور به مواردی که سود تسعیر ارز ناشی از صادرات نباشد قابل تعمیم نیست.

    بر اساس مفاد آیین‌نامه اجرایی موضوع ماده 95 قانون مالیات‌های مستقیم، اشخاص مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می‌بایست دفاتر مذکور را با رعایت استانداردهای حسابداری تنظیم کنند. بنابراین مکلفند با مراعات استاندارد حسابداری شماره 16 (که درآمد حاصل از تسعیر ارز را درآمد تلقی کرده است) درآمدهای مربوط را شناسایی نمایند و از سوی دیگر طبق مفاد مواد 94 و 105 قانون مذکور، درآمد اشخاص حقیقی و حقوقی با رعایت سایر مقررات مشمول مالیات می‌باشد. بنابراین مانند سایر درآمدهای اشخاص یاد شده، به طور کلی درآمد تحقق یافته و درآمد شناسایی شده تحقق نیافته ناشی از تسعیر ارز که به موجب استانداردهای حسابداری تکلیف به شناسایی آن شده است، مشمول مالیات می‌باشد و در مواردی که نظر بر عدم شمول مالیات، تسری معافیت، نرخ صفر و … به درآمد حاصل از تسعیر ارز بوده، قانونگذار در راستای اجرای اصل 51 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با انجام فرآیند تقنینی، این حکم (مستثنی نمودن مورد از شمول مالیات) را به صراحت بیان نموده است.

    همچنین بر اساس دادنامه‌های قبلی مورد اشاره که در دادنامه موضوع اعتراض هیأت عمومی دیوان عدالت اداری (دادنامه شماره 140109970905810909-1401/05/11) مورد استناد بوده، با فرض شمول مالیات نسبت به سود حاصل از تسعیر ارز، صرفاً به دلیل پیش‌بینی حکم معافیت مالیات در قانون احکام دایمی برنامه‌های توسعه کشور، قانون نحوه محاسبه و اعمال تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و ماده 36 قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی کشور، حکم به معافیت از پرداخت مالیات سود تسعیر ارز داده شده است و فاقد هرگونه حکم در خصوص عدم تلقی درآمدهای محقق نشده حاصل از تسعیر ارز به عنوان درآمد مشمول مالیات و یا عدم لزوم تسری مالیات به درآمد اخیرالذکر می‌باشد.

    بنابراین با توجه به موارد مندرج در این نامه، قانونگذار سود تسعیر ارز موارد مذکور را از تاریخ لازم‌الاجرا شدن قوانین فوق، از پرداخت مالیات معاف کرده است. مطلب بیانگر آن است که سود تسعیر ارز آنها قبل از قوانین مذکور، مشمول مالیات بوده و سود تسعیر ارز سایر موارد نیز مشمول مالیات می‌باشد و در مواردی که نظر بر عدم شمول مالیات، تسری معافیت، نرخ صفر و … به درآمد حاصل از تسعیر ارز بوده، در راستای صراحت اصل 51 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانونگذار به صدور حکم مستثنی‌نمودن طبق فرآیند قانون‌گذاری اقدام نموده است. بدیهی است وجود احکام قانونی اخیرالذکر خود دلیل قاطع است بر اینکه قانونگذار به ماهیت درآمدی بودن سود حاصل از تسعیر ارز (اعم از سود تحقق‌یافته و تحقق‌نیافته) و به تبع آن مشمول مالیات بودن آنها صحه گذاشته و بنا بر صلاحدید، برخی اشخاص یا فعالیت‌ها را از شمول مالیات خارج و از پرداخت مالیات مربوط معاف کرده است.

    با عنایت به مراتب فوق، خواهشمند است دستور فرمایید اقدامات لازم در اجرای ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، به منظور رسیدگی مجدد به دادنامه شماره 140109970905810909 – 1401/05/11 در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری فراهم شود.

    2- متن رأی شماره 140109970905810909 – 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری به قرار زیر است:

    «با توجه به اینکه بر اساس مفاد آرای شماره 535-536 مورخ 1396/06/07،838- 1396/09/07 و 3047-1400/11/19 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و ماده واحده قانون نحوه محاسبه و اعمال تسعیر دارایی ها و بدهی های ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1392 و ماده 36 قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور مصوب سال 1394 و بند (ب) ماده 45 قانون احکام دائمی برنامه های توسعه کشور مصوب سال 1395، شمول عنوان درآمد بر عمل تسعیر و در نتیجه مطالبه مالیات از آن منتفی اعلام شده است، بنابراین اطلاق حکم مقرر در رأی شماره 201-27 مورخ 1399/12/18 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی که به موجب بخشنامه شماره 210/1400/10-1400/02/21 سازمان امور مالیاتی کشور ابلاغ شده، در حدی که متضمن شمول مالیات بر درآمد از بابت تسعیر نرخ ارز بر دارایی ها و ارزهای فروش نرفته است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار بوده و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال می شود.»

    -3 پس از طرح درخواست موصوف و به دنبال اعلام موافقت رئیس دیوان عدالت اداری با اعمال مقررات ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری نسبت به رأی شماره 140109970905810909 – 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری موضوع به هیأت تخصصی مالیاتی و بانکی ارجاع شد و پس از اخذ نظریه هیأت مزبور در دستور کار هیأت عمومی دیوان عدالت اداری قرار گرفت.

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/03/02 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    اولاً حکم مقرر در ماده 36 قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور مصوب سال 1394 ناظر بر معافیت سود و زیان ناشی از تسعیر دارایی ها و بدهی های ارزی صندوق توسعه ملی از پرداخت مالیات بوده و محدود به صندوق مزبور است و بر اساس حکم ماده واحده قانون نحوه محاسبه و اعمال تسعیر دارایی ها و بدهی های ارزی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1392 نیز صرفاً تفاوت ناشی از تسعیر دارایی ها و بدهی های ارزی بانک مرکزی که از تغییر نرخ برابری ارز، طلا و جواهرات ایجاد می شود، به عنوان سود تحقق یافته تلقی نشده و مشمول مالیات نیست و بر مبنای بند (ب) ماده 45 قانون احکام دائمی برنامه های توسعه کشور مصوب سال 1395 هم سود تفاوت نرخ تسعیر ارز حاصل از صادرات از مالیات معاف اعلام شده است.

    ثانیاً به موجب تبصره 2 ماده 147 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366: «هزینه های مربوط به درآمدهایی که به موجب این قانون از پرداخت مالیات معاف یا مشمول مالیات با نرخ صفر بوده یا با نرخ مقطوع محاسبه می شود، به عنوان هزینه های قابل قبول مالیاتی شناخته نمی شوند» که با توجه به وجود ارتباط مستقیم بین پذیرش هزینه و شمول مالیات، فرآیند تسعیر نرخ ارز در زمره درآمدهای مشمول مالیات است.

    ثالثاً به موجب مواد مختلف از لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب سال 1347 و مشخصاً مواد 237، 239 و 240 این قانون که در خصوص مبنای تقسیم سود سهامداران و پاداش آنها است، فرآیند مربوط به محاسبه قیمت واقعی و در دسترس ارزهای موجود یا قیمت آن بر اساس نرخ جریان های نقدی آتی ناشی از معامله عملاً مبنای محاسبه سود اشخاص در پایان سال مالی است و چنانچه فروش سهام یا سهم الشرکه تحقق یابد، با مبنای محاسبه ارزهای موجود و بر اساس قیمتهای مذکور، کشف قیمت انجام شده و معاملات صورت می پذیرد و اصولاً در انجام معاملات تجاری، این فرآیند مورد عمل واقع شده و درآمد محسوب و در دفاتر قانونی به عنوان درآمد ثبت می شود و رویه حاکم در مراجع قضایی نیز مؤید همین امر است.

    رابعاً در مواد 1، 6 و 17 آیین نامه اجرایی ماده 95 اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394/12/04 بر رعایت ضوابط و استانداردهای حسابداری در جریان تنظیم دفاتر و اسناد مالیاتی تأکید شده و بر اساس بند 23 اصل 16 از استانداردهای حسابداری که در اجرای بند (ز) ماده 7 قانون اساسنامه سازمان حسابرسی مصوب سال 1366 تدوین یافته و با لحاظ استثنائات مندرج در بندهای 29، 30 و 31 همین اصل، تفاوت ناشی از تسویه یا تسعیر اقلام پولی واحدهای تجاری، درآمد محسوب شده و زیان آن به عنوان هزینه مبنای عمل قرار می گیرد.

    بنا به مراتب فوق، رأی شماره 140109970905810909 مورخ 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که بر اساس آن اطلاق حکم مقرر در رأی شماره 201-27 مورخ 1399/12/18 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی (ابلاغی به موجب بخشنامه شماره 210/1400/10 مورخ 1400/02/21 سازمان امور مالیاتی کشور) در حد شمول مالیات بر درآمد از بابت تسعیر نرخ ارز بر دارایی ها و ارزهای فروش نرفته، ابطال شده بود، با قوانین مذکور مغایرت دارد و لذا بر مبنای ماده 91 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ضمن نقض رأی شماره 140109970905810909 مورخ 1401/05/11 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، اعتبار حقوقی حکم مقرر در رأی شماره 201-27 مورخ 1399/12/18 هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی (ابلاغی به موجب بخشنامه شماره 210/1400/10 مورخ 1400/02/21 سازمان امور مالیاتی کشور) تأیید می گردد.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 105ـ جمع درآمد شرکتها و درآمد ناشی از فعالیت‌های‌انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج ‌از ایران…
    ماده 147 [1] – هزینه‌های قابل قبول برای تشخیص درآمد مشمول مالیات به شرحی‌که ضمن مقررات این قانون مقرر می‌گردد عبارت است از‌ هزینه…
    ماده 148 – هزینه‌هایی که حائز شرایط مذکور در ماده فوق می‌باشد به شرح زیر در حساب مالیاتی قابل قبول است:[1]
    1 – قی…

  • [1402/03/09][140231390000603350][دیوان عدالت اداری] ابطال بند 2 از ماده 1، ابطال ماده 3 و ابطال عبارت «مالیات با نرخ صفر» از ماده 5 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات (موضوع تصویب نامه شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12 هیأت وزیران) از تاریخ تصویب


    تاریخ سند: 1402/03/09
    شماره سند: 140231390000603350
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال بند 2 از ماده 1، ابطال ماده 3 و ابطال عبارت «مالیات با نرخ صفر» از ماده 5 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات (موضوع تصویب نامه شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12 هیأت وزیران) از تاریخ تصویب


    موضوع شکایت و خواسته:
    ابطال بند 2 از ماده 1، ابطال ماده 3 و ابطال عبارت «مالیات با نرخ صفر» از ماده 5 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات (موضوع تصویب نامه شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12 هیأت وزیران)


    گردش کار:
    شاکی به موجب دادخواستی ابطال بند 2 از ماده 1، ابطال ماده 3 و ابطال عبارت «مالیات با نرخ صفر» از ماده 5 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات (موضوع تصویب نامه شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12 هیأت وزیران) را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    “با تدقیق در ماده 132 قانون مالیات های مستقیم استنباط می‌شود که کاربرد مالیات با نرخ صفر صرفاً در خصوص معافیت های مالیاتی اشخاص حقیقی و حقوقی موضوع فصل چهارم و پنجم از باب سوم قانون مالیات های مستقیم (مالیات بر درآمد مشاغل و مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی) معنا پیدا کرده و کاربرد دارد و در خصوص مشمولین فصل سوم از باب سوم (مالیات بر درآمد حقوق) فاقد موضوعیت می‌باشد. چرا که طبق قانون مالیات های مستقیم شخص حقوق بگیر هیچ گونه تکلیفی در خصوص ارائه اظهارنامه، دفاتر قانونی، اسناد و مدارک حسب مورد ندارد.

    از طرفی در بحث معافیت های مربوط به مالیات بر درآمد حقوق، قانونگذار در هیچ کجای قانون نه صحبتی در خصوص اعمال مالیات با نرخ صفر کرده و نه تکلیفی بر عهده حقوق بگیر در خصوص اجرای روش های موضوع بند (الف) ماده 132 قانون مالیات های مستقیم گذاشته است.


    دلایل، جهات و مستندات موارد درخواست ابطال:

    1. ابطال بند 2 از ماده 1 و عبارت اعمال مالیات با نرخ صفر از ماده 5:
    در آیین نامه مورد اعتراض برای اعمال معافیت مالیات حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری از اصطلاح مالیات با نرخ صفر استفاده شده است. همان گونه که ذکر شد، اساساً در مبحث معافیت های مالیات بر درآمد حقوق موضوع فصل سوم از باب سوم، مالیات با نرخ صفر موضوعیتی ندارد، حال آن که شرط اولیه و اصلی برخورداری از مالیات با نرخ صفر طبق بند (الف) ماده 132 مؤدیان مشمول آن مکلف به تسلیم اظهارنامه، دفاتر قانونی، اسناد و مدارک حسب مورد، برای درآمدهای خود به ترتیب مقرر در این قانون و در مواعد مشخص شده به سازمان امور مالیاتی کشور می‌باشند.

    مضافاً اینکه طبق بند (چ) ماده 8 قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب 1401، کارکنان شاغل در پارک های علم و فناوری را مشمول ماده 91 قانون مالیات های مستقیم دانسته است و همان گونه که مستحضرید اعطای معافیت طبق ماده 91 برای شخص حقوق بگیر بدون حد و حصر بوده و هیچ گونه تکلیفی بر عهده حقوق بگیر اعمال نکرده است و صرفاً ماهیت و درآمد و نوع شغل تعیین‌کننده استفاده از معافیت مربوطه می‌باشد.


    2. ابطال ماده 3 از آیین نامه مورد اعتراض:
    مطابق با این ماده، برخورداری از معافیت مالیات حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری مشروط بر انجام توامان وجود فهرست الکترونیک حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری برای سازمان امور مالیاتی و خوداظهاری در قالب انتخاب گزینه فعالیت در پارک علم و فناوری می‌باشد.

    تکلیف مذکور در شرایطی ایجاد شده است که مطابق با بند (چ) ماده 8 قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب 1401 صراحتاً کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری مشمول ماده 91 قانون مالیات های مستقیم می‌باشند و مطابق با ماده 91 قانون مالیات های مستقیم صرف نوع شغل و یا عنوان شغلی مطرح شده در ماده مذکور مستحق برخورداری از معافیت مورد اشاره می‌باشد و تابع تشریفات و انجام کاری برای استفاده از این معافیت نیست.

    مضافاً اینکه وجود و ارسال فهرست الکترونیک حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری به سازمان امور مالیاتی از جمله تکالیف بر عهده کارفرمای حقوق بگیر می‌باشد و به فرض که اگر کارفرما به هر دلیلی تکلیف مورد اشاره را انجام ندهد، حقوق بگیر مربوطه از اعطای معافیت مالیات حقوق محروم شده و در نهایت این امر منجر به تضییع حقوق حقه حقوق بگیر صرفاً به دلیل اهمال کاری کارفرما می‌شود.

    لذا مقرره مورد اعتراض نظر به اینکه استفاده از معافیت ماده 91 قانون مالیات های مستقیم را برای افراد شاغل در پارک های علم و فناوری مقید به انجام کاری دانسته است، در تعارض با ماده 91 قانون مالیات های مستقیم و بند (چ) ماده 8 قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب 1401 می‌باشد. مضافاً اینکه در این ماده نیز استفاده از اصطلاح مالیات با نرخ صفر فاقد موضوعیت می‌باشد.


    نتیجه:
    بنا به توضیحات فوق، بند 2 از ماده 1 و عبارت «اعمال مالیات با نرخ صفر» از ماده 5 و همچنین ماده 3 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات به شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12 در تعارض با قوانین حاکم وضع شده است.

    مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ابطال آن مورد استدعاست.

    متن مصوبه مورد شکایت به شرح زیر است:

    آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات مصوب هیأت وزیران به شماره 101061/ت60172هـ-1401/06/12

    “وزارت علوم، تحقیقات و فناوری – وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی – وزارت امور اقتصادی و دارایی – معاونت علمی و فناوری رئیس جمهور

    هیأت وزیران در جلسه 1401/06/06 به پیشنهاد وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معاونت علمی و فناوری رئیس جمهور و به استناد ماده 10 اصلاحی قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات مصوب 1401 موضوع بند (چ) ماده 8 قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب 1401، آیین نامه اجرایی ماده مذکور را به شرح زیر تصویب کرد:


    آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوری ها و اختراعات

    ماده 1- در آیین نامه اصطلاحات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می روند:

    -1 پارک علم و فناوری: پارک علم و فناوری دارای مجوز از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

    -2 مالیات با نرخ صفر: مالیات با نرخ صفر حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری.

    ماده 3- برخورداری از مالیات با نرخ صفر، مستلزم وجود فهرست الکترونیک حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری برای سازمان امور مالیاتی کشور و خوداظهاری در قالب انتخاب گزینه فعالیت در پارک علم و فناوری می‌باشد که به تأیید رئیس پارک علم و فناوری رسیده است.

    ماده 5- اعمال مالیات با نرخ صفر موضوع این آیین نامه در چهارچوب شرایط مقرر از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب 1401 نافذ است.

    • معاون اول رئیس جمهور

    در پاسخ به شکایت مذکور، معاون امور حقوقی دولت (معاونت حقوقی رئیس جمهور) به موجب لایحه شماره 50070/217569-1401/11/24 نامه شماره 91/224401-1401/11/01 معاون امور حقوقی و مجلس وزارت امور اقتصادی و دارایی را ارسال کرده که متن آن به قرار زیر است:

    الف- دفاع شکلی:
    برابر بخش پایانی ماده 10 قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان، «آیین نامه اجرایی این ماده ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون به پیشنهاد وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معاونت علمی و فناوری رئیس جمهور تهیه و به تصویب هیأت وزیران می رسد» همان گونه که در مقدمه آیین نامه مورد شکایت تصریح شده است، بر اساس مفاد ماده قانونی اشاره شده و با رعایت مراحل مقرر در آن، هیأت وزیران در حدود اختیارات قانونی خود تصویب نامه مورد شکایت را وضع کرده است.

    ب- دفاع ماهوی:

    1- ماده 10 مورد اشاره اشعار می دارد: «کارکنان شاغل در پارک های علم و فناوری مشمول ماده 91 قانون مالیات های مستقیم … می باشند.»
    از سوی دیگر برابر بند (الف) ماده 6 قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به منظور تحقق صرفه جویی در هزینه های عمومی، اصلاح نظام درآمدی دولت و قطع وابستگی بودجه به نفت تا پایان اجرای قانون برنامه ششم، «برقراری هرگونه تخفیف، ترجیح یا معافیت مالیاتی جدید طی سال های اجرای قانون برنامه ممنوع است.»
    حال با لحاظ فقدان چنین تصریحی و نیز از مجموعه مواد قانونی یاد شده چنین استنباط می شود که صحت تلقی شاکی مبنی بر «اعطای معافیت طبق ماده 91 برای شخص حقوق بگیر بدون حد و حصر» محل تردید اساسی است و با مانع قانونی مقرر در بند (الف) ماده 6 قانون برنامه ششم توسعه روبرو می شود.

    2- ماده 3 آیین نامه مورد شکایت بیان می دارد: «برخورداری از مالیات با نرخ صفر، مستلزم وجود فهرست الکترونیک حقوق کارکنان است».
    این ماده بدعت نیست و مطابق ماده 2 دستورالعمل محاسبه و مطالبه مالیات حقوق با شماره 1368/02/24-1769/4/30/8250 مقرر شده است: «پرداخت کنندگان حقوق هنگام هر پرداخت یا تخصیص آن مکلفند مالیات متعلق را با رعایت معافیت های مقرر کسر و ظرف سی روز ضمن تسلیم فهرستی … صورت دهند.»

    3- درباره بند 2 ماده 1 آیین نامه مورد شکایت باید اذعان نمود معنی ارائه شده در بند یاد شده در تعارض با تعریف مندرج در ماده 132 قانون مالیات های مستقیم نمی باشد.

    4- ماده 5 آیین نامه موضوع بحث هم سو با ماده 10 قانون و منبعث از آن بازه زمانی اجرای مفاد آیین نامه را مشخص می کند که از نکات مثبت آن نیز می باشد.

    بنا به مراتب یاد شده، از نظر این معاونت تصویب نامه معترض عنه موافق با قوانین موضوعه شرع مقدس و در حدود صلاحیت و اختیارات مرجع صادر کننده به تصویب رسیده است و برابر مفهوم مخالف بند 1 ماده 12 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب 1390/09/22، شکایت شاکی درخور صدور قرار رد بوده و موجبی برای ابطال آیین نامه مذکور وجود ندارد.


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/03/09 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است:

    رای هیأت عمومی:

    بر اساس بند (الف) ماده 3 قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی نوآوریها و اختراعات مصوب سال 1389، «معافیت از پرداخت مالیات، عوارض، حقوق گمرکی، سود بازرگانی و عوارض صادراتی به مدت پانزده سال» یکی از حمایتها و تسهیلات قابل اعطا به شرکتها و مؤسسات دانش بنیان موضوع این قانون است و این معافیت مالیاتی بدون نگاه به پایه مالیاتی خاصی و به صورت علی الاطلاق آمده است.

    ثانیاً، به موجب بند (چ) ماده 8 قانون جهش تولید دانش بنیان مصوب سال 1401 مقرر شده است که: «کارکنان شاغل در پارکهای علم و فناوری مشمول ماده 91 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1366/12/03 با اصلاحات و الحاقات بعدی می باشند…»

    نظر به اینکه موارد مذکور در ماده 91 قانون مالیاتهای مستقیم ناظر بر مصادیق معافیت از مالیات حقوق است و ماهیت معافیت و احکام متفرع بر آن از موضوع نرخ صفر مالیاتی که از سال 1394 وارد نظام مالیاتی کشور شد، متفاوت است و در مقررات مورد شکایت با تغییر مفاد قانون، به جای اعمال معافیت نسبت به حقوق کارکنان شاغل در پارکهای علم و فناوری، حقوق این گروه مشمول نرخ صفر قلمداد شده و شرط محدود کننده ای برای آن ایجاد شده است که وجود فهرست الکترونیک حقوق کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری است.

    بنابراین، بند 2 از ماده 1 و ماده 3 و عبارت “مالیات با نرخ صفر” از ماده 5 آیین نامه اجرایی ماده 10 قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانش بنیان (موضوع تصویب‌نامه شماره 101061/ت60172هـ مورخ 1401/06/12 هیأت وزیران) خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می شود.


    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 91 – درآمدهای حقوق به شرح زیر از پرداخت مالیات معاف است : [1]روسا و اعضای مأموریت‌های سیاسی خارجی در …
    ماده 132 – درآمد ابرازی ناشی از فعالیت­های ‌تولیدی و معدنی اشخاص حقوقی غیردولتی در واحدهای تولیدی یا معدنی که از تاریخ اجرای این م…
    سایر قوانین…

  • [1402/06/14][140231390001521653][دیوان عدالت اداری] ابطال عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می شود» از نامه شماره 232/11764/ص – 1401/06/08 سرپرست دفتر فنی و مدیریت ریسک سازمان امور مالیاتی کشور


    تاریخ سند: 1402/06/14
    شماره سند: 140231390001521653
    کد سند: ال/ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 14000//
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می شود» از نامه شماره 232/11764/ص – 1401/06/08 سرپرست دفتر فنی و مدیریت ریسک سازمان امور مالیاتی کشور


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود» از نامه شماره 232/11764/ص – 1401/06/08 سرپرست دفتر فنی و مدیریت ریسک سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار: آقایان بهمن زبردست و مرتضی پورکاویان به موجب دادخواست های جداگانه ابطال عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود» از نامه شماره 232/11764/ص – 1401/06/08 سرپرست دفتر فنی و مدیریت ریسک سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده اند:

    «در بند 4 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387، «آرد خبازی» و در جزء 5-3 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 «آرد» معاف از پرداخت مالیات و عوارض ذکر شده است. تفاوت نحوه معافیت آرد در این دو قانون، که نخست تنها آرد خبازی و سپس مطلق آرد معاف اعلام شده‌اند، نشانگر نیت مشخص مقنن در این باره است. در واقع انحصار معافیت آرد به تنها آرد خبازی مشکلاتی را در عمل ایجاد کرده بود که با این تغییر حل شدند.

    از جمله اینکه، شمار زیادی از نانوایی‌ها با استفاده از همان آرد خبازی، نان‌هایی مانند نان شیرمال یا نان قندی تهیه می‌کردند که از انواع نان شیرینی هستند، اما این نان‌های شیرینی را هم مانند نان‌های معمولی، بدون احتساب ارزش افزوده به مشتریان می‌فروختند و گرچه با عرضه این نان‌ها در حکم تولیدکننده و فروشنده توأم کالاهای معاف و غیرمعاف محسوب شده، قانوناً مکلف به اخذ مالیات و عوارض متعلقه نان شیرینی‌های فروش رفته و ادای همه تکالیف قانونی مرتبط با آن می‌شدند، اما سازمان امور مالیاتی به دلیل دشواری‌های انجام این کار، ادای چنین تکلیفی را از این نانوایان مطالبه نمی‌کرد.

    همچنین اینکه همان آرد خبازی معاف ممکن بود به فروش برسد و مشتری الزاماً از آن جهت پخت نان استفاده نکرده، آن را در تهیه رشته آش که کالایی غیرمعاف است یا انواع خوراک‌های غیرمعاف دیگر استفاده کند، اما بدیهی است در هنگام فروش آرد خبازی، قصد و نیت خریدار بر فروشنده آشکار نیست تا بر اساس آن آرد مذکور را معاف یا مشمول محسوب نماید و حتی اگر هم بر فرض محال، چنین امری برای فروشنده آرد امکان داشت، کنترل صحت آن توسط سازمان امور مالیاتی ناممکن بود، لذا این سازمان از ورود به این عرصه خودداری نمود تا نهایتاً با تغییر قانون این قبیل مشکلات کلاً رفع گردید.

    با این همه، در نامه مورد شکایت بدون توجه به این جزئیات و بدون در نظر گرفتن اطلاق عبارت «آرد» در جزء 5-3 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 و شمول معافیت به انواع آرد، مقرر شده که: «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود».

    در واقع این حکم نه تنها مغایر با جزء 5-3 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 بلکه مغایر با حکم چند سطر پیش همین نامه است، که در آن به درستی آرد برنج را هم جزء آردهای معاف ذکر نموده بود، در حالی که روشن است تنها نانی که با آرد برنج تهیه می‌شود، نان برنجی است که خود از انواع نان شیرینی و طبعاً کالایی غیرمعاف است.

    پس میتوان نتیجه گرفت که معافیت آرد در قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 علی الاطلاق بوده، همان‌گونه که استفاده از آرد برنج برای تهیه نان برنجی، موجب شمول مالیات بر آرد برنج نمی‌شود، بقیه آردها هم صرف نظر از اینکه به چه مصرفی برسند معافند. به عبارت دیگر، معافیت آرد در این قانون فی‌نفسه است، نه ناشی از تسری معافیت نان، به عنوان محصولی که از آن تهیه می‌شود، چرا که اصولاً معافیت هیچ محصولی قابل تسری به مواد اولیه آن نیست.

    گرچه موضوع به اندازه کافی روشن است، اما برای روشن‌تر شدن آن می‌توان از رأی شماره 14019970905810593-1401/05/25 و 1263-1264 مورخ 1401/7/12 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری هم وحدت ملاک گرفت که وفق آن «عرضه شیر، پنیر و ماست علی الاطلاق و بدون قید و شرط و صرف نظر از طعم و اوصاف دیگر این محصولات از پرداخت مالیات و عوارض معاف اعلام شده است».

    لذا با اتخاذ ملاک از آرای مذکور و به دلیل مغایرت عبارت نقل شده از نامه مورد شکایت با جزء 5-3 قسمت 5 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 و نیز خروج از حدود اختیارات، از حیث تضییق دامنه شمول حکم مقنن که موجب تضییع حقوق مصرف‌کنندگان این کالا گردیده، درخواست ابطال از زمان صدور عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود» مورد تقاضا است.

    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    نامه شماره 232/11764/ص – 1401/06/08

    مدیر عامل محترم شرکت طعام صنعت البرز

    بازگشت به نامه شماره 700- 1401/05/20 به آگاهی می‌رساند، معافیت‌های موضوع قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، مطابق مقررات بندهای (الف) و (ب) ماده 9 قانون یاد شده، صرفاً بر عرضه کالاها یا ارائه خدمات مصرح در آن وضع شده است، فهرست معافیت‌های مذکور در تارنمای سازمان امور مالیاتی به آدرس www.intamedia.ir در دسترس عموم قرار دارد.

    در این راستا و به موجب جزء 3-5 بند (الف) ماده 9 قانون مزبور و همچنین ردیف (1-5-3) فهرست مذکور، عرضه آرد همانند آرد گندم، آرد ذرت، آرد جو، آرد برنج و … معاف از پرداخت مالیات و عوارض است و بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود.

    سرپرست دفتر فنی و مدیریت ریسک مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور


    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی به موجب لایحه شماره 212/2680/ص- 1401/12/21 اعلام کرده است:

    «1- به استناد ماده 2 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، عرضه کالاها و ارائه خدمات در ایران و همچنین واردات آنها مشمول پرداخت مالیات و عوارض می‌باشد.

    2- به موجب جزء 5-3 بند (الف) ماده 9 قانون مزبور، صرفاً عرضه آرد و نان از پرداخت مالیات و عوارض معاف می‌باشد. این معافیت قابل تسری به اقلام خارج از عناوین مندرج در ذیل ماده 9 قانون مذکور نخواهد بود.

    3- کالاهای موضوع بند (الف) ماده 9 قانون یاد شده با هدف تأمین نیازهای خوراکی اقشار آسیب‌پذیر در سطح حداقلی تعیین شده و تنها به کالاهای نام برده شده اختصاص دارد. در این راستا و به منظور حمایت از مصرف‌کنندگان و اقشار کم درآمد و کاهش اثر تورمی، قانونگذار عرضه بخشی از کالاهای سبد مصرفی خانوار را در جزء های بند (الف) ماده 9 قانون یاد شده معاف نموده است.

    آنچه که از لفظ آرد به ذهن متبادر می‌شود برابر عرف عام مصرف همگانی بابت تولید نان است و از این رو قانونگذار در کنار سایر موارد پر مصرف خانوار (کالای سبد خانوار) عرضه آن را از پرداخت مالیات و عوارض ارزش افزوده معاف کرده است.

    بنابراین، در صورت تلقی نمودن آرد در مفهوم عام آن، هر کالایی که تبدیل به آرد شود، باید به عنوان کالای معاف از مالیات بر ارزش افزوده تلقی شود و تمامی محصولات به شکل آرد شده (اعم از آرد هسته خرما، آرد بلوط، آرد پسته و …) معاف از پرداخت مالیات و عوارض تلقی می‌شوند که این موضوع به طور کامل مغایر با اهداف قانونگذار است. بدیهی است در تعیین محدوده شمول معافیت‌های این نظام مالیاتی به عنوان استثناء بر اصل شمول مالیات باید به قدر متیقن اکتفا شود، لذا تفسیر موسع و تسری مفهوم عبارت «آرد و نان» به انواع آرد ناشی از کلیه کالاها فاقد وجاهت قانونی است.

    4- از آنجایی که هرگونه تفسیر شخصی در خصوص معافیت ماده 9 قانون صدر الاشاره که موجبات تسری این معافیت به سایر کالاها و خدمات را موجب گردد، بنا به اصل 51 قانون اساسی و بند (الف) ماده 6 قانون برنامه پنجساله ششم توسعه مبنی بر «برقراری هرگونه تخفیف، ترجیح یا معافیت مالیاتی جدید طی سالهای اجرایی قانون برنامه ممنوع است.»، از لحاظ اجرای قانون امکان‌پذیر نبوده و مستلزم تصریح موارد و اصلاح قانون یا ارائه تفسیر قانونی از سوی مجلس شورای اسلامی خواهد بود، بنابراین افزایش برخی از اقلام به خدمات معاف موضوع ماده 9 قانون مرقوم که موجب افزایش طیف وسیعی از کالاها و خدمات معاف گردد، با اهداف اجرایی این قانون مغایرت دارد و منجر به ایجاد تالی فاسد می‌گردد.

    با توجه به موارد معنونه، عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود» هیچ گونه مغایرتی با منویات قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 نداشته و نظر به عدم خروج دفتر فنی و مدیریت ریسک مالیاتی از حیطه اختیارات و صلاحیت‌های قانونی، رد شکایت شاکی مورد استدعاست.»


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/06/14 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است:

    رأی هیأت عمومی:

    قانونگذار در جزء 3-5 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1400 به صورت علی الاطلاق آرد و نان را از موارد معاف از شمول مالیات ارزش افزوده قرار داده است و این در حالی است که در بند 4 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 معافیت آرد مقید به آرد خبازی شده بود.

    بر همین اساس و با توجه به رویکرد جدید قانونگذار در جزء 3-5 بند (الف) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1400، آرد به صورت علی الاطلاق مشمول معافیت بوده و در نتیجه عبارت «بدیهی است این معافیت صرفاً قابل تسری به آن دسته از آردهایی است که منتج به تولید نان می‌شود» در نامه شماره 232/11764/ص مورخ 1401/06/08 سازمان امور مالیاتی کشور که برخلاف اطلاق حکم قانون معافیت قانونی را منحصر به آن دسته از آردهایی نموده که منتج به تولید نان می‌شود، متضمن محدود کردن حکم قانونگذار بوده و خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوب (1402/2/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 9 ـ عرضه کالاها و ارائه خدمات زیر از پرداخت مالیات و عوارض معاف می‌ باشد:
    الف ‌ـ کالاها
    1‌ – کلیه محصولا…

  • [1402/06/21][140231390001576428][دیوان عدالت اداری] ابطال پارگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی


    تاریخ سند: 1402/06/21
    شماره سند: 140231390001576428
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال پارگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال پارگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی

    گردش کار: شاکیان به موجب دادخواست‌هایی جداگانه ابطال پارگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده‌اند که:

    «وفق ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم، مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیاتها قابل مطالبه و وصول می‌باشد، هیأت حل اختلاف مالیاتی خواهد بود. به شکایات مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رأی صادر خواهد شد. رأی صادره قطعی و لازم الاجرا است.

    تبصره 1: در مورد مالیاتهای مستقیم، در صورتی که شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از قطعیت به موقع اجرا گذارده شده است، هرگاه هیأت حل اختلاف مالیاتی شکایت را وارد دانست، ضمن صدور رأی به بطلان اجراییه حسب مورد قرار رسیدگی و اقدام لازم صادر یا نسبت به درآمد مشمول مالیات مودی رسیدگی و رأی صادر خواهد کرد. رأی صادره از هیأت حل اختلاف قطعی است.»

    بر همین اساس، در ماده 5 دستور العمل رئیس کل سازمان امور مالیاتی در خصوص ترتیبات ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی به شماره 1401/531/200 مورخ 1401/04/25 مقرر شده که اعتراض به صحت ابلاغ الکترونیکی در موارد زیر مجاز بوده و از طریق هیأت موضوع ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم قابل رسیدگی خواهد بود:

    1- مؤدی متکی بر دلایل و اسناد و مدارک معتبر اثبات نماید به دلیل عدم دسترسی به سامانه های رایانه ای مخابراتی یا نقص در این سامانه‌ها از بارگذاری اوراق یا مفاد ابلاغ مطلع نشده است.
    2- ابلاغ الکترونیکی در شرایطی انجام گرفته باشد که حساب کاربری مؤدی میبایست غیر فعال بوده و یا مؤدی از شمول ابلاغ الکترونیکی خارج شده باشد.

    روشن است که مانند همه اعتراضاتی که در مراجع قضایی و شبه قضایی مطرح می‌شود، اعتراضات مطرح شده در این هیأت نیز ممکن است بی‌پایه یا برعکس متکی بر دلایل و اسناد و مدارک معتبر باشد، اما مرجع تصمیم‌گیری در این خصوص صرفاً خود هیأت مذکور است.

    وفق آرای متعدد هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درباره استقلال مراجع قضایی و شبه قضایی از جمله رأی شماره 668 مورخ 09/19/1385 که در آن مقرر شده، «تشخیص صلاحیت مراجع قضایی و شبه قضایی در انجام وظایف محوله علی الاصول به عهده مراجع مزبور است و تعیین تکلیف برای مقام قضا و آراء و احکام او جز از طریق مقنن مداخله در امر استقلال قوه قضاییه و مغایر قانون است؛ هر مقرره‌ای که حکم به چنین تعیین تکلیفی داده باشد، هم خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات است.»

    مستفاد از ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم، ورود به ماهیت یا تصمیم به عدم ورود امری است که نیاز به بررسی اعضای هیأت حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم دارد و قانونی بودن قطعیت یا غیرقانونی بودن قطعیت از مواردی نیست که در صلاحیت مسئولان ادارات مالیاتی باشد.

    با این همه، در پارگراف سوم بخشنامه مورد شکایت که تنها 5 ماه پس از صدور دستور العمل رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص ترتیبات ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی صادر گردیده، چنین مقرر شده که:

    «قطعیت مالیات با ادعای مؤدی مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رأی هیأت بدوی که به شیوه غیر حضوری ابلاغ شده است، از مصادیق قابل طرح در هیأت‌های حل اختلاف موضوع تبصره 1 ماده 216 قانون مالیات های مستقیم نبوده و مجوزی برای ابطال اوراق قطعی و اجرایی و ورود ماهوی هیأت‌های مذکور به پرونده در مقام هیأت تجدید نظر نمی‌باشد.»

    لذا به دلیل مغایرت اطلاق این حکم با ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره 1 آن، همچنین ماده 5 دستور العمل رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص ترتیبات ابلاغ الکترونیکی اوراق مالیاتی و مواد 83 و 88 قانون آیین دادرسی و نیز خلاف قانون و خارج از حدود اختیار بودن آن، با اتخاذ ملاک از رأی مذکور هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، ابطال پارگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی مورد درخواست است.


    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    «مدیران محترم دادرسی مالیاتی

    با سلام و احترام،

    با عنایت به طرح برخی ابهامات در خصوص صلاحیت هیأت حل اختلاف مالیاتی برای استفاده از ظرفیت تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم جهت رسیدگی به شکایات مؤدی از اوراق اجرایی صادره بر مبنای قطعیت آراء بدوی ابلاغی به طرق غیر حضوری وفق مقررات تبصره 1 و قسمت اخیر تبصره 2 ماده 203 و ماده 208 قانون مالیاتهای مستقیم و یا ابلاغ الکترونیکی طبق بند 3 ماده 2 اصلاحی دستور العمل شماره 1401/200/531 مورخ 1401/04/25 به آگاهی می‌رساند:

    بر اساس ماده 247 قانون مالیات های مستقیم، آراء هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی بدوی قطعی و لازم الاجرا است مگر آنکه ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ رأی به مؤدی بر اساس ماده 203 قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره‌های آن از طرف مأموران مالیاتی یا مؤدی به صورت کتبی مورد اعتراض قرار گیرد. در این شرایط، پرونده به هیأت حل اختلاف تجدید نظر احاله خواهد شد.

    بر اساس توضیحات فوق، قطعیت مالیات با ادعای مؤدی مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رأی هیأت بدوی که به شیوه غیر حضوری ابلاغ شده است، از مصادیق قابل طرح در هیأت‌های حل اختلاف موضوع تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم نبوده و مجوزی برای ابطال اوراق قطعی و اجرایی و ورود ماهوی هیأت‌های مذکور به پرونده در مقام هیأت تجدید نظر نمی‌باشد.

    رئیس مرکز دادرسی مالیاتی»


    پاسخ وزارت امور اقتصادی و دارایی:

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 212/26107/ص مورخ 1401/12/11 توضیح داده است که:

    «به استحضار می‌رساند: نامه مورد شکایت تجویزی در رابطه با شیوه ابلاغ نداشته است. بدیهی است با توجه به پیش‌بینی شیوه غیر حضوری ابلاغ در قانون، مجریان مأموران مالیاتی نیز مجاز هستند از این شیوه در چارچوب قانون جهت ابلاغ کلیه اوراق مالیاتی از جمله آراء هیأت بدوی استفاده نمایند.

    بر این اساس، چنانچه ابلاغ رأی هیأت بدوی مطابق قانون و با رعایت ترتیبات مربوط انجام شده باشد، فارغ از آنکه ابلاغ به شخص مؤدی یا به بستگان وی و یا بر اساس مقررات قسمت اخیر ماده 203 یا ماده 208 قانون مالیات های مستقیم انجام گرفته باشد، ابلاغ صحیح بوده و ابطال قطعیت به استناد غیر حضوری بودن ابلاغ رأی هیأت بدوی فاقد وجاهت قانونی است.

    طبعاً چنانچه در هیأت موضوع تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم اثبات شود که ابلاغ رأی هیأت حل اختلاف بدوی اعم از ابلاغ حضوری یا غیر حضوری مطابق قانون و به درستی انجام نپذیرفته، امکان ابطال قطعیت به دلیل نقص در ابلاغ رأی هیأت بدوی و ورود ماهوی به پرونده فراهم می‌باشد که این امر تعارضی با مفاد نامه صدر الاشاره ندارد.

    در پاسخ به ادعای شاکیان مبنی بر ورود نامه مذکور به حدود صلاحیت هیأت‌های حل اختلاف لازم به تاکید است که نامه صدر الاشاره در پاسخ به استعلامات واحدهای دادرسی مالیاتی جهت تصریح موضوع صادر گردیده و صرفاً شیوه اجرایی ماده 247 قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم را برای بهره‌برداری هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی بیان کرده است.

    در زمان رسیدگی در هیأت حل اختلاف این نمایندگان هیأت هستند که با در نظر گرفتن قوانین و مقررات مربوط و در نظر گرفتن جمیع شرایط ناظر بر یک پرونده مالیاتی مشخص نسبت به صدور رأی اقدام می‌نمایند.

    شاکی در دادخواست تقدیمی خلط مبحث ماده 157 قانون مالیاتهای مستقیم و تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم را مطرح کرده است که در پاسخ متذکر می‌شود رسیدگی به اعتراض مؤدیان در اجرای ماده 157 قانون مالیاتهای مستقیم در مورد مطالبه مالیات از شخص ثالث در هر مرحله از فرآیند مالیات‌ستانی امکان‌پذیر است و این حق مؤدی ارتباطی با نحوه قطعیت مالیات مورد مطالبه ندارد.

    در مورد بحث ابلاغ الکترونیکی نیز اشعار می‌دارد در دستور العمل ابلاغ الکترونیکی به شماره 1401/200/531 مورخ 1401/04/25 امکان اعتراض مؤدی به هیأت موضوع ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم در صورت احراز عدم دسترسی مؤدی به اوراق ابلاغ در اثر اختلال سامانه‌های اطلاعاتی و مخابراتی پیش‌بینی شده است. لذا در صورت احراز چنین اختلالی در زمان ابلاغ رأی هیأت بدوی، هیأت موضوع ماده 216 می‌تواند نسبت به رفع اثر از ابلاغ اقدام نماید و مانع از تضییع حقوق مؤدی شود.


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/06/21 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    بر اساس پاراگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی مقرر شده است:

    «… قطعیت مالیات با ادعای مؤدی مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رأی هیأت بدوی که به شیوه غیر حضوری ابلاغ شده است، از مصادیق قابل طرح در هیأت‌های حل اختلاف موضوع تبصره (1) ماده (216) قانون مالیاتهای مستقیم نبوده و مجوزی برای ابطال اوراق قطعی و اجرایی و ورود ماهوی هیأت‌های مذکور به پرونده در مقام هیأت تجدید نظر نمی‌باشد.»

    و این حکم برخلاف منطوق و استنتاج از حکم مندرج در ماده 216 و تبصره 1 آن از قانون مالیاتهای مستقیم است و به لحاظ اینکه در تبصره 1 ماده مزبور تفاوتی در ابلاغ به شیوه الکترونیکی و غیر آن وجود ندارد و مجوز قانونگذار برای استفاده از ظرفیت هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی از تبصره 1 ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم ناظر به موردی است که وصول مالیات قبل از قطعیت به موقع اجرا گذاشته شود.

    در این فرآیند، عدم اطلاع از مفاد رأی بدوی و یا اصولاً عدم ابلاغ صرف نظر از شیوه و نحوه ابلاغ آن برای استحقاق مؤدی از این امتیاز قانونی کفایت می‌نماید.

    بنابراین، به جهت تضییع حقوق مؤدیان و حذف یک مرحله از دادرسی برای آنان و با ذکر اینکه کلمه کتبی که در ماده 247 قانون مالیاتهای مستقیم از آن استفاده شده، در فرضی به تصویب رسیده که امکان ابلاغ الکترونیک منتفی بوده است، در نتیجه پاراگراف سوم بخشنامه شماره 214/62620/د 1401/09/29- رئیس مرکز دادرسی مالیاتی خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوب 1402/02/10 در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 216 ـ مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات ‌اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی‌که طبق مقررات اجرا…

  • [1402/06/21][140231390001572660][دیوان عدالت اداری] ابطال اطلاق ماده 46 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 قانون مالیات های مستقیم به شماره 180718 مورخ 1398/09/13 وزیر امور اقتصادی و دارایی


    تاریخ سند: 1402/06/21
    شماره سند: 140231390001572660
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال اطلاق ماده 46 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 قانون مالیات های مستقیم به شماره 180718 مورخ 1398/09/13 وزیر امور اقتصادی و دارایی


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال اطلاق ماده 46 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 قانون مالیات های مستقیم به شماره 180718 مورخ 1398/09/13 وزیر امور اقتصادی و دارایی

    گردش کار: شاکی به موجب دادخواست ابطال اطلاق ماده 46 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 قانون مالیات های مستقیم به شماره 180718 مورخ 1398/09/13 وزیر امور اقتصادی و دارایی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «به استحضار می‌رساند وفق تبصره ذیل ماده 231 قانون مالیات های مستقیم، «در مورد بانک‌ها و مؤسسه های اعتباری غیربانکی، سازمان امور مالیاتی کشور اسناد و اطلاعات مربوط به درآمد مؤدی را از طریق وزیر امور اقتصادی و دارایی مطالبه خواهد کرد و بانک‌ها و مؤسسه‌های اعتباری غیربانکی موظفند حسب نظر وزیر امور اقتصادی و دارایی اقدام نمایند.»

    در واقع نظر به اهمیت محرمانگی اطلاعات بانکی اشخاص و حساسیت بالای این امر، قانونگذار در این تبصره، حکمی جدا از ترتیبات دیگر استعلامات ذکر شده در ماده 231 را مقرر نموده و دوبار از عبارت مشخص «وزیر امور اقتصادی و دارایی» و نه «وزارت امور اقتصادی و دارایی» استفاده نموده است. یعنی قانوناً تنها شخص وزیر و نه حتی معاونین وی قادر به انجام چنین استعلامی از بانک‌ها و موسسه های اعتباری غیربانکی است.

    در این خصوص میتوان از دادنامه شماره 97 مورخ 1398/02/03 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری هم وحدت ملاک گرفت که در آن تصریح شده، «تفویض اختیار از سوی مقام و مرجع اداری به اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر نیاز به حکم یا اذن قانونگذار دارد

    بر این اساس اطلاق ماده 46 آیین نامه مورد شکایت، که وفق آن «حداقل سطح سازمانی مجاز برای انجام مکاتبه و استعلام جهت کسب اطلاعات مورد نیاز در اجرای مواد 230 و 231 قانون و سایر مقررات، در تمامی حوزه های کاری مدیر یا مسئول حوزه کاری می‌باشد.» در حدی که حکم به جواز انجام مکاتبه و استعلام جهت کسب اطلاعات مؤدیان از بانک‌ها و مؤسسه های اعتباری غیربانکی توسط اشخاصی غیر از وزیر امور اقتصادی و دارایی داده، مغایر تبصره ذیل ماده 231 قانون مالیات های مستقیم و نیز دادنامه شماره 97 مورخ 1398/03/02 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و همچنین خارج از حدود اختیار وزیر امور اقتصادی و دارایی بوده، بر همین اساس، درخواست ابطال اطلاق از زمان صدور این حکم خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است.»

    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    «آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 قانون مالیات های مستقیم اصلاحیه مصوب 1394/04/31 به شماره 180718 مورخ 1398/09/13 وزیر امور اقتصادی و دارایی

    ماده 46– حداقل سطح سازمانی مجاز برای انجام مکاتبه و استعلام جهت کسب اطلاعات مورد نیاز در اجرای مواد 230 و 231 قانون و سایر مقررات، در تمامی حوزه های کاری مدیر یا مسئول حوزه کاری می‌باشد.» – وزیر امور اقتصادی و دارایی

    پاسخ وزارت امور اقتصادی و دارایی:

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب لایحه شماره 91/266472 مورخ 1401/12/23 نامه شماره 200/26606/ص مورخ 1401/12/16 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور را ارسال کرده که متن آن به قرار زیر است:

    1- بر اساس مفاد ماده 230 قانون مالیات های مستقیم، در مواردی که مدارک و اسناد حاکی از تحصیل درآمد نزد اشخاص ثالث به استثنای اشخاص مذکور در ماده 231 این قانون موجود باشد، اشخاص ثالث مکلفند با مراجعه و مطالبه اداره امور مالیاتی، دفاتر و اصل یا رونوشت اسناد مربوط و هرگونه اطلاعات مربوط به درآمد مودی یا مشخصات او را ارائه دهند و در صورت استنکاف، زیانی متوجه دولت شود، به جبران آن محکوم خواهند شد.

    2- مطابق ماده 231 قانون یاد شده، در مواردی که ادارات امور مالیاتی کتباً از وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی، شرکت‌های دولتی و نهادهای انقلاب اسلامی و شهرداری‌ها و سایر مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی اطلاعات و اسناد لازم را بخواهند، مراجع مذکور مکلف‌اند رونوشت گواهی شده اسناد مربوط و هرگونه اطلاعات لازم را در اختیار آنان قرار دهند.

    3- بر اساس مفاد تبصره ماده 231 قانون مالیات های مستقیم، در مورد بانک‌ها و مؤسسه های اعتباری غیربانکی، سازمان امور مالیاتی کشور اسناد و اطلاعات مربوط به درآمد مودی را از طریق وزیر امور اقتصادی و دارایی مطالبه خواهد کرد و بانک‌ها و مؤسسه‌های اعتباری غیربانکی موظفند حسب نظر وزیر امور اقتصادی و دارایی اقدام نمایند.

    4- مطابق ماده 46 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 219 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم مصوب 1394، حداقل سطح سازمانی مجاز برای انجام مکاتبه و استعلام برای کسب اطلاعات مورد نیاز در اجرای مواد 230 و 231 قانون و سایر مقررات، در تمامی حوزه های کاری مدیر یا مسئول حوزه کاری می‌باشد.

    بنابراین همان گونه که در مواد 230 و 231 قانون مالیات های مستقیم بیان شده است، ادارات امور مالیاتی می‌توانند رأساً اطلاعات و اسناد درآمدی مؤدی را از اشخاص ثالث و یا مراجع نامبرده مطالبه نمایند و ماده 46 آیین نامه یاد شده نیز با هدف تعیین حداقل سطح سازمانی مجاز برای انجام مکاتبات و استعلام مربوط به اجرای مواد فوق و همچنین سایر مقررات دیگر به صورت عمومی و کلی بیان گردیده است. بدیهی است در موارد خاص موضوع تبصره ماده 231 قانون مالیات های مستقیم، مطالبه اسناد و مدارک درآمدی مؤدی از طریق وزیر امور اقتصادی و دارایی صورت خواهد گرفت و حداقل سطح سازمانی مجاز تعیین شده در ماده 46 آیین نامه مورد اشاره، نافی اجرای این حکم نمی‌باشد.

    با عنایت به مراتب مذکور، ماده 46 آیین نامه موصوف بر اساس مجوزهای قانونی صادر شده و مغایرتی با قوانین و مقررات ندارد.


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/06/21 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    با توجه به اینکه قانونگذار در قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1366 با اصلاحات بعدی و سایر قوانین مرتبط با حوزه مالیاتی، اصولاً در فرآیند وضع و تصویب قوانین بین دو اصطلاح «وزارت» و «وزیر» تفاوت قائل شده و اصولاً هرگاه انجام امری از جمله تدوین دستورالعمل یا آیین نامه را به وزیر محول نموده، اصل بر این است که شخص وزیر باید اقدام به انجام وظیفه محوله نماید و تفویض آن به غیر، ولو از اجزای دیگر وزارتخانه، نیازمند دلیل است که در مانحن فیه چنین دلیلی وجود ندارد و مؤید این امر نیز حکم مقرر در تبصره ماده 5 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1402 است.

    در موضوع مورد شکایت به موجب تبصره ماده 231 قانون مالیات های مستقیم و صرفاً در خصوص اطلاعات بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری و به جهت حفظ محرمانگی و اسرار اقتصادی اشخاص، قانونگذار وظیفه استعلام را در این فرض بر عهده وزیر امور اقتصادی و دارایی گذاشته و در دو موضع از تعبیر «وزیر امور اقتصادی و دارایی» و نه «وزارت امور اقتصادی و دارایی» استفاده کرده است.

    لذا با توجه به مراتب فوق، اطلاق ماده 46 آیین نامه اجرایی ماده 219 قانون مالیات های مستقیم مصوب 1398/09/13 که جواز اقدام توسط سایر مقامات به غیر از شخص وزیر امور اقتصادی و دارایی را در خصوص انجام مکاتبه و استعلام و اخذ اطلاعات مؤدیان صادر کرده، در حدی که متضمن اعمال محدودیت در مورد تبصره ماده 231 قانون مالیات های مستقیم است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیار بوده و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 ابطال می‌شود.

    با اعمال ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری و تسری اثر ابطال مقرره مذکور به زمان تصویب آن موافقت نشد.

    این رأی براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 219- شناسایی و تشخیص درآمد مشمول مالیات، مطالبه و وصول مالیات موضوع این قانون به سازمان امور مالیاتی کشور محول می‌شود …

  • [1402/07/08][140231390001736156][دیوان عدالت اداری] ابطال نامه شماره 230/68696/د 1401/10/26- معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور


    تاریخ سند: 1402/07/08
    شماره سند: 140231390001736156
    کد سند: م/169//
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال نامه شماره 230/68696/د 1401/10/26- معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره 230/68696/د 1401/10/26 – معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال نامه شماره 230/68696/د 1401/10/26 – معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در مقام تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده است:

    «طبق پاراگراف دوم از ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم، عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی خود و طرف معامله یا استفاده از شماره اقتصادی خود برای دیگران و یا استفاده از شماره اقتصادی دیگران برای معاملات خود حسب مورد، مشمول جریمه‌ای معادل دو درصد مبلغ مورد معامله می‌شود.

    همچنین عدم ارائه فهرست معاملات انجام شده به سازمان امور مالیاتی کشور از طریق روش‌هایی که تعیین می‌شود، مشمول جریمه‌ای معادل یک درصد معاملاتی که فهرست آنها ارائه نشده است، می‌باشد.

    لذا طبق ماده مذکور، جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم از دو بخش تشکیل می‌شود:
    1- جرایم مربوط به عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی خود و طرف معامله با استفاده از شماره اقتصادی خود برای دیگران و یا استفاده از شماره اقتصادی دیگران برای معاملات خود – دو درصد جریمه
    2- عدم ارائه فهرست معاملات انجام شده به سازمان امور مالیاتی – یک درصد جریمه

    از طرفی طبق دادنامه شماره 140009970905811423-1400/06/06 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، مرور زمان مالیاتی برای جرایم مقرر در ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم در خصوص ارائه فهرست معاملات پنج سال از تاریخ انقضای مهلت ارسال یا ارائه فهرست معاملات می‌باشد.

    همچنین طبق بخشنامه شماره 96/117/200 1396/08/23 و با استناد به تبصره 3 ماده 10 آیین‌نامه اجرایی موضوع تبصره 3 ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم، مهلت ارسال اطلاعات فهرست معاملات فصول بهار، تابستان و پاییز سال 1396 تا 15/02/1397 تمدید شده است و در نتیجه با احتساب مرور زمان پنج ساله از تاریخ انقضای مهلت ارسال فهرست معاملات، آخرین مهلت رسیدگی به جرایم عدم ارسال یا ارائه فهرست معاملات سال 1396، تاریخ 15/02/1402 می‌باشد.

    لکن مطلب مورد بحث در مانحن فیه در این است که تاریخ 15/02/1402 صرفاً در خصوص رسیدگی به جرایم مربوط به عدم ارسال یا ارائه فهرست معاملات سال 1396 با استناد به مجوز بخشنامه شماره 96/117/200 1396/08/23 امتداد دارد و قابل تسری به جرایم عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی خود و طرف معامله یا استفاده از شماره اقتصادی خود برای دیگران و یا استفاده از شماره اقتصادی دیگران برای معاملات خود نمی‌باشد.

    به عبارتی، سازمان امور مالیاتی در بخشنامه شماره 96/117/200 1396/08/23 صرفاً مهلت ارسال فهرست معاملات را بنا به اختیارات قانونی خود تمدید کرده است و تمدید این مهلت ارتباطی با عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی و یا استفاده از کد اقتصادی دیگران برای خود و بالعکس ندارد.

    در نتیجه با استناد به ماده 157 قانون مالیاتهای مستقیم، مرور زمان پنج ساله در خصوص مطالبه جریمه عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی و یا استفاده از کد اقتصادی دیگران برای خود و بالعکس، پنج سال از تاریخ ثبت و صدور صورت حساب حسب مورد می‌باشد.

    معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی در نامه مورد اعتراض، آخرین مهلت رسیدگی به جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم را تاریخ 15/02/1401 دانسته است و این در حالی می‌باشد که به کار بردن عنوان جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم ناظر بر تمامی جرایم محصور در ماده مذکور می‌باشد و همان‌گونه که در توضیحات فوق بیان شده است، این جرایم از دو بخش مجزا تشکیل می‌شود و مطالبه جریمه عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی و یا استفاده از کد اقتصادی دیگران برای خود و بالعکس پنج سال از تاریخ ثبت و صدور صورت حساب حسب مورد می‌باشد.

    لذا بنا به توضیحات فوق، نامه مورد شکایت متضمن وضع قاعده جدید و خارج از حیطه اختیارات معاونت درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور می‌باشد و مستند به بند 1 ماده 12 و ماده 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، ابطال آن مورد درخواست می‌باشد.


    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    ادارات کل امور مالیاتی با عنایت به بخشنامه شماره 1400/52/200 1400/07/11 – در خصوص مبدأ زمانی مهلت مرور زمان مالیاتی جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم اصلاحی مصوب 1394/04/31 و با توجه به تمدید مهلت ارسال فهرست معاملات فصلی فصول بهار، تابستان و پاییز سال 1396 در اجرای اختیارات تبصره 3 ماده 10 آیین‌نامه اجرایی موضوع تبصره 3 ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1394/04/31 تا نیمه اردیبهشت ماه 1397 (1397/02/15) (موضوع بخشنامه شماره 96/11/200 1396/08/23)، بدین وسیله یادآور می‌شود آخرین مهلت رسیدگی به جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم برای تمام فصول سال 1396 تاریخ 1402/02/15 می‌باشد.

    لذا ضروری است ادارات کل امور مالیاتی ضمن توجه به این امر اقدامات مقتضی را در این ارتباط معمول دارند.

    معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 212/1671/ص1402/02/06 اعلام کرده است:

    1- دادنامه شماره 140009970905811423-1400/02/06 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال بخشنامه شماره 99/08/210 1399/01/19 – در خصوص مبدا زمانی مهلت رسیدگی به جرایم موضوع ماده 169 مکرر قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1380/11/27، طی بخشنامه شماره 1400/52/200 1400/07/11 این سازمان برای اجرا به ادارات کل امور مالیاتی ارسال شده است.

    مستفاد از مفاد دادنامه مذکور به ویژه عبارت «با لحاظ این امر که حکم ماده 169 قانون مذکور در خصوص صدور صورت حساب و ثبت در سامانه به صورت فصلی انجام می‌شود و مطالبه سازمان امور مالیاتی از بابت جرایم ناشی از عدم ثبت معاملات نیز قبل از سررسید مالیات و در پایان هر فصل صورت می‌گیرد»، اولاً مرور زمان مالیاتی برای رسیدگی و مطالبه جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیات های مستقیم مطابق مهلت ماده 157 قانون یاد شده پنج سال از تاریخ انقضای مهلت ارسال یا ارائه فهرست معاملات می‌باشد.

    ثانیاً هر چند دو نوع جریمه در ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم ذکر شده، لیکن اطلاعات فهرست معاملات فصلی و صورت حساب‌های صادره از سوی مؤدی مستقل و منفک از یکدیگر نمی‌باشند و پس از بررسی اداره امور مالیاتی حسب مورد متناسب با نوع تخطی مؤدی، جریمه مربوط تعیین و اعمال می‌شود.

    2- به موجب تبصره 4 ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم، نحوه رسیدگی، مطالبه، حل اختلاف و وصول جرایم مذکور و ترتیبات پرداخت آن در هر دوره مالیاتی طبق مقررات این قانون با رعایت مهلت مقرر در ماده 157 قانون مذکور انجام می‌شود.

    3- فهرست معاملات مورد نظر که بر اساس مقررات ماده 10 آیین‌نامه اجرایی موضوع تبصره 3 ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم در مقاطع سه ماهه (فصلی) توسط مؤدیان تهیه و تا یک ماه و نیم پس از پایان هر فصل به سازمان امور مالیاتی کشور ارائه می‌شود، حاوی اطلاعات مربوط به خرید و فروش کالا و خدمات توسط مؤدی می‌باشد که در قسمت فروش آن بخش عمده و اصلی اطلاعات مربوط به صورت حساب فروش شامل اطلاعات هویتی خریدار، شماره اقتصادی خریدار و مبلغ فروش می‌باشد.

    4- اداره امور مالیاتی در زمان بررسی فهرست معاملات و با توجه به اطلاعات فهرست معاملات ارائه شده از سوی مؤدی و همچنین اطلاعات واصله از فهرست معاملات طرف معامله (خریدار)، نسبت به بررسی صورت حساب‌های مؤدی از حیث صدور یا عدم صدور صورت حساب و صحت مندرجات آن اقدام نموده و در صورت مشاهده مغایرت، حسب مورد جرایم پیش‌بینی شده در ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم را از مؤدی مطالبه خواهد نمود.

    5- شاکی در شکواییه خود به درستی جرایم مورد نظر را تقسیم‌بندی نموده است، اما در تفسیری نادرست رسیدگی به دو موضوع مورد اشاره را از هم منفک نموده و قائل به تفکیک در موعد حسابرسی آنها شده است و این در حالی است که بدون رسیدگی به وضعیت ارسال یا عدم ارسال صورت حساب که در راستای بررسی فهرست صورت معاملات احصاء می‌شود، اساساً ورود به محاسبه جرایم مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد، لذا فهرست معاملات ارائه شده از سوی مؤدی و طرف معاملات که حاوی بخش عمده اطلاعات مربوط به صورت حساب‌های صادره می‌باشد، مبنای اصلی بررسی صورت حساب‌های صادره از سوی مؤدی خواهد بود.

    6- با توجه به توضیحات فوق، اطلاعات فهرست معاملات و صورت حساب‌های صادره مستقل از یکدیگر نمی‌باشند و در صورتی که در اجرای تبصره 3 ماده 10 آیین‌نامه مورد اشاره بازه زمانی ارائه فهرست معاملات مؤدی و طرف‌های معامله افزایش یابد، بدیهی است که مهلت رسیدگی به جریمه عدم ارسال صورت حساب صادره نیز به همان نسبت بیشتر شده و به تبع آنها مهلت زمانی مقرر به رسیدگی هر دو مورد نیز افزایش می‌یابد.

    بنابراین، مبدا زمانی محاسبه مرور زمان مالیاتی برای رسیدگی و مطالبه هر دو نوع جریمه موصوف نیز یکسان و همان تاریخ انقضای مهلت ارسال یا ارائه فهرست معاملات می‌باشد.

    از این رو، با عنایت به مراتب فوق و نظر به عدم خروج این سازمان از حیطه اختیارات و صلاحیتهای قانونی، رد شکایت شاکی مورد استدعا است.


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/07/08 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی

    صرف نظر از وجود اختیار یا عدم اختیار برای طرف شکایت در خصوص تغییر در مهلت‌های قانونی رسیدگی به جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم، اولاً در ماده مذکور دو نوع جریمه لحاظ شده که شامل جریمه عدم صدور صورت حساب یا عدم درج شماره اقتصادی و یا استفاده از کد اقتصادی خود برای دیگران یا کد اقتصادی دیگران برای خود (معادل 2%) و جریمه مربوط به عدم ارسال فهرست معاملات (معادل 1%) است و در مقرره مورد شکایت اشاره به بخشنامه شماره 1400/52/200 1400/07/11 شده است که در این بخشنامه صرفاً مهلت ارسال فهرست معاملات بخش دوم جریمه‌های موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم تمدید شده و اصولاً در آن راجع به تمدید جریمه‌های نوع اول و تغییر در مبدأ شروع مرور زمان رسیدگی ماده مزبور، حکمی نیامده است.

    این در حالی است که در مقرره معترض عنه علی‌الاطلاق و مبنی بر بخشنامه سابق، آخرین مهلت رسیدگی به جرایم موضوع ماده 169 قانون مالیاتهای مستقیم در هر دو بخش و برای تمامی فصول سال 1396، تاریخ 1402/02/15 تعیین شده است که به معنای توسعه مرور زمان پنج ساله قانون بدون مجوز قانونی است.

    ثانیاً از لحاظ ماهیت بین دو بخش از جرایم یادشده تفاوت وجود دارد و بخش اول که در خصوص صدور یا عدم صدور صورت حساب و استفاده یا عدم استفاده از کد اقتصادی دیگران یا خود یا درج و عدم درج شماره اقتصادی است، به صورت آنی و حین معامله و رویداد مالی انجام می‌شود یا نمی‌شود و فی الواقع ظرف زمانی آن حین معامله و واقعه است که قانوناً مرور زمان پنج ساله آن تخلف عدم انجام از همان زمان باید لحاظ شود.

    لیکن در بخش دوم که ارسال فهرست معاملات یک فصل است، در پایان فصل برای همه فصل از روز اول تا پایان و یا مهلت مندرج در آیین‌نامه تا یک و نیم ماه بعد از پایان فصل انجام می‌شود که در بخشنامه اولیه این مهلت تمدید شده و در واقع ارسال فهرست معاملات مبتنی بر انجام هر معامله و واقعه نیست و به صورت یکجا در پایان فصل و 45 روز بعد از پایان فصل انجام می‌شود که ماهیتاً متفاوت است.

    به جهت اینکه در مقرره مورد شکایت با توسعه در مرور زمان به ضرر مؤدیان اقدام شده است، لذا بر مبنای مراتب فوق و با استناد به دادنامه‌های شماره 1423 مورخ 1400/06/06 و شماره 3105 مورخ 1398/11/08 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، نامه شماره 230/68696/د 1401/10/26- معاونت درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور در خصوص موضوع شکایت و صرفاً جرایم نوع اول به شرح فوق خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوب (1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 169 – اشخاص حقوقی و صاحبان مشاغل موضوع این قانون که حسب اعلام سازمان امور مالیاتی کشور موظف به ثبت ‌نام در نظام مالیاتی می ‌…
    ماده 169 مکرر- به منظور شفافیت فعالیت­های اقتصادی و استقرار نظام یکپارچه اطلاعات مالیاتی، پایگاه اطلاعات هویتی، عملکردی و دارایی مودیا…

  • [1402/07/08][140231390001736448][دیوان عدالت اداری] ابطال عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد» از انتهای بند 8 دستور العمل موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور به شماره 100917 مورخ 1401/05/26 وزیر امور اقتصادی و دارایی


    تاریخ سند: 1402/07/08
    شماره سند: 140231390001736448
    کد سند: م/191//
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد» از انتهای بند 8 دستور العمل موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور به شماره 100917 مورخ 1401/05/26 وزیر امور اقتصادی و دارایی


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد» از انتهای بند 8 دستور العمل موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور به شماره 100917 مورخ 1401/05/26 وزیر امور اقتصادی و دارایی


    گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد» از انتهای بند 8 دستور العمل موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور به شماره 100917 مورخ 1401/05/26 وزیر امور اقتصادی و دارایی را خواستار شده و در مقام تبیین خواسته اعلام کرده است:

    «وفق دادنامه شماره 140109970905811005 مورخ 1401/06/08 هیات عمومی دیوان عدالت اداری، «بر اساس بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1400 کل کشور مصوب 1399/12/26 مقرر شده است که: «به وزارت امور اقتصادی و دارایی (سازمان امور مالیاتی کشور) اجازه داده می‌شود ظرف یک سال آن بخشی از پرونده های مؤدیان مالیات بر ارزش افزوده دوره های سنوات 1387 تا 1397 که اظهارنامه های خود را در موعد مقرر تسلیم نموده‌اند و تاکنون مورد رسیدگی قرار نگرفته‌اند، بر اساس دستورالعملی که به پیشنهاد سازمان امور مالیاتی کشور ظرف یک ماه بعد از ابلاغ قانون تهیه می‌شود و به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی می‌رسد، بدون رسیدگی، قطعی نماید

    و آنچه در بند مذکور مورد حکم واقع شده، قطعی اعلام کردن پرونده های مالیات بر ارزش افزوده بخشی از مؤدیان است که ضوابط آن در قالب دستور العمل وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی کشور ظرف یک ماه پس از ابلاغ قانون تدوین و تصویب می‌شود و در نتیجه ضوابط اجرایی مذکور باید در راستای حکم قانون باشد و حکم قانون صرفاً در مورد امکان یا عدم امکان قطعی اعلام شدن پرونده های مؤدیان است که طبعاً اگر شرایط پرونده مالیاتی مؤدی با ضوابط تدوین شده منطبق بوده قطعی اعلام می‌شود و در غیر این صورت قطعی اعلام نمی‌شود.

    با توجه به اینکه بر اساس ماده 191 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب سال 1366 که بر مبنای بند (الف) ماده 25 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400/03/02 در خصوص مالیات بر ارزش افزوده نیز مجری اعلام شده، مقرر گشته است که: «تمام یا قسمتی از جرایم مقرر در این قانون بنا به درخواست مؤدی با توجه به دلایل ابرازی مبنی بر خارج از اختیار بودن عدم انجام تکالیف مقرر و با در نظر گرفتن سوابق مالیاتی و خوش حسابی مؤدی به تشخیص و موافقت سازمان امور مالیاتی کشور قابل بخشوده شدن می‌باشد.»

    بنابراین اتخاذ تصمیم در خصوص جرایم مالیاتی و قابل بخشودگی بودن یا نبودن آن‌ها صرفاً در اختیار سازمان امور مالیاتی کشور است و این امر ارتباطی با بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1400 کل کشور ندارد و در نتیجه عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد.» از بند 10 ضوابط اجرایی موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1400 کل کشور (موضوع بخشنامه شماره 63218 مورخ 1400/04/23 وزیر امور اقتصادی و دارایی) که براساس آن جرایم مربوط به بخشی از پرونده های مالیات بر ارزش افزوده توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی غیرقابل بخشودگی اعلام شده، مغایر با بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1400 کل کشور و ماده 191 قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1366 و خارج از حدود اختیار مرجع تصویب کننده این ضوابط است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    لذا، با اتخاذ ملاک از رأی مذکور و با توجه به ابطال از تاریخ تصویب در آن رأی، درخواست ابطال از تاریخ تصویب عبارت «و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی باشد.» از انتهای بند 8 دستور العمل مورد شکایت را به دلیل مغایرت با رأی یاد شده و نیز بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 و ماده 191 قانون مالیاتهای مستقیم و همچنین خروج از حدود اختیارات قانونی دارم.»

    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر می‌باشد:

    «دستور العمل موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور به شماره 100917 مورخ 1401/05/26

    در اجرای حکم بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور که مقرر می‌دارد:

    به وزارت امور اقتصادی و دارایی (سازمان امور مالیاتی کشور) اجازه داده می‌شود ظرف یک سال، آن بخشی از پرونده‌های مؤدیان مالیات بر ارزش افزوده دوره‌های سنوات 1387 تا 1397، که اظهارنامه‌های خود را در موعد مقرر تسلیم نموده‌اند و تاکنون مورد رسیدگی قرار نگرفته‌اند، بر اساس دستورالعملی که به پیشنهاد سازمان امور مالیاتی کشور ظرف یک ماه بعد از ابلاغ قانون تهیه می‌شود و به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی می‌رسد، بدون رسیدگی قطعی نماید. درآمدهای وصولی مرتبط به این بند مالیات سهم دولت به ردیف درآمدی شماره 110516 جدول شماره (5) این قانون نزد خزانه‌داری کل کشور و عوارض سهم شهرداری‌ها و دهیاری‌ها حسب مورد به حساب‌های مربوط واریز می‌شود.»

    دستور العمل حکم فوق به منظور تسریع در قطعی سازی پرونده‌های مالیات بر ارزش افزوده و تعیین تکلیف وضعیت مالیاتی مؤدیان به شرح ذیل برای اجرا ابلاغ می‌شود:

    ….

    -8 آن دسته از پرونده‌های مؤدیان مالیات بر ارزش افزوده که وفق مقررات این حکم قطعی می‌شود، چنانچه موجب اسناد و مدارک به دست آمده یا اطلاعات استخراج شده از پایگاه‌های اطلاعاتی سازمان امور مالیاتی کشور، کتمان بخشی از درآمد یا فعالیت و یا ابراز اعتبار مالیاتی واهی بر روی خرید از سوی فعالان اقتصادی مشمول این حکم احراز و اثبات شود، اجرای مفاد این دستور العمل مانع از مطالبه مالیات بر ارزش افزوده و عوارض قانونی و جرایم متعلقه وفق قانون مالیات بر ارزش افزوده و مقررات موضوعه، نخواهد بود و جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی‌باشد.
    وزیر امور اقتصادی و دارایی


    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی وزارت امور اقتصادی و دارایی به موجب لایحه شماره 91116720-1402/02/06، تصویر نامه شماره 200/1496/ص-1402/02/04 رئیس کل سازمان امور مالیاتی را ارسال کرده است که متن آن به قرار زیر می‌باشد:

    «با توجه به حذف عبارت «جرایم مربوط قابل بخشودگی نمی‌باشد» از دستورالعمل مورد شکایت در قالب بخشنامه شماره 249375 مورخ 1401/12/03 وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی، رسیدگی به درخواست ابطال مصوبه مورد شکایت موضوعاً منتفی می‌باشد.
    بنابراین به استناد ماده 85 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری ضرورت دارد صدور قرار رد درخواست شاکی از دیوان عدالت اداری تقاضا شود.»


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/07/08 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رای هیأت عمومی

    با توجه به اینکه سابقاً در مورد مشابه و در قالب دادنامه شماره 1005 مورخ 1401/06/08 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، اختیار وزارت امور اقتصاد و دارایی در اعلام نظر پیرامون بخشودگی جرایم ناشی از کتمان درآمد مالیاتی یا عدم پرداخت آن در مهلت مقرر با سایر تخلفات مرتبط رد شده و بند 10 ضوابط اجرایی موضوع بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1400 کل کشور بر مبنای استدلال مندرج در رأی یادشده و به جهت خارج از اختیار بودن آن ابطال شده است، و در مقرره معترض عنه در این پرونده نیز که مشابه موضوع سابق و در راستای بند (ب) تبصره 6 قانون بودجه سال 1401 کل کشور و توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی صادر شده، عبارت «و جرایم مربوطه قابل بخشودگی نمی‌باشد» ذکر گردیده است.

    هر چند طرف شکایت طی اصلاحیه شماره 249375 مورخ 1401/12/03 اقدام به حذف این عبارت از انتهای بند 8 دستور العمل مذکور نموده، لیکن به جهت اینکه ابطال مقرره از تاریخ تصویب مورد تقاضا قرار گرفته و تضییع حقوق اشخاص و مؤدیان نیز قابل تصور و بلکه قطعی الوقوع است، و اصلاحیه یادشده نیز تسری به زمان تصویب مصوبه معترض عنه ندارد، لذا عبارت «و جرایم مربوطه قابل بخشودگی نمی‌باشد» در بند 8 دستور العمل شماره 100917 مورخ 1401/05/26 وزیر امور اقتصادی و دارایی خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.


    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 191 [1] – تمام یا قسمتی از جرایم مقرر در این قانون بنا به درخواست مودی با توجه به دلایل ابرازی مبنی بر خارج از اختیار بودن عد…

  • [1402/08/09][140231390002047949][دیوان عدالت اداری] دادنامه شماره 140231390002047949 مورخ 1402/08/09 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری متضمن ابطال عبارت 1400/10/13 از تاریخ تصویبِ بخشنامه شماره 210/62051/د مورخ 1401/09/27 معاونت حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور


    تاریخ سند: 1402/08/09
    شماره سند: 140231390002047949
    وضعیت سند: معتبر

    دادنامه شماره 140231390002047949 مورخ 1402/08/09 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری متضمن ابطال عبارت 1400/10/13 از تاریخ تصویبِ بخشنامه شماره 210/62051/د مورخ 1401/09/27 معاونت حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 210/62051/د-1401/09/27 معاون حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور

    گردش کار: شاکیان به موجب دادخواست‌های جداگانه ابطال بخشنامه شماره 210/62051/د-1401/09/27 معاون حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده‌اند که:

    “وفق ماده 57 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 «این قانون شش ماه پس از ابلاغ به رئیس جمهور لازم الاجرا است.» از آنجا که در این قانون، مواعد متعددی بر مبنای ماه تعیین شده اما حکمی در خصوص تعریف ماه نیامده، همچنین در مقدمه قانون مدنی درباره انتشار و آثار و اجرای قوانین به طور عموم نیز حکمی در این باره نیست و تنها در ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مقرر شده، «از نظر احتساب موارد قانونی، سال دوازده ماه، ماه سی روز، هفته هفت روز و شبانه روز بیست و چهار ساعت است.»

    لذا با اتخاذ ملاک از رأی شماره 1401/03/03-140109970905810385 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که با استناد به همین ماده صادر شده، درخواست ابطال از زمان صدور حکم انتهای نامه مورد شکایت را در خصوص تعیین تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 که نه بر مبنای قانونی هر ماه سی روز بلکه بر مبنای ماه‌های خورشیدی و با احتساب 31 روزه بودن ماه‌های تیر، مرداد و شهریور، این موعد را 1400/10/13 تعیین نموده و با توجه به تغییرات گسترده این قانون نسبت به قانون مالیات بر ارزش افزوده پیشین، موجبات تضییق احتمالی حقوق قانونی شمار زیادی از مؤدیان را در بازه زمانی میان تاریخ درست لازم الاجرا شدن قانون با تاریخ نادرست مقرر شده در این نامه فراهم آورده است.

    به دلیل مغایرت این حکم با ماده 57 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، همچنین ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رأی شماره 1401/03/03-140109970905810385 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری و نیز خروج از حدود اختیار قانونی، درخواست ابطال از تاریخ تصویب دارم.


    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    بخشنامه شماره 210/62051/د-1401/09/27

    “ادارات کل امور مالیاتی

    با توجه به عدم انطباق تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 با شروع دوره مالیاتی سه ماهه چهارم (زمستان) سال 1400 (بخشی از دوره با قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387 و بخشی از همان دوره با قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 اجرایی می‌باشد) و نظر به ابهامات مطرح شده در خصوص حاکمیت قوانین موصوف در دوره مزبور، به منظور وحدت رویه مقرر می‌دارد:

    • 1 نظر به اینکه بخش گسترده‌ای از تعلق جریمه‌های موضوعه در دوره زمانی حاکمیت قانون مؤخر صورت گرفته و تاریخ تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده دوره مزبور نیز در دوران حاکمیت این قانون واقع شده است، بنابراین جریمه عدم تسلیم اظهارنامه دوره مالیاتی زمستان 1400 برای کلیه مؤدیان مشمول تابع احکام مقرر در بند (الف) ماده 36 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1400 خواهد بود.
    • 2 ترتیبات مقرر در بند (ب) ماده 36 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 مبنی بر جریمه «کتمان معامله، پیش اظهاری مالیات و عوارض خرید یا کم‌اظهاری مالیات و عوارض فروش، ثبت معامله خود به نام غیر یا معامله غیر به نام خود، استناد به اسناد صوری و هر عمل دیگری که به کم‌اظهاری مالیات یا استرداد غیر واقعی منجر شود، دو برابر مالیات و عوارض پرداخت نشده تا موعد مقرر در ماده 4 این قانون و در صورت تکرار تخلف قبل از دو سال، سه برابر مالیات پرداخت نشده» از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون 1400/10/13 جاری می‌باشد.
    • معاون حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 212/2695/د-1401/12/22 اعلام کرده است:

    • 1 همان گونه که مستحضرید، مؤدیان موضوع نظام مالیات بر ارزش افزوده مکلفند وفق قوانین ناظر بر موضوع پس از انقضای هر دوره مالیاتی (سه ماهه) کل مالیات و عوارضی را که طی آن دوره به فروش کالا و یا ارائه خدمات توسط وی تعلق گرفته است، به ترتیبی که سازمان امور مالیاتی کشور مقرر می‌کند پرداخت نمایند. قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 از تاریخ 1400/10/13 لازم الاجرا شده است و بخشی از دوره مالیاتی سه ماهه چهارم (زمستان) سال 1400 با قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387 و بخشی از همان دوره با قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 مطابقت دارد.
    • 2 به موجب بند 5 ماده 22 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387، عدم تسلیم اظهارنامه از تاریخ ثبت نام یا شناسایی به بعد حسب مورد موجب تعلق جریمه‌ای معادل پنجاه درصد مالیات متعلق است. این در حالی است که به موجب بند (الف) ماده 36 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 تا زمان استقرار سامانه مؤدیان، جریمه عدم تسلیم اظهارنامه در هر دوره مالیاتی برای کلیه مؤدیان و بعد از استقرار سامانه مذکور برای آن دسته از مؤدیانی که از عضویت در سامانه مؤدیان امتناع کرده‌اند، ده میلیون ریال یا دو برابر مالیات و عوارض پرداخت نشده تا موعد مقرر در ماده 4 قانون مذکور هر کدام بیشتر باشد، است.
    • 3 به موجب ماده 55 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، احکام مربوط به مالیات و عوارض در قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387/02/17 با اصلاحات و الحاقات بعدی (به استثنا حکم ماده 28 قانون مذکور نسبت به جامعه مشاوران رسمی مالیاتی ایران، ماده 50 قانون مذکور و تبصره‌های ذیل آن و تبصره 1 ماده 39 آن قانون نسبت به عوارض موضوع بند 2 ماده 38 این قانون) نسخ شده است.
    • 4 به موجب مفاد ماده 13 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 مقرر شده است: «پس از راه‌اندازی سامانه مؤدیان، همه مشمولان این قانون موظفند به ترتیبی که سازمان مقرر و اعلام می‌کند، در سامانه مزبور ثبت نام نموده و معاملات خود را در آن ثبت نمایند. ثبت معاملات (خرید و فروش) در سامانه مؤدیان به منزله ثبت در دفاتر قانونی است. تا آن زمان (راه‌اندازی سامانه مؤدیان) ترتیبات ثبت نام، نحوه ارائه اظهارنامه‌های مالیاتی و رسیدگی به آنها حسب مقررات قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387/02/17 و اصلاحات بعدی آن است. در سایر موارد مفاد این قانون جاری است.»
    • 5 بر اساس ماده 47 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، پرونده‌های مالیات بر ارزش افزوده که تاریخ تعلق آنها قبل از لازم الاجرا شدن این قانون است، از نظر تعیین مأخذ، مشمول مالیات و نرخ مالیات، جرائم و تکالیف مؤدیان و مأموران مالیاتی و نحوه رسیدگی تابع قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1387/02/17 می‌باشد، اما در مورد رفع اختلاف سازمان با مؤدی، قطعی شدن، وصول، توزیع و تسویه، تابع احکام و مقررات این قانون است. بنابراین با التفات به مفهوم مخالف این ماده، جریمی که تاریخ تعلق آنها بعد از لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 است بر اساس مقررات قانون اخیر الذکر محاسبه و وصول می‌شود.
    • 6 بنابراین با عنایت به مقررات پیش گفته، نظر به اینکه بخش گسترده‌ای از تعلق جریمه‌های موضوعه در دوره زمانی حاکمیت قانون مؤخر صورت گرفته است، در بند 1 بخشنامه موضوع شکایت مقرر شده که جریمه عدم تسلیم اظهارنامه دوره مالیاتی زمستان 1400 برای کلیه مؤدیان مشمول تابع احکام مقرر در بند (الف) ماده 36 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 خواهد بود. به عبارت دیگر، از آنجا که موعد تسلیم اظهارنامه مالیات و عوارض ارزش افزوده دوره چهارم سال 1400 بعد از تاریخ اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400/10/13 است، بر این اساس می‌بایست جریمه‌های متعلقه بر مبنای قانون جدید محاسبه و اعمال شوند
    • 7 بخشنامه شماره 1400/12/28-200/1400/539 سازمان امور مالیاتی کشور که مورد اشاره شاکی در دادخواست مطروحه قرار گرفته است، با موضوع تسلیم اظهارنامه دوره چهارم فصل زمستان مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 صادر شده و تعیین مهلت زمانی ارسال اظهارنامه دوره مزبور (فارغ از دوره زمانی حاکمیت قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400) دلیلی بر غیرقانونی بودن وضع و اعمال جریمه‌های موضوع بند (الف) ماده 36 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 نسبت به عدم تسلیم اظهارنامه دوره مالیاتی زمستان 1400 نیست.

    متعاقباً، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 212/27123/ص-1401/12/24 اعلام کرده است:

    • 1 همان گونه که مستحضرید، در قوانین مالیاتی به دفعات از سال شمسی به عنوان مبنای مواعد ناظر بر قانون مالیات بر ارزش افزوده و قانون مالیات‌های مستقیم نام برده شده است که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: الف- به موجب بند (خ) ماده 1 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، دوره مالیاتی هر سه ماه می‌باشد و منطبق بر فصول سال شمسی است. ب- بر اساس ماده 155 قانون مالیات‌های مستقیم، سال مالیاتی عبارت از یک سال شمسی است که از اول فروردین ماه هر سال شروع و به آخر اسفند ماه همان سال ختم می‌شود. لیکن در مورد اشخاص حقوقی مشمول مالیات که سال مالی آنها به موجب اساسنامه با سال مالیاتی تطبیق نمی‌کند، درآمد سال مالی آنها به جای سال مالیاتی مبنای تشخیص مالیات قرار می‌گیرد و موعد تسلیم اظهارنامه و ترازنامه و حساب سود و زیان و سررسید پرداخت مالیات آنها چهار ماه شمسی پس از سال مالی می‌باشد.
    • 2 به موجب ماده 57 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 مقرر شده است که این قانون شش ماه پس از ابلاغ به رئیس جمهور لازم الاجرا است. قانون مذکور به موجب نامه شماره 20-11/29577 مورخ 1400/04/12 از سوی رئیس مجلس شورای اسلامی ایران ابلاغ شده است، بنابراین با توجه به توضیحات فوق‌الذکر و با عنایت به ماده 2 قانون مدنی، قانون فوق از تاریخ 1400/10/13 قابلیت اجرایی خواهد داشت.
    • 3 استناد شاکی به ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) برای تعیین تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 صحیح نمی‌باشد، چرا که: اولاً- با عنایت به ماده 1 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی)، مفاد ماده 443 قانون اخیرالذکر صرفاً در خصوص تعیین مواعد در رسیدگی به امور حسبی و کلیه دعاوی مدنی و بازرگانی توسط دادگاه‌های عمومی، انقلاب، تجدیدنظر، دیوان عالی کشور و سایر مراجعی که به موجب قانون موظف به رعایت آن می‌باشند جاری خواهد بود، نه در خصوص تعیین موعد لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400. ثانیاً- در ابهامات راجع به موضوعات مالیاتی می‌بایست جز در موارد مصرح به مجموعه قوانین و مقررات مالیاتی به عنوان یک قانون پایه و خاص مراجعه شود. در این راستا در فصل هشتم باب چهارم قانون مالیات‌های مستقیم (مبحث ابلاغ) به موجب ماده 29 قانون مذکور – که با توجه به ماده 25 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 نسبت به این قانون نیز جاری است – مقرر شده است: «مقررات آیین دادرسی مدنی راجع به ابلاغ جز در مواردی که در این قانون مقرر گردیده است، در مورد ابلاغ اوراق مالیاتی اجرا خواهد شد.» بنابراین با استناد به مواد قانونی مذکور، صرفاً در مبحث ابلاغ اوراق مالیاتی، در صورت سکوت قانون می‌توان به مقررات آیین دادرسی مدنی مراجعه نمود و بدیهی است که در سایر موارد و از جمله تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400، ارجاع به مقررات قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) فاقد موضوعیت است. ثالثاً- با عنایت به مفاد ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور مدنی) که مقرر می‌دارد سال دوازده ماه و ماه سی روز است، هر سال مشتمل بر 360 روز می‌باشد که با مفاد بند (خ) ماده 1 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 و ماده 5 قانون مالیات‌های مستقیم که سال شمسی را ملاک قرار داده است، مغایرت دارد و بر این مبنا قانونگذار ماه شمسی را در مواعد قوانین مالیاتی نیز احتساب نموده است و با التفات به قاعده «اصل بر پیروی از احکام قانون اصلی و خاص می‌باشد»، مهلت‌های تعیین شده در قانون مالیات‌های مستقیم و قانون مالیات بر ارزش افزوده از مفاد ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی تبعیت نمی‌نمایند.

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/08/09 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.


    رأی هیأت عمومی

    با توجه به حکم مقرر در ماده 57 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400/03/02 که تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مزبور را شش ماه بعد از ابلاغ آن به رئیس جمهور اعلام کرده و با عنایت به تاریخ ابلاغ قانون فوق به رئیس جمهور که 1400/04/12 است و با لحاظ حکم مقرر در ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 و مفاد رأی وحدت رویه شماره 385 مورخ 1401/03/03 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، این نتیجه حاصل می‌شود که تاریخ 1400/10/10 تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400/03/02 است و در نتیجه عبارت مربوط به تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب 1400 در بخشنامه شماره 210/62051/د مورخ 1401/09/27 سازمان امور مالیاتی کشور که تاریخ اجرای قانون یاد شده را 1400/10/13 اعلام کرده با ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رأی وحدت رویه شماره 385 مورخ 1401/03/03 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مغایرت دارد و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود. این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.


    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 57 ـ این قانون شش ماه پس از ابلاغ به رئیس جمهور لازم الاجراء است.
    تبصره ـ تا تاریخ لازم ‌الاجراء شدن این ق…

  • [1402/07/25][140231390001918338][دیوان عدالت اداری] ابطال اطلاق عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد.» از ذیل صفحه 26 پیوست بخشنامه شماره 1388/12/26-31091 و نیز از ذیل صفحه 27 پیوست بخشنامه شماره 1390/02/11-1833 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور از تاریخ تصویب


    تاریخ سند: 1402/07/25
    شماره سند: 140231390001918338
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال اطلاق عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد.» از ذیل صفحه 26 پیوست بخشنامه شماره 1388/12/26-31091 و نیز از ذیل صفحه 27 پیوست بخشنامه شماره 1390/02/11-1833 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور از تاریخ تصویب


    موضوع شکایت و خواسته: ابطال اطلاق عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد.» از ذیل صفحه 26 پیوست بخشنامه شماره 1388/12/26-31091 و نیز از ذیل صفحه 27 پیوست بخشنامه شماره 1390/02/11-1833 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور


    گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال اطلاق عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد» از ذیل صفحه 26 پیوست بخشنامه شماره 1388/12/26-31091 و نیز از ذیل صفحه 27 پیوست بخشنامه شماره 1390/02/11-1833 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    «مقرره مورد شکایت که در خصوص فهرست عناوین کالاها و خدمات معاف موضوع ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 است، با ذکر عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد» معافیت بند 10 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 را مطلقاً قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی ندانسته است.

    سازمان امور مالیاتی، در همین خصوص در بخشنامه شماره 1388/11/12-28004 فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی را معاف از مالیات و عوارض موضوع این قانون دانسته، اما این معافیت را مشروط به این نموده بود که کارفرما حقوق و دستمزد نیروی انسانی را به صورت مستقیم و بی واسطه تخصیص یا پرداخت و در دفاتر قانونی خود تحت عنوان هزینه حقوق و دستمزد ثبت نماید و لیست بیمه و مالیات حقوق هم به نام کارفرما به سازمان های ذیربط ارائه گردد.

    گرچه هیأت عمومی دیوان عدالت اداری این شرط خلاف قانون را طی دادنامه شماره 1397/03/01-348 ابطال نموده است، اما بعضاً ادارات مالیاتی در هنگام تعیین تکلیف پرونده های مالیات بر ارزش افزوده سنوات گذشته پیمانکاران تأمین نیروی انسانی که به دلیل عدم دریافت مطالباتشان از کارفرمایان موفق به تسویه بدهی مالیات بر ارزش افزوده خود نشده اند، با استناد به عدم ابطال مقرره مورد شکایت و نیز تاریخ صدور آن که پس از تاریخ صدور مقرره ابطال شده طی دادنامه شماره 348 است، همچنین عدم ذکر ابطال از زمان تصویب در دادنامه مذکور، کماکان مالیات بر ارزش افزوده مربوط به بخش حقوق و دستمزد قراردادهای پیمانکاری تأمین نیروی انسانی را مطالبه میکنند.

    لذا با اتخاذ ملاک از دادنامه شماره 1397/03/01-348 درخواست ابطال از زمان صدور مقرره مورد شکایت را به دلیل مغایرت با رأی مذکور و نیز مغایرت با بند 10 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 و همچنین خروج از حدود اختیارات قانونی، از حیث تضییق دامنه شمول حکم مقنن دارم.»


    متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:

    بخشنامه شماره 1388/12/26-31091 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور

    «مخاطبین:

    • روسای محترم امور مالیاتی شهر و استان تهران
    • مدیران کل محترم مالیات بر ارزش افزوده شهر و استان تهران
    • مدیر کل محترم امور مالیاتی مؤدیان بزرگ
    • مدیران کل محترم امور مالیاتی استان‌ها

    موضوع: فهرست عناوین کالاها و خدمات مندرج در ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده

    ماده 12: عرضه کالاها و ارائه خدمات زیر و همچنین واردات آنها حسب مورد از پرداخت مالیات معاف می‌باشند.

    عبارت مورد شکایت: «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد.»

    بند 10: خدمات مشمول مالیات بر درآمد حقوق، موضوع مالیات های مستقیم

    توجه: معافیت مذکور قابل تسری به فعالیتهای پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد.

    • معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره 212/2781/ص-1401/12/25 توضیح داده است که:

    «اصلاحات لازم در خصوص فهرست عناوین کالاها و خدمات معاف موضوع ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده موضوع بخشنامه های شماره 1388/12/26-31091 و 1390/02/11 طی بخشنامه شماره 1396/12/23-260/96/169 صورت گرفته است. لازم به ذکر است فهرست اخیر الذکر جایگزین فهرست بخشنامه های قبلی می باشد و از آنجا که عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیتهای پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نمی باشد» از مندرجات بند 10 در خصوص خدمات مشمول مالیات بر درآمد حقوق موضوع قانون مالیات های مستقیم مندرج در صفحه 12 فهرست اصلاحی حذف شده است.

    بدین لحاظ ادعای شاکی فاقد وجاهت قانونی میباشد. علاوه بر این در جزء 4 بند (ب) ماده 9 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1400 ارائه خدماتی که ما به ازای آن به صورت حقوق و دستمزد پرداخت می‌شود، در صورتی که مشمول فصل مالیات بر درآمد حقوق موضوع قانون مالیات های مستقیم باشد، از پرداخت مالیات و عوارض معاف شده است.

    همچنین طبق مفاد تبصره جزء یاد شده مقرر شده است که در ارائه خدمت توسط شرکت های تأمین نیروی انسانی و شرکت‌هایی که از طریق قراردادهای حجمی خدمات خود را با در اختیار گذاشتن نیروی کار به متقاضی ارائه می‌کنند (مانند شرکت‌های ارائه دهنده خدمات پرستاری و خدمات نظافتی)، بخشی از قرارداد که مربوط به هزینه های حقوق و دستمزد است معاف باشد.

    در ادامه تصریح شده است که حکم این بند مشروط به تأیید میزان حقوق و دستمزد و مزایا توسط سازمان بیمه‌گر است. خواسته شاکی با مفاد بخشنامه 1390/02/11-1833 مشابهت دارد. لذا درخواست رسیدگی توامان درخواست می‌شود. تقاضای رسیدگی و رد شکایت شاکی را دارد.»


    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1402/07/25 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.

    رأی هیأت عمومی:

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری سابقاً و براساس آرای مختلف خود از جمله دادنامه های شماره 348 مورخ 1397/03/01 و شماره 3274 مورخ 1400/12/17، مطالبه مالیات بر ارزش افزوده از حقوق پرداختی به حقوق بگیران را با هر نوع شیوه پرداخت و تحت هر نوع قرارداد (پیمانکار نیروی انسانی، حجمی و …) غیر صحیح تشخیص داده است و از طرفی بند 10 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 به عنوان قانون حاکم در زمان تصویب مقرره مورد شکایت اصولاً خدمات مشمول مالیات درآمد حقوق را از موارد معاف از مالیات بر ارزش افزوده اعلام کرده است.

    بنا به مراتب فوق، عبارت «معافیت مذکور قابل تسری به فعالیت های پیمانکاری تامین نیروی انسانی نمی‌باشد.» از ذیل صفحه 26 پیوست بخشنامه شماره 31091 مورخ 1388/12/26 و نیز صفحه 27 پیوست بخشنامه شماره 1390/02/11-1833 معاون مالیات بر ارزش افزوده سازمان امور مالیاتی کشور که دلالت بر این دارد که معافیت مذکور قابل تسری به فعالیتهای پیمانکاری تأمین نیروی انسانی نیست، برخلاف مفاد بند 10 ماده 12 قانون مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال 1387 و مفاد آرای صدر الذکر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی بر اساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری

    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 12- عرضه کالاها وارائه خدمات زیر وهمچنین واردات آنها حسب مورد از پرداخت مالیات معاف می باشد:
    1- محصولات کشاورزی فرآوری …

  • [1402/08/09][140231390002047624][دیوان عدالت اداری] ابطال عبارت رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدید نظر خواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود از انتهای بند 1-2 قسمت (ب) دستور العمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور


    تاریخ سند: 1402/08/09
    شماره سند: 140231390002047624
    کد سند: م/157//
    وضعیت سند: معتبر

    ابطال عبارت رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدید نظر خواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود از انتهای بند 1-2 قسمت (ب) دستور العمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور


    موضوع شکایت و خواسته:
    ابطال عبارت “رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدیدنظرخواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود” از انتهای بند 1-2 قسمت (ب) دستورالعمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور.

    گردش کار:
    شاکی به موجب دادخواستی ابطال عبارت مذکور را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:

    “وفق رأی شماره 140109970905811440-1401/08/17 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری:

    اولاًتبصره ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم (اصلاحی مصوب 1380/11/27) صرفاً در صدد بیان این موضوع است که چنانچه مطالبه مالیات از غیر مؤدی صورت پذیرفته باشد، می‌بایست موضوع در هیأت حل اختلاف مالیاتی مطرح شود و پس از تأیید هیأت، مطالبه از غیر مؤدی کان لم یکن می‌شود و اداره امور مالیاتی بدون رعایت مرور زمان مکلف است ظرف یک سال از صدور رأی هیأت مزبور مالیات را از مؤدی واقعی مطالبه نماید و گرنه مشمول مرور زمان است.

    طرف شکایت به جهت اینکه ادارات امور مالیاتی فرصت یک ساله را از دست ندهند، به تصویب مقرره معترض عنه و نفی حق تجدیدنظرخواهی و اعتراض نسبت به رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی اقدام نموده است و این در حالی است که به صراحت قانون، رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی وفق تبصره‌های 3 و 4 از ماده 247 و ماده 251 قانون مالیات‌های مستقیم هم از سوی مؤدیان و هم از سوی ادارات مالیاتی قابل اعتراض است و هیچ دلیل قانونی مبنی بر این‌که این حق از ادارات امور مالیاتی سلب شود، علی‌الخصوص با فرض تصور حالاتی که می‌تواند رعایت حقوق بیت‌المال را تحت الشعاع قرار دهد، وجود ندارد.

    ثانیاً – مرجع تشخیص این امر که رأی هیأت حل اختلاف ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم غیرقابل اعتراض است یا قابل اعتراض به دلالت عمومات حاکم و ماده 16 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، خود هیأت حل اختلاف مالیاتی است و نه ادارات مالیاتی. از سوی دیگر رأی هیأت ماده 216 قانون مالیات‌های مستقیم که به موجب قانون قطعی و لازم‌الاجرا است، قابل اعتراض نیز هست و قطعی و لازم‌الاجرا بودن غیر از مقوله قابل اعتراض بودن است.

    بنابراین، فراز مورد شکایت از بند 1-2 قسمت (ب) دستورالعمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور که در راستای رأی صادره از سوی هیأت حل اختلاف ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم در بحث تعیین مؤدی واقعی صادر شده و مقرر کرده است که:

    “رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدیدنظرخواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود”

    خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 و به دلیل مغایرت با مواد 251 و 256 قانون مالیات‌های مستقیم درخواست ابطال از تاریخ تصویب را دارم.

    متن مقرره مورد شکایت:

    دستورالعمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور

    “…………

    2- بعد از قطعیت درآمد مشمول مالیات

    2-1 در مواردی که اعتراض مؤدی به شرح بند (ب) مورد قبول و پذیرش هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی واقع شده باشد، در این صورت هیأت حل اختلاف مالیاتی می‌بایست در اجرای تبصره ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم نسبت به انشاء رأی جهت مطالبه مالیات از مؤدی واقعی که مشخصات آن نیز می‌بایست در متن رأی درج گردد اقدام نماید. رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدیدنظرخواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود.

    در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور به موجب لایحه شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 توضیح داده است که:

    “طبق مفاد تبصره ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم در مواردی که مالیات به هر علت از غیر مؤدی مطالبه شده باشد، پس از تأیید مراتب از طرف هیأت حل اختلاف مالیاتی، مطالبه مالیات از غیر مؤدی در هر مرحله‌ای که باشد کان لم یکن تلقی می‌گردد و در این صورت اداره امور مالیاتی مکلف است بدون رعایت مرور زمان موضوع این ماده ظرف یک سال از تاریخ صدور رأی هیأت مزبور، مالیات متعلق را از مؤدی واقعی مطالبه نماید وگرنه مشمول مرور زمان خواهد بود.

    بر این اساس، در شرایطی که به دلیل وجود اسناد و مدارک و همچنین ادله کافی برای هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی، مطالبه مالیات از غیر مؤدی محرز و اثبات شود، هیأت‌های یاد شده بدون در نظر گرفتن مرحله پرونده نسبت به صدور رأی مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی اقدام می‌نمایند.

    علیهذا، با توجه به کان لم یکن تلقی شدن مطالبه مالیات از غیر مؤدی، اداره امور مالیاتی طبق مفاد تبصره قانون یاد شده و با رعایت مهلت یک سال نسبت به مطالبه مالیات از مؤدی واقعی اقدام می‌نماید. این بدان معنی است که در ازای ابطال مطالبه مالیات از غیر مؤدی، بر مبنای همان اسناد و مدارک و مستندات که مالیات مطالبه شده از غیر مؤدی محاسبه شده است، مالیات مؤدی واقعی نیز محاسبه و مطالبه می‌شود.

    در این شرایط، اصولاً به دلیل صدور برگ مطالبه از مؤدی واقعی و ارائه دلایل کافی و وجود اطلاعات و اسناد و مدارک مثبته مندرج در بند (الف) دستورالعمل یاد شده، حقی از بیت‌المال یا حقوق دولت ضایع نمی‌شود که بتوان به دلیل آن برای اداره امور مالیاتی حق تجدیدنظرخواهی یا شکایت قائل شد.

    در حقیقت، در این مرحله تنها اعتراض قابل تصور برای اداره امور مالیاتی، اعتراض به تغییر مؤدی قبلی به مؤدی واقعی و اشتباه هیأت حل اختلاف موصوف در شناسایی مؤدی واقعی می‌باشد. در این ارتباط، با توجه به اینکه پس از صدور رأی مربوطه و مطالبه مالیات از مؤدی واقعی، در صورت هرگونه اعتراض از طرف مؤدی مزبور، مراتب بر اساس مقررات قانون مالیات‌های مستقیم قابل بررسی و طی مراحل دادرسی مالیاتی خواهد بود، حق اداره امور مالیاتی برای اعتراض در مراحل دادرسی مالیاتی از جمله اشتباه در شناسایی مؤدی واقعی با ارائه اسناد و مدارک و دلایل کافی بر اساس مقررات موصوف محفوظ است.

    لذا دستورالعمل موصوف مغایرتی با قانون و مقررات مالیاتی ندارد.

    همچنین لازم به ذکر است مفاد رأی شماره 140109970905811440-1401/08/17 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری که در خصوص قسمت 1-1 بند (ب) دستورالعمل مورد اعتراض صادر گردیده، مقرر می‌دارد مرجع تشخیص این امر که رأی هیأت حل اختلاف ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم غیر قابل اعتراض است یا قابل اعتراض، به دلالت عمومات حاکم و ماده 16 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری خود هیأت حل اختلاف مالیاتی است و نه ادارات مالیاتی. این در حالی است که به طور کلی، مرجع تشخیص این امر که رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی از جمله هیأت ماده 157 قانون مالیات‌های مستقیم قابل اعتراض می‌باشد یا خیر، مقررات قانون مالیات‌های مستقیم است و نه نظر هیأت اختلاف مالیاتی.

    با توجه به مطالب پیش گفته، دستورالعمل مورد شکایت مطابق قانون و مقررات صادر شده است.

    از این روی، رسیدگی و صدور رأی مبنی بر رد شکایت شاکی مورد استدعاست.


    رأی هیأت عمومی

    هیأت عمومی دیوان عدالت اداری قبلاً و به موجب دادنامه شماره 1440 مورخ 1401/08/17 در موردی مشابه و با این استدلال که آراء صادره هم از سوی مؤدیان و هم از سوی ادارات مالیاتی وفق تبصره‌های 3 و 4 ماده 247 و نیز ماده 251 قانون مالیات‌های مستقیم قابل اعتراض است و مستثنی نمودن ادارات مالیاتی از امکان اعتراض و سلب این حق از ادارات مزبور موجه و قانونی نیست، حکم به ابطال عبارتی از جزء 1-1 بند (ب) دستورالعمل موضوع شکایت در آن پرونده صادر کرده است.

    بنا به مراتب فوق و بر مبنای استدلال مقرر در رأی صدر الاشاره هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، عبارت “رأی صادره در اجرای تبصره مذکور مبنی بر مطالبه مالیات از مؤدی واقعی قابل تجدیدنظرخواهی یا شکایت توسط اداره امور مالیاتی برای طرح در مراجع بعدی مالیاتی نخواهد بود” از انتهای بند 1-2 قسمت (ب) دستورالعمل شماره /200/97/22ص – 1397/08/19 رئیس کل سازمان امور مالیاتی خلاف قانون و خارج از حدود اختیار است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392، از تاریخ تصویب ابطال می‌شود.

    این رأی براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی مصوب 1402/02/10 در رسیدگی و تصمیم‌گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است.

    حکمتعلی مظفری
    رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری


    مواد قانونی وابسته

    ماده 157 ـ نسبت به مودیان مالیات بر درآمد که در موعد مقرر از تسلیم اظهارنامه منبع درآمد خودداری نموده‌اند یا اصولا طبق مقررات ا…