ارتباط بین توصیف مسائل عمده حسابرسی و سایر عناصری که باید در گزارش حسابرس درج شود
15. مسئلهای که طبق استاندارد 705، سبب تعدیل اظهارنظر میشود یا طبق استاندارد 570، ابهامی بااهمیت در ارتباط با رویدادها یا شرایطی ایجاد میکند که میتواند باعث تردیدی عمده نسبت به توانایی واحد تجاری برای تداوم فعالیت شود، ماهیتاً جزو مسائل عمده حسابرسی محسوب میشود. با این حال، در چنین شرایطی، اینگونه مسائل نباید در بخش مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس درج شوند و الزامات مندرج در بندهای 13 و 14 کاربرد ندارد. در عوض، حسابرس باید:
الف. در گزارش این مسائل، طبق استاندارد(های) حسابرسی مربوط عمل کند، و
ب . در بخش مسائل عمده حسابرسی، به بخش مبانی اظهارنظر مشروط (مردود) یا بخش ابهام بااهمیت در ارتباط با تداوم فعالیت اشاره کند. (رک: بندهای ت ـ6 و تـ7)
شکل و محتوای بخش مسائل عمده حسابرسی در سایر شرایط
16. اگر حسابرس، با توجه به واقعیتها و شرایط واحد تجاری و کار حسابرسی به این نتیجه برسد که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی وجود ندارد یا تنها مسائل عمده حسابرسی که قابل اطلاعرسانی است، مسائل اشاره شده در بند 15 این استاندارد میباشد، حسابرس باید گزارهای را که گویای این واقعیت است، در بخش «مسائل عمده حسابرسی» در گزارش حسابرس درج کند. (رک: بندهای تـ57 تا ت59)
اطلاعرسانی به ارکان راهبری
17. حسابرس باید موارد زیر را به ارکان راهبری اطلاعرسانی کند:
الف. مسائلی که حسابرس آنها را به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین کرده است، یا
ب . در موارد مقتضی، به تبع واقعیتها و شرایط واحد تجاری و کار حسابرسی، درج این نتیجهگیری حسابرس که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی در گزارش حسابرس وجود ندارد. (رک: بندهای تـ60 تا تـ63)
مستندسازی
18. حسابرس باید موارد زیر را مستند کند: (رک: بند ت-64)
الف. مسائلی که طبق مفاد بند 9، مستلزم توجه خاص حسابرس بودهاند و منطقی که حسابرس بکار گرفته است تا مسائل عمده حسابرسی را از سایر مسائل طبق بند 10 متمایز سازد.
ب . در موارد مقتضی، منطق حسابرس در این خصوص که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی در گزارش حسابرس وجود نداشته یا تنها مسائل عمده حسابرسی که مناسب اطلاعرسانی بودهاند، همان مسائل اشاره شده در بند 15 است، و
پ. در موارد مقتضی، منطق حسابرس در خصوص عدم اطلاعرسانی یک مسئله عمده حسابرسی در گزارش حسابرس.
توضیحات کاربردی
دامنه کاربرد (رک: بند 2)
ت-1. عمده بودن یک مسئله، به اهمیت نسبی آن مسئله در چارچوبی مشخص بستگی دارد. قضاوت حسابرس درباره عمده بودن یک مسئله در چارچوبی صورت میگیرد که مسئله در آن، مورد ارزیابی قرار میگیرد. عمده بودن مسئله را میتوان در چارچوب عوامل کمی و کیفی نظیر اندازه نسبی و ماهیت و تأثیر بر مسئله مورد رسیدگی و منافع تبیین شده استفادهکنندگان مورد ارزیابی قرار داد. این ارزیابی شامل تحلیل بیطرفانه واقعیتها و شرایط شامل ماهیت و میزان اطلاعرسانی به ارکان راهبری است.
ت-2. استفادهکنندگان مورد نظر به موضوعاتی که حسابرس در مورد آنها به عنوان بخشی از اطلاعرسانی دوسویه طبق استاندارد 260، بیشترین گفتوگو را با ارکان راهبری داشته است، علاقمند بوده و خواهان شفافیت بیشتری در مورد این اطلاعرسانیها بودهاند. برای مثال، استفادهکنندگان علاقهمندی خاصی را نسبت به درک قضاوتهای عمده حسابرس در اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، نشان دادهاند، زیرا این قضاوتها اغلب مربوط به حوزههای قضاوت عمده مدیران اجرایی در صورتهای مالی است.
ت-3. افزون بر این، الزام حسابرس به اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس میتواند اطلاعرسانی بین حسابرس و ارکان راهبری را در مورد این مسائل تقویت کند و میتواند توجه مدیران اجرایی و ارکان راهبری را به آن دسته از موارد افشای صورتهای مالی که در گزارش حسابرس به آنها اشاره شده است، بیش از پیش جلب نماید.
ت-4. طبق استاندارد 320 منطقی است که حسابرس فرض کند استفادهکنندگان صورتهای مالی:
الف ـ در زمینه فعالیتهای اقتصادی و تجاری و همچنین حسابداری شناخت مناسبی دارند و تمایل دارند اطلاعات مندرج در صورتهای مالی را با دقت لازم مطالعه کنند.
ب ـ درک میکنند که صورتهای مالی با توجه به سطوح اهمیت، تهیه، ارائه و حسابرسی شده است.
پ ـ از ابهامات ذاتی اندازهگیری مبالغی که بر مبنای براورد، قضاوت و در نظر گرفتن رویدادهای آتی تعیین میشود، آگاهی دارند.
ت ـ بر مبنای اطلاعات مندرج در صورتهای مالی، تصمیمات اقتصادی منطقی اتخاذ میکنند.
از آنجا که گزارش حسابرس همراه با صورتهای مالی حسابرسیشده منتشر میشود، استفادهکنندگان گزارش حسابرس همان استفادهکنندگان مورد نظر صورتهای مالی در نظر گرفته میشوند.
ارتباط بین مسائل عمده حسابرسی، اظهارنظر حسابرس و سایر عناصر گزارش حسابرس (رک: بندهای 4، 12 و 15)
ت-5. در استاندارد 700، الزامات و رهنمودهای مرتبط با چگونگی اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی تعیین شده است. اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی، جایگزینی برای الزامات افشا در صورتهای مالی که طبق چارچوب گزارشگری مالی مربوط، برعهده مدیران اجرایی است، یا افشای اطلاعات دیگری که به هر صورت برای دستیابی به ارائه منصفانه ضروری است، تلقی نمیشود. در استاندارد 705، شرایطی بیان شده است که در آن، حسابرس به این نتیجه میرسد که در ارتباط با مناسببودن اطلاعات افشا شده در صورتهای مالی یا کفایت افشا، تحریفی بااهمیت وجود دارد.
ت-6. در مواردی که حسابرس طبق استاندارد 705، اظهار نظر مشروط یا مردود ارائه میکند، توصیف دلیل (دلایل) تعدیل اظهارنظر در بخش مبانی اظهارنظر مشروط (مردود)، به درک بهتر استفادهکنندگان مورد نظر و تشخیص اینکه این شرایط چه زمانی واقع میشود، کمک میکند. بنابراین اطلاعرسانی اینگونه مسائل به صورت مجزا از سایر مسائل حسابرسی که در بخش ”مسائل عمده حسابرسی“ توصیف میگردد، به آنها در گزارش حسابرس وزن مناسبی میدهد (به بند 15 مراجعه شود). پیوست استاندارد 705، شامل مثالهای تشریحی است که نشان میدهد چگونه مطالب ابتدایی بخش مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس در صورت ارائه اظهارنظر مشروط یا مردود و اطلاعرسانی همزمان سایر مسائل عمده حسابرسی تحت تأثیر قرار میگیرد. در بند ت ـ58 این استاندارد، نحوه ارائه بخش ”مسائل عمده حسابرسی“ در شرایطی که حسابرس به این نتیجه رسیده است که به جز مسائل توصیف شده در بخش مبانی اظهارنظر مشروط (مردود) یا بخش ابهام بااهمیت در ارتباط با تداوم فعالیت، مسائل عمده حسابرسی دیگری برای اطلاعرسانی در گزارش حسابرس وجود ندارد، تشریح گردیده است.
ت-7. در مواردی که حسابرس اظهارنظر مشروط یا مردود ارائه میکند، اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی همچنان برای ارتقای شناخت استفادهکنندگان مورد نظر از کار حسابرسی، سودمند تلقی میشود، و از اینرو، الزامات مربوط به تعیین مسائل عمده حسابرسی همچنان کاربرد دارد. با وجود این، از آنجا که اظهارنظر مردود در شرایطی بیان میشود که حسابرس به این نتیجه رسیده است که تحریفها، به تنهایی یا در مجموع، نسبت به صورتهای مالی بااهمیت و فراگیر (اساسی) است:
الف- حسابرس برحسب اهمیت مسئله (مسائل) مبنای اظهارنظر مردود، ممکن است به این نتیجه برسد که هیچگونه مسائل دیگری به عنوان مسائل عمده حسابرسی وجود ندارد. در چنین شرایطی، الزام مندرج در بند 15 کاربرد دارد (به بند ت ـ 58 مراجعه شود).
ب- اگر یک یا چند مسئله غیر از مسئلهای (مسائلی) که سبب اظهارنظر مردود شده است، به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شود این نکته اهمیت ویژهای مییابد که از توصیف این قبیل مسائل عمده حسابرسی نباید چنین استنباط شود که صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد در رابطه با آن مسائل، در مقایسه با شرایطی که گزارش حسابرس با اظهارنظر مردود ولی بدون درج بخش ”مسائل عمده حسابرسی“صادر شده است، قابل اعتمادتر میباشد (به بند تـ47 مراجعه شود).
ت-8. در استاندارد 706[4]، سازوکارهایی برای حسابرسان صورتهای مالی کلیه واحدهای تجاری پیشبینی شده است که با استفاده از آن، از طریق درج بندهای تأکید بر مطلب خاص و سایر بندهای توضیحی در گزارش حسابرس، در شرایطی که حسابرس




