- طبق استاندارد 570، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که ابهام بااهمیتی در ارتباط با رویدادها یا شرایطی که میتواند تردیدی عمده درباره توانایی واحد تجاری به ادامه فعالیت ایجاد کند، وجود ندارد، اما با وجود این، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که یک یا چند مسئله مرتبط با این نتیجهگیری که حاصل تلاش حسابرس طبق استاندارد570 بوده است، جزو مسائل عمده حسابرسی محسوب میشود. در چنین شرایطی، توصیف حسابرس از اینگونه مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس میتواند شامل جنبههایی از رویدادها یا شرایط مشخص شده باشد که در صورتهای مالی افشا شدهاند، نظیر زیانهای عملیاتی عمده، تسهیلات تأمین مالی در دسترس، و تمدید احتمالی وامها یا عدم رعایت قراردادهای وام، و عوامل تخفیف دهنده مرتبط.
چرا مسئله مورد نظر به عنوان یکی از مسائل دارای بیشترین اهمیت در کار حسابرسی تلقی گردیده است (رک: بند 13ـ الف)
ت-42. هدف از توصیف مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس، طرح دلایل تعیین آنها به عنوان مسائل عمده حسابرسی است. بنابراین، الزامات مندرج در بندهای 9 و 10 و توضیحات کاربردی مندرج در بندهای ت ـ12 تا ت ـ 29 در ارتباط با تعیین مسائل عمده حسابرسی نیز میتواند برای حسابرس در بررسی نحوه اطلاعرسانی اینگونه مسائل در گزارش حسابرس سودمند واقع شود. برای مثال، توضیح عواملی که حسابرس را مجاب کرده است یک مسئله خاص، مستلزم توجه خاص وی باشد و جزو مسائل عمده در کار حسابرسی قلمداد شود، به احتمال زیاد مورد علاقه استفادهکنندگان مورد نظر قرار میگیرد.
ت-43. برای تعیین مطالب قابل درج در توصیف مسائل عمده حسابرسی، سودمندی اطلاعات برای استفادهکنندگان مورد نظر یکی از ملاحظات مورد توجه حسابرس میباشد. این ارزیابی میتواند شامل آن شود که آیا توصیف مذکور منجر به شناخت بهتر استفادهکنندگان مورد نظر از کار حسابرسی و قضاوتهای حسابرسان میشود یا خیر.
ت-44. به کمک ایجاد ارتباط مستقیم بین یک مسئله و شرایط خاص یک واحد تجاری نیز میتوان احتمال آن را که توصیف مسائل بیش از حد استاندارد شود و به مرور زمان، سودمندی آنها کاهش یابد را به حداقل رساند. برای مثال، به دلیل شرایط خاص یک صنعت یا پیچیدگی گزارشگری مالی در آن صنعت ممکن است برخی مسائل در شماری از واحدهای تجاری آن صنعت خاص، به عنوان مسائل عمده حسابرسی تلقی شوند. برای توصیف اینکه چرا حسابرس یک مسئله را به عنوان یکی از مسائل دارای بیشترین اهمیت تعیین کرده است ممکن است برجسته نمودن جنبههای خاص آن مسئله برای واحد تجاری (نظیر شرایطی که قضاوت نسبت به صورتهای مالی دوره جاری را تحت تأثیر قرار داده است) به منظور ارائه توصیفی سودمند از آن مسئله برای استفادهکنندگان مورد نظر، مفید باشد. به علاوه، این کار میتواند برای توصیف مسائل عمده حسابرسی که طی دورههای مختلف تکرار میشود نیزحایز اهمیت باشد.
ت-45. افزون بر این، در توصیف مسائل عمده حسابرسی میتوان به ملاحظات اصلی که باعث شده است حسابرس (در شرایط خاص آن کار حسابرسی) مسئله مورد نظر را جزو مسائل عمده تعیین کند، نیز اشاره کرد. برای مثال:
- شرایط اقتصادی که توانایی حسابرس برای کسب شواهد حسابرسی را تحت تأثیر قرار داده است، نظیر بازارهای فاقد نقدشوندگی برای برخی ابزارهای مالی.
- رویههای حسابداری جدید یا نوظهور، نظیر مسائل مختص واحد تجاری یا صنعت که در موردآنها، تیم حسابرسی با سایر کارکنان حرفهای موسسه مشورت کرده است.
- تغییرات در راهبردها یا مدل کسب و کار واحد تجاری که اثر بااهمیتی بر صورتهای مالی آن داشته است.
نحوه برخورد با مسائل عمده حسابرسی در کار حسابرسی (بند 13ـ ب)
ت-46. میزان جزئیات قابل ارائه در گزارش حسابرس برای توصیف نحوه برخورد با مسائل عمده حسابرسی، مستلزم قضاوت حرفهای است. در رعایت الزام مندرج در بند 13ـ ب، حسابرس میتواند یکی از موارد زیر یا ترکیبی از آنها را در گزارش حسابرس خود توصیف کند:
- جنبههایی از برخورد یا رویکرد حسابرس که بیشترین ارتباط را با مسئله مورد نظر داشته یا مختص خطر تحریف بااهمیت ارزیابی شده بوده است،
- مختصری از روشهای اجرا شده،
- نتیجه حاصل از اجرای روشهای حسابرسی، یا
- مشاهدات عمده در خصوص مسئله مورد نظر.
قوانین یا مقررات یا استانداردهای حسابرسی میتوانند شکل یا محتوای خاصی را برای توصیف مسائل عمده حسابرسی تجویز کنند، یا ممکن است درج یک یا چند عنصر از عناصر مندرج در این بند را الزامی نمایند.
ت-47. به منظور درک میزان اهمیت مسائل عمده حسابرسی در چارچوب حسابرسی صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد توسط استفادهکنندگان مورد نظر، به موازات درک رابطه بین مسائل عمده حسابرسی و سایر عناصر گزارش حسابرس، از جمله اظهارنظر حسابرس، ممکن است در توصیف مسائل عمده حسابرسی دقت در لحن مورد استفاده ضرورت داشته باشد، طوری که:
- از آن لحن چنین برداشت نشود که در ارائه اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی، آن مسئله به گونهای مناسب توسط حسابرس حل و فصل نشده است.
- آن لحن مسئله مورد نظر را مستقیماً به شرایط خاص واحد تجاری ربط دهد، و در عین حال از کلیگویی و جملات کلیشهای اجتناب شود.
- آن لحن نحوه پرداختن به مسئله مورد نظر را در موارد افشای مرتبط با آن در صورتهای مالی (در صورت وجود) مورد توجه قرار دهد.
- آن لحن شامل اظهارنظرهای مجزا نسبت به یک عنصر صورتهای مالی نباشد یا از آن چنین برداشتی نشود.
ت-48. توصیف جنبههایی از برخورد حسابرس یا رویکرد وی نسبت به یک مسأله، به ویژه هنگامی که بر اساس واقعیتها و شرایط واحد تجاری، در رویکرد حسابرسی تعدیل بااهمیتی صورت گرفته است، میتواند به استفادهکنندگان مورد نظر در شناخت شرایط غیرعادی و قضاوتهای عمده حسابرس، که در برخورد با تحریف بااهمیت الزامی بوده است، کمک کند. علاوه بر این رویکرد حسابرسی مورد استفاده دردورهای خاص، ممکن است تحت تأثیر شرایط خاص واحد تجاری، شرایط اقتصادی یا پیشرفتهای صنعت قرار گیرد. همچنین، اشاره به ماهیت و میزان اطلاعرسانی به ارکان راهبری در مورد مسئله مورد نظر، میتواند برای حسابرس سودمند تلقی شود.
ت-49. برای مثال، حسابرس ممکن است در نظر داشته باشد برای توصیف رویکرد خود در خصوص یک براورد حسابداری، نظیر ارزشگذاری ابزارهای مالی پیچیده، که میزان ابهام در براورد آن بالا تشخیص داده شده است، بکارگیری کارشناس حسابرس را در گزارش حسابرس برجسته نماید. این قبیل ارجاعات به استفاده از کارشناس حسابرس، مسئولیت حسابرس را در قبال اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی کاهش نمیدهد و بنابراین در تضاد با بندهای 16 و 17 استاندارد620 نیست.
ت-50. توصیف روشهای حسابرسی به ویژه درخصوص بخشهایی از کار حسابرسی که پیچیده و قضاوتی است میتواند چالشی باشد. به صورت مشخص، تلخیص روشهای اجرا شده به صورت موجز، که ماهیت و میزان برخورد حسابرس را با خطر ارزیابی شده تحریف بااهمیت در حد کفایت اطلاعرسانی کند، میتواند دشوار باشد، و اعمال قضاوتهای عمده توسط حسابرس را ایجاب کند. با وجود این، حسابرس ممکن است توصیف برخی روشهای اجرا شده را برای اطلاعرسانی نحوه برخورد با مسئله مورد نظر در کار حسابرسی، ضروری تشخیص دهد. اینگونه توصیفها را میتوان به صورت کلی مطرح کرد، و از توصیف مفصل روشهای حسابرسی خودداری ورزید.
ت-51 همانگونه که در بند ت ـ 46 خاطر نشان گردید، حسابرس میتواند در توصیف مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس، به نتایج حاصل از اجرای روشهای حسابرسی درباره آن مسائل اشاره کند. با این حال، در صورت انجام این کار، برای جلوگیری از این برداشت نادرست که توصیف مذکور به منزله اظهارنظر جداگانه حسابرس نسبت به آنها است و همچنین به منظور جلوگیری از زیر سؤال رفتن اظهارنظر حسابرس نسبت به صورتهای مالی، به عنوان یک مجموعه واحد، اعمال دقت در این خصوص ضروری است.
شرایطی که در آن، مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس اطلاعرسانی نمیشود (رک: بند 14)
ت- 52. طبق قوانین یا مقررات ممکن است افشای عمومی یک مسئله توسط مدیران اجرایی یا حسابرس منع شده باشد، در حالی که آن مسئله به عنوان مسائل عمده حسابرسی تلقی گردیده است. برای مثال، اطلاعرسانی عمومی مسائلی که بتواند به تحقیقات مقامات ذیصلاح در مورد یک عمل غیرقانونی قطعی یا مشکوک آسیب برساند، ممکن است به صراحت توسط قوانین یا مقررات منع شده باشد.
ت-53. همانگونه که در بند ت ـ 14 خاطر نشان گردید، بسیار بعید است موضوعی که به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شده است، در گزارش حسابرس اطلاعرسانی نشود، چرا که فرض بر این است که منافع عمومی در گرو توصیف شفافترکار حسابرس برای استفادهکنندگان مورد نظر است. بنابراین، تصمیم در مورد عدم اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی صرفاً




