ت-18. علاوه بر موضوعاتی که به ملاحظات خاص الزامی مندرج در بند 9 مربوط میشود ممکن است مسائل دیگری به ارکان راهبری اطلاعرسانی شده باشد که مستلزم توجه خاص حسابرس بوده و بنابراین طبق مندرجات بند 10 ممکن است به عنوان مسائل عمده حسابرسی محسوب شوند. این قبیل موضوعات، برای مثال، میتواند شامل موضوعات مرتبط با کار حسابرسی انجام شده باشد که ممکن است الزامی به افشای آنها در صورتهای مالی وجود نداشته باشد. برای مثال، استقرار یک سیستم فناوری اطلاعات جدید (یا تغییرات عمده در سیستم فناوری اطلاعات موجود) طی دوره مورد حسابرسی میتواند حوزه مستلزم توجه خاص حسابرس باشد، به ویژه در مواردی که این تغییر، اثر قابل ملاحظهای بر طرح کلی حسابرسی داشته یا به خطری عمده مربوط باشد (برای نمونه، اعمال تغییراتی در سیستم که برشناخت درآمد اثرگذار باشد).
حوزههایی که خطرهای تحریف بااهمیت در آن بالاتر ارزیابی شده است، یا خطرهای عمده مشخص شده طبق استاندارد 315 (رک: بند 9-الف)
ت-19. استاندارد 260، حسابرس را ملزم به اطلاعرسانی درباره خطرهای عمده مشخص شده توسط وی به ارکان راهبری میکند. طبق بند تـ13 استاندارد260، حسابرس در عین حال میتواند در مورد نحوه برخورد با حوزههایی که در آنها خطرهای تحریف بااهمیت بالاتر ارزیابی شده است، به ارکان راهبری اطلاعرسانی کند.
ت-20. طبق تعاریف استاندارد 315، خطر عمده خطر تحریف بااهمیت مشخص شده و ارزیابی شدهای است که به قضاوت حسابرس مستلزم توجه خاص وی میباشد. حوزههای مشمول قضاوت عمده مدیران اجرایی و معاملات غیرعادی عمده را میتوان اغلب به عنوان خطرهای عمده تعیین نمود. بنابراین، خطرهای عمده اغلب مربوط به حوزههایی هستند که مستلزم توجه خاص حسابرس میباشند.
ت-21. با وجود این، همه خطرهای عمده، ممکن است جزو حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس نباشند. برای مثال، در استاندارد 240 فرض شده است که در شناخت درآمد، خطر تقلب وجود دارد و حسابرس ملزم است با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده ناشی از تقلب به عنوان خطرهای عمده برخورد کند. علاوه بر این، طبق استاندارد 240، به دلیل غیرقابل پیشبینی بودن نحوه زیرپاگذاری کنترلها توسط مدیران اجرایی، این مسئله به عنوان خطر تحریف بااهمیت ناشی از تقلب محسوب و از اینرو خطر عمدهای تلقی میشود. بسته به ماهیت خطرهای مذکور، ممکن است این خطرها مستلزم توجه خاص حسابرس نباشند و از اینرو در تعیین مسائل عمده حسابرسی توسط حسابرس طبق مندرجات بند 10، به آنها توجهی نشود.
ت-22. طبق استاندارد 315، ارزیابی حسابرس از خطرهای تحریف بااهمیت در سطح ادعاها میتواند با کسب شواهد حسابرسی بیشتر درجریان حسابرسی تغییرکند. تجدیدنظر حسابرس در ارزیابی خطر و ارزیابی مجدد روشهای حسابرسی برنامهریزی شده برای حوزه خاصی از صورتهای مالی (برای مثال، تغییری عمده در رویکرد حسابرسی، مثلاً اگر ارزیابی حسابرس از خطرها بر این مبنا انجام شده باشد که برخی کنترلهای مشخص،کارکرد اثربخشی دارند، اما شواهد حسابرسی کسب شده در جریان حسابرسی نشان دهند آن کنترلها در سرتاسر دوره مورد حسابرسی، به ویژه در حوزههایی که خطر تحریف بااهمیت ارزیابی شده در آن بالاتر است، کارکرد اثربخشی نداشتهاند) میتواند سبب شود که حوزه دیگری به عنوان حوزه مستلزم توجه خاص حسابرس تعیین شود.
قضاوتهای عمده حسابرس در ارتباط با حوزههایی از صورتهای مالی که متضمن قضاوت عمده مدیران اجرایی بوده است، از جمله براوردهای حسابداری که میزان ابهام در براوردآنها بالا است (رک: بند 9-ب)
ت-23. طبق استاندارد 260، حسابرس ملزم است دیدگاه خود درباره جنبههای کیفی عمده عملیات حسابداری واحد تجاری شامل رویههای حسابداری، براوردهای حسابداری و موارد افشا در صورتهای مالی را به ارکان راهبری اطلاع دهد. در بسیاری از موارد، جنبههای کیفی عمده به براوردهای حسابداری حساس و موارد افشای مرتبط با آن مربوط میشود که به احتمال زیاد جزو حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس است و علاوه بر این ممکن است به عنوان خطرهای عمده نیز تشخیص داده شوند.
ت-24. با وجود این، استفادهکنندگان صورتهای مالی، علاقه زیادی به کسب اطلاع از براوردهای حسابداری که میزان ابهام در براورد آنها طبق استاندارد540 بالا است نشان دادهاند، حتی اگر براوردهای یاد شده به عنوان خطرهای عمده تعیین نشده باشند. علاوه بر جنبههای دیگر این براوردها، آنها وابستگی بالایی به قضاوتهای مدیران اجرایی دارند و اغلب پیچیدهترین حوزههای صورتهای مالی همین حوزهها میباشند که ممکن است مستلزم بکارگیری کارشناس واحد تجاری و کارشناس حسابرس باشند. علاوه براین، استفادهکنندگان بر این باورند که رویههای حسابداری دارای اثر عمده بر صورتهای مالی (و تغییرات عمده در این رویهها) برای درک صورتهای مالی توسط استفادهکنندگان سودمند است به خصوص در شرایطی که عملیات حسابداری واحد تجاری با سایر واحدهای تجاری درآن صنعت سازگار نیست.
آثار رویدادها یا معاملات واقع شده طی دوره، بر کار حسابرسی (رک: بند 9 ـ پ)
ت-25. رویدادها یا معاملاتی که اثر عمدهای بر صورتهای مالی یا حسابرسی داشتهاند ممکن است در زمره حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس قرار گیرند و افزون بر آن ممکن است به عنوان خطرهای عمده تلقی شوند. برای مثال، حسابرس ممکن است در مراحل گوناگون در جریان کار حسابرسی مذاکرات مفصلی با مدیران اجرایی و ارکان راهبری در مورد اثر معاملات عمده با اشخاص وابسته یا معاملات عمده خارج از روال عادی عملیات واحد تجاری یا معاملات غیرعادی بر صورتهای مالی داشته باشد. درعین حال، ممکن است مدیران اجرایی قضاوتهای دشوار یا پیچیدهای در ارتباط با شناخت، اندازهگیری، نحوه ارائه یا افشای این معاملات انجام داده باشند که اثرعمدهای بر طرح کلی حسابرسی گذاشته است.
ت-26. تحولات عمده در اقتصاد، حسابداری، مقررات، صنعت یا بخشهای دیگر که مفروضات یا قضاوتهای مدیران اجرایی را تحت تأثیر قرار داده است میتواند بر رویکرد کلی حسابرس در کار حسابرسی نیز تأثیرگذار باشد و سبب آن شود که موضوع دیگری به عنوان حوزه مستلزم توجه خاص حسابرس تعیین شود.
مسائل دارای بیشترین اهمیت (رک: بند 10)
ت-27. مسائلی که مستلزم توجه خاص حسابرس بودهاند، در عین حال ممکن است منجر به تعاملات عمده با ارکان راهبری شده باشند. ماهیت و میزان اطلاعرسانی اینگونه موضوعات به ارکان راهبری، غالباً نشانه آن است که کدام مسائل، در کار حسابرسی دارای بیشترین اهمیت بودهاند. برای مثال، ممکن است حسابرس در مورد مسائل غامضتر و پیچیدهتر نظیر بکارگیری رویههای حسابداری عمده که مشمول قضاوتهای عمده مدیران اجرایی یا حسابرس قرار گرفتهاند، تعاملات بیشتر و جدیتری با ارکان راهبری واحد تجاری داشته باشد.
ت-28. مسائل دارای بیشترین اهمیت، در چارچوب کار حسابرسی انجام شده و واحد تجاری معنا و مفهوم پیدا میکند. در نتیجه، تعیین و اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی توسط حسابرس، با هدف تشخیص مسائل خاص کار حسابرسی انجام میشود و مستلزم قضاوت در مورد اهمیت آنها نسبت به سایر مسائل در کار حسابرسی میباشد.
ت-29. سایر ملاحظاتی که میتواند برای تعیین اهمیت نسبی موضوع اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری و اینکه آیا چنین موضوعی جزو مسائل عمده حسابرسی میباشد یا خیر، سودمند واقع شود، شامل موارد زیر است:
- اهمیت موضوع برای درک استفادهکنندگان مورد نظر از صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد، به ویژه میزان اهمیت آن نسبت به صورتهای مالی.
- ماهیت رویه حسابداری مرتبط با موضوع مورد نظر یا پیچیدگی یا ذهنی بودن انتخاب یک رویه حسابداری مناسب توسط مدیران اجرایی در مقایسه با سایر واحدهای تجاری در صنعت.
- ماهیت و اهمیت (کمی یا کیفی) هر گونه تحریف اصلاح شده و اصلاح نشده گردآوری شده ناشی از تقلب یا اشتباه مرتبط با موضوع مورد نظر.
- ماهیت و میزان تلاش لازم برای برخورد با موضوع مورد نظر، نظیر:
- میزان مهارت یا دانش تخصصی مورد نیاز برای بکارگیری روشهای حسابرسی مورد استفاده جهت برخورد با موضوع مورد نظر یا ارزیابی نتایج حاصل از بکارگیری آن روشها، در صورت لزوم.
- ماهیت مشورتهایی که با اشخاص خارج از تیم حسابرسی درباره موضوع مورد نظر صورت گرفته است.




