زمانی مناسب است که پیامدهای منفی اطلاعرسانی اینگونه مسائل برای واحد تجاری یا عموم مردم چنان عمده به نظر رسد که انتظار رود از منافع عمومی حاصل از اطلاعرسانی آن مسائل فزونی یابد.
ت-54. برای تصمیمگیری در خصوص عدم اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی، واقعیتها و شرایط مرتبط با آن مسائل مورد توجه قرار میگیرد. اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی به مدیران اجرایی و ارکان راهبری به حسابرس کمک میکند دیدگاههای مدیران اجرایی را در خصوص شدت پیامدهای منفی احتمالی اطلاعرسانی مسائل مورد نظر در گزارش حسابرس درک کند. به صورت مشخص، اطلاعرسانی به مدیران اجرایی و ارکان راهبری از طرق زیر به حسابرس کمک میکند قضاوت دقیقتری در این مورد داشته باشد که آیا مسائل مورد نظر میبایست اطلاعرسانی شود یا خیر.
- به حسابرس کمک میکند دلیل عدم افشای آن مسائل توسط واحد تجاری (برای مثال، اگر قوانین، مقررات، یا چارچوب گزارشگری مالی خاصی، تأخیر در افشا یا عدم افشای موضوع را مجاز بدانند) و دیدگاه مدیران اجرایی در مورد پیامدهای منفی افشا را، در صورت وجود، درک نماید. مدیران اجرایی ممکن است توجه حسابرس را به جنبههای خاصی از قوانین یا مقررات یا سایر الزامات جلب نمایند که میتواند برای ارزیابی پیامدهای منفی افشای مسائل مورد نظر سودمند واقع شوند (برای مثال، اینگونه جنبهها میتوانند به پیامدهای منفی اطلاعرسانی بر تعاملات تجاری یا جایگاه رقابتی واحد تجاری مربوط باشند). با وجود این، دیدگاه مدیران اجرایی در مورد پیامدهای منفی اطلاعرسانی، به تنهایی رافع مسئولیت حسابرس طبق بند 14ـب، برای ارزیابی اینکه آیا پیامدهای منفی اطلاعرسانی مسائل مورد نظر بیش از منافع عمومی حاصل از اطلاعرسانی آنها است یا خیر، نمیباشد.
- با اطلاعرسانی به مدیران اجرایی و ارکان راهبری روشن میشود که آیا در ارتباط با مسائل مورد نظر، اطلاعرسانی به مراجع تنظیم مقررات، نظارتی یا ضابطان اجرایی مربوط صورت گرفته است یا خیر، به ویژه اگر به نظر رسد چنین مذاکراتی از ادعای مدیران اجرایی دال بر اینکه افشای عمومی مسئله مورد نظر مناسب نیست، پشتیبانی میکند.
- با اطلاعرسانی به مدیران اجرایی و ارکان راهبری، حسابرس میتواند آنها را به افشای عمومی اطلاعات مرتبط با مسائل مورد نظر ترغیب نماید. به صورت مشخص، زمانی این امر امکانپذیر است که نگرانیهای مدیران اجرایی و ارکان راهبری در مورد اطلاعرسانی عمومی، محدود به جنبههای خاصی از مسائل مورد نظر باشد، طوری که برخی اطلاعات در مورد مسائل مورد نظر، حساسیت کمتری داشته و از این رو قابل اطلاعرسانی عمومی میباشد.
در عین حال، حسابرس ممکن است ضروری بداند تائیدیهای کتبی از مدیران اجرایی دریافت کند که در آن دلایل مناسب نبودن افشای عمومی مسئله مورد نظر، از جمله دیدگاه مدیران اجرایی در خصوص شدت پیامدهای منفی احتمالی ناشی از اطلاعرسانی آن مسائل عنوان شده باشد.
ت-55. همچنین حسابرس ممکن است با توجه به الزامات اخلاقی مربوط، مکلف به ارزیابی پیامدهای اطلاعرسانی مسائلی باشد که به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شده است. به علاوه، صرفنظر از آنکه آیا مسائلی که به عنوان مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس اطلاعرسانی میشود یا خیر، حسابرس ممکن است طبق قوانین یا مقررات ملزم به اطلاعرسانی اینگونه مسائل به مراجع تنظیم مقررات، مراجع نظارتی یا ضابطان اجرایی مربوط باشد. اینگونه اطلاعرسانیها میتواند به دقیقتر شدن ارزیابی حسابرس از پیامدهای منفی احتمالی اطلاعرسانی مسائل مورد نظر در گزارش حسابرس کمک کند.
ت-56. تصمیم حسابرس مبنی بر عدم اطلاعرسانی مسائل مورد نظر با در نظر گرفتن مباحث پیچیده اتخاذ میشود و قضاوت حرفهای عمدهای را از جانب حسابرس طلب میکند. بنابراین، ممکن است حسابرس مناسب بداند در خصوص آن، نظر مشاوران حقوقی را جویا شود.
شکل و محتوای بخش «مسائل عمده حسابرسی» در دیگر شرایط (رک: بند 16)
ت-57. الزامات مندرج در بند 16 در شرایط زیرکاربرد دارد:
الفـ حسابرس طبق بند 10 به این نتیجه برسد که مصداقی از مسائل عمده حسابرسی وجود ندارد (به بند ت ـ 59 مراجعه شود).
ب- حسابرس طبق بند 14به این نتیجه برسد که مسائل عمده حسابرسی، در گزارش حسابرس اطلاعرسانی نخواهد شد.
پ- مسائلی که به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شده است صرفاً ازجنس مسائلی هستند که طبق بند 15 اطلاعرسانی گردیدهاند.
ت-58. مثال تشریحی زیر، بیانگر نحوه نگارش بخش «مسائل عمده حسابرسی» در گزارش حسابرس در مواردی است که حسابرس به این نتیجه رسیده است که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی وجود ندارد:
مسائل عمده حسابرسی
[به استثنای مسائل توصیف شده در بخش مبانی اظهارنظر مشروط (مردود) یا بخش ابهام بااهمیت مرتبط با تداوم فعالیت]، مسائل عمده حسابرسی دیگری برای درج در گزارش حسابرس وجود ندارد.
ت-59. تعیین مسائل عمده حسابرسی متضمن قضاوت درباره اهمیت نسبی مسائلی است که مستلزم توجه خاص حسابرس میباشد. بنابراین، به ندرت ممکن است در حسابرسی مجموعه کامل صورتهای مالی با مقاصد عمومی یک شرکت پذیرفته شده در بورس این وضعیت به وجود آید که حتی یک مسئله عمده حسابرسی در بین موضوعات اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری برای درج در گزارش حسابرس وجود نداشته باشد. با وجود این، در برخی شرایط خاص (برای مثال، در مورد یک شرکت پذیرفته شده در بورس که عملیات محدودی دارد)، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی طبق بند 10 این استاندارد وجود ندارد، چرا که حسابرس با هیچگونه مسئلهای که مستلزم توجه خاص حسابرس باشد، برخورد نکرده است.
اطلاعرسانی به ارکان راهبری (رک: بند 17)
ت-60. استاندارد 260 حسابرس را ملزم به اطلاعرسانی به موقع به ارکان راهبری نموده است. زمانبندی مناسب برای اطلاعرسانی مسائل عمده حسابرسی به شرایط هر کار حسابرسی بستگی دارد. با وجود این، حسابرس میتواند دیدگاه اولیه خود درباره مسائل عمده حسابرسی را هنگام مذاکره در خصوص زمانبندی اجرا و دامنه برنامهریزی شده کار حسابرسی اطلاعرسانی کند و هنگام اطلاعرسانی در مورد یافتههای حسابرسی در خصوص مسائل عمده حسابرسی، مذاکرات مفصلتری با ارکان راهبری داشته باشد. انجام این کار میتواند به کاهش چالشهای عملی، که در مسیر گفت و گوی جدی درباره مسائل عمده حسابرسی هنگام نهایی شدن صورتهای مالی برای انتشار روی میدهد، کمک کند.
ت-61. ارکان راهبری از طریق اطلاعرسانی حسابرس، از مسائل عمده حسابرسی آگاه میشوند و فرصتی برای ارکان راهبری مهیا میشود تا در صورت لزوم، شفافسازی بیشتری را از حسابرس مطالبه کنند. حسابرس میتواند با ارائه پیشنویس گزارش خود به ارکان راهبری، مذاکرات با آنها در مورد مسائل عمده حسابرسی را تسهیل کند. اطلاعرسانی به ارکان راهبری، از یکسو نشانه توجه به نقش مهم آن در نظارت بر فرایند گزارشگری مالی است و از سوی دیگر، این فرصت را فراهم میآورد که مبنای تصمیمات حسابرس در مسائل عمده حسابرسی و چگونگی توصیف این مسائل در گزارش حسابرس، توسط ارکان راهبری درک شود. افزون بر این، باعث میشود ارکان راهبری بتوانند به ارزیابی این مسئله بپردازند که با توجه به این واقعیت که مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس اطلاعرسانی خواهد شد، آیا افشای بیشتر در صورتهای مالی سودمند است یا خیر.
ت-62. الزامات اطلاعرسانی به ارکان راهبری به شرح مندرج در بند 17ـ الف، شامل شرایط بسیار نادری نیز میشود که علیرغم اینکه مسئلهای به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شده است، در گزارش حسابرس اطلاعرسانی نمیشود (به بندهای 14 و ت ـ 54 مراجعه شود).
ت-63. الزام مندرج در بند 17ـ ب مبنی بر اطلاعرسانی به ارکان راهبری در مواردی که حسابرس به این نتیجه رسیده است که هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی در گزارش حسابرس وجود ندارد میتواند فرصتی را برای حسابرس فراهم کند تا مذاکرات مفصلتری با اشخاص دیگری داشته باشد که با کار حسابرسی و مسائل عمدهای که ممکن است در کار پیش آمده باشد آشنا هستند (شامل بررسیکننده کنترل کیفیت کار، در مواردی که فردی برای انجام این مسئولیت تعیین شده است). این مذاکرات میتواند باعث شود حسابرس مجدداً این موضوع را مورد ارزیابی قرار دهد که واقعاً هیچگونه مسائل عمده حسابرسی برای اطلاعرسانی در گزارش حسابرس وجود ندارد.
مستندسازی (رک: بند 18)
ت-64. طبق بند 8 استاندارد 230، حسابرس باید مستندات حسابرسی کار حسابرسی را به گونهای تهیه کند که علاوه بر براوردن اهداف دیگر این مستندات، برای درک قضاوتهای حرفهای عمده حسابرس توسط حسابرس با تجربه دیگری که هیچگونه ارتباط قبلی با آن کار حسابرسی نداشته است،کافی باشد. در خصوص مسائل عمده حسابرسی، این قضاوتهای حرفهای شامل تعیین مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس از بین موضوعات اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری و تعیین مسائل عمده حسابرسی از بین مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس است. قضاوتهای حسابرس در این خصوص به احتمال زیاد متکی به مستندات اطلاعرسانی حسابرس به ارکان راهبری و مستندات حسابرسی مربوط به هر یک از موضوعات اطلاعرسانی شده (به بند ت ـ39 مراجعه شود) و سایر مستندات حسابرسی مسائل عمده است که در جریان حسابرسی مشخص شده است. با این حال، این استاندارد، حسابرس را ملزم نکرده است دلیل خود را برای عدم تلقی یک یا چند موضوع اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری به عنوان مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس، مستند کند.
این استاندارد عمدتاً برای واحدهای تجاری پذیرفته شده در بورس و مواردی که طبق قانون الزامی شده، کاربرد دارد، اما استفاده از آن برای سایر واحدها نیز مجاز است.
KAM بر روی فرآیند حسابرسی و چالشهای حسابرس تمرکز دارد، در حالی که بند تأکید بر مطلبی است که قبلاً در صورتهای مالی افشا شده و برای درک کاربر حیاتی است.
خیر؛ مسائلی که منجر به تغییر در اظهارنظر حسابرس میشوند نباید در بخش مسائل عمده حسابرسی درج گردند.
فرآیند ۳ مرحلهای اجرای استاندارد ۷۰۱
- غربالگری اولیه :
شناسایی موضوعاتی که با ارکان راهبری واحد تجاری در میان گذاشته شده است.
- اعمال قضاوت حرفهای :
انتخاب مسائلی که نیازمند توجه ویژه حسابرس (Significant Auditor Attention) بودهاند.
- تدوین گزارش :
شرح اینکه چرا موضوع، مسئله عمده تلقی شده و حسابرس چگونه آن را در جریان حسابرسی رسیدگی کرده است.




