درج این بندها را ضروری تشخیص میدهد، اطلاعرسانی بیشتری در گزارش حسابرس صورت گیرد. در چنین مواردی، این بندها به گونهای مجزا از بخش «مسائل عمده حسابرسی» در گزارش حسابرس ارائه میشوند. اگر مسئلهای به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین شود، استفاده از بندهای تاکید برمطلب خاص و سایر بندهای توضیحی جایگزینی برای توصیف مسائل عمده حسابرسی طبق بند 13 نیست. در استاندارد 706، رهنمودهای بیشتری در خصوص رابطه بین بندهای مسائل عمده حسابرسی و بندهای تأکید بر مطلب خاص طبق مفاد آن استاندارد ارائه شده است.
تعیین مسائل عمده حسابرسی (رک: بندهای 9 و 10)
ت-9. حسابرس هنگام تعیین مسائل عمده حسابرسی از میان موضوعات اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری، تعداد کمتری از موضوعات یاد شده را بر مبنای قضاوت خود در این مورد که در حسابرسی صورتهای مالی دوره جاری کدام مسائل دارای بیشترین اهمیت بوده است، به عنوان مسائل عمده حسابرسی تعیین میکند.
ت-10. تعیین مسائل عمده حسابرسی توسط حسابرس به مسائلی محدود میشود که در حسابرسی صورتهای مالی دوره جاری، دارای بیشترین اهمیت بودهاند، حتی در مواردیکه صورتهای مالی مقایسهای ارائه میشود (یعنی حتی هنگامی که اظهارنظر حسابرس به همه ادواری اشاره دارد که صورتهای مالی آن ارائه شده است).[1]
ت-11. با وجود آنکه تعیین مسائل عمده حسابرسی توسط حسابرس مختص صورتهای مالی دوره جاری است و این استاندارد، حسابرس را ملزم نمیکند مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس دوره قبل را به روزرسانی کند، اما با این حال، ممکن است بررسی این موضوع توسط حسابرس سودمند واقع شود که آیا مسائلی که در حسابرسی صورتهای مالی دوره قبل جزو مسائل عمده حسابرسی بوده است در حسابرسی صورتهای مالی دوره جاری نیز همچنان جزو مسائل عمده حسابرسی محسوب میشود یا خیر.
مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس (رک: بند 9)
ت-12. در مفهوم توجه خاص حسابرس این نکته نهفته است که حسابرسی فعالیتی خطر محور است و تمرکز آن بر تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت صورتهای مالی، طراحی و اجرای روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای مذکور، و کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب به عنوان مبنای اظهارنظر حسابرس میباشد. هر قدر خطر تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح ادعای مورد نظر برای یک مانده حساب، یک گروه معاملات یا یک مورد افشای خاص بالاتر باشد، برای برنامهریزی و اجرای روشهای حسابرسی و ارزیابی نتایج حاصل از آن، غالباً قضاوت بیشتری بکار خواهد رفت. حسابرس در طراحی روشهای حسابرسی لازم، باید به موازات افزایش خطر، شواهد حسابرسی متقاعدکنندهتری کسب نماید. زمانی که به دلیل ارزیابی بالاتر خطر، شواهد حسابرسی متقاعدکنندهتری کسب میشود، حسابرس میتواند میزان شواهد را افزایش دهد یا شواهد مربوطتر و قابل اتکاتر نظیر تأکید بیشتر بر کسب شواهد از اشخاص ثالث یا کسب شواهد موید از منابع مستقل را مورد توجه قرار دهد.[2]
ت-13. بنابراین، مسائل چالش برانگیز در کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب یا مسائل چالش برانگیز در اظهارنظر نسبت به صورتهای مالی ممکن است برای تعیین مسائل عمده حسابرسی توسط حسابرس به صورت خاص مورد توجه قرار گیرد.
ت-14. حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس اغلب مربوط به حوزههای پیچیده و مستلزم قضاوت عمده مدیران اجرایی در صورتهای مالی بوده و از این رو اغلب مستلزم قضاوتهای دشوار یا پیچیده حسابرس است. اینگونه قضاوتها به نوبه خود غالباً طرح کلی حسابرسی، تخصیص منابع، و میزان تلاش حسابرس دررابطه با این مسائل را تحت تأثیر قرار میدهد. این آثار میتواند، برای مثال، شامل مشارکت بیشتر اعضای ارشد تیم حسابرسی در کار حسابرسی یا بکارگیری کارشناس حسابرس یا افراد متخصص در یک حوزه تخصصی حسابداری یا حسابرسی باشد، خواه این افراد جزو کارکنان حرفهای مؤسسه باشند یا موقتاً توسط موسسه در ارتباط با حوزهای مستلزم توجه خاص حسابرس بکار گرفته شده باشند.
ت-15. در برخی استانداردهای حسابرسی، اطلاعرسانی موضوعات مشخصی به ارکان راهبری و سایر اشخاص الزامی گردیده است که ممکن است این موضوعات به حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس مربوط شوند. برای مثال:
- استاندارد 260، حسابرس را به اطلاعرسانی مشکلات عمده ایجاد شده در جریان حسابرسی (در صورت وجود) به ارکان راهبری ملزم نموده است. در استانداردهای حسابرسی، مشکلات بالقوه، برای مثال، در ارتباط با موارد زیر مطرح شده است:
- معاملات با اشخاص وابسته، به ویژه محدودیتهای مؤثر بر توانایی حسابرس برای کسب شواهد حسابرسی مبنی بر اینکه تمام جنبههای معامله با شخص وابسته (به جز مبلغ معامله) مشابه شرایط حاکم بر یک معامله حقیقی بوده است.
- محدودیتهای مؤثر بر حسابرس گروه، برای نمونه، مواردی که ممکن است دسترسی تیم حسابرسی گروه به اطلاعات محدود شده باشد.
- استاندارد 220 الزاماتی را برای مدیر مسئول کار در ارتباط با بکارگیری مشورت مناسب در خصوص موضوعات پیچیده و بحثبرانگیز مقرر داشته است. برای مثال، حسابرس میتواند با اشخاص دیگری در مؤسسه یا خارج از آن پیرامون یک موضوع بااهمیت مشورت کند که چنین مشورتی میتواند نشانه وجود مسائل عمده حسابرسی باشد. افزون بر این، مدیر مسئول کار ملزم به مذاکره با بررسیکننده کنترل کیفیت کار در رابطه با مسائل عمده مشخص شده در جریان حسابرسی است.
ملاحظات مربوط برای تعیین مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس (رک: بند 9)
ت-16. حسابرس در مرحله برنامهریزی ممکن است دیدگاه اولیهای در مورد مسائلی پیدا کند که به احتمال زیاد حوزههای مستلزم توجه خاص حسابرس در کار حسابرسی است و بنابراین ممکن است این حوزهها، مسائل عمده حسابرسی محسوب شوند. حسابرس میتواند طبق استاندارد 260، این موارد را هنگام مذاکره در خصوص زمانبندی اجرا و دامنه برنامهریزی شده کار حسابرسی به اطلاع ارکان راهبری برساند. با این حال، حسابرس مسائل عمده حسابرسی را بر مبنای نتایج کار حسابرسی یا شواهد کسب شده در جریان حسابرسی تعیین میکند.
ت-17. در بند 9، ملاحظاتی برای تعیین مسائل مستلزم توجه خاص حسابرس مطرح شده است. این ملاحظات بر ماهیت موضوعاتی که به ارکان راهبری اطلاعرسانی میشود متمرکز است که اغلب به موضوعات افشا شده در صورتهای مالی مرتبط است و هدف از اطلاعرسانی آنها منعکس نمودن حوزههایی از حسابرسی صورتهای مالی است که ممکن است استفادهکنندگان مورد نظر، به آنها علاقهمندی ویژهای داشته باشند. هدف ملاحظات مذکور، القای این موضوع نیست که موضوعات مرتبط با آنها همیشه مسائل عمده حسابرسی میباشند. موضوعات مرتبط با ملاحظات مذکور صرفاً زمانی مسائل عمده حسابرسی تلقی میشوند که طبق بند 10، در حسابرسی صورتهای مالی دوره جاری دارای بیشترین اهمیت باشند. از آنجاکه ملاحظات مذکور در بند 9 ممکن است با یکدیگر ارتباط متقابل داشته باشند (برای مثال، موضوعات مرتبط با شرایط توصیف شده در بندهای 9ـب و 9ـپ ممکن است به عنوان خطرهای عمده نیز شناسایی شوند)، بکارگیری بیش از یک ملاحظه مندرج در بند 9 در خصوص یک موضوع خاص اطلاعرسانی شده به ارکان راهبری میتواند این احتمال را که آن موضوع توسط حسابرس به عنوان مسائل عمده حسابرسی تلقی شود، افزایش دهد.
[1]. استاندارد حسابرسی 710، ”اطلاعات مقایسهای“
[2]. استاندارد حسابرسی 330، ”برخوردهای حسابرس با خطرهای ارزیابی شده (تجدیدنظر شده 1393)“، بند ت-19




