تجدید طبقهبندی ابزارهای قابل فروش به ناشر و ابزارهایی که واحد تجاری را متعهد میکند تنها در زمان انحلال، سهم متناسبی از خالص داراییهای واحد تجاری را به طرف دیگر تحویل دهد
16. واحد تجاری باید ابزار مالی را از تاریخی که آن ابزار، طبق بندهای 12 و 13 یا 14 و 15 از تمام ویژگیهای اشارهشده برخوردار میشود و تمام شرایط تعیینشده در آن بندها را احراز میکند، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی کند. واحد تجاری باید از تاریخی که هر کدام از ویژگیها و شرایط مندرج در بندهای مذکور احراز نمیشود، ابزار مالی را تجدید طبقهبندی کند. برای مثال، اگر واحد تجاری تمام ابزارهای منتشرشده خود را که قابل فروش به ناشر نیست، بازخرید نماید و هرگونه ابزار قابل فروش به ناشر که در جریان است تمام ویژگیها و شرایط مندرج در بندهای 12 و13 را احراز کند، واحد تجاری باید از تاریخ بازخرید ابزارهای غیر قابل فروش به ناشر، ابزارهای قابل فروش به ناشر را به عنوان ابزارهای مالکانه تجدید طبقهبندی نماید.
17. واحد تجاری باید برای تجدید طبقهبندی یک ابزار مالی طبق بند 16، به شرح زیر عمل کند:
الف . از تاریخی که ابزار مالی فاقد تمام ویژگیها و شرایط مندرج در بندهای 12 و 13 یا 14 و 15 میشود، باید از ابزار مالکانه به بدهی مالی تجدید طبقهبندی گردد. بدهی مالی باید به ارزش منصفانه ابزار مالی در تاریخ تجدید طبقهبندی اندازهگیری شود. واحد تجاری باید هرگونه تفاوت بین مبلغ دفتری ابزار مالکانه و ارزش منصفانه بدهی مالی در تاریخ تجدید طبقهبندی را در حقوق مالکانه شناسایی کند.
ب . از تاریخی که ابزار مالی تمام ویژگیها و شرایط مندرج در بندهای 12 و 13 یا 14 و 15 را احراز میکند، باید از بدهی مالی به ابزار مالکانه تجدید طبقهبندی شود. ابزار مالکانه باید به مبلغ دفتری بدهی مالی در تاریخ تجدید طبقهبندی اندازهگیری شود.
نبود تعهد قراردادی برای تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر (بند 11(الف))
18. به استثنای شرایط توصیفشده در بندهای 12 و 13 یا 14 و 15، مهمترین ویژگی در تمایز بدهی مالی از ابزار مالکانه، وجود تعهد قراردادی برای یک طرف ابزار مالی (ناشر) جهت تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر به طرف دیگر (دارنده) یا مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با دارنده در شرایطی است که بطور بالقوه برای ناشر نامطلوب میباشد. با وجود اینکه دارنده ابزار مالکانه ممکن است نسبت به دریافت سهم متناسبی از سود تقسیمی یا دیگر توزیعهای مالکانه حق داشته باشد، اما ناشر، برای چنین توزیع منابعی، تعهد قراردادی ندارد، زیرا نمیتوان ناشر را به تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر به دارنده ابزار مالکانه ملزم کرد.
19. در طبقهبندی ابزارهای مالی در صورت وضعیت مالی واحد تجاری، محتوای ابزار مالی بر شکل قانونی آن رجحان دارد. معمولاً، اما نه همیشه، محتوا و شکل قانونی سازگار هستند. برخی ابزارهای مالی، شکل قانونی ابزارهای مالکانه را دارند اما از نظر محتوا، بدهی هستند و برخی دیگر ممکن است ترکیبی از ویژگیهای ابزارهای مالکانه و بدهیهای مالی را داشته باشند. برای مثال:
الف . سهام ممتازی که متضمن بازخرید اجباری توسط ناشر به مبلغی ثابت یا قابل تعیین در تاریخ مشخص یا قابل تعیینی در آینده است، یا به دارنده آن حق میدهد که ناشر را به بازخرید آن ابزار در تاریخ مشخص یا پس از تاریخی مشخص به مبلغی ثابت یا قابل تعیین ملزم کند، بدهی مالی محسوب میشود.
ب . ابزار مالی که به دارنده آن، حق فروش به ناشر را در ازای نقد یا دارایی مالی دیگر میدهد (ابزار قابل فروش به ناشر)، بدهی مالی محسوب میشود، به استثنای ابزارهایی که طبق بندهای 12 و 13 یا 14 و 15، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی میگردد. حتی در مواردی که مبلغ نقد یا دارایی مالی دیگر، بر مبنای شاخص یا عامل دیگری که امکان افزایش یا کاهش آن وجود دارد تعیین شود، ابزار مالی، بدهی مالی محسوب میشود. وجود اختیار برای دارنده جهت فروش ابزار به ناشر در ازای نقد یا دارایی مالی دیگر به این معنی است که ابزار قابل فروش به ناشر، به استثنای ابزارهایی که طبق بندهای 12 و 13 یا 14 و 15، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی میشود، تعریف بدهی مالی را احراز میکند. برای مثال، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک با سرمایه متغیر، شرکتهای تضامنی و برخی شرکتهای تعاونی ممکن است به دارندگان واحدهای سرمایهگذاری یا اعضای خود، حق بازخرید نقدی منافع آنها در هر زمان را اعطا کنند که موجب میشود منافع اعضا یا دارندگان واحدهای سرمایهگذاری، به عنوان بدهی مالی طبقهبندی شود، مگر در مواردی که آن ابزار طبق بندهای 12 و 13 یا 14 و 15، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی میگردد. با وجود این، طبقهبندی به عنوان بدهی مالی، مانع آن نمیشود که از عناوینی مانند ” خالص ارزش داراییهای قابل انتساب به دارندگان واحدهای سرمایهگذاری“ و ”تغییر در خالص ارزش داراییهای قابل انتساب به دارندگان واحدهای سرمایهگذاری“ در صورتهای مالی واحد تجاری که هیچ سرمایه پرداختشدهای ندارد (مانند برخی صندوقهای سرمایهگذاری مشترک) استفاده شود یا به منظور نشان دادن مجموع منافع اعضا که از اقلامی نظیر اندوختههایی که تعریف حقوق مالکانه را احراز میکنند و ابزارهای قابل فروش به ناشر که تعریف حقوق مالکانه را احراز نمیکنند تشکیل شده است، افشای بیشتری انجام شود.
20. اگر واحد تجاری حق بیقید و شرط برای اجتناب از تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر جهت تسویه تعهد قراردادی نداشته باشد، این تعهد، تعریف بدهی مالی را احراز میکند، به استثنای ابزارهایی که طبق بندهای 12 و 13 یا 14 و 15، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی میشوند. برای مثال:
الف . محدودیت در توانایی واحد تجاری برای ایفای تعهدات قراردادی، نظیر عدم دسترسی به ارز یا نیاز به کسب مجوز پرداخت از یک نهاد نظارتی، تعهد قراردادی واحد تجاری یا حق قراردادی دارنده ابزار را از بین نمیبرد.
ب . تعهد قراردادی که مشروط به اعمال حق بازخرید توسط طرف دیگر قرارداد است، بدهی مالی محسوب میشود، زیرا واحد تجاری حق بیقید و شرط برای اجتناب از تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر ندارد.
21. یک ابزار مالی که تعهد قراردادی صریحی برای تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر ندارد ممکن است بطور غیرمستقیم، از طریق مفاد و شرایط آن، تعهد ایجاد کند. برای مثال:
الف . ابزار مالی ممکن است شامل یک تعهد غیرمالی باشد که تسویه آن مشروط به ناتوانی واحد تجاری در توزیع منابع یا بازخرید آن ابزار است. اگر واحد تجاری بتواند تنها از طریق تسویه این تعهد غیرمالی، از انتقال نقد یا دارایی مالی دیگر اجتناب کند، ابزار مالی، بدهی مالی محسوب میشود.
ب . در صورتی که تسویه ابزار مالی، مشروط به تحویل یکی از موارد زیر باشد، بدهی مالی محسوب میشود:
1. نقد یا دارایی مالی دیگر؛ یا
2. سهام خود واحد تجاری، که ارزش آن بطور قابل ملاحظهای بیشتر از ارزش نقد یا دارایی مالی دیگر است.
با وجود اینکه واحد تجاری تعهد قراردادی صریحی برای تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر ندارد، ارزش گزینه تسویه با سهام بهگونهای است که واحد تجاری ابزار مالی را با نقد تسویه خواهد کرد. در هر صورت، به لحاظ محتوا، دریافت مبلغی که حداقل برابر با اختیار تسویه نقدی است، برای دارنده تضمین شده است (به بند ۲2 مراجعه شود).




