رب16. ابزاری که در زمان انحلال واحد تجاری حق ممتاز دارد، نسبت به سهم متناسبی از خالص داراییهای واحد تجاری، حق ایجاد نمیکند. برای مثال، ابزاری از حق ممتاز در زمان انحلال برخوردار است که علاوه بر سهم از خالص داراییهای واحد تجاری، برای دارنده حق ثابتی نسبت به سود تقسیمی در زمان انحلال ایجاد کند، در صورتی که سایر ابزارهای با پایینترین اولویت که نسبت به سهم متناسبی از خالص داراییهای واحد تجاری حق دارند، حق مشابهی در زمان انحلال نداشته باشند.
رب17. اگر واحد تجاری تنها یک طبقه ابزار مالی داشته باشد، آن طبقه بهگونهای در نظر گرفته میشود که گویی در مقایسه با سایر طبقات، در صورت وجود، در پایینترین اولویت است.
کل جریانهای نقدی مورد انتظار قابل انتساب به ابزار مالی در طول عمر آن ابزار (بند 12(ث))
رب18. کل جریانهای نقدی مورد انتظار ابزار مالی در طول عمر آن ابزار، باید اساساً مبتنی بر سود یا زیان دوره، تغییر در خالص داراییهای شناساییشده یا تغییر در ارزش منصفانه خالص داراییهای شناساییشده و شناسایینشده واحد تجاری در طول عمر آن ابزار باشد. سود یا زیان دوره و تغییر در خالص داراییهای شناساییشده باید طبق استانداردهای مربوط اندازهگیری شود.
معاملات با دارنده یک ابزار در نقشی غیر از مالک واحد تجاری (بندهای 12 و 14)
رب19. دارنده ابزار مالی قابل فروش به ناشر یا ابزاری که تنها در زمان انحلال، واحد تجاری را به تحویل سهم متناسبی از خالص داراییهای خود به طرف دیگر متعهد کند، ممکن است در نقشی غیر از مالک، با واحد تجاری معاملاتی انجام دهد. برای مثال، دارنده ابزار ممکن است از کارکنان واحد تجاری نیز باشد. تنها جریانهای نقدی و مفاد و شرایط قراردادی ابزار، که به دارنده ابزار در نقش مالک واحد تجاری مربوط است، باید در ارزیابی اینکه ابزار مالی به عنوان ابزار مالکانه طبق بندهای 12 یا 14 طبقهبندی شود یا خیر، مورد توجه قرار گیرد.
رب20. برای مثال، یک شرکت مختلط غیرسهامی دارای شرکای با مسئولیت محدود و ضامن است. برخی از شرکای ضامن ممکن است به شرکت تضمین ارائه دهند و بابت این تضمین مبالغی دریافت کنند. در چنین شرایطی، آن تضمین و جریانهای نقدی وابسته به آن، به دارندگان ابزار به عنوان تضمینکننده، مربوط است و نه به عنوان مالکان واحد تجاری. بنابراین، تضمین مزبور و جریانهای نقدی وابسته به آن، موجب نمیشود که شرکای ضامن در مقایسه با شرکای با مسئولیت محدود، در اولویت پایینتر در نظر گرفته شوند و در ارزیابی یکسان بودن شرایط قراردادی ابزارهای با مسئولیت محدود و ابزارهای با مسئولیت تضامنی، در نظر گرفته نمیشوند.
رب21. مثال دیگر، توافق سهیم شدن در سود یا زیان دوره است که بر مبنای خدمات ارائهشده یا فعالیتهای تجاری انجامگرفته در سال جاری و سالهای قبل، سود یا زیان دوره را به دارندگان ابزارهای مالی تخصیص میدهد. چنین توافقهایی، معاملات با دارندگان ابزار در نقش غیرمالک محسوب میشود و نباید هنگام ارزیابی ویژگیهای مندرج در بندهای 12 یا 14، در نظر گرفته شود. با وجود این، توافقهای سهیم شدن در سود یا زیان دوره که بر مبنای مبلغ اسمی ابزارهای دارندگان نسبت به دیگران در آن طبقه، سود یا زیان دوره را به دارندگان ابزار تخصیص میدهد، بیانگر معاملات با دارندگان ابزار در نقش مالک است و باید هنگام ارزیابی ویژگیهای مندرج در بندهای 12 یا 14، در نظر گرفته شود.
رب22. جریانهای نقدی و مفاد و شرایط قراردادی معامله بین دارنده ابزار (در نقش غیرمالک) و واحد تجاری ناشر، باید مشابه با معامله معادلی باشد که ممکن است بین واحد تجاری ناشر و طرفی که دارنده ابزار مالی نیست، انجام شود.
نبود ابزار مالی یا قرارداد دیگری که کل جریانهای نقدی آن، بر بازده باقیمانده دارنده ابزار بطور قابل ملاحظهای اثر محدودکننده یا تثبیتکننده داشته باشد (بندهای 13 و 15)
رب23. یک شرط برای اینکه ابزار مالی که معیارهای مندرج در بندهای 12 یا 14 را احراز میکند، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی شود آن است که واحد تجاری هیچ ابزار مالی یا قرارداد دیگری نداشته باشد که (الف) کل جریانهای نقدی آن اساساً مبتنی بر سود یا زیان دوره، تغییر در خالص داراییهای شناساییشده یا تغییر در ارزش منصفانه خالص داراییهای شناساییشده و شناسایینشده واحد تجاری باشد و (ب) بر بازده باقیمانده دارنده ابزار، بطور قابلملاحظهای اثر محدودکننده یا تثبیتکننده داشته باشد. بعید به نظر میرسد که اگر ابزارهای زیر، در شرایط تجاری عادی با اشخاص غیر وابسته منعقد گردد، مانع آن شود که ابزارهای مالی که معیارهای بند 12 یا 14 را احراز میکنند، به عنوان ابزار مالکانه طبقهبندی گردند:
الف . ابزارهایی که کل جریانهای نقدی آنها اساساً مبتنی بر داراییهای خاص واحد تجاری است.
ب . ابزارهایی که کل جریانهای نقدی آنها مبتنی بر درصدی از درآمد است.
پ . قراردادهایی که برای تشویق کارکنان بابت ارائه خدمات به واحد تجاری، طراحی شده است.
ت . قراردادهایی که مستلزم پرداخت درصد اندکی سود بابت ارائه خدمات یا فراهم آوردن کالاها میباشد.
ابزارهای مالی مشتقه
رب24. ابزارهای مالی، شامل ابزارهای اولیه (مانند دریافتنیها، پرداختنیها و ابزارهای مالکانه) و ابزارهای مالی مشتقه (مانند اختیارهای معامله مالی، قراردادهای آتی و پیمانهای آتی، سواپ نرخ سود تسهیلات و سواپ ارز) میباشد. ابزارهای مالی مشتقه تعریف ابزار مالی را احراز میکنند و در نتیجه، در دامنه کاربرد این استاندارد قرار میگیرند.
رب25. ابزارهای مالی مشتقه، حقوق و تعهداتی ایجاد میکنند که اثر آن، انتقال یک یا چند ریسک مالی مرتبط با ابزار مالی اولیه پایه بین طرفین است. در آغاز، ابزارهای مالی مشتقه برای یک طرف نسبت به مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با طرف دیگر در شرایطی که بطور بالقوه مطلوب است حق قراردادی ایجاد میکند، یا برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با طرف دیگر در شرایطی که بطور بالقوه نامطلوب است تعهد قراردادی ایجاد مینماید. با این وجود، این ابزارها عموماً[1]نه منجر به انتقال ابزار مالی اولیه پایه در آغاز قرارداد میشوند و نه لزوماً چنین انتقالی در سررسید قرارداد انجام میگیرد. برخی ابزارها هم دربردارنده حق و هم تعهد نسبت به انجام مبادله هستند. از آنجا که شرایط مبادله در آغاز، برای ابزار مشتقه تعیین میشود، با تغییر قیمتها در بازارهای مالی، ممکن است این شرایط، مطلوب یا نامطلوب شود.
رب26. اختیار فروش یا خرید برای مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی (یعنی ابزارهای مالی به غیر از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری)، حق به دست آوردن منافع اقتصادی آتی بالقوه مرتبط با تغییرات در ارزش منصفانه ابزار مالی پایه آن قرارداد را برای دارنده ایجاد میکند. برعکس، صادرکننده اختیار معامله، برای محرومیت از منافع اقتصادی آتی بالقوه یا تحمل زیانهای بالقوه از دست دادن منافع اقتصادی مرتبط با تغییرات در ارزش منصفانه ابزار مالی پایه، متعهد خواهد شد. حق قراردادی دارنده و تعهد صادرکننده، به ترتیب، مطابق با تعریف دارایی مالی و بدهی مالی است. ابزار مالی پایه قرارداد اختیار معامله میتواند هر دارایی مالی، شامل سهام سایر واحدهای تجاری و ابزارهای دارای سود ثابت باشد. اختیار معامله ممکن است صادرکننده را به جای انتقال دارایی مالی، ملزم به انتشار ابزار بدهی کند، اما ابزار پایه اختیار معامله، در صورت اعمال اختیار معامله، دارایی مالی دارنده محسوب خواهد شد. حق دارنده اختیار معامله نسبت به مبادله دارایی مالی در شرایطی که بطور بالقوه مطلوب است و تعهد صادرکننده به مبادله دارایی مالی در شرایطی که بطور بالقوه نامطلوب است، از دارایی مالی پایه که در صورت اعمال اختیار معامله مبادله میشود، متمایز است. ماهیت حق دارنده و تعهد صادرکننده، تحت تأثیر احتمال اعمال اختیار معامله قرار نمیگیرد.
رب27. مثال دیگری از ابزارهای مالی مشتقه، یک پیمان آتی است که در مدت شش ماه تسویه میشود و طبق آن، یک طرف (خریدار) تحویل 000ر000ر1 ریال نقد را در ازای اوراق مشارکت دولتی با نرخ سود ثابت و مبلغ اسمی 000ر000ر1 ریال، و طرف دیگر (فروشنده) تحویل اوراق مشارکت دولتی با نرخ سود ثابت به مبلغ اسمی 000ر000ر1 ریال را در ازای 000ر000ر1 ریال نقد تعهد کرده است. طی شش ماه، هر دو طرف حق قراردادی و تعهد قراردادی برای مبادله ابزارهای مالی دارند. در صورتی که قیمت بازار اوراق مشارکت دولتی به بیش از 000ر000ر1 ریال برسد، شرایط برای خریدار مطلوب و برای فروشنده نامطلوب میشود. اگر قیمت بازار به کمتر از 000ر000ر1 ریال کاهش یابد، تأثیر آن معکوس خواهد بود. خریدار، حق قراردادی (دارایی مالی) مشابه با حق ناشی از اختیار خرید نگهداریشده و تعهد قراردادی (بدهی مالی) مشابه با تعهد ناشی از اختیار فروش صادرشده دارد. فروشنده، حق قراردادی (دارایی مالی) مشابه با حق ناشی از اختیار فروش نگهداریشده و تعهد قراردادی (بدهی مالی) مشابه با تعهد ناشی از اختیار خرید صادرشده دارد. همانند اختیارهای معامله، این حقوق و تعهدات قراردادی، دارایی مالی و بدهی مالی مجزا و متمایز از ابزارهای مالی پایه (اوراق مشارکت و نقدی که مبادله میشود) ایجاد میکنند. هر دو طرف پیمان آتی تعهدی دارند که در زمان مورد توافق باید انجام شود، در حالی که طبق قرارداد اختیار معامله، ایفای تعهد تنها زمانی انجام میگیرد که دارنده اختیار معامله تصمیم میگیرد آن را اعمال کند.
رب28. بسیاری از دیگر انواع ابزارهای مشتقه، دربردارنده حق یا تعهد مبادله در آینده هستند، که از آن جمله میتوان به سواپ نرخ سود و ارز، سقف نرخ سود، کف نرخ سود، اختیار ترکیبی نرخ سود، تعهدات وام، تعهد انتشار اسناد و اعتبارات اسنادی اشاره کرد. قرارداد سواپ نرخ سود را میتوان نوعی پیمان آتی تلقی کرد که طرفین آن، درباره مجموعهای از مبادلات آتی مبالغ نقدی توافق میکنند؛ یکی از مبالغ با توجه به نرخ سود شناور و مبلغ دیگر با توجه به نرخ سود ثابت محاسبه میشود. قراردادهای آتی، نوع دیگری از پیمانهای آتی هستند؛ با این تفاوت که این قراردادها استاندارد هستند و در بورس، قابل معامله میباشند.
قراردادهای خرید یا فروش اقلام غیرمالی (بندهای 4 تا 6)
رب29. قراردادهای خرید یا فروش اقلام غیرمالی، تعریف ابزار مالی را احراز نمیکنند زیرا حق قراردادی یک طرف برای دریافت دارایی یا خدمت غیرمالی و تعهد متقابل طرف دیگر، نشاندهنده حق یا تعهد فعلی هیچ یک از طرفین برای دریافت، تحویل یا مبادله دارایی مالی نیست. برای مثال، قراردادهایی که تسویه آنها تنها از طریق دریافت یا تحویل اقلام غیرمالی صورت میگیرد (مانند اختیار معامله، قرارداد آتی یا پیمان آتی نقره) ابزار مالی محسوب نمیشود. بسیاری از قراردادهای کالا از این نوع هستند. برخی از آنها شکل استانداردشدهای دارند و به شیوهای مانند برخی ابزارهای مالی مشتقه، در بازارهای سازمانیافته مبادله میشوند. برای مثال، قراردادهای آتی کالا ممکن است به سهولت به صورت نقدی خرید و فروش شوند، زیرا برای مبادله در بورس پذیرفته شده است و میتواند بارها دست به دست شود. با وجود این، طرفهایی که این قرارداد را خرید و فروش میکنند، در واقع، کالای پایه را مبادله میکنند. توان خرید یا فروش نقدی قرارداد کالا، سهولت خرید یا فروش و امکان مذاکره برای تسویه نقدی تعهد جهت دریافت یا تحویل کالا، ویژگی بنیادی این قرارداد را به گونهای تغییر نمیدهد که آن را در زمره ابزارهای مالی قرار دهد. با وجود این، برخی قراردادهای خرید یا فروش اقلام غیرمالی که به صورت خالص از طریق نقد، یا مبادله ابزارهای مالی قابل تسویه است، یا اقلام غیرمالی که به سهولت به نقد تبدیل میشوند، همانند ابزارهای مالی در دامنه کاربرد این استاندارد قرار میگیرند (به بند 4 مراجعه شود).
رب30. به استثنای موارد الزامی طبق استاندارد حسابداری 43 درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتریان، قراردادی که مستلزم دریافت یا تحویل داراییهای فیزیکی است، منجر به دارایی مالی برای یک طرف و بدهی مالی برای طرف دیگر نمیشود؛ مگر اینکه هرگونه پرداخت، به بعد از تاریخ انتقال دارایی فیزیکی موکول شود. خرید یا فروش نسیه کالاها از همین نوع است.
رب31. برخی قراردادها، وابسته به کالا هستند، اما از طریق دریافت یا تحویل فیزیکی کالا تسویه نمیشوند. در این قراردادها تصریح میشود که تسویه، به جای پرداخت مبالغ ثابت، از طریق پرداختهای نقدی تعیینشده بر اساس فرمولهای مندرج در قرارداد انجام میشود. برای مثال، مبلغ اصل اوراق مشارکت ممکن است از حاصل ضرب قیمت بازار نفت در تاریخ سررسید اوراق در مقدار ثابتی نفت به دست آید. این مبلغ اصل بر اساس قیمت یک کالا محاسبه میشود، اما تنها از طریق نقد تسویه میگردد. چنین قراردادی، ابزار مالی است.
رب32. همچنین تعریف ابزار مالی، قراردادی را که علاوه بر دارایی مالی یا بدهی مالی، دارایی غیرمالی یا بدهی غیرمالی نیز ایجاد میکند، دربرمیگیرد. این ابزارهای مالی، اغلب به یک طرف، اختیار مبادله دارایی مالی با دارایی غیرمالی را میدهد. برای مثال، اوراق مشارکت وابسته به قیمت نفت ممکن است به دارنده حق دریافت مجموعهای از پرداختهای ادواری سود ثابت و مبلغ ثابتی نقد در سررسید را به همراه اختیار مبادله مبلغ اصل در مقابل مقدار ثابتی نفت اعطا کند. مطلوبیت استفاده از این اختیار بر اساس ارزش منصفانه نفت در مقایسه با نسبت مبادله نقد و نفت (قیمت مبادله) که در اوراق مشارکت قید شده است، در زمانهای مختلف متفاوت خواهد بود. مقاصد دارندگان اوراق مشارکت برای استفاده از اختیار معامله، اثری بر ماهیت داراییهای تشکیلدهنده ندارد. دارایی مالی دارنده و بدهی مالی ناشر موجب میشود که اوراق مشارکت، صرفنظر از انواع دیگر داراییها و بدهیهایی که ایجاد میشود، ابزار مالی باشد.
[1]. این قاعده درخصوص برخی ابزارهای مشتقه، و نه تمام آنها، مصداق دارد. برای مثال، در برخی سواپهای نرخ سود ارزی، مبلغ اصل در آغاز قرارداد مبادله میشود (و در سررسید مجدداً مبادله میگردد).




