معامله در استاندارد شماره 42
15. در اندازهگیری ارزش منصفانه فرض بر این است که دارایی یا بدهی در معاملهای نظاممند بین فعالان بازار، بابت فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در تاریخ اندازهگیری در شرایط جاری بازار، مبادله میشود.
16. در اندازهگیری ارزش منصفانه فرض بر این است که معامله فروش دارایی یا انتقال بدهی در یکی از بازارهای زیر اتفاق میافتد:
الف. بازار اصلی برای دارایی یا بدهی؛ یا
ب. در صورت نبود بازار اصلی، بازار دارای بیشترین مزایا برای دارایی یا بدهی.
17. واحد تجاری برای تشخیص بازار اصلی، یا در صورت نبود بازار اصلی، برای شناسایی بازار دارای بیشترین مزایا، نیازی نیست به جستجوی جامع بازارهای ممکن بپردازد، اما تمام اطلاعاتی که بطور معقول در دسترس است را باید در نظر بگیرد. در صورت نبود شواهد نقضکننده، بازاری که بطور معمول واحد تجاری در آن مبادرت به انجام معامله فروش دارایی یا انتقال بدهی میکند، بازار اصلی، یا در صورت نبود بازار اصلی، بازار دارای بیشترین مزایا فرض میشود.
18. چنانچه برای دارایی یا بدهی بازار اصلی وجود داشته باشد، اندازهگیری ارزش منصفانه باید بیانگر قیمت در آن بازار باشد (صرفنظر از اینکه آن قیمت بطور مستقیم قابل مشاهده باشد یا با استفاده از تکنیک دیگر ارزشیابی برآورد شود)، حتی اگر در تاریخ اندازهگیری، قیمت در یک بازار دیگر بطور بالقوه باصرفهتر است.
19. واحد تجاری باید در تاریخ اندازهگیری، به بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) دسترسی داشته باشد. از آنجا که واحدهای تجاری مختلف (و فعالیتهای تجاری آن واحدهای تجاری) دارای فعالیتهای متفاوت، ممکن است به بازارهای متفاوتی دسترسی داشته باشند، بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای دارایی یا بدهی همانند، در واحدهای تجاری مختلف (و فعالیتهای تجاری آن واحدهای تجاری) میتواند متفاوت باشد. بنابراین، بازار اصلی یا بازار (دارای بیشترین مزایا)، (و در نتیجه فعالان بازار)، باید از دیدگاه واحد تجاری مورد توجه قرار گیرد تا تفاوت میان واحدهای تجاری مختلف دارای فعالیتهای متفاوت، مشخص گردد.
20. اگرچه واحد تجاری باید بتواند به بازار دسترسی داشته باشد، اما نیازی نیست در تاریخ اندازهگیری بتواند دارایی مشخصی را بفروشد یا بدهی مشخصی را انتقال دهد تا بتواند ارزش منصفانه را برمبنای قیمت در آن بازار اندازهگیری کند.
21. حتی زمانی که بازار قابل مشاهدهای برای فراهم کردن اطلاعات قیمتگذاری درباره فروش دارایی یا انتقال بدهی در تاریخ اندازهگیری وجود نداشته باشد، در اندازهگیری ارزش منصفانه فرض بر این است که از دیدگاه فعال بازار که دارنده دارایی یا متعهد بدهی است، معاملهای در آن تاریخ انجام میشود. این معامله فرضی، مبنایی برای برآورد قیمت فروش دارایی یا انتقال بدهی فراهم میکند.
فعالان بازار
22. واحد تجاری باید ارزش منصفانه دارایی یا بدهی را با استفاده از مفروضاتی اندازهگیری کند که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی بکار میگیرند، با این فرض که فعالان بازار در جهت بهترین منافع اقتصادی خود اقدام میکنند.
23. در تعیین چنین مفروضاتی، واحد تجاری نیازی نیست فعالان خاصی را در بازار مشخص کند؛ بلکه واحد تجاری، با در نظر گرفتن عوامل مربوط به تمام موارد زیر، باید ویژگیهایی را مشخص کند که فعالان بازار را بطور کلی متمایز میکند:
الف. دارایی یا بدهی؛
ب . بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای دارایی یا بدهی؛ و
پ . فعالان بازار که واحد تجاری، در آن بازار با آنها معامله میکند.
قیمت
24. ارزش منصفانه، قیمتی است که بابت فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در معاملهای نظاممند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازهگیری در شرایط جاری بازار قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود (یعنی قیمت خروجی)، صرفنظر از اینکه قیمت مزبور بطور مستقیم قابل مشاهده باشد یا با استفاده از تکنیک دیگر ارزشیابی برآورد شود.
25. قیمتی که در بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای اندازهگیری ارزش منصفانه دارایی یا بدهی مورد استفاده قرار میگیرد، نباید بابت مخارج معامله تعدیل شود. مخارج معامله باید طبق سایر استانداردهای حسابداری به حساب منظور شود. مخارج معامله، ویژگی دارایی یا بدهی محسوب نمیشود، بلکه این مخارج، مختص یک معامله است و با توجه به چگونگی انجام معامله دارایی یا بدهی توسط واحد تجاری، متفاوت است.
26. مخارج معامله، مخارج حمل را شامل نمیشود. اگر موقعیت مکانی، از ویژگیهای دارایی محسوب شود (برای مثال، همانگونه که ممکن است در مورد یک کالا مصداق داشته باشد)، قیمت در بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) باید بابت مخارجی تعدیل شود که در صورت وجود، در نتیجه حمل دارایی از موقعیت مکانی فعلی به آن بازار تحمل میشود.
کاربرد در مورد داراییهای غیرمالی
بیشترین و بهترین استفاده از داراییهای غیرمالی
27. در اندازهگیری ارزش منصفانه یک دارایی غیرمالی، توانایی فعالان بازار برای ایجاد منافع اقتصادی از طریق بیشترین و بهترین استفاده از دارایی مورد نظر یا فروش آن به دیگر فعالان بازار که از آن دارایی بیشترین و بهترین استفاده را میکنند، در نظر گرفته میشود.
28. در بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، امکانپذیر بودن استفاده از دارایی به لحاظ فیزیکی، مجاز بودن از نظر قانونی و قابل توجیه بودن از نظر مالی، به شرح زیر در نظر گرفته میشود:
الف . برای امکانپذیر بودن استفاده به لحاظ فیزیکی، ویژگیهای فیزیکی دارایی که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی مد نظر قرار میدهند (مانند موقعیت مکانی یا اندازه دارایی).
ب. برای مجاز بودن استفاده از نظر قانونی، محدودیتهای قانونی برای استفاده از دارایی که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی مد نظر قرار میدهند (مانند مقررات منطقهای قابل اعمال در مورد دارایی).
پ. برای قابل توجیه بودن استفاده از نظر مالی، این موضوع که آیا استفاده از یک دارایی که از نظر فیزیکی امکانپذیر و از نظر قانونی مجاز است، درآمد یا جریانهای نقدی کافی ایجاد میکند (با در نظر گرفتن مخارج تبدیل دارایی برای استفاده مورد نظر) تا بازده سرمایهگذاری فعالان بازار از سرمایهگذاری در آن دارایی تأمین شود یا خیر.
29. بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، از دیدگاه فعالان بازار تعیین میشود، حتی اگر واحد تجاری قصد استفاده متفاوتی از آن دارایی داشته باشد. به هر حال، فرض بر این است که استفاده فعلی واحد تجاری از دارایی غیرمالی، بیشترین و بهترین استفاده است، مگر اینکه بازار یا سایر عوامل نشان دهد که استفاده متفاوت توسط فعالان بازار، ارزش دارایی را حداکثر خواهد کرد.
30. واحد تجاری ممکن است برای حفظ موقعیت رقابتی یا به دلایل دیگر، قصد استفاده فعال یا بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی تحصیلشده را نداشته باشد. برای مثال، این مورد زمانی مصداق دارد که واحد تجاری دارایی نامشهود تحصیلشده را به صورت تدافعی و به منظور جلوگیری از استفاده دیگران مورد استفاده قرار دهد. با وجود این، واحد تجاری باید ارزش منصفانه دارایی غیرمالی را با فرض بیشترین و بهترین استفاده از آن دارایی توسط فعالان بازار اندازهگیری کند.
پیش فرض ارزشیابی برای داراییهای غیرمالی
31. بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، تعیینکننده پیشفرض ارزشیابی مورد استفاده در اندازهگیری ارزش منصفانه دارایی به شرح زیر است:
الف. بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، ممکن است از طریق استفاده از آن دارایی در ترکیب با سایر داراییها به عنوان یک گروه (پس از نصب یا سایر شیوههای آمادهسازی برای استفاده) یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها (برای مثال، یک فعالیت تجاری)، حداکثر ارزش را برای فعالان بازار ایجاد کند.
1. اگر بیشترین و بهترین استفاده از دارایی، استفاده از دارایی در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها باشد، ارزش منصفانه دارایی قیمتی است که در یک معامله جاری بابت فروش دارایی دریافت میشود، با این فرض که آن دارایی همراه با سایر داراییها، یا همراه با سایر داراییها و بدهیها مورد استفاده قرار میگیرد و داراییها و بدهیهای مزبور (یعنی داراییهای مکمل و بدهیهای مربوط به آن) در دسترس فعالان بازار است.




