ث. در وضعیتهای محدودتر، هنگامی که واحد تجاری از یک دارایی موجود در گروهی از داراییها استفاده میکند، واحد تجاری ممکن است با تخصیص ارزش منصفانه گروه داراییها به هر یک از داراییهای آن گروه، دارایی مزبور را به مبلغی نزدیک به ارزش منصفانه آن اندازهگیری کند. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که ارزشیابی، دربردارنده املاک باشد و ارزش منصفانه املاک بهسازیشده (یعنی گروه دارایی) به داراییهای تشکیلدهنده آن (مانند زمین و مستحدثات) تخصیص یابد.
ارزش منصفانه در شناخت اولیه (بندهای 56 تا 59)
ب4. واحد تجاری هنگام تعیین اینکه ارزش منصفانه در شناخت اولیه با قیمت معامله برابر است یا خیر، باید عوامل مختص به آن معامله و عوامل مختص به آن دارایی یا بدهی را در نظر بگیرد. برای مثال، در صورت وجود هر یک از شرایط زیر، قیمت معامله ممکن است معرف ارزش منصفانه دارایی یا بدهی در شناخت اولیه نباشد:
الف. معامله بین اشخاص وابسته باشد، اگرچه، در صورتی که واحد تجاری شواهدی داشته باشد که معامله با اشخاص وابسته در شرایط بازار انجام شده است، قیمت در معامله با اشخاص وابسته ممکن است به عنوان یک داده ورودی در اندازهگیری ارزش منصفانه مورد استفاده قرار گیرد.
ب. معامله به اجبار انجام شود یا فروشنده مجبور به پذیرش قیمت معامله باشد. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که فروشنده با مشکلات مالی مواجه است.
پ. واحد حساب لحاظشده در تعیین قیمت معامله با واحد حساب دارایی یا بدهی اندازهگیریشده به ارزش منصفانه متفاوت باشد. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که دارایی یا بدهی اندازهگیریشده به ارزش منصفانه، تنها یکی از عناصر معامله باشد (برای مثال، در یک ترکیب تجاری) که در این صورت، معامله دربردارنده حقوق و امتیازات اظهارنشدهای است که طبق استاندارد حسابداری دیگری، جداگانه اندازهگیری میشود یا قیمت معامله شامل مخارج معامله است.
ت. بازاری که معامله در آن انجام میشود، از بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) متفاوت باشد. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که واحد تجاری، معاملهگری باشد که در بازار خردهفروشی با مشتریان معامله میکند، اما بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای معامله خروجی با سایر معاملهگران، بازار معاملهگری باشد که در این صورت ممکن است این بازارها متفاوت باشند.
تکنیکهای ارزشیابی (بندهای 60 تا 65)
رویکرد بازار
ب5. رویکرد بازار، از قیمتها و سایر اطلاعات مربوط ایجادشده از معاملات بازار برای داراییهای همانند یا قابل مقایسه (یعنی مشابه)، بدهیهای همانند یا قابل مقایسه (یعنی مشابه)، یا گروه داراییها و بدهیها (برای مثال یک فعالیت تجاری) استفاده میکند.
ب6. برای مثال، در تکنیکهایارزشیابی سازگار با رویکرد بازار، اغلب از ضرایب بازار استفاده میشود که این ضرایب، از مجموعهای از اقلام قابل مقایسه حاصل میگردد. ضرایب ممکن است در دامنههایی از ضرایب متفاوت برای هر قلم قابل مقایسه باشد. انتخاب ضریب مناسب در دامنهای از ضرایب، مستلزم قضاوت با در نظر گرفتن عوامل کیفی و کمّی مختص اندازهگیری است.
ب7. قیمتگذاری ماتریسی، یکی از تکنیکهایارزشیابی سازگار با رویکرد بازار است. قیمتگذاری ماتریسی، یک تکنیک ریاضی است که در این تکنیک اساساً برای تعیین ارزش برخی انواع ابزارهای مالی مانند ابزارهای بدهی، بدون اتکای محض بر قیمتهای اعلامشده برای اوراق بهادار خاص، بر رابطه اوراق بهادار با سایر اوراق بهادار مبنا که دارای قیمت اعلامشده است نیز اتکا میشود.
رویکرد بهای تمام شده
ب8. رویکرد بهای تمام شده، مبلغی را منعکس میکند که در حال حاضر برای جایگزین کردن ظرفیت ارائه خدمت یک دارایی (که اغلب بهای جایگزینی جاری نامیده میشود) مورد نیاز است.
ب9. از دیدگاه فروشنده فعال در بازار، قیمتی که بابت فروش یک دارایی دریافت میشود، مبتنی بر بهایی است که خریدار فعال در بازار، برای تحصیل یا ساخت دارایی جایگزین با مطلوبیت مشابه، پس از تعدیل بابت نابابی میپردازد. دلیل این موضوع آن است که خریدار فعال در بازار، حاضر به پرداخت مبلغی بیش از مبلغ جایگزین کردن ظرفیت ارائه خدمت آن دارایی نیست. نابابی شامل نابابی فیزیکی، نابابی کارکردی (فناوری) و نابابی اقتصادی (برونسازمانی) است و فراتر از استهلاک برای مقاصد گزارشگری مالی (تخصیص بهای تمام شده تاریخی) یا مقاصد مالیاتی (استفاده از عمر ارائه خدمت معین) است. در بسیاری از موارد، روش بهای جایگزینی جاری برای اندازهگیری ارزش منصفانه داراییهای مشهودی بکار میرود که در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها مورد استفاده قرار میگیرد.
رویکرد درآمد
ب10. در رویکرد درآمد، مبالغ آتی (برای مثال، جریانهای نقدی یا درآمدها و هزینهها) به یک مبلغ جاری واحد (یعنی تنزیلشده) تبدیل میشود. در صورت استفاده از رویکرد درآمد، اندازهگیری ارزش منصفانه بر مبنای ارزشی تعیین میشود که نشاندهنده انتظارات فعلی بازار درباره آن مبالغ آتی است.
ب11. تکنیکهایارزشیابی این رویکرد، برای مثال، شامل موارد زیر است:
الف. تکنیکهایارزش فعلی (به بندهای ب12 تا ب30 مراجعه شود)؛
ب. مدلهای قیمتگذاری اختیار معامله، نظیر فرمول بلکشولزـ مرتن یا مدل دوجملهای (یعنی مدل شبکه)، که در آن از تکنیکهایارزش فعلی استفاده میشود و ارزش زمانی و ارزش ذاتی یک اختیار معامله را منعکس میکند؛ و
پ. روش عایدات مازاد چنددورهای که برای اندازهگیری ارزش منصفانه برخی داراییهای نامشهود مورد استفاده قرار میگیرد.
تکنیکهای ارزش فعلی
ب12. در بندهای ب13 تا ب30، استفاده از تکنیکهای ارزش فعلی برای اندازهگیری ارزش منصفانه تشریح میشود. در این بندها، بر تکنیک تعدیل نرخ تنزیل و تکنیک جریانهای نقدی مورد انتظار (ارزش فعلی مورد انتظار) تأکید میشود. در بندهای مورد اشاره، استفاده از یک تکنیک ارزش فعلی خاص تجویز نمیشود و استفاده از تکنیکهایارزش فعلی برای اندازهگیری ارزش منصفانه، به تکنیکهایاشارهشده محدود نمیگردد. تکنیک ارزش فعلی مورد استفاده برای اندازهگیری ارزش منصفانه، به واقعیتها و شرایط مختص دارایی یا بدهی مورد اندازهگیری (برای مثال، اینکه قیمت داراییها یا بدهیهای قابل مقایسه، در بازار قابل مشاهده است یا خیر) و دسترسی به دادههای کافی بستگی دارد.
اجزای اندازهگیری ارزش فعلی
ب13. ارزش فعلی (یعنی یکی از تکنیکهای بکارگیری رویکرد درآمد)، ابزاری است که برای مرتبط کردن مبالغ آتی (مانند ارزشها یا جریانهای نقدی) به مبلغ فعلی با استفاده از نرخ تنزیل، بکار میرود. در اندازهگیری ارزش منصفانه یک دارایی یا یک بدهی با استفاده از تکنیک ارزش فعلی، تمام عناصر زیر از دیدگاه فعالان بازار در تاریخ اندازهگیری در نظر گرفته میشود:
الف. برآورد جریانهای نقدی آتی دارایی یا بدهی مورد اندازهگیری.
ب. انتظارات درباره تغییرات احتمالی مبلغ و زمانبندی جریانهای نقدی که منعکسکننده عدم اطمینان ذاتی در جریانهای نقدی است.
پ. ارزش زمانی پول، که از طریق نرخ داراییهای پولی بدون ریسکی نشان داده میشود که تاریخ سررسید یا دوره آنها با دوره جریانهای نقدی مطابقت دارد و برای دارنده آن، عدم اطمینان در زمانبندی و ریسک نکول وجود ندارد (یعنی نرخ بازده بدون ریسک).
ت. قیمت برای تحمل عدم اطمینان ذاتی در جریانهای نقدی (یعنی صرف ریسک).
ث. سایر عواملی که فعالان بازار در آن شرایط در نظر میگیرند.
ج. در مورد بدهی، ریسک عدم ایفای تعهد مربوط به آن بدهی، شامل ریسک اعتباری خود واحد تجاری (یعنی ریسک خود ناشر).
اصول کلی
ب14. تکنیکهایارزش فعلی، در نحوه بکارگیری عناصر مندرج در بند ب13، متفاوت هستند. با وجود این، تمام اصول کلی زیر، در بکارگیری تکنیکهایارزش فعلی برای اندازهگیری ارزش منصفانه حاکم است:
الف. جریانهای نقدی و نرخهای تنزیل باید مبتنی بر مفروضاتی باشد که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی بکار میگیرند.
ب. جریانهای نقدی و نرخهای تنزیل باید تنها عوامل قابل انتساب به دارایی یا بدهی مورد اندازهگیری را در نظر بگیرند.
پ. برای اجتناب از احتساب مضاعف یا حذف آثار عوامل ریسک، نرخهای تنزیل باید مفروضاتی را منعکس کند که با مفروضات مرتبط با جریانهای نقدی سازگار است. برای مثال، در صورت استفاده از جریانهای نقدی قراردادی وام، نرخ تنزیلی مناسب است که منعکسکننده عدم اطمینان درباره انتظارات مرتبط با نکولهای آتی است (یعنی تکنیک تعدیل نرخ تنزیل). در صورتی که از جریانهای نقدی موردانتظار (یعنی موزونشده بر اساس احتمالات) استفاده شود (یعنی تکنیکارزش فعلی مورد انتظار)، نباید از همان نرخ استفاده کرد زیرا مفروضات مرتبط با عدم اطمینان درباره نکولهای آتی، از قبل در جریانهای نقدی مورد انتظار منعکس شده است؛ در مقابل، باید از نرخ تنزیلی استفاده کرد که با ریسک جریانهای نقدی مورد انتظار متناسب است.
ت. مفروضات مرتبط با جریانهای نقدی و نرخهای تنزیل باید سازگاری درونی داشته باشند. برای مثال، جریانهای نقدی اسمی که شامل اثر تورم است، باید با نرخی تنزیل شود که اثر تورم در آن لحاظ شده است. نرخ بازده اسمی بدون ریسک، شامل اثر تورم است. جریانهای نقدی واقعی، که اثر تورم از آن خارج شده است، باید با نرخی تنزیل شود که اثر تورم را در بر ندارد. به همین ترتیب، جریانهای نقدی پس از مالیات باید با استفاده از نرخ تنزیل پس از مالیات تنزیل شود و جریانهای نقدی پیش از مالیات باید با نرخی تنزیل شود که با آن جریانهای نقدی سازگار است.
ث. نرخهای تنزیل باید با عوامل زیربنایی اقتصادی آن واحد پولی که جریانهای نقدی برحسب آن بیان میشود، سازگار باشد.
ریسک و عدم اطمینان
ب15. اندازهگیری ارزش منصفانه با استفاده از تکنیکهایارزش فعلی، در شرایط عدم اطمینان انجام میشود زیرا جریانهای نقدی مورد استفاده، به جای آنکه مبالغ واقعی باشند، مبالغ برآوردی هستند. در بسیاری از موارد، هم مبلغ و هم زمانبندی جریانهای نقدی نامطمئن است. حتی مبالغ ثابت قراردادی، مانند پرداختهای مربوط به وام، در صورت وجود ریسک نکول، نامطمئن است.
ب16. فعالان بازار معمولاً خواستار جبران (یعنی صرف ریسک) تحمل عدم اطمینان ذاتی در جریانهای نقدی دارایی یا بدهی هستند. اندازهگیری ارزش منصفانه باید شامل صرف ریسکی باشد که منعکسکننده مبلغ مورد تقاضای فعالان بازار به عنوان جبران عدم اطمینان ذاتی در جریانهای نقدی است. در غیر این صورت، این اندازهگیری، ارزش منصفانه را بطور صادقانه بیان نخواهد کرد. در برخی موارد، تعیین صرف ریسک مناسب ممکن است دشوار باشد. با وجود این، درجه دشواری، به تنهایی دلیل کافی برای در نظر نگرفتن صرف ریسک نیست.
ب17. تکنیکهایارزش فعلی، از نظر نحوه تعدیل بابت ریسک و نوع جریانهای نقدی مورد استفاده، با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال:
الف. در تکنیک تعدیل نرخ تنزیل (به بندهای ب18 تا ب22 مراجعه شود) از نرخ تنزیل تعدیلشده بابت ریسک و جریانهای نقدی قراردادی، تعهدشده یا محتملترین جریانهای نقدی استفاده میشود.
ب. در روش اول تکنیک ارزش فعلی مورد انتظار (به بند ب25 مراجعه شود)، از جریانهای نقدی مورد انتظار تعدیلشده بابت ریسک و نرخ بدون ریسک استفاده میشود.
پ. در روش دوم تکنیک ارزش فعلی مورد انتظار (به بند ب26 مراجعه شود)، از جریانهای نقدی مورد انتظار که بابت ریسک تعدیل نشده است و نرخ تنزیل تعدیلشدهای که صرف ریسک مورد درخواست فعالان بازار را دربردارد، استفاده میشود. این نرخ، با نرخ مورد استفاده در تکنیک تعدیل نرخ تنزیل، تفاوت دارد.
تکنیک تعدیل نرخ تنزیل
ب18. در تکنیک تعدیل نرخ تنزیل، از مجموعه واحدی از جریانهای نقدی که در دامنهای از مبالغ برآوردی احتمالی قرار میگیرد، اعم از جریانهای نقدی قراردادی یا تعهدشده (مانند جریانهای نقدی مرتبط با اوراق مشارکت) یا محتملترین جریانهای نقدی استفاده میشود. در تمام موارد، این جریانهای نقدی مشروط به وقوع رویدادهای خاصی است (برای مثال، جریانهای نقدی قراردادی یا تعهدشده برای اوراق مشارکت، مشروط به عدم نکول توسط ناشر است). نرخ تنزیل مورد استفاده در تکنیک تعدیل نرخ تنزیل، از نرخهای بازده مشاهدهشده برای داراییها یا بدهیهای قابل مقایسه که در بازار معامله میشوند، استنتاج میشود. به همین ترتیب، جریانهای نقدی قراردادی، تعهدشده یا محتملترین جریانهای نقدی، با نرخ بازار مشاهدهشده یا برآوردشده برای چنین جریانهای نقدی مشروطی، تنزیل میشوند (یعنی نرخ بازده بازار). ب19. تکنیک تعدیل نرخ تنزیل، مستلزم تجزیه و تحلیل دادههای بازار برای داراییها یا بدهیهای قابل مقایسه است. قابلیت مقایسه، با توجه به ماهیت جریانهای نقدی (برای مثال اینکه جریانهای نقدی، قراردادی یا غیرقراردادی است و احتمال واکنش مشابه آنها در مقابل تغییر




