61. هدف از استفاده از یک تکنیک ارزشیابی، برآورد قیمتی است که بر اساس آن، معاملهای نظاممند برای فروش دارایی یا انتقال بدهی بین فعالان بازار در تاریخ اندازهگیری در شرایط جاری بازار انجام میشود. سه تکنیک ارزشیابی که در سطح وسیع مورد استفاده قرار میگیرد، شامل تکنیک با رویکرد بازار، تکنیک با رویکرد بهای تمام شده و تکنیک با رویکرد درآمد است. جنبههای اصلی این رویکردها در بندهای ب5 تا ب11 بطور خلاصه ارائه میشود. یک واحد تجاری برای اندازهگیری ارزش منصفانه باید از تکنیکهای ارزشیابی سازگار با یک یا چند رویکرد از آن رویکردها استفاده نماید.
62. در برخی موارد، تنها یک تکنیک ارزشیابی مناسب است (مانند زمانی که دارایی یا بدهی، با استفاده از قیمتهای اعلامشده در بازاری فعال برای داراییها یا بدهیهای همانند، ارزشیابی میشود). در سایر موارد، چندین تکنیک ارزشیابی مناسب خواهد بود (مانند ارزشیابی یک واحد مولد نقد). چنانچه از چندین تکنیک ارزشیابی برای اندازهگیری ارزش منصفانه استفاده میشود، نتایج (یعنی شاخصهای مربوط به ارزش منصفانه) باید با توجه به معقول بودن دامنه ارزشهای مبتنی بر آن نتایج، ارزیابی شود. اندازهگیری ارزش منصفانه، نقطهای از آن دامنه است که بهترین معرف از ارزش منصفانه در آن شرایط باشد.
63. اگر قیمت معامله، ارزش منصفانه در شناخت اولیه باشد و برای اندازهگیری ارزش منصفانه در دورههای بعد، از یک تکنیک ارزشیابی استفاده شود که از دادههای ورودی غیرقابل مشاهده استفاده میکند، تکنیک ارزشیابی مذکور باید بهگونهای تنظیم شود که نتیجه آن در شناخت اولیه، با قیمت معامله برابر باشد. تنظیم تکنیک ارزشیابی اطمینان میدهد که تکنیک ارزشیابی شرایط جاری بازار را منعکس و به واحد تجاری در تعیین اینکه تعدیل تکنیک ارزشیابی ضرورت دارد یا خیر (برای مثال، ممکن است دارایی یا بدهی دارای یک ویژگی باشد که در تکنیک ارزشیابی مورد توجه قرار نگرفته است)، کمک میکند. پس از شناخت اولیه، هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه با استفاده از تکنیک یا تکنیکهای ارزشیابی که از دادههای ورودی غیرقابل مشاهده استفاده میکنند، واحد تجاری باید اطمینان یابد که آن تکنیکهای ارزشیابی، دادههای ورودی قابل مشاهده در بازار (مانند قیمت دارایی یا بدهی مشابه) را در تاریخ اندازهگیری منعکس میکنند.
64. تکنیکهای ارزشیابی مورد استفاده برای اندازهگیری ارزش منصفانه باید با ثبات رویه بکار گرفته شود. با وجود این، تغییر در تکنیک ارزشیابی یا بکارگیری آن (برای مثال، تغییر در وزن آن تکنیک هنگام استفاده از چندین تکنیک ارزشیابی یا تغییر در تعدیل اعمالشده در تکنیک ارزشیابی)، هنگامی مناسب است که آن تغییر، منجر به مبلغی شود که معرف بهتری از ارزش منصفانه یا معادل تکنیک قبلی معرف ارزش منصفانه در آن شرایط باشد. برای مثال، این مورد ممکن است در صورت وقوع هر یک از رویدادهای زیر مصداق داشته باشد:
الف. ایجاد بازارهای جدید؛
ب. در دسترس بودن اطلاعات جدید؛
پ. در دسترس نبودن اطلاعات استفادهشده در گذشته؛
ت. بهبود تکنیکهای ارزشیابی؛ یا
ث. تغییر شرایط بازار.
65. تجدیدنظرهای ناشی از تغییر در یک تکنیک ارزشیابی یا بکارگیری آن، باید طبق استاندارد حسابداری 34 به عنوان تغییر در برآورد حسابداری محسوب شود. با وجود این، افشاهای مندرج در استاندارد حسابداری 34 درخصوص تغییر در برآورد حسابداری، بابت تجدیدنظرهای ناشی از تغییر در یک تکنیک ارزشیابی یا بکارگیری آن، الزامی نیست.
دادههای ورودی تکنیکهای ارزشیابی
اصول کلی
66. در تکنیکهای ارزشیابی بکارگرفته شده برای اندازهگیری ارزش منصفانه، باید استفاده از دادههای ورودی قابل مشاهده مربوط، حداکثر و استفاده از دادههای ورودی غیرقابل مشاهده حداقل شود.
67. مثالهایی از بازارهایی که در آن، دادههای ورودی مربوط به برخی داراییها و بدهیها (برای مثال ابزارهای مالی) ممکن است قابل مشاهده باشد، بازارهای بورس، بازارهای معاملهگری، بازارهای کارگزاری و بازارهای بدون واسطه است (به بند ب34 مراجعه شود).
68. یک واحد تجاری باید دادههای ورودی را انتخاب کند که با ویژگیهای دارایی یا بدهی مورد نظر که فعالان بازار در معامله آن دارایی یا بدهی در نظر میگیرند، سازگار باشد (به بندهای 11 و 12 مراجعه شود). در برخی موارد، آن ویژگیها منجر به انجام تعدیل، مانند صرف یا کسر، میشود (برای مثال، صرف کنترل یا کسر منافع فاقد حق کنترل). با وجود این، در اندازهگیری ارزش منصفانه نباید صرف یا کسری لحاظ شود که با واحد حساب مندرج در استانداردی که اندازهگیری ارزش منصفانه را الزامی یا مجاز میکند، سازگار نباشد (به بندهای 13 و 14 مراجعه شود). صرفها یا کسرهایی که اندازه را به عنوان ویژگی میزان نگهداری دارایی و بدهی توسط واحد تجاری (به ویژه، طبق توصیف بند 79، عامل عرضه بلوکی که قیمت اعلامشده دارایی یا بدهی را به این دلیل تعدیل میکند که حجم عادی معاملات روزانه بازار به اندازهای نیست که مقادیر نگهداریشده توسط واحد تجاری را جذب کند)، نه به عنوان ویژگی دارایی یا بدهی (برای مثال، صرف کنترل هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه منافع دارای حق کنترل) منعکس میکند، در اندازهگیری ارزش منصفانه در نظر گرفته نمیشود. در تمام موارد، به استثنای موارد مشخصشده در بند 78، چنانچه قیمت اعلامشده در یک بازار فعال (یعنی داده ورودی سطح 1) برای دارایی یا بدهی وجود داشته باشد، واحد تجاری باید هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه، آن قیمت را بدون تعدیل مورد استفاده قرار دهد.
دادههای ورودی مبتنی بر قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش
69. اگر دارایی یا بدهی اندازهگیریشده به ارزش منصفانه، دارای قیمت پیشنهادی خرید و فروش باشد (برای مثال، داده ورودی از بازار معاملهگری)، قیمتی که در دامنه قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش، بهترین معرف از ارزش منصفانه در آن شرایط است، صرفنظر از جایگاه آن داده ورودی در طبقهبندی سلسله مراتب ارزش منصفانه (یعنی سطح 1، 2 یا 3؛ به بندهای 71 تا 89 مراجعه شود)، باید برای اندازهگیری ارزش منصفانه مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از قیمتهای پیشنهادی خرید برای موقعیت دارایی و قیمتهای پیشنهادی فروش برای موقعیت بدهی جایز است، اما الزامی نیست.
70. این استاندارد، استفاده از قیمتگذاری بر مبنای میانگین قیمتهای بازار یا سایر روشهای قیمتگذاری را که فعالان بازار به عنوان راهکار عملی برای اندازهگیری ارزش منصفانه در دامنه قیمتهای پیشنهادی خرید و فروش بکار میگیرند، منع نمیکند.
سلسله مراتب ارزش منصفانه
71. در این استاندارد، برای افزایش ثبات رویه و قابلیت مقایسه در اندازهگیری ارزش منصفانه و افشاهای مرتبط با آن، سلسله مراتب ارزش منصفانه تعیین میشود که به موجب آن، دادههای ورودی تکنیکهای ارزشیابی برای استفاده در اندازهگیری ارزش منصفانه، در سه سطح طبقهبندی میشوند (به بندهای 75 تا 89 مراجعه شود). در سلسله مراتب ارزش منصفانه، بالاترین اولویت مربوط به قیمتهای اعلامشده (تعدیلنشده) در بازارهای فعال برای داراییها و بدهیهای همانند (دادههای ورودیسطح 1) و پایینترین اولویت مربوط به دادههای ورودی غیرقابل مشاهده (دادههای ورودی سطح 3) است.
72. در برخی موارد، دادههای ورودی مورد استفاده برای اندازهگیری ارزش منصفانه یک دارایی یا یک بدهی، ممکن است در سطوح مختلف سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقهبندی شوند. در این موارد، کلیت اندازهگیری ارزش منصفانه، در همان سطحی از سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقهبندی میشود که یک داده ورودی در پایینترین سطحی که نسبت به کلیت اندازهگیری بااهمیت است، در آن سطح طبقهبندی شده باشد. ارزیابی اهمیت یک داده ورودی خاص نسبت به کلیت اندازهگیری، مستلزم قضاوت و در نظر گرفتن عوامل مختص دارایی یا بدهی است. هنگام تعیین سطحی از سلسله مراتب ارزش منصفانه که اندازهگیری ارزش منصفانه در آن سطح طبقهبندی میشود، نباید تعدیلاتی برای دستیابی به اندازهگیری مبتنی بر ارزش منصفانه، مانند مخارج فروش هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه پس از کسر مخارج فروش، لحاظ گردد.
73. قابلیت دسترسی به دادههای ورودی مربوط و ماهیت نسبتاً ذهنی آنها ممکن است بر انتخاب تکنیکهای ارزشیابی مناسب اثر بگذارد (به بند 60 مراجعه شود). با وجود این، سلسله مراتب ارزش منصفانه، دادههای ورودی تکنیکهای ارزشیابی، و نه تکنیکهای ارزشیابی مورد استفاده در اندازهگیری ارزش منصفانه، را اولویتبندی میکند. برای مثال، اندازهگیری ارزش منصفانه با استفاده از تکنیکارزش فعلی، با توجه به اهمیت دادههای ورودینسبت به کلیت اندازهگیری و سطحی از سلسله مراتب ارزش منصفانه که دادههای ورودی مزبوردر آن سطح طبقهبندی شدهاند، ممکن است در سطح 2 یا سطح 3 طبقهبندی شود.
74. اگر یک داده ورودی قابل مشاهده مستلزم تعدیل با استفاده از یک داده ورودی غیرقابل مشاهده باشد و آن تعدیل به میزان قابل ملاحظهای ارزش منصفانه را بالاتر یا پایینتر اندازهگیری کند، اندازهگیری حاصل در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقهبندی میشود. برای مثال، اگریک فعال بازار، هنگام برآورد قیمت دارایی، اثر محدودیت فروش دارایی را در نظر گیرد، واحد تجاری برای انعکاس اثر آن محدودیت، قیمت اعلامشده را تعدیل میکند. اگر قیمت اعلامشده، یک داده ورودی سطح 2 و تعدیل مورد نظر، داده ورودی غیرقابل مشاهدهای باشد که نسبت به کلیت اندازهگیری بااهمیت است، اندازهگیری در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه طبقهبندی میشود.
دادههای ورودی سطح 1
75. دادههای ورودی سطح 1، قیمتهای اعلامشده (تعدیلنشده) در بازارهای فعال برای داراییها یا بدهیهای همانند است که واحد تجاری میتواند در تاریخ اندازهگیری به آنها دست یابد.
76. قیمت اعلامشده در بازار فعال، قابل اتکاترین شواهد از ارزش منصفانه را فراهم میکند و به استثنای مورد مندرج در بند 78، در صورت در دسترس بودن، باید بدون تعدیل برای اندازهگیری ارزش منصفانه بکار گرفته شود.




