2. بدهیهای مرتبط با دارایی مزبور و بدهیهای مرتبط با داراییهای مکمل، شامل بدهیهایی است که سرمایه در گردش را تأمین میکند، اما شامل بدهیهای مورد استفاده برای تأمین مالی داراییهایی به غیر از گروه داراییها نمیشود.
3. مفروضات مربوط به بیشترین و بهترین استفاده از دارایی غیرمالی، باید برای تمام داراییها (که بیشترین و بهترین استفاده در مورد آنها مربوط است) در گروه داراییها یا گروه داراییها و بدهیها که دارایی در آن گروه مورد استفاده قرار میگیرد، متناقض نباشد.
ب. بیشترین و بهترین استفاده از یک دارایی غیرمالی ممکن است بر مبنای استفاده مستقل از دارایی، حداکثر ارزش را برای فعالان بازار فراهم کند. اگر بیشترین و بهترین استفاده از دارایی، بر مبنای استفاده مستقل از دارایی باشد، ارزش منصفانه دارایی، قیمتی است که در معامله جاری، بابت فروش دارایی به فعالان بازار که دارایی را به صورت مستقل مورد استفاده قرار میدهند، دریافت میشود.
32. در اندازهگیری ارزش منصفانه یک دارایی غیرمالی، فرض میشود که دارایی مطابق با واحد حساب مشخصشده در سایر استانداردهای حسابداری (که ممکن است یک دارایی منفرد باشد) به فروش میرسد. این موضوع حتی هنگامی که در اندازهگیری ارزش منصفانه فرض میشود بیشترین و بهترین استفاده از دارایی از طریق ترکیب با سایر داراییها یا از طریق ترکیب با سایر داراییها و بدهیها بهدست میآید، مصداق دارد، زیرا در اندازهگیری ارزش منصفانه فرض بر این است که فعالان بازار، داراییهای مکمل و بدهیهای مربوط به آن را در حال حاضر در اختیار دارند.
33. بند ب3، کاربرد مفهوم پیشفرض ارزشیابی برای داراییهای غیرمالی را تشریح میکند.
کاربرد در مورد بدهیها و ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری
اصول کلی
34. در اندازهگیری ارزش منصفانه، فرض بر این است که بدهی مالی، بدهی غیرمالی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری (مانند ابزارهای مالکانه منتشرشده به عنوان مابهازا در ترکیب تجاری) در تاریخ اندازهگیری به فعالان بازار انتقال مییابد. در انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری، فرض بر این است که:
الف. بدهی به شکل تسویهنشده باقی میماند و فعال بازار که انتقالگیرنده است، ملزم به ایفای آن تعهد میباشد. بدهی، در تاریخ اندازهگیری، با طرف مقابل تسویه نمیشود یا به طریق دیگری خاتمه نمییابد.
ب. ابزار مالکانه خود واحد تجاری، همچنان در جریان باقی میماند و فعال بازار که انتقالگیرنده است، حقوق و مسئولیتهای مرتبط با آن ابزار را میپذیرد. ابزار مالکانه، در تاریخ اندازهگیری، ابطال نمیشود یا به طریق دیگری خاتمه نمی یابد.
35. حتی هنگامی که بازار قابل مشاهدهای برای ارائه اطلاعات قیمتگذاری درباره انتقال بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری وجود ندارد (برای مثال، به دلیل وجود محدودیتهای قراردادی یا سایر محدودیتهای قانونی که مانع انتقال این اقلام میشود)، در صورت نگهداری این اقلام به عنوان دارایی توسط اشخاص دیگر، ممکن است بازار قابل مشاهدهای برای آنها وجود داشته باشد (مانند اوراق مشارکت یا اختیار خرید سهام واحد تجاری).
36. واحد تجاری، در تمام موارد، برای دستیابی به هدف اندازهگیری ارزش منصفانه باید استفاده از دادههای ورودی قابل مشاهده مربوط را حداکثر و استفاده از دادههای ورودی غیرقابل مشاهده را حداقل کند. هدف اندازهگیری ارزش منصفانه، برآورد قیمتی است که در تاریخ اندازهگیری در شرایط جاری بازار، در معاملهای نظاممند بین فعالان بازار، بدهی یا ابزار مالکانه به آن قیمت منتقل میشود.
بدهیها و ابزارهای مالکانه نگهداریشده به عنوان دارایی توسط اشخاص دیگر
37. هنگامی که قیمت اعلامشده برای انتقال یک بدهی همانند یا مشابه یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری در دسترس نباشد و شخص دیگری، قلم همانندی را به عنوان دارایی در اختیار داشته باشد، واحد تجاری باید ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه را از دیدگاه یک فعال بازار که در تاریخ اندازهگیری، آن قلم همانند را به عنوان دارایی در اختیار دارد، اندازهگیری کند.
38. در چنین مواردی، واحد تجاری باید ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه را به شرح زیر اندازهگیری کند:
الف. استفاده از قیمت اعلامشده در بازار فعال برای قلم همانندی که توسط شخص دیگری به عنوان دارایی نگهداری میشود، در صورتی که این قیمت در دسترس باشد.
ب. در صورتی که قیمت مزبور در دسترس نباشد، استفاده از سایر دادههای ورودی قابل مشاهده، مانند قیمت اعلامشده در بازار غیرفعال برای قلم همانندی که توسط شخص دیگری به عنوان دارایی نگهداری میشود.
پ. در صورتی که قیمتهای قابل مشاهده ذکرشده در قسمتهای (الف) و (ب) در دسترس نباشد، استفاده از یک تکنیک دیگر ارزشیابی مانند:
1. تکنیک با رویکرد درآمد (برای مثال، تکنیک ارزش فعلی که از جریانهای نقدی آتی استفاده میکندکه فعال بازار انتظار دارد در قبال نگهداری بدهی یا ابزار مالکانه به عنوان دارایی دریافت نماید؛ به بندهای ب10 و ب11 مراجعه شود).
2. تکنیک با رویکرد بازار (برای مثال، استفاده از قیمتهای اعلامشده برای بدهیها یا ابزارهای مالکانه مشابه که توسط طرفهای دیگر به عنوان دارایی نگهداری میشود؛ به بندهای ب5 تا ب7 مراجعه شود).
39. واحد تجاری باید قیمت اعلامشده برای بدهی یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری را که توسط شخص دیگری به عنوان دارایی نگهداری میشود، تنها در صورتی تعدیل کند که عواملی مختص دارایی وجود داشته باشد که در اندازهگیری ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه قابل استفاده نباشد. واحد تجاری باید اطمینان یابد که قیمت دارایی تحت تأثیر محدودیتی که مانع فروش آن دارایی میشود قرار نگرفته است. برخی عوامل که ممکن است نشان دهد قیمت اعلامشده دارایی باید تعدیل شود، شامل موارد زیر است:
الف. قیمت اعلامشده برای دارایی، در ارتباط با بدهی یا ابزار مالکانه مشابه (اما غیرهمانند) است و توسط شخص دیگری به عنوان دارایی نگهداری میشود. برای مثال، بدهی یا ابزار مالکانه ممکن است ویژگی خاصی داشته باشد (برای مثال، وضعیت اعتباری ناشر) که با آنچه در ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه مشابه نگهداریشده به عنوان دارایی منعکس شده، متفاوت است.
ب. واحد حساب دارایی با واحد حساب بدهی یا ابزار مالکانه یکسان نیست. برای مثال، در مورد بدهیها، در برخی موارد قیمت دارایی منعکسکننده قیمت ترکیبی مجموعهای متشکل از تعهدات ناشر و تضمینهای اعتباری شخص ثالث است. اگر واحد حساب بدهی، واحد حساب مجموعه ترکیبشده نباشد، هدف، اندازهگیری ارزش منصفانه بدهی ناشر است، و نه ارزش منصفانه مجموعه ترکیبشده. بنابراین، در چنین مواردی، واحد تجاری به منظور حذف اثر تضمین اعتباری شخص ثالث، قیمت مشاهدهشده برای دارایی را تعدیل میکند.
بدهیها و ابزارهایی که توسط اشخاص دیگر، به عنوان دارایی نگهداری نمیشود
40. هنگامی که قیمت اعلامشدهای برای انتقال یک بدهی همانند یا مشابه یا ابزار مالکانه خود واحد تجاری در دسترس نباشد و شخص دیگر، قلم همانندی را به عنوان دارایی نگهداری نکند، واحد تجاری باید ارزش منصفانه بدهی یا ابزار مالکانه را از دیدگاه یک فعال بازار که در قبال بدهی متعهد است یا ابزار مالکانه را منتشر کرده است، با استفاده از یک تکنیک ارزشیابی اندازهگیری کند.
41. برای مثال، واحد تجاری ممکن است هنگام استفاده از تکنیک ارزش فعلی، یکی از موارد زیر را درنظر بگیرد:
الف. جریانهای نقدی خروجی آتی که فعال بازار انتظار دارد هنگام ایفای تعهد واقع شود که شامل مابهازایی است که فعال بازار برای تقبل تعهد، آن را مطالبه میکند (به بندهای ب31 تا ب33 مراجعه شود).
ب. مبلغی که فعال بازار، برای تقبل یا انتشار ابزار بدهی یا ابزار مالکانه همانند دریافت میکند. این مبلغ مبتنی بر مفروضاتی است که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری قلم همانند (برای مثال، با ویژگیهای اعتباری یکسان) در بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای انتشار ابزار بدهی یا ابزار مالکانه با شرایط قراردادی یکسان، مورد استفاده قرار میدهند.
ریسک عدم ایفای تعهد
42. ارزش منصفانه بدهی، اثر ریسک عدم ایفای تعهد را منعکس میکند. ریسک عدم ایفای تعهد شامل ریسک اعتباری خود واحد تجاری است (طبق تعریف استاندارد حسابداری 37 ابزارهای مالی: افشا)، اما محدود به آن نمیشود. فرض میشود ریسک عدم ایفای تعهد، قبل و بعد از انتقال بدهی، یکسان است.
43. واحد تجاری هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه یک بدهی، باید اثر ریسک اعتباری خود (وضعیت اعتباری) و سایر عواملی را در نظر بگیرد که ممکن است احتمال ایفا یا عدم ایفای تعهد را تحت تأثیر قرار دهد. این اثر ممکن است با توجه به بدهی متفاوت باشد، برای مثال:
الف. اینکه بدهی، تعهد تحویل نقد (بدهی مالی) است یا تعهد تحویل کالا یا خدمات (بدهی غیرمالی).
ب. شرایط تضمین اعتباری مرتبط با بدهی، در صورت وجود.
44. ارزش منصفانه بدهی، اثر ریسک عدم ایفای تعهد را بر مبنای واحد حساب آن منعکس میکند. ناشر بدهی منتشرشده همراه با یک تضمین اعتبار جدانشدنی شخص ثالث که جدا از بدهی گزارش میشود، نباید اثر تضمین اعتبار (مانند تضمین بدهی توسط شخص ثالث) را در اندازهگیری ارزش منصفانه بدهی در نظر گیرد. اگر تضمین اعتبار جدا از بدهی در نظر گرفته میشود، ناشر هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه بدهی، همچنان وضعیت اعتباری خود را در نظر میگیرد و نه وضعیت اعتباری شخص ثالث تضمینکننده.




