96. واحد تجاری باید برای هر یک از طبقههای داراییها و بدهیها که در صورت وضعیت مالی به ارزش منصفانه اندازهگیری نمیشود، اما ارزش منصفانه آن افشا میگردد، اطلاعات الزامی طبق بند 92(ب)، (ت) و (خ) را افشا کند. با وجود این، واحد تجاری ملزم به ارائه افشاهای کمّی الزامی طبق بند 92(ت) در خصوص دادههای ورودی غیرقابل مشاهده بااهمیت مورد استفاده در اندازهگیریهای ارزش منصفانه طبقهبندیشده در سطح 3 سلسله مراتب ارزش منصفانه نیست. واحد تجاری برای چنین داراییها و بدهیهایی، سایر افشاهای الزامی طبق این استاندارد را ارائه میکند.
97. درخصوص یک بدهی که به ارزش منصفانه، اندازهگیری و همراه با تضمینهای اعتبار جدانشدنی اشخاص ثالث منتشر شده است، ناشر باید وجود تضمین اعتبار و اینکه در اندازهگیری ارزش منصفانه بدهی منعکس گردیده است یا خیر را افشا کند.
98. واحد تجاری باید افشاهای کمیّ الزامی طبق این استاندارد را به شکل جدول ارائه کند، مگر اینکه شکل دیگر ارائه مناسبتر باشد.
تاریخ اجرا در استاندارد شماره 42
99 . الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ 1400/1/1 و بعد از آن شروع میشود، لازمالاجراست.
مطابقت با استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی
100. با اجرای الزامات این استاندارد، مفاد استاندارد بین المللی گزارشگری مالی 13 اندازهگیری ارزش منصفانه (ویرایش 2018) نیز رعایت میشود.
پیوست الف: اصطلاحات تعریف شده
این پیوست، بخش جدانشدنی این استاندارد حسابداری است.
بازار فعال بازاری که در آن، معاملات دارایی یا بدهی، به دفعات و حجمی انجام میشود که برای ارائه مستمر اطلاعات قیمتگذاری کافی است.
رویکرد بهای تمام شده یک تکنیک ارزشیابی که منعکسکننده مبلغی است که در حال حاضر برای جایگزین کردن ظرفیت ارائه خدمت یک دارایی (که اغلب بهای جایگزینی جاری نامیده میشود) مورد نیاز است.
قیمت ورودی قیمتی که در یک عملیات مبادلهای، بابت تحصیل یک دارایی، پرداخت یا برای تقبل یک بدهی، دریافت میشود.
عملیات مبادلهای عملیاتی که در آن، یک واحد تجاری دارایی را دریافت یا بدهی را تقبل میکند و در ازای آن، ارزش تقریباً برابری را به شخص دیگر انتقال میدهد.
قیمت خروجی قیمتی که بابت فروش یک دارایی، دریافت یا برای انتقال یک بدهی، پرداخت میشود.
جریانهای نقدی مورد انتظار میانگین موزونشده بر اساس احتمالات (یعنی میانگین توزیع) جریانهای نقدی آتی.
ارزش منصفانه قیمتی که بابت فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در معاملهای نظاممند بین فعالان بازار، در تاریخ اندازهگیری قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود.
بیشترین و بهترین استفاده استفادهای از یک دارایی غیرمالی توسط فعالان بازار که ارزش دارایی یا گروه داراییها و بدهیها (برای مثال، یک فعالیت تجاری) که دارایی در آن قرار دارد را حداکثر میکند.
رویکرد درآمد تکنیکهای ارزشیابی که مبالغ آتی (برای مثال، جریانهای نقدی یا درآمدها و هزینهها) را به یک مبلغ جاری واحد (یعنی تنزیلشده) تبدیل میکند. اندازهگیری ارزش منصفانه بر مبنای ارزشی تعیین میشود که نشاندهنده انتظارات فعلی بازار درباره آن مبالغ آتی است.
دادههای ورودی مفروضاتی، شامل مفروضات درباره ریسک، که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی بکار میگیرند، مانند:
الف. ریسک ذاتی تکنیک ارزشیابی خاص مورد استفاده برای اندازهگیری ارزش منصفانه (مانندمدل قیمتگذاری)؛ و
ب. ریسک ذاتی دادههای ورودی تکنیک ارزشیابی.
دادههای ورودی ممکن است قابل مشاهده یا غیرقابل مشاهده باشند.
دادههای ورودی سطح 1 قیمتهای اعلامشده (تعدیلنشده) در بازارهای فعال برای داراییها یا بدهیهای همانند که واحد تجاری میتواند در تاریخ اندازهگیری به آنها دست یابد.
دادههای ورودی سطح 2 دادههای ورودی به غیر از قیمتهای اعلامشده در سطح 1، که برای دارایی یا بدهی بطور مستقیم یا غیرمستقیم، قابل مشاهده هستند.
دادههای ورودی سطح 3 دادههای ورودی غیرقابل مشاهده برای دارایی یا بدهی.
رویکرد بازار یک تکنیک ارزشیابی که در آن از قیمتها و سایر اطلاعات مربوط ایجادشده از طریق معاملات بازار درخصوص داراییهای همانند یا قابل مقایسه (یعنی مشابه)، بدهیهای همانند یا قابل مقایسه (یعنی مشابه) یا گروه داراییها و بدهیها، برای مثال یک فعالیت تجاری، استفاده میشود.
دادههای ورودی تأییدشده بازار دادههای ورودی که اساساً با استفاده از روش همبستگی یا سایر روشها، از دادههای ورودی قابل مشاهده بازار استخراج میشود یا توسط این دادهها تأیید میگردد.
فعالان بازار خریداران و فروشندگان دارایی یا بدهی در بازار اصلی(یا بازار دارای بیشترین مزایا) که دارای تمام ویژگیهای زیر هستند:
الف. آنها از یکدیگر مستقل هستند، یعنی اشخاص وابسته طبق تعریف استاندارد حسابداری 12 نیستند؛ اگرچه، در صورتی که واحد تجاری شواهدی داشته باشد که معامله با اشخاص وابسته در شرایط بازار انجام شده است، قیمت در معامله با اشخاص وابسته ممکن است به عنوان یک داده ورودی در اندازهگیری ارزش منصفانه مورد استفاده قرار گیرد.
ب. آنها مطلع هستند؛ یعنی با استفاده از تمام اطلاعات در دسترس، شامل اطلاعاتی که به دست آوردن آن ممکن است نیازمند تلاشی معمول و نظاممند باشد، به درک معقولی از دارایی یا بدهی و معامله دست یافتهاند.
پ. آنها توانایی انجام معامله دارایی یا بدهی را دارند.
ت. آنها مایل به انجام معامله دارایی یا بدهی هستند؛ یعنی برای انجام معامله انگیزه دارند اما مجبور یا وادار به انجام آن نشدهاند.
بازار دارای بیشترین مزایا بازاری که پس از در نظر گرفتن مخارج معامله و مخارج حمل، مبلغ قابل دریافت بابت فروش دارایی را حداکثر یا مبلغ قابل پرداخت برای انتقال بدهی را حداقل میکند.
ریسک عدم ایفای تعهد ریسک اینکه یک واحد تجاری تعهدی را ایفا نکند. ریسک عدم ایفای تعهد شامل ریسک اعتباری خود واحد تجاری است، اما ممکن است محدود به آن نباشد.
دادههای ورودی قابل مشاهده دادههای ورودی که با استفاده از دادههای بازار، مانند اطلاعات در دسترس عموم درباره رویدادها یا معاملات واقعی، ایجاد میشوند و منعکسکننده مفروضاتی هستند که فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی بکار میگیرند.
معامله نظاممند معاملهای که فرض میشود در دورهای پیش از تاریخ اندازهگیری، در معرض بازار قرار میگیرد تا انجام فعالیتهای بازاریابی مرسوم و معمول برای معامله اینگونه داراییها یا بدهیها امکانپذیر شود. چنین معاملهای، اجباری نیست (مانند انحلال اجباری یا فروش اضطراری).
بازار اصلی بازاری با بیشترین حجم و سطح فعالیت برای دارایی یا بدهی.
صرف ریسک جبران تحمل عدم اطمینان ذاتی در جریانهای نقدی یک دارایی یا بدهی که فعالان ریسکگریز بازار خواستار آن هستند. به صرف ریسک، ”تعدیل ریسک“ نیز اطلاق میشود.
مخارج معامله مخارج فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) برای دارایی یا بدهی، که بطور مستقیم قابل انتساب به واگذاری دارایی یا انتقال بدهی است و هر دو معیار زیر را احراز میکند:
الف. بطور مستقیم از معامله مزبور ناشی میشود و برای انجام معامله ضروری است.
ب. واحد تجاری تنها زمانی این مخارج را تحمل میکند که تصمیم به فروش دارایی یا انتقال بدهی گرفته باشد.
مخارج حمل مخارجی که برای حمل دارایی از موقعیت مکانی فعلی به بازار اصلی آن (یا بازار دارای بیشترین مزایا) واقع میشود.
واحد حساب سطح تجمیع یا تفکیک دارایی یا بدهی برای مقاصد شناخت طبق یک استاندارد حسابداری.
دادههای ورودی غیرقابل مشاهده دادههای ورودی که برای آنها دادههای بازار در دسترس نیست و با استفاده از بهترین اطلاعات در دسترس درباره مفروضات مورد استفاده فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی ایجاد میشوند.
پیوست ب: رهنمود بکارگیری
این پیوست، بخش جدانشدنی این استاندارد حسابداری است. در این پیوست کاربرد بندهای 1 تا 98 تشریح میشود و همانند سایر بخشهای این استاندارد، لازمالاجرا است.
ب1. قضاوتهای انجامشده در وضعیتهای مختلف ارزشیابی ممکن است متفاوت باشد. در این پیوست قضاوتهایی تشریح میشود که واحد تجاری ممکن است هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه در وضعیتهای مختلف ارزشیابی اعمال کند.
رویکرد اندازهگیری ارزش منصفانه
ب2. هدف از اندازهگیری ارزش منصفانه، برآورد قیمتی است که بر اساس آن، معاملهای نظاممند برای فروش دارایی یا انتقال بدهی بین فعالان بازار در تاریخ اندازهگیری در شرایط جاری بازار انجام میشود. اندازهگیری ارزش منصفانه واحد تجاری را ملزم به تعیین تمام موارد زیر میکند:
الف. دارایی یا بدهی مشخصی که موضوع اندازهگیری است (مطابق با واحد حساب آن).
ب. در مورد یک دارایی غیرمالی، پیشفرض ارزشیابی که برای اندازهگیری مناسب است (مطابق با بیشترین و بهترین استفاده).
پ. بازار اصلی (یا بازار دارای بیشترین مزایا) دارایی یا بدهی.
ت. تکنیک (یا تکنیکهای) ارزشیابی مناسب برای اندازهگیری، با در نظر گرفتن قابلیت دسترسی به دادههای مورد استفاده برای ایجاد دادههای ورودی که مفروضات مورد استفاده فعالان بازار هنگام قیمتگذاری دارایی یا بدهی و سطحی از سلسله مراتب ارزش منصفانه که دادههای ورودی در آن سطح طبقهبندی میشوند را منعکس میکند.
پیشفرض ارزشیابی برای داراییهای غیرمالی (بندهای 31 تا 33)
ب3. تأثیر پیشفرض ارزشیابی هنگام اندازهگیری ارزش منصفانه دارایی غیرمالی که در ترکیب با سایر داراییها به عنوان یک گروه (پس از نصب یا سایر شیوههای آمادهسازی برای استفاده) یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها (برای مثال، یک فعالیت تجاری) استفاده میشود، بستگی به شرایط دارد. برای مثال:
الف. یک دارایی، صرفنظر از اینکه بطور مستقل یا در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها مورد استفاده قرار گیرد، ارزش منصفانه آن ممکن است یکسان باشد. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که دارایی مورد نظر، یک فعالیت تجاری باشد که فعالان بازار آن فعالیت را ادامه میدهند. در این صورت، معامله مستلزم ارزشیابی کلیت فعالیت تجاری است. استفاده از داراییها به عنوان یک گروه در یک فعالیت تجاری دارای تداوم، موجب همافزاییهایی میشود که در دسترس فعالان بازار خواهد بود (یعنی همافزاییهای فعالان بازار که به این ترتیب، باید بر ارزش منصفانه دارایی مستقل یا دارایی در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها اثر بگذارد).
ب. استفاده از یک دارایی در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها ممکن است از طریق تعدیل ارزش آن دارایی، در صورت استفاده بطور مستقل، در اندازهگیری ارزش منصفانه لحاظ شود. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که دارایی مورد نظر یک دستگاه ماشینآلات است و اندازهگیری ارزش منصفانه آن با استفاده از قیمت مشاهدهشده برای ماشینآلات مشابه (نصب نشده یا به شیوهای دیگر، آماده استفاده نیست)، پس از تعدیل بابت مخارج حمل و نصب انجام میشود، بهگونهای که اندازهگیری ارزش منصفانه، وضعیت و موقعیت مکانی فعلی ماشینآلات (نصبشده و آمادهسازیشده برای استفاده) را منعکس میکند.
پ. استفاده از یک دارایی در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها ممکن است از طریق مفروضات مورد استفاده فعالان بازار برای اندازهگیری ارزش منصفانه آن دارایی، در اندازهگیری ارزش منصفانه لحاظ شود. برای مثال، اگر دارایی، کالای در جریان ساخت خاصی است که فعالان بازار آن را به محصول نهایی تبدیل میکنند، در اندازهگیری ارزش منصفانه آن موجودی کالا فرض میشود که فعالان بازار، ماشینآلات تخصصی لازم برای تبدیل آن کالای در جریان ساخت به محصول نهایی را تحصیل کردهاند یا تحصیل میکنند.
ت. استفاده از یک دارایی در ترکیب با سایر داراییها یا در ترکیب با سایر داراییها و بدهیها ممکن است در تکنیک ارزشیابی مورد استفاده برای اندازهگیری ارزش منصفانه آن دارایی لحاظ شود. این موضوع ممکن است در شرایطی مصداق داشته باشد که از روش عایدات مازاد چنددورهای برای اندازهگیری ارزش منصفانه یک دارایی نامشهود استفاده شود، زیرا در این تکنیک ارزشیابی، مشارکت هرگونه دارایی مکمل و بدهی مربوط در گروهی که از چنین دارایی نامشهودی استفاده میشود، بطور خاص در نظر گرفته میشود.




