14 . برخی تفاوتهای موقتی هنگامی به وجود میآید که دوره شناسایی درآمد یا هزینه برای محاسبه سود حسابداری، با دوره انعکاس آن در سود مشمول مالیات متفاوت باشد. چنین تفاوتهای موقتی، اغلب به عنوان تفاوتهای زمانی توصیف میشوند. موارد زیر، مثالهایی از این نوع تفاوتهای موقتی مشمول مالیات است و در نتیجه، منجر به ایجاد بدهیهای مالیات انتقالی میشود:
الف . درآمد مالی که بر مبنای تخصیص زمانی در سود حسابداری لحاظ میشود، اما ممکن است در برخی حوزههای مقرراتی، هنگام وصول نقد، در سود مشمول مالیات لحاظ گردد. مبنای مالیاتی هرگونه دریافتنی شناساییشده در صورت وضعیت مالی در ارتباط با این درآمدها صفر است زیرا این درآمدها تا زمان وصول نقد، تأثیری بر سود مشمول مالیات ندارند؛
ب . استهلاک منظورشده در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی)، ممکن است با استهلاک محاسبهشده در تعیین سود حسابداری، تفاوت داشته باشد. تفاوت موقتی، تفاوت بین مبلغ دفتری دارایی و مبنای مالیاتی آن است که برابر با بهای تمام شده اولیه دارایی پس از کسر تمام کسور مربوط به آن دارایی است که در تعیین سود مشمول مالیات دوره جاری و دورههای قبل، توسط مراجع مالیاتی پذیرفته شده است. در صورتی که استهلاک مالیاتی شتابدار باشد، تفاوت موقتی مشمول مالیات ایجاد میشود و منجر به بدهی مالیات انتقالی میگردد (در صورتی که استهلاک مالیاتی، از سرعت پایینتری نسبت به استهلاک حسابداری برخوردار باشد، تفاوت موقتی کاهنده مالیات ایجاد میشود و منجر به دارایی مالیات انتقالی میگردد)؛ و
پ . برای تعیین سود حسابداری، ممکن است مخارج توسعه در بهای تمامشده داراییها منظور شود و در طول دورههای آتی مستهلک گردد اما برای مقاصد مالیاتی، در دورهای که واقع میشود سود مشمول مالیات را کاهش میدهد. مبنای مالیاتی مخارج توسعه، صفر است زیرا قبلاً از سود مشمول مالیات کسر شده است. این تفاوت موقتی، تفاوت بین مبلغ دفتری مخارج توسعه و مبنای مالیاتی صفر آن میباشد.
15 . تفاوتهای موقتی، در موارد زیر نیز ایجاد میشوند:
الف . داراییهای قابل تشخیص تحصیلشده و بدهیهای تقبلشده در ترکیب تجاری، طبق استاندارد حسابداری 38 ترکیبهای تجاری، به ارزش منصفانه شناسایی شوند، اما برای مقاصد مالیاتی، تعدیلی از این بابت انجام نشود (به بند 16 مراجعه شود)؛
ب . برخی داراییها تجدید ارزیابی شوند، اما برای مقاصد مالیاتی تعدیلی از این بابت انجام نشود (به بند 17 مراجعه شود)؛
پ . در ترکیب تجاری، سرقفلی ایجاد شود (به بند 18 مراجعه شود)؛
ت . مبنای مالیاتی یک دارایی یا یک بدهی در شناخت اولیه، با مبلغ دفتری اولیه آن متفاوت باشد، برای مثال، هنگامی که واحد تجاری ازکمکهای بلاعوض دولت که معاف از مالیات است، در رابطه با داراییها منتفع میشود. (به بندهای 21 و 32 مراجعه شود)؛ یا
ث . مبلغ دفتری سرمایهگذاریها در واحدهای تجاری فرعی، شعب و واحدهای تجاری وابسته یا منافع در مشارکتها، با مبنای مالیاتی سرمایهگذاریها یا منافع مذکور تفاوت داشته باشد (به بندهای 37 تا 44 مراجعه شود).
ترکیبهای تجاری
16 . به استثنای برخی موارد، داراییهای قابل تشخیص تحصیلشده و بدهیهای تقبلشده در ترکیب تجاری، به ارزش منصفانه در تاریخ تحصیل، شناسایی میشوند. تفاوتهای موقتی در صورتی ایجاد میشود که مبنای مالیاتی داراییهای قابل تشخیص تحصیلشده و بدهیهای تقبلشده، تحت تأثیر ترکیب تجاری قرار نگرفته باشد یا بهگونهای متفاوت، تحت تأثیر قرار گرفته باشد. برای مثال، هنگامی که مبلغ دفتری یک دارایی تا ارزش منصفانه آن افزایش مییابد اما مبنای مالیاتی دارایی برای مالک قبلی، بهای تمام شده باقی میماند، تفاوت موقتی مشمول مالیات ایجاد میشود که منجر به بدهی مالیات انتقالی میگردد. بدهی مالیات انتقالی ایجادشده، سرقفلی را تحت تأثیر قرار میدهد (به بند 68 مراجعه شود).
داراییهای اندازهگیریشده به ارزش منصفانه
17 . طبق استانداردهای حسابداری، اندازهگیری برخی داراییها به ارزش منصفانه یا تجدید ارزیابی آنها مجاز یا الزامی است (برای مثال، به استاندارد حسابداری 11 داراییهای ثابت مشهود، استاندارد حسابداری 17 داراییهای نامشهود و استاندارد حسابداری 15 حسابداری سرمایهگذاریها مراجعه شود). چنانچه طبق قوانین مالیاتی، تجدید ارزیابی یا نوع دیگری از تجدید ارائه دارایی به
ارزش منصفانه، بر سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دوره جاری تأثیر بگذارد، مبنای مالیاتی دارایی تعدیل میشود و تفاوت موقتی ایجاد نمیشود. در غیر این صورت، تجدید ارزیابی یا تجدید ارائه دارایی، سود مشمول مالیات را در دوره تجدید ارزیابی یا تجدید ارائه تحت تأثیر قرار نمیدهد و در نتیجه، مبنای مالیاتی دارایی تعدیل نمیشود. با وجود این، بازیافت آتی مبلغ دفتری، منجر به جریان منافع اقتصادی مشمول مالیات به واحد تجاری خواهد شد و مبلغی که برای مقاصد مالیاتی، کاهنده مالیات است، با مبلغ منافع اقتصادی تفاوت خواهد داشت. تفاوت بین مبلغ دفتری دارایی تجدید ارزیابی شده و مبنای مالیاتی آن، تفاوت موقتی است و باعث ایجاد بدهی مالیات انتقالی یا دارایی مالیات انتقالی میشود. این موضوع حتی در موارد زیر نیز مصداق دارد:
الف . واحد تجاری، قصد واگذاری دارایی را نداشته باشد. در این صورت، مبلغ دفتری تجدید ارزیابیشده دارایی، از طریق استفاده بازیافت میشود و منجر به ایجاد درآمد مشمول مالیاتی میگردد که از استهلاک قابل قبول مالیاتی در دورههای آتی، بیشتر است؛ یا
ب . چنانچه عایدات واگذاری دارایی در داراییهای مشابه سرمایهگذاری شود، مالیات سودهای سرمایهای، به دورههای آتی انتقال مییابد. در این موارد، مالیات عملاً در زمان فروش یا استفاده از آن داراییهای مشابه، قابل پرداخت میشود.




