سرقفلی
18 . سرقفلی ایجادشده در ترکیب تجاری، از طریق مازاد قسمت (الف) بر قسمت (ب) زیر، اندازهگیری میشود:
الف . مجموع:
1. مابهازای انتقالیافته اندازهگیریشده طبق استاندارد حسابداری 38، که بطور معمول، مستلزم ارزش منصفانه در تاریخ تحصیل است.
2. مبلغ هرگونه منافع فاقد حق کنترل در واحد تحصیلشده که طبق استاندارد حسابداری 38 شناسایی میشود؛ و
3. در ترکیب تجاری مرحلهای، ارزش منصفانه حقوق مالکانه قبلی واحد تحصیلکننده در واحد تحصیلشده در تاریخ تحصیل؛
ب . خالص مبالغ داراییهای قابل تشخیص تحصیلشده و بدهیهای تقبلشده در تاریخ تحصیل که طبق استاندارد حسابداری 38 اندازهگیری میشود.
بطور معمول، کاهش مبلغ دفتری سرقفلی به عنوان هزینه کاهنده مالیات در تعیین سود مشمول مالیات، مجاز نیست. افزون بر این، در صورتی که واحد تجاری فرعی فعالیت تجاری اصلی خود را واگذار کند، بهای تمام شده سرقفلی، اغلب کاهنده مالیات نمیباشد. بنابراین، مبنای مالیاتی سرقفلی صفر است. هرگونه تفاوت بین مبلغ دفتری سرقفلی و مبنای مالیاتی صفر آن، تفاوت موقتی مشمول مالیات است. با این وجود، این استاندارد، شناخت بدهی مالیات انتقالی حاصل را مجاز نمیداند، زیرا سرقفلی به عنوان یک باقیمانده اندازهگیری میشود و شناخت بدهی مالیات انتقالی، موجب افزایش مبلغ دفتری سرقفلی میگردد.
19 . در صورتی که بدهی مالیات انتقالی، به این دلیل که در زمان شناخت اولیه سرقفلی ایجاد شده است، شناسایی نشود، فرض میشود که کاهشهای بعدی در بدهی مالیات انتقالی نیز در زمان شناخت اولیه سرقفلی ایجاد شده است و بنابراین، طبق بند 12(الف)، شناسایی نمیشود. برای مثال، در صورتی که در ترکیب تجاری، واحد تجاری سرقفلی معادل ۱۰۰ واحد پول که مبنای مالیاتی معادل صفر دارد را شناسایی کند، بند 12(الف) واحد تجاری را از شناسایی مالیات انتقالی حاصل، منع میکند. در صورتی که واحد تجاری، متعاقباً زیان کاهش ارزش سرقفلی را معادل ۲۰ واحد پول شناسایی کند، مبلغ تفاوت موقتی مشمول مالیات مربوط به سرقفلی، از ۱۰۰ واحد پول به ۸۰ واحد پول کاهش مییابد و منجر به کاهش در ارزش بدهی مالیات انتقالی شناسایینشده میشود. کاهش در ارزش بدهی مالیات انتقالی شناسایینشده نیز مربوط به شناخت اولیه سرقفلی در نظر گرفته میشود و بنابراین، شناسایی آن، طبق بند 12(الف) مجاز نیست.
20 . با وجود این، بدهیهای مالیات انتقالی بابت تفاوتهای موقتی مشمول مالیات مربوط به سرقفلی، تا میزانی شناسایی میشوند که ناشی از شناخت اولیه سرقفلی نباشند. برای مثال، اگر در ترکیب تجاری، واحد تجاری، سرقفلی معادل ۱۰۰ واحد پول شناسایی کند که برای مقاصد مالیاتی، با نرخ سالانه 2۰ درصد که شروع آن از سال تحصیل میباشد، کاهنده مالیات باشد، مبنای مالیاتی سرقفلی در شناخت اولیه ۱۰۰ واحد پول و در پایان سال تحصیل ۸۰ واحد پول میباشد. اگر مبلغ دفتری سرقفلی در پایان سال تحصیل، بدون تغییر معادل ۱۰۰ واحد پول باقی بماند، تفاوت موقتی مشمول مالیات معادل ۲۰ واحد پول، در پایان سال تحصیل ایجاد میشود. از آنجا که تفاوت موقتی مشمول مالیات، به شناخت اولیه سرقفلی ارتباطی ندارد، بدهی مالیات انتقالی حاصل شناسایی میشود.




