مازندران آمل خیابان طالقانی – مشاور رسمی مالیاتی وحید اکبری | 09113252050

استاندارد شماره 43 حسابداری: درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتریان

استاندارد حسابداری شماره 43 (IAS 43/IFRS 15) یک مدل جامع ۵ مرحله‌ای برای شناسایی درآمد از قرارداد با مشتریان ارائه می‌دهد. این استاندارد بر انتقال کنترل کالا یا خدمت به مشتری تأکید دارد و با شفاف‌سازی تعهدات عملکرد و تخصیص قیمت، قابلیت مقایسه گزارش‌های مالی را افزایش می‌دهد.
تصویر وحید اکبری

وحید اکبری

[post_insights]

فهرست مطالب

انجام دهد. برای تعیین اینکه ضرورت ندارد واحد تجاری دیگر بخش عمده کار تکمیل‌شده توسط واحد تجاری تا آن تاریخ را مجدداً انجام دهد، واحد تجاری باید هر دو فرض زیر را در نظر بگیرد:

الف.    قیود قراردادی بالقوه یا محدودیتهای عملی که به شیوه‌های دیگر مانع واحد تجاری از انتقال تعهد عملکردی باقیمانده به واحد تجاری دیگر می‌شود را نادیده بگیرد؛ و

ب.       فرض کند واحد تجاری دیگری که باقیمانده تعهد عملکردی را ایفا می‌کند، از دارایی که در حال حاضر در کنترل واحد تجاری است و در صورت انتقال تعهد عملکردی به واحد تجاری دیگر، همچنان در کنترل واحد تجاری باقی می‌ماند، منافعی نخواهد داشت.

مشتری در طول زمان ایجاد یا توسعه دارایی، آن را کنترل کند (بند 35(ب))

ب5.     برای تعیین اینکه طبق بند 35(ب)، مشتری در طول زمان ایجاد یا توسعه دارایی، آن را کنترل می‌کند یا خیر، واحد تجاری باید الزامات کنترل طبق بندهای 31 تا 34 و 38 را بکار گیرد. دارایی ایجادشده یا توسعه‌یافته (برای مثال، کار در جریان پیشرفت)، می‌تواند مشهود یا نامشهود باشد.

عملکرد واحد تجاری، یک دارایی با کاربرد جایگزین ایجاد نکند (بند 35(پ))

ب6.     در ارزیابی اینکه طبق بند 36، یک دارایی کاربرد جایگزین برای واحد تجاری دارد یا خیر، واحد تجاری باید آثار قیود قراردادی و محدودیتهای عملی بر توانایی واحد تجاری برای هدایت آسان آن دارایی جهت استفاده‌ای دیگر، مانند فروش آن به مشتری دیگر را بررسی کند. امکان خاتمه دادن قرارداد با مشتری، در ارزیابی اینکه واحد تجاری می‌تواند به سهولت دارایی را برای استفاده‌ای دیگر هدایت کند یا خیر، موضوعی مربوط تلقی نمی‌شود.

ب7.     قید قراردادی بر توانایی واحد تجاری برای هدایت یک دارایی جهت استفاده‌ای دیگر، در مورد دارایی که کاربرد جایگزین برای واحد تجاری ندارد باید ماهوی باشد. قید قراردادی در صورتی ماهوی است که اگر واحد تجاری در صدد هدایت دارایی جهت استفاده‌ای دیگر برآید، مشتری بتواند حق خود نسبت به دارایی تعهدشده را اعمال کند. در مقابل، قید قراردادی در صورتی ماهوی نیست که برای مثال، یک دارایی تا حد زیادی قابل معاوضه با داراییهای دیگری باشد که واحد تجاری می‌تواند آنها را بدون نقض قرارداد و بدون تحمل مخارج عمده که در غیر این ‌صورت در ارتباط با قرارداد تحمل نمی‌شد، به مشتری دیگری منتقل کند.

ب8.     اگر واحد تجاری برای هدایت دارایی جهت استفاده‌ای دیگر، زیانهای عمده‌ای تحمل کند، محدودیت عملی بر توانایی واحد تجاری برای هدایت آن دارایی جهت استفاده‌ای دیگر وجود دارد. زیان عمده ممکن است به این دلیل ایجاد شود که واحد تجاری مخارج عمده‌ای برای کار مجدد روی دارایی متحمل می‌شود یا تنها می‌تواند دارایی را با زیانی عمده به فروش رساند. برای مثال، واحد تجاری ممکن است برای هدایت مجدد داراییهایی که مشخصات طراحی آنها تنها مختص یک مشتری است یا در مناطق دورافتاده قرار گرفته‌اند، در عمل با محدودیت مواجه شود.

حق نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ (بند 35(پ))

ب9.     طبق بند 37، چنانچه واحد تجاری حداقل بابت جبران عملکرد تکمیل‌شده توسط واحد تجاری تا تاریخی که مشتری یا شخص دیگری قرارداد را به دلایلی غیر از عدم ایفای تعهد توسط واحد تجاری خاتمه داده باشد، نسبت به دریافت مبلغی محق باشد، واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ حق دارد. مبلغی که عملکرد تکمیل‌شده توسط واحد تجاری تا آن تاریخ را جبران می‌کند، تقریبی از قیمت فروش کالاها یا خدمات انتقال‌یافته تا آن تاریخ است (برای مثال، بازیافت مخارج تحمل‌شده توسط واحد تجاری برای ایفای تعهد عملکردی به اضافه سود معقول)، نه مبلغی که صرفاً کاهش بالقوه در سود را در صورت خاتمه دادن قرارداد جبران می‌کند. ضرورتی ندارد جبران سود معقول با سود مورد انتظار در صورت ایفای قرارداد طبق تعهد، برابر باشد؛ اما واحد تجاری باید نسبت به جبران یکی از مبالغ زیر محق باشد:

الف.    نسبتی از سود مورد انتظار در قرارداد که بطور معقول میزان عملکرد واحد تجاری طبق قرارداد را قبل از خاتمه آن توسط مشتری (یا شخص دیگر)، منعکس می‌کند؛ یا

ب.       اگر سود قرارداد بیشتر از بازده‌ای باشد که واحد تجاری بطور معمول از قراردادهای مشابه به دست می‌آورد، بازده معقولی نسبت به مخارج انجام‌شده توسط واحد تجاری برای قراردادهای مشابه (یا سود عملیاتی معمول واحد تجاری برای قراردادهای مشابه).

ب10.   حق واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ، ضرورت ندارد یک حق فعلی غیرمشروط نسبت به پرداخت باشد. در موارد بسیاری، واحد تجاری تنها در مقاطع مورد توافق یا در صورت ایفای کامل تعهد عملکردی، حق غیرمشروط نسبت به پرداخت مشتری دارد. واحد تجاری در ارزیابی اینکه نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ محق است یا خیر، باید این موضوع را مورد توجه قرار دهد که اگر قرارداد قبل از تکمیل، به دلایلی غیر از عدم ایفای تعهد توسط واحد تجاری خاتمه می‌یافت، آیا واحد تجاری حق الزام‌آور برای مطالبه یا از دست ندادن پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ را می‌داشت یا خیر.

ب11.   مشتری ممکن است در برخی قراردادها، حق خاتمه دادن به قرارداد را تنها در زمانهای معینی در طول مدت قرارداد داشته باشد یا مشتری ممکن است هیچ حقی برای خاتمه دادن به قرارداد نداشته باشد. چنانچه مشتری قرارداد را خاتمه دهد، بدون آنکه حق خاتمه دادن به آن قرارداد را در آن زمان داشته باشد (شامل زمانی که مشتری تعهدات خود را طبق قرارداد ایفا نکند)، قرارداد (یا قوانین دیگر) ممکن است واحد تجاری را محق بداند کالاها یا خدمات تعهدشده مندرج در قرارداد را همچنان به مشتری انتقال دهد و مشتری را ملزم کند مابه‌ازای تعهدشده در قبال کالاها یا خدمات مذکور را پرداخت نماید. در این شرایط، واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ محق است، زیرا واحد تجاری حق دارد ایفای تعهدات خود را طبق قرارداد ادامه دهد و مشتری را ملزم کند تعهدات خود (شامل پرداخت مابه‌ازای تعهدشده) را ایفا نماید.

ب12.   واحد تجاری در ارزیابی وجود و الزام‌آور بودن حق نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ، باید شرایط قراردادی و همچنین قانون یا رویه قانونی که می‌تواند مکمل یا ابطال‌کننده آن شرایط قراردادی باشد را مدنظر قرار دهد. این موضوع، شامل ارزیابی این است که آیا:

الف.    قانون، مقررات یا رویه حقوفی، به واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ، حق اعطا می‌کند حتی اگر آن حق، در قرارداد با مشتری تصریح نشده باشد؛

ب.       رویه حقوقی مربوط نشان می‌دهد که حق مشابه نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ در قراردادهای مشابه، اثر قانونی الزام‌آور ندارد؛ یا

پ.       رویه‌های مرسوم تجاری واحد تجاری مبنی بر عدم اعمال حق نسبت به پرداخت مشتری، منجر به این شده است که حق اعطاشده در آن محیط حقوقی، الزام‌آور نباشد. با وجود این، علیرغم اینکه واحد تجاری ممکن است تصمیم بگیرد از حق خود نسبت به پرداخت مشتری در قراردادهای مشابه صرف‌نظر کند، اگر در قرارداد با مشتری، حق واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تا آن تاریخ الزام‌آور باشد، آن واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری تا آن تاریخ، محق است.

ب13.   جدول زمانبندی پرداخت که در قرارداد مشخص شده است، الزاماً نشان‌دهنده این نیست که واحد تجاری حق الزام‌آور نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ دارد. اگرچه جدول زمانبندی پرداخت مندرج در قرارداد، زمانبندی و مبلغ مابه‌ازای قابل پرداخت توسط مشتری را مشخص می‌کند، اما لزوماً شواهدی در ارتباط با حق واحد تجاری نسبت به پرداخت مشتری بابت عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ فراهم نمی‌کند. دلیل این امر آن است که برای مثال، طبق قرارداد ممکن است مابه‌ازای دریافت‎‌شده از مشتری، به دلایلی غیر از عدم ایفای تعهدات مندرج در قرارداد، قابل استرداد باشد.

روشهای اندازه‌گیری پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی

ب14.   روشهای اندازه‌گیری پیشرفت واحد تجاری در ایفای کامل تعهد عملکردی که طبق بندهای 35 تا 37 در طول زمان ایفا می‌شود، شامل موارد زیر است:

الف.    روشهای مبتنی بر خروجی (به بندهای ب15 تا ب17 مراجعه شود)؛ و

ب.       روشهای مبتنی بر ورودی (به بندهای ب18 تا ب19 مراجعه شود).

خدمات تخصصی مالیاتی

مشاوره مالیاتی و سامانه مؤدیان

راهکار تخصصی برای مالیات، سامانه مؤدیان، دفاع مالیاتی، تنظیم لوایح و مشاوره حرفه‌ای کسب‌وکارها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *