63 . به عنوان یک اقتضای عملی، اگر واحد تجاری در آغاز قرارداد انتظار داشته باشد که دوره زمانی بین انتقال کالا یا خدمت تعهدشده توسط واحد تجاری به مشتری و پرداخت توسط مشتری بابت کالا یا خدمت مذکور، یکسال یا کمتر باشد، ضرورتی ندارد واحد تجاری مبلغ مابهازای تعهدشده را بابت آثار جزء تأمین مالی بااهمیت تعدیل کند.
64 . برای دستیابی به هدف بند 61، هنگام تعدیل مبلغ مابهازای تعهدشده بابت جزء تأمین مالی بااهمیت، واحد تجاری باید از نرخ تنزیلی استفاده کند که اگر در آغاز قرارداد یک معامله تأمین مالی جداگانه بین واحد تجاری و مشتری انجام میشد، آن نرخ تنزیل مورد استفاده قرار میگرفت. نرخ مذکور، ویژگیهای اعتباری طرف دریافتکننده تأمین مالی در قرارداد، و نیز هرگونه وثیقه یا تضمین تأمینشده توسط مشتری یا واحد تجاری، از جمله داراییهای منتقلشده در قرارداد را منعکس میکند. واحد تجاری ممکن است بتواند با مشخص کردن نرخ تنزیلی که ارزش فعلی مبلغ اسمی مابهازای تعهدشده را با پرداخت نقدی مشتری بابت کالاها یا خدمات در زمان (یا در طول زمان) انتقال آنها به مشتری برابر میکند، نرخ مورد نظر را تعیین نماید. واحد تجاری پس از آغاز قرارداد نباید نرخ تنزیل را بابت تغییر در نرخهای سود یا سایر شرایط (نظیر تغییر در ارزیابی ریسک اعتباری مشتری) بهروزآوری کند.
65 . واحد تجاری باید آثار تأمین مالی (درآمد مالی یا هزینه مالی) را جدا از درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتری در صورت سود و زیان ارائه کند. درآمد مالی یا هزینه مالی تنها تا میزانی شناسایی میشود که دارایی حاصل از قرارداد (یا دریافتنی) یا بدهی ناشی از قرارداد، هنگام به حساب گرفتن قرارداد با مشتری، شناسایی شده باشد.
مابهازای غیرنقدی
66 . برای تعیین قیمت معامله در قراردادهایی که مشتری مابهازا را به صورت غیرنقد تعهد میکند، واحد تجاری باید مابهازای غیرنقدی (یا تعهد مابهازای غیرنقدی) را به ارزش منصفانه اندازهگیری کند.
67 . اگر واحد تجاری نتواند ارزش منصفانه مابهازای غیرنقدی را بطور معقول برآورد کند، باید مابهازا را بطور غیرمستقیم، با مراجعه به قیمت فروش مستقل کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری (یا طبقه مشتری) در ازای مابهازای مذکور، اندازهگیری نماید.
68 . ارزش منصفانه مابهازای غیرنقدی ممکن است به دلیل نوع مابهازا تغییر کند (برای مثال، تغییر در قیمت سهمی که واحد تجاری نسبت به دریافت آن از مشتری محق است). اگر ارزش منصفانه مابهازای غیرنقدی تعهدشده توسط مشتری، به دلایلی غیر از صرفاً نوع مابهازا تغییر کند (برای مثال، ارزش منصفانه میتواند به دلیل عملکرد واحد تجاری تغییر یابد)، واحد تجاری باید الزامات مندرج در بندهای 56 تا 58 را بکار گیرد.
69 . اگر مشتری در تأمین کالاها یا خدمات (برای مثال، مواد اولیه، تجهیزات یا نیروی کار) برای تسهیل ایفای قرارداد توسط واحد تجاری، مشارکت کند، واحد تجاری باید ارزیابی کند آیا کنترل کالاها یا خدمات مزبور را به دست آورده است یا خیر. واحد تجاری باید در صورت کسب کنترل، این کالاها یا خدمات را به عنوان مابهازای غیرنقدی دریافتی از مشتری در نظر گیرد.
مابهازای قابل پرداخت به مشتری
70 . مابهازای قابل پرداخت به مشتری شامل مبالغ نقدی است که واحد تجاری به مشتری (یا به اشخاص دیگری که کالاها یا خدمات واحد تجاری را از مشتری خریداری میکنند) پرداخت میکند یا انتظار دارد پرداخت کند. مابهازای قابل پرداخت به مشتری، همچنین شامل اعتبار یا سایر اقلام (برای مثال، کوپن تخفیف) است که میتواند در مقابل مبلغ بدهی به واحد تجاری (یا به اشخاص دیگری که کالاها یا خدمات واحد تجاری را از مشتری خریداری میکنند) مورد استفاده قرار گیرد. واحد تجاری باید مابهازای قابل پرداخت به مشتری را به عنوان کاهش قیمت معامله و بنابراین کاهش درآمد عملیاتی در نظر بگیرد، مگر اینکه پرداخت به مشتری در قبال کالا یا خدمت متمایزی (طبق توصیف بندهای 26 تا 30) باشد که مشتری به واحد تجاری منتقل میکند. اگر مابهازای قابل پرداخت به مشتری دربردارنده مبلغی متغیر باشد، واحد تجاری باید طبق بندهای 50 تا 58، قیمت معامله را برآورد کند (شامل ارزیابی اینکه برآورد مابهازای متغیر، محدود شده است یا خیر).
71 . اگر مابهازای قابل پرداخت به مشتری، بابت کالا یا خدمت متمایزی باشد که مشتری به واحد تجاری منتقل میکند، واحد تجاری باید خرید کالا یا خدمت را به همان شیوهای به حساب منظور کند که سایر خریدها از عرضهکنندگان را به حساب منظور مینماید. اگر مبلغ مابهازای قابل پرداخت به مشتری از ارزش منصفانه کالا یا خدمت متمایزی که واحد تجاری از مشتری دریافت میکند بیشتر باشد، واحد تجاری باید این مبلغ مازاد را به عنوان کاهش قیمت معامله در نظر بگیرد. اگر واحد تجاری نتواند ارزش منصفانه کالا یا خدمت دریافتی از مشتری را بطور معقول برآورد کند، باید تمام مابهازای قابل پرداخت به مشتری را به عنوان کاهش قیمت معامله به حساب بگیرد.
72 . بر همین اساس، اگر مابهازای قابل پرداخت به مشتری، به عنوان کاهش قیمت معامله در نظر گرفته شود، واحد تجاری باید کاهش درآمد عملیاتی را در زمان (یا در طول زمان) وقوع یکی از رویدادهای زیر، هر کدام که دیرتر باشد، شناسایی کند:
الف. واحد تجاری بابت انتقال کالاها یا خدمات مرتبط به مشتری، درآمد عملیاتی شناسایی میکند؛ و
ب. واحد تجاری مابهازا را پرداخت میکند یا متعهد به پرداخت مابهازا میشود (حتی اگر پرداخت مشروط به رویداد آتی باشد). تعهد مذکور ممکن است بطور ضمنی از طریق رویههای مرسوم تجاری واحد تجاری الزامی شده باشد.
تخصیص قیمت معامله به تعهدات عملکردی در استاندارد شماره 43
73 . هدف واحد تجاری هنگام تخصیص قیمت معامله این است که قیمت معامله را به هر تعهد عملکردی (یا کالا یا خدمت متمایز) به مبلغی تخصیص دهد که نشاندهنده مبلغ مابهازایی باشد که واحد تجاری انتظار دارد در قبال انتقال کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری، نسبت به آن محق باشد.
74 . واحد تجاری برای دستیابی به هدف تخصیص، باید قیمت معامله را بر مبنای قیمت فروش مستقل نسبی طبق بندهای 76 تا 80، به استثنای موارد مشخصشده در بندهای 81 تا 83 (برای تخصیص تخفیفها) و بندهای 84 تا 86 (برای تخصیص مابهازایی که شامل مبالغ متغیر است)، به هر تعهد عملکردی مشخصشده در قرارداد تخصیص دهد.
75 . اگر یک قرارداد، تنها یک تعهد عملکردی منفرد داشته باشد، بندهای 76 تا 86 کاربرد ندارد. با وجود این، اگر واحد تجاری متعهد باشد مجموعهای از کالاها یا خدمات متمایز مشخصشده را طبق بند 22(ب) به عنوان یک تعهد عملکردی منفرد انتقال دهد و مابهازای تعهدشده شامل مبالغ متغیر باشد، بندهای 84 تا 86 ممکن است کاربرد داشته باشد.
تخصیص بر مبنای قیمتهای فروش مستقل
76 . واحد تجاری برای تخصیص قیمت معامله به هر تعهد عملکردی بر مبنای قیمت فروش مستقل نسبی، باید در آغاز قرارداد قیمت فروش مستقل کالا یا خدمت متمایزی که اساس هر تعهد عملکردی مندرج در قرارداد است را تعیین کند و قیمت معامله را متناسب با آن قیمتهای فروش مستقل، تخصیص دهد.
77 . قیمت فروش مستقل، قیمتی است که واحد تجاری یک کالا یا خدمت تعهدشده را بطور جداگانه به آن قیمت به یک مشتری میفروشد. بهترین شواهد قیمت فروش مستقل، قیمت قابل مشاهده یک کالا یا خدمت در زمانی است که واحد تجاری، آن کالا یا خدمت را بطور جداگانه در شرایط مشابه و به مشتریان مشابه به فروش میرساند. قیمت ذکرشده در قرارداد یا قیمت مندرج در فهرست قیمتها برای یک کالا یا خدمت نیز ممکن است (اما نباید تصور شود که حتماً چنین است) قیمت فروش مستقل آن کالا یا خدمت محسوب شود.
78 . اگر قیمت فروش مستقل بطور مستقیم قابل مشاهده نباشد، واحد تجاری باید قیمت فروش مستقل را به مبلغی برآورد کند که موجب شود قیمت معامله بهگونهای تخصیص یابد که هدف تخصیص مندرج در بند 73 احراز گردد. واحد تجاری هنگام برآورد قیمت فروش مستقل، باید تمام اطلاعاتی (شامل شرایط بازار، عوامل مختص واحد تجاری و اطلاعاتی درباره مشتری یا طبقه مشتری) که بطور معقول به آنها دسترسی دارد را در نظر بگیرد. به همین منظور، واحد تجاری باید استفاده از ورودیهای قابل مشاهده را حداکثر کند و در شرایط مشابه، روشهای برآورد را بطور یکنواخت بکار گیرد.
79 . روشهای مناسب برآورد قیمت فروش مستقل کالا یا خدمت شامل موارد زیر است، اما محدود به آنها نیست: الف. رویکرد ارزیابی بازار تعدیلشده- واحد تجاری میتواند بازاری را که کالاها یا خدمات خود را در آن به فروش میرساند، ارزیابی کند و قیمتی که مشتری در آن بازار تمایل دارد در ازای کالاها یا خدمات مذکور پرداخت نماید را برآورد کند.




