الف. واحد تجاری حق فعلی نسبت به پرداخت مشتری بابت دارایی داشته باشد- چنانچه مشتری در حال حاضر متعهد به پرداخت بابت دارایی باشد، این موضوع ممکن است نشان دهد که مشتری توانایی هدایت استفاده از دارایی مورد مبادله را کسب کرده و تقریباً تمام منافع باقیمانده حاصل از آن دارایی را به دست آورده است.
ب. مشتری مالکیت قانونی دارایی را داشته باشد- مالکیت قانونی ممکن است نشان دهد که کدام یک از طرفهای قرارداد توانایی هدایت استفاده از دارایی را دارد و تقریباً تمام منافع باقیمانده حاصل از دارایی را به دست میآورد، یا میتواند دسترسی واحدهای تجاری دیگر به منافع مذکور را محدود کند. بنابراین، انتقال مالکیت قانونی یک دارایی ممکن است نشان دهد که مشتری کنترل دارایی را به دست آورده است. اگر واحد تجاری مالکیت قانونی را صرفاً به منظور محافظت در برابر عدم پرداختهای مشتری حفظ کند، این حق واحد تجاری مانع به دست آوردن کنترل دارایی توسط مشتری نمیشود.
پ. واحد تجاری تصرف فیزیکی دارایی را منتقل کرده باشد- تصرف فیزیکی دارایی ممکن است نشان دهد مشتری توانایی هدایت استفاده از دارایی را دارد و تقریباً تمام منافع باقیمانده دارایی را به دست میآورد، یا میتواند دسترسی واحدهای تجاری دیگر به منافع مذکور را محدود کند. با وجود این، تصرف فیزیکی و کنترل دارایی، ممکن است همزمان با یکدیگر وجود نداشته باشند. برای مثال، در برخی توافقهای بازخرید و در برخی قراردادهای حقالعملکاری، مشتری یا حقالعملکار ممکن است تصرف فیزیکی دارایی تحت کنترل واحد تجاری را داشته باشد. در مقابل، در برخی توافقهای فروش و نگهداری، واحد تجاری ممکن است تصرف فیزیکی دارایی تحت کنترل مشتری را داشته باشد. در بندهای ب70 تا ب82، ب83 تا ب84 و ب85 تا ب88، به ترتیب رهنمودهایی درباره حسابداری توافقهای بازخرید، توافقهای حقالعملکاری و توافقهای فروش و نگهداری ارائه شده است.
ت. مشتری ریسکها و مزایای عمده مالکیت دارایی را داشته باشد- انتقال ریسکها و مزایای عمده مالکیت یک دارایی به مشتری ممکن است نشان دهد آن مشتری، توانایی هدایت استفاده از دارایی و تقریباً تمام منافع باقیمانده حاصل از دارایی را به دست آورده است. با وجود این، هنگام ارزیابی ریسکها و مزایای مالکیت دارایی تعهدشده، واحد تجاری باید ریسکی که منجر به ایجاد تعهد عملکردی جداگانه، مازاد بر تعهد عملکردی انتقال دارایی میشود را مستثنی کند. برای مثال، واحد تجاری ممکن است کنترل دارایی را به مشتری انتقال داده باشد، اما هنوز تعهد عملکردی اضافی برای ارائه خدمات حفاظت و نگهداری مرتبط با دارایی انتقالیافته را ایفا نکرده باشد.
ث. مشتری دارایی را پذیرفته باشد- پذیرش دارایی توسط مشتری ممکن است بیانگر آن باشد که مشتری توانایی هدایت استفاده از دارایی و تقریباً تمام منافع باقیمانده حاصل از دارایی را به دست آورده است. برای ارزیابی تأثیر شرطهای قراردادی پذیرش توسط مشتری بر زمان انتقال کنترل دارایی، واحد تجاری باید رهنمود مندرج در بندهای ب89 تا ب92 را مورد توجه قرار دهد.
اندازهگیری پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی
39 . برای هر تعهد عملکردی که طبق بندهای 35 تا 37 در طول زمان ایفا میشود، واحد تجاری باید درآمد عملیاتی را در طول زمان از طریق اندازهگیری پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی مذکور شناسایی کند. هنگام اندازهگیری پیشرفت، هدف این است که عملکرد واحد تجاری در انتقال کنترل کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری (یعنی ایفای تعهد عملکردی واحد تجاری) نشان داده شود.
40 . واحد تجاری باید از یک روش واحد برای اندازهگیری پیشرفت هر تعهد عملکردی ایفاشده در طول زمان استفاده کند و باید آن روش را بطور یکنواخت برای تعهدات عملکردی مشابه و در شرایط مشابه بکار گیرد. در پایان هر دوره گزارشگری، واحد تجاری باید پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی ایفاشده در طول زمان را تجدید اندازهگیری کند.
روشهای اندازهگیری پیشرفت
41 . روشهای مناسب اندازهگیری پیشرفت، شامل روشهای مبتنی بر خروجی و روشهای مبتنی بر ورودی است. برای بکارگیری روشهای مبتنی بر خروجی و روشهای مبتنی بر ورودی توسط واحد تجاری به منظور اندازهگیری پیشرفت در ایفای کامل تعهدات عملکردی، در بندهای ب14 تا ب19 رهنمود ارائه میشود. واحد تجاری، در تعیین روش مناسب برای اندازهگیری پیشرفت، باید ماهیت کالا یا خدمتی که متعهد است به مشتری منتقل کند را مدنظر قرار دهد.
42 . واحد تجاری هنگام بکارگیری یک روش برای اندازهگیری پیشرفت باید هرگونه کالا یا خدمتی که کنترل آن را به مشتری منتقل نمیکند، از اندازهگیری پیشرفت مستثنی نماید. در مقابل، واحد تجاری باید هرگونه کالا یا خدمتی که کنترل آن را با ایفای تعهد عملکردی به مشتری منتقل میکند، در اندازهگیری پیشرفت در نظر بگیرد.
43 . واحد تجاری باید با تغییر شرایط در طول زمان، اندازهگیری پیشرفت را بهروزآوری کند تا هرگونه تغییر در نتیجه تعهد عملکردی را منعکس نماید. چنین تغییراتی در اندازهگیری پیشرفت واحد تجاری، باید طبق استاندارد حسابداری 34 رویههای حسابداری، تغییر در برآوردهای حسابداری و اشتباهات، به عنوان تغییر در برآورد حسابداری در نظر گرفته شود.
اندازهگیری معقول پیشرفت
44 . واحد تجاری تنها در صورتی که بتواند بطور معقول پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی را اندازهگیری کند، باید بابت تعهد عملکردی ایفاشده در طول زمان، درآمد عملیاتی شناسایی کند. چنانچه اطلاعات قابل اتکای لازم برای بکارگیری روش مناسب اندازهگیری پیشرفت وجود نداشته باشد، واحد تجاری نمیتواند پیشرفت در ایفای کامل تعهد عملکردی را بطور معقول اندازهگیری کند.
45 . واحد تجاری در برخی شرایط (برای مثال، در مراحل ابتدایی قرارداد) ممکن است نتواند نتیجه یک تعهد عملکردی را بطور معقول اندازهگیری کند اما انتظار داشته باشد مخارج تحملشده برای ایفای تعهد عملکردی را بازیافت نماید. در این شرایط، مادامی که واحد تجاری نتواند نتیجه تعهد عملکردی را بطور معقول اندازهگیری کند، باید درآمد عملیاتی را تنها تا میزان مخارج تحملشده شناسایی نماید.
اندازهگیری در استاندارد شماره 43
46. واحد تجاری، زمانی (یا در طولزمانی)کهتعهدعملکردیایفامیشود،بایدقیمتمعامله(که برآوردمابهازای متغیر محدودشده طبق بندهای 56 تا 58 از آن مستثنی شده است) را که به آن تعهد عملکردی تخصیص یافته است، به عنوان درآمد عملیاتی شناسایی کند.
تعیین قیمت معامله در استاندارد شماره 43
47 . واحد تجاری باید شرایط قرارداد و رویههای مرسوم تجاری خود را برای تعیین قیمت معامله در نظر بگیرد. قیمت معامله، مبلغ مابهازایی است که واحد تجاری انتظار دارد در قبال انتقال کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری، نسبت به آن محق باشد، به استثنای مبالغی که به نمایندگی از اشخاص ثالث وصول میشود (برای مثال، مالیات بر ارزش افزوده). مابهازای تعهدشده در قرارداد با مشتری، ممکن است شامل مبالغ ثابت، مبالغ متغیر، یا هر دو باشد.
48 . ماهیت، زمانبندی و مبلغ مابهازای تعهدشده توسط مشتری، بر برآورد قیمت معامله تأثیر میگذارد. هنگام تعیین قیمت معامله، واحد تجاری باید آثار تمام موارد زیر را در نظر بگیرد:
الف. مابهازای متغیر (به بندهای 50 تا 55 و 59 مراجعه شود)؛
ب. محدود کردن برآوردهای مابهازای متغیر (به بندهای 56 تا 58 مراجعه شود)؛
پ. وجود جزء تأمین مالی بااهمیت در قرارداد (به بندهای 60 تا 65 مراجعه شود)؛
ت. مابهازای غیرنقدی (به بندهای 66 تا 69 مراجعه شود)؛ و
ث. مابهازای قابل پرداخت به مشتری (به بندهای 70 تا 72 مراجعه شود).
49 . واحد تجاری برای تعیین قیمت معامله باید فرض کند که کالاها یا خدمات، طبق مشخصات مندرج در قرارداد فعلی به مشتری انتقال خواهد یافت و قرارداد، فسخ، تمدید یا تعدیل نخواهد شد.
مابهازای متغیر
50 . اگر مابهازای تعهدشده در قرارداد شامل یک مبلغ متغیر باشد، واحد تجاری باید مبلغ مابهازایی که در قبال انتقال کالاها یا خدمات تعهدشده به مشتری، نسبت به آن محق است را برآورد کند.
51 . مبلغ مابهازا میتواند به دلیل تخفیفها، استردادها، اعتبارات، مشوقهای قیمت، مشوقها، پاداشهای عملکرد، جرائم یا اقلام مشابه دیگر تغییر کند. در صورتی که حق واحد تجاری نسبت به مابهازا، مشروط به وقوع یا عدم وقوع یک رویداد آتی باشد نیز مابهازای تعهدشده میتواند تغییر کند. برای مثال، اگر محصول با حق برگشت به فروش برسد یا اگر مبلغ ثابتی به عنوان پاداش عملکرد برای دستیابی به یک سطح مشخص تعهد شود، مبلغ مابهازا متغیر است.




