استاندارد شماره 43 حسابداری: درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتریان

استاندارد حسابداری شماره 43 (IAS 43/IFRS 15) یک مدل جامع ۵ مرحله‌ای برای شناسایی درآمد از قرارداد با مشتریان ارائه می‌دهد. این استاندارد بر انتقال کنترل کالا یا خدمت به مشتری تأکید دارد و با شفاف‌سازی تعهدات عملکرد و تخصیص قیمت، قابلیت مقایسه گزارش‌های مالی را افزایش می‌دهد.

روشهای مبتنی بر خروجی

ب15.   طبق روشهای مبتنی بر خروجی، درآمد عملیاتی بر مبنای اندازه‌گیری‌های مستقیم ارزش کالاها یا خدمات انتقال‌یافته به مشتری تا آن تاریخ در مقایسه با ارزش کالاها یا خدمات تعهدشده باقیمانده طبق قرارداد، شناسایی می‌شود. روشهای مبتنی بر خروجی شامل روشهایی نظیر بررسی عملکرد تکمیل‌شده تا آن تاریخ، ارزیابی نتایج به دست آمده، دستیابی به مقاطع مشخص، زمان سپری‌شده و واحدهای تولیدشده یا واحدهای تحویل‌داده‌شده است. واحد تجاری هنگام ارزیابی روش مبتنی بر خروجی برای اندازه‌گیری پیشرفت خود، باید در نظر داشته باشد که آیا خروجی انتخاب‌شده، تصویر صادقانه‌ای از عملکرد واحد تجاری برای ایفای کامل تعهد عملکردی منعکس می‌کند یا خیر. روش مبتنی بر خروجی، در صورتی که خروجی انتخاب‌شده، قابلیت اندازه‌گیری برخی کالاها یا خدماتی که کنترل آنها به مشتری منتقل شده است را نداشته باشد، تصویر صادقانه‌ای از عملکرد واحد تجاری نشان نمی‌دهد. برای مثال، اگر در پایان دوره گزارشگری، عملکرد واحد تجاری منجر به تولید کار در جریان پیشرفت یا کالاهای تکمیل‌شده‌ای شود که در کنترل مشتری است و در اندازه‌گیری خروجی در نظر گرفته نشود، روشهای مبتنی بر خروجی ‌بر مبنای واحدهای تولیدشده یا واحدهای تحویل‌‌شده، تصویر صادقانه‌ای از عملکرد واحد تجاری برای ایفای تعهد عملکردی نشان نمی‌دهند.

ب16.   به عنوان یک اقتضای عملی، اگر واحد تجاری حق دریافت مابه‌ازایی را از مشتری داشته باشد که مبلغ آن بطور مستقیم با ارزش عملکرد تکمیل‌شده برای مشتری توسط واحد تجاری تا آن تاریخ ارتباط دارد (برای مثال، یک قرارداد ارائه خدمات که واحد تجاری مبلغ ثابتی را به ازای هر ساعت خدمت ارائه‌شده صورتحساب می‌کند)، واحد تجاری ممکن است درآمد عملیاتی را به مبلغی شناسایی کند که حق صورتحساب کردن آن را دارد.

ب17.   معایب روشهای مبتنی بر خروجی این است که خروجیهای استفاده‌شده برای اندازه‌گیری پیشرفت، ممکن است بطور مستقیم قابل‌ مشاهده نباشند و اطلاعات مورد نیاز برای بکارگیری آنها بدون صرف مخارج زیاد در دسترس واحد تجاری نباشد. بنابراین، ممکن است استفاده از یک روش مبتنی بر ورودی ضروری باشد.

روشهای مبتنی بر ورودی

ب18.   طبق روشهای مبتنی بر ورودی، درآمد عملیاتی بر مبنای تلاشها یا ورودیهای واحد تجاری (برای مثال، منابع مصرف شده، ساعات کار صرف‌شده، مخارج تحمل‌شده، زمان سپری‌شده یا ساعات کارکرد ماشین‌آلات) برای ایفای تعهد عملکردی در مقایسه با کل ورودیهای مورد انتظار برای ایفای آن تعهد عملکردی، شناسایی می‌شود. اگر تلاشها یا ورودیهای واحد تجاری، در طول دوره ایفای تعهد بطور یکنواخت مصرف شود، ممکن است شناسایی درآمد عملیاتی بر مبنای خط مستقیم برای واحد تجاری مناسب باشد.

ب19.   نقطه ضعف روشهای مبتنی بر ورودی این است که بین ورودیهای واحد تجاری و انتقال کنترل کالاها یا خدمات به مشتری، ممکن است رابطه مستقیم وجود نداشته باشد. بنابراین، واحد تجاری باید در راستای هدف از اندازه‌گیری پیشرفت طبق بند 39، آثار هر یک از ورودیها را که نشان‌دهنده عملکرد واحد تجاری در انتقال کنترل کالاها یا خدمات به مشتری نیست، در روش مبتنی بر ورودی در نظر نگیرد. برای مثال، هنگام استفاده از روش مبتنی ‌بر مخارج تحمل‌شده، در شرایط زیر ممکن است تعدیل معیار پیشرفت ضرورت داشته باشد:

الف.    هنگامی که مخارج تحمل‌شده، به پیشرفت واحد تجاری در ایفای تعهد عملکردی کمک نکرده باشد. برای مثال، واحد تجاری درآمد عملیاتی را بر مبنای مخارجی شناسایی نمی‌کند که به دلیل ناکارامدی عمده در عملکرد تحمل کرده و در قیمت قرارداد لحاظ نشده است (برای مثال، مخارج هدررفت مواد اولیه، نیروی کار یا سایر منابع که برای ایفای تعهد عملکردی تحمل شده است).

ب.       هنگامی که مخارج تحمل‌شده متناسب با پیشرفت واحد تجاری در ایفای تعهد عملکردی نباشد. در چنین شرایطی، بهترین بیان از عملکرد واحد تجاری ممکن است تعدیل روش مبتنی بر ورودی به منظور شناسایی درآمد عملیاتی تنها تا میزان مخارج تحمل شده باشد. برای مثال، اگر واحد تجاری در آغاز قرارداد انتظار داشته باشد که تمام شرطهای زیر احراز شود، شناسایی درآمد عملیاتی به مبلغی برابر با بهای تمام شده کالای استفاده‌شده برای ایفای تعهد عملکردی، بیان صادقانه‌ای از عملکرد واحد تجاری است:

1 .        کالا متمایز نباشد؛

2 .        مشتری انتظار داشته باشد کنترل کالا را اساساً قبل از دریافت خدمات مرتبط با کالا به دست آورد؛

3 .        بهای تمام شده کالای انتقال‌‌یافته در مقایسه با کل مخارج مورد انتظار برای ایفای کامل تعهد عملکردی، عمده باشد؛ و

4 .        واحد تجاری کالا را از شخص ثالثی تأمین کرده باشد و در طراحی و تولید آن کالا، نقش عمده‌ای نداشته باشد (اما واحد تجاری طبق بندهای ب34 تا ب42 به عنوان اصیل عمل کند).

فروش با حق برگشت

ب20.   در برخی قراردادها، واحد تجاری کنترل محصول را به مشتری منتقل می‌کند و حق برگشت آن محصول به دلایل مختلف (نظیر نارضایتی از محصول) و دریافت ترکیبی از موارد زیر را به مشتری اعطا می‌نماید:

الف.    استرداد تمام یا بخشی از مابه‌ازای پرداخت‌شده؛

ب.       اعتباری که در مقابل مبالغ بدهی واحد تجاری یا مبالغی که به بدهی واحد تجاری تبدیل خواهد شد، قابل اعمال باشد؛ و

پ.       معاوضه با محصولی دیگر.

ب21.   برای به حساب منظور کردن انتقال محصولات با حق برگشت (و برای برخی خدماتی که دارای شرط استرداد وجوه است)، واحد تجاری باید تمام موارد زیر را شناسایی کند:

الف.    درآمد عملیاتی بابت محصولات انتقال‌یافته به مبلغ مابه‌ازایی که واحد تجاری انتظار دارد نسبت به آن محق باشد (بنابراین، درآمد عملیاتی بابت محصولاتی که انتظار می‌رود برگشت داده شوند، شناسایی نمی‌شود)؛

ب.       بدهی استرداد؛ و

پ.       یک دارایی (و تعدیل متناظر در بهای تمام شده فروش) بابت حق دریافت مجدد محصولات از مشتریان در هنگام تسویه بدهی استرداد.

ب22.   تعهد واحد تجاری به آمادگی جهت پذیرفتن محصول برگشت‌شده طی دوره برگشت، نباید به عنوان یک تعهد عملکردی افزون بر تعهد به استرداد در نظر گرفته شود.

ب23.   واحد تجاری برای تعیین مبلغ مابه‌ازایی که انتظار دارد نسبت به آن محق باشد (یعنی در نظر نگرفتن محصولاتی که انتظار می‌رود برگشت داده شوند)، باید الزامات بندهای 47 تا 72 (شامل الزامات محدود کردن برآوردهای مابه‌ازای متغیر طبق بندهای 56 تا 58) را بکار گیرد. واحد تجاری در ارتباط با مبالغ دریافتی (یا دریافتنی) که انتظار ندارد نسبت به آن محق باشد، نباید درآمد عملیاتی را در زمان انتقال محصولات به مشتری شناسایی کند، بلکه باید آن مبالغ دریافتی (یا دریافتنی) را به عنوان بدهی استرداد شناسایی کند. پس از آن، در پایان هر دوره گزارشگری، واحد تجاری باید ارزیابی خود از مبالغی که انتظار دارد در قبال محصولات انتقال‌یافته، نسبت به آن محق باشد را به‌روزآوری کند و متناظر با آن، قیمت معامله، و در نتیجه، مبلغ درآمد عملیاتی شناسایی‌شده را تغییر دهد.

ب24.   واحد تجاری باید اندازه‌گیری بدهی استرداد را در پایان هر دوره گزارشگری بابت تغییر در انتظارات درباره مبلغ استرداد به‌روزآوری کند. واحد تجاری باید تعدیلات متناظر را به عنوان درآمد عملیاتی (یا کاهش درآمد عملیاتی) شناسایی کند.

ب25.   دارایی شناسایی‌شده بابت حق واحد تجاری نسبت به دریافت مجدد محصولات از مشتری هنگام تسویه بدهی استرداد، باید در ابتدا، با مراجعه به مبلغ دفتری قبلی محصول (برای مثال، موجودیها) پس از کسر هرگونه مخارج مورد انتظار برای دریافت مجدد آن محصولات (شامل کاهش بالقوه در ارزش محصولات برگشتی واحد تجاری) اندازه‌گیری شود. در پایان هر دوره گزارشگری، واحد تجاری باید اندازه‌گیری دارایی حاصل از تغییر در انتظارات درباره محصولاتی که برگشت داده می‌شود را به‌روز‌آوری کند. واحد تجاری باید دارایی را جدا از بدهی استرداد ارائه نماید.

ب26.   معاوضه یک محصول با محصول دیگری از همان نوع، کیفیت، شرایط و قیمت (برای مثال محصول دیگر با همان رنگ یا اندازه) توسط مشتری، برای مقاصد بکارگیری این استاندارد، به عنوان برگشت در نظر گرفته نمی‌شود.

ب27.   قراردادهایی که طبق آنها مشتری ممکن است محصول معیوبی را در معاوضه با محصول سالم برگشت دهد، باید طبق رهنمود مرتبط با ضمانتها در بندهای ب28 تا ب33، ارزیابی شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *