حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده
ب67. با وجود الزامات مندرج در بندهای 56 تا 59، واحد تجاری باید درآمد عملیاتی حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده را که در ازای مجوز دارایی فکری تعهد شده است، تنها در زمان (یا در طول زمان) وقوع رویدادهای زیر، هر کدام که دیرتر باشد، شناسایی کند:
الف. فروش یا استفاده بعدی واقع شود؛ و
ب. تعهد عملکردی که تمام یا قسمتی از حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده به آن تخصیص یافته است، ایفا شده باشد (یا قسمتی از آن ایفا شده باشد).
ب68. الزام بند ب67 برای حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده، هنگامی بکار گرفته میشود که حق امتیاز مزبور تنها به مجوز دارایی فکری مربوط باشد یا مجوز دارایی فکری، جزء اصلی باشد که حق امتیاز به آن مربوط است (برای مثال، هنگامی که واحد تجاری بطور معقول انتظار دارد که مشتری ارزش بسیار بیشتری برای مجوز در مقایسه با کالاها یا خدمات دیگری که مجوز به آن مربوط است قائل باشد، مجوز دارایی فکری ممکن است جزء اصلی باشد که حق امتیاز به آن مربوط است).
ب69. هرگاه الزام بند ب68 احراز شود، درآمد عملیاتی حاصل از حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده، باید بطور کامل طبق بند ب67 شناسایی شود. هرگاه الزام بند ب68 احراز نشود، الزامات مابهازای متغیر در بندهای 50 تا 59، برای حق امتیاز مبتنی بر فروش یا مبتنی بر استفاده بکار گرفته میشود.
توافقهای بازخرید
ب70. توافق بازخرید، قراردادی است که در آن، واحد تجاری یک دارایی را میفروشد و همچنین متعهد میشود یا اختیار دارد (در همان قرارداد یا در قراردادی دیگر) دارایی را بازخرید کند. دارایی بازخریدشده ممکن است همان دارایی باشد که به مشتری فروخته شده است، یک دارایی باشد که اساساً همانند آن دارایی است، یا دارایی دیگری باشد که دارایی فروختهشده اولیه، بخشی از آن است.
ب71. بطور کلی، توافقهای بازخرید، سه شکل زیر را دارند:
الف. تعهد واحد تجاری به بازخرید دارایی (پیمان آتی)؛
ب. حق واحد تجاری برای بازخرید دارایی (اختیار خرید)؛ و
پ. تعهد واحد تجاری به بازخرید دارایی به درخواست مشتری (اختیار فروش).
پیمان آتی یا اختیار خرید
ب72. اگر واحد تجاری تعهد به بازخرید دارایی (پیمان آتی) یا حق بازخرید دارایی (اختیار خرید) را داشته باشد، مشتری کنترل دارایی را به دست نمیآورد، زیرا حتی اگر مشتری تصرف فیزیکی دارایی را در اختیار داشته باشد، اما توانایی مشتری برای هدایت استفاده از دارایی، و کسب تقریباً تمام منافع باقیمانده حاصل از دارایی محدود شده است. بر این اساس، واحد تجاری باید قرارداد را به یکی از روشهای زیر به حساب منظور کند:
الف. به عنوان اجاره طبق استاندارد حسابداری 21 حسابداری اجارهها، چنانچه واحد تجاری بتواند یا ملزم باشد دارایی را به مبلغی کمتر از قیمت فروش اولیه آن دارایی بازخرید کند.
ب. به عنوان یک توافق تأمین مالی طبق بند ب74 چنانچه واحد تجاری بتواند یا ملزم باشد دارایی را به مبلغی برابر یا بیشتر از قیمت فروش اولیه آن دارایی بازخرید کند.
ب73. واحد تجاری هنگام مقایسه قیمت بازخرید با قیمت فروش باید ارزش زمانی پول را مدنظر قرار دهد.
ب74. اگر توافق بازخرید، یک توافق تأمین مالی باشد، واحد تجاری باید به شناسایی دارایی ادامه دهد و همچنین، بابت مابهازای دریافتی از مشتری بدهی مالی شناسایی کند. واحد تجاری باید تفاوت بین مبلغ مابهازای دریافتی از مشتری و مبلغ مابهازایی که باید به مشتری پرداخت شود را به عنوان هزینه مالی و، در صورت اقتضا، به عنوان مخارج پردازش یا نگهداری دارایی (برای مثال، بیمه) شناسایی کند.
ب75. چنانچه اختیار خرید بدون اعمال، منقضی شود، واحد تجاری باید بدهی را قطع شناخت و درآمد عملیاتی شناسایی کند.
اختیار فروش
ب76. چنانچه واحد تجاری به درخواست مشتری متعهد به بازخرید دارایی (اختیار فروش) به قیمتی کمتر از قیمت فروش اولیه آن باشد، واحد تجاری باید در آغاز قرارداد بررسی کند آیا مشتری انگیزه اقتصادی قابل ملاحظهای برای اعمال آن حق دارد یا خیر. اعمال این حق توسط مشتری در عمل موجب میشود مشتری بابت حق استفاده از دارایی معین برای یک دوره زمانی، به واحد تجاری مابهازا پرداخت کند. بنابراین، اگر مشتری انگیزه اقتصادی قابل ملاحظهای برای اعمال حق مذکور داشته باشد، واحد تجاری باید آن توافق را طبق استاندارد حسابداری 21، به عنوان اجاره به حساب منظور کند.
ب77. برای تعیین اینکه مشتری، انگیزه اقتصادی قابل ملاحظهای برای اعمال حق خود دارد یا خیر، واحد تجاری باید عوامل مختلف، شامل رابطه قیمت بازخرید با ارزش بازار مورد انتظار دارایی در تاریخ بازخرید و زمان باقیمانده تا انقضای حق مذکور را مدنظر قرار دهد. برای مثال، اگر انتظار رود قیمت بازخرید بطور قابل ملاحظهای بیشتر از ارزش بازار دارایی باشد، این موضوع ممکن است نشاندهنده انگیزه اقتصادی قابل ملاحظه مشتری برای اعمال اختیار فروش باشد.
ب78. اگر مشتری انگیزه اقتصادی قابل ملاحظهای برای اعمال حق خود به قیمتی کمتر از قیمت فروش اولیه دارایی نداشته باشد، واحد تجاری باید توافق را بهگونهای به حساب منظور کند که گویی این توافق، فروش محصول با حق برگشت طبق توصیف بندهای ب20 تا ب27 است.
ب79. اگر قیمت بازخرید دارایی، برابر یا بیشتر از قیمت فروش اولیه و بیشتر از ارزش بازار مورد انتظار دارایی باشد، قرارداد در عمل یک توافق تأمین مالی است و بنابراین، باید طبق بند ب74 به حساب منظور شود.
ب80. اگر قیمت بازخرید دارایی، برابر یا بیشتر از قیمت فروش اولیه و برابر یا کمتر از ارزش بازار مورد انتظار دارایی باشد، و مشتری انگیزه اقتصادی قابل ملاحظهای برای اعمال حق خود نداشته باشد، واحد تجاری باید توافق را بهگونهای به حساب منظور کند که گویی فروش محصول با حق برگشت طبق توصیف بندهای ب20 تا ب27 است.
ب81. واحد تجاری هنگام مقایسه قیمت بازخرید با قیمت فروش، باید ارزش زمانی پول را در نظر بگیرد.
ب82. اگر اختیار فروش بدون اعمال منقضی شود، واحد تجاری باید بدهی را قطع شناخت کند و درآمد عملیاتی شناسایی نماید.
توافقهای حقالعملکاری
ب83. هرگاه واحد تجاری محصولی را به شخص دیگری (مانند معاملهگر یا توزیعکننده) انتقال دهد تا آن را به مشتریان نهایی بفروشد، واحد تجاری باید ارزیابی کند که آیا آن شخص دیگر، کنترل محصول را در آن نقطه از زمان به دست آورده است یا خیر. اگر شخص دیگر کنترل محصول را به دست نیاورده باشد، محصول منتقلشده به او ممکن است در قالب یک توافق حقالعملکاری نگهداری شود. بر این اساس، اگر محصول انتقال یافته بر اساس توافق حقالعملکاری نگهداری شود، واحد تجاری نباید بابت انتقال محصول به شخص دیگر، درآمد عملیاتی شناسایی کند.
ب84. معیارهایی که نشان میدهد توافق از نوع حقالعملکاری است، شامل موارد زیر است، اما محدود به این موارد نیست:
الف. محصول، تا زمان وقوع رویدادی معین، مانند فروش محصول به یکی از مشتریان شخص معاملهگر یا منقضی شدن یک دوره زمانی معین، در کنترل واحد تجاری باشد؛
ب. واحد تجاری بتواند برگشت محصول یا انتقال محصول به شخص ثالث (نظیر یک معاملهگر دیگر) را الزامی کند؛ و
پ. معاملهگر برای پرداخت بابت محصول، تعهد غیرمشروط نداشته باشد (اگرچه ممکن است ملزم به پرداخت سپرده شده باشد).




