هدر سایت مالیاتی

نویسنده: زهرا رضائی

  • دستور بازداشت اموال

    مبنای قانونی دستور بازداشت اموال

    این دستور بر مبنای ماده ۲۱۱ قانون مالیات‌های مستقیم و در ادامه روند اجرایی پس از صدور برگ اجرایی ماده ۲۱۰ صادر می‌شود. مطابق با این ماده:

    • هرگاه مؤدی در مهلت مقرر پس از ابلاغ برگ اجرایی،
      نسبت به پرداخت بدهی یا تعیین تکلیف آن اقدام نکند،
    • سازمان امور مالیاتی می‌تواند بازداشت اموال منقول و غیرمنقول مؤدی را آغاز کند.

    این دستور، مرحله رسمی شروع توقیف دارایی‌ها برای وصول مطالبات قطعی مالیاتی است.


    کاربرد دستور بازداشت اموال

    کاربرد اصلی این فرم:

    • اعلام آغاز عملیات بازداشت اموال مؤدی
    • مشخص کردن مبلغ بدهی قطعی‌شده
    • تعیین نوع بدهی (سال‌ها / عملکرد)
    • ابلاغ رسمی به مسئول هیأت اجرایی برای توقیف اموال
    • مستندسازی قانونی جهت ادامه عملیات اجرایی

    این سند نشان می‌دهد مؤدی پس از صدور برگ اجرایی، همچنان اقدامی در پرداخت بدهی انجام نداده و به همین دلیل، اداره امور مالیاتی وارد مرحله توقیف و بازداشت دارایی‌ها شده است.


    محتوای دستور بازداشت اموال

    فرم شامل بخش‌های زیر است:

    ۱. مشخصات پرونده و اطلاعات اداری

    • شماره دستور
    • تاریخ صدور
    • شماره پرونده
    • اداره کل و اداره امور مالیاتی مربوط
    • معرفی مسئول هیأت اجرایی

    ۲. مشخصات مؤدی

    • نام و نام خانوادگی
    • شماره شناسنامه یا شماره ملی / ثبت
    • اطلاعات نشانی و تلفن محل سکونت
    • اطلاعات نشانی و تلفن محل کار
    • کد پستی

    ۳. اطلاعات بدهی قطعی‌شده

    • مبلغ بدهی به عدد و حروف
    • سال یا سال‌های عملکرد موردنظر
    • شرح ردیف‌های بدهی (۱ تا ۷)
    • جمع کل بدهی

    ۴. سوابق ابلاغ قبلی

    • اشاره به اینکه برگ اجرایی قبلاً به مؤدی ابلاغ شده
    • ذکر شماره و تاریخ برگ اجرایی
    • عدم اقدام مؤدی در پرداخت یا ترتیب پرداخت

    ۵. دستور بازداشت اموال

    بر اساس ماده ۲۱۱:

    «از اموال مؤدی اعم از منقول و غیرمنقول، معادل مبلغ بدهی قطعی، بازداشت گردد.»

    این دستور برای اجرا به هیأت اجرایی ابلاغ می‌شود.

    ۶. امضا و مهر

    • نام و نام خانوادگی مقام صادرکننده
    • مهر و امضای رسمی سازمان امور مالیاتی
    • شناسه و شماره فرم (فرم ۴۲ – ۸۳ ت)

    چه کسانی مشمول این دستور می‌شوند؟

    این دستور برای:

    • مؤدیانی که مالیات آن‌ها قطعی شده
    • برگ اجرایی قبلی به آن‌ها ابلاغ شده
    • اما هیچ‌گونه پرداخت یا ترتیب پرداخت ارائه نکرده‌اند
    • و فرآیند وصول وارد مرحله بازداشت اموال شده است

    صادر می‌گردد.

  • برگ اجرایی به استناد ماده 210 قانون مالیات های مستقیم

    مبنای قانونی برگ اجرایی مالیاتی

    مبنای قانونی این برگ، مواد ۲۱۰ و ۲۱۱ قانون مالیات‌های مستقیم و آیین‌نامه اجرایی وصول مالیات‌ها است. بر اساس این مواد:

    • هرگاه مالیات قطعی شده و مؤدی در مهلت مقرر نسبت به پرداخت آن اقدام نکند،
    • اداره امور مالیاتی می‌تواند برگ اجرایی صادر و فرآیند وصول اجباری را آغاز کند.

    این برگ به‌عنوان آخرین اخطار رسمی برای مؤدی محسوب شده و مبنای شروع توقیف اموال است.


    کاربرد برگ اجرایی مالیاتی

    کاربرد اصلی این فرم:

    • مطالبه رسمی بدهی قطعی‌شده
    • اخطار مهلت یک‌ماهه برای پرداخت یا ترتیب پرداخت
    • اعلام شروع عملیات اجرایی (توقیف اموال و حساب‌ها)
    • مستندسازی اقدامات قانونی برای وصول مالیات

    در صورت عدم پرداخت، اموال منقول، غیرمنقول و مطالبات مؤدی معادل بدهی به‌علاوه ۱۰٪ جریمه توقیف خواهد شد. همچنین جرائم متعلقه تا زمان پرداخت محاسبه می‌شود.


    محتوای فرم برگ اجرایی مالیاتی

    فرم شامل جزئیات کامل پرونده مؤدی و وضعیت بدهی است:

    ۱. مشخصات پرونده مالیاتی

    • شماره برگ اجرایی
    • شماره پرونده
    • اداره کل امور مالیاتی، اداره امور مالیاتی و واحد مربوط
    • نشانی و شماره تماس

    ۲. مشخصات مؤدی

    • نام، نام خانوادگی، شماره ملی
    • نوع فعالیت
    • شماره شناسنامه یا شماره ثبت
    • تاریخ تولد یا ثبت
    • محل صدور شناسنامه / محل ثبت
    • کد پستی و شهرت شغلی
    • نشانی و تلفن

    ۳. علت صدور برگ اجرایی

    • بدهی عملکرد سال یا سال‌های موردنظر
    • قطعی‌شدن مالیات
    • عدم پرداخت با وجود ابلاغ برگ قطعی
    • اشاره به شماره و تاریخ برگ قطعی
    • هشدار مبنی بر اینکه در صورت عدم پرداخت ظرف یک‌ماه، اموال توقیف می‌شود

    ۴. جدول اقلام بدهی

    شامل:

    • مالیات عملکرد
    • جریمه مالیات
    • سهم شهرداری
    • سهم اتاق
    • جمع جریمه و عوارض
    • مانده بدهی
    • جمع کل بدهی و جرائم

    ۵. امضاء و رؤیت

    فرم شامل قسمت‌های زیر است:

    • امضاء رئیس اداره وصول و اجرا
    • بخش رؤیت مؤدی (نام، نام خانوادگی، امضاء، تاریخ)
    • رؤیت نماینده مؤدی
    • گواهی مأمور ابلاغ در محل کار یا سکونت
    • وضعیت ابلاغ در صورت عدم حضور / استنکاف
    • الصاق برگ اجرایی و تعیین تاریخ‌های قانونی

    ۶. توضیحات ابلاغ

    • مأمور باید تاریخ را به عدد و حروف درج کند
    • در صورت عدم تحویل، برگ الصاق می‌شود
    • ۱۵ روز پس از الصاق، برگ اجرایی قانونی تلقی می‌شود
    • اگر بستگان یا مستخدمین حضور نداشته باشند، الصاق انجام می‌گردد

    همچنین در فرم اشاره شده است که سهم شهرداری تا پایان عملکرد سال ۷۲ قابل وصول است.


    چه کسانی مشمول این برگ می‌شوند؟

    این برگ برای موارد زیر صادر می‌گردد:

    • مؤدیانی که مالیات آنان قطعی شده
    • ولی با وجود ابلاغ رسمی، بدهی خود را پرداخت نکرده‌اند
    • و سازمان مجبور به شروع عملیات اجرایی شده است

    این برگ مقدمه‌ای برای توقیف اموال و اقدامات اجرایی بعدی است.

  • پیشنهاد ممنوع الخروجی

    📑 فرم گزارش ممنوع‌الخروجی بدهکاران مالیاتی

    این فرم برای بررسی وضعیت بدهی مالیاتی اشخاص (به‌ویژه اتباع خارجی) جهت صدور یا تمدید پروانه خروج، پروانه اقامت و پروانه اشتغال تنظیم شده و توسط سازمان امور مالیاتی کشور صادر می‌شود. این گزارش مبنای تصمیم‌گیری مراجع قانونی برای صدور یا عدم صدور مجوز خروج از کشور است.


    مبنای قانونی فرم ممنوع‌الخروجی مالیاتی

    مبنای قانونی این گزارش بر اساس قوانین مالیاتی ایران بوده و شامل موارد زیر است:

    ۱. اعمال ماده ۲۰۲ قانون مالیات‌های مستقیم

    در صورت احراز بدهی قطعی و عدم امکان وصول، سازمان امور مالیاتی می‌تواند ممنوع‌الخروجی را پیشنهاد کند.

    ۲. بررسی وضعیت مالی مؤدی

    در گزارش، وضعیت مالی مؤدی، نتیجه اقدامات اجرایی، ارزش‌گذاری اموال، حساب‌های بانکی و سوابق پرداخت بررسی می‌شود.

    ۳. مستندات داخلی گزارش شامل:

    • وضعیت هویتی مؤدی
      نام، نام خانوادگی، شماره ملی، شناسنامه، نشانی، کد پستی و اطلاعات شغلی.
    • مشخصات پرونده مالیاتی
      نوع منبع مالیات، مبلغ اصل بدهی، میزان جرایم، جمع بدهی، تاریخ قطعیت و سوابق ممنوع‌الخروجی.
    • اقدامات اجرایی انجام‌شده:
      مسدودی حساب‌ها، بازداشت اموال، توقیف خودرو، پلمب، عدم شناسایی محل فعالیت، ارزش‌گذاری اموال غیرمنقول و … .
    • نتایج اقدامات اجرایی:
      آیا مؤدی توان مالی دارد یا خیر، آیا دارایی‌های توقیف‌شده کفایت می‌کند یا نه، امکان فرار مالیاتی وجود دارد یا خیر، امکان اطلاع‌رسانی وجود داشته یا مؤدی مجهول‌المکان است.

    کاربرد فرم ممنوع‌الخروجی اتباع خارجی

    کاربرد اصلی این سند:

    • مستندسازی وضعیت بدهی مؤدی
    • تعیین امکان یا عدم امکان خروج از کشور
    • ارائه گزارش به دادستانی انتظامی مالیاتی
    • تصمیم‌گیری درباره ممنوع‌الخروج کردن مؤدی به‌دلیل بدهی

    خروجی این فرم، پیشنهاد نهایی اداره کل امور مالیاتی برای ممنوع‌الخروجی یا عدم ممنوع‌الخروجی شخص بدهکار است.


    محتوای اصلی فرم ممنوع‌الخروجی

    این گزارش شامل بخش‌های زیر است:

    ۱. مشخصات هویتی مؤدی

    اطلاعات کامل فرد یا شخص حقوقی شامل نام، کد ملی، آدرس، شماره شناسنامه و … .

    ۲. سوابق مالیاتی

    وضعیت بدهی قطعی، سوابق ممنوع‌الخروجی، سوابق پرداخت و وصول از طریق عملیات اجرایی.

    ۳. اقدامات اجرایی انجام‌شده

    مسدود کردن حساب بانکی، توقیف خودرو، بازداشت اموال، پلمب محل فعالیت، بررسی پرونده‌های گذشته، ارزش‌گذاری اموال و …

    ۴. بررسی وضعیت مالی مؤدی

    آیا توان پرداخت دارد؟
    آیا امکان فرار مالیاتی وجود دارد؟
    آیا دارایی‌های توقیف‌شده کفایت بدهی را می‌کند؟

    ۵. نتیجه‌گیری نهایی

    ارائه پیشنهاد کتبی به دادستانی انتظامی مالیاتی برای:

    • ممنوع‌الخروج کردن مؤدی
    • یا عدم ممنوع‌الخروجی (در صورت کفایت دارایی یا پرداخت بدهی)

    چه افرادی مشمول این گزارش می‌شوند؟

    • اتباع خارجی که درخواست خروج، تمدید اقامت یا تمدید اشتغال دارند.
    • اشخاصی که دارای بدهی قطعی مالیاتی هستند.
    • مؤدیانی که اقدامات اجرایی علیه آن‌ها نتیجه نداده یا دارایی شناسایی نشده است.
    • افرادی که بیم تفریط مالیات یا خروج بدون پرداخت بدهی درباره آن‌ها وجود دارد.
  • استاندارد شماره 40 حسابداری: مشارکتها

    استاندارد شماره 40 حسابداری: مشارکتها

    هدف در استاندارد شماره 40

    1.         هدف این استاندارد، تعیین اصول گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری است که در توافقهای تحت کنترل مشترک (یعنی مشارکتها)، منافعی دارند.

    دستیابی به هدف

    2.         برای دستیابی به هدف اشاره‌شده در بند 1، این استاندارد کنترل مشترک را تعریف می‌کند و هر واحد تجاری را که طرف یک مشارکت است ملزم می‌نماید با ارزیابی حقوق و تعهدات خود، نوع مشارکت را تعیین کند و حسابداری حقوق و تعهدات خود را باتوجه به نوع مشارکت انجام دهد.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 40

    3.         این استاندارد، باید توسط تمام واحدهای تجاری که طرف یک مشارکت هستند، بکار گرفته شود.

    مشارکتها در استاندارد شماره 40

    4.         مشارکت، توافقی است که به موجب آن، دو یا چند طرف کنترل مشترک دارند.

    5.         یک مشارکت دارای ویژگیهای زیر است:

    الف .   طرفهای مشارکت، طبق یک قرارداد، الزاماتی دارند (به بندهای ب2 تا ب4 مراجعه شود).

    ب   .   آن قرارداد، به دو یا چند طرف از آن طرفها، کنترل مشترک بر مشارکت را اعطا می‌کند (به بندهای 7 تا 13 مراجعه شود).

    6.         مشارکت، یا عملیات مشترک است یا مشارکت خاص.

    کنترل مشترک

    7.         کنترل مشترک، تسهیم کنترل یک مشارکت بطور قراردادی است که تنها زمانی وجود دارد که تصمیمات درباره فعالیتهای مربوط، مستلزم اجماع تمام طرفهایی است که در کنترل سهیم هستند.

    8.         واحد تجاری که یک طرف توافق است باید ارزیابی کند که آیا قرارداد، برای تمام طرفها یا گروهی از طرفها، کنترل جمعی بر توافق را ایجاد می‌کند یا خیر. کنترل جمعی زمانی برای تمام طرفها یا گروهی از طرفها وجود دارد که هدایت فعالیتهای دارای تأثیر قابل ملاحظه بر بازده توافق (یعنی فعالیتهای مربوط)، مستلزم همکاری مشترک آنها باشد.

    9.         پس از آنکه مشخص شد تمام طرفها یا گروهی از طرفها، توافق را بطور جمعی کنترل می‌کنند، کنترل مشترک تنها زمانی وجود دارد که تصمیم‌گیری درباره فعالیتهای مربوط، مستلزم اجماع تمام طرفهایی باشد که بطور جمعی آن توافق را کنترل می‌کنند.

    10.       در یک مشارکت، هیچ‌ یک از طرفها به تنهایی مشارکت را کنترل نمی‌کند. هر طرف دارای کنترل مشترک بر مشارکت، می‌تواند از کنترل مشارکت توسط هر یک از طرفهای دیگر یا گروهی از طرفها جلوگیری کند.

    11.       حتی اگر برخی از طرفهای یک توافق، کنترل مشترک بر آن نداشته باشند، این توافق می‌تواند یک مشارکت باشد. این استاندارد، بین طرفهایی که بر مشارکت کنترل مشترک دارند (مجریان عملیات مشترک یا شرکای خاص) و طرفهایی که در مشارکت سهیم هستند ولی کنترل مشترک بر آن ندارند، تمایز قائل می‌شود.

    12.       ارزیابی وجود کنترل مشترک تمام طرفها یا گروهی از طرفها بر توافق، مستلزم اعمال قضاوت توسط واحد تجاری است. واحد تجاری باید این ارزیابی را با در نظر گرفتن تمام واقعیتها و شرایط انجام دهد (به بندهای ب5 تا ب11 مراجعه شود).

    13.       در صورت تغییر در واقعیتها و شرایط، واحد تجاری باید کنترل مشترک خود بر توافق را مجدداً ارزیابی کند.

    انواع مشارکتها

    14.       واحد تجاری باید نوع مشارکتی را که در آن فعالیت دارد، تعیین کند. طبقه‌بندی یک مشارکت به عنوان عملیات مشترک یا مشارکت خاص، به حقوق و تعهدات طرفهای مشارکت بستگی دارد.

    15.       عملیات مشترک، مشارکتی است که به‌ موجب آن، طرفهای دارای کنترل مشترک بر مشارکت، نسبت به داراییها و بدهیهای مربوط به مشارکت، حقوق و تعهدات داشته باشند. این طرفها، مجریان عملیات مشترک نامیده می‌شوند.

    16.       مشارکت خاص، مشارکتی است که به‌ موجب آن، طرفهای دارای کنترل مشترک بر مشارکت، نسبت به خالص داراییهای مشارکت، از حق برخوردار باشند. این طرفها، شرکای خاص نامیده می‌شوند.

    17.       واحد تجاری هنگام ارزیابی اینکه مشارکت از نوع عملیات مشترک است یا مشارکت خاص، قضاوت می‌کند. واحد تجاری، باید با در نظر گرفتن حقوق و تعهدات ناشی از مشارکت، نوع مشارکتی را که در آن فعالیت دارد تعیین کند. واحد تجاری، با توجه به ساختار و شکل حقوقی مشارکت، شرایط توافق‌شده بین طرفهای قرارداد و در صورت لزوم سایر واقعیتها و شرایط، حقوق و تعهدات خود را ارزیابی می‌نماید (به بندهای ب12 تا ب33 مراجعه شود).

    18.       برخی مواقع، طرفها به ‌موجب یک موافقت‌نامه کلی که شرایط عمومی قراردادی را برای انجام یک یا چند فعالیت تعیین می‌کند، متعهد می‌شوند. در موافقت‌نامه کلی، ممکن است این‌گونه تعیین شود که طرفها، مشارکتهای متفاوتی برای انجام فعالیتهای خاصی که بخشی از موافقت‌نامه را تشکیل می‌دهد، ایجاد کنند. حتی اگر مشارکتهای مزبور به یک موافقت‌نامه کلی معین مربوط باشند، در صورتی که حقوق و تعهدات طرفها، با انجام فعالیتهای مختلف مشخص‌شده در موافقت‌نامه کلی تغییر کند، نوع مشارکتها متفاوت خواهد بود. در نتیجه، هرگاه طرفها، فعالیتهای مختلفی را که تشکیل‌دهنده بخشی از موافقت‌نامه کلی است به عهده بگیرند، عملیات مشترک و مشارکتهای خاص می‌توانند همزمان وجود داشته باشند.

    19.       در صورت تغییر در واقعیتها و شرایط، واحد تجاری باید تغییر در نوع مشارکتی را که در آن فعالیت دارد، مجدداً ارزیابی کند.

    صورتهای مالی طرفهای یک مشارکت در استاندارد شماره 40

    عملیات مشترک

    20.       مجری عملیات مشترک باید در رابطه با منافع خود در عملیات مشترک، موارد زیر را شناسایی کند:

    الف .           داراییهای خود، شامل سهم از داراییهایی که بطور مشترک نگهداری می‌شود؛

    ب   .           بدهیهای خود، شامل سهم از بدهیهایی که بطور مشترک تحمل می‌شود؛

    پ   .           درآمد عملیاتی خود، حاصل از فروش سهم خود از محصولات عملیات مشترک؛

    ت   .           سهم خود از درآمد عملیاتی حاصل از فروش محصولات توسط عملیات مشترک؛ و

    ث   .           هزینه‌های خود، شامل سهم از هزینه‌هایی که بطور مشترک تحمل می‌شود.

    21.       مجری عملیات مشترک، باید حسابداری داراییها، بدهیها، درآمدهای عملیاتی و هزینه‌های مربوط به منافع خود در عملیات مشترک را طبق استانداردهای حسابداری مربوط برای آن داراییها، بدهیها، درآمدهای عملیاتی و هزینه‌ها انجام دهد.

    22.       هرگاه واحد تجاری منافعی در یک عملیات مشترک تحصیل کند که فعالیت آن عملیات مشترک، تشکیل‌دهنده یک فعالیت تجاری طبق تعریف استاندارد حسابداری 38 ترکیبهای تجاری (مصوب 1398) باشد، واحد تجاری باید برای سهم خود طبق بند 20، تمام اصول حسابداری ترکیبهای تجاری مندرج در استاندارد حسابداری 38 (مصوب 1398) و سایر استانداردهای حسابداری که با رهنمودهای این استاندارد تناقض ندارد را بکار گیرد و در ارتباط با ترکیب تجاری مزبور، اطلاعات الزامی طبق آن استانداردها را افشا کند. این موضوع هم برای تحصیل اولیه منافع و هم برای تحصیل منافع اضافی در یک عملیات مشترک که فعالیت آن عملیات مشترک تشکیل‌دهنده یک فعالیت تجاری است، کاربرد دارد. حسابداری تحصیل منافع در چنین عملیات مشترکی، در بندهای ب34 تا ب37 تعیین می‌شود.

    23.       حسابداری معاملاتی مانند فروش، اعطا یا خرید داراییها بین یک واحد تجاری و عملیات مشترکی که واحد تجاری در آن مجری عملیات مشترک است، در بندهای ب38 تا ب41 تعیین می‌شود.

    24.       طرفی که در عملیات مشترک سهیم است اما کنترل مشترک بر آن ندارد، در صورتی که نسبت به داراییها و بدهیهای عملیات مشترک، حقوق و تعهداتی داشته باشد، باید حسابداری منافع خود در این توافق را طبق بندهای 20 تا 23 انجام دهد. اگر طرفی که در عملیات مشترک سهیم است اما کنترل مشترک بر آن ندارد، نسبت به داراییها و بدهیهای عملیات مشترک، حقوق و تعهداتی نداشته باشد، باید حسابداری منافع خود در عملیات مشترک را طبق استانداردهای حسابداری مربوط انجام دهد.

    مشارکتهای خاص

    25.       شریک خاص باید منافع خود در مشارکت خاص را به عنوان سرمایه‌گذاری شناسایی کند و حسابداری آن را طبق استاندارد حسابداری 20 سرمایه‌گذاری در واحدهای تجاری وابسته و مشارکتهای خاص (تجدیدنظرشده 1398)، با استفاده از روش ارزش ویژه انجام دهد، مگر آنکه واحد تجاری به دلیلی که در آن استاندارد تعیین شده است، از بکارگیری روش ارزش ویژه معاف شده باشد.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5

  • استاندارد شماره 39 حسابداری: صورتهای مالی تلفیقی

    استاندارد شماره 39 حسابداری: صورتهای مالی تلفیقی

    هدف در استاندارد شماره 39

    1.         هدف این استاندارد، تعیین اصول ارائه و تهیه صورتهای مالی تلفیقی در زمانی است که واحد تجاری، یک یا چند واحد تجاری دیگر را کنترل می‌کند.

    دستیابی به هدف

    2.         برای دستیابی به هدف بند 1، این استاندارد:

    الف .    واحد تجاری (واحد تجاری اصلی) که بر یک یا چند واحد تجاری دیگر (واحدهای تجاری فرعی) کنترل دارد را ملزم به ارائه صورتهای مالی تلفیقی می‌کند؛

    ب   .    اصل کنترل را تعریف می‌کند و کنترل را مبنای تلفیق قرار می‌دهد؛

    پ   .    نحوه بکارگیری اصل کنترل را برای تشخیص کنترل سرمایه‌گذار بر سرمایه‌پذیر و در نتیجه الزام تلفیق سرمایه‌پذیر، مشخص می‌کند؛

    ت   .    الزامات حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی را تعیین می‌کند؛ و

    ث   .    واحد تجاری سرمایه‌گذاری را تعریف می‌کند و مستثنی شدن برخی واحدهای تجاری فرعی واحد تجاری سرمایه گذاری از تلفیق را تعیین می‌نماید.

    3.         این استاندارد، الزامات حسابداری ترکیبهای تجاری و تأثیر آنها بر تلفیق، شامل سرقفلی ناشی از ترکیبهای تجاری را دربرنمی‌گیرد (به استاندارد حسابداری 38 ترکیبهای تجاری (مصوب 1398) مراجعه شود).

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 39

    4.         یک واحد تجاری که واحد تجاری اصلی است باید صورتهای مالی تلفیقی ارائه کند. واحد تجاری اصلی، در صورت احراز تمام شرایط زیر، ملزم به ارائه صورتهای مالی تلفیقی نیست:

    الف .    واحد تجاری مزبور، واحد تجاری فرعی تماماً متعلق به واحد تجاری دیگر باشد یا واحد تجاری فرعی باشد که کمتر از 100 درصد مالکیت آن متعلق به واحد تجاری دیگر است و سایر مالکان آن، شامل مالکان فاقد حق رأی، از عدم ارائه صورتهای مالی تلفیقی توسط واحد تجاری اصلی مطلع شده‌اند و با آن مخالفت نمی‌کنند؛

    ب   .    ابزارهای بدهی یا مالکانه واحد تجاری در بازار در دسترس عموم (بورس اوراق بهادار داخلی یا خارجی یا بازار فرابورس، شامل بازارهای محلی و منطقه‌ای) معامله نمی‌شود؛

    پ   .    واحد تجاری، برای انتشار هر طبقه از ابزارهای مالی خود در بازار در دسترس عموم، صورتهای مالی خود را به سازمان بورس و اوراق بهادار یا نهاد نظارتی دیگر، ارائه نکرده باشد و در فرایند ارائه آن نیز نباشد؛ و

    ت   .    واحد تجاری اصلی نهایی یا یکی از واحدهای تجاری اصلی میانی، صورتهای مالی قابل استفاده برای عموم را طبق استانداردهای حسابداری تهیه می‌کند که در صورتهای مزبور، واحدهای تجاری فرعی، طبق این استاندارد تلفیق یا به ارزش منصفانه همراه با انعکاس تغییرات ارزش منصفانه در سود یا زیان دوره، اندازه‌گیری شده‌اند.

    5.         این استاندارد، برای طرحهای مزایای پس از بازنشستگی کارکنان که استاندارد حسابداری 33 مزایای بازنشستگی کارکنان در مورد آنها کاربرد دارد، بکار گرفته نمی‌شود.

    6.         اگر واحد تجاری اصلی، واحد تجاری سرمایه‌گذاری باشد، در صورتی نباید صورتهای مالی تلفیقی ارائه کند که طبق بند 33 این استاندارد، ملزم باشد تمام واحدهای تجاری فرعی خود را به ارزش منصفانه اندازه‌گیری کند و تغییرات ارزش منصفانه را در سود یا زیان دوره نشان دهد.

    کنترل در استاندارد شماره 39

    7.         سرمایه‌گذار، صرف‌نظر از ماهیت ارتباط با یک واحد تجاری (سرمایه‌پذیر)، باید از طریق ارزیابی وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر، تعیین کند که واحد تجاری اصلی است یا خیر.

    8.         سرمایه‌گذار زمانی بر سرمایه‌پذیر کنترل دارد که در معرض بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر قرار گرفته باشد یا نسبت به آن بازده از حق برخوردار باشد و از طریق تسلط بر سرمایه‌پذیر، توانایی اثرگذاری بر آن بازده را داشته باشد.

    9.         بنابراین، تنها در صورت وجود تمام موارد زیر، سرمایه‌گذار بر سرمایه‌پذیر کنترل دارد:

    الف .    تسلط بر سرمایه‌پذیر (به بندهای 12 تا 16 مراجعه شود)؛

    ب   .    آسیب‌پذیری از بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر یا برخورداری از حق نسبت به آن بازده (به بندهای 17 و 18 مراجعه شود)؛ و

    پ   .    توانایی استفاده از تسلط بر سرمایه‌پذیر برای تحت تأثیر قرار دادن میزان بازده سرمایه‌گذار (به بندهای 19 و 20 مراجعه شود).

    10.       سرمایه‌گذار هنگام ارزیابی وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر، باید تمام واقعیتها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهد. اگر واقعیتها و شرایط، حاکی از تغییر یک یا چند عنصر از عناصر سه‌گانه کنترل مندرج در بند 9 باشد، سرمایه‌گذار باید وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر را مجدداً ارزیابی کند. (به بندهای ب80 تا ب85 مراجعه شود).

    11.       دو یا چند سرمایه‌گذار، در صورتی بطور جمعی بر سرمایه‌پذیر کنترل خواهند داشت که ملزم باشند برای هدایت فعالیتهای مربوط، با یکدیگر همکاری کنند. در این موارد، از آنجا که هیچ‌ یک از سرمایه‌گذاران نمی‌توانند بدون همکاری دیگران، فعالیتهای مربوط را هدایت کنند، هیچ‌ یک از سرمایه‌گذاران به تنهایی بر سرمایه‌پذیر کنترل ندارند. هر سرمایه‌گذار، منافع خود در سرمایه‌پذیر را طبق استانداردهای حسابداری مربوط، از جمله استاندارد حسابداری 40 مشارکتها (مصوب 1398)، استاندارد حسابداری 20 سرمایه‌گذاری در واحدهای تجاری وابسته و مشارکتهای خاص (تجدیدنظرشده 1398) یا استاندارد حسابداری 15 حسابداری‌ سرمایه‌گذاریها به حساب منظور می‌کند.

    تسلط

    12.       سرمایه‌گذار در صورتی بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد که دارای حق بالفعلی باشد که به او توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای مربوط، یعنی فعالیتهای دارای اثر قابل ملاحظه‌ بر بازده سرمایه‌پذیر را بدهد.

    13.       تسلط از حق نشأت می‌گیرد. برخی مواقع ارزیابی تسلط ساده است، مانند زمانی که تسلط بر سرمایه‌پذیر بطور مستقیم و تنها از طریق حق رأی ناشی از ابزارهای مالکانه مانند سهام به دست می‌آید و با در نظر گرفتن حق رأی سهامداری قابل ارزیابی است. در موارد دیگر، برای مثال زمانی که قدرت از یک یا چند توافق قراردادی ناشی می‌شود، این ارزیابی پیچیده‌تر خواهد بود و مستلزم توجه به بیش از یک عامل است.

    14.       یک سرمایه‌گذار که از توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای مربوط برخوردار است، حتی در صورتی که هنوز از حق خود برای هدایت استفاده نکرده باشد، دارای تسلط است. شواهدی که نشان دهد سرمایه‌گذار فعالیتهای مربوط را هدایت کرده است، می‌تواند در تعیین اینکه او دارای تسلط است یا خیر، کمک‌کند؛ اما این شواهد به خودی خود، برای تعیین اینکه سرمایه‌گذار بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد یا خیر، کفایت نمی‌کند.

    15.       چنانچه دو یا چند سرمایه‌گذار، هر کدام دارای حق بالفعلی باشند که به آنها توانایی یک‌جانبه برای هدایت فعالیتهای مربوط متفاوت را بدهد، آن سرمایه‌گذاری بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد که از توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای دارای بیشترین اثر بر بازده سرمایه‌پذیر، برخوردار باشد.

    16.       سرمایه‌گذار، حتی در صورتی که سایر واحدهای تجاری دارای حق بالفعلی باشند که بر اساس آن از توانایی فعلی برای مشارکت در هدایت فعالیتهای مربوط برخوردار شوند، برای مثال زمانی که واحد تجاری دیگر از نفوذ قابل ملاحظه‌ برخوردار است، می‌تواند بر سرمایه‌پذیر تسلط داشته باشد. با وجود این، سرمایه‌گذاری که فقط دارای حق حمایتی است بر سرمایه‌پذیر تسلط ندارد (به بندهای ب26 تا ب28 مراجعه شود) و بنابراین، بر سرمایه‌پذیر کنترل ندارد.

    بازده

    17.       چنانچه بازده سرمایه‌گذار که از ارتباط با سرمایه‌پذیر ناشی می‌شود، در نتیجه عملکرد سرمایه‌پذیر امکان تغییر داشته باشد، سرمایه‌گذار در معرض بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر قرار می‌گیرد یا نسبت به آن بازده از حق برخوردار می‌شود. بازده سرمایه‌گذار می‌تواند فقط مثبت، فقط منفی یا هم مثبت و هم منفی باشد.

    18.       اگرچه تنها یک سرمایه‌گذار می‌تواند بر سرمایه‌پذیر کنترل داشته باشد، اما اشخاص متعددی می‌توانند در بازده سرمایه‌پذیر سهیم باشند. برای مثال، دارندگان منافع فاقد حق کنترل می‌توانند در سود یا سایر منابع توزیع‌شده سرمایه‌پذیر، سهیم باشند.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

  • استاندارد شماره 38 حسابداری: ترکیبهای تجاری

    استاندارد شماره 38 حسابداری: ترکیبهای تجاری

    جدول محتوا

    هدف در استاندارد شماره 38

    1.         هدف این استاندارد، بهبود مربوط بودن، قابلیت اتکا و قابلیت مقایسه اطلاعاتی است که واحد گزارشگر، در صورتهای مالی خود درباره ترکیب تجاری و آثار آن ارائه می‌کند. برای این منظور، این استاندارد در خصوص موارد زیر، اصول و الزاماتی را برای واحد تحصیل‌کننده تعیین می‌کند:

    الف .    نحوه شناخت و اندازه‌گیری داراییهای قابل تشخیص تحصیل‌شده، بدهیهای تقبل‌شده و منافع فاقد حق کنترل در واحد تحصیل‌شده در صورتهای مالی آن؛

    ب   .    نحوه شناخت و اندازه‌گیری سرقفلی تحصیل‌شده در ترکیب تجاری یا سود حاصل از خرید زیر قیمت؛ و

    پ   .    تعیین اطلاعاتی که باید افشا شود تا استفاده‌کنندگان صورتهای مالی را قادر به ارزیابی ماهیت و آثار مالی ترکیب تجاری کند.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 38

    2.         این استاندارد برای معامله یا رویداد دیگری که تعریف ترکیب تجاری را احراز می‌کند، کاربرد دارد. این استاندارد در موارد زیر بکار گرفته نمی‌شود:

    الف .    به حساب گرفتن تشکیل مشارکت در صورتهای مالی آن مشارکت.

    ب   .    تحصیل یک دارایی یا گروهی از داراییها که تشکیل‌دهنده فعالیت تجاری نباشد. در چنین مواردی، واحد تحصیل‌کننده باید هر یک از داراییهای قابل تشخیص تحصیل‌شده (شامل داراییهایی که تعریف و معیارهای شناخت داراییهای نامشهود در استاندارد حسابداری 17 داراییهای نامشهود را احراز می‌کنند) و بدهیهای تقبل‌شده را مشخص و شناسایی کند. بهای تمام شده این گروه باید بر مبنای ارزش منصفانه نسبی آنها در تاریخ خرید، به هر یک از داراییهای قابل تشخیص و بدهیهای منفرد تخصیص یابد. چنین معامله یا رویداد دیگری، منجر به ایجاد سرقفلی نمی‌شود.

    پ   .    ترکیب واحدهای تجاری یا فعالیتهای تجاری تحت کنترل واحد (رهنمود بکارگیری مرتبط با این موضوع در بندهای ب1 تا ب4 ارائه می‌شود).

    3.         الزامات این استاندارد، برای تحصیل سرمایه‌گذاری در یک واحد تجاری فرعی توسط واحد تجاری سرمایه‌گذاری، که باید طبق استاندارد حسابداری 39 صورتهای مالی تلفیقی (مصوب 1398) به ارزش منصفانه اندازه‌گیری شود، کاربرد ندارد.

    تشخیص ترکیب تجاری در استاندارد شماره 38

    4.         واحد تجاری برای اینکه تعیین کند معامله یا رویدادی دیگر، ترکیب تجاری است یا خیر، باید با بکارگیری تعریف مندرج در این استاندارد تشخیص دهد که داراییهای تحصیل‌شده و بدهیهای تقبل‌شده، یک فعالیت تجاری را تشکیل می‌دهند یا خیر. اگر داراییهای تحصیل‌شده فعالیت تجاری نباشند، واحد گزارشگر باید آن معامله یا رویداد دیگر را به عنوان تحصیل دارایی در نظر بگیرد. در بندهای ب5 تا ب12، رهنمودهایی برای تشخیص ترکیب تجاری و تعریف فعالیت تجاری ارائه می‌شود.

    روش تحصیل در استاندارد شماره 38

    5.         واحد تجاری باید هر ترکیب تجاری را با استفاده از روش تحصیل به حساب منظور کند.

    6.     بکارگیری روش تحصیل، مستلزم انجام موارد زیر است:

    الف .    تشخیص واحد تحصیل‌کننده؛

    ب   .    تعیین تاریخ تحصیل؛

    پ   .    شناخت و اندازه‌گیری داراییهای قابل تشخیص تحصیل‌شده، بدهیهای تقبل‌شده و هرگونه منافع فاقد حق کنترل در واحد تحصیل‌شده؛ و

    ت   .    شناخت و اندازه‌گیری سرقفلی یا سود حاصل از خرید زیر قیمت.

    تشخیص واحد تحصیل‌کننده

    7.         در هر ترکیب تجاری، یکی از واحدهای ترکیب‌شونده باید به عنوان واحد تحصیل‌کننده مشخص شود.

    8.         رهنمود مندرج در استاندارد حسابداری 39 (مصوب 1398)، باید برای تشخیص واحد تحصیل‌کننده‌- واحد تجاری که کنترل واحد تجاری دیگر، یعنی واحد تحصیل‌شده، را به دست می‌آورد- مورد استفاده قرار گیرد. اگر ترکیب تجاری واقع شود اما بکارگیری رهنمود مندرج در استاندارد حسابداری 39 (مصوب 1398)، به روشنی مشخص نکند که کدام یک از واحدهای ترکیب‌‌شونده، واحد تحصیل‌کننده است، عوامل مندرج در بندهای ب14 تا ب18 باید در تعیین واحد تحصیل‌کننده در نظر گرفته شود.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

  • استاندارد شماره 37 حسابداری: ابزارهای مالی: افشاء

    استاندارد شماره 37 حسابداری: ابزارهای مالی: افشاء

    هدف در استاندارد شماره 37

    1.         هدف این استاندارد، الزام واحدهای تجاری به افشای اطلاعاتی در صورتهای مالی است تا استفاده‌‌کنندگان بتوانند موارد زیر را ارزیابی کنند:

    الف .    اهمیت ابزارهای مالی برای وضعیت مالی واحد تجاری؛ و

    ب   .    ماهیت و میزان ریسکهای ناشی از ابزارهای مالی، که واحد تجاری طی دوره و در پایان دوره‌ گزارشگری در معرض آنها قرار دارد و نحوه مدیریت این ریسکها توسط واحد تجاری.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 37

    2.         این استاندارد باید توسط تمام واحدهای تجاری، برای انواع ابزارهای مالی به جز موارد زیر بکار گرفته شود:

    الف .    منافع در واحدهای تجاری فرعی، واحدهای تجاری وابسته یا مشارکتهای خاص که حسابداری آنها طبق استاندارد حسابداری 39 صورتهای مالی تلفیقی و استاندارد حسابداری 20 سرمایه‌گذاری در واحدهای تجاری وابسته و مشارکتهای خاص انجام می‌گیرد.

    ب   .    حقوق و تعهدات کارفرمایان در طرحهای مزایای کارکنان، که استاندارد حسابداری 33 مزایای بازنشستگی کارکنان برای آنها کاربرد دارد.

    پ   .    قرارداد‌های بیمه صادرشده توسط بیمه‌گر طبق تعریف استاندارد حسابداری 28 فعالیتهای بیمه عمومی.

    ت   .    ابزار‌هایی که طبق بند‌های 12 و 13 یا 14 و 15 استاندارد حسابداری 36 ابزارهای مالی: ارائه، باید به عنوان ابزار‌های مالکانه طبقه‌بندی شوند.‌

    3.         این استاندارد برای ابزارهای مالی شناسایی‌شده و شناسایی‌نشده کاربرد دارد. ابزارهای مالی شناسایی‌شده، شامل داراییهای مالی و بدهیهای مالی مانند سرمایه‌گذاریها، دریافتنی‌ها، پرداختنی‌ها و وامهای دریافتنی یا پرداختنی است که در صورت وضعیت مالی منعکس شده است. ابزارهای مالی شناسایی‌نشده، شامل برخی ابزارهای مالی است که اگرچه در صورت وضعیت مالی منعکس نشده است، اما در دامنه کاربرد این استاندارد قرار می‌گیرند (مانند برخی تعهدات وام).

    4.         این استاندارد، در مورد قراردادهای خرید یا فروش اقلام غیرمالی که به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی قابل تسویه است، کاربرد دارد.

    اهمیت ابزارهای مالی برای وضعیت مالی در استاندارد شماره 37

    5.         واحد تجاری باید اطلاعاتی افشا کند که استفاده‌کنندگان صورتهای مالی بتوانند اهمیت ابزارهای مالی برای وضعیت مالی واحد تجاری را ارزیابی کنند.

    صورت وضعیت مالی

    طبقات داراییهای مالی و بدهیهای مالی

    6.         مبالغ دفتری هر یک از طبقات زیر، باید در صورت وضعیت مالی یا در یادداشتهای توضیحی افشا شود:

    الف .    سرمایه‌گذاریها؛

    ب   .    وامها و دریافتنی‌ها؛

    پ   .    سایر داراییهای مالی؛ و

    ت   .    بدهیهای مالی

    تهاتر داراییهای مالی و بدهیهای مالی

    7.         موارد افشای مندرج در بند‌های 8 تا 11، سایر الزامات افشای این استاندارد را تکمیل می‌کند و برای تمام ابزار‌های مالی شناسایی‌شده که طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 تهاتر می‌شوند، الزامی است. همچنین، این موارد افشا برای ابزار‌های مالی شناسایی‌شده‌ای که مشمول توافق خالص‌سازی جامع قابل اعمال یا توافقی مشابه می‌شوند، صرف‌نظر از اینکه طبق بند 44 استاندارد حسابداری 36 تهاتر شده‌ باشند یا خیر، کاربرد دارد.

    8.         واحد تجاری باید اطلاعاتی افشا کند که برای استفاده‌کنندگان صورتهای مالی، امکان ارزیابی تأثیر بالفعل یا بالقوه توافقهای خالص‌سازی بر وضعیت مالی واحد تجاری را فراهم نماید. این افشا شامل تأثیر بالفعل یا بالقوه حق تهاتر مرتبط با داراییهای مالی شناسایی‌شده و بدهیهای مالی شناسایی‌شده واحد تجاری است که در دامنه کاربرد بند 7 قرار می‌گیرند.

    9.         برای دستیابی به هدف مندرج در بند 8، واحد تجاری باید در پایان دوره گزارشگری، اطلاعات کمّی زیر را برای داراییهای مالی شناسایی‌شده و بدهیهای مالی شناسایی‌شده‌ای که در دامنه کاربرد بند 7 قرار می‌گیرند، به تفکیک افشا کند:

    الف .    مبالغ ناخالص داراییهای مالی شناسایی‌شده و بدهیهای مالی شناسایی‌شده؛

    ب   .    مبالغی که طبق معیارهای مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36، هنگام تعیین مبالغ خالص قابل ارائه در صورت وضعیت مالی، تهاتر شده‌اند؛

    پ   .    مبالغ خالص قابل ارائه در صورت وضعیت مالی؛

    ت   .    مبالغ مشمول توافق خالص‌سازی جامع قابل اعمال یا توافقی مشابه، که به طریقی دیگر، مشمول بند 9(ب) نمی‌شوند، شامل:

    1.     مبالغ مربوط به ابزار‌های مالی شناسایی‌شده‌ای که تمام یا برخی معیارهای تهاتر مندرج در بند 44 استاندارد حسابداری 36 را احراز نمی‌کنند؛ و

    2.     مبالغ مربوط به وثیقه مالی (شامل وثیقه‌ نقدی)؛ و

    ث   .    یک مبلغ خالص پس از کسر مبالغ مندرج در قسمت (ت) از مبالغ مندرج در قسمت (پ) اشاره‌شده در بالا.

    اطلاعات الزامی طبق این بند باید به شکل جدول، بطور جداگانه برای داراییهای مالی و بدهیهای مالی ارائه شود؛ مگر اینکه شکل‌ دیگری مناسب‌تر باشد.

    10.       کل مبلغ افشا‌شده طبق بند 9(ت) برای یک ابزار مالی، باید محدود به مبلغ مندرج در بند 9(پ) برای آن ابزار مالی باشد.

    11.       واحد تجاری باید به همراه افشای حقوق تهاتر مربوط به داراییهای مالی شناسایی‌شده و بدهیهای مالی شناسایی‌شده مشمول توافق خالص‌سازی جامع قابل اعمال و توافقهای مشابه که طبق بند 9(ت) افشا شده‌اند، توضیحی شامل ماهیت این حقوق، ارائه نماید.

    12.       در صورت نیاز به افشای اطلاعات الزامی طبق بند‌های 8 تا 11 در بیش از یک یادداشت توضیحی، واحد تجاری باید بین یادداشتها، عطف متقابل برقرار کند.

    وثیقه

    13.       واحد تجاری باید موارد زیر را افشا کند:

    الف .    مبلغ دفتری داراییهای مالی که به عنوان وثیقه بدهیها یا بدهیهای احتمالی در رهن قرار گرفته است؛ و

    ب   .    مفاد و شرایط مربوط به وثیقه‌گذاری.

    کاهش ارزش بابت زیانهای اعتباری

    14.       زمانی که داراییهای مالی به دلیل زیانهای اعتباری، کاهش ارزش می‌یابند و واحد تجاری کاهش ارزش را به جای کاهش مستقیم مبلغ دفتری دارایی، در حساب جداگانه‌ای ثبت می‌‌کند (برای مثال، از حساب ذخیره کاهش ارزش برای ثبت کاهش ارزش تک‌تک داراییها و یا از حساب مشابهی برای کاهش ارزش مجموعه‌ای از داراییها استفاده می‌کند)، باید صورت تطبیق تغییرات آن حساب طی دوره را برای هر طبقه از داراییهای مالی افشا کند.

    نکول و نقض

    15.       واحد تجاری باید در مورد وامهای پرداختنی شناسایی‌شده در پایان دوره گزارشگری، موارد زیر را افشا کند:

    الف .    جزئیات هرگونه نکول اصل و سود و همچنین، شرایط بازخرید وامهای پرداختنی مزبور طی دوره؛

    ب   .    مبلغ دفتری وامهای پرداختنی نکول‌شده در پایان دوره گزارشگری؛ و

    پ   .    اینکه پیش از تأیید صورتهای مالی برای انتشار، نکول رفع شده است یا درباره شرایط وامهای پرداختنی مذاکره مجدد صورت گرفته است.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7

  • استاندارد شماره 36 حسابداری: ابزارهای مالی: ارائه

    استاندارد شماره 36 حسابداری: ابزارهای مالی: ارائه

    جدول محتوا

    هدف در استاندارد شماره 36

    1.         هدف این استاندارد، تعیین اصول ارائه ابزار‌های مالی به عنوان بدهی یا حقوق مالکانه و تهاتر داراییهای مالی و بدهیهای مالی است. این استاندارد برای طبقه‌بندی ابزار‌های مالی از دیدگاه ناشر به داراییهای مالی، بدهیهای مالی و ابزار‌های مالکانه؛ طبقه‌بندی درآمد مالی و هزینه مالی؛ سودتقسیمی، زیانها و سودهای مربوط؛ و شرایط تهاتر یا عدم تهاتر داراییهای مالی و بدهیهای مالی کاربرد دارد.

    2.         اصول مندرج در این استاندارد، مکمل اصول شناخت و اندازه‌گیری داراییهای مالی و بدهیهای مالی و همچنین اصول افشای اطلاعات درباره آنها به شرح استاندارد حسابداری 37 ابزار‌های مالی: افشا است.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 36

    3.         این استاندارد باید توسط تمام واحدهای تجاری، برای انواع ابزارهای مالی به جز موارد زیر بکار گرفته شود:

    الف .    منافع در واحدهای تجاری فرعی، واحدهای تجاری وابسته یا مشارکتهای خاص که حسابداری آنها طبق استاندارد حسابداری 39 صورتهای مالی تلفیقی و استاندارد حسابداری 20 سرمایه گذاری در واحدهای تجاری وابسته و مشارکتهای خاص انجام می‌گیرد.

    ب   .    حقوق و تعهدات کارفرمایان در طرحهای مزایای کارکنان، که استاندارد حسابداری 33 مزایای بازنشستگی کارکنان برای آنها کاربرد دارد.

    پ   .    قرارداد‌های بیمه صادرشده توسط بیمه‌گر طبق تعریف استاندارد حسابداری 28 فعالیتهای بیمه عمومی.

    ت   .    ابزار‌های مالی که به دلیل دارا بودن ویژگی‌ مشارکت اختیاری، در دامنه کاربرد استاندارد حسابداری 28 قرار می‌گیرند. ناشر این ابزار‌ها، در ارتباط با ویژگیهای مزبور، از بکار‌گیری بند‌های 10 تا 34 و رب33 تا رب44 این استاندارد که بدهیهای مالی و ابزار‌های مالکانه را از یکدیگر متمایز می‌کند، معاف است. با این وجود، این ابزار‌ها مشمول سایر الزامات این استاندارد می‌باشند. به علاوه، این استاندارد برای ابزار‌های مشتقه تعبیه‌شده در این ابزار‌ها، کاربرد دارد.

    4.         این استاندارد باید برای قرار‌داد‌های خرید یا فروش اقلام غیر‌مالی که به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی قابل تسویه است بکار گرفته شود، گویی این قرار‌داد‌ها ابزار مالی بوده‌اند، به استثنای قرار‌داد‌هایی که به منظور دریافت یا تحویل اقلام غیر‌مالی، طبق الزامات خرید، فروش یا استفاده مورد انتظار واحد تجاری، منعقد شده است و همچنان نگهداری می‌شود.

    5.         روشهای مختلفی برای تسویه قرار‌داد خرید یا فروش اقلام غیرمالی به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی وجود دارد. این روشها، شامل موارد زیر است:

    الف .    زمانی که شرایط قرار‌داد به هر یک از طرفین امکان تسویه به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی را می‌دهد؛

    ب   .    زمانی که امکان تسویه به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی، در شرایط قرار‌داد تصریح نشده باشد، اما واحد تجاری سابقه تسویه قرار‌دادهای مشابه به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی را داشته باشد (از طریق انعقاد قراردادهای تهاتر با طرف مقابل یا از طریق فروش قرار‌داد قبل از اعمال یا انقضا)؛

    پ  .  زمانی که واحد تجاری برای قرار‌داد‌های مشابه، سابقه تحویل دارایی پایه و فروش آن در دوره کوتاهی پس از تحویل، با هدف کسب سود از نوسانهای کوتاه‌مدت قیمت یا کارمزد معامله‌گر را دارد؛ و

    ت   .    زمانی که اقلام غیر‌مالی موضوع قرار‌داد، از نقد‌شوندگی بالایی برخوردار می­باشند.

    قرار‌دادی که قسمتهای (ب) یا (پ) بالا در مورد آن کاربرد دارد، به منظور دریافت یا تحویل اقلام غیر‌مالی طبق الزامات خرید، فروش یا استفاده مورد انتظار واحد تجاری، منعقد نمی‌شود و در نتیجه در دامنه کاربرد این استاندارد قرار می‌گیرد. سایر قرار‌داد‌هایی که بند 4 برای آنها کاربرد دارد، مورد ارزیابی قرار می‌گیرند تا تعیین شود که آیا به منظور دریافت یا تحویل اقلام غیر‌مالی طبق الزامات خرید، فروش یا استفاده مورد انتظار واحد تجاری، منعقد و همچنان نگهداری می‌شوند یا خیر، و بر این اساس مشخص می‌شود که در دامنه کاربرد این استاندارد قرار می‌گیرند یا خیر.

    6.       اختیار معامله صادر‌شده برای خرید یا فروش یک قلم غیر‌مالی که به صورت خالص از طریق نقد یا ابزار مالی دیگر، یا از طریق مبادله ابزار‌های مالی تسویه می‌شود، طبق بند 5(الف) یا (ت)، در دامنه کاربرد این استاندارد قرار می‌گیرد. چنین قرار‌دادی نمی‌تواند با هدف دریافت یا تحویل اقلام غیر‌مالی طبق الزامات خرید، فروش یا استفاده مورد انتظار واحد تجاری منعقد شود.

    تعاریف (به بند‌های رب۳ تا رب32 نیز مراجعه شود) در استاندارد شماره 36

    7.   در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص بکار رفته است:

    ابزار مالی قراردادی است که برای یک واحد تجاری، دارایی مالی و برای واحد تجاری دیگر، بدهی مالی یا ابزار مالکانه ایجاد می‌کند.

    دارایی مالی هر دارایی است که یکی از موارد زیر باشد:

    • الف.    نقد؛
    • ب .   ابزار مالکانه واحد تجاری دیگر؛
    • پ .  حق قرار‌دادی برای:

    1.   دریافت نقد یا دارایی مالی دیگر از واحد تجاری دیگر؛ یا

    2.  مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با واحد تجاری دیگر، در شرایطی که بطور بالقوه برای واحد تجاری مطلوب است؛ یا

    • ت .  قرار‌دادی که از طریق ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری، قابل تسویه است یا تسویه خواهد شد و:

    1.   ابزار غیر‌مشتقه‌ای است که واحد تجاری در ازای آن، نسبت به دریافت تعداد متغیری از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری متعهد است یا ممکن است متعهد شود؛ یا

    2.  ابزار مشتقه‌ای است که به روشی غیر از مبادله مبلغ ثابتی نقد یا دارایی مالی دیگر با تعداد ثابتی از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری، قابل تسویه است یا تسویه خواهد شد. برای این منظور، ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری، شامل ابزار‌های مالی قابل ‌فروش به ناشرکه طبق بند‌های 12 و 13 به عنوان ابزار مالکانه طبقه‌بندی می‌شود، ابزار‌هایی که واحد تجاری را تنها در زمان انحلال، به انتقال سهم متناسبی از خالص داراییهای خود به طرف دیگر، متعهد می‌کند و طبق بند‌های 14 و 15 به عنوان ابزارهای مالکانه طبقه‌بندی می‌شود، یا ابزار‌هایی که قرار‌داد‌هایی برای دریافت یا تحویل آتی ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری است، نمی‌باشد.

    بدهی مالی هر بدهی است که یکی از موارد زیر باشد:

    • الف.   تعهد قرار‌دادی برای:

    1.   تحویل نقد یا دارایی مالی دیگر به واحد تجاری دیگر؛ یا

    2.  مبادله داراییهای مالی یا بدهیهای مالی با واحد تجاری دیگر، در شرایطی که بطور بالقوه برای واحد تجاری نامطلوب است؛ یا

    • ب  .  قرار‌دادی که از طریق ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری قابل تسویه است یا تسویه خواهد شد و:

    1.   ابزار غیر‌مشتقه‌ای است که واحد تجاری در ازای آن، نسبت به تحویل تعداد متغیری از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری، متعهد است یا ممکن است متعهد شود؛ یا

    2.  ابزار مشتقه‌ای است که به روشی غیر از مبادله مبلغ ثابتی نقد یا دارایی مالی دیگر با تعداد ثابتی از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری، قابل تسویه است یا تسویه خواهد شد. برای این منظور، حق تقدمها، اختیارهای معامله یا امتیاز‌های خرید جهت تحصیل تعداد ثابتی از ابزارهای مالکانه خود واحد تجاری در ازای مبلغ ثابتی از هر واحد پول، در صورتی ابزار مالکانه محسوب می‌شود که واحد تجاری متناسب با تمام مالکان فعلی همان طبقه از ابزار‌های مالکانه غیر‌مشتقه خود، حق تقدمها، اختیارهای معامله یا امتیازهای خرید را اعطا کند. همچنین برای این منظور، ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری، شامل ابزار‌های مالی قابل ‌فروش به ناشر که طبق بند‌های 12 و 13 به عنوان ابزار مالکانه طبقه‌بندی می‌شود، ابزار‌هایی که واحد تجاری را تنها در زمان انحلال، به انتقال سهم متناسبی از خالص داراییهای خود به طرف دیگر، متعهد می‌کند و طبق بند‌های 14 و 15 به عنوان ابزارهای مالکانه طبقه‌بندی می‌شود، یا ابزار‌هایی که قرار‌داد‌هایی برای دریافت یا تحویل آتی ابزار‌های مالکانه خود واحد تجاری است، نمی‌باشد.

    به عنوان یک استثنا، اگر ابزاری که تعریف بدهی مالی را احراز می‌کند، تمام ویژگیها و شرایط مندرج در بند‌های 12 و 13 یا 14 و 15 را احراز نماید، به عنوان ابزار مالکانه طبقه‌بندی می‌شود.

    ابزار مالکانه قرار‌دادی است که نشان‌دهنده منافع باقیمانده در داراییهای واحد تجاری پس از کسر تمام بدهیهای آن می‌باشد.

    ارزش منصفانه قیمتی است که برای فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در معامله‌ای متعارف بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود.

    ابزار مالی قابل ‌فروش به ناشر ابزار مالی است که به دارنده آن، حق فروش به ناشر را در ازای نقد یا دارایی مالی دیگر، می‌دهد یا به خودی خود، با وقوع رویدادهای آتی نامطمئن یا فوت یا بازنشستگی دارنده آن ابزار، به ناشر بازگردانده می‌شود.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

  • استاندارد شماره 35 حسابداری: مالیات بر درآمد

    استاندارد شماره 35 حسابداری: مالیات بر درآمد

    جدول محتوا

    هدف در استاندارد شماره 35

    1 .        هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری مالیات بر درآمد می‌باشد. موضوع اصلی در حسابداری مالیات بر درآمد، چگونگی به حساب گرفتن آثار مالیاتی جاری و آتی موارد زیر است:

    الف .    بازیافت (تسویه) آتی مبلغ دفتری داراییهایی (بدهیهایی) که در صورت وضعیت مالی واحد تجاری شناسایی می‌شوند؛ و

    ب   .    معاملات و سایر رویداد‌های دوره جاری که در صورتهای مالی واحد تجاری شناسایی می‌شوند.

    هنگام شناخت یک دارایی یا یک بدهی، واحد گزارشگر انتظار بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری آن دارایی یا بدهی را دارد. اگر این احتمال وجود داشته باشد که بازیافت یا تسویه مبلغ دفتری مزبور، موجب شود پرداختهای آتی مالیات، بیشتر (کمتر) از زمانی باشد که بازیافت یا تسویه، آثار مالیاتی به همراه ندارد، این استاندارد واحد تجاری را با در نظر گرفتن برخی استثناهای محدود، ملزم به شناسایی بدهی مالیات انتقالی (دارایی مالیات انتقالی) می‌کند.

    این استاندارد، واحد تجاری را ملزم می‌کند که آثار مالیاتی معاملات و سایر رویداد‌ها را به همان شیوه‌ای به حساب منظور کند که آن معاملات و رویدادها به حساب گرفته می‌شوند. بنابراین، در مورد معاملات و سایر رویداد‌های شناسایی‌شده در صورت سود و زیان، هرگونه آثار مالیاتی مربوط نیز در صورت سود و زیان شناسایی می‌شود. آثار مالیاتی معاملات و سایر رویداد‌های شناسایی‌شده در صورت سود و زیان جامع یا بطور مستقیم در حقوق مالکانه، به ترتیب در صورت سود و زیان جامع یا بطور مستقیم در حقوق مالکانه شناسایی می‌شود. همچنین در ترکیبهای تجاری، شناسایی داراییهای مالیات انتقالی و بدهیهای مالیات انتقالی، مبلغ سرقفلی ناشی از آن ترکیب تجاری یا مبلغ سود شناسایی‌شده در خرید زیر قیمت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    همچنین در این استاندارد، شناخت داراییهای مالیات انتقالی ناشی از زیانهای مالیاتی استفاده‌نشده یا اعتبار مالیاتی استفاده‌نشده، ارائه مالیات بر درآمد در صورتهای مالی و افشای اطلاعات مربوط به مالیات بر درآمد بیان می‌شود.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 35

    2 .        این استاندارد باید برای حسابداری مالیات بر درآمد بکار گرفته شود.

    3 .        برای مقاصد این استاندارد، مالیات بر درآمد شامل تمام مالیاتهای داخلی و خارجی مبتنی بر سود مشمول مالیات است. همچنین، مالیات بر درآمد، شامل مالیاتهایی مانند مالیاتهای تکلیفی است که توسط واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته یا مشارکت خاص، در صورت تخصیص سود به واحد گزارشگر، قابل پرداخت می‌شود.

    تعاریف در استاندارد شماره 35

    4 .        در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص بکار رفته است:

    سود حسابداری سود یا زیان دوره، قبل از کسر هزینه مالیات است.

    سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) سود (زیان) دوره است، که طبق قوانین مالیاتی تعیین می‌شود و مالیات بر درآمد، بر مبنای آن قابل پرداخت (قابل بازیافت) است.

    هزینه مالیات (درآمد مالیات) کل مبلغی است که در محاسبه سود یا زیان دوره، در ارتباط با مالیات جاری و مالیات انتقالی، به حساب گرفته می‌شود.

    مالیات جاری مبلغ مالیات بر درآمد پرداختنی (قابل بازیافت) در ارتباط با سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) یک دوره است.

    بدهیهای مالیات انتقالی مبالغ مالیات بر درآمد قابل پرداخت در دوره‌های آتی است که از تفاوتهای موقتی مشمول مالیات ناشی می‌شود.

    داراییهای مالیات انتقالی مبالغ مالیات بر درآمد قابل بازیافت در دوره‌های آتی در ارتباط با موارد زیر است:

    • الف.             تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات ؛
    • ب  .             انتقال زیانهای مالیاتی استفادهنشده به دورههای آتی؛ و
    • پ  .             انتقال اعتبارهای مالیاتی استفادهنشده به دورههای آتی.

    تفاوتهای موقتی تفاوت بین مبلغ دفتری یک دارایی یا  یک بدهی در صورت وضعیت مالی و مبنای مالیاتی آن است. تفاوتهای موقتی می‌تواند به یکی از دو صورت زیر باشد:

    • الف.             تفاوتهای موقتی مشمول مالیات که تفاوتهای موقتی هستند که هنگام بازیافت مبلغ دفتری یک دارایی یا تسویه مبلغ دفتری یک بدهی، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دوره‌های آتی، منجر به ایجاد مبالغ مشمول مالیات خواهند شد؛ یا
    • ب  .             تفاوتهای موقتی کاهنده مالیات که تفاوتهای موقتی هستند که هنگام بازیافت مبلغ دفتری یک دارایی یا تسویه مبلغ دفتری یک بدهی، در تعیین سود مشمول مالیات (زیان مالیاتی) دوره‌های آتی، منجر به ایجاد مبالغ کاهنده مالیات خواهند شد.

    مبنای مالیاتی یک دارایی یا بدهی، مبلغ قابل انتساب به آن دارایی یا بدهی برای مقاصد مالیاتی است.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

  • مفاصا حساب مالیاتی اتباع خارجه وزارت اموراقتصادی ودارایی برای صدور پروانه خروج از کشور/ تمدید پروانه اقامت / تمدید پروانه اشتغال

    📑 فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات به طریق علی الرأس درمورد اشخاصی که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می مبنای قانونی گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    مبنای قانونی گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    مبنای قانونی این گزارش بر اساس قوانین مالیاتی ایران و شامل موارد زیر است:

    • روش تشخیص درآمد: تعیین درآمد مشمول مالیات به طریق علی‌الرأس.
    • علت اصلی: این گزارش در مورد اشخاصی است که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می‌باشند، اما به دلایلی (که در بند ۹ ذکر می‌شود) دفاترشان برای رسیدگی مورد استفاده قرار نگرفته است.
    • ارجاعات داخلی:
      • بند ۹: ذکر دلایل عدم استفاده از مفاد تبصره ۲ ماده ۹۷ قانون مالیات‌های مستقیم.
      • بند ۱۲: شرح نتایج مراجعه و بازرسی در اجرای ماده ۱۸۱ قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره آن.
      • بندهای ۱۸ و ۱۹: اشاره به مالیات‌های تکلیفی از جمله موضوع ماده ۱۰۴ و تبصره ۹ ماده ۵۳ قانون مالیات‌های مستقیم.

    کاربرد فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    کاربرد اصلی این فرم، گزارش‌دهی و مستندسازی فرآیند رسیدگی و تعیین درآمد مشمول مالیات یک مؤدی، در شرایطی است که سازمان امور مالیاتی مجبور به استفاده از روش علی‌الرأس برای تشخیص مالیات شده است.

    • وظیفه: تعیین درآمد مشمول مالیات.
    • روش: از طریق علی‌الرأس.
    • مرجع صادرکننده: سازمان امور مالیاتی کشور (توسط کارشناس ارشد مالیاتی و رئیس گروه مالیاتی).
    • خروجی نهایی: تعیین میزان نهایی درآمد مشمول مالیات، مالیات متعلق و جرائم مربوط به انواع مالیات‌ها (عملکرد، حقوق، تکلیفی و …).

    محتوای فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    محتوای فرم شامل ۲۳ بخش اصلی است که اطلاعات جامعی از هویت مؤدی، سوابق، دلایل علی‌الرأس، جزئیات رسیدگی و نتیجه‌گیری نهایی را در بر می‌گیرد:

    • هویت و مشخصات مؤدی: هویت، نشانی، شماره اقتصادی، نوع فعالیت، اسامی مدیران، و وضعیت سرمایه.
    • سوابق مالیاتی: سوابق پنج سال گذشته، نحوه تشخیص و مالیات قطعی شده.
    • اظهارنامه و دفاتر: توضیحات مربوط به تسلیم اظهارنامه، مشخصات دفاتر و دلایل تشخیص علی‌الرأس.
    • فرآیند رسیدگی: شرح نتایج مراجعه و بازرسی (ماده ۱۸۱)، بررسی دارایی‌ها، بررسی اطلاعات واصله (مانند پروانه‌های گمرکی) و مأخذ دلائل مربوط به درآمد.
    • محاسبات و معافیت‌ها: معافیت‌های قانونی پذیرفته شده، رسیدگی به هزینه و مالیات حقوق و دستمزد، و مالیات‌های تکلیفی (مانند ماده ۱۰۴).
    • نتیجه‌گیری نهایی: تعیین درآمد مشمول مالیات، محاسبه مالیات‌های متعلق و ثبت اظهارنظر نهایی کارشناس و رئیس گروه مالیاتی.

    چه کسانی مشمول این برگ می‌شوند؟

    • نوع مؤدی: اشخاصی که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می‌باشند.
    • شرط شمول: مؤدیانی که به هر دلیل (که در بند ۹ تشریح می‌شود)، سازمان امور مالیاتی در فرآیند رسیدگی، قادر به استفاده از دفاتر و اسناد و مدارک قانونی آن‌ها نبوده و مجبور شده است تا درآمد مشمول مالیات آن‌ها را به طریق علی‌الرأس (تخمینی یا بر اساس قرائن) تعیین کند.