هدر سایت مالیاتی

نویسنده: زهرا رضائی

  • استاندارد شماره 34 حسابداری: رویه های حسابداری، تغییر در برآوردهای حسابداری و اشتباهات

    استاندارد شماره 34 حسابداری: رویه های حسابداری، تغییر در برآوردهای حسابداری و اشتباهات

    هدف در استاندارد شماره 34

    1 .        هدف این استاندارد، تجویز معیارهای انتخاب و تغییر رویه‌های حسابداری، و نیز نحوه عمل حسابداری و افشای تغییر در رویه‌های حسابداری، تغییر در برآورد‌های حسابداری و اصلاح اشتباهات است. هدف این استاندارد، بهبود مربوط بودن و قابلیت اتکای صورتهای مالی واحد تجاری، و قابلیت مقایسه‌ صورتهای مالی در طول زمان و با صورتهای مالی سایر واحد‌های تجاری است.

    2 .        الزامات افشای مربوط به رویه‌های حسابداری، به استثنای الزامات افشای مربوط به تغییر در رویه‌های حسابداری، در استاندارد حسابداری ۱ ارائه صورتهای مالی تعیین شده است.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 34

    3 .        این استاندارد باید برای انتخاب و بکارگیری رویه‌های حسابداری و نحوه به حساب گرفتن تغییر در رویه‌های حسابداری، تغییر در برآورد‌های حسابداری و اصلاح اشتباهات دوره‌های قبل بکار گرفته شود.

    4 .        آثار مالیاتی اصلاح اشتباهات دوره‌های قبل و تعدیلات ناشی از تسری تغییر در رویه‌های حسابداری به دوره‌های قبل، طبق استاندارد حسابداری 35 مالیات بر درآمد، به حساب منظور و افشا می‌شود.

    تعاریف در استاندارد شماره 34

    5 .      در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص بکار رفته است:

    رویه‌های حسابداری عبارت از اصول، مبانی، میثاقها، قواعد و روشهای مشخصی است که توسط واحد تجاری در تهیه و ارائه صورتهای مالی بکار گرفته می‌شود.

    تغییر در برآورد‌ حسابداری تعدیل مبلغ دفتری دارایی یا بدهی، یا مصرف ادواری یک دارایی است، که ناشی از ارزیابی وضعیت فعلی و منافع و تعهدات آتی مورد انتظار مربوط به داراییها و بدهیها می‌باشد. تغییر در برآورد‌های حسابداری، ناشی از اطلاعات جدید یا پیشرفتهای جدید است و در نتیجه، اصلاح اشتباه محسوب نمی‌شود.

    بااهمیت موارد عدم ارائه یا ارائه نادرست اقلام در صورتی بااهمیت است که بتواند به تنهایی یا در مجموع، بر تصمیمات اقتصادی استفاده‌کنندگان که بر اساس صورتهای مالی اتخاذ می‌شود، تأثیر بگذارد. اهمیت، به اندازه و ماهیت عدم ارائه یا ارائه نادرست بستگی دارد که با توجه به شرایط محیطی در مورد آن قضاوت می‌شود. اندازه یا ماهیت یک قلم، یا ترکیب هر دو، می‌تواند عامل تعیین‌کننده باشد.

    اشتباهات دوره‌های‌ قبل عدم ارائه و ارائه نادرست در صورتهای مالی یک یا چند دوره قبل واحد تجاری، به دلیل ناتوانی در استفاده یا استفاده نادرست از اطلاعات قابل اتکایی است که:

    • الف.  در زمان تأیید صورتهای مالی برای انتشار در آن دوره‌ها، در دسترس بوده است؛ و
    • ب  .   بطور معقول، انتظار می‌رود برای تهیه و ارائه آن صورتهای مالی کسب و در نظر گرفته شده باشد.

              چنین اشتباهاتی شامل آثار اشتباهات ریاضی، اشتباه در بکارگیری رویه‌های حسابداری، نادیده گرفتن یا تفسیر نادرست واقعیتها، و تقلب است.

    بکارگیری با تسری به گذشته بکارگیری رویه حسابداری جدید برای معاملات، سایر رویداد‌ها و شرایط است، به‌گونه‌ای که گویی آن رویه همواره بکار گرفته شده است.

    تجدید ارائه با تسری به گذشته، اصلاح شناخت، اندازه‌گیری و افشای مبالغ عناصر صورتهای مالی است، به‌گونه‌ای که گویی اشتباه دوره‌های قبل هرگز اتفاق نیفتاده است.

    غیر‌عملی بکارگیری یک الزام در صورتی غیرعملی است که واحد تجاری پس از هرگونه تلاش معقول، نتواند آن را بکار گیرد. برای دوره‌ای‌ معین از گذشته، تغییر در رویه حسابداری با تسری به گذشته یا تجدید ارائه با تسری به گذشته برای اصلاح اشتباه، در صورتی غیرعملی است که:

    • الف.  آثار بکارگیری با تسری به گذشته یا تجدید ارائه با تسری به گذشته قابل تعیین نباشد؛
    • ب  .   بکارگیری با تسری به گذشته یا تجدید ارائه با تسری به گذشته، مستلزم در نظر گرفتن مفروضاتی درباره قصد مدیریت در آن دوره باشد؛ یا
    • پ  .   بکارگیری با تسری به گذشته یا تجدید ارائه با تسری به گذشته، مستلزم برآوردهای قابل ملاحظه مبالغ باشد و تمایز عینی اطلاعات مربوط به آن برآوردها در موارد زیر، غیرعملی باشد:

    ۱.   فراهم کردن شواهدی از شرایط موجود در تاریخ (تاریخهای) شناخت، اندازه‌گیری یا افشای آن مبالغ؛ و

    ۲.  سایر اطلاعات موجود که هنگام تأیید صورتهای مالی دوره‌های قبل برای انتشار، ممکن است در دسترس بوده باشد.

    بکارگیری با تسری به آینده در رابطه با تغییر در رویه حسابداری و شناخت اثر تغییر در برآورد حسابداری، به ترتیب، عبارت است از:

    • الف. بکارگیری رویه حسابداری جدید در مورد معاملات، سایر رویداد‌ها و شرایط واقع‌شده پس از تاریخ تغییر رویه؛ و
    • ب  . شناسایی اثر تغییر در برآورد حسابداری در دوره‌های جاری و آتی متأثر از آن تغییر.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7

  • فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات به طریق علی الرأس درمورد اشخاصی که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می باشند

    مبنای قانونی گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    مبنای قانونی این گزارش بر اساس قوانین مالیاتی ایران و شامل موارد زیر است:

    • روش تشخیص درآمد: تعیین درآمد مشمول مالیات به طریق علی‌الرأس.
    • علت اصلی: این گزارش در مورد اشخاصی است که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می‌باشند ، اما به دلایلی (که در بند ۹ ذکر می‌شود) دفاترشان برای رسیدگی مورد استفاده قرار نگرفته است.
    • ارجاعات داخلی:
      • بند ۹: ذکر دلایل عدم استفاده از مفاد تبصره ۲ ماده ۹۷ قانون مالیات‌های مستقیم.
      • بند ۱۲: شرح نتایج مراجعه و بازرسی در اجرای ماده ۱۸۱ قانون مالیات‌های مستقیم و تبصره آن.
      • بندهای ۱۸ و ۱۹: اشاره به مالیات‌های تکلیفی از جمله موضوع ماده ۱۰۴ و تبصره ۹ ماده ۵۳ قانون مالیات‌های مستقیم.

    کاربرد فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    کاربرد اصلی این فرم، گزارش‌دهی و مستندسازی فرآیند رسیدگی و تعیین درآمد مشمول مالیات یک مؤدی، در شرایطی است که سازمان امور مالیاتی مجبور به استفاده از روش علی‌الرأس برای تشخیص مالیات شده است.

    • وظیفه: تعیین درآمد مشمول مالیات.
    • روش: از طریق علی‌الرأس.
    • مرجع صادرکننده: سازمان امور مالیاتی کشور (توسط کارشناس ارشد مالیاتی و رئیس گروه مالیاتی ).
    • خروجی نهایی: تعیین میزان نهایی درآمد مشمول مالیات، مالیات متعلق و جرائم مربوط به انواع مالیات‌ها (عملکرد، حقوق، تکلیفی و …).

    محتوای فرم گزارش رسیدگی مبنی بر تعیین درآمد مشمول مالیات

    محتوای فرم شامل ۲۳ بخش اصلی است که اطلاعات جامعی از هویت مؤدی، سوابق، دلایل علی‌الرأس، جزئیات رسیدگی و نتیجه‌گیری نهایی را در بر می‌گیرد:

    • هویت و مشخصات مؤدی: هویت، نشانی، شماره اقتصادی، نوع فعالیت، اسامی مدیران، و وضعیت سرمایه.
    • سوابق مالیاتی: سوابق پنج سال گذشته، نحوه تشخیص و مالیات قطعی شده.
    • اظهارنامه و دفاتر: توضیحات مربوط به تسلیم اظهارنامه، مشخصات دفاتر و دلایل تشخیص علی‌الرأس.
    • فرآیند رسیدگی: شرح نتایج مراجعه و بازرسی (ماده ۱۸۱)، بررسی دارایی‌ها، بررسی اطلاعات واصله (مانند پروانه‌های گمرکی) و مأخذ دلائل مربوط به درآمد.
    • محاسبات و معافیت‌ها: معافیت‌های قانونی پذیرفته شده، رسیدگی به هزینه و مالیات حقوق و دستمزد، و مالیات‌های تکلیفی (مانند ماده ۱۰۴).
    • نتیجه‌گیری نهایی: تعیین درآمد مشمول مالیات، محاسبه مالیات‌های متعلق و ثبت اظهارنظر نهایی کارشناس و رئیس گروه مالیاتی.

    چه کسانی مشمول این برگ می‌شوند؟

    • نوع مؤدی: اشخاصی که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی می‌باشند.
    • شرط شمول: مؤدیانی که به هر دلیل (که در بند ۹ تشریح می‌شود)، سازمان امور مالیاتی در فرآیند رسیدگی، قادر به استفاده از دفاتر و اسناد و مدارک قانونی آن‌ها نبوده و مجبور شده است تا درآمد مشمول مالیات آن‌ها را به طریق علی‌الرأس (تخمینی یا بر اساس قرائن) تعیین کند

  • استاندارد شماره 33 حسابداری: مزایای بازنشستگی کارکنان

    استاندارد شماره 33 حسابداری: مزایای بازنشستگی کارکنان

    جدول محتوا

    هدف در استاندارد شماره 33

    1 .        هدف این استاندارد تجویز نحوه گزارشگری مالی و افشای مزایای بازنشستگی کارکنان در واحدهای تجاری است.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 33

    2 .        واحد تجاری باید این استاندارد را برای گزارشگری مالی مزایای بازنشستگی کارکنان خود بکار گیرد.

    3 .        گزارشگری مالی طرحهای مزایای بازنشستگی کارکنان در دامنه کاربرد این استاندارد قرار نمی‌گیرد (به استاندارد حسابداری 27 طرحهای مزایای بازنشستگی مراجعه شود).

    4 .        این استاندارد برای گزارشگری مالی مزایای پایان خدمت کارکنان کاربرد ندارد.

    5 .        مزایای بازنشستگی کارکنان شامل مزایایی است که پس از بازنشستگی به کارکنان یا افراد تحت تکفل آنها اعطا می‌شود و ممکن است از طریق پرداخت نقدی یا ارائه کالاها یا خدمات، به طور مستقیم به کارکنان، همسر، فرزندان یا سایر افراد تحت تکفل آنها یا از طریق پرداخت به دیگران (نظیر شرکتهای بیمه) تسویه شود.

    تعاریف در استاندارد شماره 33

    6 .        اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

    ارزش فعلی تعهدات مزایای معین ارزش فعلی پرداختهای آتی مورد انتظار (بدون کسر کردن داراییهای طرح) که برای تسویه تعهدات ناشی از خدمات کارکنان در دوره جاری و دوره‌های گذشته لازم است.

    اکچوئری حرفه‌ای است که با کمک دانش ریاضیات و آمار، احتمال وقوع رویدادهای آتی ارزیابی و آثار مالی ناشی از آنها برآورد می‌شود. اکچوئری از جمله برای محاسبه ذخایر بیمه‌ای، محاسبه تعهدات طرحهای مزایای بازنشستگی و تعیین حق بیمه‌های مربوط بکار می‌رود.

    اندازه‌گیری مجدد خالص بدهی (دارایی) طرح شامل موارد زیر است:

    • الف.             سود و زیان اکچوئری، و
    • ب  .             بازده داراییهای طرح، به استثنای مبالغی که در خالص مخارج مالی مربوط به خالص بدهی (دارایی) طرح منعکس شده است.

    بازده داراییهای طرح: عبارت است از سود سپرده‌های سرمایه‌گذاری و تسهیلات مالی اعطایی، سود سهام و سایر درآمدهای ناشی از داراییهای طرح همراه با سودها و زیانهای تحقق یافته و تحقق نیافته داراییهای طرح، پس از کسر مخارج اداره طرح و مالیات قابل پرداخت توسط طرح.

    خالص مخارج مالی مربوط به خالص بدهی (دارایی) طرح تغییر خالص بدهی (دارایی) طرح مزایای معین طی دوره در نتیجه گذشت زمان.

    داراییهای طرح عبارت است از داراییهای نگهداری شده توسط صندوق بازنشستگی کارکنان، یعنی داراییهایی که:

    • الف.             توسط صندوقی نگهداری می‌شود که دارای شخصیت قانونی مستقل از واحد تجاری گزارشگر است و تنها به منظور پرداخت یا تأمین مالی مزایای بازنشستگی کارکنان ایجاد شده است، و
    • ب  .             تنها به منظور پرداخت یا تأمین مالی مزایای بازنشستگی کارکنان در دسترس است و اعتباردهندگان به واحد تجاری گزارشگر (حتی در هنگام ورشکستگی) به آن دسترسی ندارند، و آن داراییها نمی‌تواند به واحد تجاری گزارشگر برگردانده شود، مگر اینکه:

    1 .      داراییهای باقی‌مانده در صندوق برای ایفای تمام تعهدات مزایای بازنشستگی کارکنان مربوط به طرح یا واحد تجاری گزارشگر کافی باشد، یا

    2 .     داراییها برای جبران مزایایی که قبلاً توسط واحد تجاری گزارشگر پرداخت شده است، به آن واحد برگردانده شود.

    سود و زیان اکچوئری تغییرات در ارزش فعلی تعهدات مزایای معین، ناشی از:

    • الف.             تعدیلات مبتنی بر واقعیت (آثار تفاوت بین مفروضات اکچوئری قبلی و آنچه واقعاً رخ داده است)، و
    • ب  .             آثار تغییر در مفروضات اکچوئری.

    طرحهای با کمک معین طرحهای مزایای بازنشستگی که بر اساس آن واحد تجاری مبالغ ثابت و توافق‌شده‌ای را به یک واحد تجاری جداگانه (صندوق) می‌پردازد و در صورتی که صندوق داراییهای کافی برای پرداخت تمام مزایای

    مربوط به خدمات دوره جاری و دوره‌های گذشته کارکنان در اختیار نداشته باشد، واحد تجاری هیچ تعهد قانونی یا عرفی برای پرداخت مبالغ بیشتر ندارد.

    طرحهای با مزایای معین طرحهای مزایای بازنشستگی غیر از طرحهای با کمک معین است.

    طرحهای مزایای بازنشستگی توافقهای رسمی یا غیر رسمی که بر اساس آن واحد تجاری به کارکنان، مزایای بازنشستگی پرداخت می‌کند.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13

  • استاندارد شماره 32 حسابداری: کاهش ارزش داراییها

    استاندارد شماره 32 حسابداری: کاهش ارزش داراییها

    جدول محتوا

    هدف‌ در استاندارد شماره 32

    1 .        هدف‌ این‌ استاندارد تجویز رویه‌هایی‌ است‌ که‌ واحد تجاری‌ با بکارگیری‌ آنها اطمینان‌ می‌یابد داراییها بیش از مبلغ بازیافتنی منعکس نمی‌شود. یک‌ دارایی‌، در صورتی‌ کاهش ارزش دارد که مبلغ بازیافتنی ناشی از فروش یا استفاده از دارایی، از مبلغ دفتری آن کمتر باشد. طبق‌ این‌ استاندارد، واحد تجاری‌ باید زیان‌ کاهش‌ ارزش‌ را شناسایی‌ کند. این‌ استاندارد همچنین الزامات برگشت زیان کاهش ارزش و افشا را تعیین می‌کند.

    دامنه‌ کاربرد در استاندارد شماره 32

    2  .       این‌ استاندارد باید برای حسابداری‌ کاهش‌ ارزش‌ کلیه‌ داراییها، به‌استثنای‌ موارد زیر، بکارگرفته‌ شود:

    الف ‌.    موجودی‌ مواد و کالا (به‌ استاندارد حسابداری‌ 8 حسابداری موجودی‌ مواد و کالا مراجعه‌ شود).

    ب  .    [حذف شد]

    ج    .    سرمایه‌گذاریهای جاری (به استاندارد حسابداری 15 حسابداری سرمایه‌گذاریها مراجعه شود).

    د     .    داراییهای زیستی غیر مولد که به ارزش منصفانه پس از کسر مخارج برآوردی زمان فروش اندازه‌گیری می‌شوند (به استاندارد حسابداری 26 فعالیتهای کشاورزی مراجعه شود).

    ﻫ     .    داراییهای غیرجاری (یا مجموعه‌های واحدی) که طبق استاندارد حسابداری 31 داراییهای غیرجاری نگهداری شده برای فروش و عملیات متوقف شده به عنوان نگهداری شده برای فروش طبقه‌بندی می‌شود.

    و.          داراییهای حاصل از قرارداد و داراییهای حاصل از مخارج دستیابی به قرارداد یا ایفای قرارداد که طبق استاندارد حسابداری 43 درآمد عملیاتی حاصل از قرارداد با مشتریان شناسایی می‌شوند.

    3 .        این‌ استاندارد در مورد موجودی‌ مواد و کالا، سرمایه‌گذاریهای جاری، و داراییهای‌ ایجاد شده‌ از طریق پیمانهای بلندمدت و داراییهای غیرجاری (و یا مجموعه‌های واحد) طبقه‌بندی شده به عنوان نگهداری شده برای فروش کاربرد ندارد، زیرا استانداردهای حسابداری مربوط به این داراییها دربرگیرنده الزامات خاصی برای شناسایی و اندازه‌گیری کاهش ارزش آنها می‌باشد.

    تعاریف‌ در استاندارد شماره 32

    4  .       اصطلاحات‌ ذیل‌ در این‌ استاندارد با معانی‌ مشخص‌ زیر بکار رفته‌ است:

    ارزش‌ اقتصادی ارزش‌ فعلی خالص جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ مورد انتظار ناشی‌ از کاربرد مستمر دارایی یا واحد مولد وجه نقد،‌‌ از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن است.

    ارزش باقیمانده مبلغ برآوردی که واحد تجاری در حال حاضر می‌تواند از واگذاری دارایی پس از کسر مخارج برآوردی واگذاری بدست آورد، با این فرض که دارایی در وضعیت متصور در پایان عمر مفید باشد.

    استهلاک تخصیص‌ سیستماتیک‌ مبلغ‌ استهلاک‌پذیر یک‌ دارایی‌ طی‌ عمر مفید آن.

    بازار فعال عبارت است از بازاری‌ که‌ کلیه‌ شرایط‌ زیر را دارد :

    • الف‌.             اقلام‌ مبادله‌ شده‌ در بازار متجانس‌ هستند،
    • ب  .             معمولاً خریداران‌ و فروشندگان‌ مایل‌ در هر زمان‌ وجود دارند، و
    • ج   .             قیمتها برای عموم قابل دسترس است.

    خالص ارزش فروش مبلغ وجه نقد یا معادل آن که از طریق فروش یک دارایی یا واحد مولد وجه نقد در شرایط عادی و پس از کسر کلیه مخارج فروش حاصل می‌شود.

    داراییهای‌ مشترک داراییهایی‌ بجز سرقفلی‌ است‌ که‌ در ایجاد جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ واحد مولد‌ وجه نقد مورد بررسی‌ و نیز سایر واحدهای‌ مولد وجه نقد نقش دارد.

    زیان‌ کاهش‌ ارزش مازاد مبلغ‌ دفتری‌ یک دارایی یا واحد مولد وجه نقد نسبت‌ به مبلغ‌ بازیافتنی‌ آن‌ است.

    عمر مفید عبارت‌ است‌ از :

    • الف.             مدت‌ زمانی‌ که‌ انتظار می‌رود دارایی، مورد استفاده‌ واحد تجاری‌ قرار گیرد، یا
    • ب  .             تعداد تولید یا واحدهای‌ مقداری‌ مشابه‌ که‌ انتظار می‌رود در فرایند استفاده از دارایی‌ توسط‌ واحد تجاری‌ تحصیل‌ شود.

    مبلغ‌ استهلاک‌‌‌پذیر  بهای‌ تمام‌ شده‌ دارایی‌ یا سایر مبالغ‌ جایگزین‌ بهای تمام شده‌ پس از کسر ارزش باقیمانده آن.

    مبلغ‌ بازیافتنی خالص‌ ارزش‌ فروش‌ یا ارزش‌ اقتصادی‌ یک‌ دارایی یا واحد مولد وجه نقد‌، هر کدام‌ که بیشتر است.

    مبلغ‌ دفتری مبلغی‌ که‌ دارایی‌ پس از کسر استهلاک‌ انباشته‌ و کاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌، به‌ آن‌ مبلغ‌ در صورت وضعیت مالی ‌ منعکس‌ می‌شود.

    مخارج‌ فروش کلیه مخارج تبعی که به طور مستقیم در رابطه با فروش دارایی یا واحد مولد وجه نقد‌، به استثنای مخارج تأمین مالی، واقع می‌شود.

    واحد مولد‌ وجه نقد کوچکترین‌ مجموعه داراییهای قابل شناسایی ایجاد کننده جریانهای ورودی وجه نقدی که به میزان عمده‌ای مستقل از جریانهای ورودی وجه نقد سایر داراییها یا مجموعه‌ای از داراییها باشد.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32

  • استاندارد شماره 31 حسابداری: داراییهای غیر جاری نگهداری شده برای فروش و عملیات متوقف شده

    استاندارد شماره 31 حسابداری: داراییهای غیر جاری نگهداری شده برای فروش و عملیات متوقف شده

    جدول محتوا

    هدف در استاندارد شماره 31

    1  .       هدف این استاندارد، تجویز نحوه حسابداری داراییهای نگهداری شده برای فروش و نحوه ارائه و افشای عملیات متوقف شده است. به طور خاص، این استاندارد موارد زیر را الزامی نموده است:

    الف .    داراییهایی که معیارهای طبقه‌بندی به عنوان ” نگهداری شده برای فروش“ را احراز می‌کنند، به اقل مبلغ دفتری و خالص ارزش فروش اندازه‌گیری و احتساب استهلاک چنین داراییهایی متوقف می‌شود، و

    ب   .    داراییهایی که معیارهای طبقه‌بندی به عنوان ” نگهداری شده برای فروش“ را احراز می‌کنند در صورت وضعیت مالی، و نتایج عملیات متوقف شده در صورت سود و زیان، به طور جداگانه ارائه می‌شوند.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 31

    2  .       الزامات ”طبقه‌بندی“ و ” ارائه“ در این استاندارد، برای تمام داراییهای غیرجاری و تمام مجموعه‌های واحد بکار می‌رود، اما الزامات ” اندازه‌گیری“ در این استاندارد برای تمام داراییهای غیرجاری و مجموعه‌های واحد (به شرح بند 4)، به استثنای داراییهای ذکر شده در بند 5 که طبق استاندارد مربوط اندازه‌گیری می‌شود، کاربرد دارد.

    3  .       داراییهایی که طبق استاندارد حسابداری 1 ارائه صورتهای مالی به عنوان غیرجاری طبقه‌بندی می‌شوند، نباید مجدداً به عنوان داراییهای جاری طبقه‌بندی شوند مگر اینکه معیارهای طبقه‌بندی به عنوان نگهداری شده برای فروش طبق این استاندارد را احراز نمایند. داراییهایی از یک طبقه که واحد تجاری در روال عادی به عنوان غیرجاری تلقی می‌کند و صرفاً به قصد فروش مجدد تحصیل شده‌اند نباید به‌عنوان جاری طبقه‌بندی شوند مگر اینکه معیارهای طبقه‌بندی به عنوان نگهداری شده برای فروش طبق این استاندارد را احراز نمایند.

    4 .        در برخی موارد واحد تجاری گروهی از داراییها و بدهیهای وابسته به آن را به عنوان یک مجموعه واحد واگذار یا برکنار می‌کند. چنین مجموعه واحدی، ممکن است یک گروه از واحدهای مولـد وجه نقد، یک واحد مولد وجه نقد، یا قسمتی از واحد مولد وجه نقد باشد. این مجموعه می‌تواند در برگیرنده هر گونه دارایی و بدهی واحد تجاری باشد. اگر یک دارایی غیرجاری به عنوان قسمتی از یک مجموعه‌ واحد، در دامنه الزامات اندازه‌گیری این استاندارد قرار گیرد، الزامات اندازه‌گیری این استاندارد برای کل مجموعه بکار می‌رود به‌ گونه‌ای که این مجموعه به اقل مبلغ دفتری وخالص ارزش فروش اندازه‌گیری می‌شود. الزامات اندازه‌گیری داراییها و بدهیهای منفرد در مجموعه‌ واحد، در بندهای 19، 20 و 24 بیان شده است.

    5  .       الزامات اندازه‌گیری این استاندارد در مورد داراییها و بدهیهای زیر کاربرد ندارد:

    الف .    سرمایه‌گذاریهای بلند مدتی که به روش تجدید ارزیابی اندازه‌گیری می‌شود.

    ب   .    داراییهای جاری و بدهیهایی که جزئی از یک مجموعه واحد نگهداری شده برای فروش است.

    تعاریف در استاندارد شماره 31

    6    .     اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

    یک بخش از واحد تجاری جزئی از عملیات و جریانهای نقدی واحد تجاری است که از لحاظ عملیاتی و اهداف گزارشگری مالی، به وضوح از سایر فعالیتهای واحد تجاری متمایز باشد.

    واحد مولد وجه نقد کوچکترین مجموعه داراییهای قابل شناسایی ایجادکننده جریان ورودی وجه نقدی که به میزان عمده‌ای مستقل از جریانهای ورودی وجه نقد سایر داراییها یا مجموعه‌ای از دارایـیها می‌باشد.

    مخارج فروش مخارج تبعی که به طور مستقیم در رابطه با فروش دارایی (یا مجموعه‌ واحد)، به استثنای مخارج تأمین مالی، واقع می‌شود.

    مجموعه‌ واحد گروهی از دارایـیها و بدهیهای وابسته به آن که به عنوان یک مجموعه واحد واگذار یا برکنار خواهد شد.

    عملیات متوقف شده یک بخش از واحد تجاری است که واگذار یا برکنار شده  یا به عنوان نگهداری شده برای فروش طبقه‌بندی شده است، و:

    • الف.             بیانگر یک فعالیت تجاری یا حوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است،
    • ب  .             قسمتی از یک برنامه هماهنگ برای واگذاری یا برکناری یک فعالیت تجاری یا حوزه جغرافیایی عمده و جداگانه از عملیات است، و یا
    • ج   .             یک واحد فرعی است که صرفاً با قصد فروش مجدد خریداری شده است.

             ارزش منصفانه قیمتی است که برای فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در معامله‌ای متعارف بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود.

    خالص ارزش فروش مبلغ وجه نقد یا معادل آن که از طریق فروش دارایی در شرایط عادی و پس از کسر کلیه مخارج فروش حاصل می‌شود.

    مبلغ بازیافتنی: خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هر کدام که بیشتر است.

    ارزش اقتصادی ارزش فعلی خالص جریانهای نقدی آتی ناشی از کاربرد مستمر دارایی از جمله جریانهای نقدی ناشی از واگذاری نهایی آن است.

    تعهد قطعی خرید توافقی با یک شخص غیروابسته، الزام‌آور برای هر دو طرف و معمولاً دارای ضمانت اجرای قانونی، که:

    • الف.             تمام شرایط بااهمیت، شامل قیمت و زمانبندی معامله را مشخص می‌کند، و
    • ب  .             شامل عامل بازدارنده‌ای است که می‌تواند اجرای آن را بسیار محتمل کند.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12

  • استاندارد شماره 30 حسابداری: سود هر سهم

    استاندارد شماره 30 حسابداری: سود هر سهم

    هدف در استاندارد شماره 30

    1 .        هدف این استاندارد، تجویز ضوابط تعیین و ارائه سود هر سهم، به منظور بهبود قابلیت مقایسه عملکرد واحدهای تجاری مختلف در یک دوره گزارشگری و مقایسه عملکرد یک واحد تجاری در دوره‌های گزارشگری مختلف است. اگرچه به دلیل کاربرد رویه‌های حسابداری متفاوت در تعیین سود، اطلاعات مربوط به سود هر سهم محدودیتهایی دارد با این حال ثبات رویه در تعیین مخرج کسر در محاسبات مربوط به سود هر سهم، گزارشگری مالی را بهبود می‌بخشد. لذا، تأکید اصلی این استاندارد بر مخرج کسر در محاسبه سود هر سهم است.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 30

    2 .        این استاندارد باید توسط واحدهای تجاری که سهام عادی یا سهام عادی بالقوه آنها به عموم عرضه شده یا در جریان عرضه عمومی است، بکار گرفته شود.

    3 .        در مورد واحد تجاری اصلی که صورتهای مالی تلفیقی و صورتهای مالی جداگانه را با هم ارائه می‌کند، الزامات افشای این استاندارد تنها باید برمبنای اطلاعات تلفیقی اعمال شود. چنانچه واحد تجاری علاوه بر افشای سود هر سهم بر مبنای اطلاعات تلفیقی، بخواهد سود هر سهم را برمبنای صورتهای مالی جداگانه نیز افشا کند، باید آن را تنها در متن صورت سود و زیان جداگانه ارائه نماید و چنین اطلاعاتی نباید در صورتهای مالی تلفیقی ارائه شود.

    4 .        سایر واحدهای تجاری، در صورت افشای سود هر سهم، باید مبلغ آن را براساس این استاندارد محاسبه و افشا کنند.

    تعاریف در استاندارد شماره 30

    5 .        اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

    ابزار مالکانه هر قراردادی که معرف وجود حقوق باقیمانده نسبت به داراییهای واحد تجاری پس از کسر کلیه بدهیهای آن است.

    تقلیل کاهش در سود هر سهم یا افزایش در زیان هر سهم با فرض تبدیل سهام عادی بالقوه به سهام عادی می‌باشد.

    سهام عادی ابزار مالکانه‌ای است که حقوق مترتب بر آن مؤخر بر سایر ابزارهای مالکانه است.

    سهام عادی بالقوه قراردادی که دارنده آن از حق تملک سهم عادی برخوردار است.

    صاحبان سهام عادی دارندگان سهام عادی واحد تجاری یا واحد تجاری اصلی در گروه.

    ضدتقلیل افزایش در سود هر سهم یا کاهش در زیان هر سهم با فرض تبدیل سهام عادی بالقوه به سهام عادی می‌باشد.

    6 .        اصطلاح ”سود هر سهم“ در عنوان و متن استاندارد، با فرض سودآور بودن عملیات واحدهای تجاری انتخاب شده است، لذا در مواردی که عملیات واحد تجاری منجر به زیان گردد، اصطلاح ”زیان هر سهم“ جایگزین می‌شود.

    7 .        اوراق مشارکت قابل تبدیل به سهام عادی و حق تقدم خرید سهام نمونه‌هایی از سهام عادی بالقوه هستند.

    اندازه‌گیری در استاندارد شماره 30

    سود پایه هر سهم

    8 .        واحد تجاری باید مبالغ سود پایه هر سهم را بر اساس سود خالص یا زیان قابل انتساب به صاحبان سهام عادی محاسبه نماید.

    9 .        سود پایه هر سهم باید با تقسیم سود خالص یا زیان قابل انتساب به صاحبان سهام عادی بر میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره محاسبه شود.

    10.       هدف سود پایه هر سهم، ارائه شاخصی برای اندازه‌گیری منافع هر سهم عادی از عملکرد واحد تجاری طی دوره گزارشگری است.

    11.       میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره، به منظور انعکاس تغییرات در مبلغ سرمایه سهامداران عادی ناشی از تغییر تعداد سهام بکارگرفته می‌شود. میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره برابر است با تعداد سهام عادی موجود در ابتدای دوره و تغییرات سهام عادی طی دوره که با استفاده از عامل وزنی زمان تعدیل می‌شود. عامل وزنی زمان، نسبت تعداد روزهای درجریان بودن سهام به مجموع تعداد روزهای ‌دوره ‌است.

    برگه‌ها: 1 2 3 4

  • استاندارد شماره 29 حسابداری: فعالیتهای ساخت املاک

    استاندارد شماره 29 حسابداری: فعالیتهای ساخت املاک

    هدف در استاندارد شماره 29

    1 .    هدف این استاندارد تجویز روشهای حسابداری درآمد و مخارج مرتبط با فعالیتهای ساخت املاک است. موضوع اصلی این استاندارد، شناخت و تخصیص درآمدها و مخارج فعالیتهای ساخت املاک در دوره‌های مالی انجام این فعالیتهاست.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 29

    2 .    این استاندارد باید برای حسابداری فعالیتهای ساخت املاک بکار گرفته شود.

    3 .    این استاندارد در مورد واحدهای تجاری که به فعالیتهای ساخت املاک مشغول هستند، صرف‌نظر از اینکه این عملیات جزء فعالیتهای اصلی آنها باشد یا خیر، کاربرد دارد.

    4 .    این استاندارد، برای ساخت املاک که با هدف استفاده توسط واحد تجاری انجام می‌شود، کاربرد ندارد.

    5 .    با توجه به ماهیت و ویژگیهای فعالیتهای ساخت املاک، حسابداری عملیات شهرک‌سازی اعم از مسکونی، صنعتی یا تجاری نیز بر اساس الزامات این استاندارد انجام می‌شود.

    تعاریف در استاندارد شماره 29

    6 .        اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است:

    • ارزش نسبی فروش : نسبت ارزش فروش هر واحد ساختمانی به ارزش فروش مجموع واحدهای ساختمانی یک پروژه یا نسبت ارزش فروش هر پروژه به ارزش فروش مجموع پروژه‌ها.
    • ارزش فروش : بهای فروش برآوردی جاری یک واحد ساختمانی در وضعیت نهایی قابل فروش آن، در هر مقطع زمانی.
    • پروژه : تمام یا بخشی از واحدهای ساختمانی مورد اجرا در یک مکان جغرافیایی مشخص که یک مرکز انباشت مخارج را تشکیل می‌دهد.
    • فعالیتهای ساخت املاک : مجموعه فعالیتهایی است که برای طراحی و احداث املاک برای فروش ضروری است. تحصیل زمین برای احداث و فروش ساختمان و یا آماده سازی و فروش زمین، به طور کلی یا جزئی، بخشی از این فعالیت است.

    واحد ساختمانی : یک واحد مسکونی، تجاری یا صنعتی، یا زمینی که برای فروش، احداث یا آماده می‌شود.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

  • استاندارد شماره 28 حسابداری: فعالیتهای بیمه عمومی

    استاندارد شماره 28 حسابداری: فعالیتهای بیمه عمومی

    هدف در استاندارد شماره 28

    1 .        هدف این استاندارد تجویز روشهاى حسابدارى براى حق‌بیمه، خسارت و مخارج تحصیل بیمه‌هاى عمومى مستقیم و اتکایى و همچنین افشاى اطلاعات این نوع فعالیتها در صورتهاى مالى شرکتها و مؤسسات بیمه است. الزامات سایر استانداردهای حسابداری درصورتی برای فعالیتهای بیمه عمومی کاربرد دارد که توسط این استاندارد جایگزین نشده باشد.

    دامنه کاربرد در استاندارد شماره 28

    2 .        این استاندارد باید در مورد فعالیتهاى بیمه عمومى و بیمه عمر زمانی بکار گرفته شود و در مورد سایر بیمه‌های زندگى کاربرد ندارد.

    تعاریف در استاندارد شماره 28

    3 .        اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانى مشخص زیر بکار رفته است:

    قرارداد بیمه (بیمه نامه) عقدی است که به موجب آن یک طرف (بیمه‌گر) متعهد می‌شود در ازاى دریافت حق بیمه از طرف دیگر (بیمه‌گذار)، در صورت وقوع حادثه، خسارت وارده به او یا شخص ذینفع را جبران کند یا مبلغ معینی را به وى یا شخص ذینفع بپردازد.

    بیمه زندگی نوعی بیمه مرتبط با حیات یا فوت انسان است که بیمه‌گر نسبت به پرداخت وجوهی معین براساس رویداد مشخصی، اطمینان می‌دهد.

    بیمه عمومى به بیمه‌های غیر از بیمه زندگی اطلاق می‌شود.

    حق بیمه مبلغی است که بیمه‌گر در ازای پذیرش خطر طبق قرارداد بیمه از بیمه‌گذار مطالبه می‌کند.

    تاریخ شروع پوشش بیمه ای عبارت است از تاریخ شروع پذیرش خطر توسط بیمه‌گر طبق قرارداد بیمه.

    بیمه اتکایی بیمه‌‌ای است که به موجب آن یک طرف (بیمه‌گر اتکایی) در ازاى دریافت حق بیمه، جبران تمام یا بخشى از خسارت وارده به طرف دیگر (بیمه‌گر واگذارنده) را بابت بیمه‌نامه یا بیمه‌نامه‌های صادره و یا قبولى توسط وى، تعهد می‌کند.

    بیمه اتکایى نسبى نوعى بیمه اتکایی است که به موجب آن بیمه‌گر اتکایی در قبال دریافت نسبتى از حق بیمه قرارداد بیمه اولیه، تعهد می‌کند به‏همان نسبت خسارت وارده به بیمه‌گر واگذارنده را جبران کند.

    بیمه‌اتکایى غیرنسبى نوعى بیمه‌اتکایى است که در آن بیمه‌گر اتکایی در قبال دریافت حق بیمه، تعهد می‌کند تمام یا بخشى از خسارت مازاد بر سقف از پیش تعیین شده را جبران کند.

    خسارت عبارت است از مبلغ قابل پرداخت در اثر وقوع حوادث تحت پوشش قرارداد بیمه.

    شناخت درآمد حق بیمه‏ در استاندارد شماره 28

    4 .        درآمد حق بیمه باید از تاریخ شروع پوشش بیمه‌‌ای و به‌محض اینکه حق‌ بیمه به‌گونه‌اى اتکاپذیر قابل اندازه‌گیرى باشد، شناسایى شود.

    5 .        بیمه‌گر درآمد حق بیمه را در ازاى پذیرش خطر کسب می‌کند، لذا درآمد حق بیمه از تاریخ شروع پوشش بیمه‌ای، و نه تاریخ صدور، در رابطه با هریک از بیمه نامه‌ها شناسایى می‌شود. با این وجود، بنابه ملاحظات عملى، بیمه‌گران معمولاً براى شناسایى درآمد، از مبناهایی استفاده می‌کنند که براساس آن، تاریخ مزبور به‌طور تقریبی تعیین می‌شود. براى مثال بیمه‌گر مستقیم ممکن است فرض کند براى تمام بیمه‌نامه‌های صادر شده در یک ماه، خطر از اواسط ماه پذیرفته شده است. استفاده از این مفروضات در صورتى قابل پذیرش است که نتیجه حاصل از بکارگیرى آن با شناسایى درآمد از تاریخ شروع پوشش بیمه‌ای هر بیمه‌نامه در دوره مالی مربوط، تفاوت با اهمیتى نداشته باشد.

    6 .        چنانچه بیمه‌گر براساس قوانین و مقررات مبالغى را از جانب سازمانهاى دولتى یا سایر اشخاص ثالث از بیمه‌گذار دریافت کند و بدون دخل و تصرف آن را به حساب ذینفع واریز کند، این مبالغ درآمد بیمه‌گر تلقى نمی‌شود.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8

  • استاندارد شماره 27 حسابداری: طرحهای مزایای بازنشستگی

    استاندارد شماره 27 حسابداری: طرحهای مزایای بازنشستگی

    دامنه‌ کاربرد در استاندارد شماره 27

    1 .        بکارگیری‌ این‌ استاندارد در حسابداری‌ طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ الزامی‌ است‌.

    2 .        کلیه‌ صندوقهایی‌ که‌ متولی‌ اجرای‌ طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ می‌باشند، ازجمله‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌، صندوق‌ بازنشستگی‌ کشوری‌ و صندوقهای‌ شرکتها و سازمانها مشمول‌ این‌ استاندارد هستند. طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ که‌ شخصیت‌ حقوقی‌ جداگانه‌ای‌ ندارند نیز در صورت‌ گزارشگری‌ مستقل‌، مشمول‌ این‌ استاندارد می‌باشند. الزامات‌ سایر استانداردهای‌ حسابداری‌ درصورتی‌ برای‌ طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ کاربرد دارد که‌ توسط‌ این‌ استاندارد جایگزین‌ نشده‌ باشد.

    3 .        این‌ استاندارد با حسابداری‌ طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ برای‌ تمام‌ اعضا به‌ عنوان‌ یک‌ گروه‌ سر و کار دارد و به‌ گزارش‌ درباره‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ هریک‌ از اعضا نمی‌پردازد.

    4 .        این‌ استاندارد در مورد طرحهای‌ دیگری‌ از قبیل‌ بیمه‌ بیکاری‌ و خدمات‌ درمانی‌ که‌ توسط‌ برخی‌ سازمانها و صندوقها در کنار طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ اداره‌ می‌شود، کاربرد ندارد. صندوقهای‌ بازنشستگی‌ که‌ به‌طور همزمان‌ متولی‌ انجام‌ این‌ موارد می‌باشند اطلاعات‌ مرتبط‌ با طرحهای‌ مزبور را برمبنای‌ الگوی‌ صورتهای‌ مالی‌ مندرج‌ در این‌ استاندارد، در صورتهای‌ مالی‌ صندوق‌ بازنشستگی‌ ترکیب‌ و حسب‌ مورد اطلاعات‌ تفکیکی‌ ارائه‌ می‌کنند.

    تعاریف‌ در استاندارد شماره 27

    5 .        اصطلاحات‌ ذیل‌ در این‌ استاندارد با معانی‌ مشخص‌ زیر بکار رفته‌ است:

    طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی برنامه‌هایی‌ است‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ برای‌ اعضا پس‌ از خاتمه‌ خدمت‌، مزایایی‌ در قالب‌ حقوق‌ بازنشستگی‌ یا مستمری‌ فراهم‌ می‌شود، به‌شرطی‌ که‌ بتوان‌ این‌ مزایا را قبل‌ از خاتمه‌ خدمت‌ براساس‌ شرایط‌ مصوب‌ یا رویه‌ مورد عمل‌ تعیین‌ یا براورد کرد.

    مزایای‌ بازنشستگی عبارت‌ است‌ از حقوق‌ بازنشستگی‌ و سایر مستمریهایی‌ که‌ به‌موجب‌ مقررات‌ طرح‌ انتظار می‌رود باتوجه‌ به‌ سنوات‌ خدمت‌ گذشته‌ اعضا به‌ آنان‌ پرداخت‌ شود.

    اعضـا شامل‌ کلیه‌ افراد اعم‌ از شاغلین‌، بازنشستگان‌ و مستمری‌بگیرانی‌ است‌ که‌ از مزایای‌ طرح‌ بازنشستگی‌ بهره‌مند می‌شوند.

    صندوق‌ بازنشستگی شخصیت‌ حقوقی‌ مستقلی‌ است‌ که‌ تحت‌ عناوینی‌ مانند صندوق‌، سازمان‌، مؤسسه‌ و غیره‌ براساس‌ قانون‌، اساسنامه‌ یا دستورالعمل‌ خاص‌، در حوزه‌ تأمین‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ اعضا، فعالیت‌ می‌کند.

    ارزش‌ فعلی‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ مبتنی‌بر ا کچوئری عبارت‌ است‌ از ارزش‌ فعلی‌ پرداختهای‌ مورد انتظار به‌ اعضای‌ طرح‌ بابت‌ سنوات‌ خدمت‌ گذشته‌ آنان‌ که‌ برمبنای‌ مفروضات‌ ا کچوئری‌ محاسبه‌ می‌شود. خالص‌ داراییهای‌ طرح‌ (ارزش‌ ویژه‌ طرح‌) عبارت‌ است‌ از داراییهای‌ طرح‌ منهای‌ بدهیهای‌ آن‌ غیر از ارزش‌ فعلی‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ مبتنی‌بر ا کچوئری‌.

    6 .        به‌منظور سنجش‌ توان‌ مالی‌ طرحهایی‌ از قبیل‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ و بیمه‌ عمر جهت‌ ایفای‌ تعهدات‌ مربوط‌ به‌ طرحهای‌ مذکور، محاسباتی‌ براساس‌ روشهای‌ آماری‌، احتمالات‌ و ریاضیات‌ کاربردی‌ و با استفاده‌ از مکانیزم‌ اکچوئری‌ صورت‌ می‌گیرد. اگرچه‌ ارزش‌ فعلی‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ مبتنی‌بر اکچوئری‌ تعهد طرح‌ می‌باشد اما به‌موجب‌ این‌ استاندارد به‌ عنوان‌ بدهی‌ در صورتهای‌ مالی‌ طرح‌ شناسایی‌ نمی‌شود بلکه‌ در زیر صورت وضعیت مالی‌ و یادداشتهای‌ توضیحی‌ افشا می‌گردد.

    استفاده‌کنندگان و نیازهای اطلاعاتی آنان در استاندارد شماره 27

    7 .        استفاده‌کنندگان‌ اصلی‌ گزارشهای‌ مالی‌ طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ شامل‌ اعضا، ارکان‌ طرح‌، دولت‌ و کارفرمایان‌ می‌باشد. این‌ اشخاص‌ نیاز به‌ اطلاعاتی‌ دارند که‌ اهداف‌ زیر را تأمین‌ کند:

    الف ‌.    ارزیابی‌ توان‌ پرداخت‌ تعهدات‌،

    ب‌   .    ارزیابی‌ عملکرد طرح‌،

    ج‌‌    .    تعیین‌ راهبردها و خط‌ مشی‌های‌ طرح‌، و

    د‌     .    فراهم‌ کردن‌ امکان‌ نظارت‌ عمومی‌ دولت‌.

    8 .        اهم‌ نیازهای‌ اطلاعاتی‌ گروههای‌ استفاده‌کننده‌ اصلی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌ :

    الف .    اعضـا : این‌ گروه‌ به‌ اطلاعاتی‌ راجع‌ به‌ امکان‌ تأمین‌ مزایا و چگونگی‌ بکارگیری‌ منابع‌ طرح‌ به‌منظور ایفای‌ تعهدات‌ و نیز بدهیهای‌ بالقوه‌ طرح‌ نیاز دارد. همچنین‌ لازم‌ است‌ برخی‌ اطلاعات‌ اساسی‌ طرح‌ مانند نرخهای‌ حق‌ بیمه‌ و شرایط‌ بازنشستگی‌ به‌ اعضا ارائه‌ شود.

    ب‌‌   .    ارکان‌ طرح‌ : این‌ گروه‌ که‌ شامل‌ هیئت‌ امنا یا شورای‌ عالی‌ یا عناوین‌ مشابه‌ می‌باشد به‌ اطلاعاتی‌ به‌منظور ارزیابی‌ عملکرد طرح‌، تصمیم‌گیری‌ در مورد سیاستهای‌ کلی‌ طرح‌ و اطمینان‌ از کفایت‌ داراییها برای‌ ایفای‌ تعهدات‌ نیاز دارند.

    ج‌    .    دولت : دولت‌ برای‌ ایفای‌ وظایف‌ حاکمیتی‌ و نیز به‌منظور اطمینان‌ از رعایت‌ الزامات‌ قانونی‌ و نظارت‌ بر طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ به‌لحاظ‌ آثار اجتماعی‌ ناشی‌ از عملکرد آنها به‌ اطلاعاتی‌ درخصوص‌ وضعیت‌ مالی‌، تعهدات‌ و عملکرد مالی‌ طرحها نیاز دارد.

    د‌     .    کارفرمایان‌ (در طرحهای‌ مزایای‌ بازنشستگی‌ اختصاصی‌) : این‌ گروه‌ به‌ اطلاعاتی‌ جهت‌ ارزیابی‌ عملکرد طرح‌، اطمینان‌ از معقول‌ بودن‌ نرخهای‌ حق‌ بیمه‌ و پیش‌ بینی‌ تعهدات‌ آتی‌ خود در قبال‌ طرح‌ نیاز دارند.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8

  • استاندارد شماره 26 حسابداری: فعالیتهای کشاورزی

    استاندارد شماره 26 حسابداری: فعالیتهای کشاورزی

    دامنه‌ کاربرد در استاندارد شماره 26

    1 .        کاربرد این‌ استاندارد در حسابداری‌ موارد زیر الزامی ‌است‌، مشروط‌ بر اینکه‌ به‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ مربوط‌ باشد :

    الف ‌.    داراییهای‌ زیستی‌، و

    ب‌   .    تولید کشاورزی‌ در زمان‌ برداشت‌.

    2 .        این‌ استاندارد در موارد زیر کاربرد ندارد :

    الف ‌.    زمین‌ مربوط‌ به‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ (به‌ استاندارد حسابداری‌  11 داراییهای‌ ثابت‌ مشهود مراجعه‌ شود)، و

    ب‌   .    داراییهای‌ نامشهود مربوط‌ به‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ (به‌ استاندارد حسابداری‌ 17 داراییهای‌ نامشهود مراجعه‌ شود).

    3 .        این‌ استاندارد در مورد تولید کشاورزی‌، یعنی‌ محصول‌ برداشت‌ شده‌ از داراییهای‌ زیستی‌ واحد تجاری‌، تنها در زمان‌ برداشت‌، کاربرد دارد. بعد از زمان‌ برداشت‌، تولید کشاورزی‌ تابع‌ الزامات‌ استاندارد حسابداری‌ 8 حسابداری‌ موجودی‌ مواد و کالا یا سایر استانداردهای‌ حسابداری‌ مربوط‌ خواهد بود. بنابراین‌، این‌ استاندارد به‌ فراوری‌ محصولات‌ کشاورزی‌ بعد از زمان‌ برداشت‌ مربوط‌ نمی‌شود؛ برای‌ مثال‌، فرایند فراوری‌ انگور تا سرکه‌ توسط‌ باغدار پرورش‌دهنده‌ انگور مشمول‌ این‌ استاندارد نیست‌. هرچند چنین‌ فرایندی‌ می‌تواند به‌طور منطقی‌ و طبیعی‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ محسوب‌ شود و با دگردیسی‌ زیستی‌ تا حدی‌ مشابه‌ باشد، اما این‌ نوع‌ فراوری‌ در این‌ استاندارد در تعریف‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ قرار نمی‌گیرد.

    4 .        جدول‌ زیر نشان دهنده‌ نمونه‌هایی‌ از داراییهای‌ زیستی‌، تولیدات‌ کشاورزی‌ و محصولاتی‌ است‌ که‌ از فراوری‌ پس از برداشت‌ حاصل‌ می‌شود :

    داراییهای‌ زیستی‌تولیدات‌ کشاورزی‌محصولات‌ فراوری‌ شده‌ بعد از برداشت‌
    گوسفندپشم‌نخ ، فرش‌
    گله‌ شیری‌شیرپنیر
    گوساله‌گوشت‌سوسیس‌
    مرغ‌ تخم‌گذارتخم‌ مرغ‌محصولات‌ غذایی‌
    ماهی‌گوشت‌کنسرو ماهی‌
    تاکستان‌انگورسرکـه‌
    درخت‌ سیب‌سیب‌کمپوت‌
    گیاهان‌پنبـه‌نخ‌ ، پارچه‌
    نیشکرشکر
    بوته‌ چای‌برگ‌ چای‌چای‌ خشک‌
    درختان‌ جنگل‌ مصنوعی‌تنه‌ درخت‌الوار

    تعاریف‌ در استاندارد شماره 26

    تعاریف‌ مرتبط‌ با کشاورزی‌

    5 .        اصطلاحات‌ ذیل‌ در این‌ استاندارد با معانی‌ مشخص‌ شده‌ زیر به‌ کار رفته‌ است‌ :

    فعالیت‌ کشاورزی عبارت‌ است‌ از مدیریت‌ بر دگردیسی‌ داراییهای‌ زیستی‌ برای‌ فروش‌، تبدیل‌ به‌ تولید کشاورزی‌ یا افزایش‌ داراییهای‌ زیستی‌.

    دگردیسی شامل‌ فرایندهای‌ رشد، تحلیل‌، تولید و تولید مثل‌ است‌ که‌ به‌ تغییرات‌ کیفی‌ یا کمّی‌ دارایی‌ زیستی‌ می‌انجامد.

    دارایی‌ زیستی عبارت‌ است‌ از حیوان‌ یا گیاه‌ زنده‌.

    تولید کشاورزی عبارت‌ است‌ از محصول‌ برداشت‌ شده‌ از داراییهای‌ زیستی‌ واحد تجاری‌.

    گروهی‌ از داراییهای‌ زیستی عبارت‌ است‌ از مجموعه‌ حیوانات‌ یا گیاهان‌ زنده‌ مشابه‌.

    برداشت‌ عبارت‌ است‌ از جداسازی‌ تولید کشاورزی‌ از دارایی‌ زیستی‌ یا پایان‌ دادن‌ به‌ فرایند زندگی‌ دارایی‌ زیستی‌.

    دارایی‌ زیستی‌ مولد عبارت‌ است‌ از یک‌ دارایی‌ که‌ به‌قصد تولید مثل‌، اصلاح‌ نژاد و یا تولید کشاورزی‌ ، با حفظ‌ حیات‌ دارایی‌ زیستی‌ ، نگهداری‌ می‌شود و قابلیت‌ برداشت‌ در بیش‌ از یک‌ سال‌ را دارد.

    دارایی‌ زیستی‌ غیر مولد به‌ طبقه‌ای‌ از داراییهای‌ زیستی‌ گفته‌ می‌شود که‌ واجد شرایط‌ تعیین‌ شده‌ برای‌ داراییهای‌ زیستی‌ مولد نیست‌.

    6 .        فعالیت‌ کشاورزی‌ شامل‌ انواع‌ گوناگونی‌ مانند پرورش‌ احشام‌، درختکاری‌، کاشت‌ گیاهان‌ یک‌ ساله‌ یا چند ساله‌، زراعت‌، کاشت‌ درختان‌ میوه‌ و نهالستان‌، پرورش‌ گل‌ و پرورش‌ آبزیان‌ است‌. برخی‌ ویژگیهای‌ مشترک‌ این‌ فعالیتها به‌ شرح‌ زیر می‌باشد :

    الف .    قابلیت‌ تغییر. حیوانات‌ و گیاهان‌ زنده‌ به‌صورت‌ بالقوه‌ توانایی‌ دگردیسی‌ زیستی‌ دارند،

    ب   .    مدیریت‌ تغییر. مجموعه‌ فعالیتهایی‌ که‌ از طریق‌ بهینه‌سازی‌ و ایجاد شرایط‌ لازم‌ (از قبیل‌ سطوح‌ تغذیه‌، رطوبت‌، درجه‌ حرارت‌، کود و نور) فرایند دگردیسی‌ را تسهیل‌ می‌کند. چنین‌ مدیریتی‌ فعالیت‌ کشاورزی‌ را از سایر فعالیتها متمایز می‌سازد. برای‌ مثال‌، بهره‌برداری‌ از منابعی‌ که‌ مدیریت‌ نمی‌شود (از قبیل‌ ماهیگیری‌ در دریاها و رودخانه‌ها و قطع‌ درختان‌ جنگلی‌ بدون‌ انجام‌ وظایف‌ احیاء) فعالیت‌ کشاورزی‌ نیست‌، و

    ج    .    اندازه‌گیری‌ تغییر. تغییرات‌ کیفی‌ (برای‌ مثال‌، اصلاح‌نژاد، درجه‌ غلظت‌، رسیده‌ بودن‌، پوشش‌ چربی‌، میزان‌ پروتئین‌ و مقاومت‌ بافتی‌) یا تغییرات‌ کمی‌ (برای‌ مثال‌، تولید مثل‌، وزن‌، ابعاد حجمی‌، طول‌ یا قطر الیاف‌ و تعداد جوانه‌) ناشی از دگردیسی‌ به‌ عنوان‌ شاخصهای‌ فعالیت‌ معمول‌ مدیریت‌، اندازه‌گیری‌ و نظارت‌ می‌شود.

    7 .        دگردیسی‌ به‌ یکی‌ از نتایج‌ زیر منجر می‌شود :

    الف ‌.   تغییرات‌ در دارایی‌ از طریق‌ رشد (افزایش‌ کمی‌ و کیفی‌ حیوان‌ یا گیاه‌)، تحلیل‌ (کاهش‌ در کمیت‌ یا افت‌ کیفیت‌ حیوان‌ یا گیاه‌) یا تولید مثل‌ (تکثیر حیوان‌ یا گیاه‌ زنده‌) یا

    ب‌   .    تولید محصول‌ کشاورزی‌ از قبیل‌ برگ‌ چای‌، پشم‌ و شیر.

    8 .        داراییهای‌ زیستی‌ غیر مولد اقلامی‌ هستند که‌ به‌ عنوان‌ تولید کشاورزی‌ برداشت‌ می‌شوند یا به‌ عنوان‌ داراییهای‌ زیستی‌ به‌فروش‌ می‌رسند. دامهای‌ گوشتی‌، دامهای‌ آماده‌ فروش‌، ماهی‌ پرورشی‌، غلات‌ در جریان‌ رشد از قبیل‌ ذرت‌ و گندم‌، و درختان‌ پرورشی‌ جهت‌ تهیه‌ الوار نمونه‌هایی‌ از داراییهای‌ زیستی‌ غیر مولد می‌باشد. داراییهای‌ زیستی‌ مولد ازجمله‌ شامل‌ اقلامی‌ مانند دامهای‌ شیری‌، تاکستانها، درختان‌ میوه‌ و مرغهای‌ تخم‌گذار است‌.

    تعاریف‌ عمومی‌

    9 .        اصطلاحات‌ ذیل‌ در این‌ استاندارد با معانی‌ مشخص‌ زیر به‌ کار رفته‌ است‌:

    بازار فعال عبارت‌ است‌ از بازاری‌ که‌ کلیه‌ شرایط‌ زیر را دارد:

    • الف.             اقلام‌ مبادله‌ شده‌ در بازار متجانس‌ هستند،
    • ب‌  .             معمولاً خریداران‌ و فروشندگان‌ مایل‌ در هر زمان‌ وجود دارند، و
    • ج   .             قیمتها برای‌ عموم‌ قابل‌ دسترسی‌ است‌.

    مبلغ‌ دفتری مبلغی‌ است‌ که‌ دارایی‌ به‌ آن‌ مبلغ‌ در صورت وضعیت مالی‌ منعکس‌ می‌شود.

             ارزش منصفانه قیمتی است که برای فروش یک دارایی یا انتقال یک بدهی در معامله‌ای متعارف بین فعالان بازار، در تاریخ اندازه‌گیری قابل دریافت یا قابل پرداخت خواهد بود.

    10 .      در این‌ استاندارد، اقلام‌ متجانس‌ به‌ مجموعه‌ای‌ از اقلام‌ نظیر لبنیات‌، غلات‌، دانه‌های‌ روغنی‌، میوه‌ و تره‌بار، گل‌، دام‌، طیور، ماهیها و آبزیان‌ و … اطلاق می‌شود که‌ به‌ واسطه‌ خصوصیات‌ همانند، قابل‌ گروه‌بندی‌ است‌.

    11 .      ارزش‌ منصفانه‌ یک‌ دارایی‌ مبتنی‌ بر مکان‌ و شرایط‌ فعلی‌ آن‌ است‌. برای‌ مثال‌، ارزش‌ منصفانه‌ یک‌ گله‌ در مزرعه‌ معادل‌ با قیمت‌ همان‌ گله‌ در بازار مربوط‌ پس از کسر مخارج‌ حمل‌ و سایر مخارج‌ رساندن‌ گله‌ به‌ آن‌ بازار است‌.

    برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6